شادابی زنگ های تفریح  در آموزشگاه

کیده :

با توجه به اینکه در هزاره سوم ، موجهای جهانی شدن تحولات اساسی و ساختاری در زندگی بشر پدیدآورده است ،آموزش نیز به تبع آن دچار تحولات زیر بنایی و بنیادین شده است ؛ بطوری که دیگر نمی توان تعلیم و تربیت را مختص کلاس های درس دانست. آنچه امروز بر‌ آن تاکید می شود این است که ما باید بدون توجه به محدودیتهای زمانی و مکانی در هر فرصتی، ذهن ، اندیشه و احساس کودکان را با آموزش مأنوس و مرتبط سازیم. یکی از مصادیقی که در این هزاره به عنوان یک زمان مناسب برای آموزش از آن یاد می شود زنگ تفریح در مدارس است. در حقیقت زنگ تفریح زمانی برای اتلاف وقت یا صرفاً رفع خستگی نیست بلکه اگر به واقع مفهوم و ماهیت زنگ های تفریح در مدارس توجه شود می توان به نقش تربیتی آن رسید که به مراتب فراتر از کلاس های درس است و این نکته ای است که در نظام آموزش و پرورش ایران کمتر به آن توجه شده و حتی در برنامه ریزی ها و مسائلی که در خصوص این بخش مطرح می شود کمتر صحبتی در مورد اهمیت حیاتی آن عنوان می شود.زنگ تفریح از این جهت حائز اهمیت است که معمولاً دانش آموزان با شنیدن صدای زنگ پایان درس به سرعت و با شتاب، خود را به حیاط مدرسه رسانده و گویا احساس رهایی و آزادی می کنند. در واقع اگر آموزش در کلاس، اجباری، تحمیلی و خسته کننده است زنگ تفریح آغاز شادی و تفریح و فعالیت است. هر چند که یکی از اهداف در نظر گرفتن این زمان کوتاه، استراحت فکری، ذهنی، روحی و جسمی کودکان و نوجوانان است اما با توجه به اینکه آموزش به دو صورت آشکار و پنهان ارائه می شود زنگ تفریح را باید زمان مناسبی برای تعلیم و تربیت روح و احساس دانش آموزان دانست.

در واقع اگر بپذیریم هر کودک و نوجوانی در زمانی که ذهن و احساس و ادراکش از تعلقات بیرونی رهایی یافته و هیچ اجباری برای پذیرش چیزی وجود ندارد، بهتر می تواند به خود شکوفایی استعدادهایش کمک نماید در آن صورت از فرصت های کوتاه بین ساعت کلاسی بهتر استفاده خواهیم نمود. بچه ها در ساعات زنگ تفریح ارتباط و تعامل را با همسالان خود می آموزند؛ ارتباطی که در فضایی کاملاً باز و آزاد و بدون حضور هیچ سرپرست یا فردی که بخواهد به آنها امر و نهی کند، به دست می آید.

 مقدمه

به طور معمول ، در آخرین دقایق کلاس درس دانش آموزان بی اختیار لحظه شماری می کنند تا با شنیدن صدای زنگ مدرسه ، ناگهان از جا برخاسته و با شتاب هرچه تمام تر خودشان را به حیاط برسانند و برای لحظاتی هم که شده ، فارغ از کلاس و درس ، با دوستان خود ، به بازی و تفریح بپردازند .حیاط مدرسه هرچقدر هم کوچک باشد ، فضایی دلنشین برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند . آری … نام این لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی است .این واقعیتی است که در چند دقیقه زنگ تفریح با وجود استراحت جسمی و روانی کودک و نوجوان می توان با یک سلسله برنامه های مدون خوب و استفاده بهینه از این زنگ دلچسب و دوست داشتنی به اهداف مطلوب تر آموزشی و پرورشی دست یافت .نام زنگ تفریح همگان را بی اختیار به یاد دانش آموزان و لحظه شماری آنها برای رسیدن به این چند دقیقه ی کوتاه  می اندازد. بی شک در این دقایق کوتاه با برنامه ریزی دقیق ، می توان دانش آموزان را به نحوی هدایت کرد تا کارهای زیادی انجام دهند که هرکدام از آنها علاوه بر تفریح و استراحت در امر یادگیری نیز تاثیری بسزا دارد.

به یقین حق طبیعی هر دانش آموز است که بعد از یک ساعت و نیم مطالعه ، یادگیری ، انجام تکالیف درسی ، پرسش و پاسخ ، برگزاری امتحانات کلاسی و غیره دقایقی به استراحت روحی و جسمی بپردازد .

بیان مسئله

اگر بپذیریم که یکی از اهداف نظام آموزش و پرورش تربیت شهروندان خوب و خوش بخت برای جامعه است شهروندانی که همدیگر را دوست دارند و می توانند با یکدیگر زندگی صلح آمیزی خوبی داشته باشند زنگ تفریح این موقعیت را در اختیار ما می گذارد. یکی از تأکیداتی که در نظام های پیشرفته آموزشی می شود این است که بچه ها به هر طریقی که می توانند کار گروهی یا تیمی را تجربه کنند. حال اگر حیاط مدارس را بتوان به فضایی از شادی، سرور، بازی های گروهی و تیمی مبدل سازیم ،توانسته ایم این فرصت آموزشی را در مدارس ایجاد نماییم. یکی از مشکلات و موانع توجه متفاوت به زنگ تفریح در ایران این است که حیاط اکثر مدارس کوچک، بی قواره و غیر استاندارد است.

بر همین مبناست که گفته می شود مکان احداث مدرسه، نوع ساختن کلاس ها و یا حیاط و اندازه آن ها دارای اهمیت است و باید مبتنی بر استانداردهای جهانی باشد. اگر بچه ها برای رفتن به زنگ تفریح ثانیه شماری می کنند پس چه بهتر که این فضا را برای آن ها روح بخش تر و شاداب تر نماییم؛ مثلاً می توان حیاط را با رنگ های شاد و زنده و پرانرژی رنگ آمیزی نمود،گل و گیاهان طبیعی در آن جا کاشت و به دیوارها جملات آموزنده، روحیه بخش و امیدوار کننده نصب نمود. جملاتی که ایمان به پیروزی و موفقیت را در آن ها تقویت می کند. زنگ تفریح کارناوال شادی، شور و شوق است.

فقط کافی ست زمانی که بچه ها مشغول بازی و تفریح و گفتگو هستند به آنها توجه کنید در چشمهای آن ها شوق به زندگی، شعف و انرژی برای حرکت را می توانید ببینید. در حقیقت با توجه به اینکه جایگاه آموزش و پرورش در این هزاره ایجاد تغییر در کودکان و نوجوانان است پس چرا نباید از فرصت زنگ تفریح جهت ایجاد جذابیت، شور و هیجان بهره برد؟ یکی دیگر از اشتباهاتی که در برخی از مدارس ایران مشاهده می شود این است که زنگ تفریح را زنگ ورزش محسوب می کنند در حالی که این کار باعث می شود از یک طرف ارزش و اعتبار زنگ ورزش زیر سوال رفته و از طرف دیگر کارکرد زنگ تفریح نیز به مرور نادیده انگاشته شود.

 

برنامه ریزی برای مدیران مدارس

 جملات بزرگان در زمینه مدیریت كارگزارانت را بيازما و سپس بكار گمار، چرا كه انتصاب بدون مشورت و آزمايش موجب پشيماني خواهد بود. حضرت علی (ع) امام علي عليه‌السلام :وارد عمل شدن بدون برنامه ريزي علت همه شكست‌هاست. برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الان كاري براي آن انجام دهيد. لاكين، آلن شكست، عدم موفقيت نيست؛ شكست يعني تأخير در پيروزي. مكنزي، آلكس خدمات خوب سنگ بناي كسب و كار خوب است. وفاداري به مارك پاداشي است كه مشتري به شركتهايي كه خدمات بهتر عرضه مي‌كنند، مي‌دهد. ماتسوشيتا، راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، كونوسوكي بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد. تواين، مارك برنامه ریزی توسط مدیر آموزشگاه از میان وظایف مدیریت آموزشگاهی ، برنامه ریزی دارای جایگاه مهمی است در زیر نکاتی جهت اطلاع مدیران گرامی مدارس اعلام می گردد % اصل اول : برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کارکنان % اصل دوم : برنامه ریزی برای ثبت نام دانش اموزان % اصل سوم : برنامه ریزی برای کسب اطلاعات فردی و رفتاری دانش اموزان و شناخت بیشتر آنان % اصل چهارم : برنامه ریزی برای برنامه هفتگی % اصل پنجم : برنامه ریزی برای آماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای آموزشی واداری % اصل ششم : برنامه ریزی برای انتخابات انجمن اولیا ومربیان وشورای دانش اموزان و شورای دبیران % اصل هفتم : برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش اموزان % اصل هشتم : برنامه ریزی برای فروشگاه دانش اموزان % اصل نهم : برنامه ریزی برای دفاتر حضور وغیاب دانش اموزان % اصل دهم : برنامه ریزی برای حضور منظم دبیران در ورود وخروج به آموزشگاه و کلاسها اصل یازدهم : برنامه ریزی برای نماز جماعت دانش اموزان و همکاران اصل دوازدهم :برنامه ریزی برای استفاده از کتابخانه وآزمایشگاه و رایانه اصل سیزدهم : برنامه ریزی برای جلسات ماهانه ماهانه ارکان مدرسه از نظر زمان و محتوی اصل چهاردهم : برنامه ریزی برای گرامیداشت ایام الله و ولادتها و شهادتها و جشن های انقلاب اصل پانزدهم :برنامه ریزی برای شرکت دانش اموزان در جشنواره ها و المپیادها و فعالیتهای دست ساز اصل شانزدهم : برنامه ریزی برای مسابقات فرهنگی وهنری وورزشی اصل هفدهم : برنامه ریزی برای گرامیداشته هفته های دفاع مقدس و هفته بسیج و هفته کتابخوانی و هفته بهداشت و هفته تربیت و هفته معلم و هفته های دیگر اصل هیجدهم : برنامه ریزی برای برگزاری امتحانات ( تصحیح اوراق و ارایه برنامه امتحانات و اعلام نتایج و پاسخ به اعتراضات اصل نوزدهم : برنامه ریزی برای تشکیل کلاسهای فوق برنامه و و تکمیلی و جبرانی و تقویت بنیه علمی و امادگی برای امتحانات اصل بیستم : برنامه ریزی برای ملاقاتهای فردی با اولیا و برخی دانش آموزان و کارکنان اصل بیست ویکم : برنامه ریزی برای پاسخگویی به اولیای دانش آموزان اصل بیست ودوم : برنامه ریزی برای شرکت در جلسات ماهانه اداره اصل بیست وسوم : برنامه ریزی برای دریافت مشارکتای مردمی اصل بیست و چهارم : برنامه ریزی برای فعالیتهای مالی و حسابداری آموزشگاه اصل بیست وپنجم : برنامه ریزی برای حضور اولیای دانش اموزان ( مخصوصا دانش اموزان مشکل داردرسی و اخلاقی ) در مدرسه اصل بیست و ششم : برنامه ریزی برای بررسی پرونده های تحصیلی و مدارک ومدارک دانش اموزان ورفع اشکالات آنان اصل بیست و هفتم : برنامه ریزی برای ارزشیبابی کارکنان آموزشگاه اصل بیست وهشتم : برنامه ریزی برای فعالیتهاهی بیسج دانش اموزی و انجمن اسلامی و شورای دانش اموزی اصل بیست ونهم : برنامه ریزی برای پاسخ به بموقع به بخشنامه ها اصل سی ام : برنامه ریزی برای فروش مجلات رشد وپیوند اصل سی یک : برنامه ریزی برای حضور دانش اموزان در نماز جمعه اصل سی دو : برنامه ریزی برای تشویق دانش اموزان ممتاز وبرتر درسی و اخلاقی اصل سی سه : برنامه ریزی برای برنامه ریزی برای دانش اموزان دارای مسایل انضباطی اصل سی وچهار : برنامه ریزی برای تهیه امکانات مدرسه اصل سی وپنج : برنامه ریزی برای اجرای مطلوب مراسم صبحگاه اصل سی وشش : برنامه ریزی برای انجام آزمون های مستمر ویا مسابقات علمی آینده سازان وبسیج و آموزش وپرورش اصل سی وهفت : برنامه ریزی برای آزمون تشخیصی اصل سی وهشت : برنامه ریزی برای فعالیتهای اردویی اصل سی ونه: برنامه ریزی برای کلاسهایی که دبیرانشان به مرخصی می روند اصل چهلم : برنامه ریزی برای نظارت برفعایتهای آموزشی دبیران و کارکنان آموزشگاه ************* اصول مديريت ژاپني 1) هدف 2) تغيير ذهنيات مديران 3) مواد ارزان قيمت 4) ترغيب كاركنان به توليد 5) رهبري در سازمان‌ها نه رياست 6) از بين رفتن ترس 7) ربط واحدها با همديگر نه انجام امور توسط هر بخش در يك مسير مجزا 8) شعار بي‌محتوا ندادن 9) عدم توجه به آمار، ارقام و كميت 10) احساس غرور و لذت از كار 11) خود اصلاحي 12) كمك گرفتن از همه همكاران 13) بازرسي كلي، دور و هميشگي 14) همكاري خواستن از افراد در گرفتن تصميمات موانع اساسي مديران در مسير گوش سپردن به سخنان كاركنان 1) سابقه طولاني نظام غير دموكراتيك و سلسله مراتبي 2) خود شيفتگي 3) بدبيني و گريز از واقعيت 4) كمبود وقت 5) ناشكيبايي در جايگاه شنونده 6) انبوه مسائل و فقدان تمركز 7) ناتواني كاركنان در تبادل پيام و گفتگوي مؤثر *************** 9 گام به سوی اخراج! مترجم: راحله زند وكيلي اگر مي‌خواهيد به آساني كار خود را از دست بدهيد و به قول معروف به سه شماره اخراج شويد به موارد زير عمل كنيد: 1- به توقعاتي كه از شما دارند، توجه نكنيد. به گفته‌هاي مديرتان در رابطه با نقش وظيفه‌تان در واحد يا در رابطه با ديگر واحدها يا امورهاي ديگر سازمان، توجه نكنيد وظايف خود را انجام ندهيد. 2- هميشه بگوييد: " اين در وظايف من تعريف نشده است". براي مديرتان چارچوب تعيين كنيد تا نتواند كارهاي متفاوت را به شما واگذار كند و به او بفهمانيد كه فقط به فكر چك حقوقتان هستيد و نه كار. در اين صورت، مديرتان فوراً‌ به فكر يك جايگزين فعال براي شما خواهد افتاد. 3- از اموال شركت به نفع خودتان بهره ببريد.ساده‌ترين مثال اين است كه با ماشين شركت در ساعت اداري براي خانه‌تان خريد كنيد؛ يعني از وقت مأموريت و وسيله انجام آن به نحو احسن به نفع خودتان استفاده كنيد تا اعتماد همه نسبت به شما سلب شود. 4- با استفاده از تكنولوژيهاي موجود در شركت به كارهاي شخصي‌تان برسيد. با موبايلي كه شركت در اختيارتان قرار داده براي دوستانتان پيام كوتاه بفرستيد و ساعتها با آنها صحبت كنيد، با كامپيوتر شركت ايميل‌هاي شخصي‌تان را چك كنيد و ساعتها در اينترنت بچرخيد و به كارهاي اداري تان كوچكترين توجهي نكنيد. 5- پيش هر كس و ناكسي از شغل و شركتتان گله و ابراز نارضايتي كنيد. هميشه پشت سر مدير و رئيس و همكاران خود (به راست يا دروغ) بدگويي كنيد و از حقوق كم و شرايط اسف‌انگيز محيط كارتان گله كنيد تا به گوش همه جهانيان از جمله مديرتان برسد و با در خطر قرار گرفتن آبروي شركت، اخراج شويد. 6- كار گروهي را به كل فراموش كنيد. هيچ‌كس دوست ندارد كه با يك كارمند تنبل و تك‌رو همكار باشد پس اگر مي‌خواهيد به سرعت از مجموعه حذف شويد، تنبلي و تك‌روي را پيشه كنيد، در اين صورت همه همكارانتان به سرعت مترقي مي‌شوند، جنب‌وجوش دارند و به اهداف والا فكر مي‌كنند و شما كه در اين مجموعه وصله ناجوري هستيد بايد حذف شويد. 7- مسائل شخصي‌تان را به اداره منتقل كنيد. تمام كارهاي شخصي‌تان را در ساعت اداري انجام دهيد و از كارتان بزنيد. چارچوب ذهنتان را به حل مشكلات خانوادگي و شخصي اختصاص دهيد و كوچكترين توجهي به محيط كار و مشكلات آن نداشته باشيد. 8- به ساعت اداري توجه نكنيد. هيچ توجهي به ساعت كار نداشته باشيد و هر وقت دلتان خواست بياييد و هر وقت هم خواست برويد. مثلاً‌ صبحها دير بياييد و بعدازظهر زودتر از اتمام ساعت كار برويد. در اين صورت مديرتان شما را حذف شده مي‌داند. 9- به زمانبندي و راهنمايي ها توجه نكنيد. در پروژه‌ها به زمانبندي و روش كار توجه نكنيد و از هيچ‌كس هم نپرسيد. در اين صورت همكارانتان به شما كمك مي‌كنند كه زودتر اخراج شويد يا كار جديدي پيدا كنيد و از جمع آنها برويد.  ******************* اصل احترام در مدیریت انسان از زمان تولد دارای شخصیت مستقل و منحصر به فردی می باشد. اگرچه وراثت و عوامل دیگر در شکل گیری شخصیتی انسانها تاثیر دارند و لی اصل وجود شخصیت برای انسان امری بدیهی و قابل قبول می باشد وبراین اساس انساس خود را دوست دارد وانانی که به او احترام می گذارند وحدود شخصیتی اورا رعایت میکنند را نیز دوست دارند.افراد خود به دیگران احترام می گزارند و علاقه دارد که به او احترام بگذارند. مدیر اموزشگاه نیز باید این اصل را رعایت کند و همه عواملی که در امر شخصت دادن به دیگران دارای تاثیر واهمیت می باشد رامانند احوال پرسی و دست دادن و لبخند زدن و تعارف کردن و از جای خود بلند شدن و ... را در برخورد با دیگران رعایت کند. این رفتارها نباید ساختگی و تصنعی باشد بلکه باید از عمق وجود شخص باشد. مدیر اموزشگاه باید با اصول انسانی و اخلاقی برخاسته از مکتب ناب اسلامی به همه موارد مربوط به احترام نسبت به دیگران توجه نماید. دانش اموزان و کارکنان و اولیا ی دانش موزان به رفتارهای احترام امیز مدیر توجه داشته و در صورت برخورد احترام امیز مدیر احساس نزدیکی به مدیر اموزشگاه خواهند نمود. استفاده از کلمات احترام امیز همراه با احساس محبت فضای مطلوب ومناسب اموزشی وپرورشی را در اموزشگاه بوجود خواهد اورد . مسلما کلیه عوامل انسانی اموزشگاهی نیز با شیوه احترام امیز با مدیر اموزشگاه برخورد خواهند نمود. برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش آموزان در برنامه درسی مدارس ابتدایی و راهنمایی ومتوسطه وییش دانشگاهی وکار ودانش در طول ساعات آموزشی روزانه بین هر ساعت آموزشی 10تا 15 دقیقه تفریح وجود دارد که دانش آموزان از این ساعت تفریح برای استراحت و تجدید نیرو ورفع مشکلات خود و ارتغذیه استفاده میکنند.. مدیر آموزشگاه میتواند برای این ساعات کوتاه تفریح نیز برناه ریزی زیر برای همکاران آموزشی و دانش آموزان داشته باشد. 1- کنترل ونظارت : درساعات تفریح به دلیل حضور کلیه دانش آموزان در بیرون از کلاس درس ، مدیر آموزشگاه بایدبا کمک از همکاران اداری خود نسبت به نظارت وکنترل رفتارهای دانش آموزان برنامه ریزی نمایند . عدم خروج دانش آموز از محوطه آموزشگاه و جلوگیری از برخورد وتنش و بوجود آوردن فضای مطلوب آرامش و آموزشی از اولویتهای مدیریت ساعات تفریح می باشد 2- ارایه تغذیه سالم : ساعات تفریح دانش آموزان نسبت به استفاده از تغدیه که با خود آورده اند یا از فروشگاه مدرسه تهیه می نمایند اقدام می نمایند. لذا در این خصوص مدیر اموزشگاه می تواند در خصوص مکان مناسب برای تغذیه اقداماتی از قبل انجام داده و سرویس های آبخوری مدرسه را مرتبا مورد بازدید قرار داده و مسایل بهداشتی را در حد مناسب مدنظر داشته باشد. 3- نظارت برنظافت سرویس های بهداشتی : استفاده جمع زیادی ازدانش آموزان از سرویس های بهداشتی ، کنترل و نظارت کامل مدیر آموزشگاه را می طلبد . لذا مدیر مدرسه در ابتدا و در طول ساعات آموزشی بابد مسئولیت همکاران خدماتی را بطور مکرر ومستمر گوشزد تا آنان نسبت به شست و شو و پاکیزه نمودن سرویس های بهداشتی و رفع خرابی های آن اقدام نمایند و دانش آموزان مشکلی در ساعات تفریح نداشته باشد.. 4- در ساعات تفریح مدیر ومعاون و مشاور و مربی تربیتی متناسب با وظیفه خود در حیاط آموزشگاه حضور داشته و بطور مستقیم وغیر مستقیم نظاره گر رفتار های دانش آموزان باشند . مخصوصا استفاده از کتابخانه مدرسه و تشکل های دانش آموزی در ساعات تفریح بیشتر خواهد بود . مشاور مدرسه نیز بر اساس وظیفه خود بیشتر در ساعات تفریح در اختیار دانش آموزان باشد. 5- مدیر آموزشگاه در ساعات تفریح نیز می تواند برای معلمان خود نیز دارای برنامه باشند اطلاع رسانی به دبیران در خصوص آخرین دستورالعمل ها و بخشنامه ها ، ارتبا ط و گفتگو با معلمان در خصوص وضعیت درسی و اخلاقی دانش آموزان ، در خواست راهکار و نظر دبیران ، بوجود آوردن فضای مطلوب ارتباطی معلمان با اولیای دانش آموزان یا خود دانش آموزان ، مطرح کردن برخی موضوعات آموزشی و انضباطی و تربیتی با دبیران و ... در ساعات تفریح بسیار مناسب خواهد بود که نیاز برنامه ریزی مدیر دارد. 6- ساعات تفریح زمان مناسب برای استفاده دانش آموزان از تابلوی اعلانات مدرسه ، و اطلاع رسانی دفتر آموزشگاه به دانش آموزان در خصوص موارد آموزشی و انضباطی می باشد. ساعات تفریح با برنامه ریزی و مدیریت صحیح ، فرصت مهم دیگر برای فعالیتای آموزشی و پروزشی می باشد. برنامه ریزی فروشگاه مصرف دانش اموزان فروشگاه مصرف که عموما توزیع مواد غذایی و لوازم التحریر را در اموزشگاه برعهده دارد به دلیل تجمع وحضور دانش اموزان در اموزشگاه از اهمیت زیادی برخوردار بوده که برنامه ریزی مدیر اموزشگاه را می طلبد . فروشگاه اموزشگاه از اهمیت زیر برخوردار میباشد: 1- اهمیت اقتصادی 2- اهمیت غذایی 3- اهمیت بهداشتی 4- اهمیت تعاون وهمکاری 1_ اهمیت اقتصادی : فروشگاه مصرف دانش اموزی متناسب با جمعیت دانش اموزی و میزان درصد فروش میتواند برای آموزشگاه از نطر اقتصادی مفید واقع شود و بخشی ازهزینه های مدرسه را تامین نماید . با فروش موادغذایی و دیگر وسایل موجود در فروشگاه با درامد آن میتوان هزینه های رفاهی کارکنان ودانش آموزان مدرسه را برطرف نمود . دراین مورد فعالیت فروشگاه در جهت افزابش سود ودرامد اقتصادی نیست ولی از حداقل توان مالی ان در جهت اموزشگاه برنامه ریزی میگردد. 2- اهمیت غذایی: دانش آموزان بیش از 6تا ۸ساعت از وقت خودرا در مدرسه میگذرانند و برخی از آنان بدون صرف صبحانه در آموزشگاه حضور می بابند وبا توجه به سن رشد جسمی نوجوانان ، تغذیه در آموزشگاه دارای اهمیت خواهد بود بنابراین مدیر آموزشگاه میتواند با تهیه مواد غذایی مقوی و سالم در جهت تامین غدای سالم دانش آموزان گام بردارد اگرچه هرسال اداره منطقه در خصوص عدم استفاده از مواد غذایی ناسالم و کم اثر تذکراتی به مدرسه میدهد ولی مدرسه میتواند با کمک دانش آموزان و انجمن اولیا نسبت به تهیه مواد غذایی مناسب و علمی و بهداشتی اقدام نماید. 3- اهمیت تعاون وهمکاری : از انجا که تشکیل فروشگاه مصرف در مدرسه یک کار گروهی و جمعی میباشد مدیر آموزشگاه میتواند با برنامه ریزی فضای مناسب تعاون وهمکاری را درمدرسه برقرار نماید. www.abbas40.blogfa.com ************* رفتارهای مثبت مدیر ، بایدهای مدیریت آموزشگاهی یکی دیگر از اصول مدیریت آموزشگاهی ، رفتارهای مثبت مدیر در مدرسه می باشد. از آنجا که هر کلام ورفتار و برخورد مدیر دارای بار مثبت ومنفی می باشد و محیط آموزشی متاثر ار روابط سالم مدیر با مجموعه آموزشی واداری می باشد لذا رفتار مثبت مدیر دارای انرژی زیاد بوده و عامل فعالیتهای خوشایند می باشد. در ورزش صبحگاهی از فردی که با لبخند و خنده ورزش می کرد سئوال کردند که چرا به هنکام ورزش می خندی در پاسخ گفت خنده باعث انبساط روحی افراد شده و در کنار انبساط جسمی انبساط روحی نیز لازم می باشد . لذا هرگونه فعالیتهای مدیر در اموزشگاه به هنگام رفتارهای مثبت باعث شادمانی و ارتباط عاطفی مدیر با کارکنان و دانش آموزان میگردد. مطمئنا مدیر نیز یک انسان بوده که عوامل مختلفی بر خلق وخوی او تاثیر میگذار ولی تسلط مدیر بر اعصاب خود وکنترل رفتارهای بوجود آممده باعث رفتارهای مثبت دیگران میگردد. مثالی وجود دارد که هروقت مدیر وکارکنان و دانش آموزان وارد محیط آموزشگاهی می شوند تلخی ها و مشکلات زندگی زا فراموش کرده و فضای آموزشگاه را با رفتارهای شایسته شاداب گردانند. دانش آموزان وکارکنان با تفاوتهای فردی و روحی در مواجه با مدیر که یک الگوی رفتاری کامل می باشد به یک رفتار یکسان می رسند. تنش ها و کینه ها و دلواپسی ها عامل افت شخصیتی شده و مانع رفتارهای عاطفی سالم می گردند. میتوان رفتارهای مثبت خوب را با عینک خوشیبنی در محیط آموزشگاه حاکم گرداند و رکن و عامل اصلی این رفتارها مدیر مدرسه می باشد. افراد با شیوه های رفتاری متفاوت مانند دمدمی مزاج و بلغمی مزاج و نمونه های دیگر که برخواسته از جهان بینی و تفکر آنان ونوع تربیت روحی آنان میباشد در جامعه وجود دارند وهریک دارای نقش خاص وعام در محیط زندگی خود می باشند وهیچ شکی در ان نمی باشد ولی تهذیب نفس و کنترل و هدایت غرایز خود میتواند تاثیر روحی ومثبتی بر افراد داشته باشد و مدیر آموزشگاه نیزباید هوشیارانه به این امر توجه داشته باشد. همه نگاههای عوامل انسانی آموزشگاه مانند اولیا و دانش آموزان و دبیران و کادر اداری به شیوه رفتاری و اخلاقی مدیر می باشد. شوراها و انجمن ها ی مدرسه در رابطه با شورای مدرسه ، شورای دانش اموزی ، شورای معلمان و انجمن اولیا مطالبی جهت اطلاع اعلام میگردد: 1- مدیر مدرسه به عنوان نماینده آموزش وپرورش منطقه مسئول حسن اجرای فعالیتهای آموزشی پرورشی مالی واداری مدرسه میباشد ودر کلیه امور مسئولیت دارد و موظف است براساس مقررات با برنامه ریزی های مناسب و استفاده از مشارکت کارکنان دانش آموزان و اولیای آنها وبا بهره گیری از امکانات و ظرفیت های داخل و خارج از مدرسه جهت تحقق اهداف مصوب دوره تحصیلی تلاش کند به گونه ای که ارزیابی عملکرد سال تحصیلی بیانگر ارتقا و رشد کیفی دانش آموزان در ابعاد مختلف باشد ( ماده 4 آیین نامه اجرایی مدارس) 2- ماده 5 و6 و7 و8 و9 آیین نامه اجرایی برخی از مسئولیتهای مدیر مدرسه را اعلام می نماید. 3- شورای مدرسه که مدیر مدرسه و معاونین و یک نفر از مربیان امورتربیتی یا مشاوران به انتخاب مربیان ومشاوران و نماینده شورای معلمان و نماینده انجمن اولیا ومربیان به انتخاب انجمن در مدرسه تشکیل میگرددمهمترین مرکز تصمیم گیری در آموزشگاه محسوب میگردد. براساس ماده 10 آیین نامه اجرایی شورای مدرسه اینگونه تعریف شده است : در راستای سیاست مدرسه محوری و تفویض اختیارات به مدارس و به منظور توسعه مشارکت ، همکاری و استفاده از تجارب معلمان مربیان و اولیای دانش آموزان در اداره مدرسه ، بهبود فرایند تصمیم گیری ، ارتقای کیفی فعالیتهای آموزشی و پرورشی واداری ، تدوین برنامه های سالانه مدرسه و هماهنگی امور و نظارت بر فعالیتهای مربوط ، در هریک از مدارس شورایی به نام شورای مدرسه تشکیل میگردد. 4- شرح وظایف شورای مدرسه با 29 بند در آیین نامه آورده شده است و ریاست شورا با مدیر مدرسه است و مسئولیت اجرای تصمیم های شورای مدرسه نیز به عهده مدیر مدرسه بوده و همه کارکنان مدرسه موظفند برای اجرای مطلوب مصوبات شورا همکاری نمایند. 5- در هر سال تحصیلی مدیر باید در اولین فرصت و حداکثر یک ماه پس از بازگشایی مدارس نسبت به تشکیل شورای مدرسه اقدام وجلسات شورای مدرسه حداقل هر دوهفته یکبار تشکیل خواهد شد. 6- شورای مدرسه با حضور 2/3 اعضا رسمیت می یابد و با اکثریت حاضرین قابل اجرا می باشد و مصوبات شورا نباید با ایین نامه ها و مقررات عمومی کشور و ضوابط وزارت اموزش وپرورش مغایریت داشته باشد. ************* برنامه ریزی برای نماز جماعت مدرسه آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. » اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. » خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. » اصل یازدهم:برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران:. یکی از مهمترین وظایف مدیر آموزشگاه که از نظر تربیتی دارای اهمیت می باشد برگزاری نماز جماعت در مدرسه می باشد . دانش آموزان و کارکنان آموزشگاه عموما تا ساعت حدود 13 در آموزشگاه حضور داشته لذا مدیر آموزشگاه با برنامه ریزی اصولی می تواند نسبت به برگزاری نماز جماعت اقدام نماید.:( این نکات را در نوشته بعدی می آورم ) نظرات مدیران درباره سرگروههای آموزشی نظرات مدیران متوسطه و پیش دانشگاهی در خصوص فعالتهای سرگروه های آموزشی 1- حضور سرگروههای آموزشی در جلسات ماهانه مدیران هر سه ماه ( برگزاری جلسات مشترک ) 2- حضور مستمر در مدارس و بررسی وضعیت آموزشی دبیران وارزیابی عملکرد آنان و راهنمایی ومشاوره با دبیران ومدیران 3- الکو بودن سرگروهها در محیط کار خود 4- اهل تحقیق ومطالعه بوده و با یافته های علمی روز آشنا باشتد. 5- بازدیداز کلاسهای درس ومشاهده مستقیم در کلاس ( نحوه کلاسداری ، نحوه تدریس ، ثبت فعالیتها و...) 6- اعلان بموقع بودجه بندی و حذفیات و اعلام به دبیران در جلسات گروه علاوه بربحشنامه 7- نظارت وکنترل در خصوص نحوه طرج سئوالات وبارم بندی دبیران 8- آموزش آخرین شیوه های علمی تدریس به دبیران 9- تشکیل جلسات بررسی کتاب و ایجاد هماهنگی بین اعضای گروه درمورد شیوه تدریس 10 تشکیل جلسات گروه در خارج از ساعات اموزشی انجام گیرد . 11- سرگروه افراد توانمند پیگیر ودارای خلاقیت وابتکار و نوع اوری وتجربه باشند. 12 پیگیری مشکلات و مطالبات دبیران 13- دریافت مطالب ومقالات تخصصی دبیران و انعکاس به مدارس 13- مطلع کردن همکاران از آخرین بخشنامه ها وتصمیمات اتخاذ شده بصورت مکاتبه یا تلفنی و یا همراه (اس ام اس ) 14- کاربیشتر با دبیرانی که از نظر کلاسداری یا تدریس دچار مشکل هستند. 15 – استفاده از دبیران موفق و با تجربه در همه مدارس منطقه 16- تنظیم برنامه سالانه جلسات و برنامه های اموزشی دیگر 17- حضور پراکنده همکاران در مدارس به جای حضورگروهی 18-استفاده از متخصصان وصاحب نظران تعلیم وتربیت وآموزشی درجلسات عمومی و تخصصی دبیران 19- ایجاد وب سایت علمی و اموزشی توسط گروههای اموزشی منطقه 20- ارزیابی صحیح از عملکرد یکساله گروهها و تشویق گروههای موفق 21- بیان انتظارات گروههای اموزشی درطول سال تحصیلی و نظارت براجرای ان درطول سال ************ شورای معلمان : به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگی در امور اموزشی واداری وپرورشی مدرسه و تامین مشارکت معلمان درحسن جریان اموزشی و پرورشی واداری مدرسه ، شورایی به نام شورای معلمان با شرکت همه معلمان ، مربیان و مشاوران مدرسه تشکیل می گردد. وظایف شورای معلمان در 16 ماده و 3تبصره در آیین نامه اجرایی مدارس بیان شده است . ( ماده 15 آیین نامه اجرایی مدارس ) همانطور که قبلا نوشته شده شورای دبیران یکی از ارکان مهم مدرسه بوده که نقش بزرگی در پیشرفت فعالیتهای آموزشگاهی داشته و کمک زیادی به مدیریت آموزشگاهی می نماید.جلسات شورای معلمان بصورت ماهانه برگزار میگردد که موارد ذیل در خصوص شورای معلمان بیان میگردد: 1- در اولین جلسه شورای معلمان در ابتدای سال تحصیلی نسبت به انتخاب نماینده معلمان برای شرکت در جلسات شورای مدرسه و انجمن اولیا ومربیان و شورای مالی اقدام می کردد. 2- محتوی و دستورکار و زمان ومکان جلسات شورای معلمان برای یکسال تحصیلی مشخص میگردد. 3- به مدیران آموزشگاهها توصیه میگردد که جلسات شورای دبیران را با رعایت نکات ذیل برگزار نمایند: الف ) موضوعات کاربردی در دستورکار قرار گیرد. ب) جلسات دریک جا برگزار نگردد ومتناسب با فصل در منطقه ییلاقی یا مکان های دیگر برگزار گردد. ج) هریک از نقش موثر در جلسات داشته باشند 4- در جلسات از افراد صاحب نظر استفاده گردد 5- جلسات مشترک با منتخب اولیا برگزار گردد. ************* شورای دانش آموزی : شورای دانش آموزان یکی دیگر از ارکا ن مدرسه ( مدرسه 5 رکن دارد ، 1 – مدیر 2- شورای مدرسه 3- انجمن اولیا ومربیان 4- شورای معلمان 5- شورای دانش آموزان ) میباشد.براساس ماده 18 آیین نامه اجرایی مدارس ، شورای دانش اموزی به منظور مشارکت دانش اموزان در امور مربوط به مسایل آموزشی ، پرورشی ، انضباطی ، ورزشی و فوق برنامه و ایجاد ارتباط صحیح و مستقیم دوسویه بین دانش اموزان و اولیای مدرسه و ارج نهادن به شخصیت و کرامت آنان و تقویت اعتماد به نفس و خود باوری و مسئولیت پذیری و مشارکت جویی در آنان در سطح مدارس تشکیل میگردد. شوراهای دانش آموزی در کلیهآموزشگاهها اعم از دبیرستان ها و هنرستان ها و مراکز پیش دانشگاهی تشکیل میگردد. انتخابات بصورت هماهنگ در آخرین پنج شنبه مهر ماه هرسال تحصیلی با پیام وزیر آموزش وپرورش برگزار میگردد دانش آموزان علاقمند به عضویت در شورا باید حداقل 15 روز قبل از انتخابات خودرا کاندیدا نموده ودر دفتر مدرسه ثبت نام نمایند و مدیر موظف است با همکاری شورای مدرسه و مربیان پرورشی اسامی کاندیداهای نهایی را از طریق نصب در تابلو اعلانات مدرسه و اعلام در مراسم آغازین به اطلاع دانش آموزان برساند. دانش آموزان میتوانند به مدت یک هفته پیرامون دید گاهها نظرات و برنامه های خود به تبلیغ به پردازنند. ( کتابچه توسعه مشارکت تشکل های دانش آموزی مدارس متوسطه از آموزش وپرورش ) ترکیب اعضا و شرح وظایف و شیوه انتخابات در بخشنامه و دستورالعمل های آموزش وپرورش به مدارس آمده است ولی آنچه که مدیر در برنامه ریزی برای انتخابات مسئولیت دارد مهمتر بوده که چند مورد اشاره میگردد. 1- حداقل دوهفته به پایان مهر مدیر آموزشگاه در مراسم صبحگاه یا با چاپ برشور وبرگزاری مسابقات دانش آموزان را از شرح وظایف و جایگاههاو اهمیت شورای دانش آموزی مطلع نماید. 2- مدیر آموزشگاه سعی نماید با تشکیل ستادی یا حضور نمایندگان کلاسها و دبیران و اولیا نسبت به نظارت برانتخابات وبرگزیدن کاندیداهای شایسته با حداقل معیارهای معقول ومعتدل اقدام نمایند البته این امر با ظرافت خاصی باید انجام گیرد. 3- انجام تبلیغات و انتخابات سالم به درایت و سلامت کاری مدیرآموزشگاه بستگی دارد.بعضی از دانش آموزان با تهدید تا تمطیع به جمع آوری آرا می پردازنند یانسبتهای دوستی یا همکلاسی را در نظر می گیرند که باعث آسیب به افراد شایسته میگردد اگرچه این امر در شورای شهر وروستا یا نمایندگی مجلس نیز وجود دارد ولی آگاهی بخشی در جهت انتخابات سالم نوعی هدایت وتمرین محسوب میگردد. 4- برای دانش آموزان کاندیدا امکانات لازم مانند کمک در چاپ تبلیغات آنان و فضایمناسب برای بیان خواسته ها و دیدگاهها توسط مدیر آموزشگاه فراهم گردد. 5- مدیر آموزشگاه میتواند فضای رقابت سالم به وجود آورده ودانش آموزان را را هدایت به ارایه برنامه های جالب با محتوی خلاقیت وابتکار نماید . ************* 1- انجمن اولیا ومربیان 2- شورای دانش دانش آموزی 3- شورای دبیران 1- انجمن اولیا ومربیان: به منظور تقویت همکاری و مشارکت اولیای دانش آموزان برای کمک به ارتقای کیفیت فعالیتهای آموزشی پرورشی وگسترش ارتباط دوکانون مقدس خانه ومدرسه انجمن اولیا ومربیان باترکیب اعضا و وظایف اولیا ومربیان تشکیل میگردد (ماده 14 آیین نامه اجرایی مدارس تابستان 79 ) ترکیب اعضا:1- مدیر مدرسه 2- نماینده شورای دبیران 3- معاون پرورشی یایکی از مربیان امور تربیتی ودر صورت نبودن مربی ، یکی از معلمان آگاه به مسایل تربیتی به انتخاب مدیر 4- یکی ازمعاونین 5- منتخبین اولیای دانش آموزان برای انتخاب نماینده شورای دبیران ( در جلسه شورای مدرسه نیز شرکت می کند ) در مهرماه با حضور کلیه کارکنان آموزشی انتخابات برگزار و نماینده مشخص میگرددولی انتخابات نمایندگان اولیا به دلیل گستردگی تعداداولیا در هفته پیوند(هفته سوم ماه مهر ) با قانون خاصی صورت می گیرد کلیه موارد به انتخابات وشرح وظایف اعضای انجمن و نمونه صورت جلسات در دفتر برنامه کار از طرف انجمن اولیا ومربیان سراسر کشور به مدارس ارسال میگردد. نقش مهم مدیر در فراخوانی اولیا و برگزاری انتخابات سالم وجلب اعتماد اولیا و انتخاب افراد با روحیه مسئولیت پذیریو توانمندی فکری و شخصیتی می باشد. در این خصوص مدیران آموزشگاه باید دارای تدبیر و برنامه باشند مواردی که مدیر بایددر انتخاب اولیا توجه نماید بشرح ذیل است. 1- کاملا دستورالعمل های مربوط به برگزاری انتخابات ازجمله انتخاب رئیس سنی و برگه ارای و ارایه گزارش کار فعالیتهای سال گذشته و تشویق انجمن سال قبل و برنامه مدرسه در سال تحصیلی جدید ... را بررسی و مطالعه نماید. 2- از قبل ( دهفته اول ودوم مهر) شناخت کاملی از اولیا داشته و نسبت به ترغیب وتشویق اولیای توانمند برای شرکت در انتخابات اقدام نماید. 3- طی فرمی اطلاعات خود را از توانمندی ها و علاقمندی های اولیا و نظرا آنان اگاه گردد. 4- جلسه را طولانی و یکنواخت برگزار ننماید و در قالب برشوری عملکر مدرسه یا نکات لازم تربیتی و آموزشی را به اطلاع اولیا برساند . 5- در جلسه عمومی هیچگونه مشارکت مالی از اولیا دریافت ننماید. ولی مشکلات و مسایل مختلف آموزشی وپرورشی را به اطلاع اولیا برساند. 6- قبل از گردهمایی جلساتی با کادر اداری وآموزشی یرگزار و حضور آنان به نوعی در جلسات استفاده گردد. 7- مدیر آموزشگاه سعی نماید در انتخاب زمان و مکان دقت لازم را داشته باشد و حتما نباید جلسات را در راهرو یا حیاط آموزشگاه برگزار نماید بلکه می تواند جلسات عمومی را در سالن اجتماعات شهر نیز برگزار نماید. علت توجه به زمان این است که در مناطق وشهرستانهای کوچک امکان برگزاری جلسات در مدارس دیگر می رود که تداخل جلسه مشکلاتی برای مدیر و جلسه انجمن ایجاد خواهد نمود. 8- شیوه برگزاری انتخابات و اهداف انجمن اولیا قبلا طی نامه ای از طرف مدرسه به اطلاع اولیا رسانده شود. ******************* برنامه ریزی برای اماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای اموزشی واداری شروع فعالیتهای اموش وپرورش در مدارس از اول مهرماه تا پایان شهریور ماه می باشد . ولی مدیرا ن مدارس برخی فعالیتهای ضروری را باید قبل از شروع سال تحصیلی انجام داده که عموما خانه تکانی لقب گرفته است .عموما برخی فعالیتهایی که مدیران آموزشگاهها به آن در شهریورماه جهت آماده نمودن فضای مدرسه انجام می دهند به شرح ذیل می باشد. 1- بهسازی فضای آموزشگاه مانند رنگ آمیزی ، تعمیر شیرالات ونظافت سرویس های بهداشتی و آبخوری ، تعمیر و تعویض روشنایی های کلاس وساختمان ، بهسازی حیاط آموزشگاه ، تمیز و بهسازی شیشه های مدرسه ، تعمیر دری های شکسته کلاسها ، تعمیر و تجهیز میز و صندلی یا نیمکت دانش آموزان ، تعویض پرچم مدرسه ، شست وشوی کلاسها و راهروها و حیاط مدرسه ، و... 2- برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کادر اداری 3- ثبت نام دانش آموزان جدید 4- بررسی مجدد پروندهای دانش آموزان و انتقال پرونده دانش آموزان قبولی و جدا کردن پرونده های انتقالی یا مردودی 5- تشکیل جلسه با دبیران قبل از شروع سال تحصیلی 6- تهیه برنامه سالانه اموزشگاه با تصویب شورای مدرسه 7- تشکیل جلسه با کادر اداری مدرسه وبررسی مجدد شرح وظایف ها ***************** قاطعیت مدیریت آموزشگاهی مدیر آموزشگاه با استفاده از تخصص ودانش مدیریت و تحربیات کاری در محیط مدرسه باید اصل قاطعیت را در نظر داشته و به ان عمل نماید. در همه زمینه ها حرف اخر را مدیر اموزشگاه یزند و این حرکت با قاطعیت همراه خواهد . تدبیر استفاده از قاطعیت به توانمندی و مهارتهای مدیر اموزشگاه برمی گردد. در مسایل انضباطی دانش اموزان و همکاران ،این قاطعیت مدیر می باشد که فضای مناسب برای رعایت مقررات ونظم را بوجود می اورد . البته این اصل منافاتی با روابط انسانی نخواهد داشت زیرا حتی در روابط انسانی نیز حریم ومحدوه خاص وجود دارد. که افراد رعایت می کنند.اصل فاطعیت در حقیقت مرحله اجرایی فعالیتای میر آموزشگاه خواهذ بود.پذیرفتن شخصیت مدیر باعث تاثیر بیشتر رفتارهای وی واصل قاطعیت در بین همکاران و دانش اموزان میگردد. در مسایل اموزشی وپرورشی نیزنوع رفتار مدیر باید مصصم بودن و مقیذ بودن را برساند. اگر رفتارهای مدیریتی در شخص درونی شود بازتاب آن پذیرفتن شخصیت مدیر و محکمی تصمیم گیری های وی خواهد بود راهكارهايي ساده در مديريت اثربخش 1) به‌‌جاي يافتن مقصر و سرزنش وي مشكل را حل كنيد. 2) به كاركنان بگوئيد نتيجه مورد نظر شما از انجام كار چيست، نه اينكه چگونه كار را انجام دهند. 3) انجام وظايف را مديريت كنيد، نه نوشته‌هاي روي كاغذ را. 4) هر كاري را خودتان انجام ندهيد. 5) انتظار نداشته باشيد كاري را كه بد شروع كرده‌ايد بتوانيد به سادگي بهبود ببخشيد. 6) از دفتر خود خارج شويد. 7) در رهبري كاركنان، خود كارمند نمونه باشيد. 8) كارهاي ساده را به ديگران واگذار كنيد. 9) تظاهر به خوبي نكنيد. 10) كيفيت، هماهنگي براي دستيابي به ضرورت‌ها و نيازمندي‌هاست. 11) از اشتباهات ديگران درس بگيريد. 12) هدف‌هاي هوشمندانه داشته باشيد، اهدافي واقع‌بينانه و روشن برگزينيد. 13) الگو باشيد. 14) اهداف، برنامه‌ها و ابزارهاي اندازه‌گيري برنامه‌هاي خود را بشناسيد. 15) به مديران و سرپرستان سازمان خود آموزش دهيد. 16) با دهان باز نمي‌توانيد شنونده خوبي باشيد. 17) به آنچه در مورد آن داد سخن مي‌دهيد، عمل كنيد. 18) رهبران عامل تغييرند. 19) خود را محدود نسازيد. تفاوت مدير و رهبر در آن است كه رهبران براي خود محدوديت قائل نيستند. 20) هدايت كشتي در آب‌هاي آرام براي همه آسان است. www.abbas40.blogfa.com ***************** برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران برگزاری نماز جماعت در مدرسه از ظرافت و هنر خاصی برحوردار است و بد عمل کردن در این مور آسیب جدی به باورهای دانش اموزان وکارکنان وارد می نماید لذت پیشنهاد میگردد بدون برنامه و توجه ، نماز جماعت در مدرسه اجرا نگردد لذاتوصیه میگردد موارد ذیل رعایت گردد : ۱-مکان اقامه نماز تمیز و بهداشتی و زیبا بوده ومرتبا نظافت و بهداشت آن رسیدگی گردد. 2- شورای اقامه نماز جماعت با حضور نمایندگان هر کلاسی و مربی تربیتی و نماینده دبیران و معاون تشکیل گردد. 3- حداقل نیم ساعت قبل از اذان و تشکیل نماز جماعت مدیر اموزشگاه ذهن و وقت خود را درگیر نماز جماعت نماید . 4- یکی از دانش اموزان بعنوان متولی و مکبر نماز جماعت انتخاب گردد. 5- سعی گردد دانش اموزان در ساعت تفریح اخر بسمت وضوگرفتن هدایت گردند. 6- دانش اموزانی که بصورت مستمر در نماز جماعت شرکت می نمایند مورد تشویق قرار گیرند. 7- حتی الامکان دانش اموزانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند کلاس احکام برای انان برنامه ریزی گردد. 8- احکام مربوط به نماز توسط یکی تز دانش اموزان یا امام جماعت بصورت موردی و عملی در هر نماز جماعت گفته شود 9- در نماز جماعت از روحانی برای امامت دعوت گردد. 10- در صورت کوچک بودن مکان نماز بصورت کلاسی برنامه ریزی گردد. روزی یک کلاس درنماز شرکت نمایند . 11- دانش اموزانی که در نماز جماعت محله خود ومساجد حضور دارند شناسایی و تشویق گردند. 12- اسامی مجتهدین اعلام ودانش اموزان هدایت به انتخاب مجتهد گردند. 13- اردوهای تفریحی برای دانش اموزان شرکت کننده در نماز جماعت برنامه ریزی گردد. 14- مشکلات حاسیه دانس اموزان در خصوص وضو و کفشداری واسترس های دیگر مانند وسیله نقلیه زمان خروج و.. را شناسایی و برطرف نمایید. 15- دانش اموزان که در نماز جماعت حضور ندارند بصورت موردی از آنان دلایل سئوال گردد. **************** طرح تشکیل شورای کلاسی طرح تشکيل شوراي کلاس. در اين طرح 5 نفر با رأي دانش آموزان هر کلاس انتخاب مي شوند. که البته سه نفر از آنها الزاماً بايد از دانش آموزان ممتاز درسي باشند. اين شورا مسؤوليت کليه امور کلاس از قبيل: انتخاب و عزل نماينده کلاس، انتخاب و يا نوبت بندي مراقب کلاس، ارتباط با معلمين و مسؤولين آموزشگاه و ... را بر عهده دارد. و در پايان هر هفته گزارش کتبي از اقدامات خود در مورد مسايل آموزشي، انضباطي، پرورشي و ... را در اختيار معاون آموزشگاه قرار مي دهد. ضمناً کليه لوازم مورد نياز هر کلاس از قبيل: گچ، کاغذ، وسايل ورزشي و ... در يک کمد مخصوص در اختيار رئيس شورا گذاشته شده است. و با اين ترتيب ضمن صرفه جويي در مصرف اين وسايل دانش آموزان براي تهيه اين وسايل نيازي به مراجعه مکرر به دفتر ندارند. همچنين شورا با همکاري ديگر دانش آموزان اقدام به نظافت کلي کلاس، تميز کردن شيشه ها و تزيين کلاس مي نمايد. استفاده از گلدان هاي گل طبيعي و مصنوعي زيبا در محيط کلاس و نصب تصاويري از مناظر طبيعي در کلاس ها، محيط را بسيار زيبا و دل انگيز کرده است. براي هركلاس يك فرم انضباطي تهيه كرده ام كه در آن اسامي دانش آموزان و تاريخ جلسات درسي در پشت و روي آن نوشته شده است. و آنها را به نمايندگان كلاسها داده ام. در هر جلسه تا رفتن من به كلاس، نماينده كلاس در يك طرف فرم به دانش آموزان ساكت و منضبط، علامت + و در طرف ديگر فرم به دانش آموزان شلوغ علامت - مي دهد. هرازگاهي تعداد مثبت و منفي دانش آموزان را در كلاس ميخوانم و به دارندگان مثبت بيشتر مسئوليت هاي مختلف مي دهم مثلا" سه نفر از آنها را بعنوان شوراي كلاس تعيين ميكنم و اختيارات ويژه اي را هم به آنها ميدهم يا يكي از آنها را (دارندگان مثبت بيشتر) مسئول فيلم و تكنولوژي مي كنم يا ديگري را مسئول بازديد و اردو يا مسئول امتحانات و ... البته نوع مسئوليت آنها با توجه به تعداد مثبت آنها تعيين مي شود . و دانش آموزاني كه منفي دارند از يك سري كارها محروم كرده و تكاليف ويژه اي مي دهم. كلاسي كه شاد و مهيج نبوده و دانش اموزان در آن علاقه اي به كار رياضي نداشته باشند، نمی تواند كلاس رياضي باشد. كلاس رياضي بايد براي دانش آموزان شاد و مهيج باشد تا دانش آموزان در اين محيط بتوانند ايده يابي ، ايده سازي و راه حل يابي كنند. در اين مورد براي فهم عميق دروس توسط دانش آموزان اولويت هاي زير را در كلاس جدي بگيريم : 1 - دادن فرصت تفكر به دانش آموزان بعد از هر سوال يا فعاليت 2 - دادن فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر 3 - دادن فرصت براي دست و پنجه نرم كردن دانش آموزان با مفاهيم رياضي (فردي يا گروهي) 4 - دادن فرصت پيش مطالعه و مطالعه و پس مطالعه 5 - دادن فرصت طرح سوال (سوالهاي ساده - متوسط - نكته دار) 6 - داشتن نوآوري و ابتكار و توانمندي در برقراري رابطه صميمانه - محترمانه بادانش آموزان به نحوي كه اين ارتباط دوطرفه بوده و فقط در كلاس نباشد و در محيط خارج از كلاس نيز ادامه داشته باشد 7 - داشتن وبلاگ توسط دبير و ارائه برخي مطالب جالب و موازي با مفاهيم رياضي در اين وبلاگ كه دانش آموزان از آن استفاده نمايند. در فرآيند تدريس معلمي موفق تر است که کمتر حرف بزند و بيشتر دانش آموزان را به تفکر وا دارد.من در ابتداي تدريس از يک مبحث مشخص چند سوال مطرح ميکنم.سپس به دانش آمزان فرصت مي دهم که مبحث مورد نظر را مطالعه کنند.سپس همان پرسشها را از آنان ميپرسم.دانش آموز بايستي پس از مطالعه بتواند به پرسش ها پاسخ دهد.البته انتظار ندارم بتواند به همه پرسشها پاسخ دهد زيرا پرسشها از سطوح مختلف حيطه شناختي هستند. پس از پرسش مطلب را تدريس مينمايم .(البته تدريس با روش هاي مختلف تدريس صورت مي گيرد و فقط به صورت سخنراني نيست.)و مجددا همان پرسشها را از دانش آموزان مي پرسم و نمره گذاري ميکنم.در جلسه بعد هم به تدريج با افزايش سطح پرسش ها کار را ادامه ميدهم. اين روش مزايايي دارد: 1-دانش آموزان را وادار به مطالعه ميکند و انان روش صحيح مطالعه را ياد ميگيرند. 2-دانش آموزان مطالب درسي را در همان جلسه کلاس ياد ميگيرند و در منزل فقط مرور ميکنند. 3-با نظر خواهي در مورد پرسش ها از بقيه دانش آموزان، هم کلاس فعال خواهد شد و هم دانش آموزان کم کار وادار به کار ميشوند. 4-دانش آموزان در پايان ترم يک مجموعه از نمونه سوالات خواهند داشت 5-رابطه معلم با دانش آموزان يکطرفه نخواهد شد. 6-در اين روش دانش آموز با کتاب درسي انس بيشتري مي گيرد و از آن به عنوان يک ابزار مهم در آموزش استفاده بهتري مي برد. 7 آموزش گروهي در اين روش قابل اجراست. با توجه به اين كه زبان يك درس پايه اي است و دانش آموزان بايد پايه قبل را خوب ياد گرفته باشند تا در پايه جديد موفق باشند ، من دانش آموزان پايه دوم را كه ضعيف هستند سرگروه دانش آموزان ضعيف پايه اول و دانش آموزان ضعيف پايه سوم را براي افراد ضعيف پايه دوم سرگروه قرار مي دهم . چون اين افراد به دليل ضعيف بودن تا كنون سرگروه نبوده اند ، ضمن اين كه بسيار راضي هستند، بدون اين كه مجبور شوند ناخودآگاه در س هاي پايه قبل را مرور كرده ، هم اشكالا تشان رفع مي شود و هم افتخار مي كنند كه آنها نيز سرگروه شده اند . سایت خلاقیت سایت  روان شناسی رنگ رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات، درمان افسردگي و اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان، اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند. رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم عزاداري کاربرد دارد. شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد. متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست. پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده است. حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر طرفدار نگاهي بياندازيم. پروفسور لوشر مي گويد: سياه: سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند. طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند). قهوه اي: آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند. خاکستري: خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي. قرمز: قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه) آبي: آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود. سبز: آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند. زرد: آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز. بنفش: بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند. نارنجي: نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند. ارغواني: ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد. تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است.

مدل تعالی

از آن جا که هر نهاد یا سازمانی برای رشد و بهبود مستمر ، به یک الگو نیازمند است ، آموزش و پرورش نیز به عنوان یک نهاد عظیم و اثر گذار در جامعه از این مهم مستثنی نیست و ضرورت اجرای برنامه ای که بتواند مسیر تعالی مدیریت را تعریف ، تسهیل ، تسریع و دست یافتنی کند چند برابر می شود . بدین منظور برنامه ی (( تعالی مدیریت مدرسه )) با الهام از الگوی تعالی سازمانی به منظور اجرا در سراسر کشور طراحی و تولید گردید. مدل تعالی ، نوعی ساختار مدیریتی است که با تکیه بر اصول و مفاهیم اساسی و توجه به معیار های اصلی مدیریت کیفیت جامع و سیستم خود ارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی مدرسه را فراهم می سازد.برنامه تعالی مدیریت مدرسه آموزش و پرورش را به سمت یک سیستم آموزشی مبتنی بر برنامه و عمل ، پاسخ گویی بیشتر و توجه به نیاز های جامعه سوق خواهد داد . اجرای دقیق خود ارزیابی و ارزیابی بیرونی بر اساس تعاریف و شاخص های تعیین شده ، به مدیریت مدرسه فرصت می دهد با بهره گیری از یک سیستم هوشمند و کار آمد شناسایی و به کارگیری مطلوب منابع و ظرفیت های موجود ، بهبود مستمر و تعالی فرآیند آموزشی تربیتی مدرسه را ممکن سازد. بدین ترتیب تمامی فرآیندهای مدیریت در مسیر تحول قرار گرفته و تفکر بهبود مستمر به عنوان یک اصل و ارزش در مدارس نهادینه می شود .


کلمات کلیدی: تعالی، مدیریت تعالی، مدیریت مدرسه، مدیریت آموزشی

تعریف برنامه

برنامه تعالی مدیریت مدرسه سعی دارد با تکیه بر سند تحول بنیادین و نگاهی تعالی بخش ، مدرسه محور ، مشارکت جو و کیفیت مدار ضمن تمرکز بر فرآیندهای مدیریتی شرایطی را فرآهم آورد تا کلیه ی عوامل موثر در مدیریت مدرسه ضمن شناسایی ظرفیت ها و توانایی های داخلی و پیرامونی خود ، با اتخاذ رویکرد برنامه محوری نسبت به تعیین اهداف و طراحی برنامه ی عملیاتی مدرسه اقدام کند و با نگاهی تیزبین و نقاد به صورت مستمر عملکرد مدرسه خود را نسبت به نقشه ی راه یا برنامه ی عملیاتی و هدف های قصد شده بسنجد . هم چنین به منظور جلوگیری از هرگونه اتلاف فرصت ، با تشخیص خطاها و شکاف های عملکردی ، راه های بهبود را شناسایی کند و با برنامه ریزی مناسب به اجرای راهکار های بهبود اقدام نماید تا از این طریق کیفیت مدیریت مدرسه را ارتقا بخشیده و افزایش و بهره وری را ممکن سازد .

ضرورت اجرای طرح در مدارس
سیمای مدرسه در افق چشم انداز 1404 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با ویژگی های مترقی آن ، سیاست ها و اولویت های ابلاغی وزیر وقت آموزش و پرورش جناب آقای دکتر فانی مبنی بر ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس و بهبود مدیریت آموزشگاهی هم چنین ارتقای سطح آگاهی عمومی جامعه و شکل گیری انتظارات جدید والدین نسبت به ماهیت و کارکردهای مدرسه ، ما را از برنامه ریزی برای استقرار مدیریت برنامه محور ، کیفیت مدار و تعالی بخش که در شکل گیری و هویت بخشی به مدارس نقش اساسی ایفا می کند ، ناگزیر می سازد . برنامه تعالی مدیریت مدرسه در راستای پاسخ گویی به این نیاز و ضرورت طراحی شده است .

اهداف
1 – زمینه سازی برای دست یابی به استاندارد های آموزشی و مدیریتی در مدارس
2 – زمینه سازی به منظور ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس
3 – حرکت به سوی نهادینه سازی نگاه تعالی بخش در فرآیندهای مدیریتی
4 – ایجاد وفاق سازمانی از طریق توسعه ی فرهنگ کارگروهی در مدرسه
5 - ترویج و تقویت سیستم خود ارزیابی در راستای بهبود و تعالی عملکرد مدیریت در مدرسه
6 – افزایش انگیزه ی مدیران و دیگر کارکنان برای بهبود عملکرد
7 - توسعه و تقویت مشارکت کارکنان ، دانش آموزان و اولیا در امر راهبری و مدیرت مدرسه

محور ها و ملاک ها و شاخص های برنامه تعالی مدیریت مدرسه
در تعیین مجموعه ی ملاک ها و شاخص ها برنامه تعالی مدیریت مدرسه و اهداف آن در مدارس مجری برنامه ، سعی شده است ضمن توجه به کارکرد ها و مآموریت های مدرسه ، 10 محور کلیدی شامل :
1 - تدوین برنامه عمل
2 - توسعه ی توانمندی ها و مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه
3 – توسعه ی مشارکت اولیا و نهاد های اجتماعی در امور مدرسه
4 - استقرار نظام یاد دهی و یادگیری
5 – توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه
6 - سلامت – تربیت بدنی – پیشگیری و ایمنی
7 – فعالیت های مکمل – فوق برنامه و پرورشی
8 - برقراری نظام رشد آفرین انگیزشی
9 – مدیریت امور اجرایی و اداری
10 - خلاقیت و نو آوری
مورد تأکید و توجه قرار گیرد . که هر کدام از این اهداف ، در برنامه تعالی مدیریت مدرسه خود به راهبرد های مختلفی تقسیم می گردد ، لذا مدیریت در مدارس تعالی می بایست این اهداف را مد نظر داشته باشد و نیز ارزیابی ها چه در اول کار و چه بعد از انجام کار به صورت خود ارزیابی در ابتدا و با شاخص های ارزیابی در پایان کار از روند اجرای طرح تعالی مدیریت مدرسه بهره بگیرد .
1- تبیین چشم انداز، رسالت و تدوین برنامه عمل:    
مدیران مدارس متعالی(رهبران آموزشی ) مأموریت و دور نمای مدرسه خود را با مشارکت مؤثر و همفکری دیگر کارکنان از طریق استراتژی متمرکز براهداف سند تحول بنیادین و منافع ذینفعان (کارکنان، دانش آموزان، اولیاء) محقق می سازند. این مدارس در تدوین استراتژی از اطلاعات و شواهد موجود در خصوص شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و.... دانش آموزان و هم چنین گزارشات پیشرفت تحصیلی - تربیتی آنان به عنوان دروندادها به طور گسترده و مناسب استفاده می نمایند و ذینفعان را از ارزش ها، رسالت ها و اهداف مدرسه آگاه می سازند. این رهبران آموزشی دستیابی به اهداف را تسهیل می کنند و درمقاصد خود ثبات دارند و همواره قادر خواهند بود با ترغیب و تشویق کارکنان خود در محیط مدرسه وفاق سازمانی ایجاد نمایند.
2- توسعه ی توانمندی ها و مشارکت نیروی انسانی:    
مدیران مدارس متعالی توان کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی مدیریت کرده و ارتقا می بخشند. آن ها عدالت و برابری را ترویج کرده و کارکنان خود را در امور سازمان مشارکت داده و از این طریق آن ها را توانمند می سازند. در این گونه مدارس، با تعامل مؤثر میان مدیر وکارکنان انگیزه و تعهد سازمانی تقویت شده و کارکنان فعالیت های مدرسه را در مسیر بهبود مستمر و تعالی قرار می دهند.  
3-استقرار نظام یاددهی - یادگیری:    
در مدارس متعالی تلاش می گردد با مشارکت فعال دانش آموزان و بکارگیری روش های تدریس مؤثر و منعطف ، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و راهبردهای خلاقانه ، آنان را در فراگیری روش های مسئله یابی و حل مسئله ، درک و فهم مفاهیم درسی و شناسایی ارتباط معنایی آن مفاهیم با زندگی و هم چنین کاربرد آموخته ها در زندگی یاری نمایند.  
 4- توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه:    
مدارس متعالی باخلق ظرفیت های جدید از طریق مشارکت دانش آموزان در تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی، ضمن وسعت بخشی به اندیشه دانش آموزان، بستر های مناسب را برای بروز استعداد ها، تقویت حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس ، تلفیق اندیشه و عمل و نیز زمینه های اجتماعی شدن و جامعه پذیری آنان را فراهم می نمایند.  
5-محور توسعه ی مشارکت اولیاء و نهادهای اجتماعی در امور مدرسه :  
 مدیران مدارس متعالی به منظور ایجاد زمینه های لازم و ظرفیت سازی مطلوب تلاش می نمایند با مشارکت، هماهنگی و هم فکری میان مربیان ، اولیا و نهادهای اجتماعی زمینه های تربیت و رشد فکری و اخلاقی دانش آموزان را فراهم نمایند.  
6- محور مدیریت امور اجرایی و اداری:    
شناسایی ، بکارگیری بهینه و استفاده ی حداکثری از ظرفیت های بالقوه و بالفعل مدرسه، برقراری نظم و ایجاد محیطی آرام و پویا و انجام امور به صورت کارآ و اثربخش.  
7-محور فعالیت های مکمل و فوق برنامه :  
 مدارس متعالی به منظور غنی سازی برنامه ها و تعمیق یادگیری در دانش آموزان ، فعالیت های مکمل و فوق برنامه را با توجه به نیازها ، استعدادها و علائق دانش آموزان پیش بینی و اجرا نموده تا ضمن ایجاد فرصت هایی برای کسب تجربه دانش آموزان در درون و بیرون مدرسه ، محیط آموزشی را به محیطی پرنشاط و پویا تبدیل نمایند .  
8- محوربرقراری نظام رشد آفرین انگیزشی:    
مدارس متعالی در طراحی نظام یادگیری خویش، چهارچوب هدفمند و برانگیزاننده ی درونی و بیرونی مناسبی را پیش بینی و مستقر می کنند . در این راستا اجزاء و عناصر انسانی ذی نفع اعم از دانش آموزان ، کارکنان و اولیاء ضمن شناسایی هویت سازمانی ، به ارتقاء سطح فکری، علمی و عملی خود می اندیشند و در جهت شکوفایی افزون تر و رقابت همراه با رفاقت، گام های عملی ارزنده ای را بر می دارند. در این نظام، مدرسه با در نظر گرفتن مکانیزم های تشویق و ترغیب درونی و بیرونی رشد انگیزشی ذی نفعان را عالمانه مورد هدف قرار می دهد.  

 فرایند ارزیابی بر اساس چهارچوب معرفی شده:  
 چهارچوب اصلی مجموعه ی حاضر شامل 8 محور وملاک های مورد ارزیابی از فرایند فعالیت های کیفی انجام شده در مدرسه می باشد. با توجه به ضریب اهمیت هریک از ملاکها امتیاز آن تعیین و براساس تعداد بندهای ملاک ها امتیاز نهایی هر محور تعیین شده است . (به طور مثال در محور نمون برگ شماره 1ملاک ها در 7 بند تبیین شده اند و امتیاز نهایی این محور 70 می باشد در صورتی که محور شماره 3 با داشتن تعداد 10 بند ارزیابی دارای 100 امتیازمی باشد). دارای . لازم به ذکر است سقف امتیاز در هر بند 10 امتیاز در نظر گرفته شده است که پس از محاسبه امتیاز دریافتی در هر بند ، درجه ارزشیابی مدرسه در آن ملاک تعین ودر پایان هر محور نیز درجهارزشیابی مدرسه در آن محور تعیین می گردد و پس از اتمام و ارزیابی تمامی محورها و محاسبهی میانگین امتیازات دریافتی از سوی داوران میزان موفقیت و عنوان کسب شده از سوی مدرسه اعلام می گردد.

چکیده سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
 تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر آرمانهای بلند نظم اسلامی باید معطوف به چشم اندازی باشد که در افق روشن 1404 ترسیم گر ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه با هویتی اسلامی انقلابی و الهام بخش همراه تعالیم سازنده و موثر در عصر روابط بین المللی است.
این سند مشتمل بر هشت فصل می باشد که در سال 90 به تصویب رسید و لازم الاجرا می باشد.

فصل اول: کلیات
    تعلیم و تربیت: فرایندی تعالی جویانه مبتنی بر نظام معیار اسلامی به منظور هدایت افراد جامعه در راستای شکل گیری و پیشرفت جامعه اسلامی را فراهم می آورد.
    ساحت های تعلیم و تربیت: ساحت های مندرج در فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی تعلیم و تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی و هنری علمی و فناورانه می باشد.
    نظام معیار اسلامی: مبانی و ارزش های مبتنی در دین اسلام مشتمل بر سلسله مراتبی از ارزش هات که نازل به همه ابعاد در زندگی انسان است.
    شایستگی های پایه: مجموعه ای ترکیبی از صفات و توانمندی های فردی و جمعی است که متربیان برای دستیابی به مراتب حیات طیبه باید اینگونه صفات را کسب کنند.
    هویت: فرایند مجموعه ای از بینش ها، باورها، گرایش ها، اعمال و صفات آدمی است.
    معلم و مربی: رسالت خطیر تربیت دانش آموزان را در نظام تعلیم و تربیت بر عهده دارد.
    جامعه اسلامی: اجتماعی است که بر روی نمودن به خدا در حالت تسلیم و رضا استوار می شود و بر توحید و عنوان اساس تکوین و گسترش روابط اجتماعی تاکیید می گردد.
    سنین لازم التعلیم: سنین افراد لازم التعلیم (لازم التربیه) طبق قانون مشخص می شود.
    حیات طیبه: یکی از مشخصات اصلی حیات تکیه بر ارزش غایی زندگی قرب الی ا... و نظام معیار متناسب با آن یعنی مبانی و ارزش های مقبول دین است.
    چشم انداز: معرف وضعیت مطلوب دست یافتن است که با الهام از وضعیت آرمانی انعکاس یافته و رهنمای تعلیم و تربیت رسمی ترسیم شده است.
    نظام دوری: عبارت است از همراهی معلم با دانش آموزان در چند پایه تحصیلی.

فصل دوم: بیانیه ارزش ها
گزاره های ارزش مندرج در بنیانیه ارزش ها: باید و نباید های اساسی است که لازم است تمام اجزا و مولفه های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی هماهنگ با آنها بوده و از سیاست گزاران پایبند به آنها باشد.مسولیت پذیری همه جانبه: استمرار فرهنگ اسلامی / صیانت از وحدت ملی و انسجام اجتماعی / وطن دوستی و افتخار به ارزش های اصلی و ماندگار اسلامی / عدالت تربیتی در ابعاد کمی و عدالت کیفی با رعایت تفاوت های فردی / تقش تربیتی اماکن مذهبی / منزلت علم نافع و جایگاه عالم و معلم / سلامت جسمانی، نشاط و تقویت اراده / تقش معلم به عنوان هدایت کننده / آینده پژوهی بر پایش تحولات موثر بر تعلیم و تربیت رسمی / جامعیت، یکپارچگی و توجه با ساحت های تعلیم و تربیت

فصل سوم: بیانیه ماموریت
این نهاد ماموریت دارد زمینه دستیابی دانش آموزان در سنین لازم التعلیم طی دوازده پایه تحصیلی (چهار دوره سه ساله) به مراتبی از حیات طیبه در ابعاد فردی، اجتماعی، خانوادگی و جهان را به صورت نظام مند فراهم سازد.

فصل چهارم: چشم انداز
مدرسه در افق چشم انداز 1404: مدرسه جلوه های از تحقق، مراتب حیات طیبه و زمینه ساز درک و اصلاح موقعیت توسط دانش آموزانی که دارای ویژگی هایی از قبیل تجلی و پخش فرهنگ غنی اسلامی- نقطه اتکای دولت و ملت در رشد کشور- برخوردار از قدرت تصمیم گیری در چهارچوب سیاست های محلی، منطقه ای و بومی- نقش آفرینی در انتخاب آگاهانه دانش آموزان

فصل پنجم: هدف های کلان
تربیت انسانی موحد، مومن و معتقد به مقام بر اساس نظام معیار اسلامی-ارتقای نقش نظام تعلیم و تربیت رسمی در رشد و تعالی کشور گسترش و تامین جامعه عدالت آموزشی و تربیتی- برقراری نظام اثر بخش و کارآمد مدیریت منابع انسانی-مشارکت خانواده در تعالی نظام تعلیم و تربیت-تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی و زیرساخت های پایه های کالبدی.

فصل ششم: راهبرد های کلان
استقرار نظام تعلیم و تربیت اسلامی بر اساس مبانی نظری و فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی-نهادینه کردن نگاه یکپارچه به فرآیند تعلیم و تربیت با رویکرد تعالی بخش در کلیه مولفه های نظام-ابتناء فرآیند طراحی، تدوین و اجرای اسناد تحویلی زیرنظام ها-توسعه و نهادینه کردن مشارکت اثر بخش و مسولیت پذیری مردم در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-گسترش و تعمیق فرهنگ، پژوهش و ارزشیابی، خلاقیت و نوآوری و نظریه پردازی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-بهره مندی هوشمندانه از فناوری های نوین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-تعامل اثربخش و فعال نظام و تعلیم و تربیت رسمی عمومی با سایر نهادها-استقرار نظام مدیریت اثر بخش، کارآمد، مسولیت پذیر در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی-ارتقای جایگاه نظام تعالیم و تربیت کشور به عنوان مهمترین نهاد تربیت نیروی انسانی-ارتقای معرفت و بصیرت دینی، انقلابی برای رشد و تعالی معنوی و اخلاقی-بازنگری و بازسازی ساختارو رویه ها-توسعه مستمر شایستگی ها و توانمندی های اعتقادی و حرفه ای فرهنگی-توسعه ظرفیت ها و توانمندی های آموزش و پرورش برای حضور در صحنه های بین المللی ارتقای جایگاه علم و علم آموزی به عنوان عاملی موثر در دستیابی به حیاط طیبه.

فصل هفتم: هدف های عملیاتی و راه کارها
پرورش تربیت یافتگانگی که: دین اسلام را حق می دانند- از دانش های پایه و عمومی برخوردارند-درک احترام به قانون دارند-دارای یک مهارت مفید برای تامین معاش هستند-مفاهیم بهداشت فردی و اجتماعی را کسب می کنند.
    تعمیق تربیت و آداب اسلامی، تقویت اعتقاد به ارزش های انقلاب
    ترویج و تعمیق فرهنگ حیا، عفا و حجاب متناسب با قابلیت ها و ظرفیت های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی
    تقویت بنیان خانواده و کمک به افزایش سطح توانایی ها و مهارت های خانواده در ایفای نقش تربیتی مناسب
    تامین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت مناسب و توجه به تفاوت های دختران و پسران
    تنوع بخشی: محیط های یادگیری در تعلیم و تربیت عمومی
    افزایش نقش مدرسه به عنوان یکی از کانون های پیشرفت محلی به ویژه در ابعاد فرهنگی-اجتماعی
    افزایش مشارکت نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی و مدرسه و معلمان در رشد و تعالی کشور در عرصه های دینی، فرهنگی، اجتماعی در سطح محلی و ملی به عنوان نهاد مولد سرمایه انسانی، فرهنگی، اجتماعی و معنوی
    جلب مشارکت ارکان سهیم و موثر در بخش عمومی و غیر دولتی در تعلیم و تربیت رسمی عمومی
    ارتقای منزلت اجتماعی و جایگاه حرفه ای منابع انسانی با تاکید بر نقش الگویی و جایگاه معلم
    باز مهندسی سیاست ها و بازتنظیم اصول حاکم در برنامه درسی تربیت معلم با تاکید بر کارورزی و طراحی سیاست های مناسب برای ارتقای شیوه های جذب، تربیت و نگهداشت معلمان در آموزش و پرورش
    برقراری الگوی جبران خدمات و تامین نیروی انسانی درخور منزلت فرهنگیان با توجه به لزوم تمام وقت شدن آنان
    افزایش نقش شورای آموزش و پرورش استان، مناطق و مدارس در تقویت فعالیت های تربیتی استان، منطقه و مدرسه در چهارچوب سیاست ها و برنامه های ملی
    ایجاد و متناسب سازی فضای تربیتی باویژیگی هاونیازهای دانش آموزشرایط اقلیمی،فرهنگی وجغرافیایی
    اصلاح محتوا، ارتقای جایگاه، افزایش کیفیت وکارآمدی علوم انسانی درنظام تعلیم وتربیت رسمی عمومی مبتنابرمبنای دینی درچهارچوب نظام معیاراسلامی
    تنوع بخشی درارایه خدمات آموزشی
    ارتقای کیفیت فرآیند تعلیم وتربیت باتکیه براستفاده هوشمندانه ازفناوری های نوین
    تغییرونوع آوری درنظام تعلیم وتریت رسمی عمومی بارویگردتعالی بخش،پویاوبالنده
    استقرارنظام ارزشیابی وتضمین کیفیت درتعلیم وتربیت درسی عمومی
    تامیت تخصص وتنوع بخش به منابع مالی
    بازنگری وبازمهندسی ساختارها ورویه ها وروش ها
    ارتقاوبهبودمستمرکیفیت نظام کارشناسی،مدیریت وراهبردی آموزش وتربیتی درنظام تعلیم وتربیت رسمی
    توسعه ظرفیت پژوهش ونوآوری، نظریه پردازی و مستند سازی تجربیات تربیت بومی

فصل هشتم
چارچوب نهادی و نظام اجرایی تحویل بنیادین آموزشی و پرورشی، تحقیق اهداف  و برنامه های سند ملی آموزش و پرورش در افق چشم انداز در دو سطح صورت می پذیرد.
بخش اول: سیاست گذاری، نظارت و ارزیابی در سطح کلاس
بخش دوم: برنامه ریزی و نظام اجرایی

 برنامه درس ملی:
برنامه در ملی به عنوان یکی از زیر نظام های اصلی سند تحول بنیادین و به منزله نقش جامع یادگیری، زمینه ایجادتحول همه جانبه، گسترده و عمیق در مفاهیم و محتوایی آموزشی را فراهم می آورد.کار تحقیق و پژوهش و تدوین این سند از اسفند ماه سال 84آغاز شد و تا پایان سال 90بار ها در معرض نقد و بررسی قرار گرفت و سپس تا سال 91 ابلاغ شد که به شرح زیر جهت اجرا به تصویب رسیده است.
1) مبانی فلسفی و علمی درس ملی:
مبتنی بر مبانی نظری سند تحول بنیادین می باشد.
2) چشم انداز:
 برنامه های درسی و تربیتی آموزش و پرورش در راستای فرهنگ  و تمدن ایرانی در چشم انداز نظام تعلیم تربیت رسمی در افق 1404با بهره گیری از الگویی پیشرفته زمینه تربیتی نسلی موحد و مومن بر اساس نظام معیار اسلامی را فراهم میسازد.

این برنامه ها دارای ویژگی های زیر است.
    مبتنی برمبانی و ارزش ها و معارف اسلام ناب محمدی(ص) .
    برخوردار از یافته های علمی و پژوهشی
    بهره مند از دستاورد ها و یافته های علمی فرهنگ و تمدن اسلامی
    منسجم، متعادل ، کار آمد و نشاط آفرین
    ناظر به ویژگی ها و فطرت الهی دانش آموزان و نیاز های اساسی جامعه
    مدرسه به عنوان جلوه ای از تحقق مراتبی از حیات طیبه و قانون اصلی تحقق اهداف برنامه های اصلی و تربیتی
    3) اصول ناظر بر برنامه های درسی و تربیتی:
    «دین محوری، تقویت هویت ملی، اعتبار نقش یادگیرنده، اعتبار نقش مرجعیت معلم، اعتبار نقش پایه خانواده،
    جامعیت، توجه به تفاوت ها، تعادل، یادگیری مادام العمر، جلب مشارکت و تعامل، یکپارچگی و فراگیری
    4) رویکرد و جهت گیری کلی:
    رویکرد برنامه های درسی«فطرت گرایی توحیدی» به منظور دست یابی به مراتبی از حیات طیبه در این رویکرد:

-دانش آموز:
امانت الهی است،فطرت روحی دروجوداوست،همواره درموقعیت است و می تواند آن را درک کرده و در راستای آن حرکت نمایند ، توانایی انتخاب و تصمیم گیری دارد ، از اراده انگیزه برخوردار است، در فرآیند یاد دهی – یادگیری ، نقش اساسی و فعال دارد، دارای قابلیت های گوناگون است
معلم: اسوه ای امین برای دانش آموز است، انگیزه اصلاح مداومانان را فراهم میسازد. زمینه ساز رشد عقلانی، علمی و اخلاقی دانش آموزان است، رهبر فرایند یاد دهی – یادگیری است، یادد دهنده و پژوهشگر آموزشی و پرورشی است.
محتوا: مبنی بر ارزش های فرهنگی و تربیتی است، مبتنی بر شایستگی های مورد انتظار از دانش آموزان است، برگرفته از یافته های علمی و معتبر بشری است، متناسب با نیاز های حال و اینده است.
یاد دهی- یادگیری: فرایندی زمینه ساز برای ابراز گرایش های فطری، هدفمند و فعال یادگیرنده با محیط های متنوع یاد گیری است.
ارزشیابی:کاستی های یاد گیری را فرصتی برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی میداند.
محیط یادگیری:مدرسه محیط یادگیری پایه و اصلی است اما یادگیری به ان محدود نمی شود
مدیر مدرسه: مسولیت تامین و توسعه محیط یادگیری را برای شکوفایی گرایش های فطری دانش آموز بر عهده دارد از اختیاریات متناسب برای پاسخ گویی و مسولیت پذیری در کلیه امور مدرسه برخوردار است.
5) الگوی هدف گذاری:
در الگوی هدف گذاری پنج عنصر«تعقل،ایمان،عمل و اخلاق چهار عرصه ارتباط دانش آموز با خود، خدا، خلق و خلقت» به صورت به هم پیوسته و با محوریت ارتباط با خدا تدوین می شوند.
6)هدف کلی برنامه های درسی و تربیتی :
انتظار میرود دانش اموز طی دوره به مرتبه ای از شایستگی دست یابیم که هدف کلی برنامه درسی و تربیتی است.
7) شایستگی های پایه:تعقل،ایمان، علم ، عمل ، اخلاق
8)حوزه های تربیت و یادگیری:- حکمت و معارف اسلامی – قرآن و عربی – زبان و ادبیات فارسی- فرهنگ و هنر – سلامت و تربیت بدنی  - کار و فناوری – علوم انسانی و مطالعات اجتماعی – ریاضیات – علوم تجربی – زبان خارجی – آداب و مهارت های زندگی و بنیان خانواده
9)اصول حاکم بر انتخابات راهبرد های یاد دهی یادگیری:
راهبرد های یاد دهی یادگیری باید بتواند بستر لازم را برای تحقق اهداف برنامه درسی ملی و تربیت در راستای شکوفایی فطرت و در یابی به مراتبی از حیات طیبه تدارک ببیند.
10) اصول حاکم بر ارزش یابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی:
ارزشیابی به عنوان بخش جدایی نا پذیری از فرایند یاد دهی – یاد گیری تلقی شده و از نتایج آن برای برنامه ریزی رشدحرفه ای معلمان و بهبود برنامه درسی و نظام آموزشی استفاده شود.
11)فرایند تولید و اجرایی برنامه های درسی و تربیتی:
تحلیل اهداف کلان آموزش و پرورش /تحلیل عناصر برنامه درسی ملی / تحلیل نیاز ها در حوزه تربیت و یادگیری/تعیین اهداف / استاندارد های محتوا و نتیجه یادگیری.
12)سیاست های تولید موارد و رسانه ای یاد گیری:
تولید محتوای الکترونیکی  چند رسانه ای متناسب با نیاز معلمان و دانش اموزان و استفاده هوشمندانه از آن.
13)ساختار و زمان آموزشی:
  ساختار نظام تحصیلی آموزش و پرورش بر اساس مفاد سند تحول بنیادین شامل6 سال دوره ابتدایی متوسطه زمان تعلیم و تربیت: دوره ابتدایی: 925ساعت دوره اول متوسطه :1110 ساعت و فنی حرفه ای و کار و دانش 1480ساعت خواهد بود.
14) سیاست ها و الزامات اجرایی:
تهیه ی برنامه جامع و فراگیر- به کار گیری روش های موثر در نگهداشت و ارتقای نیروی انسانی- اختصاص منابع مالی
مناسب – به کار گیری روش های اثر بخش اشاعه برنامه درس ملی – ایجاد فرصت های متنوع – تجهیزات مدارس به فناوری های نوین
15) ارزشیابی برنامه درس ملی:
ارزشیابی برنامه درس ملی به منظور فراهم آوردن اطلاعات توصیفی برای درک بیشتر و پاسخ گویی نسبت به میزان اثر بخشی و چگونگی اجرا و تحقق اهداف و نتایج برنامه انجام می شود

مبانی برنامه درس ملی:
    مبانی هستی شناختی
    مبانی انسان شناختی
    مبانی معرفت شناختی
    مبنای ارزش شناختی
    مبانی دین شناختی
    مبنای روانشناختی
    مبنای جامعه شناختی

تعالی مدیریت مدرسه

مقدمه :

با شكل گيري آموزش و پرورش رسمي، مديريت مدرسه در كانون توجّه برنامه ريزان، صاحب نظران و پژوهشگران قرار گرفت چرا كه توجّه به اين امر مهم، موجب بهبود كيفيت فرايندها در آموزش و پرورش ميشود و زمينه ي دستيابي به نتايج مورد انتظار جامعه و توسعه ي سرمايه ي انساني را فراهم مي سازد . اين در حالي است كه همواره رويارويي با مسائل و مشكلات، عملكرد مدرسه را تحت تأثير قرار داده و باعث كاهش ميزان كارآيي و اثربخشي مديريت ميشود و ايفاي نقش، انجام مأموريتها و وظايف محوله را با مشكل روبه رو ميكند. بديهي است در چنين شرايطي اگرچه توجّه به عوامل گوناگون، متنوع و مؤثر از اهميّت ويژهاي برخوردار است امّاتوانمندسازي مديران مدارس در برنامهريزي و رهبري خلّاق فعّاليّتهاي آموزشي و تربيتي، بهره گيري از ظرفيت سرمايه هاي انساني)كاركنان، اوليا و دانش آموزان( و جلب مشاركت فعّال اين سرمايه ي ارزشمند در اداره ي امور مدرسه، مديريت منابع مادّي و همچنين جلب مشاركت مراكز و نهادهاي پيراموني بيش از هر راهبرد ديگري ارتقا و بهبودمديريت مدرسه را ممكن ميكند .

از آنجا كه هر نهاد يا سازماني براي رشد و بهبود مستمر، به يك الگو نيازمند است، آموزش و پرورش نيز به عنوان يك نهاد عظيم و اثرگذار در جامعه از اين مهم مستثني نيست و ضرورت اجراي برنامهاي كه بتواند مسير تعالي

تعالي مديريت « مديريت را تعريف،تسهيل، تسريع و دست يافتني كند چند برابر ميشود. بدين منظور برنامه اي با الهام از الگوي تعالي سازماني به منظور اجرا در سراسر كشور طراحي و توليد گرديد. مدل تعالي، نوعي  ساختار مديريتي است كه با تكيه بر اصول و مفاهيم اساسي و توجّه به معيارهاي اصلي مديريت كيفيت جامع و سيستم خودارزيابي موجبات پيشرفت و بهسازي مدرسه را فراهم مي سازد. 

تعريف برنامه:

سعي دارد با تكيه بر سند تحول بنيادين و نگاهي تعالي بخش، مدرسه محور، « تعالي مديريت مدرسه » برنامه ي

مشاركت جو وكيفيت مدار ضمن تمركز بر فرايندهاي مديريتي، شرايطي را فراهم آورد تا كليه ي عوامل مؤثر در

مديريت مدرسه ضمن شناسايي ظرفيتها و تواناييهاي داخلي و پيراموني خود، با اتّخاذ رويكرد برنامه محوري نسبت

به تعيين اهداف و طراحي برنامهي عملياتي مدرسه اقدام كند و با نگاهي تيزبين و نقاد به صورت مستمر عملكرد

مدرسه خود را نسبت به نقشه ي راه يا برنامه ي عملياتي و هدفهاي قصد شده، بسنجد.

 همچنين به منظور جلوگيري از هرگونه اتلاف فرصت، با تشخيص خطاها و شكافهاي عملكردي، راههاي بهبود را

شناسايي كند و با برنامهريزي مناسب به اجراي راهكارهاي بهبود اقدام نمايد تا از اين طريق كيفيت مديريت مدرسه را ارتقا بخشيده و افزايش بهرهوري را ممكن سازد.

 ضرورت :

 سيماي مدرسه در افق چشم انداز 1444 در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش با ويژگيهاي مترقي آن، سياستها

ارتقاي كيفيت آموزشي و « و اولويتهاي ابلاغي وزير محترم آموزش و پرورش جناب آقاي دكتر فاني مبني بر

همچنين ارتقاي سطح آگاهي عمومي جامعه و شكل گيري « بهبود مديريت آموزشگاهي » و « پرورشي مدارس

انتظارات جديد والدين نسبت به ماهيت و كاركردهاي مدرسه ، ما را از برنامه ريزي براي استقرار مديريت برنامه محور،

كيفيت مدار و تعالي بخش كه در شكل گيري و هويت بخشي به مدارس نقش اساسي ايفا ميكند، ناگزير ميسازد.

در راستاي پاسخگويي به اين نياز و ضرورت طراحي شده است.

اهداف:

انتظار مي رود با اجراي اين برنامه اهداف كيفي و كمّي ذيل محقق شود:

الف( اهداف کيفي:

1. زمينه سازي براي دستيابي به استانداردهاي آموزشي و مديريتي در مدارس

1. زمينه سازي به منظور ارتقاي كيفيت آموزشي و پرورشي مدارس

1. حركت به سوي نهادينه سازي نگاه تعالي بخش در فرآيندهاي مديريتي

4. ايجاد وفاق سازماني از طريق توسعه ي فرهنگ كار گروهي در مدرسه

5. ترويج و تقويت سيستم خودارزيابي در راستاي بهبود و تعالي عملكرد مديريت در مدرسه

6. افزايش انگيزه ي مديران و ديگر كاركنان براي بهبود عملكرد

7. توسعه و تقويت مشاركت كاركنان، دانش آموزان و اوليا در امر راهبري و مديريت مدرسه

 
 
 
 
 
اهداف مدرسه
  1. تقویت روحیه ی مذهبی و اسلامی در دانش آموزان
  2. بهره مندی هوشمندانه از فناوری های نوین و استفاده از فضای پاک مجازی
  3. گسترش فرهنگ پژوهش در دانش آموزان
  4. پرورش و تعمیق فرهنگ  خلاقیت در فعالیت های دانش آموزی
  5. استفاده از تجارب موفق دانش آموزان فعال جهت هدایت دیگر دانش آموزان
  6. تعامل اثربخش و فعال با خانواده
  7. توجه به نتیجه محوری در کنار فرآیند محوری
 

خانواده در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

یژگی‌های خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی و یک سیستم با گذشته بسیار تفاوت کرده است امروز توجه و دقت و بررسی در ویژگی‌ها و ظرافت‌های خانواده مدنظر همه کارشناسان و صاحبنظران دلسوز و متعهدجامعه قرارگرفته است، در” سند تحول بنیادین” که یک برنامه راهبردی برای ایجاد تحول بنیادین در آموزش و پرورش کشور است، ابعاد خانواده مطلوب اززوایای مختلف به طورکامل دیده و تعریف شده است. این سند، ناظر به آینده و مبتنی‌بر آینده پژوهی و در ذیل سند چشم انداز ۱۴۰۴ کشور تهیه وتنظیم شده ست. با اجرای سند تحول بنیادین آموزش وپرورش قرار است به افق ۱۴۰۴ که در سند چشم انداز کشور ترسیم شده است، برسیم.

 یکی از ویژگی های سند تحول بنیادین، آینده پژوهانه بودن آن است ؛به این خاطر، همه مفروضات سند به نوعی ، به آینده نگاه دارد. خانواده ای که سند تحول از آن سخن می‌گوید،‌ خانواده آینده است و این که خانواده آینده چه ویژگی‌های دارد یا باید داشته باشد.
خانواده امروز با خانواده ۳۰، ۲۰ و یا حتی ۱۰ سال پیش تفاوت‌های بسیاری یافته است و مطمئناً با خانواده ۵، ۱۰، ۲۰، سال آینده نیز تفاوت های چشمگیری خواهد داشت.
آیا خانواده ۲۰ سال بعد مثل امروز است؟ و یا خانواده امروز چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از خانواده دیروز متمایز می‌کند؟ خانواده امروز، متأسفانه هسته ایی شده است، در حالی که دیروز گسترده و پیوسته بود و این تفاوت روی فعالیت وروندکار تعلیم وتربیت بسیار تأثیرگذاشته است، امروز خانواده‌ها هسته‌ای شده‌اند و فردگرایی در آن محور شده است. انسان‌ها به شدت فردگرا هستند و فرد در جامعه امروز” موضوعیت” پیدا کرده است.
 یکی از تفاوت‌های بارز و عجیب گذشته با دنیای مدرن امروز، ایجاد فاصله و شکاف نسلی در خانواده‌هاوبین  پدران، مادران وفرزندان است. شکاف نسلی، در واقع، شکاف عصری است چون با دونوع فرهنگ، ادبیات، برداشت، نگاه و زندگی بین افراد خانواده‌ها روبروهستیم. امروز اکثر پدران و مادران با فرزندان خود همفکر، همراه و هم‌آهنگ نیستند و نظام سیاسی و اقتصادی نیز، انسان‌ها را تک ساحتی کرده است.البته شکاف عصری، می‌تواند هم تهدید باشد وهم فرصت. امروز ما درجامعه وحتی خانواده هر چندبه ظاهر انبوه هستیم و به صورت جمع به نظر می‌رسیم، ولی در واقع، یک انبوه تنها و جمع منفرد هستیم. اگر در گذشته، فکر می‌کردیم که هر ۴۰ دانش‌آموز یک کلاس یک مجموعه مشترک و واحد هستند، ولی امروز در کلاس شما با ۴۰ هویت، شاخص و فرد مستقل و متفاوت مواجه هستید. امروز در جامعه و حتی خانواده‌ها “تغییر نقش‌ها” اتفاق افتاده است و اگر مشکل مرد سالاری و روح استبدادی حاکم  بر خانواده‌های بسته در گذشته را کنار بگذاریم، حداقل ما در آن زمان، یک استحکام وقوت ظاهری را در خانواده می‌دیدیم ولی امروز این نقش و در واقع،” نخ تسبیح” پاره شده و دیگر هیچ کس نقش حاکم را ندارد و هیچ کس حرف اول و سخت نخست را نمی‌زند و جای آن فرد درخانواده خالی است. خانواده امروزه، یک جامعه نظام باز است. در گذشته، دیوارخانه، حریم خانواده بود؛ ولی امروز این حریم و دیوار شکسته شده است. ما با شکاف نسلی مواجه‌ایم. فاصله بین پدر و مادر و فرزند بسیار زیاد شده است. همیشه بین پدر ومادر و فرزندان، ۲۰، ۳۰، ۴۰، سال فاصله سنی ونسلی بود، ولی امروز شرایطی را شاهدیم که هریک سال فاصله، حکم ۱۰ سال تفاوت و جدایی را دارد. امروز حتی افراد تحصیلکرده و استادان دانشگاه نیز در برخورد با فرزندان خود مسأله و مشکل دارند و برخی مواقع، اعضای یک خانواده تحصیلکرده نیز حرف یکدیگر را نمی فهمند و امکان درک همدیگر را ندارند.البته در قدیم نیز، ما شکاف نسلی داشتیم؛ ولی امروز این شکاف تعمیق یافته و به نوعی” شکاف عصری” تبدیل شده است.
یکی از ابعاد تجلی شکاف نسلی و عصری، جلوه تکنولوژی‌هاست که می‌بینیم فرزندان و دانش‌آموزانمان در مهارت استفاده از تکنولوژی‌های گوناگون در خانه و مدرسه، از اولیاء و مربیان خود جلو افتاده‌اند وآنان را جا گذاشته‌اند. ماهیچ چاره‌ای نداریم که این شکاف نسلی را مدیریت کنیم. امروز تغییر ذائقه‌ها را در همه عرصه‌ها و زمینه‌ها  از جمله رفتار، کردار، تفکر و حتی تغذیه می‌بینیم. همان طور که در تغییر ذائقه، از آبگوشت به پیتزا رسیدیم، به موازت   آن، تغییرات بسیار دیگری در همه عرصه‌ها وذائقههانیز بوجود آمده است. نسل امروز در یک فضای کاملاً متفاوت، دگرگون و جدیدی زندگی می‌کند که در بسیاری از مسائل و مقوله‌ها با گذشته متفاوت است و تغییر ذائقه‌های ناشی از آن، در فرهنگ نیز خود را نشان داده است. اگر هوشمند، آگاه و دقیق باشیم می‌توانیم با آسیب‌شناسی عمیق، از شرایط و وضعیت کنونی تغییر نسلی و شکاف نسلی و عصری، به عنوان یک فرصت وامکان استفاده کنیم و فقط در سطح و بیان مسأله و حالت تسلیم باقی نمانیم.
شاهدیم که خروجی‌های نظام کنونی آموزش و پرورش متناسب با تحولات همه جانبه جامعه وگذر نسلی نیست. در خانواده سنتی وخانواده دیروز ما، پدران معمولاً مدیر، رئیس و میداندار بودند، ولی در حال حاضر، این نقش‌ها بهم ریخته است و دیگر پدر فقط نان‌آور نیست و مثال “دو پیراهن بیشتر پاره کرده‌ام” نیز دیگر مورد پذیرش اعضای خانواده نیست و آنها هم حرف و نقد و نظـر خود را دارند. یکـی ازتفاوت‌هـای جدی زندگی امـروز با دیـروز، مجازی شدن زندگی‌های امروز است‌. دیروز اعضای خانواده واقعاً با هم بودند، ولی امروز اعضای خانواده‌ها ظاهراً درکنار هم هستند، ولی با هم نیستند، درگذشته، نقش‌اصلی و شناسنامـه خانواده را پدران تشکیل می دادند.
 یکی از آفت‌های مدرنیسم، تقویت هویت فردی آدم‌هاست. امروز، افراد حرف مشترک ندارند، چون از مسائل فهم مشترک ندارند. مقوله” انسان تک ساحتی” را هربرت مارکوزه ۵۰ سال پیش مطرح و پیش‌بینی کرده بود و امروز شاهدیم که به یک هویت چهل تیکه رسیده‌ایم! هویت مجازی امر بسیار مهمی است. خانواده‌ها ظاهراً در کنار هم هستند، ولی با هم نیستند. جسم‌ها در کنارهم است، ولی احساس‌ها، عواطف و علائق در کنار هم و یکی نیست.
معلمان، مربیان و همچنین مدرسان خانواده باید خانه وخانواده امروز را خوب بشناسند و تفاوت‌های امروز و دیروز آن را خوب و جامع بفهمند.  بیش از ۹۵ درصد جامعه را افراد با سواد تشکیل می‌دهد،به این خاطر معلمان و مربیان باید حرف نو، راهبردی و سازنده برای طرح داشته باشند تا نسل جدید آن را بپذیرد.
 مادردوران خود با پدیده‌های عجیب و وحشتناک بسیاری ازجمله ازدواج سفید مواجه‌ایم واین مسایل ومشکلات می طلبد که  با تمام وجود، اندیشه، افکار و ذهنیت‌های خود را برای کمک به نسل جدید و خانواده‌های امروزی غنی و پربار سازیم تا بتوانیم جوانان خود را نجات دهیم. کتاب “جنگ خانواده‌ها” که شرایط کنونی خانواده‌های جامعه آمریکا را بررسی وتحلیل کرده و به ما می‌گوید که فقط سطح تحصیلات و درآمد از عوامل اصلی و محوری داشتن خانواده بهینه نیست.
هسته‌ای شدن خانواده، و به تبع آن پدیده تک فرزندی بحرانی است که در سال‌های آینده برای همین تک فرزندها نیز مشکلات عاطفی و جنسیتی ایجاد خواهد کرد.
نکته‌ای که صاحبنظران برآن اتفاق نظر دارند، این است که نظام خانه و خانواده باید تغییر مأموریت و هدف بدهد. در این ارتباط، همه‌ی حرف سند تحول بنیادین این است که آموزش و پرورش امروز جوابگوی نیازها و تحولات نیست. یک آموزش و پرورش کارساز و اثر بخش با بهره وری مناسب، با آنچه که امروز داریم متفاوت است. سند تحول بنیادین می‌خواهد آموزش و پرورش متناسب با تحولات محیطی ارائه دهد؛ هر چند به نظر آرمانی است ولی باید به سمت آینده‌ای برویم که با گذشته و بخصوص امروز ما بسیار متفاوت بوده و برنامه‌ها آینده ساز باشد.
در گذشته، اصلاحات و تغییرات در آموزش و پرورش در حد تغییر یک کتاب، یک برنامه و یک کلاس بود، ولی امروز منظور و هدف از تحول بنیادی آموزش و پرورش، بایدتغییر عمیق، ریشه‌ای، نظامند، همه جانبه، آینده پژوهانه و مبتنی بر معارف اسلامی باشد.
سند تحول بنیادین نیز با این اعتقاد شکل گرفت و هدف و انگیزه آن ، ایجاد بستر مناسب برای رسیدن به تعلیم وتربیت اسلامی بود. در این راستاست که  تبدیل نظام آموزشی کنونی به یک نهاد فرهنگی تربیتی، برنامه و راهکار محوری دست اندرکاران تهیه ، تدوین، تولید و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است.
 امروز متاسفانه در لایه‌های جامعه ما، نوعی سبک زندگی، حرمت‌های مختلف از جمله حرمت طلاق را از بین برده و برخی، هر چند بسیار محدود، جشن طلاق هم می‌گیرند! برای برون رفت از شرایطی که درجامعه و خانواده به شکل‌های مختلف جاری و ساری است ناچاریم در نظام تعلیم وتربیت خود، دو مهارت انتخابگری و تصمیم‌گیری را با ظرافت و به صورت گسترده‌تری به دانش‌آموزانمان آموزش دهیم. اکنون میزان تنوع در عرصه های مختلف زندگی بسیار است واین مسأله، انتخاب رابرای همه بویژه فرزندان ما مشکل کرده است. در این راستا، نیاز است که به خاطر تنوع وتکثر بی شمار مسائل و موضوعات موجود، مدیریت ومهارت بهترین و درست‌ترین انتخاب را آموزش دهیم. در تحلیل بحران‌های اجتماعی از جمله قضیه طلاق نیز به مسأله تنوع خواهی می‌رسیم. که به شکل های مختلف از سوی مرد یا زن مطرح و پیگیری می‌شود.
 اگر انتخابگر خوب و تصمیم گیرنده دقیق و مدبری باشیم می‌توانیم زندگی گرم، سالم وخانواده بهینه‌ای داشته باشیم، وگرنه با مسائل و مشکلات بیشتری در جامعه و خانواده روبرو می‌شویم. اگر به دنبال تربیت نسلی هستیم که زندگی شاد، فعال، هدفدار وغنی داشته باشد باید نظام کنونی آموزش و پرورش را بهم‌ریخته و به معنای واقعی، یک تحول بنیادین در آن ایجاد کنیم؛ چون اصلاحات وتغییرات سطحی و ظاهری، دیگری در این زمینه جوابگو نیست. در راستای این تحول، نگاهمان به دوره‌های تحصیلی هم باید تغییر کند. تاکنون همه هم وغم کارشناسان و مجریان بردوره متوسطه متمرکز بوده است، در حالی که شکل‌گیری شخصیت و پی‌ریزی علمی، اجتماعی و اخلاقی افراد در دوره ابتدایی شگل گرفته و قوام می‌یابد. ما با انسان که با موجودی بسیار و پیچیده است،‌ مواجه هستیم و این موضوع، تعلیم وتربیت و آموزش و پرورش را به مقوله‌ای بسیار سخت و مشکل تبدیل کرده است. همه مسئولین نظام و همچنین مدیران کشور همواره از منظر تئوری و نظری، از تحولات و تغییرات بنیادین در آموزش و پرورش حمایت و پشتیبانی کرده‌اند، ولی اجرای سند مهم و کلیدی تحول بنیادین که ازاسناد بالادستی ومعتبرنظام جمهوری است کار بزرگ و سختی می باشد که همراهی همه آحاد جامعه بویژه خانواده‌ها را نیاز دارد و  عزمی ملی، ضرورت قطعی رسیدن به آرمان‌ها وافق های ترسیم شده در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است؛ سندی که پانصد نفر از بهترین متخصصان و کارشناسان دلسوز حوزه و دانشگاه به مدت ۵ سال با طرح‌ها و پروژه‌های کیفی وباارزش پژوهشی وعلمی خود، در تهیه و تولید وارائه آن تلاش و همتی جانانه داستند.اوستا طحانی
 

 

خلاقیت در برنامه های معاونین آموزشی مدارس


+
بهسازی دانش آموزان؛
+
نگهداری دانش آموزان؛
+
کاربرد دانش آموزان یا استفاده از همکاری آن ها در برنامه های معاونتی مدرسه.
*
مدیریت ایجاد و اعمال ارتباطات انسانی مناسب با همکاران (جذب، بهسازی، نگهداری و کاربرد).
*
مدیریت هماهنگ سازی اعمال روش های انضباطی در مورد فراگیران از طریق همکاران.
*
مدیریت تشکیل و بهره جویی از گروه های مرجع دانش آموزی در کارهای مدرسه ای.
*
مدیریت ایجاد گروه های دانش آموزی (یاور معاون ) در امور مدرسه.
*
مدیریت ایجاد انگیزه در میان فراگیران (تشویق دانش آموزان ، تاکید بر ویژگی های مثبت آن ها و مثبت اندیشی و اعتماد سازی در میان آن ها).
*
مدیریت بهره جویی از اختیارات تفویض شده.
*
مدیریت بهره مندی از تجربه ها و اندیشه های دیگران .(به شکل حضوری بازدیدی ، مطالعه ای ، قرار همکاری مشترک و...).
*
مدیریت زمان.
*
مدیریت آشنا سازی همکاران با آخرین یافته های علمی_پژوهشی و بهره جویی از این یافته ها در کار اداره مدرسه.
*
مدیریت بر خود (تهذیب نفس،خودسازی آمادگی روحی و ...).

مدیریت برنامه های آغازین

*تقسیم بندی آیه های سوره های موردنظر برای تلاوت و اعلام آن ها به دانش آموزان ، برای بهره مندی بیشتر و با برنامه از آیات قرآنی؛
*
استفاده از شیوه های گوناگون برای تلاوت قرآن ؛ مانند: خواندن قرآن توسط دانش آموزان قاری، پخش تلاوت های معروف از نوار ، تلاوت قرآن توسط معلمان و سایر همکاران فرهنگی در مناسبت های گوناگون ، تلاوت قرآن به صورت گروهی و هم خوانی در بیان معانی آیات ، و حفظ روزانه چند آیه از قرآن در ماه مبارک رمضان ( گفتنی است که در اجرای همه فعالیت های مربوط به مدیریت برنامه های آغازین ، باید به کوتاه بودن زمان برنامه ، دانش آموز پسند بودن ، جذابیت، غیر تکراری بودن و...توجه شود.)
*
گروه بندی کلاس ها برای اجرای برنامه آغازین و سپردن کل مسئولیت اجرای مراسم به کلاس ها؛
*
خواندن داستانک ها ی آموزنده در برنامه های آغازین ؛
*
خواندن اشعار دلنشین و اثر گذار در برنامه های آغازین
*
برگزاری مسابقه های درسی ، اعتقادی، هنری، بهداشتی، و انضباطی ؛ با پرسش های هدف دار و جایزه به برگزیدگان ؛
*
اجرای طرح هدایت تحصیلی و شغلی مستمر (از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان )در طول سال تحصیلی ، با معرفی رشته ها و مشاغل به دانش آموزان از طریق دعوت از صاحبان حرفه ها و مشاغل در حد برنامه های جذاب و اثر گذار کوتاه مدت؛
*
معرفی متولدین هر ماه در پایان همان ماه ، تبریک گفتن به آن ها و انتخاب تعدادی از آن ها با قرعه کشی و اهدای هدیه (با در نظر گرفتن متولدین تابستان و تبریک به آن ها در پایان سال تحصیلی و یا آغاز سال تحصیلی جدید).
*
معرفی دانش آموزان موفق از ابعاد گوناگون در روزهای متعدد هفته ؛
*
خواندن سرود توسط گروههای دانش آموزی ویا پخش نوار های سرود مورد علاقه دانش آموزان ؛
*
اجرای برنامه نیایش توسط دانش آموزان در روزهای مشخصی از هفته(مثلا"اول یا آخر هفته)؛
*
محدود کردن حضور مدیر مدرسه در برنامه های آغازین به هفته ای مثلا” یک روز و بهره گرفتن از توان سایر همکاران ،ازجمله معلمان ، کتابداران ، مربیان تربیتی ، مربیان ورزش ، مشاوران و...؛
*
توجه ویژه به ورزش ، و ورزش کردن معاونان و کادر مدرسه با دانش آموزان و نیز توجه به بازی های شاد و کودکانه ؛
*
استفاده از سر گروههای کلاسی برای کمک به معاونان در اجرای مراسم آغازین؛
*
استفاده از کلمات دلنشین توسط معاون مدرسه ، هنگام گشت و گذار در حیاط ؛
*
حذف تذکرات بی مورد نصیحت گونه به بچه ها و استفاده از تذکرات چاپی و نصب بر تابلوی اعلانات ؛
*
اختصاص زمان مناسب و حساب شده به تلاوت برخی از دعاها و زیارت نامه ها ( توسل ، کمیل ، آل یاسین ، عاشورا و...)، همراه با برنامه های جذاب ، اثر گذار و کوتاه مدت؛
*
استفاده از نمایش نامه های عروسکی (عمدتا" طنز ) در برنامه های آغازین دوره ی ابتدایی به منظور ارائه ی پیام های بهداشتی و انضباطی به دانش آموزان؛
*
معرفی کادر مدرسه در برنامه های آغازین (صبحگاه و یا عصرگاه)،در روزهای اول بازگشایی مدرسه؛
*
انتخاب شعار هفته ، همراه با کار هفتگی در کلاس ، مانند نگارش مقاله ، انشا، تهیه روزنامه دیواری ،برگزاری مسابقه و...

مدیریت زنگ تفریح

 *حضور مستمر معاون در حیاط و نظارت مستقیم او بر دانش آموزان با حضور در حیاط مدرسه، می توان به حرف ها و مشکلات بچه ها گوش سپرد و حتی هنگام گشت و گذار ، حال خانواده های آنان را جویا شد،
*
اختصاص دادن بخشی از حیاط مدرسه به هر کلاس برای ایجاد فضای سبز (کاشت گل و گیاه و...)،و نیز اختصاص بخشی برای مطالعه و بخشی برای بازی ها و ورزش های فردی و گروهی؛
*
آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب بازی و فعالیت (در صورت صدمه نرساندن به دیگران)؛
*
پخش سرودهای شاد و موسیقی های گوشنواز و روح بخش در زنگ های تفریح(با در نظر گرفتن مناسبت هاو...)؛
*
به جای پیگیری سنتی غیبت بچه ها ، حضور در جمع دانش آموزان و جویا شدن از حال آن ها در زنگ تفریح روز بعد از غیبت ؛
*
درخواست از دانش آموزان کلاس های بالاتر برای مواظبت از دوستان کوچک خود در زنگ تفریح و تذکر این مساله هر چند ماه یک بار ؛
*
انتخاب تعدادی از دانش آموزان از گروه های گوناگون و تفویض اختیار کارهای مربوط به زنگ تفریح به آنان؛
*
ایجاد تمهیدات انجام بازی های سالم هوشی ، علمی و سنتی در زنگ های تفریح؛ مانند شطرنج ، فوتبال دستی ، هفت سنگ و ...

معاون یک مدیر است

مدیریت شناخت فراگیران

برای شناخت دانش آموزان ،باید از طریق پرسش نامه هنگام ثبت نام و یا در مناسبت های دیگر اطلاعات اولیه را بدست آورد.
*
برای تکمیل شناخت ، معاون همواره باید با دانش آموزان مشاوره عمومی داشته باشد.همچنین صحبت با دانش آموزان گوشه گیر را در دستور کار خود قرار دهد.
*
در همه جلسات شورای معلمان ، باید وقتی به معاونان اختصاص یابد تا به صورت تبادل اطلاعات دوطرفه ، از معاونان به معلمان و از معلمان به معاونان ، در مورد دانش آموزانی که از نظر جسمی ، عاطفی ، درسی، خانوادگی و... مشکلاتی دارند و به همراهی بیشتر نیازمندند گفت و گو شود. البته در شناخت هر چه بیشتر فراگیران برجسته هم می توان در همین جلسات فعالیت کرد.
*
در مدرسه هایی که بیش از یک معاون مشغول فعالیت است ، حتماً برای گروه ها و یا پایه های خاصی از دانش آموزان معاون مشخصی در نظر گرفته شود.
*
معاونان می توانند ، بخشی از اطلاعات شناختی خودشان را از طریق گفت و گوی با حوصله با دانش آموزانی به دست آورند که از نظر انضباطی یا درسی مشکل دارند. همچنین ، گفت و گو با اولیای دانش آموزانی که مشکل رفتاری و یا یادگیری دارند نیز رهگشاست.
*
معاونان می توانند ، تمام اطلاعات دانش آموزان را در دفتری ثبت کنند . در این دفتر می توان ،موفقیت ها و کاستی های احتمالی رفتاری و درسی دانش آموزان را درج کرد . باید دقت کرد ، اگر در این دفتر فقط ویژگی های منفی نوشته شود ، به سرعت کارایی خود را از دست خواهد داد . همچنین ، می توان دفتری ویژه برای معلمان درست کرد و از آنها خواست ، اطلاعات آموزشی و پرورشی خاصی را که در مورد هریک از بچه ها دارند ، برای آگاهی معاونان در آن درج کنند.
*
دانش آموزانی را که مشکل و یا بیماری خاص فیزیولوژیک و یا مشکل ویژه جسمی دارند ، باید شناسایی کرد و این قبیل دانش آموزان را همواره مد نظر داشت.
*
برای الگوسازی مثبت در میان دانش آموزان ، معاونان باید به طور مرتب دانش آموزانی را که از ابعاد گوناگون دارای موفقیت هایی هستند ، معرفی کنند . این معرفی می تواند به شیوه های گوناگون صورت پذیرد.
*
عنصر مشاهده ، یکی از عوامل موثر در شناخت دانش آموزان است .
مشاهده دقیق رفتار دانش آموزان در کلاس ، حیاط مدرسه ، هنگام ورزش و... می تواند در شناخت کامل آنها به معاونان کمک کند .
*
یکی از راههای شناخت دانش آموزان ، نظر خواهی از کارکنان مدرسه یا معلمان مرتبط ، طی سال تحصیلی ، در مورد هر دانش آموز است.
*
خواستن قضاوت در مورد محیط خانه و افراد خانواده از خود دانش آموز ، یکی دیگر از راههای شناخت است.
*
برگزاری مسابقه هایی در سطح مدرسه با عنوان "من کیستم؟" تا دانش آموزان خودشان را با انشا هایی با همین عنوان معرفی کنند.هم چنین می توان ، از نمایشنامه های مدرسه ای و تکنیک ایفای نقش و یا قضاوت نیز اضافه کرد تا بچه ها ، با ایفای نقش های گوناگون از انسان های بزرگسال ، خودشان را نشان دهند.
*
در دوره ی ابتدایی ، دوختن روبان با رنگ های گوناگون در پایین مقنعه دانش آموزان دختر پایه های گوناگون ، برای شناسایی صف کلاس و تشخیص دانش آموزان ، هم به آنها و هم به معاونان کمک می کند.
*
دادن شماره و کارت با رنگ های گوناگون به دانش آموزان پایه ها ، تعیین جا در صف و ایجاد نظم هنگام حرکت صف ها و آمد و شد را برایشان آسان می کند.
*
اختصاص کارت انضباطی _ارتباطی برای هماهنگی موقعیت رفتاری _انضباطی مشترک هر دانش اموز در خانه و مدرسه ، به شناخت بیشتر و بهتر دانش آموزان می انجامد.

موی سر دانش آموزان

از دوره ابتدايي ام چيز زيادي به خاطر ندارم، به جز اينكه مدرسه ما يك ساختمان بسيار قديمي و تقريباً غيرقابل استفاده بود!
يك درخت توت پير كه خيلي ها مي گفتند قدمت 400 ساله دارد هم تنها بهانه تفريح و در واقع سايبان روزهاي آفتابي مان بود.
با اينكه همه مي گفتند هر لحظه احتمال ريزش ساختمان و زيرآوار ماندن چند صد دانش آموز وجود دارد اما به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، همين ساختمان لرزان هم دو شيفته كار مي كرد: صبحها ما بوديم يعني حدود 20 كلاس 25 نفره دخترانه و عصرها پسركاني از گروه سني خودمان با همان تعداد و همان ازدحام.
آنچه كه از اين ازدحام و در شيفت عصر هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند قيافه بسيار جدي و اخمهاي پررنگ آقاي ناظم بود كه معمولاً نيم ساعت قبل از حضور دانش آموزان در سركلاس خودش را به چارچوب در ورودي مدرسه فرتوت ما مي رساند.
مردي با كت و شلواري تقريباً رنگ و رو رفته، خط كشي به درازاي حدود 50 سانتي متر و البته يك ماشين مخصوص اصلاح موي سر.
اين ماشين را اغلب شنبه ها كه روز آغازين هفته بود در دستان آقاي ناظم مي ديدم.
بچه ها مي گفتند: ناظم با ماشين اش بر روي سر بچه هايي كه موهايشان كوتاه نشده خط مي اندازد و چون خوش سليقه است گاهي اشكال هندسي زيبايي هم طراحي مي كند.
آن روزها دقيقاً نمي دانستم منظور همكلاسي هايم از خط انداختن چه چيزي مي تواند باشد، فقط اين را به خوبي پذيرفته بودم كه يك دانش آموز پسر ابتدايي، راهنمايي و يا حتي متوسطه بايد كله اي صاف و برق انداخته داشته باشد تا بدين وسيله گوشهاي گاه پهن و بزرگش بيشتر بتواند مجال مانور بيابد!
كمي بعد و شايد پس از گذشت چند ماه، وقتي برادرم با چهره اي درهم و در حالي كه دستش را روي سرش گذاشته بود، به خانه آمد معني خط انداختن آقاي ناظم را هم به خوبي فهميدم!
او بر روي سر يك دانش آموز ضربدري جانانه طراحي كرده بود؛ دانش آموزي در مقطع دوم راهنمايي.
مهمترين توجيهش نيز بلند بودن موي سر دانش آموز تحت فرماندهي اش بود.
آن روزها براي دانش آموزان ما داشتن موهايي 5 سانتي متري شايد يك رؤيا بود و آنان مي بايست بلند كردن موهايشان را و احياناً طراحي مدلهاي "رپ"، "قارچي"، "آلماني" و هر آنچه كه در آن روزگار "مد" بود را فقط و فقط به تابستان موكول مي كردند چون تابستان ديگر خبري از آقاي ناظم، كت و شلوار معروفش، خط كش و صد البته ماشين بي رحم اش نبود.
به هر حال بار ديگر ماه مهر و زمان وداع با زلفكاني پريشان فرا مي رسيد؛ زلفكاني كه حالا براي خودشان كلي مدل پذير شده بودند.

٭ اجباري نيست، اجباري هست!


واقعيت اين است كه براساس شنيده ها و ديده ها، اغلب ما كوتاه كردن و در واقع ماشين كردن موي سر دانش آموزان پسر را به ويژه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي اجباري تلقي مي كنيم لذا همچنان در ذهنمان يك دانش آموز در فصل تحصيل مساوي است با انساني با سر بي مو و يا موهايي مثلاً يك سانتي متري!
ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اما در روزهاي اخير خبر جالبي را اعلام كرد و به خبرگزاريها گفت: ماشين كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست و در صورت رعايت بهداشت و شؤونات اسلامي چنين امري بي دليل و فاقد ضرورت است.
به اين ترتيب و با استناد به گفته هاي ابوالقاسم جامه بزرگ، مي بايد به ماشين هاي نمره 2 و 4 بدرود بگوييم و آنها را جزو ابزار به تاريخ پيوسته آموزش و پرورش بدانيم.
 
در آيين نامه انضباطي وظايف دانش آموز در مدرسه نكاتي مطرح شده است مثلاً اينكه استفاده از لباس، كفش و جوراب ساده و اصلاح موي سر متناسب با شؤونات اسلامي براي پسران ضروري است و دختران هم مي بايد حجابي در حد اين شؤونات داشته باشند.
او اضافه مي كند: البته تأثير فرهنگ محلي در تعيين حد و حدود كوتاهي مو بسيار مؤثر است.
از جامه بزرگ مي پرسيم: اگر مدير مدرسه اي ماشين كردن سر دانش آموزان را اجباري كند تكليف چيست؟ و آيا اين كار براي وي تخلف اداري محسوب مي شود يا نه؟
مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي مي گويد: اين مسأله هم به عرف برمي گردد براي مثال ممكن است در مدرسه اي از مدارس تهران بنا به عرف منطقه، ماشين كردن موي سر اجباري باشد كه در اين صورت نمي توان بر مدير خرده گرفت و يا اينكه ممكن است در برخي مناطق كشور ماشين كردن براساس عرف موجود اجباري باشد لذا اگر مديري دانش آموزان را مجبور كند از ماشين نمره 2 يا 4 استفاده كنند تخلفي روي نداده است! اما اگر مخالف عرف عمل كرده باشد بي شك از او پاسخ خواهيم خواست.
اوستا طحانی

 

نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی

چکیده: پژوهش حاضر به بررسی نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پرداخته است.هدف مطالعه حاضر مشخص نمودن نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است.در این پژوهش با کنکاش وبررسی اسناد، متون وکتب موجود به تبیین جایگاه معلم در سند تحول بنیادین پرداخته شده است.همچنین نظرات مقام معظم رهبری در خصوص نقش معلم، اهمیت معلم و وظیفه معلم در دوره کنونی بصورت آوردن عین سخنرانی معظم له که در دیدار با معلمان ومسئولین آموزش وپرورش در مناسبتهای مختلف انجام شده بود، بصورت نقل قول مستقیم وظیفه خطیر معلمی تبیین شده است.سوال اساسی که این تحقیق در صدد پاسخ گویی به آن بود عبارت بود:از دیدگاه مقام معظم رهبری معلم چه نقش وجایگاهی در سند تحول بنیادین دارد؟نتایج تحقیق نشان داد که معلم جایگاه رفیع و نقش سازنده ای در نظام تعلیم وتربیت داردهمچنین در سند تحول بنیادین معلم نه یک کارمند، بلکه پژوهشگر واستاد است که نقش معلم در مقام استاد وپژوهشگر بی بدیل وغیر قابل جایگزین میباشد. با بررسی گزیده ای از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد اهمیت معلم ولزوم شروع تحول سازنده و عمیق در آموزش وپرورش این نتیجه حاصل که حضرت آقا یک نگاه ویژه وممتاز به معلم دارند ونقش معلم را سازنده، وفعالیت مفید واثر بخش وی را تضمین کننده فردای موفق جامعه می دانند. واژگان کلیدی:نقش معلم-سند تحول بنیادین-مقام معظم رهبری مقدمه: سند تحول بنیادین یکی از مهمترین برنامه های بلند مدت نظام آموزشی کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد که تمام فعالیتها واقدامات آموزش وپرورش را در تمام حوزه ها وابعاد شامل می شود. یکی از ارکان وعناصر اصلی هر آموزش معلم می باشد که در بین همه عناصر آموزشی تنها عنصری است که هیچ بدیل وشبیهی برای آن وجود ندارد. به عبارت ساده هیچ چیز نمی تواند جای معلم را در نظام آموزشی بگیرد،که اگر این امر قابل تحقق بود خیلی از کشورهای پیشرو وپیشتاز کنونی حتما این اقدام را انجام می دادند. هدف از این پژوهش تبیین نقش واهمیت معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است. با توجه به رسالت خطیر معلم در آماده کردن افراد برای فردای جامعه سرمایه گذاری مادی ومعنوی جوامع بر روی آموزش و پرورش وبطور اخص معلم، این تحقیق نیز بنا به همین ضرورت انجام گرفت. الوین تافلر در کتاب موج سوم آورده است که در هزاره سوم آینده از آن آموزش وپرورش است وجوامعی در آینده موفق هستند که در برنامه ریزی برای آموزش وژرورش موفق باشند.فلذا سرمایه گذاری در آموزش وپرورش نباید هزینه (جنبه مصرفی) تلقی شود . در سند تحول بنیادین نگاه ویژه وممتازی به معلم شده است.دراین سند معلم به عنوان پژوهشگر واستاد شناخته شده است ونه کارمند،این یک تحول عمیق واساسی در تاریخ نظام آموزش وپرورش می باشد که اگر در عمل هم موفق شود نظام آموزشی به معنای واقعی کلمه متحول خواهد شد،چون ضامن تحول واقعی در آموزش وپرورش معلم می باشد.اگر بهترین محتوا،پیشرفته ترین امکانات وتجهیزات آموزشی در آموزش وپرورش پیاده شود اما معلم تغییر نیابد ویا معلم با آن محتوا وامکانات همسو نباشد تمام حرکات ابتر خواهد ماند.استاد لحاظ نمودن معلم در سند تحول بنیادین یعنی اینکه یک معلم قبل از اینکه معلم باشد پزوهشگر است،به عبارت دیگر پژوهشگری مقدمه معلمی است واگر معلم پژوهشگر نباشد نمی تواند معلم باشد واین همان نکته ای است که در سالهای قبل در نظام آموزشی ما از آن غفلت شده ومعلم را کارمند محسوب کرده بودنبا این مقدمه این نکته روشن می شود که سند تحول بنیادین یک سند مترقی است که چشم انداز وافق نظام آموزشی را بسیار روشن وامیدوارکننده می نماید.اما آنچه در این برهه اهمیت دارد ونیاز به توجه بیشتر دارد چگونگی اجرای سند تحول می باشد که اگر اهمیت آن بیشتر از خود سند نباشد کمتر نیست. معلم در سند تحول بنیادین بعنوان فردی فکور،پژوهشگر واستاد می باشد که در فرایند آموزش ویادگیری فعال است وسعی دارد فرایند یادگیری و آموزش اثربخش باشد و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه معلم پژوهشگر باشد ورمز موفقیت هر معلم فعالیت در راستای برنامه های سند تحول بنیادین می باشد. شرایط تحول سازمانی: تحول در شرایط واوضاع احوال یک سازمان یعنی اتخاذ تغییرات داخلی ودگرگونیعمیق در ابعاد مختلف،به منظور رقم زدن بنیادین بر تارک ساختار پیشین.از این رو تحول در ابعاد و مولفه های زیر ضرورت دارد: 1.تغییر هدف:در این شرایط ،نیاز موجود،از بخش بازرگانی یا عمومی سرچشمه می گیرد ،به گونه ای که هدف ،مجددا ارزیابی می گردد وجهت حرکت به سوی آن ،تغییر داده می شود. این فرایند به نوبه ی خود منتهی به احساس نیاز رویکردی جدید به نسبت به استراتژی و در نتیجه تغییراتی در سازمان خواهد شد به گونه ای که سازمان را با هدف و استراتژی جدید همساز نماید.یک مثال معمولی در ای مورد ، فرایند خصوصی سازی در سالهای اخیر است .به محض اینکه سازمانی از بخش عمومی به بخش خصوصی منتقل می گردد، فلسفه وجودش ی اش نیز دچار تغییر اساسی می شود. به هر حال، از یک طرف امکان دارد هدف ، اکنون به طور کامل تعریف شود، مثلا نیاز به ارتقای تقاضا برای معاملات اوراق بهادار که به طور اجتناب ناپذیری مستلزم تفکر استراتژیک جدید است. از طرف دیگر، اکنون که هدف از طریق قوانین پارلمان دقیقا تعریف نمی شود،بسیاری از محدودیتهای قبلی در حیطه فعالیتهای سازمان یرطرف بر میگردد و این امکان بوجود می آید که استراتژی ها با دامنه وسعت بیشتری مورد بررسی قرار گیرند،مانند استراتژی افزایش سرمایه یا استراتژی افزایش سرمایه. 2.تحول استراتژی ها:در این حالت هدف سازمان دست نمی خورداما مدیریت عالی نظرش این است که تجدید نظر در استراتژی ضرورت دارد. 3.در جستجوی سازمان اثربخش:سومین مجموعه شرایط،به مواردی مربوط است که مدیریت عالی برای تعریف مجدد هدف یا بازنگری استراتژی دلیلی نمی بیند،اما اعتقاد دارد که سازمان در وضعیت موجود در تکمیل و ارائه استراتژی،غیر اثربخش است.(خنیفر وهمکاران1389 ) گزیده ای از نظرات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)در مورد نقش واهمیت معلم: معلم در نظام آموزش وپرورش ،یک اهمیت ویژه دارد.این اهمیت ویژه از کجاست؟از اینجاست که از آموزش وپرورش و مدارس-دواز ده سال از پیش دبستانی تا انتهای دبیرستان-یک کارگاه عمومی آموزشی است برای همه افراد یک جامعه،مثل یک قرنطینه است که همه افراد جامعه از یک نقطه ای وارد این مجموعه واین کارگاه می شوند واز نقطه ای خارج می شوند.آن هم در چه دورانی؟ در دورانی که در عمر هفتاد ساله وهشتاد ساله وصد ساله یک انسان،هیچ دورانی از لحاظ فراگیری ،به اهمیت این دوران نیست،دوران طلایی فراگیری،یعنی از ششسالگی تا هیجده سالگی آموزش وپرورش ومعلم را با این نگاه ببیند.سلسله عظیم میلیونی آحاد یک ملت ،در بهترین دوره های زندگی برای فراگیری-یعنی در همان دوازده سال-وارد کارگاه عظیم میشوند که اسمش آموزش وپرورش است. سرو کار اینها با کیست ؟ با معلم.بنابراین معلم،نقش آفرین این کارگاه عظیم و دوازده ساله است.(12-02-1386،خنیفر وهمکاران1389) تخریب معلم، هدف دشمن در طول این سالها واز بیست وپنج سال پیش به این طرف،ازهمان زمانی که بنده مسئولیت ریاست جمهوری داشتم ودر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغول خدمت بودم واز نزدیک شاهد جریانات بودم،یکی از آماج های توطئه های دشمن ،جامعه معلمین بودند. من اول امسال عرض کردمکه دشمن ، سه هدف عقب ماندگی علمی،عقب ماندگی اقتصادی و شکستن یک پارچگی را به جد تعقیب میکند.دلار خرج میکند،مزدور میگیرد و ورزیده ترین کار شناس های سرویس های امنیتی رابه کار می اندازد تا این سه هدف در کشور انجام گیرد. یعنی از لحاظ اقتصادی عقب بمانیم وشکست بخوریم، از لحاظ علمی،پیشرفتی را که شروع شده است متوقف کنیم، از لحاظ یک پارچگی ملی هم این وحدتی را که وجود دارد بشکنیم وبه جان هم بیفتیم.دشمن دارد این سه هدف را دنبال می کند.اما در دو بخش از این سه هدف،از همین بیست سال،بیست وپنج سال قبل هم این توطئه ها وجود داشته است که بنده از نزدیک شاهدش بوده ام.در مقابل این موج توطئه،جامعه معلمین مثل کوه ایستاده اند. اینکه عرض میکنم جامعه معلمین ما پاکیزه اند،یک شاهد بزرگش همین است. خیلی سعی کردند وتلاش کردنداز طریق معلمی یک اختلاف ودل خوری بزرگ بین آحاد بوجود بیاورند،اما نتوانستندباز هم نمی توانند وباز هم معلمین ایستاده اند. آموزش وپرورش باید روز به روز با هدفهای کلان وبسیار مهمی که برای او وجود دارد ومن به بعضی از آنها اشاره کرده ام،خود را بیشتر تطبیق دهد.نظام آموزش وپرورش باید در همین جهت،یک تحول اساسی پیدا کند. الآن دارند خوب کار میکنند و ما از شما مجموعه آموزش وپرورشی ها شکوه ای نداریم،اما معتقدیم احتیاج به یک حرکت تحول گونه ای وجود دارد.طراحان فکور واندیشمند،در زمینه های سازماندهی وشکل دادن به محیط های درسی و کلاسهای درسی ومحتوای آنها وتربیت معلمین وترسیم خطوط مهم و روشن در مجموعه آموزش وپرورش،باید کارهای تحول آمیز ومهم بکنند،این البته به همکاری خود بدنه آموزش وپرورش احتیاج دارند،بیرون از آموزش وپرورش،کار زیادی برای آموزش وپرورش نمی شود کرد.در خود مجموعه آموزش وپرورش،افراد فرزانه،برجسته،با هوش وبا استعداد فراوانند که می شود از استعداد آنها برای پیشبرد آموزش وپرورش ورفع خلاها وکمبودها استفاده کرد. بنده آینده این نظام آموزشی را آینده روشنی می بینم.نقطه اساسی وقابل اتکاء،همین دلسوزی و تدین وعلاقمندی و دل بستگی شماها به منافع کشور است،این،آن نقطه اساسی است.از این روحیه،خیرات وبرکات زیادی بر می خیزد و دشمن هم کار ی نمی تواند بکند. ان شاءالله به لطف الهی وبه مدد دعای ولی عصر(ارواحنا فداه) وبه برکت ارواح طیبه شهدای عزیزما و روح مطهر امام بزرگوار،آموزش وپرورش در جهت تعالی وتکامل هرچه بیشتر خود،پیش خواهد رفت.امیدواریم که در آینده نه چندان دوری،شاهد همان وضعی باشیم که حقیقتا متناسب با پیشرفت زمانه ونیاز نظام جمهوری اسلا می است.(همان تاریخ ومنبع) مسئولیت معلم در شرایط فعلی نظام: وظیفه شما معلمین در اینجا خیلی سنگین می شود.شما با عزیز ترین،آسیب پذیرترین وموثرترین اقشار مواجهید.شما با خیل عظیم جوانان ونوجوانان این کشور مواجهید.آموزش وپرورش در این بخش،یک مسئولیت مضاعف دارد.باید کاری کنیم که این نوجوان وجوان،که امروز در این دوران حساس ومهم وتعیین کننده انقلاب ونظام زندگی میکند،امام را ندیده است،جنگ را ندیده است،،انقلاب را ندیده است،با آن ایمانی بار بیایند که بتواند در مقابل دشمنان،در مقابل تجاوز بیگانگان،در مقابل سلطه گری آمریکا،در مقابل نفوذ طلبی دستگاه های استعمار گری، که یک عمر این کشور واین ملت را چاپیدند ودستخوش وملعبه خودشان کردند،مثل کوه محکم بایستد.این،وظیفه مهم این روزگار است.وظیفه رسانه ها ودر جای خود،همین است.وظیفه مطبوعات هم در جای خود ،همین است.( 09-02-1377،خنیفر وهمکاران1389) تکریم معلم وظیفه همگانی: آنچه ما در باب معلم عرض میکنیم ،مخاطب آن عموم مردم کشور است.همه دانش آموزها باید قدر معلمشان را بدانند، هم خانواده ها باید قدر معلم فرزندشان را بدانند،هم دستگاههای دولتی ومسئولین باید اهمیت معلم را درک کنند.پس مخاطب اول مخاطب عمومی است،یعنی همه مردم باید بدانند معلم یک چنین شرافتی دارد،یک چنین اهمیتی دارد.در درجه اول،تکریم معلم بر عهده همه است-یعنی مردم،خانواده ها،اولیا ومسئولین-لیکن مخاظب ویژه این حرف،خود معلمین اند. معلمین باید در واقع توجه کنند که در چه جایگاه حساسی ایستاده اند.شما یک صنفی مثل بقیه اصناف نیستید.نباید با این چشم به این شغل نگاه کنید که یک شغلی انسان بدست آورده ونانی از این راه بدست می آید.بله،نان هم بدست می آید،یک راه اعاشه ای هم محسوب می شود،لیکن مسئله معلم،برای خود معلم باید آن رسالت ومسئولیت عظیمی باشد که به اجمال،آن را شرح دادم.معلم توجه کند که کجا ایستاده است ودر چه جایگاه حساسی است.اگر بخواهیم یک تشبیه معقول به محسوسی بکنیم،ممکن است نقش یک سوزنبان در مسیر یک قطار،کم اهمیت به نظر برسد،لیکن مرگ وزندگی کاروانی که در این قطار نشسته اند به کار این سوزنبان و دقت او بستگی داردعاگر غفلت کند،فقط در حرفه وشغل خود غفلت نکرده است، مسئله جان وسرنوشت یک مجموعه مردمی به او وابسته است.نقش معلم هم چنین نقشی است،که خود معلمین به آن توجه کنند.(12-02-1386خنیفر وهمکاران) ویژگی های معلم مطلوب: نقش معلمان نقش مهمی است.یکی از چیزهایی که من خیلی خوشحال شدم ودیدم تقریبا تعداد زیادی از دوستان رویش تکیه کردند،مراکز تربیت معلم است.من هم به مسئولان قبلی ومسئولان فعلی راجع به تربیت معلم سفارش کرده ام،خیلی مهم است.ما معلم با سواد،معلم مطلع کاردان وحرفه ای در کارخود نیاز داریم.نمی شود ما نگاه کنیم هر کسی بیکار بودبگوییم آقا تو بیا اینجا درس بده.آن هم در رشته هایی که خیلی اوقات اصلا از آن اطلاعی ندارند.ما درس دینی مان رادر خیلی از مدارس،به کسانی می دهیم که هیچ مهارت وخبرویتی در این کار ندارند،اینکه درست نیست.(12-02-1385،خنیفر وهمکاران1389) دستگاه تعلیم وتربیت دستگاه حساس ومهم است این ماده خامی که در اختیار معلم قرار میگیرد،یک لوح ساده است.به قول شاعر"من که لوح ساده ام،هر نقش را آماده ام"،این دست نقشگر،این لوح راترسیم وتصویر می کند وهویت جدیدی به او می بخشد.عوامل مختلفی است،عامل تربیت والدین،عامل حوادث اجتماعی وموثرات اجتماعی.در روزگار ما،وسائل تبلیغ،رسانه ها وامثال اینهاهمه نقش دارند،اما نقش معلم در این میان،یک نقش بارز وبرجسته است. معلم می تواند این ماده خام را حتی از اسارت عوامل وراثتی هم نجات دهد،این را علم ثابت کرده است.همچنان که عوامل وراثتی بیماری های جسمانی وعوارض جسمانی می تواند با تدابیر گوناگون،با پیشگیری ها وفعالیتهای گوناگون خنثی شود،عوامل وراثتی،اخلاقی ،روحی ومعنوی هم همین جور است،معلم می تواند این نوجوان را یا این کودک را به یک انسان عالم،فکور،دارای روح تحقیق،علاقمند به تحقیق وپژوهش تربیت کند،یا یک انسان سطحی و بی علاقه به تعمق وبی علاقه به معلومات،می تواند اورا یک انسان شریف،نجیب،خیر خواهخوشدل وپاک نفس تربیت کند وبه عرصه بیاورد،می تواند در نقطه مقابل ،اورا تبدیل کند به یک انسان شریر،بددل وبد خواه، می تواند او را به یک انسان نا امید،مایوس ومنزوی به جامعه تحویل دهد می تواند از او یک انسان متدین،پارسا وپاکدامن بسازد،یا نقطه مقابل،یک انسان لا ابالی،بی اعتنای به ارزشهای اخلاقی،بی اعتنای به تعالیم دینی تربیت کند.می تواند حتی بر عوامل خارجی تربیت-مثل این رسانه ها وامثال اینها-غلبه کند،حتی با تعلیم مستمری که در طول سالهای متمادی با این ماده خام،با این نوجوان،با این دل آماده پذیرش ایفا میکند می توتند بر نقش تربیتی والدین غلبه کند،این نقش معلم است. خوب،یک جامعه احتیاج دارد به انسانهای مومن،پرانگیزه،صبور،امیدوار،خوش بین،علاقمند به منافع عمومی،به رسیدن به قله های کمال شخصی وجمعی،انسانهای با ابتکار،متفکر،اهل تحقیق،اهل پیشروی.این را کی بوجود خواهد آورد؟اینجاست که نقش معلم روشن می شود.دستگاه تعلیم وتربیت،یک چنین دستگاه حساس ومهمی است.(15-02-1389،خنیفر وهمکاران1389) برنامه ریزی برای تربیت معلم: در مورد معلمان تلاشهای خوبی شده است،لیکن هرچه برای معلمان تلاش شود جا دارد.این تلاش هم فقط مسئله معیشت نیست-اگرچه مسئله معیشت هم رکن مهمی است که باید به آن توجه کرد-بلکه کرامت وحرمت هم مطرح است. حرمت معلمی باید در جامعه احیا شود،آن چنان که اسلام برای معلم معین کرده است.گمان نمی کنم هیچ فرهنگ و مجرای فکری ودینی ای،به قدر اسلام برای معلم اهمیت وارزش و کرامت قائل شده باشد.ما باید کاری بکنیم که معلم در دلهای خانواده وآحاد مردم وجوانان و دانش آموزان جای داشته باشد.برای حفظ کرامت آنان باید سرمایه گذاری مادی ومعنوی شود وافراد برای معلمی پرورش پیدا کنند وعلم وتعهد وتدین و روحیه انقلابی به عنوان ذخیره های حقیقی و مولفه های اصلی شخصیت آنها بوجود آید و این افراد به مدارس بروند. در اینصورت تاثیر کار اینگونه معلمان چشمگیر خواهد بود و در چنین حالتی کرامت وحرمت معلم در چشم ها بیشتر آشکار خواهد شد.معلمی که عالم و وارد است، کار خود را بلد است که باید انجام گیرد.نیمی دیگر از تلاش هم برای اداره زندگی اینها صرف شود. باید همین روشها در حد ممکن برای دولت-که ما توقع بیشتر از حد امکان هم نداریم-ادامه پیدا کند.(26-04-1381،خنیفر وهمکاران1389) بحث ونتیجه گیری: هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری می باشد.با توجه به اهمیت ونقش معلم در فرایند تعلیم وتربیت دانش آموزان واثر گذاری ماندگار وغیر قابل انکار آن در شخصیت دانش آموزان این تحقیق انجام شد.در فرایند انجام تحقیق که از طریق مطالعه منابع ومستندات مکتوب وکتابخانه ای انجام گرفت و بیشتر با استناد به مبانی تحول بنیادین و فرمایشات مقام معضم رهبری (مدظله العالی) صورت گرفت،لزوم توجه بیش از پیش به جایگاه معلم ونقش بی بدیل او در حوزه (سند تحول بنیادین و فرمایشات مقام معظم رهبری )موج می زند .آنچه در فرمایشات مقام معظم رهبری که در مناسبت های مختلف راجع به معلم صورت گرفته، توجه به نقش وجایگاه معلم می باشد که عمیقا و حقیقتا به این مسئله معتقد می باشند که تاثیر گذاری معلم در برخی موارد وراثت وتربیت والدین را هم تحت الشعاع قرار می دهد. با توجه به اینکه در تنظیم سند تحول بنیادین سعی شده انتظارات و دغدغه های مقام معظم رهبری که بار ها در دیدار با معلمان و مسیولین آموزش و پرورش اشاره فرمودند مد نظر قرار گیرد.چرا که حضرت آقا می فرمودند که آموزش وپرورش نیاز به تحول عمیق واساسی داردو شاید به جرات بتوان گفت که انگیزه و حرکت اصلی تدوین سند تحول بنیادین فرمایشات پیامبر گونه و راهگشای حضرت آقا در دیدار ها و مناسبت های مختلف می باشد که سبب شد تا این امر مهم در دولت ولایتمدار دهم و به وزارت متعهدانه وزیر توانمند دکتر حاج بابایی انجام شد. اما آنچه در سند تحول بنیادین خیلی مهم وتازه به نظر می رسد این است که معلم در این سند بعنوان فردی فکور ،اندیشمند،پژوهشگر و استاد دانشگاه است ونه کارمند .این یک بنای اساسی و حقیقتا ماندگار در جهت تحول عمیق و اساسی در آموزش وپرورش است که اگر با اجرای موفق همراه باشد پایه و فونداسیون قوی برای شروع تحول عمیق وعظیم در آموزش وپرورش می باشد. با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری که در این پژوهش عین برخی از فرمایشات معظم له آورده شده است،نگاه عمیق و وسیع ایشان به آموزش وپرورش مشخص می باشد.یکی از این فرمایشات گهر بار این است :"جامعه،دانش آموزان وخانواده باید قدردان زحمتهای معلم باشند" وهزاران جمله با همین مضمون وبلکه قوی تر از این در فرمایشات حضرت آقا به چشم می خورد. با توجه به بکر وتازه بودن موضوع تحول بنیادین در آموزش وپرورش محقق به لحاظ دسترسی به منابع با محدودیتهایی مواجه بودکه امیدواریم با پردازش بیشتر به چنین موضوعهایی از سوی محققین این محدودیت برطرف شود. نتیجه نهایی که از این تحقیق می توان بدست آورد چه از منظر مقام معظم رهبری وچه از مکنظر تحول بنیادین نگاه ویژه وبرجسته به معلم به عنوان یک عنصر بی بدیل وغیر قابل جایگزین در فرایند تعلیم وتربیت می باشدکه بیش ارپیش باید مورد توجه قرار گیرد. منبع: خنیفر.حسین وهمکاران،1389،مبانی تحول بنیادین،انتشارات نورالثقلین،تهران نویسندگان: علی احمدی: دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت فاطمه عباسی: دبیر شاغل در آموزش وپرورش زنجان

دانش آموز ديرآموز(مرزي)

  تعريفي از دانش‌آموز ديرآموز(مرزي): دانش‌آموزان داراي هوش مرزي، دانش‌آموزاني هستند كه عملكرد آنها در آزمون‌هاي هوش، در فاصله 1 تا 2 انحراف استاندارد پايين‌تر از ميانگين جامعه قرار مي‌گيرد. به اين دانش‌آموزان كندآموز يا ديرآموز گفته مي‌شود. شكل مقابل جايگاه اينگونه افراد را در نمودار توزيع نرمال بر حسب مقياس وكسلر نشان مي‌دهد. همانگونه كه از شكل پيداست، كودكان مرزي %6/13 از جامعه را تشكيل مي‌دهند و هوشبر آنها در مقياس وكسلر بين 85-70 نمره قرار مي‌گيرد. اين دانش‌آموزان، عقب مانده ذهني تلقي نمي‌شوند. از اينرو در طبقه‌بندي‌هاي معتبر ارايه شده از عقب‌ماندگي ذهني، اشاره‌اي به آنها نشده است. معهذا بدليل دشواريها و مشكلاتي كه در يادگيري و به‌ويژه يادگيري آموزشگاهي با آن مواجهند، تحت عنوان دانش‌آموزان كندآموز يا ديرآموز (Slow learner ) مورد بررسي قرار مي‌گيرند. نارسايي‌ها و مشكلات دانش‌آموزان ديرآموز: دانش‌آموزان ديرآموز به طور معمول با برخي از نارسايي‌ها و مشكلات زير روبرو هستند: - مشكل توجه و تمركز - عدم توانايي تعميم يك آموخته جديد به موارد و موقعيت‌هاي مشابه - مشكلات گفتار و زبان - بيماري جسماني، تب شديد، تشنج و سوء تغذيه - مشكلات حركتي - عدم اعتماد به نفس و احساس عدم خودارزشمندي - فقدان انگيزه پيشرفت - نگرش منفي نسبت به خود - عدم اكتساب مهارتهاي اجتماعي - عدم توانايي در برقراري ارتباط با ديگران - احساس ناامني رواني و آشفتگي عاطفي - هراس از مدرسه و ترسهاي ديگر - ناهنجاريهاي رفتاري و عاطفي - خانواده فقير، كم درآمد و كم سواد - عدم همكاري خانه و مدرسه - عدم اكتساب آمادگيهاي لازم دانش‌آموزان ديرآموز چه نيازهايي دارند؟ دانش‌آموزان ديرآموز بيش و پيش از هر امري نيازهايي دارند كه بايد خانه و مدرسه به آنها پاسخ مناسب دهد. به اين نيازها تحت عنوان انتظارهاي كودكان با نيازهاي ويژه با عنوانهاي ذيل اشاره مي‌شود: - درست نشستن - درست راه رفتن - فهميدن حرف ديگران - بازي كردن - انجام مهارتهاي حركتي ظريف (مانند نخ كردن سوزن، هماهنگي چشم و دست) - انجام مهارتهاي حركتي درشت (مانند دويدن، جهيدن و از نردبان بالا رفتن) - استفاده از وسايل (مانند قيچي و چسب) - شركت در فعاليتهاي گروهي و اجتماعي - استفاده از وسايل رفت و آمد - بيان احساسات و نيازها - تأمين نيازهاي بهداشتي - مهارتهاي اجتماعي - مهارتهاي زندگي مستقل بدين ترتيب ملاحظه مي‌شود دانش‌آموزان ديرآموز، نيازهايي دارند و به طور اخص مهارتهاي اساسي را به طور كامل كسب نكرده‌اند. بنابر اين ضرورت دارد پيش از اجراي برنامه‌هاي دوره‌ي ابتدايي يا همزمـــــان برنامه‌هـــاي دوره‌ ابتدايـــي يا دوره پيش‌دبستاني اجرا شـــود و مهارتهاي لازم كســــــب گـــردد. بسيــــاري از ايـــــن قبيــــل دانش‌آموزان قادر هستند تمام يا برخي از اين گونه مهارتها و فعاليتها را در خلال بازي و واحدهاي آموزشي ياد بگيرند و كسب كنند و وظيفه آموزشگاه نبايد موجب يأس و شتابزدگي ما شود. زيرا آنها پس از آموزش لازم مي‌توانند بسياري از اين گونه امور را با اندكي تفاوت يا آهسته‌تر انجام دهند. اگرچه بايد اذعان كرد كه تأخير در رشد آنها همواره بر فرايند يادگيري آنها اثر نامطلوب برجا مي‌گذارد. راهبردهاي كلي آموزش و پرورش دانش‌آموزان (مرزي، ديرآموز، كندآموز): در آموزش و پرورش دانش‌آموزان دچار مشكلات يادگيري بايد به نكات ذيل توجه نمود: الف) دانش‌آموزان ناتوان هميشه قادر به پذيرش و سازگاري با نوع آموزش كه براي هر دانش‌آموز عادي فراهم مي‌آيد نيستند. نوع پاسخ‌هاي كودكان عادي و ناتوان مختلفند. از اين رو ضروري است كه در امر گزينش محتواي آموزش و روش آموزش سازگاري‌هايي صورت گيرد. في‌المثل براي آموزش دانش‌آموزان مرزي، روش‌ها يا راهبردهاي نسبتاً ساختاري Structured و رهنمودي Directive كارايي بهتري دارند. از طرف ديگر محتواي برنامه درسي دانش‌آموزان مرزي بايد با توجه به ساخت‌هاي شناختي آنها به توالي‌هاي كوچكتر تقسيم شده و آموزش داده شود. آنها معمولاً قادر به درك مفاهيم اساسي درس نيستند و يا فاقد پيش نيازهاي لازم براي‌ آموزش هستند. لذا توجه به نكته فوق ضروري است. ب) كسب موفقيت اوليه و اجتناب از موقعيت‌هاي ناكام كننده از مهمترين نكات عاطفي هستند كه بايد به هنگام آموزش كودك مرزي بدان توجه داشت، بسياري از دانش‌آموزان ناتوان تاريخچه‌‌اي طولاني از شكست پشت سر دارند، در موقعيت‌هايي قرار گرفته‌اند كه از آن بهره نبرده‌اند از اين رو قرار دادن دانش‌آموز مرزي در موقعيت موفقيت حتي اگر موقتي باشد روش مؤثري قلمداد مي‌شود. با افزايش عزت نفس دانش‌آموز مرزي مي‌توان ضريب موفقيت آنان را افزايش داد. با استفاده از فنون تحليل تكليف و آموزش برنامه‌اي، مي‌توان مراحل يا گام‌هاي آموزش محتوي را با سطح شناختي فعلي دانش‌آموز منطبق كرده و ميزان موفقيت او را به حداكثر رساند. ج) نظر به بداهت اين امر كه بر اساس پژوهش در زمينه تعامل استعداد روش توبايس 1978-1985 بين استعداد دانش‌آموزان و روش تدريس، رابطه‌اي تعاملي برقرار است بهتر است در زمينه آموزش به دانش‌آموزاني كه از توانايي‌هاي كمتري برخوردار هستنــــد از روش‌هـــــاي آموزشــــي ساختمندتر (ساخت‌دار Structured ) نظير آموزش برنامه‌اي استفاده شود. در روش‌هاي ساختمند به دليل طراحي‌هاي آموزشي قبلي معلم، دانش‌آموز اضطراب كمتري را تجربه مي‌كند و با چالش‌هاي برنامه‌ريزي كمتر مواجه مي‌شود. د) نظر به رعايت اصل تعامل استعداد – روش، سنجش‌پذيري آموزش به روش عيني و بناسازي نظام دانش حيطه اختصاصي دانش‌آموز ديرآموز بر اساس منطقي و معني‌دار، تهيه هدف‌هاي رفتاري آموزشي، موضوعي لازم‌الاجرا است. هـ) بديهي است به منظور طراحي مؤثر هدف‌هاي رفتاري، سنجش دانش پيش نياز دانش‌آموز ضروري است. اصول آموزش دانش‌آموزان ديرآموز: اصولي كه به ياددهي و يادگيري دانش‌آموزان ديرآموز كمك مي‌كنند، به اختصار به شرح زير مي‌باشد: 1- اصل يادگيري از طريق عمل كردن: دانش‌آموزان ديرآموز، توانايي محدودي براي انجام كارهاي ذهني دارند، لذا يادگيري آنها بايد همراه عمل كردن باشد و از هر موقعيتي و در هر مكاني بايد به منظور آموزش استفاده كرد. 2- اصل به‌كارگيري حواس و تربيت حواس: در امر آموزش هر چه حواس بيشتري بكار گرفته شود، آن آموزش موفق‌تر است. 3- اصل توجه به زنجيره‌اي بودن مهارتها و دانشها: مهارتها و دانشها به مانند حلقه‌هاي زنجير با يكديگر مرتبط هستند لذا در امر تدريس بايد به اين ارتباط و پيوستگي توجه داشت و مهارت يا دانش جديد بايد با مهارت يا دانش قبلي مرتبط باشد و به تدريج بر دشواري، دقت و صراحت آن افزوده شود. 4- اصل واقع‌گرايي: هر قدر ميان موضوعهاي مورد تدريس و زندگي واقعي و فعاليتهاي طبيعي كودك ارتباط و همبستگي وجود داشته باشد، تدريس موفق‌تر و اثربخش‌تر است در اين باره استفاده از مصداقهاي عيني و مثالهاي كاربردي توصيه مي‌شود. 5- اصل تفاوتهاي فردي: هر قدر تدريس بر اساس نيازهاي فردي و تفاوتهاي فردي باشد، موفق‌تر و اثربخش‌تر است. از اين رو استفاده از برنامه‌هاي آموزش انفرادي توصيه مي‌شود. 6- اصل تعامل و تجربه: هر قدر دانش‌آموز با محيط‌هاي فيزيكي و اجتماعي تعامل بيشتري داشته باشد و از تجربه‌هاي گوناگون بهره‌مند باشد، براي رشد همه جانبه او مفيدتر خواهد بود. اثرات نامطلوب جداسازي كودكان ديرآموز از دانش‌آموزان عادي: 1- اولين اثر نامطلوب اين است كه روند جداسازي را ترغيب مي‌كند. جوامع بشري به اين سو حركت مي‌كنند كه بتوانند شرايطي فراهم كنند كه در آن تمام افراد از هر جنس و نژاد و طبقه اجتماعي و توانايي‌ها و ناتوانايي‌هاي فردي حضور فعال در جامعه داشته و حق بهره‌مند شدن از امكانات اجتماعي را داشته باشند كه يكي از اين امكانــــات آموزشي همگاني در كنار همسالان است. يعني دانش‌آموزاني كه صرفاً داراي مشكلات تحصيلي بوده و فاقد هر گونه مشكل اوليه در رفتارهاي سازشي هستند حق برخورداري از آموزش عادي را دارند. 2- دومين اثر مربوط است به بعد عاطفي هر دو گروه – احساس عدم كفايت يكي از اولين واكنش‌هايي است كه جدا كردن دانش‌آموزان داراي مشكلات تحصيلي مي‌تواند در اين دانش‌آموزان ايجاد كند. محروميت از يك حق به اين معني است كه فرد لياقت بهره‌مند شدن از آن حق را نداشته است. احساس بي‌لياقتي مي‌تواند به ايجاد نگرش منفي نسبت به خود منجر شود. افت يا از بين رفتن انگيزه و نا‌اميدي نيز از تبعات بعدي اين روند است. 3- سومين اثر آن است كه اگر دانش‌آموزي مشكلش در يادگيري بعضي يا تمام دروس است، در محيطي قرار گيرد كه توقع آموزشي در حدي نباشد كه موجب ترغيب تلاش در وي شود مي‌توان انتظار بي‌علاقه شدن نسبت به درس را از وي داشت. چرا كه برنامه‌‌ي آموزشي براي بالفعل رساندن استعدادهاي دانش‌آموزان بايد يك سطح بالاتر از توانايي‌هاي اوليه‌ي يادگيرنده باشد. مدرسه بستر مناسبي براي دانش‌آموزان فراهم مي‌كند تا با افرادي از فرهنگ‌هاي مختلف و طبقات متفاوت اجتماعي و توانايي‌ها و نا‌تواني‌ها آشنا شوند و به آنها احترام بگذارد و حقوق آنها را رعايت كند. جدا كردن افرادي كه داراي توانايي‌هاي محدود‌تر تحصيلي هستند باعث محروم شدن ساير دانش‌آموزان از داشتن تجربه مثبت و سازنده برخورد با اين افراد شده و در نتيجه حد تحمل آنها بر خوردهاي بعدي در جامعه كاهش مي‌يابد. در نتيجه چگونه مي‌توان انتظار داشت در آينده‌ي نه چندان دور فارغ‌التحصيلان آموزشي استثنايي، توسط همسالان خود كه اكنون شهروندان و مسئولان همان جامعه هستند مورد پذيرش قرار گيرند و حداكثر امكانات را براي حضور فعال آنها مهيا سازند. وراثت بر هوش اثر مي‌گذارد اما ميزان آن معلوم و دقيق نيست و اتفاق نظر وجود ندارد محيط بارور موجب افزايش بهره هوشي و محيط محروم موجب كاهش بهره هوشي فرد مي‌شود.

مقدمه

دشواری کنترل دانش آموزان با توجه به ویژگی های سنی آنها روز به روز روبه افزایش است. بسیاری از معلمان و مدیران از برخورد با مسائل انضباطی دانش‌آموزان احساس ناتوانی می کنند و به طور معمول ممکن است برخورد های نامناسبی با این رفتار ها داشته باشند. در زمینه‌ی بی ‌انضباطی دانش‌آموزان،معلمان باید پاسخگوی سوالاتی از قبیل این سوالات باشند. ۱ – بی‌انضباطی چیست و چگونه می توان انضباط را آموخت؟ ۲- چگونه می توان از بروز رفتار های نا مناسب دانش‌آموزان که نظم و انضباط کلاس را مختل می‌کنند جلوگیری کرد؟ ۳ – علل بی انضباطی دانش‌آموزان کدامند؟ ۴ – چگونه میتوان این رفتارهارا کاهش داد یا از بین برد ؟

نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده‌ای کنترل رفتار فراگیرندگان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند, برخی معتقدند؛ نظم و انظباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است، به نحوی که سبب افزایش یادگیری ‌شود.«انضباط عبارت است از :اعمال قواعد و مقرراتی که یادگیری را تسهیل می‌کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد». «انضباط بدان دسته از اعمال معلم اطلاق می‌شود که مانع سر زدن رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کند» در جایی دیگر بی‌انضباطی را اینگونه تعریف می کنند :«هر نوع رفتاری که از ارزش‌های پذیرفته شده جامعه به دور است (با توجه فرهنگ)و دارای تکرار شدت و مداومت است و در زمانها و مکانهای متعدد اتفاق می افتد و همچنین رفتاری است که با درماندگی و کاهش کارایی فرد همراه است».

با وجود تعاریف بالا بی انضباطی را می توان اینگونه تعریف کرد : انجام دادن هر عمل یا رفتار پذیرفته نشده و نا معقول توسط دانش‌آموز که سازماندهی مدرسه وکلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند و باعث کاهش کارایی معلم و دانش‌آموزان شده و معلم را در رسیدن به هدف اصلی خود باز می دارد.

 

بیان مسئله

هدف از نظم و انضباط در آموزش و پرورش آن است که دانش‌آموزان را با مقررات مدرسه هماهنگ ساخته و محیط یادگیری را معنی‌دارتر و تمایلات و غرایز طبیعی و فطری آنها را در جهتی مطلوب هدایت و راهنمایی کند.

در مقابل، بی‌انضباطی و بی‌نظمی را می‌توان اینگونه تعریف کرد: انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله دانش‌آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت‌های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می‌کند. ایزابل کلاک، بی‌انضباطی را رفتاری می‌داند که از طرف تعدادی از دانش‌آموزان انجام می‌شود و مشکلاتی را برای معلم به وجود می‌آورد و معلم را در راه رسیدن به هدف که ارتقای تحصیلی دانش‌آموزان است، با مشکل روبرو ‌کرده و مانع از پیشرفت کار تحصیلی می‌شود و رفتار آنان، نامعقول و نامنظم است.

می‌دانیم که انضباط اخلاقی و رفتاری دانش‌آموزان می‌تواند روی آموزش اثرگذار باشد. بنابراین، پرورش همراه آموزش مهم جلوه می‌کند. دانش‌آموزان باانضباط می‌توانند مسؤلیت‌های مهم مدرسه را به عهده بگیرند و در آینده نیز جامعه، به خوبی پذیرای این افراد است.

هدف از اقدام پژوهی حاضر، چگونگی ایجاد مدرسه‌ای شاد، با دانش‌آموزان با انضباط و منظم است که انسان‌های پرورش‌یافته در این مدرسه، در آینده انسان‌هایی به‌تعالی‌رسیده، تغییر رفتار داده و متفکر و متعهد خواهند بود که فقط هدف آنها کسب نمره بالاتر نیست، بلکه هدف آموزش و پرورش است. نظم و انضباط حاکم بر مدرسه باعث می‌شود دانش‌آموزان با برنامه‌ریزی به کارهای خود برسند و این نظم و انضباط نه تنها داخل مدرسه، بلکه خارج از مدرسه را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و باعث می‌شود دانش‌آموزانی باایمان، مشتاق به درس و مدرسه و در آینده توانمند روی کار بیایند. از اینرو به منظور بررسی عمیق‌تر مسئله به ذکر دلایل ایجادکننده بی‌انضباطی در مدرسه پرداخته و در ضمن آن به راهکارهای مؤثر جهت ارتقای سطح انضباط اشاره می‌شود.

بی‌انضباطی دانش‌آموز، تنها معلول مدرسه و کلاس درس نیست بلکه عواملی نظیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، روحی و روانی و رفتار نامناسب برخی معلمین را شامل می‌شود که هر کدام یا مجموعه‌ای از این عوامل به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زمینه را برای بروز رفتارهای مخرب دانش‌آموزان فراهم می‌کند.

توصیف وضع موجود

اینجانب …..معاون آموزشی آموزشگاه …. می باشم.و …. سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارم. در سال تحصیلی اخیر نکته ای که توجه مرا به خود جلب نمود بی انضباطی تعدادی از دانش آموزان بود وبا توجه به شواهدی که داشته ام مسئله مورد نظرم که مشکل اخلاقی و انضباطی دانش آموزان  به قرار زیر بود:

۱- در روزهای آغازین سال تحصیلی متوجه برخی بی انضباطی و بی انگیزگی هایی از جانب تعداد کثیری از دانش آموزان شدم به حدی که این مسئله نوعی گریز و بیزاری از این دانش آموزان به من القا کرد. اما بعد از دو سه روز از سال تحصیلی متوجه شدم که دانش آموزان کمی آرامتر و متمایل تر به مدرسه شده اند و کمی جو مدرسه رو به دوستی پیش می رود و به این نتیجه رسیدم که می توان از در دوستی با ایشان وارد شد و برای مثال یک مرتبه یکی از آنها علیرغم قوانین مدرسه موبایل آورده بود که من علیرغم متوجه شدن چشم پوشی کردم و اگرچه شاید این کار من از نظر اولیای مدرسه جالب و صحیح نبود اما مرا در جلب اعتماد و دوستی بیشتر با ایشان یاری و آنها را آرام تر کرد و متوجه شدم با مصالحت و دوستی می توان تا حدی مسئله را حل کرد ولی چگونه؟

چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم

 

مدرسه /اداره : آموزشگاه

 

دوره تحصیلی :   ابتدایی       متوسطه اول (راهنمایی)      متوسطه دوم (دبیرستان)       هنرستان

 

پست سازمانی : معاون         سابقه خدمت  :    سال

محور شرکت

ب۱: ابتکارات فردی سنجش و ارزشیابی              ب۲: ابتکارات و پیشنهادات حرفه ای

 

(برای خرید و دانلود  تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی معاون آموزشی چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم ؟ به انتهای مطلب بروید.)

 

برای اطمینان شما عزیزان قسمتی از این نمونه  تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی معاون آموزشی چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم ؟ به صورت رایگان به شما فرهنگیان عزیز نمایش داده می شود:

چکیده :

با توجه به اینکه در هزاره سوم ، موجهای جهانی شدن تحولات اساسی و ساختاری در زندگی بشر پدیدآورده است ،آموزش نیز به تبع آن دچار تحولات زیر بنایی و بنیادین شده است ؛ بطوری که دیگر نمی توان تعلیم و تربیت را مختص کلاس های درس دانست. آنچه امروز بر‌ آن تاکید می شود این است که ما باید بدون توجه به محدودیتهای زمانی و مکانی در هر فرصتی، ذهن ، اندیشه و احساس کودکان را با آموزش مأنوس و مرتبط سازیم. یکی از مصادیقی که در این هزاره به عنوان یک زمان مناسب برای آموزش از آن یاد می شود زنگ تفریح در مدارس است. در حقیقت زنگ تفریح زمانی برای اتلاف وقت یا صرفاً رفع خستگی نیست بلکه اگر به واقع مفهوم و ماهیت زنگ های تفریح در مدارس توجه شود می توان به نقش تربیتی آن رسید که به مراتب فراتر از کلاس های درس است و این نکته ای است که در نظام آموزش و پرورش ایران کمتر به آن توجه شده و حتی در برنامه ریزی ها و مسائلی که در خصوص این بخش مطرح می شود کمتر صحبتی در مورد اهمیت حیاتی آن عنوان می شود.زنگ تفریح از این جهت حائز اهمیت است که معمولاً دانش آموزان با شنیدن صدای زنگ پایان درس به سرعت و با شتاب، خود را به حیاط مدرسه رسانده و گویا احساس رهایی و آزادی می کنند. در واقع اگر آموزش در کلاس، اجباری، تحمیلی و خسته کننده است زنگ تفریح آغاز شادی و تفریح و فعالیت است. هر چند که یکی از اهداف در نظر گرفتن این زمان کوتاه، استراحت فکری، ذهنی، روحی و جسمی کودکان و نوجوانان است اما با توجه به اینکه آموزش به دو صورت آشکار و پنهان ارائه می شود زنگ تفریح را باید زمان مناسبی برای تعلیم و تربیت روح و احساس دانش آموزان دانست.

در واقع اگر بپذیریم هر کودک و نوجوانی در زمانی که ذهن و احساس و ادراکش از تعلقات بیرونی رهایی یافته و هیچ اجباری برای پذیرش چیزی وجود ندارد، بهتر می تواند به خود شکوفایی استعدادهایش کمک نماید در آن صورت از فرصت های کوتاه بین ساعت کلاسی بهتر استفاده خواهیم نمود. بچه ها در ساعات زنگ تفریح ارتباط و تعامل را با همسالان خود می آموزند؛ ارتباطی که در فضایی کاملاً باز و آزاد و بدون حضور هیچ سرپرست یا فردی که بخواهد به آنها امر و نهی کند، به دست می آید.

 مقدمه

به طور معمول ، در آخرین دقایق کلاس درس دانش آموزان بی اختیار لحظه شماری می کنند تا با شنیدن صدای زنگ مدرسه ، ناگهان از جا برخاسته و با شتاب هرچه تمام تر خودشان را به حیاط برسانند و برای لحظاتی هم که شده ، فارغ از کلاس و درس ، با دوستان خود ، به بازی و تفریح بپردازند .حیاط مدرسه هرچقدر هم کوچک باشد ، فضایی دلنشین برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند . آری … نام این لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی است .این واقعیتی است که در چند دقیقه زنگ تفریح با وجود استراحت جسمی و روانی کودک و نوجوان می توان با یک سلسله برنامه های مدون خوب و استفاده بهینه از این زنگ دلچسب و دوست داشتنی به اهداف مطلوب تر آموزشی و پرورشی دست یافت .نام زنگ تفریح همگان را بی اختیار به یاد دانش آموزان و لحظه شماری آنها برای رسیدن به این چند دقیقه ی کوتاه  می اندازد. بی شک در این دقایق کوتاه با برنامه ریزی دقیق ، می توان دانش آموزان را به نحوی هدایت کرد تا کارهای زیادی انجام دهند که هرکدام از آنها علاوه بر تفریح و استراحت در امر یادگیری نیز تاثیری بسزا دارد.

به یقین حق طبیعی هر دانش آموز است که بعد از یک ساعت و نیم مطالعه ، یادگیری ، انجام تکالیف درسی ، پرسش و پاسخ ، برگزاری امتحانات کلاسی و غیره دقایقی به استراحت روحی و جسمی بپردازد .

بیان مسئله

اگر بپذیریم که یکی از اهداف نظام آموزش و پرورش تربیت شهروندان خوب و خوش بخت برای جامعه است شهروندانی که همدیگر را دوست دارند و می توانند با یکدیگر زندگی صلح آمیزی خوبی داشته باشند زنگ تفریح این موقعیت را در اختیار ما می گذارد. یکی از تأکیداتی که در نظام های پیشرفته آموزشی می شود این است که بچه ها به هر طریقی که می توانند کار گروهی یا تیمی را تجربه کنند. حال اگر حیاط مدارس را بتوان به فضایی از شادی، سرور، بازی های گروهی و تیمی مبدل سازیم ،توانسته ایم این فرصت آموزشی را در مدارس ایجاد نماییم. یکی از مشکلات و موانع توجه متفاوت به زنگ تفریح در ایران این است که حیاط اکثر مدارس کوچک، بی قواره و غیر استاندارد است.

بر همین مبناست که گفته می شود مکان احداث مدرسه، نوع ساختن کلاس ها و یا حیاط و اندازه آن ها دارای اهمیت است و باید مبتنی بر استانداردهای جهانی باشد. اگر بچه ها برای رفتن به زنگ تفریح ثانیه شماری می کنند پس چه بهتر که این فضا را برای آن ها روح بخش تر و شاداب تر نماییم؛ مثلاً می توان حیاط را با رنگ های شاد و زنده و پرانرژی رنگ آمیزی نمود،گل و گیاهان طبیعی در آن جا کاشت و به دیوارها جملات آموزنده، روحیه بخش و امیدوار کننده نصب نمود. جملاتی که ایمان به پیروزی و موفقیت را در آن ها تقویت می کند. زنگ تفریح کارناوال شادی، شور و شوق است.

فقط کافی ست زمانی که بچه ها مشغول بازی و تفریح و گفتگو هستند به آنها توجه کنید در چشمهای آن ها شوق به زندگی، شعف و انرژی برای حرکت را می توانید ببینید. در حقیقت با توجه به اینکه جایگاه آموزش و پرورش در این هزاره ایجاد تغییر در کودکان و نوجوانان است پس چرا نباید از فرصت زنگ تفریح جهت ایجاد جذابیت، شور و هیجان بهره برد؟ یکی دیگر از اشتباهاتی که در برخی از مدارس ایران مشاهده می شود این است که زنگ تفریح را زنگ ورزش محسوب می کنند در حالی که این کار باعث می شود از یک طرف ارزش و اعتبار زنگ ورزش زیر سوال رفته و از طرف دیگر کارکرد زنگ تفریح نیز به مرور نادیده انگاشته شود.

معاون آموزشي

 

 معاون آموزشي  بايد :

-      داراي صبر و حوصله فراوان و هميشه آمادگي روبرو شدن با اتفاقات غير منتظره را داشته باشد.

-      يك قاضي خوب باشد . بتواند مشكلات و درگيريهاي بين دانش آموزان را به گونه اي حل كند كه تبديل به يك ماجراي دنباله دار نشود و اينكه هر دو طرف دعوا از قضاوت شما راضي باشند ( قضاوت عادلانه و جريمه متناسب با  خلاف و طبق قوانين مدرسه كه قبلابه آنها تذكر داده ايد باشد .)

-      به دليل اينكه با همه در ارتباط هستيد ( دانش آموزان ، اولياي آنها ، معلمين ، ... )بايدداراي اخلاق خوب و روابط عمومي بالاباشيد .

-      داراي وقار و جذبه باشيد تا بتوانيد راحتتر كنترل دانش آموزان و مدرسه را در دست بگيريد   

( به قول معروف بدون استفاده از تنبيه از شما حساب ببرند .).

-      سعي كنيد تمامي قوانين مدرسه را اجرا و رعايت كنيد هر گونه انعطاف و چشم پوشي بي مورد باعث مشكل شدن كار شما در ادامه  خواهدشد .

-      همه جاي مدرسه را كنترل كنيد . از همه اتفاقاتي كه در مدرسه مي افتد مطلع باشيد .

-      سعي كنيد شناخت كاملي از وضعيت درسي و خانوادگي دانش آموزان پيدا كنيد .

-      بايد معلومات علمي شما در زمينه تدريس و تسلط شما بر  تمامي پايه ها بيشتراز همه باشد تا بتوانيد راهنما و مشاور خوبي براي همكارانتان باشيد . ( به نظر من اين توانايي  معاون آموزشي يكي از مهمترين ويژگيهاي يك معاون آموزشي خوب و موفق در زمينه امور آموزشي است . چه زمانيكه شما به جاي يك معلمي كه حضور ندارد به كلاس مي رويد و و چه زمانيكه به عنوان بازديد از كلاس وارد كلاسي مي شويد . آشنايي با تمامي الگو ها و روشهاي تدريس ، مخصوصا روشها ي جديد و تغيرات كتابها ي درسي  و روشهاي  آموزش آنها كه اين  چند ساله زياد رخ داده و به نظر من بايد ترتيبي اتخاذ شود كه قبل يا حد اقل همزمان با معلمان دوره ها ي مربوطه براي معاونان آموزشي نيز گذاشته شود . چون يك نفر بعنوان مرجع هميشه بايد حضور داشته باشد تا بتوان از مشاوره و راهنمايي هاي او سود جست . چه بسا پيش مي آيد كه يك دوره اي براي آموز گار پايه اول مدرسه اي گذاشته مي شود و سال ديگر او در آن مدرسه نيست و معلمي كه سال بعد در آن پايه تدريس مي كند اين دوره را نگذراند ه و آشنايي با آن ندارد ايجاست كه بايد گفت چه بايد كرد ؟ !)

-      يكي از مواردي كه در برقراري نظم و انضباط در آموزشگاه و حتي در همه امور مدرسه موثر است و با عث هر چه بهتر آن مي شود ، مشاركت كليه ي كاركنان مدرسه در اجراي برنامه ها و تحقق اهداف آموزشي و تربيتي است . اين نكته شايد از بديهيات باشد ولي همين امر بديهي بعضا ناديده گرفته شده و در مدرسه هر كس خود را فقط موظف به انجام وظايف اصلي خود مي كند و از مشاركت در امور ديگر كه به نظرش ربطي به كار او ندارد سر باز مي زند و تعهدي از خود نشان نمي دهد و همين امر در رابطه با كار معاون آموزشي يا همان ناظم مدرسه باعث سختي كار شده و تا جايي كه بعضي امور از دستش خارج مي شود و چه بسا با كمي همكاري ديگر كاركنان اين مشكل بر طرف خواهدشد .

بعنوان نمونه يكي از مشكلات ما در مدرسه ، ماندن دانش آموزان در كلاس در زنگها ي تفريح است كه بايد تقريبا نصف زمان زنگ تفريح را به آن اختصاص دهيم در صورتيكه اگر معلمان قبل از خروج از كلاس دانش آموزان را آماده و ملزم به ترك كلاس كنند اين مشكل به سادگي حل خواهد شد . و ديگر اينكه  زودتر يا حد اقل همراه دانش آموزان وارد كلاس شوند بسياري از مشكلات و درگيريهاي دانش آموزان در طول راهرو و كلاس از بين خواهد رفت .( در ادامه همين نوشتار مطلبي از يكي از همكاران آورده شده كه بي ربط با همين موضوع نيست . و در همين جا از اين همكار گرانمايه تشكر و قدرداني مي نمايم .)

-      ...

زنگ تفريح در مدرسه،وظيفه ناظم در زنگ تفريح،حياط مدرسه،سرويس هاي بهداشتي مدرسه

آموزگار مدرسه ابتدايي...

شايد قبلاً به صورت اعتراض آميزي گفته باشيد، " اوه نه، همه اين كارها را هم بايد ما انجام بدهيم؟ " متأسفانه، آموزگاري فقط درس دادن نيست. ما بايد در اوقاتي كه درس نمي دهيم نيز كمك كنيم تا امور مدرسه اداره شود. نكات زير مي‌توانند به شما ياري دهند تا اين امور را با خونسردي انجام دهيد! درمدارسي كه آموزگار بايد كارهاي ناظم را هم انجام دهد توجه به نكات زير مفيد است :

 1- يك سوت تهيه كنيد! از اين كه كمي قديمي مأبانه است نگران نباشيد. يك سوت مي‌تواند در شرايط پر سر و صدا، توجه ديگران را به شما جلب كند؛ به شرطي كه زيادي در آن ندميد و با مقررات مدرسه يا آموزشگاه آشنايي كامل داشته باشيد.

2- حتماً به مقررات آگاهي داشته باشيد. بدانيد چه چيزي مجاز و چه چيزي ممنوع است. سعي كنيد راهنمايي هاي لازم را از يكي از همكاران با سابقه دريافت كنيد.

3- ديده و شنيده شويد! اگر احتياج داريد سري به دستشويي يا زمين بازي مدرسه بزنيد، حضور خود را با صداي بلند اعلام كنيد. با اين كار كمتر با صحنه هاي غير منتظره روبرو خواهيد شد!

4- در روزهاي سرد لباس هاي گرم بپوشيد و براي باران آمادگي داشته باشيد! چنانچه لباس مناسب به تن نداشته باشيد، انجام چنين اموري دشوارتر از هر موقع ديگر مي‌شود. اگر به يك نوشيدني داغ دسترسي داشته باشيد ديگر واقعاً عالي است!

5- سعي كنيد به كمك يكي از همكاران به اين امور رسيدگي كنيد. اگر رسيدگي به اين امور تبديل به يك كار شاق شود، مي‌توانيد يا دو نفري به آنها رسيدگي كنيد و يا اين كه در فواصل كوتاه همديگر را پوشش دهيد تا بدين ترتيب هر كدام استراحت مختصري داشته باشيد. يك نوبت انجام وظيفه بيست دقيقه اي در حياط، خيلي طولاني تر از دو نوبت ده دقيقه اي به نظر مي‌رسد. در صورت امكان، قبل از اين كه نوبت به شما برسد، ببينيد همكار شما چگونه از عهده اين امور بر مي‌آيد تا وقتي كه نوبت شما رسيد، بدانيد چه انتظاري از شما مي‌رود.

6- زمينه را آماده كنيد. علي الخصوص اگر قرار است درست پس از چنين فعاليتي به تدريس بپردازيد، حتماً از آمادگي قبلي برخوردار باشيد. اين عمل مي‌تواند به شما اطمينان بدهد تا در هنگام شروع درس جديد آشفته و عصبي نباشيد. به دانش آموزان تكليفي بدهيد كه واقعاً سرگرمشان كند تا شما بتوانيد نفسي تازه كنيد!

7- براي پيشامدهاي غير منتظره برنامه هاي احتياطي در نظر داشته باشيد. مقررات مدرسه يا آموزشگاه را در زمينه حوادث جزيي مطالعه كنيد. شايد بد نباشد به خاطر دانش آموزان خردسال، هميشه ذخيره اي از تنظيف هاي ضد عفوني كننده و چسب زخم داشته باشيد.

8- چشمان خود را باز نگه داريد! امكان ندارد در هر آن بتوانيد همه جا را تحت نظر داشته باشيد، اما غالباً مي‌توانيد قبل از وقوع حادثه، با مداخله به موقع از بروز آن جلوگيري كنيد. اگر طالب آرامش هستيد، بايد آماده و هشيار باشيد!

 9- در صورت بروز درگيري، قبل از مداخله همه چيز را در نظر بگيريد. در مواردي كه ايمني يك دانش آموز يا همكار در خطر است، با توسل به زور نسبتاً منطقي مي‌توانيد دانش آموزان را مهار كنيد، اما شايد تعريف چنين شرايطي كار آساني نباشد. تحت هيچ شرايطي نبايد يك دانش آموز را كتك زد.

10- از اين گونه امور به عنوان فرصتي براي ايجاد رابطه مطلوب بيرون از كلاس با دانش آموزان استفاده كنيد. البته مواظب باشيد چنين به نظر نرسد كه نسبت به بعضي‌ها تبعيض قائل مي‌شويد و يا به برخي از دانش آموزان توجه ويژه اي ابراز مي‌كنيد.

شادابی زنگ های تفریح

 زنگ تفریح جزئی از زندگی و برنامه روزمره هر مدرسه و بر اساس نظر اکثر دانش آموزان بهترین زمان حضور در مدرسه است . در این فرصت کوتاه و پرهیجان ، دانش آموزان از محیط جدی و خشک کلاس به حیاط می روند . برخی با توپ بازی و برخی دیگر با سر و صدای فراوان دویدن یا انجام فعالیت های پر هیجان انرژی جسمانی خود را تخلیه می کنند. برخی دست در دست هم یا در کنار هم راه می روند تا داستان های تمام نشدنی خود را برای یکدیگر نقل کنند. بعضی هم نظاره گر خاموش بازی های سایرین هستند. بعضی دیگر هم خشم و عقده های درونی شان را با درگیری جسمانی یا خشونت کلامی بر سر هم سالان یا دانش آموزان ضعیف تر خالی می کنند. در این مقاله ، برآنیم که با برنامه ریزی درست، به مدیریت بهتر زنگ های تفریح بپردازیم که در آن امکان شادابی بیشتر برای دانش آموزان فراهم شود . ◄زنگ تفریح ، فرصت یا تهدید آموزشی در بحث آموزش، گاه آموزش پنهان را نادیده می گیریم، در صورتی که اثربخشی آموزش پنهان شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت مدیر و معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش می تواند بسیار سودمند ومفید باشد و اثر بخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد. انسان در هر سنی، دوست دارد لحظاتی را فارغ از قید و شرط ها، راحت حرف بزند، بخندد، بخورد و بازی کند. خودی که می خواهد، باشد و تعامل برقرار کند و … مثالی می زنیم : در جایی که باد می وزد، عده ای به فکر ساختن دیوارند و عده ای دیگر آسیب بادی می سازند. جمله ساده ای است، اما کسانی که آسیاب بادی می سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصت ها تبدیل می کنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود، اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل می کند. مدارس دائماً در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشتی هستند که هر کدام می تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه شود. زنگ تفریح می تواند هم تهدید باشد و هم یکی از چندین فرصت تعلیم و تربیت. لحظاتی را دانش آموزان در کنار هم هستند. این در کنار هم بودن ها می تواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن و با یکدیگر بودن تبدیل شود ، یا بر عکس. بستری نامناسب برای آموزش غلط و ایجاد رفتارهای ناهنجار و رد و بدل کردن های بی مورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد و نرسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی . دانش آموزان ◄چند پیشنهاد برای شاداب و مفید کردن زنگ های تفریح زنگ های تفریح اول ، رسیدگی به بعد جسمانی یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح هر روز، رسیدگی به بعد جسمانی دانش آموزان است. متأسفانه گاهی دانش آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می آیند. بارها شاهد بوده ایم که دانش آموزان در ساعات اول صبح، لب هایشان خشک است و دهانشان بو می دهد که این از نخوردن صبحانه و رعایت نکردن بهداشت ناشی می شود. لذا بهتر است زنگ تفریح اول به تغذیه دانش آموزان اختصاص یابد و این امر هم مستلزم آن است که خانواده آموزش ببیند. پیام های بهداشتی کتبی یا ارسال پیام کوتاه به خانواده در این باره موثر است. دانش آموزان زنگ تفریح دوم ، توجه و رسیدگی به بازی های کودکانه بومی و محلی معمولاً زنگ تفریح دوم را طولانی تر است تا هم معلمان به استراحت بیشتر و هم دانش آموزان به بازی بپردازند. زیرا بازی تفکر کودک است. حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را نسبت به کلاس برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند. زنگ تفریح سوم ، نظارت بر ارتباط و تعامل یا آموزش سکوت از این زنگ تفریح برای نظارت بر رفتار و حرکات دانش آموزان و یافتن راه حل هایی به منظور مقابله با رفتارهای ناهنجار و نامناسب استفاده می کنیم. در این زنگ ، دانش آموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب می کند و انتخاب نشانه بزرگی و رسیدن به کمال است. با آزاد گذاشتن دانش آموز ، به او حق انتخاب می دهیم. دانش آموز می تواند به خوردن و حرف زدن با هم کلاسی ها یا معاون مدرسه و مربی بپردازد، می تواند بازی کند، می تواند درس یا کتاب بخواند، می تواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و … زنگ چهارم : نماز و معنویت معمولاً این زنگ در مدارسی که بچه ها کلاس های فوق برنامه دارند اجرا شدنی است. دانش آموزان با شنیدن صدای اذان از بلندگوی مدرسه ، به نماز فرا خوانده می شوند. به این ترتیب ، میل فطرت گرایی آن ها بیدارتر می شود و به حاکمیت خالق یکتا و فعل خدا می رسد که خود زمینه شکوفایی عقلی و یادگیری در سایه آرامش است . دانش آموزان تلاش کنیم حضور دانش آموزان را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با پر کردن صحیح اوقات فراغت آن ها و با استفاده از طرح های جدید و نو، رکود و ایستایی را از آن ها دور کنیم و حرکت، نوآوری، تلاش، شادابی و طراوت بیشتر را برای آن ها فراهم کنیم. مدرسه را بسازیم، آن گونه که باید ساخته شود، شاداب، فعال و خلاق.

بررسی کیفیت آموزش و پرورش و ارائه راهکارهایی جهت ارتقای آن

چکیده:  آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی می باشد. در واقع،کیفیت فعالیت سایر نهادهای اجتماعی تا اندازه زیادی به چگونگی عملکرد آموزش و پرورش بستگی دارد. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی  همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است. منظور از آموزش و پرورش در نوشتار حاضر همان آموزش و پرورش رسمی ای است که از دوره ابتدایی شروع و با اتمام دوره متوسطه به پایان می رسد و نهاد آموزش و پرورش کشور وظیفه اجرای آن را برعهده دارد. مفهوم کیفیت آموزشی شامل 4 بعد است که عبارتند از:کارکردها و فعالیتهای مدرسه از قبیل فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان؛ معلمان و دست اندرکاران آموزشی؛دانش آموزان و مخاطبین؛ امکانات و تجهیزات آموزشی.        مشكلات اساسی آموزش و پرورش را می توان در دو گروه كلی (۱- مشكلات بیرونی۲- مشكلات درونی) طبقه بندی كرد. از جمله مشکلات بیرونی نظام آموزشی می توان به متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، پایین بودن حقوق و دستمزد معلمان، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت اشاره کرد. و در طبقه مشکلات درونی نظام آموزشی می توان به مواردی همچون روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها ، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی، كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان اشاره کرد. در نوشتار حاضر راهکارهایی جهت حل مشکلات کنونی نظام آموزشی و ارتقای کیفیت آن ارائه شده است. در بخش راهکارهای درون سازمانی، 21 راهکار ارائه شده است که آموزش و پرورش می تواند با تکیه بر مدیریت کارآمد و موثر  آنها را اجرایی کرده و موجب ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی گردد. و در بخش راهکارهای برون سازمانی راهکار ارائه گردیده است که نظام آموزشی می تواند با تعامل سازنده و دوجانبه با سایر نهادهای اجتماعی از جمله وزارتخانه های بهداشت، آموزش عالی و ورزش و جوانان آنها را اجرایی نماید .

کلید واژه ها:آموزش و پرورش، کیفیت، کیفیت آموزشی

مقدمه: کمال انسان در گرو تربیت صحیح می باشد و آموزش و پرورش وسیله رسیدن آدمی به نهایت شرف انسانی است. کانت[1] فیلسوف شهیر قرن هیجدهم معتقد است:« بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می سازد، نیست.از اینرو مسئله تعلیم و تربیت بزرگترین و دشوارترین مسئله ای است که انسان با آن درگیر است.» نظام آموزش  و پرورش مسئولیت عظیم باروری وشکوفایی استعدادها وتوانایی نسل کنونی وآتی جامعه را برای نیل به توسعه اقتصادی، سیاسی،فرهنگی واجتماعی به عهده دارد. امروزه نقش تعليم و تربيت به عنوان يكي از عوامل اصلي بهبود استانداردهاي زندگي و رشد و توسعه جوامع انساني بر هيچ كس پوشيده نيست.آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی می باشد. در واقع،کیفیت فعالیت سایر نهادهای اجتماعی تا اندازه زیادی به چگونگی عملکرد آموزش و پرورش بستگی دارد.آموزش و پرورش در پروراندن فرد و در بالنده کردن جمع نقش حیاتی دارد.(ندیمی و بروج،1380)

امروزه و در قرن 21 توجه جدي به امر مهم آموزش و پرورش از اهداف كليدي و مهم دولتها محسوب مي شود. مخصوصاً افزايش كمي دانش آموزان با توجه به كمبود امكانات و منابع كيفيت بخشي به امور آموزشي و پرورشي را در اولويت اول برنامه ها قرار داده است.

بدون شک در حرکت به سمت جهانی شدن، کیفیت یک عامل تاثیرگذار است. در روند توسعه صنعت و بازرگانی، یکپارچگی اقتصاد جهانی و رشد و اشباع بازار، کیفیت نقش اصلی را ایفا کرده و یکی از مهمترین عامل های رقابت سازمان و موفقیت در بازارهای ملی، منطقه ای و جهانی به شمار می آید.(امیری و بهجتی،1382)کیفیت مهمترین معیار توسعه آموزش و پرورش است. موضوع کیفیت در اکثر نظامهای آموزشی به یکی از مفاهیم اساسی در سیاست گذاری های کلان آموزشی تبدیل شده است. و از این رو کیفیت گرایی به منزله مرحله مهمی از تاریخ تحولات آموزش و پرورش مطرح شده است. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است. حتی ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت به منزله هدف غایی برخی مراکز پژوهشی آموزش و پرورش کشورمان دیده شده است. (یمنی،1375)

با تاکید به مطالب فوق و نیز لزوم توجه دست اندرکاران به اهمیت و ضرورت ارتقای کیفیت آموزشی در ارائه خدمات آموزشی و پرورشی، نوشتار حاضر پس از تعریف معنا و مفهوم کیفیت آموزشی و تشریح مشکلات کنونی نظام آموزشی کشور،به ارائه راهکارهای درون و برون سازمانی در خصوص ارتقای کیفیت آموزشی می پردازد و نویسنده امیدوار است، نوشتار حاضر مورد استفاده  دست اندرکاران نظام آموزشی کشور در حل معضلات آموزشی کشور و ارتقای کیفیت آموزشی قرار گیرد.    

مفهوم آموزش و پرورش: آموزش و پرورش یا همان تعلیم و تربیت معادل فارسی عبارت انگلیسی Education است که عبارتست از تمام واکنش ها ،اثرات ، راهها و  روشهایی که برای رشد و تکامل توانایی های فکری ، معرفتی و همچنین مهارتها ، نگرشها و رفتار انسان به کار می رود، البته به طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن ترین حد آن تعال بخشد و یکی از ارزشهای مثبت جامعه ای که در آن زیست می کند، باشد. (صفوی،1376)

با توجه به شمول و جامعیت مفهوم آموزش و پرورش، معانی و برداشتهای مختلفی از این واژه در ذهن متبادر       می شود، از جمله:

آموزش مادام العمر[2] : این اصطلاح مبتنی بر یک مفهوم فلسفی است که آموزش  و پرورش را فرایندی دراز مدت می داند . فرایندی که از بدو تولد انسانها آغاز و با مرگ آنها پایان می یابد . بنابراین ، این اصطلاح تمام آموزشهای فرد را ، مانند آموزشهای اولیه کودکی که از دامان والدین و نهاد خانواده شروع می شود  و انواع سطوح و اشکال آموزش . رسمی ، تمام اشکال آموزش مداوم و انواع آموزش غیر رسمی را در بر می گیرد.

آموزش رسمی[3] :عبارتست از آموزشی منظم که معمولاَ در مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی صورت می گیرد  آموزش رسمی به طریقی سازمان داده شده است که از سطوح ابتدایی ساده شروع و به سطوح عالی و دشوار که تخصصی می باشد خاتمه می یابد.

آموزش مداوم[4]: اصطلاحی است فراگیر ، برای تمام اشکال آموزش و پرورش ، از  جمله برای آن عده که دست از آموزش رسمی در هر سطحی کشیده اند و آنان که به دنیای کار وارد شده اند و به طریقی مسؤلیتهای افراد بزرگسال را پذیرفته اند.

آموزش غیر رسمی[5]: به نوعی از آموزش اطلاق می شود که خارج از نظام آموزش رسمی  بوده و به صورت پیوسته یا گسسته از نظر زمانی قابل اجرا است.

آموزش عمومی[6]: نوعی از آموزش است که برای توسعه ی مهارتها ی عددی و  ارتباطی ، از سطوح ساده به دشوار تنظیم شده است این آموزش باعث تحصیل عمومی ، سواد برای خواندن و نوشتن ، ریاضیات و نیز مفاهیم تاریخی ، جغرافیایی ، علوم اجتماعی و غیره می شود.

آموزش فنی و حرفه ای[7]:اصطلاح جامعی است که در برگیرنده فرایند آموزشی خاصی است این اصطلاح علاوه بر آموزش عمومی ، به مطالعه و بررسی تکنولوژی و فنون و علوم وابسته به آنها و تحصیل مهارتهای فنی و دانش حرفه ای در بخشهای اقتصاد و زندگی اجتماعی می پردازد ، اهداف گسترده ی آموزش فنی و حرفه ای ، آن را از آموزش حرفه ای که محدود به مهارتهای خاص و دانش لازم برای یک حرفه ی بخصوص یا گروهی از حرف می باشد ، جدا می نماید.

آموزش فنی[8]: آموزشی است که برای بالاتر از دوره متوسطه و پایین تر از  دوره ی عالی برنامه ریزی شده است و نیروی انسانی طبقه میانی سازمان ( تکنسین ها ، مدیران ، رده های میانی ) را تربیت می کند. (صفوی،1376)

با توجه به مفاهیم فوق منظور از آموزش و پرورش در نوشتار حاضر، همان آموزش و پرورش رسمی ای است که از دوره ابتدایی شروع و با اتمام دوره متوسطه به پایان می رسد و نهاد آموزش و پرورش کشور وظیفه اجرای آن را برعهده دارد.

معنی و مفهوم کیفیت[9]تعریف دقیق کیفیت دشوار است زیرا:

- همچون همه واژه های ارزشی دیگر، قابل تعبیر و تفسیر است؛

- مفهومی متغیر و پویا است؛ ( طیف ویژگیهای آن: حداقلی              حداکثری)

- تابع فلسفه ها و جهان بینی های مختلف است و در نهایت اینکه ویژگیهای کیفیت تابع محیط است.

معنای لغوی کیفیت:کیفیت از واژه ی لاتین quality است که این واژه از ریشه  qualis یا qualitas  به معنای نحوه بودن گرفته شده است. علامه دهخدا کیفیت را چگونگی  حالت یا وضعی که در چیز حاصل آید، معنی کرده است و همچنین  دکتر عمید در فرهنگ عمید کیفیت را چگونگی معنی می کند.

کیفیت و کمیت یک چیز، دو وجه جدائی ناپذیر یک چیز هستند. کیفیت بر مبنای کمیت شکل می گیرد. هر موجود دارای خصوصیاتی است که کیفیت آن را می سازد، شکل ظاهری موجود، خصوصیات مذکور را می سازد. پس بدون وجود کمیت، بحث کیفیت بی معنی است.

کیفیت آموزشی[10]مفهوم کیفیت در  آموزش و پرورش مفهومی چند پهلو، مشتبه کننده و مبهمی است. به همین دلیل معیارهای متفاوتی برای قضاوت درباره کیفیت مدارس و آموزش و پرورش معرفی شده است. مفهوم کیفیت از حوزه صنعت به آموزش و پرورش وارد شده است.پس کیفیت در صنعت برابر است با رضایت مشتری و توجه به نیازهای او.

بنابراین: کیفیت آموزشی انجام تغییرات مورد نظر در دانش آموزان به صورت مطلوب و موفقیت آمیز است. (سولومون،1991 به نقل از یمنی،1375)

کیفیت آموزشی مفهوم چند بعدی است که شامل موارد زیر است:

- کارکردها و فعالیتهای مدرسه از قبیل فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان؛                                             

- معلمان و دست اندرکاران آموزشی؛       - دانش آموزان و مخاطبین؛          - امکانات و تجهیزات آموزشی؛

کیفیت آموزشی به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد که مهمترین آنها به قرار زیر هستند:

1- محیط برانگیزاننده از نظر فکری؛          2- وجود حداقل شرایط لازم جهت اجرای فعالیتهای آموزشی؛           

3- در دسترس بودن مواد آموزشی و مربی که مشارکت و علاقه دانش آموزان را برانگیزد و بتواند او را به سطح جدید درک و شناخت برساند.

بررسی مشکلات کنونی آموزش و پرورش: با تعمق و ژرف اندیشی در فرایند آموزش و پرورش     می توان مشكلات اساسی آموزش و پرورش را در دو گروه كلی (۱- مشكلات بیرونی۲- مشكلات درونی) به شرح زیر طبقه بندی كرد:

الف - مشكلات بیرونی:توسعه نیافتگی كشورهای جهان سوم و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت را می توان جزو مشكلات بیرونی نظام آموزش و پرورش برشمرد كه بسیاری از كشورهای جهان مثل كشور ما با آن مواجه هستند.پایین بودن سطح حقوق و دستمزد معلمان و عدم امكان جذب افراد مستعد و با سطح هوش بالا برای این شغل مهم (كه همین امر موجب كم ارزش شدن شغل معلمی شده و حتی تلاشگران شاغل در مدارس را نیز تحت تأثیر قرار داده است.) سایه شوم و غول آسای كنكور سراسری بر نظام آموزشی كشور (به ویژه در دوره متوسطه)، كه ناكارآمدی این دوره تحصیلی را به دنبال داشته است، نیز جزو مهمترین مشكلات بیرونی آموزش و پرورش محسوب می شود.

ب- مشكلات درونی:روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها به ویژه در زمینه جلب مشاركت اولیا و معلمان برای اداره بهتر مدارس، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملكردها كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز. پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان و در نتیجه كمبود نشاط در مدرسه نیز از مهمترین مشكلات درونی آموزش و پروش است. البته شاید دهها مشكل دیگر را بتوان احصا كرد، لیكن اگر آموزش و پرورش بتواند همه مشكلات بیرونی و درونی را حل كند، بی شك آموزش و پرورش ما از سال ۱۴۰۰ به بعد مسیر تحول كیفی را طی خواهد كرد.(حج فروش،1392)

راهکارهای موثر برای ارتقای کیفیت آموزش و پرورش: نظامهای آموزشی به عنوان بارزترین نمود سرمایه گذاری نیروی  انسانی در زمینه شکوفایی در جامعه، نقش اصلی را برعهده دارد. امروزه این نظامها سهم قابل توجهی از بودجه هر کشور را به خود اختصاص داده و با توجه به اهمیت و نقش آن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ضروری است در جهت بهبود کیفیت نظامهای آموزشی اقدامات اساسی صورت بگیرد و از هدر رفتن  سرمایه های انسانی و مادی جلوگیری شود.( ناظم،1382)

 با توجه به ضرورت ارتقای کیفیت آموزش و پرورش جهت نیل به اهداف توسعه آموزشی کشور، راهکارهای مختلفی در ارتقای کیفیت آموزش و پرورش تاثیر دارند که می توان آنها را در دو گروه درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد:

راهکارهای درون سازمانی:  این عوامل از درون مجموعه نظام آموزش و پرورش موجب ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی می شوند، نظام آموزشی می تواند با مدیریت کارآمد و موثر، نقشی مهم در اجرای این راهکارها دارد.  از آن جمله:

- تجهیز مدارس و مکانهای آموزشی به امکانات و تجهیزات متنوع  از جمله فناوری های نوین آموزشی و تجهیزات آزمایشگاهی ؛

- فراهم کردن امکانات آموزش، مشاوره و راهنمایی معلمان و تدوین سیاستهای پیشرفت و ترقی آنان؛

- به حداقل رساندن تراکم کلاسی در مدارس علی الخصوص پایه های ابتدایی؛

برنامه ریزی در جهت تقویت همكاری و مشاركت اولیای دانش آموزان برای كمك به ارتقای كیفیت فعالیت های آموزشی وپرورشی، از جمله برگزاری مداوم کلاسهای آموزشی و توجیهی؛

- توجه و تاکید عملی به اجرای کامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همسو با برنامه درسی ملی؛

- استفاده از روشهای تدریس پیشرفته و فعال و ترک روشهای منفعل سنتی از جمله سخنرانی و نیز استفاده از روشهای ارزشیابی جدید به منظور تعمیق یادگیری در دانش آموزان؛

- تاکید بر پرورش همه جانبه دانش آموزان در ابعاد علمی، اجتماعی، اخلاقی و جسمی و پرهیز از هرگونه یک جانبه نگری در آموزش و پرورش؛

- تعامل سازنده با ادارات و مراکز  معتبرآموزشی از جمله سازمان پژوهش و برنامه ریزی جهت استفاده از بانک  اطلاعاتی و تجارب آنها؛

- جذب و گزینش مدیران موثر و کارآمد در فرایند آموزش و پرورش براساس اصل شایسته سالاری(اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)؛

- برگزاری کلاسهای فوق برنامه و مکمّل و جبرانی جهت ارتقای آموزشی دانش آموزان؛

- تعامل موثر و مستمر همکاران آموزگار با سرگروهای درسی جهت توانمند سازی خویش در فرایند تدریس؛

- تاکید بر فعالیتهای پرورشی در کنار فعالیتهای آموزشی جهت رشد اخلاقی و اجتماعی و جسمی دانش آموزان ،از جمله تشکلهای دانش آموزی ؛

- توجه به دروس عملی و کاربردی در کنار دروس نظری محض در آموزش و پرورش؛

- استفاده از یافته های جدید روانشناسی پرورشی در فرایند تدریس علی الخصوص استفاده از روشهای تغییر رفتار براساس اصل تقویت و پاداش؛

- جذب دبیران و معلمان متخصص و متعهد و رعایت اصل عدالت در ارتقای شغلی آنان و نیزاستفاده از  اصل پاداش جهت تشویق و انگیزه دهی به آنان ؛

- تربیت معلمان و سایر عوامل آموزشی و پرورشی بر اساس یافته های جدید علمی و روانشناسی تربیتی با تکیه براصل تعامل سازنده با دانشگاهها؛

- حاکم کردن فرهنگ سازمانی موثر و کارآمد و جو عاطفی مناسب در فضاهای آموزشی؛

- تعامل دوجانبه و مستمر کلیه عوامل آموز شی اعم از مدیر، معاون و آموزگار در مدرسه جهت اجرای فعالیتهای آموزشی و پرهیز از هرگونه گسستگی شغلی؛

- حذف نابرابریهای آموزشی و رتبه بندی رایج آموزشی از لحاظ کیفیت ارائه خدمات آموزشی و لزوم توجه برابر و عادلانه از لحاظ بودجه و امکانات به کلیه مدارس اعم از دولتی، نیمه دولتی،هیئت امنایی، غیرانتفاعی، شاهد و...

بهره گیری از دستاورد های اخلاقی ،علمی و فنی واتخاذ تدابیر و شیوه های لازم در فراهم آوردن زمینه مناسب برای تجلی بروز استعدادها و تبدیل مدارس به فضائی بالنده و خلاق؛

- انعطاف پذیری در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزشی با توجه به مسائل جاری و قابلیتهای منطقه ای؛

- ارائه  مطالب آموزشی با استفاده از آخرین وسایل و امکانات تکنولوژی آموزشی از جمله پروژکتور و اسلایدهای آموزشی؛

و...

راهکارهای برون سازمانی؛ این عوامل بر خلاف عوامل درون سازمانی از بیرون نظام آموزش و پرورش کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی را تحت تاثیر قرار می دهند و اجرای آنها در اختیار نظام آموزشی نیست، اما نظام آموزشی می تواند با تعامل سازنده با دیگر نهادهای اجتماعی، نقشی موثر در اجرای آنها داشته باشند. از آن جمله:

- تخصیص بودجه و منابع مالی کافی جهت انجام امور آموزشی و پرورشی از طرف دولت؛

- تعامل وزارت آموزش و پرورش با سایر وزارتخانه ها جهت تعیین و سیاستگذاری و تحقق اهداف کلان نظام جمهوری اسلامی ایران، از جمله وزارت بهداشت و جوانان؛

- تعیین اهداف کلان دوره های تحصیلی مختلف براساس نیازهای جامعه، فراگیران ، علوم معاصر و واقعیتهای حاضر و پرهیز از هرگونه آرمان گرایی تخیل گرایانه در انتخاب اهداف آموزشی؛

- استفاده از تجارب آموزشی سایر وزارتخانه ها و ادارات ، جهت کیفیت بخشی به امور آموزشی، از جمله استفاده از تجارب کارشناسان بهداشت در فرایند تدریس درس بهداشت؛

- تامین معیشت مالی معلمان و نیازهای آنان و نیز اعتباربخشی به شغل معلمی موازی با سایر مشاغل دولتی؛

- تغییر نگاه مصرف گرایانه به آموزش و پرورش به نگاه سرمایه ای آموزش و پرورش؛

- توجه به اصل تمرکززدایی نظامهای آموزشی و تعیین اهداف و سیاستهای منطقه ای نظام آموزش و پرورش همسو با سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران؛

-  كاهش مشكلات اقتصادی مردم، مثل: گرانی مایحتاج زندگی، تورم و بیكاری، كه اینها عوامل زشت و شومی  هستند كه بر فرآیند یاددهی- یادگیری تأثیر نامطلوب گذاشته و بسیاری از دانش آموزان و معلمان را دچار سستی و  نگرانی از آینده مبهم كرده است؛

-  تعامل سازنده با دانشگاهها و موسسات عالی و استفاده از تخصص اساتید دانشگاه در فرایند طراحی، اجرا و ارزشیابی آموزشی و نیز استفاده از یافته های پژوهشی پژوهشگران در رفع نارساییهای آموزشی و ارتقای کیفیت آموزشی؛

و...

نتیجه گیری: نگاهی دقیق و ژرف اندیشی مضاعف به نقش آموزش و پرورش به عنوان نهاد تعلیم و تربیت رسمی در جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ،ایجاب می نماید که به طور جدی به مقوله کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده در نظامهای آموزشی پرداخته شود. کیفیت مهمترین معیار توسعه آموزش و پرورش است. موضوع کیفیت در اکثر نظامهای آموزشی به یکی از مفاهیم اساسی در سیاست گذاری های کلان آموزشی تبدیل شده است. و از این رو کیفیت گرایی به منزله مرحله مهمی از تاریخ تحولات آموزش و پرورش مطرح شده است. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است.

مفهوم کیفیت در آموزش و پرورش مفهومی چند پهلو، مشتبه کننده و مبهمی است. به همین دلیل معیارهای متفاوتی برای قضاوت درباره کیفیت مدارس و آموزش و پرورش معرفی شده است. کیفیت آموزشی  انجام تغییرات مورد نظر در دانش آموزان به صورت مطلوب و موفقیت آمیز است. و یک مفهوم چند بعدی است که شامل ابعاد کارکردها و فعالیتهای مدرسه، معلمان و دست اندرکاران آموزشی، دانش آموزان و مخاطبین و امکانات و تجهیزات آموزشی است.

در حال حاضر مشکلات اساسی آموزش و پرورش را می توان در دو گروه بیرونی و درونی طبقه بندی کرد که مانع ارتقای کیفیت خدمات آموزشی می شوند. مسائلی مانند  توسعه نیافتگی كشورهای جهان سوم و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت را می توان جزو مشکلات بیرونی بر شمرد و مسائلی از جمله روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران ، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها ، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملكردها كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز. پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان نیز از مهمترین مشكلات درونی آموزش و پروش است. نگارنده در  حد و سطح علمی و تجربی خویش راهکارهایی را جهت حل مشکلات درون سازمانی و برون سازمانی پیشنهاد کرده است. از جمله:

 راهکارهایی همچون :تجهیز مدارس و مکانهای آموزشی به امکانات و تجهیزات متنوع  از جمله فناوری های نوین آموزشی و تجهیزات آزمایشگاهی ؛ فراهم کردن امکانات آموزش، مشاوره و راهنمایی معلمان و تدوین سیاستهای پیشرفت و ترقی آنان؛ به حداقل رساندن تراکم کلاسی در مدارس علی الخصوص پایه های ابتدایی؛ برنامه ریزی در جهت تقویت همكاری و مشاركت اولیای دانش آموزان برای كمك به ارتقای كیفیت فعالیت های آموزشی وپرورشی، از جمله برگزاری مداوم کلاسهای آموزشی و توجیهی؛ توجه و تاکید عملی به اجرای کامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همسو با برنامه درسی ملی، را در زمره راهکارهای درون سازمانی ارائه کرده است که نظام آموزشی می تواند با مدیریت کارآمد و موثر، موارد پیشنهادی را جهت ارتقای کیفیت آموزشی اجرا نماید.

همچنین راهکارهایی همچون: تخصیص بودجه و منابع مالی کافی جهت انجام امور آموزشی و پرورشی از طرف دولت؛ تعیین اهداف کلان دوره های تحصیلی مختلف براساس نیازهای جامعه، فراگیران ، علوم معاصر و واقعیتهای حاضر و پرهیز از هرگونه آرمان گرایی تخیل گرایانه در انتخاب اهداف آموزشی؛ استفاده از تجارب آموزشی سایر وزارتخانه ها و ادارات جهت کیفیت بخشی به امور آموزشی، از جمله استفاده از تجارب کارشناسان بهداشت در فرایند تدریس درس بهداشت؛ تامین معیشت مالی معلمان و نیازهای آنان و نیز اعتباربخشی به شغل معلمی موازی با سایر مشاغل دولتی؛ تغییر نگاه مصرف گرایانه به آموزش و پرورش به نگاه سرمایه ای آموزش و پرورش؛ توجه به اصل تمرکززدایی نظامهای آموزشی و تعیین اهداف و سیاستهای منطقه ای نظام آموزش و پرورش همسو با سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در زمره راهکارهای برون سازمانی ارائه شده است که نظام آموزشی  می تواند با تعامل سازنده و موثر با سایر نهادهای اجتماعی، نقش مهمی در اجرای آنها داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ

- امیری، فرزاد و بهجتی اردکانی،محمدعلی (1382). بررسی ساختار و چگونگی استقرار و ارزیابی نظام مدیریت کیفیت فراگیر در موسسات آموزشی. مجموعه مقالات همایش مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش،دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن،1382.

- براون،سالی و هورن،هلن (1950).500 نکته،چگونه کیفیت آموزشی را بهبود بخشیم. مترجم: فرخ لقا رئیس دانا،(1379).تهران: انتشارات قدیانی.

- حج فروش،احمد (1392).حال و آینده آموزش و پرورش ایران.روزنامه همشهری.www.vista.ir.

صفوی ،امان الله(1376).کلیات روشها و فنون تدریس(متن کوتاه) .تهران: انتشارات معاصر.

مبحث کیفیت آموزشی. وزارت آموزش و پرورش، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، بیست و پنجمین  همایش روسای آموزش و پرورش مناطق سراسر کشور،22-19 مردادماه،1387.

- ناظم، فتاح (1382). مجموعه مقالات همایش مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش،دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن،1382.

ندیمی، محمد تقی و بروج،محمدحسین (1380).آموزش و پرورش ابتدایی-راهنمایی تحصیلی و متوسطه.تهران: انتشارات مهرداد.

- یمنی، محمد (1375).تحلیلی از مفهوم کیفیت در آموزش و پرورش ایران.پژوهشنامه علوم انسانی، شماره  19،204198.

 

مدیریت در کلاس

چكیده 
پیشرفت هر جامعه ای به چگونگی كیفیت آموزش و پرورش آن جامعه بستگی دارد. آموزش و پرورش اگر راه دموكراسی و روش علمی پیش گیرد زمینه ی ایجاد جامعه ای پیشرفته را مهیا می سازد. به منظور رسیدن به این دموكراسی، رعایت قانون و نظم و ایجاد نگرش مثبت در این زمینه و اعمال آن توسط افراد یك جامعه، به خصوص متو لیان امر خطیر تعلیم و تربیت، ضرورت می یابد. در این مقاله، سعی بر این است كه به موارد زیر پرداخته شود:
 
- اهمیت و ضرورت نظم و انضباط در كلاس
- روش تدریس مناسب
- راه ها و فنون ایجاد نظم كلاس و یا مدیریت كلاس
- ویژگی های رفتاری و اخلاقی یك معلم و رابطه ی آن با ایجاد نظم كلاس.
 
همچنین در این مقاله ضمن تبیین وتوضیح مواد ذكر شده و ارائه ی راه حل های كاربردی بر مبنای تئوری های علم تعلیم و تربیت در رابطه با موضوع مقاله، در پایان پیشنهادهایی نیز براساس موضوع مهم مدیریت كلاس كه همه ی معلمان و استادان دانشگاه ها و مراكز آموزش عالی با آن درگیر می باشند، ارائه می گردد.
 
مقدمه
آموزش و پرورش علاوه بر این كه در دسته بندی مشاغل در رده بالایی قرار دارد.از نظر پیچیدگی نیز جزء پیچیده ترین حرفه های تخصصی دسته بندی می گردد.(علاقه بند،1375)
 
اشراف معلم بر موضوعات درسی، مسائل یادگیری، الگوه، مهارت ها، روش ها، راهبرده، و فنون تدریس، از عوامل عمده ی اثر بخشی رفتار و مدیریت كلاسی می باشد.
 
در رفتار كلاسی و ارتباط معلم با دانش آموزان با توجه به این كه مدرسه و كلاس سازمان های اجتماعی آموزش تربیتی می باشد. از نظر یه های سازمانی استفاده می گردد.
 
كلاس درس یك سازمان اجتماعی آموزش است،سازمان های اجتماعی، آموزشی – تربیتی، بدون پیروی محض از ارتباطات رسمی  در جهت پویایی پیش می روند. وجود نظم و انضباط در كلاس و یا به عبارتی مدیریت كلاسی، جهت اثر بخشی و كارآیی و در نهایت بهره وری كار یك معلم بسیار مؤثر می باشد. بنابراین لازم است در این خصوص فنون و ویژگیهای مورد نیاز مدیریت كلاس شناسایی و تبیین گردد، تا مورد استفاده ی همه ی كسانی كه با آموزش و پرورش سر و كار دارند، قرار گیرد.
 
تعریف مدیریت
از مدیریت تعریف های زیادی شده است كه بر اساس اهمیت كاربرد آن ها در رفتار كلاسی به برخی اشاره میشود.یكی از تعاریف قابل قبول مدیریت در امر رفتار كلاسی این تعریف است:
 
مدیریت یعنی هنر انجام دادن كارها به وسیله ی دیگران (فالت) در این تعریف، رفتار  آمرانه ی معلم و همچنین خود محوری وی مورد  انتقاد قرار می گیرد. با توجه به این تعریف، معلم بایستی یك راهنمای خوب باشد، ولی كارها توسط خود دانش آموز انجام شود. و آنها در امر یادگیری فعال باشند. بدیهی است كه هر چه مشاركت دانش آموزان در فعالیتهای كلاسی و در امر یادگیری بیشتر باشد،رشد مهارت های گوناگون در آنان بیشتر می شود،و متكی به خود می گردند و اعتماد بنفس در آنان رشد می كند. باید در نظر داشت كه این تعریف در كلاس هایی كه فراگیران دوران كودكی را طی می كنند،دارای كاربرد زیادی نیست در مقطع ابتدایی،پیش از آنكه معلم به كودكان آموزش دهد،بایستی عمدتآ خود، برنامه ریز بوده و اهداف آموزشی را دنبال كند، زیرا با توجه به ویژگی های خاص كودكان اولآمتكی به دیگران بوده و ثانیآ كم تجربه می باشند، این وظیفه به معلم برمی گردد، در حالی كه آموزش بزرگسالان به دلیل اینكه آنان در امر برنامه ریزی های درسی و كلاسی، از اهمیت زیادی برخوردار می گردد. با توجه به موارد فوق در آموزش دوره های بالاتر، لازم است فراگیران، خود در امر یادگیری مشاركت داشته باشند. در تعریف دیگر مدیریت كار كردن با افراد به وسیله اعضای گروه هابرای تحقق اهداف سازمانی بیان شده است (پرداختچی 1372)
 
در این تعریف، اهمیت مشاكت معلم به عنوان رهبر و راهنمای دانش آموزان، بیشتر ملحوظ است، بدین معنی كه پس از اینكه اهداف مشخص شد معلم و دانش آموزان بایستی با برنامه ریزی صحیح راه رسیدن به آن را دنبال كنند.
 
تعریف مدیریت كلاس
مدیریت كلاس درس عبارت ازرهبری كردن امور كلاس درس از طریق: تنظیم برنامه درسی،سازماندهی مراحل كار و منابع، سازماندهی محیط به منظور بالا بردن كار نظارت بر پیشرفت دانش آموزان و پیش بینی مسائل با لقوه است.( صفوی،1372).
 
تعریف دیگری از سازماندهی و مدیریت كلاس وجود دارد كه میتوان از آنها در رهبری كلاس درس، با تكیه بر بعد انسانی آن چنین تعریف كرد:
مدیریت كلاسی عبارت است، از هنر به كار بردن دانش تخصصی و بهره گیری ازمهارت های كلاس داری در هدایت دانش آموزان به سوی اهداف مورد نیاز و جامعه.
 
اهمیت و ضرورت مدیریت و انضباط كلاس
بدون شك به منظور تدریس ونیل به اهداف آموزش و پرورش، وجود شرایطی لازم می باشد، از جمله این شرایط می توان به نظم حاكم بر كلاس به عنوان فاكتری مهم اشاره نمود، زیرا كلاسی كه در آن اولین گام یادگیری (یعنی نظم وانضباط  و مشاركت در فعالیت و جلب توجه فعال شاگردان) اعمال نگردد، به یقین نتایج مطلوبی نخواهد داشت. روش های كلاس داری ونظم كلاس در ایجاد انگیزه برای یادگیری دانش آموزان بسیار موثر می باشد.
 
اهداف می توانند به وسیله روش ها تحت تاثیر قرار گیرند.( 1999،rozyck) بنابراین اعمال روش های درست تدریس و سبك های مناسب مدیریت با توجه به شرایط كلاس، امكانات آموزشگاه، توانایی معلم و نوع كتاب و محتوای درسی، متفاوت می باشد.
 
عوامل موثر بر مدیریت كلاس را در سه قسمت به شرح زیر طبقه بندی می نماییم.
الف: ویژگی های شخصیت معلم؛
ب: روش های تدریس معلم؛
ج: استفاده از فنون تدریس.
 
الف) ویژگی های شخصیتی معلم
بدون شك شخصیت و یا ویژگی های شخصیتی معلم، یكی از عوامل بسیار مهم در نظم دهی كلاس می باشد. معلمی كه  ظاهرآن آراسته می باشد، مثبت نگر و خوش اخلاق است به توانایی های ذهنی، جسمی، عاطفی و تفاوت های فردی شاگردان آگاهی دارد، شرایط فیزیكی كلاس را از قبل آماده می سازد، مهارت ارزشیابی و پرسش كردن را میداند، دانش آموزان را دوست دارد و به كارش علاقه نشان میدهد، با ایمان،راستگو، صادق و خوش بیان می باشد و در كارش مسلط است و با معلمی كه این ویژگی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ها را ندارد، مسلمآ بسیار متفاوت است بنابر این معلمین باید این صفت را در خود آشكار نمایند و در تمهیدات اشتغال به حرفه ی مقدس معلمی،این وی‍‍‍ژگی ها را در خود متبلور سازند.
 
ب) روش های تدریس
بسیارند دانشجو معلمینی كه در كلاسها ی دانشگاه یا مراكز تربیت معلم، دائم این جمله را بیان می دارند كه " این روش تدریس را نمیتوان در كلاس ها به كار برد " دلیل گفتن این جمله اعتراضی این است كه دانشجویان معلمی، هنوز آگاهی ندارد كه هر روش تدریس كارآیی خاص خود  دارد و از یك روش تدریس نمی توان برای آموزش همه دروس و یا در همه كلاس ها استفاده نمود. همچنین بعضی اذعان می دارند كه اجرای بعضی از روش های تدریس، باعث شلوغی و بی نظمی كلاس می گردد.
 
در توضیح این مطالب شایان ذكر است كه یك معلم باید با توجه به شرایط كلاسی- امكانات و تجهیزات – توانایی های خود و شاگردان و محتوای كتب درسی یك روش مناسب انتخاب نماید و در صورتی كه روش تدریس معلم مناسب نباشد باعث سردر گمی شاگردان، شلوغی كلاس و اتلاف وقت خواهد شد. بنابر این لازم است كه یك معلم نسبت به الگوها،روش ها و راهبردهای فنون تدریس،آگاهی های لازم را داشته باشد تا به موقع و در جای مناسب از هر كدام از روش ها و فنون،با موقعیت بهره مند گردد. 
 
یكی از دلایل عدم استفاده از روش های فعال تدریس توسط معلمان محتوای كتب درسی می باشد. تحلیل محتوای كتب درسی دوره ی دبیرستان نشان می دهد كه تنها 37 درصد معیار های روش های تدریس فعال و كتب درسی این دوره اعمال گردیده است.(پیریایی،1383) بنابر این ضرورت دارد كه یك معلم در طراحی آموزشی تدابیری بیاندیشد تا شاگردان را با مفاهیمی كه ارائه گردید آشنا نموده. و امكان بر هم زدن نظم كلاس را از دانش آموزان خاطی سلب نماید، همچنین ضروری است كه محتوای كتب درسی با توجه به چگونگی آموزش و اعمال روش های تدریس فعال باز نگری گردد.
 
ج) فنون تدریس 
تدریس به مجموعه اعمالی كه معلم برای جلب توجه شاگردان به تدریس اثر بخش و كارآمد تر اجرا می نماید، گفته میشود. آشنایی و آگاهی نسبت به فنون  تدریس و اعمال آنها در كلاس درس توسط معلم، باعث می شود،وی بدون استفاده از خشونت و تنبیه بدنی، كلاس را مدیریت نموده و نظم را حاكم سازد، از جمله فنون تدریس می توان موارد زیر را بر شمرد
 
 1- تدبیر منفی
تدبیر منفی یكی از تكنیك های خانواده درمانی است و معلم به منظور ساكت كردن كلاس و یا جلب توجه دانش آموزان از آن استفاده می نماید بدین صورت كه وقتی كلاس شلوغ میشود معلم طنین شادی صدای خود را كم كرده و بغض صدایش را افزایش می دهد و با این روش به كلاس نظم می بخشد.
 
2-  كم وزیاد كردن تن صدا
به منظور جلب توجه شاگردان و وادار كردن آنها به گوش دادن،معلم باید با صدای یكنواخت صحبت نكند، نوسانات صدای خود را كم و زیاد نماید تا دانش آموزان شنونده فعالی شوند.
 
3- حركت های معلم
بین حركتهای معلم وتوجه شاگردان رابطه مستقیم وجوددارد، ( شعبانی،382) هر چه حركات هدفمند معلم و حركت كردن  به آخر كلاس و بر گشتن و حركات پایین كلاس معلم بیشتر باشد، معلم بر كلاس مسلط تر خواهد داشت و شاگردان بیشتر به او توجه خواهند كرد ودر نتیجه یادگیری بهتر صورت میگیرد.
 
4- تاكید روی بعضی از مفاهیم و كلمات
" نگاه كنید، دقت كنید "، این كلمات خیلی مهمند و تكرار بعضی افعال و كلمات از جمله نكاتی است كه به خاطر تاكید معلم، توجه شاگردان را جلب می نماید.
 
5- اشارات معلم
بعضی از ایما ها و اشارات معلم، باعث دقت بیشتر شاگردان می شود؛ حركات دست، چشم،ابرو، دهان، انگشتان و سر، مشتمل برا ین حركات است.
 
6- مكث های به موقع و هدفمند
برخی معلمان در حین توضیح دادن و یا سخنرانی با مكث های به موقع حواس شاگردان را به مفاهیم جلب می نمایند، و سر و صدای دانش آموزان را كاهش می دهد. و كلاس را اداره می نمایند.
 
7- تشویق وتمجید دانش آموزان
یكی ازفنونی كه به عنوان ابزاری موثر دراختیار معلمان می باشد، تشویق و تمجید است؛ البته تمجید عملكرد شاگردان، با ارزش تر از تشویق آنان است، زیرا تشویق شاگردان باعث به وجود آمدن آموزش و پرورش سود گرایانه می گردد. همچنین معلم می تواند با توجه به سن دانش آموزان از تقویت پته ای نیز بهره ببرد.ویا از كارتهای تلاش، امتیاز و كارت جایزه بدین منظور استفاده نماید. استفاده ی فاصله ای و نسبی متناوب از این ابزار،اثر بخشی آن را ارتقا می بخشد.
 
8- نگاههای معنی دار
گاهی  نگاههای معنی دار معلم به دانش آموزی كه به درس توجه ندارد و یا سروصدا می كند،باعث كاهش رفتار نا به جای او می گردد.همچنین با عصبانیت نگاه كردن به دانش آموزانی كه برای كلاس مزاحمت ایجاد كرده اند ؛باعث می شود دانش آموز وادار شود به درس های معلم گوش دهد.
 
9- ضربه زدن به میز و صندلی
گاهی معلم با ضربه زدن به میز یا تابلوی كلاس،توجه شاگردان به مطالب و مفاهیمی كه ارائه می شود  جلب می كند.
 
10- تدوین قانون و مقررات كلاس
تدوین قوانین كلاسی و تشریح آن برای دانش آموزان و آگاهی دادن به آنها باعث ایجاد نگرش می گردد و در نهایت موجب عملكرد مثبت فردی و گروهی می شود. لذا معلمان باید در تدوین مقررات كلاس به خصوص در روزهای اول دقت كافی داشته باشند.
 
از زمانی که تعلیم و تربیت به وجود آمده است، معلمان به رفتار دانش آموزان توجه داشته اند. حتی سقراط شکایت داشت که دانشجویان او "عاشق تجملند"، رفتارهای بدی دارند و به اولیای خود بی احترامی می کنند.
 
این نگرانی فزاینده وجود دارد که رفتارهای نامناسب دانش آموزان امروز، به مراتب بیش تر و شدیدتر از گذشتگان باشد، ولی شواهد اندکی برای اثبات این نظریه وجود دارد. کارشناسان گوناگون نظریات متفاوتی درباره اداره کلاس مطرح کرده اند، ولی بهترین شواهد را باید از مشاهده مستقیم کار معلمان در سازماندهی محیط کلاس به دست آورد. در سال های اخیر، اصطلاح "مدیریت کلاس" عمدتاً به نوعی روش رفتاری برای هدایت رفتار کلاس اشاره داشته است. این هشت اصل در زمینه مدیریت کلاس می توانند مفید باشند:
 
1- امکان فعالیت های یادگیری معنادار را فراهم سازید. رمز پیشگیری از بروز مشکلات در کلاس، داشتن فعالیت های با معنا و چالشگرانه است. وقتی دانش آموزان به کار خویش علاقه مند باشند، بی نظمی در کلاس کمتر می شود و زمانی که اطلاعات درسی برای دانش آموزان با معنا باشد، یادگیری تقویت می شود. یک عامل مهم برای پیدا کردن فعالیت های با معنا، اطلاعات شما از دانش آموزان، علاقه ها، روش فکری و میزان آمادگی آنان است.
 
2- کلاس را به محیط حمایت کننده تبدیل کنید. یادگیری و رشد، خود به خود اتفاق نمی افتد و به این منظور لازم است به نیازهای دانش آموزان پاسخ داده شود. کلاس باید محیطی باشد که در آن، به نیازهای زیستی، ایمنی، تعلق و احترام به نفس در حد اعلای ممکن پاسخ داده شود. آشکار است که معلم نمی تواند جایگزین پدر و مادر شود و سرپرستی و عشقی را که کودک نیاز دارد، برای او فراهم کند، ولی مسلماً می تواند امنیت دانش آموز را در کلاس تضمین کند و با تحسین صادقانه او، نقشی تسهیل کننده ایفا کند.
 
3- برای یادگیری موفقیت آمیز، فرصت های لازم را فراهم آورید. این گفته قدیمی که "موفقیت، موفقیت می آورد" در کلاس درس، کم تر از سایر جاها صادق نیست. همه دانش آموزان باید امکان تجربه موفقیت را در کلاس داشته باشند. این تجربه ممکن است از سهیم شدن در کارها تا پیشرفت در درسی خاص تغییر کند. معنای موفقیت تنها پیروزی در رقابت با دیگران نیست. پیشرفت فرد در انجام کارهای خود، منبع مهم کسب موفقیت است. معلمان موفق، فعالیت هایی را برنامه ریزی می کنند که ضمن کارامد بودن، احتمال موفقیت در آن ها زیاد باشد.
 
4- به دانش آموزان کمک کنید، هدف های مربوط به اصلاح خود را تعریف کنند. هدف هایی که دانش آموزان انتخاب می کنند، در رفتار موفقیت آمیز آنان تأثیر دارد؛ یعنی احتمال بروز رفتارهای سازنده از دانش آموزانی که هدف های مربوط به اصلاح خود را دنبال می کنند، بسیار بیش تر از آن هایی است که فقط در پی هدف های عملی کلاس هستند.
 
5- درباره نتایج کارها، اطلاعات لازم را در اختیار دانش آموزان بگذارید. گفتن نتایج کارها توسط معلمان، با موفقیت دانش آموزان رابطه نزدیک دارد. اگر آن ها به بچه ها، کارهای خوبشان و معیارهای خوب انجام دادن کارها را توضیح دهند، یادگیری دانش آموزان استمرار پیدا می کند و امکان بروز رفتارهای بد کاهش می یابد. به علاوه، این کار سبب می شود که آن ها درباره خود در رابطه با کارهایشان داوری کنند و کارهایشان را تحلیل کنند.
 
6- دانش آموزان را در تصمیم گیری شرکت دهید. دانش آموزان نیاز دارند که احساس کنند در مورد کارهایی که انجام می دهند، مختارند. اگر مدیریت کلاس ضعیف باشد، آن ها احساس می کنند که در مورد یادگیری خود اختیار ندارند. در این صورت، آن ها آنچه را معلم می خواهد انجام می دهند و انگیزه شان برای ادامه کار کاهش می یابد. معلمان موفق به دانش آموزان خویش اجازه می دهند که نقش مهمی را در تعیین تجربه های یادگیری ایفا کنند. آن ها اغلب به دانش آموزان اجازه می دهند که درباره موضوع، زمان و نحوه یادگیری تصمیم بگیرند. مشارکت دانش آموزان سبب می شود که احساس کنند، بر اوضاع مسلط هستند. در نتیجه، انگیزه آن ها افزایش و امکان بد رفتاری شان کاهش می یابد.
 
7- برای روزهای "بد" برنامه ریزی کنید. گاهی موفق ترین معلمان نیز با وجود برنامه ریزی، از تدریس باز می مانند. از جمله رویدادهایی مثل بیماری، مشکلات خانوادگی و... برای آن ها به وجود می آید. در این صورت، با یک پیش برنامه کلی و با معنا برای مواقع اضطراری، می توان دانش آموزان را کاملاً مشغول کرد.
 
8- رفتارهای مناسب را تقویت کنید. دانش آموزان نمی توانند در یک زمان، هم مسأله ریاضی حل کنند و هم با یکدیگر صحبت کنند. در این جا حل مسأله، رفتار مناسب و صحبت کردن، رفتار نامناسب است. وقتی رفتار نامناسب به ندرت اتفاق می افتد. این روزها با یکدیگر در تقابل هستند و در یک زمان تنها یکی از آن ها را می توان انجام داد. پس با تقویت رفتار مناسب می توان از بروز رفتار نامناسب جلوگیری کرد. معیار مدیریت موفق در کلاس، پرهیز از مشکلات است، نه صرفاً برخورد با رفتارهای نامناسب.
مدیریت کلاس درس
 
اشاره
امروزه با وجود ایجاد تغییرات عمیق در نظام آموزش و پرورش و تغییر در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی، بعضی از معلمان در رویارویی با مسائل و مشکلات آموزشی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و از روش های قدیم و مهارت های سنتی و انفرادی برای اداره ی کلاس خود استفاده کنند. همین امر باعث کندی شکل گیری فرایند یاددهی- یادگیری و آسیب پذیری امر آموزش شده است.
 
تحقیقات بی شمار نشان داده اند، بعضی از مشکلات اخلاقی و اجتماعی نوجوانان ما حاکی از جذاب نبودن محیط مدرسه و کلاس درس و کشمکش های این گونه دانش آموزان با معلمان و در نتیجه افت تحصیلی آنان بوده است. لذا وجود مدیریت کارآمد معلمان و ایجاد شرایط لازم برای تسهیل در امر یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران باشد، لازمه ی جامعه ی امروزی و راه گشای بسیاری از مشکلات نوجوانان است.
 
در این نوشتار، ضمن ارائه ی تعاریفی از مدیریت، اصول و هدف های آن، مهارت ها و روش های مدیریتی کلاس درس معرفی و مورد بحث قرار گرفته اند. بعضی عقیده دارند، مدیریت کلاس درس فقط با حفظ نظم و انضباط کلاس قابل طرح است، اما مدیریت کلاس درس سخنی بس فراتر از آن است.
 
معلم موفق کسی است که کلاس درس را به گونه ای آماده سازد تا پاسخ گوی تمامی چالش ها در طول تدریس باشد. معلم باید توانایی های خود را بشناسد، روش تدریس خود را ارزیابی کند و اگر روش ها قدیمی و کهنه باشند روش پویا و زنده ای را پیش گیرد تا روحیه ی خلاقیت و نوآوری را در نهاد دانش آموزان شکوفا سازد. او باید روش های برخورد با مشکلات درس را بشناسد و راهبردی را اتخاذ کند که فرایند یاددهی- یادگیری را مختل نسازد و مشکلات جزئی کلاس او، به مشکلات کلی و وخیم تبدیل نشود. هم چنین باید رفتاری داشته باشد که دانش آموختگان کلاس درس او، مسائل آموزشی و مشکلات رفتاری خود را در محیطی آرام و سرشار از محبت و غیر تهدیدآمیز حل کنند.
 
به گفته ی ایرنز، برخی از معلمان در هنر معلمی استعداد بیش تری دارند؛ اگرچه ممکن است ضرورتاً در علم معلمی استعداد خوبی نداشته باشند. این گروه از معلمان می توانند، فضای کلاس را به صورتی ماهرانه برای یادگیری، مساعد و دل انگیز کنند و مسائل و مشکلات انضباطی آن را به حداقل برسانند.
 
معلمان، علاوه بر کسب مهارت های مربوط به هنر معلمی، یعنی تسلط بر کلاس و داشتن مهارت های آموزشی باید واکنش ها و راهبردهای معین دیگری را نیز برای اداره ی کلاس درس یاد بگیرند.
 
مطالعات متعدد نشان داده است، معلم کارآمد و فعال معلمی است که می تواند براساس توانایی خود، به هدف های مورد نظر یادگیری و نیز دو مهارت زیر دست یابد:
1. مدیریت اداره ی کلاس
2. تدریس کارآ
 
مدیریت کلاس چیست؟
مهم ترین دغدغه ی معلمان مبتدی، از اداره ی کلاس و یا به تعبیری مدیریت اداره ی کلاس درس ناشی می شود. برقراری نظم و کنترل کلاس و تدریس موفق، مجموعه نگرانی های این گونه معلمان است. بنابراین آگاهی از مفهوم مدیریت کلاس و راهبردهای آن، راهی برای رفع این نگرانی هاست.
 
در تعریف مدیریت کلاس درس گفته شده است: «مدیریت کلاس درس ایجاد شرایط لازم برای تحقق یادگیری است.» بر این اساس می توان استنتاج کرد، مهارت های مدیریت کلاس درس، سنگ بنای کل موفقیت در تدریس است. این امر به ویژه در کلاس های درس مدرسه های ایران که مملو از دانش آموزانی است که گاهی شمار آنان بالاتر از حد استاندارد است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
 
اهداف مدیریت کلاس
هدف های عمده ی مدیریت کلاس شامل موارد زیر است:
الف) برنامه ریزی درسی بر پایه ی آمیزه ای از تنوع و هدف
ب) ارائه ی دستورالعمل های شفاف به دانش آموزان در مورد فعالیت های درسی
ج) هدایت و نظارت بر یادگیری و فعالیت های دانش آموزان
د) به کارگیری ابزارهای آموزشی و منابع یادگیری و تدریس
ه) حرکت منطقی از یک مرحله ی تدریس به مرحله ی دیگر
و) زمان بندی فعالیت های کلاس و ایجاد توازن در آن ها
ز) شروع و خاتمه ی هدفمند درس
 
معلمان با بررسی هدف ها و مؤلفه های مدیریت کلاس درس، تأمل در مورد کلاس های خود، بازدید از کلاس های دیگر همکاران و گفت و گو با کارشناسان، نگرشی همه جانبه در مورد مدیریت کلاس پیدا می کنند.
 
اصول مدیریت کلاس
از مهم ترین اصول کلاس داری، کارآیی و جامع الاطراف بودن معلم است. معلم کارآ معلمی است که بر مطالب درسی تسلط دارد، کارها و اعمال او سازمان یافته و منظم و دارای اعتماد به نفس است، به دانش آموزان نیز اعتماد می کند و شکیباست.
 
به تعبیری دیگر، نخستین پیش درآمد برای اعمال مدیریت بر کلاس و ایجاد شرایط بهینه برای یادگیری این است که معلم فردی کارآ باشد تا از مهارت های مدیریت کلاس درس بهره گیرد.
 
جامع الاطراف بودن معلم، دومین پیش درآمد برای اعمال مدیریت بر کلاس است.
معلمان سه گونه اند:
1. توضیح دهنده
2. مشارکت دهنده
3. توانمندساز
 
معلم توضیح دهنده بر موضوع درس تسلط دارد، اما آگاهی او از روش تدریس اندک است. تدریس او بر محور سخن رانی و توضیح استوار است و برخی دانش آموزان با او همراه هستند. معلم مشارکت دهنده بر موضوع درس تسلط دارد و افزون بر آن، با روش تدریس نیز آشناست. چنین معلمی می کوشد تا از فعالیت های جالب بهره گیرد، دانش آموزان را در کارها مشارکت دهد، و در عین حال مدیریت صحیحی را در کلاس اعمال کند.
 
معلم توانمندساز در مرحله ی عالی حرفه ای قرار دارد. او نه فقط موضوع درس و روش تدریس را به خوبی می شناسد، بلکه به تفکرات و احساسات دانش آموزان نیز توجه دارد.چنین معلمی اعتماد به نفس بالایی دارد، به حدی که دانش آموزان را در مدیریت کلاس درس سهیم می کند یا این که کلاس درس را یکسره به آنان می سپارد و خود راهنما می شود، با گفت و گو و مشورت با دانش آموزان تصمیم می گیرد تا در آنان توان یادگیری را عملی سازد.
 
مهارت های مدیریت کلاس
مدیریت کلاس بر دو مهارت به هم پیوسته و اساسی استوار است:
1. تصمیم گیری
2. اقدام
 
تصمیم گیری یعنی، چه اقدامی را چگونه، چه وقت، و به وسیله ی چه کسی باید انجام داد.
اقدام یعنی، عملی که در کلاس درس تحقق می پذیرد. مانند تأکید بر نکته های تدریس،استفاده از تخته سیاه و...
از این رو، مهارت های اساسی و ضروری برای مدیریت کلاس درس، به منزله ی اتخاذ تصمیم مناسب و تبدیل آن به اقدامی مؤثر است.
 
مدیریت کلاس درس
مدیریت کلاس درس زرهی نیست که معلمان از نخستین روز تدریس بر تن کنند و خود را در برابر مشکلات کلاس و چالش ها ایمن سازند، بلکه مهارتی است که هر روز با تجربه و تأمل و دقت معلم در کلاس کامل می شود و معلم را در امر تدریس کارآمدتر می سازد.
 
روش های مدیریت کلاس
انتخاب روش صحیح مدیریت کلاس درس و سازمان دهی آن، از علائم موفقیت معلم به شمار می آید. انتخاب هرگونه شیوه ی مدیریتی، به سبک تدریس و هدف های معلم بستگی دارد. معلمان با به کارگیری روش مدیریت مناسب کلاس درس خود می توانند، در پرورش مهارت های اجتماعی، خلاقیت ها و توانایی های دانش آموزان نقش مهمی داشته باشند و مشکلات انضباطی کمتری در کلاس خود مشاهده کنند.
 
اداره کردن چنین محیطی، نیازمند تصمیمات آنی و اقدامات سریع و مداوم است و به مهارت های خاص مدیریتی و گاهی تلفیق از چند روش مدیریتی نیاز دارد. در این جا سه روش مدیریت کلاس درس ارائه می شود.
 
1. روش رفتارگرایانه: رویکرد رفتارگرایانه به این نکته تأکید دارد که معلم باید تصمیمی اتخاذ کند تا در کلاس درس او مشکلی به وجود نیاید. از آغاز سال تحصیلی، معلم موظف است قوانین و مقررات کلاس درس را وضع کند. دانش آموزان نیز موظف اند آن قوانین را اجرا کنند. فرایند تقویت از طریق پاداش دادن به رفتارهای مطلوب و پس گرفتن امتیاز در صورت بروز رفتارهای غیرمطلوب، در این روش مؤثر است. اقتدار معلم در این روش کاملاً محفوظ است و معلم در وضع و حفظ مقررات کلاس، از این اقتدار بهره می جوید.
 
2. روش تعامل گرایانه: در این روش، مشکلات کلاس پیامد طبیعی حضور دانش آموزان تلقی می شود، غیرمنتظره به نظر نمی رسد و مانند فعالیت های حل مسئله در کلاس، مورد توجه قرار می گیرد و حل و فصل می شود.
 
3. روش غیرمداخله جویانه: این روش حد وسط دو روش رفتارگرایانه و تعامل گرایانه است. مداخله ی معلم در حل مشکلات کلاس بسیار اندک است. هدف اصلی در این روش، ارتقای رشد فردی دانش آموزان و آزادی آنان است. معلمان در این روش با دانش آموزان خود رابطه ی مشاوره ای دارند و معلم در فعالیت های کلاس نقشی حمایتی از دانش آموز دارد.این روش حداقل اقتدار را برای معلم در نظر می گیرد و به جای آن، بیش تر به تقویت روابط میان معلم و دانش آموز تأکید دارد.
 
به طور کلی نمی توان گفت کدام روش کارآمدتر یا فاقد کارایی است. روشی برای معلم کارآمد است که بهترین نتیجه را در کلاس درس او داشته باشد. بنابراین معلم باید روش های متعدد را در کلاس خود بیازماید و کارآمدترین را انتخاب کند. البته به صراحت می توان گفت، شمار معلمانی که از نظر سبک یکی از روش های مدیریت رفتارگرایانه یا تعامل گرایانه یا غیرمداخله جو را اعمال می کنند، اندک است. اکثر معلمان بدون این که از روش مدیریت کلاس درس خود آگاه باشند، ترکیبی از سه نوع مدیریت را مورد استفاده قرار می دهند. این معلمان روش مدیریت صحیح و علمی و استاندارد را در هر لحظه از زمان تدریس خود به کار می گیرند و کلاس درس آن ها همیشه فعال و زنده و پر از نشاط و انگیزه ی یادگیری است.
 
نتیجه گیری
به طور خلاصه می توان گفت: به منظور ایجاد نظم و تغییر مدیریت كلاسی، سه شرط لازم است،و این شروط عبارتند از:
روش تدریس مناسب، ویژگی های شخصیتی معلم و استفاده از فنون تدریس، هر كدام از موارد ذكر شده به صورت مهندسی شده و كاربردی، در این مقاله توصیف و تبیین گردید. در پایان پیشنهادهایی با توجه به مطالب ذكر شده در این مقاله ارائه می گردد؛
 
- تشكیل كارگاههای آموزشی و اجرای فنون تدریس به صورت علمی در این كارگاهها برای تمامی كسانی كه با تدریس و به طور كلی آموزش سر و كار دارند.
 
- تشكیل دورههای ضمن خدمت به منظور آشنایی همه معلمان با روش های تدریس گوناگون ،تا معلمان بتوانند در مواقع ضروری آن روش ها را به كار گیرند.
 
- برگزاری همایش،سمینارها و نشست های علمی و جلسات شورای معلمان می تواند فرصت بسیار مناسبی جهت بحث پیرامون انضباط كلاسی فراهم آورد.
 
- دعوت از افراد موفق برای ایراد سخنرانی در جلسات شورای معلمان پیرامون چگونگی مدیریت كلاس درس.
 
- تغییر محتوای كتب درسی با توجه به روش های فعال تدریس و ارائه ی محتوا براساس تفكر واگرا به جای تفكر همگرا به منظور در گیر كردن شاگردان با مطالب و كمرنگ كردن روش های تدریس سنتی.
 
- تبیین ویژگی های یك معلم نمونه از نظر شخصیتی و اخلاقی و ارائه ی الگو های مناسب توسط گرو ههای آموزشی، رسانه ها و آموزش و پرورش و استخدام معلمانی با ویژگی های شخصیتی مناسب.
 
- تقدیر از معلمانی كه بدون تنبیه و خشونت به بهترین نحو ممكن كلاس درس خود را مدیریت مینمایندو تهیه ی فیلم و سی دی از الگو های تدریس این معلمین جهت استفاده ی سایر همكاران.
 
- اجرای طرح مربیگری همتا در مدارسی كه بعضی معلمین در اداره كلاس مشكل دارند.
 
- اجرای طرح تصمیم گیری دلفی و سیستم گروهی اسمی به منظور نظر سنجی از همه ی همكاران جهت مدیریت كلاس درس و برگزاری دوره ی بیست ساعته ی كوتاه مدت ضمن خدمت پیرامون شیوه ها ی مدیریت كلاس برای كلیه معلمان.
 
-  تحقیق پیرامون موضوع و شیو ه های مناسب مدیریت كلاس در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان.
 
- چاپ و نشر خلاصه تحقیقات انجام شده به صورت اقدام پژوهی در خصوص موضوع مدیریت كلاس درس.

مدرسه موفق

برای داشتن مدرسه موفق برای داشتن مدرسه موفق برای داشتن مدرسه موفق , معلم و مدرسه نقش اساسی دارند گلاسر به عنوان یک روانپزشک معتقد است اگر یک کودک صرف نظر از سابقه زندگیش , بتواند در مدرسه موفق شود , برای موفقیت در زندگی نیز شانس فوق العاده ای دارد و در صورتی که در یکی از مراحل آموزشی خود با شکست مواجه شود شانس او برای موفقیت در زندگی به مقدار زیادی کاهش پیدا می کند برای داشتن مدرسه موفق ، معلم و مدرسه نقش اساسی دارند . گلاسر به عنوان یک روانپزشک معتقد است اگر یک کودک صرف نظر از سابقه زندگیش ، بتواند در مدرسه موفق شود ، برای موفقیت در زندگی نیز شانس فوق العاده ای دارد و در صورتی که در یکی از مراحل آموزشی خود با شکست مواجه شود ( مدرسه ابتدایی ، دبستان ، دبیرستان یا دانشگاه ) شانس او برای موفقیت در زندگی به مقدار زیادی کاهش پیدا می کند . تا زمانی که مدارسی را به وجود نیاورده باشیم که کودکان بتوانند از طریق استفاده منطقی و عقلانی از توانایی هایشان به موفقیت دست یابند ، شاهد افزایش نابسامانیهای اجتماعی خواهیم بود از جمله افزایش تعداد افرادی که باید در « حبس های موقت یا دائم » و بیمارستانهای روانی به سر برند و افرادی که برای اداره امور زندگی خود به مددکاران اجتماعی نیازمندند ، چرا که احساس می کنند نمی توانند در این جامعه فرد موفقی باشند و تمایلی به تلاش بیشتر در خود نمی بینند . هیچ کس به اندازه افرادی که در مدارس کار می کنند از مشکلات دانش آموزان شکست خورده آگاه نیست . معلمان و مدیران از دانش آموزانی که در روند تحصیل و مدرسه ، کاملاً یاغی و متمرد بوده و در بسیاری از موارد دچار یأس و دلسردی شده بودند ، یاد می کنند و معتقدند بی انگیزه بودن ، شکست خوردن و بی احساس بودن ، مشکل اساسی اینگونه دانش آموزان در مدارس است . بنابراین باید راههایی پیدا شود که فراگیران بیشتری بتوانند به موفقیت برسند و برای یافتن این راهها باید دلایل شکست آنان را بررسی کرد . گلاسر برای حل مشکل از واقعیت درمانی Reality Therapy استفاده می کند او معقتد است که نیازهای انسان شامل دو قسمت عمده می باشد : - نیاز به مبادله عشق و محبتlove Need For . - نیاز به احساس ارزشمند بودن Need for self - worth ● نیاز به مبادله عشق و محبت فرد باید دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بیاموزد ، او باید در این دنیا شخصی را پیدا کند که دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص دیگری نیز او را دوست بدارد . اگر شخص در تقدیم و در دریافت محبت موفق شود و بتواند این روال را با ثبات نسبی در طول دوران زندگی خود ادامه دهد ، فرد نسبتاً موفقی خواهد بود . کودکان و نوجوانان شدیداً به محبت وعاطفه نیازمند هستند نه تنها از جانب معلمان بلکه در بین خودشان نیز این گونه است . ولی در مدرسه امکان و فرصت آنها برای دستیابی به عاطفه بسیار اندک است . ● احساس ارزشمندی برای کسب این احساس معلومات و قدرت تفکر لازم است . اگر کودکی که به مدرسه رفته ، در تحصیل معلومات « فراگیری شیوه تفکر و حل مشکلات » شکست بخورد ، بعید است که خانواده و یا اطرافیان او بتوانند شکست وی را جبران کنند . علاوه بر آن دانش آموزان در خلال فراگیری روش تفکر و حل مسائل ( که لازمه دستیابی به احساس ارزشمندی است ) می توانند آموختن اهداء و دریافت محبت و اعتماد به نفس کافی را به دست آورند . شخصی که مورد محبت است و یادگرفته عشق بورزد ، شانس خوبی برای موفقیت در عرصه زندگی دارد ، چرا که او به مدد نیروی حاصل از محبت ، انگیزه بیشتری برای موفقیت و احساس ارزشمندی می کند ، می تواند مقداری از ناکامی هایی را که ممکن است برایش رخ داده باشد ، در نتیجه دوست داشتنها ، تحمل کند . مفاهیم محبت و ارزشمندی ، به قدری به هم نزدیک و وابسته است که می توان آن را در قالب یک واژه به هم پیوند داد و اصطلاح هویت Identity را در آن بکار برد . می توان گفت تنها نیاز اساسی انسان ، نیاز به یک هویت است یعنی ( اعتقاد به اینکه ما فردی متمایز از دیگران و همچنین شخصی مهم و با ارزش هستیم ) . ما باید مطمئن باشیم مدرسه ، یعنی مهمترین تجربه در مرحله رشد و نیز باثبات ترین و با اهمیت ترین عامل زندگی هر انسان دو طریقه ضروری را برای او فراهم می آورد . ▪ امکان اهداء ودریافت محبت ▪ فرصت برخورداری از تحصیلات و متعاقباً احساس ارزشمندی در قلمرو مدرسه ، محبت میتواند به عنوان بهترین نوع احساس مسئولیت اجتماعی قلمداد شود. اگر بچه ها : ▪ احساس مسئولیت در قبال یکدیگر ▪ دلسوزی ▪ توجه نسبت به هم و کمک به همدیگر را نیاموزند و هر کاری را فقط برای شخص خودشان انجام دهند نه بخاطر دیگران ، در این صورت مفهوم محبت کمرنگ و محدود می شود . بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه در کوران مشکلات اجتماعی و آموزش مدرسه ، حساسیت و دلسوزی را داشته و برای حل این مشکلات به یکدیگر کمک کنند . همه مدارس باید قسمتی از برنامه خود را به آموزش احساس مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند و گرنه بسیاری از بچه ها نمی توانند به هویت موفق Success Identity دست یابند . به نظر گلاسر اگر شخص نتواند از طریق مناسب به هویت دست یابد سعی می کند از طرق دیگر یعنی بزهکاری ، انزوا و انفعال به این هدف نایل شود و این راهها نیز شخص را به یک هویت دیگر می رساند : هویت شکست Failure Identity هر قدر هم کیفیت علمی مدارس بهبود یابد ، دانش آموزان ، بدون پشتکار و انضباط شخصی نمی توانند به موفقیت نایل آیند . از آنجائیکه شکست خوردگان جامعه ما افراد تنهایی هستند ، مدارس می توانند با برقراری ارتباط عاطفی از طریق جلسه های بحث و گفتگوی کلاسی با بچه ها ، تنهایی آنها را بشکنند . کار دیگر مدرسه اهداء اجزاء اصلی ارزشمندی به شاگردان است و آن تفکر می باشد . برنامه تحصیلی باید به نحوی تدوین شود که در حل مشکلات علمی و اجتماعی ، محرک بچه ها باشد . واقعیت درمانی می گوید : فقط در مدرسه ای که معلم و شاگرد رابطه عاطفی با هم داشته و طی دوران تحصیل قدم به قدم درکنار یکدیگر برای تفکر وحل مشکلات گام برمی دارند ، می توانند به شاگردان کمک کنند تا آنها خودشان را برای زندگی موفقیت آمیزدر دنیا آماده سازند . معلمان نباید در کار با فرد شکست خورده مرتب یادآور شکست او باشند و آن را گوشزد کنند زیرا او همچنان در روند شکست باقی خواهد ماند . ( شکست موجود شکست ) برای توقف این دور معیوب ، باید روی زمان حال کار کنیم و بدانیم شخصی که در طول عمر خود شکست خورده اگر حالا با یک فرد مسئول روبرو شود می تواند به موفقیت برسد بنابراین با چشم پوشی از شکست گذشته ، کودک را تشجیع می کنیم تا رفتارهای فعلی خود را تغییر دهد . برای هدایت کودک شکست خورده به سوی موفقیت ، باید او را وادار کنیم در مورد رفتارهای خود که در شکستنش سهمی دارد یک قضاوت ارزشی Value Judgment انجام دهد . در واقعیت درمانی ازدانش آموز خواسته می شود ، شیوه رفتاری شایسته تری را انتخاب کند اگر او از شیوه های بهتر ، شناختی نداشته باشد ، معلم باید او را راهنمائی کرده و چند راه حل پیشنهاد کند . پس : به این طریق معلم کمک می کند تا او طرحی برای رفتار مناسب تر تهیه کند بنابراین به این طریق مسئولیت را تنها از طریق ارزیابی موقعیت و انتخاب راهی که به عقیده فرد ، از راههای دیگر برای وی و دیگران مفید تر است می توان تعلیم داد . بچه ها از دوره کودکستان و در دوره های بعد و در مقاطع عالی تر ، فرد مسئولی بار می آیند ودارای شعور اجتماعی می شوند ، در آن صورت نیاز ما به مقررات و مجازاتها نیز کمتر می شود . البته انجام یک قضاوت ارزشی برای کودک کافی نیست ، او باید راه بهتری را انتخاب کند و خود را در قبال انتخاب خویش متعهد بداند . ما از طریق این « تعهد Commitment » است که خواهیم توانست به بلوغ و احساس ارزشمندی دست یابیم و نیز از راه تعهد می توانیم نسبت به محبت واقعی شناخت پیدا کنیم . باید متعهد بودن را به دانش آموزان آموزش دهیم . بر اساس واقعیت درمانی وقتی کودک و نوجوان ارزیابی ارزشی انجام می دهد . متعهد به تغییر رفتار خود می شود ، هیچ عذری برای ادامه ندادن این راه تا انتهای آن پذیرفته نیست این یعنی انضباط . اگر دانش آموزان چنین عملکردی را بیاموزند . از این پس آنها فرد تنهایی نخواهند بود و به رشد و بلوغ دست یافته ، احترام و ارزش ، محبت و یک هویت موفق را به دست خواهند آورد . مدیریت آموزش ـ مدارس مدرسه کد A71206

آﺭﺗـﺮﻭﺯﻓﮑـﺮﯼﭼﯿﺴﺖ؟

آﺭﺗـﺮﻭﺯﻓﮑـﺮﯼﭼﯿﺴﺖ؟

ﺁﺭﺗـﺮﻭﺯﺑﯿﻤﺎﺭﯼﺍﯼﺍﺳﺖﮐﻪﺑﻪﻣﻔﺎﺻﻞﺣﻤﻠﻪﻣﯽﮐﻨﺪﻭﻧﺘﯿﺠﻪﺍﺵﺍﯾﻦﻣﯽﺷﻮﺩﮐﻪﺑﯿﻤﺎﺭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﻣﻔﺎﺻﻠﺶﺭﺍﺑﻪﺭﺍﺣﺘﯽﺗﮑﺎﻥﺩﻫﺪ.

ﻭﺍﻣﺎ ...

ﺁﺭﺗﺮﻭﺯﻓﮑﺮﯼﺑﯿﻤﺎﺭﯼﺍﯼﺍﺳﺖﮐﻪ؛

 ﻭﻗﺘﯽﺑﻪﺍﻧﺴﺎﻥﺣﻤﻠﻪﻣﯽﮐﻨﺪ،

 ﻓﺮﺩﻗﺪﺭﺕﺧﻼﻗﯿﺘﺶﺭﺍﺍﺯﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻫﺪ...

ﺩﯾﮕﺮﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﻧﻮﺁﻭﺭﯼﮐﻨﺪ،

ﻫﻤﯿﺸﻪگرفتارﺍﺳﺖﻭﻗﺎﺩﺭﺑﻪﯾﺎﻓﺘﻦﺭﺍﻩﺣﻞﻫﺎﯼﺟﺪﯾﺪﻧﯿﺴﺖ!

ﻣﻐﺰﻫﻨﻮﺯﻫﻢﺍﯾﻦﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﻫﺎﺭﺍﺩﺍﺭﺩ،ﺍﻣﺎﭼﻮﻥﺁﺭﺗﺮﻭﺯﮔﺮﻓﺘﻪ،ﻗﺎﺩﺭﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮﻭﺧﻼﻗﯿﺖﻧﯿﺴﺖﻭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺗﻤﺎﻡﻗﺪﺭﺕﺧﻮﺩﺭﺍﺑﻪﮐﺎﺭﺑﻨﺪﺩ.

ﻓﺮﺩﻣﺒﺘﻼﺑﻪﺁﺭﺗﺮﻭﺯﻓﮑﺮﯼ،ﺩﺭﻫﺮﺳﻦﻭﺳﺎﻟﯽﮐﻪﺑﺎﺷﺪ،

ﺍﺯﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻥﻭﺧﻼﻗﯿﺖﻭﺁﻣﻮﺧﺘﻦﺭﻧﺞﻣﯽﺑﺮﺩ،

ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﮐﺘﺎﺏﺑﺨﻮﺍﻧﺪ،

ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﯼﺁﻣﻮﺯﺷﯽﻭﻣﻔﯿﺪﺭﺍﺗﻤﺎﺷﺎﮐﻨﺪﻭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ!

ﺩﺭﭼﻨﯿﻦﺣﺎﻟﺘﯽﻓﺮﺩﺩﻭﺳﺖﺩﺍﺭﺩ؛

ﺩﺭﻫﻤﯿﻦﻭﺿﻌﯿﺘﯽﮐﻪﻫﺴﺖﺑﻤﺎﻧﺪﻭﺧﻮﺩﺭﺍﺍﺯﻫﺮﺣﺮﮐﺘﯽﺩﻭﺭﻣﯽﺩﺍﺭﺩ...

ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪﮐﺎﺭﻫﺎﺭﺍﻃﻮﻃﯽﻭﺍﺭﺍﻧﺠﺎﻡﻣﯽﺩﻫﺪﻭﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖﺩﺭ "ﺗﻠﮥ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩﮔﯽ" ﮔﺮﻓﺘﺎﺭمیشود...

یده‌ای جهانی برای بهسازی آموزش و غنی‌سازی یادگیری

 

    مقدمه

روند تحولات در دنیای امروز، اصلاحات آموزشی را اجتناب‌ناپذیر ساخته و آن را به ضرورتی جهانی تبدیل کرده است. از چین تا آمریکا، از انگلستان تا کشورهای حوزة خلیج فارس و آسیای میانه، از هند تا استرالیا، از آفریقای جنوبی تا آمریکای لاتین، و از برزیل تا ژاپن، همه جا شوق تغییر و آهنگ تحول در آموزش دیده می‌شود. بیشترین توجه برنامه‌های اصلاحات آموزشی به توانمندسازی معلم و غنی‌سازی فرایند آموزش و یادگیری- بخوانید معلمی- است. توجه به ارتباط مدرسه و جامعه و برقراری تعامل اثربخش میان آموزش مدرسه‌ای با زندگی اجتماعی، مأموریت اصلی اغلب برنامه‌های اصلاحات آموزشی کشورهای مختلف جهان است.

پژوهش‌های آموزشی برای اصلاحات، بیش از برنامه‌های درسی به معلم و فرایند تعامل او با دانش‌آموزان- یعنی معلمی- توجه دارند. تکاپوی جهانی در دستیابی به برنامه‌های راهبردی و اثربخش برای نوسازی و تحول نظام‌های آموزشی، تأسیس مدارسی است که از طریق ترویج و غنی‌سازی یادگیری- نه صرفاً آموزش- به آدمی کمک کنند تا یاد بگیرد و بخشی از فرایند حیات‌بخشِ هستی باشد.

اين توجه در برنامه‌هاي راهبردي وزارت‌خانه‌ها و دپارتمان‌هاي آموزشي در كشورهاي مختلف جهان طبيعي است ولي با پایان گرفتن قرن بیستم، ترويج توجه به معلم و معلمی در برنامه‌هاي راهبردي امنيت ملي کشورها اهمیت ویژه‌ای دارد. برنامة مفصل راهبردهاي امنيت ملي آمريكا در قرن بيست‌ويكم[2] در فصل‌هاي مختلف به «معلمی» و «معلم» مي‌پردازد.

تكاپوي جهانی برای تغییر آموزش دست‌كم ناظر بر آيندة علمي و فناوري‌های ناشی از آن تا ربع اول قرن بيست‌ويكم نیز هست و اغلب به دانش‌ها و مهارت‌هايي توجه دارد كه «كانون هويت ملي» را مي‌سازند. برنامه‌های آموزشی و درسی از یک سو و معلم از سوی دیگر، در تبيين و ایجاد اين گونه از هويت ملي بسيار تأثیرگذارند.

مرزهاي جديد دانش، كودكان ناآرام، سرعت و هيجان بازي‌هاي الکترونیکی و فيلم، نسل‌هاي پرشتاب، نيازها و رازهاي تازه، تحكم و تسلط فناوري‌های نرم، پیچیده و فرهنگ‌ساز، همه و همه نياز به برنامه‌های تربیتی غنی، معلم توانمند و «هويت‌ساز»، و فرایند آموزش و یادگیری غنی را براي هر ملتي بيش از پيش آشكار می‌سازند. تحولات شتابان جهان امروز مسائل فرهنگي بسياري را در مقابل انسان قرار مي‌دهد و بر فشارهای اجتماعی براي مسطح كردن سازمان‌ها (سازمان‌هاي تخت و دور از سلسله مراتب سازماني و اقتدار رسمی) می‌افزاید. در اين شرايط، توانمندسازی معلم و بهسازی معلمی به توجه بيشتری نياز دارد.

از منظر منافع ملي (اعم از منافع حفظ بقا، حياتي و مهم) تعليم و تربيت و معلم جزء منافع سطح اول (منافع حفظ بقا) هستند؛ منافعي كه دسته‌ها و سطح‌هاي بعدي منافع در خدمت آن‌ها قرار دارند و گاه به نفع آن‌ها تعديل مي‌شوند. فراتر از این، برنامه‌های آموزشي به مثابة راهبردي براي حفظ امنيت ملي مطرح می‌شود.

برای مثال، در آمریکا هیئت تدوین امنيت ملي آمريكا در قرن بیست‌و‌یکم به رئيس‌جمهور و کنگره توصیه می‌کند که قانون «امنيت ملي و آموزش علوم و فناوري» را تدوين و تصویب ‌كنند. توجه به آموزش از منظر امنيت ملي به برنامه‌هایی برای توسعة توانايي‌های حرفه‌ای معلمان و بهسازی آموزش به ‌ويژه در آموزش علوم و رياضيات نیازمند است. پيشنهاد مي‌شود بودجه‌هاي كلاني که در اين زمینه براي بهسازي آموزش و توانمندسازي معلم هزينه می‌گردد، از ردیف بودجة‌ امنيت ملي تأمين و تحليل شود.

به نظر می‌رسد که جهان امروز بیش از پیش به توجه دولت‌ها و ملت‌ها به ارائة «طرح ملي بهسازی آموزش و توانمندسازی معلمان» نیاز دارد. تهية برنامه براي مواجهه با كمبود نگران‌كنندة معلمان باكيفيت، پشتیبانی زيربنايي و فکری از تربيت معلم، تدوين گواهي‌نامة معلمي، توزيع كيفي معلمان در همه ‌جا و همة دوره‌های آموزشی، بهسازی آموزش مدرسه‌ای و دانشگاهی و تقويت دانشگاه‌هايي كه در اين مسیر مي‌توانند كمك فکری كنند، از جمله مواردي است كه در برنامة راهبردي آموزش و امنيت ملي می‌توان ارائه داد.

آيندة ملت‌ها به توانايي نظام آموزشي، توانمندي معلمان و آموزش اثربخش فرزندان آن‌ها بستگي دارد. برنامه‌های راهبردي اصلاحات آموزشی با رویکرد بهبود مستمر، به صراحت دولت‌ها و نهادهای مدنی را به یاری می‌طلبد تا براي «آيندة كشور» اولويت نخست خود را «بهسازی آموزش» و «توانمند‌سازی معلم» قرار دهند.

در ژاپن نيز تحولاتي از اين دست با گزارش هدف‌هاي ژاپن در قرن بيست‌ويكم[3] آغاز شده است. نخست‌وزير پيشين ژاپن در سپتامبر 2006 گزارش مفصلي را منتشر كرد كه از آن به‌عنوان برنامة دولت براي «ساختن كشوري شگفت‌انگيز» ياد شده است. در اين برنامة عملي دولت، «تعلق اجتماعی و علاقه به میهن» از طريق بهسازي برنامه‌هاي آموزشي و درسی، به مثابة «تقويت هويت ملي» ژاپن مطرح شده است. در بخشي از اين گزارش، به ضرورت آموزش به عنوان راهي براي «تضمين امنيت ملي ژاپن» اشاره شده و حساسيت دولت، به ويژه در سال‌هاي اخير، نسبت به برنامه‌هاي آموزشي، کیفیت آموزش و بهسازی مستمر آن افزایش یافته است.

گزارش ملي دولت ژاپن دربارة هدف‌هاي ژاپن در قرن بيست‌ويكم در ژانوية 2000 و گزارش راهبردهاي امنيت ملي آمريكا در سال 2001 منتشر شده است. بنابراين، به نظر مي‌رسد شرق و غرب جهان در توجه به ضرورت بهسازی آموزش، معلم و فرایند‌هاي غني‌سازي يادگيري به مثابة «راهبردي براي هویت‌سازی و امنيت ملي» رويكردي مشابه دارند.

ريشه‌ها و انديشه‌هاي نوين امنيت ملي و توجه به آن و ارتباطش با «معلمی» و «معلم» در راهبردهاي امنيت ملي سایر كشورها نيز يافت مي‌شود. گزارش‌هاي يونسكو و ساير دفاتر تعليم و تربيت در سطح جهاني از برنامه‌هاي بهبود و تحول برنامه‌هاي درسي و توانمند‌سازي معلم در حوزة خليج فارس نيز آموزنده است[4]. گزارش يونسكو در زمینة توسعة برنامه‌هاي درسي كشورهاي حوزة خليج فارس مباحث عميقي را مطرح مي‌كند كه امروزه در نظام‌هاي سياسي مختلف صرف‌نظر از منشأ مشروعيت قدرت و ساختار توزيع آن «معلم» و «معلمی» عامل «امنيت ملي» و «هويت‌ساز» تلقی مي‌شوند[5]. تجربة ساير كشورها احتمالاً براي ايران حاوي پيام‌هاي ارزشمندی در توجه به «معلمی» و «معلم» است.

دنياي پرشتاب امروز، آينده‌ای پرالتهاب و گريزان از راهکارهای مديريت تغيير را پيش روي ما قرار مي‌دهد. گسترش مرزهاي دانش و انديشه در مسائل آموزش و پرورش و آموزش عالی، نياز به بررسي و تجزیه و تحلیل تجربه‌هاي بين‌المللي را افزایش داده است. در این میان، جست‌وجوی الگوهایی اثربخش، کم‌هزینه، قابل استمرار، امیدآفرین و مبتنی بر ابزارهای بسط گفت‌وگو، مشارکتی و مسئولانه برای بهسازی مستمر آموزش و توانمندسازی معلم حیاتی است.

درس‌پژوهی یا «مطالعة درس»[6] به عنوان الگویی مؤثر برای ترويج و غنی‌سازی یادگیری و تولید دانش حرفه‌ای در مدرسه، به منظور تحول در آموزش و غنی‌سازی یادگیری، نظر بسیاری از اندیشمندان را در جهان به خود جلب کرده است.

در ایران، نگارنده برای اولین بار درس‌پژوهی را در مقاله‌ای با عنوان «پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس»[7] به پژوهشگران و کارگزاران آموزشی معرفی کرده و در کتاب شکاف آموزشی[8] بیشتر از کلیدواژة «مطالعة درس» استفاده شده است.

مطالعة درس در ایران نیز به سرعت نظر پژوهشگران و کارگزاران آموزشی بسیاری را به خود جلب کرد و پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری بسیاری به ویژه در آموزش ریاضی، آموزش علوم، روان‌شناسی یادگیری و پرورشی به این موضوع اختصاص یافتند. استاد مهدی رجبعلی‌پور با دوراندیشی کلیدواژة «درس­پژوهی» را به دانشجویان، پژوهشگران و کارگزاران آموزشی ایران پیشنهاد داد[9] که با استقبال آن‌ها مواجه شد. اگرچه عنوان اصلی این کتاب مطالعة درس است، در سراسر متن همه جا از کلیدواژة «درس‌پژوهی» استفاده شده است.

درس‌پژوهی پژوهشی مدرسه‌محور است و بر چرخة یادگیری گروهی، کیفی، مشارکتی و مداوم کارگزاران آموزشی شامل تبیین مسئله، طراحی، عمل، بازاندیشی، و بازبینی یافته‌ها استوار است. ابتدا معلمان مسائل آموزشی مدرسه را بررسی و سؤالات پژوهش در کلاس درس را تبیین می‌کنند. سپس، طرحی برای انجام پژوهش مشارکتی در آموزش پيشنهاد می‌کنند. آن‌گاه آن را به اجرا می‌گذارند و سپس به ارزيابی و بازبینی فرایند عمل می‌پردازند. در اين فرایند، یادگیری از یکدیگر به صورت مشارکتی سازماندهی می‌شود و در عمل، ظرفيت مدارس برای گسترش يادگيری سازمانی[10]، تولید و به کارگیری دانش حرفه‌ای در مدرسه و گسترش ظرفیت تغییر خودپایدار[11] افزايش می­یابد.

يافته­‌های پژوهشی نگارنده نشان می‌دهد که درس‌پژوهی، به گسترش فرهنگ يادگيری در مدارس یاری می‌رساند و محیطی را فراهم می‌سازد تا معلمان از يکديگر بياموزند، دانش حرفه­ای خود را ارتقا دهند، در رفتار آموزشی خویش بازاندیشی کنند و در برنامه‌های «تحول مستمر آموزش» مشارکت جویند.

درس‌پژوهی الگویی اثربخش در خلق محيط شوق‌انگیز برای یادگیری در مدرسه است. گزارش‌های پژوهشی کشورهای آمریکا، چین، سنگاپور، هنگ‌کنگ، انگلستان و ایران از اجرای این الگو در کلاس‌های درس ریاضی و علوم نشان می‌دهد که دانش‌آموزان فرصت‌هایی غنی برای تجربه و یادگیری در مدرسه به دست آورده‌اند. بسیاری از آن‌ها درس‌پژوهی را عاملی برای بهسازی آموزش از طریق ارتباط کلامی میان دانش‌آموزان و معلم تلقی می‌کنند و تلاش معلمان را برای بهبود تدريس در خور ستایش می‌دانند[12].

معلمان از طريق درس­پژوهی، به عنوان الگویی اثربخش برای پژوهش در مدرسه، ياد می‌گیرند که چگونه از يکديگر بياموزند، در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر سهیم شوند و با بازاندیشی در رفتار آموزشی خود، راه‌های بهتری برای یاد دادن و یاد گرفتن بیابند و به تولید دانش حرفه‌ای بپردازند.

 درس ­پژوهی با درگير کردن معلمان در فرایند تبیین مسئله، طرح نقشه، عمل، مشاهده، بازاندیشی و بازنگری ، فرهنگ مشارکتی حرفه­ای را ارتقا می­دهد. اين فرایند يادگيری به تغيير فرهنگ مدرسه کمک می‌کند و محيطی انعطاف‌پذير برای دستيابی به يادگيری سازمانی فراهم می‌سازد و آن را توسعه می‌دهد.

بیشتر معلمان شرکت‌کننده در فرایند درس‌پژوهی در کشورهای گوناگون جهان گزارش کرده‌اند که «درس‌پژوهی سبب می‌شود معلمان مسئوليت بيشتری در ادارة مدرسه احساس کنند و این الگو را عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود، از طریق مشاهده، بازاندیشی در عمل انجام شده و خودارزيابی می‌دانند». به علاوه، معلمان بسیاری گزارش داده­اند که درس‌پژوهی پیش‌فرض‌های ذهنی آن‌ها را نسبت به نحوة تفکر دانش‌آموزان، مشارکت آن‌ها در کلاس درس، فرایند آموزش و يادگيری تغيير داده و سبب شده است که آنان یاد بگیرند چگونه در عمل، روش تدريس خود و شيوه­های مديريت کلاس درس را بهبود بخشند و میان محتوا و نیاز، و قابلیت و خواست دانش‌آموزان توازنی پذیرفتنی برقرار سازند.

مدیران مدارس گزارش می‌دهند که درس‌پژوهی به آنان کمک می‌کند که شيوة مديريت خود را از مسئوليت و اختیار فردی به روش مشارکتی و مسئوليت­پذيری جمعی با بهره‌وری زیاد تغيير دهند. بسیاری از مدیران آموزشی که درس‌پژوهی را اجرا کرده‌اند، بر این باورند که انجام درس­پژوهی از تفکر سيستماتيک حمايت می­کند و به بهبود فرایند آموزش و يادگيری مستمر از طريق طراحی، اجرا و ارزيابی روش‌های عمل حرفه‌ای در فعاليت­های کلاس درس می‌انجامد. در این فرایند بهسازی مداوم آموزش، معلمان و دانش­آموزان به مشاهده­ و بازاندیشی در محيط يادگيری خود بر­انگيخته می‌شوند و فرصتی به وجود می‌آید تا دانش­آموزان در بهبود فرایند آموزش و يادگيری، شريک حرفه‌ای معلمان خود باشند.

مدیران آموزشی معتقدند که درس‌پژوهی به عنوان هستة تحول در مدارس، معلمان را برای پذيرش ايده­های جديد در فرایند آموزش و یادگیری برمی‌انگیزد و روند تغییر در مدرسه را تسهیل می‌کند. یک معلم ژاپنی شرکت‌کننده در این پروژه به پژوهشگران گفته است:

«من در فرایند درس‌پژوهی آموختم که هنگام تدريس رياضی، به‌خصوص در تبيين موضوعات درسی و فرمول­های رياضی، چگونه ارتباط کلامی خود را با دانش‌آموزان بهبود بخشم. توانستم بفهمم که چگونه ارتباط کلامی بر تفهيم و جذابيت دروس رياضی مؤثر است. فکر می­کنم ارتباط کلامی در کلاس درس، به دانش­آموزان فرصت بيشتری برای بهبود تبادل اندیشه‌ دربارة محتوای درس رياضی می­دهد و آنان را تشويق می­کند که يادگيرندگان فعال­تری باشند.»

تجربة ژاپنی‌های شرکت‌کننده در پژوهش‌های نگارنده نشان می‌دهد که درس‌پژوهی فرصتی برای بازاندیشی در روش‌های آموزش برای تولید دانش حرفه‌ای در مدرسه است. بسیاری از معلمان در این فرایند فرصت پيدا می‌کنند که نوشته­های خود را دربارة آموزش و یادگیری مرور کرده و با بازاندیشی مشارکتی در آن‌ها، نمونه‌های حرفه‌ای تازه‌ای خلق کنند.

معلمان در این فرایند به همکاری با پژوهشگران در حمايت از ترویج تفکر سيستمی و تفکر انتقادی تشويق می­شوند. وقتی توجه اصلی معلمان به فرایند آموزش و يادگيری است، به توجه دانش‌آموزان به یادگیری در کلاس درس علاقة بيشتری پيدا می­کنند و به آن بیشتر بها می‌دهند. اين نوع پژوهش، سطح آگاهی معلمان را ارتقا می‌دهد و سبب می‌شود که آنان خود را يادگيرنده، پژوهشگر عمل و تصميم­گیرندة راهبردی آموزش و تولیدکنندة دانش حرفه‌ای در مدرسه بدانند.

گسترش فرهنگ يادگيری و رهبری آموزشی اثربخش از طريق توسعة مشارکت، همکاری و بازاندیشی گروهی مسئلة اصلی مدیران مدارس در بهره‌گیری از الگوی درس‌پژوهی برای تولید دانش حرفه‌ای است. درک عمیق‌تر مدیران آموزشی از درس‌پژوهی، به کارگیری راهبردهای اثربخش‌تر را در ارتقای مدیریت آموزشی محقق می‌سازد، یاددهنده را به يادگيرنده تبدیل می‌کند و مدارس را از جایی برای آموزش به مکانی برای یادگیری[13] متحول می‌سازد و آن را به مثابة سازمان يادگيرنده بازسازی می‌کند.

درس‌پژوهی الگویی برای گسترش پژوهش در مدرسه، تولید دانش حرفه‌ای، غنی‌سازی یادگیری، پرورش حرفه­ای معلمان و بهبود يادگيری دانش­آموزان است. تبديل مدرسه به محيط مؤثری که در آن معلمان از يکديگر بياموزند و به بهبود مستمر آموزش کمک کنند، از جمله برنامه‌های بیشتر کشورها برای تحول در نظام آموزشی است. درس‌پژوهی علاوه بر فرایند یادگیری جمعی، چرخة یادگیری سازمانی و بهسازی مستمر (برنامه، عمل، بازبینی و بازاندیشی) نیز محسوب می‌شود. به علاوه، فرصتی برای سهیم شدن کارگزاران آموزشی در تجربه‌های یکدیگر فراهم می‌آورد و به عنوان پیش‌برندة تغییر و ابزار مؤثر بهبود مستمرِ آموزش در مدرسه عمل می‌کند.

درس‌پژوهی الگوی عملی بازبینیِ مداوم مدل‌های ذهنی و بازاندیشی مشارکتی عمل کارگزاران آموزشی است. این الگو مبتنی بر پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس است و از این طریق به گسترش یادگیری سازمانی کمک می‌کند و احترام به ایدة سازمان یادگیرنده را برمی‌انگیزد؛ زیرا عوامل پیش‌برندة تغییر در مؤسسات آموزشی را توانمند می‌سازد، به ترویج ایده‌های راهنمای تازه کمک می‌کند، زبان و درک مشترکی برای گفت‌وگو به دست می‌دهد، بازار اندیشه را پررونق و گزاره‌های تازه‌ای برای درک بهتر جهان عرضه می‌کند، اشتیاق به آموختن و توانمندسازی فردی و گروهی را گسترش می‌دهد، و راهبردها و ارزش‌های لازم برای دستیابی به آرمان مشترک را توسعه می‌بخشد[14].

این کتاب شامل مجموعه‌ای از مقالات نویسنده دربارة درس‌پژوهی است که در سال‌های اخیر نوشته شده است. بعضی از این مقاله‌ها ابتدا در کنفرانس‌های سالانة انجمن جهانی درس‌پژوهی[15] ارائه شده و سپس در مجلات پژوهشی بین‌المللی یا داخلی (ژاپن و ایران) به چاپ رسیده‌اند. فصل‌های کتاب به نحوی تنظیم شده‌اند که کارکردهای درس‌پژوهی را به مثابة نظریه، رویکرد، روش و ابزار تبیین کنند، نمونه‌های عینی آن را در آموزش عمومی و آموزش دانشگاهی ارائه دهند و به چالش‌ها و چشم‌اندازهای آن در ایران نیز بپردازند.

  فصل اول  بنیان‌های نظری درس‌پژوهی را براساس تجربة ژاپن و نظریة یادگیری سازمانی پیتر سنگه[16] و همکارانش تبیین می‌کند. شالودة این فصل، مقالة بازسازی و ویرایش شده‌ای است که در اولین «همایش نوآوری‌های آموزشی» در تهران ارائه شده است[17].

  فصل دوم  کارکردهای درس‌پژوهی را به مثابة رویکردی اثربخش برای بهسازی مدارس، توانمندسازی معلمان و تبدیل آن‌ها از مؤسسات آموزشی به سازمان‌های یادگیرنده بررسی می‌کند و راهبردهایی عملی و تجربه شده را برای اين ايده ارائه می‌دهد که «مدرسه‌اي بسازيم که بتواند ياد بگيرد». این فصل ویرایش تازة مقالة پژوهشی مفصلی است که نویسندة کتاب و همکاران ژاپنی‌اش به زبان انگلیسی به چاپ رسانده‌اند[18].

  فصل سوم  به انديشه و بازاندیشی در روش‌هاي پژوهش در آموزش و يادگيري، سناریوهای فرهنگی آموزش و یافتن راهبردهایی اثربخش برای بهسازي آموزش مدرسه‌ای و توانمندسازی معلمان می‌پردازد. این فصل ویرایشی تازه از مقاله‌ای است در ترویج گفت‌وگو پیرامون ساحت معلمی و حرمت درس، که ابتدا در نشستی با       عنوان «مدرسه؛ دغدغه‌های دیرین، دیدگاه‌های نوین، و چشم‌انداز آینده» که توسط «انجمن مطالعات برنامة درسی ایران» و با همکاری «خانة اندیشمندان» در تهران برگزار شد (شهریورماه 1392)، ایراد شده و سپس به احترام هفتة معلم و در پاسداشت مقام معلمان ایران با اصلاحاتی به چاپ رسیده است (اردیبهشت ماه 1393)[19].

  فصل چهارم  به نقش درس‌پژوهی در تغيير برنامه‌هاي درسي براي بهسازي آموزش، و به مثابة ابزاری در دست رهبري آموزشي اثربخش برای تضمین کیفیت تدریس متناسب با نیاز دانش‌آموزان و بهبود عملکرد آن‌ها می‌پردازد. تجربة ژاپن به عنوان نمونه‌ای موفق تجزیه و تحلیل می‌شود و گزارش‌های آزمون‌های بين‌المللي و پژوهش‌های ملی ژاپن، که گسترش درس‌پژوهي در دهة گذشته در مدارس ژاپن را در اصلاح برنامه‌های درسی برای بهسازي آموزش و بهبود عملکرد دانش‌آموزان مؤثر می‌داند، بررسی می‌شود. این فصل برگرفته از مقاله‌ای پژوهشی است که نگارنده بر اساس تجربة ژاپنی‌ها در آزمون‌های بین‌المللی و پس از اعلام نتایج آخرین آن‌ها در دسامبر 2013 ، به چاپ رسانده است[20].

  فصل پنجم  گزارش پژوهشیِ یکی از موردکاوی‌های نویسندة کتاب دربارة درس‌پژوهی برای بهسازی گفتمان ریاضی در کلاس درس (درس رياضي پاية هشتم در ژاپن) است. نویسنده در این گزارش پژوهشی می‌کوشد نقش درس‌پژوهي را به عنوان الگویی اثربخش براي انديشه، عمل و پژوهش در نحوة طراحي و سازماندهي گفتمان رياضي در کلاس درس تجزيه و تحليل کند. این گزارش پژوهشی قبلاً در قالب مقاله در «فصلنامة تعلیم و تربیت» به چاپ رسیده است[21] و با ویرایش اندکی در این کتاب می‌آید.

  فصل ششم  بنيان‌هاي درس‌پژوهي را در زمینه‌ای بین‌فرهنگی، به ویژه بر اساس نگاه غربی‌ها به تجربة شرقی درس‌پژوهی، تبیین می‌کند. پژوهش مشارکتی و بازانديشي فردي و گروهي به مثابة بنیان‌های درس‌پژوهی هر دو در فرایند بهسازي آموزش معلمان را ياري مي‌دهد تا به آنچه انجام مي‌دهند نگاهي دوباره بيفکنند و در آينة يکديگر آن را ارزيابي کنند. اساساً آموزش و يادگيري عملي مشارکتي است و بهترين راه براي بازآموزي معلمان فراهم ساختن فرصت‌هاي يادگيري است تا ايده‌ها و تجارب خود را به مشارکت بگذارند و بازانديشي عمل تربيتي از طريق بحث در گروه‌هاي کوچک يادگيري و شبکه‌هاي کاري مرتبط انجام ‌شود. این فصل خلاصة کوتاهی از سه مقالة پژوهشی نگارنده است که با همکار ژاپنی‌اش نوشته و در مجلات بین‌المللی به چاپ رسانده است[22].

  فصل هفتم  با ارائه و تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهشی به دست آمده از موردکاوی‌هایی که نگارنده در مدارس ایران انجام داده است، چالش‌ها و چشم‌انداز درس‌پژوهی در ایران، به ویژه از منظر معلمان، پژوهشگران آموزشی، مدیران و کارگزاران آموزشي، بررسی می‌کند. این فصل ویرایش تازه و کوتاه شدة یکی از فصل‌های کتابی است که نگارنده و همکاران انگلیسی و ژاپنی‌اش به زبان انگلیسی تدوین کرده‌اند[23].

  فصل هشتم  با معرفی درس‌پژوهی به عنوان الگوی اثربخش بهسازی آموزش دانشگاهی و پرورش حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، چشم‌انداز تازه‌اي را دربارة ضرورت و برنامة عمل پرورش حرفه‌اي این افراد برای بهسازی آموزش عالی تبيين مي‌کند. این فصل ویرایش تازه و کوتاه شدة بخشی است که نویسنده در کتاب «رویکردها و چشم‌اندازهای نو در آموزش عالی» آورده است[24].

  فصل نهم  با مرور مطالب سایر فصل‌ها تلاش می‌کند به این سؤال‌ها پاسخ دهد که  «ما در آموزش مدرسه‌ای چه می‌کنیم که یادگیری ترویج نمی‌شود» و «چگونه در جست‌وجوی چشم‌اندازهای تازه‌ای برای بهسازی آموزش و غنی‌سازی یادگیری باشیم» و اینکه اساساً ما در نقطه‌های عزیمت و سطح نزاع و چالش‌های بهسازی آموزش مدرسه‌ای و مدرسه‌داری در کجا ایستاده‌ایم. مطالعات بیشتری از این گونه را می‌توان در سایر مقاله‌های نویسندة کتاب یافت[25].

این اثر در پی آن است که تجربة ژاپن در بازاندیشی در عمل برای تولید دانش حرفه‌ای و بهبود مستمر آموزش و غنی‌سازی یادگیری در مدرسه را از طریق درس‌پژوهی تبیین کند. به علاوه، با تجزیه و تحلیل مطالعات موردی و کاربردی، رویکرد فرهنگی- تاریخی ژاپنی‌ها به فرایند تمرین مهارت‌های بازاندیشی، خودارزیابی، بهسازی الگوهای ذهنی، حرکت از آموزش به یادگیری، روش‌های بازیافت ایده‌ها و داده‌ها برای دگرگونی و نوسازی اجتماعی، نوآوری در آموزش، و فرایند تولید و به کارگیری دانش حرفه‌ای را که گسترش‌دهندة ظرفیت و توانایی عمل اثربخش برای تغییر و نوآوری است، تبیین کند.

تفاوت‌های فرهنگی مدارس و مناسبات اجتماعی پیچیده در هر جامعه روش و ابزارهای اثربخشی را برای به کارگیری الگوی درس‌پژوهی توصیه می‌کند[26]. مطالعة این کتاب و آشنایی با ایدة درس‌پژوهی برای همة افراد اعم از مدیران، کارشناسان برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، معلمان، پژوهشگران، استادان، دانشجویان و والدین سازنده است و به خوانندگان یاری می‌رساند تا از طریق یادگیری از یکدیگر بر قابلیت‌های خود بیفزایند. مطالعة تجربه‌های ایران و سایر کشورها راهبردهای اثربخشی را برای بهره‌گیری از درس‌پژوهی در عمل و در فرهنگ‌های آموزشی مختلف نشان می‌دهد[27].

نویسنده لازم می‌داند از همکاران پژوهشی، بسیاری از مدیران مدارس و معلمان در ایران و ژاپن که فرصت‌های بدیعی برای یادگیری و تحقیق نویسنده فراهم آورده‌اند یا با ترویج درس‌پژوهی در ایران در برانگیختن مؤلف به تألیف این کتاب مؤثر بوده‌اند، سپاسگزاری کند. ذکر نام همة این عزیزان در اینجا ممکن نیست ولی لازم است از ماسامی ماتوبا[28]، یوشی اکی شیباتا[29]، هرویوکی کونو[30]، ماساکو واتانابه[31] و یوشی‌تاکا اشی کاوا[32] برای همکاری‌های پژوهشی، نظری و عملی و راهنمایی‌های علمی مستمرشان، حميدرضا آراسته و ماچی ساتو[33] برای فراهم آوردن فرصت بحث‌هاي روشنگرانه دربارة برنامه‌هاي بهسازی آموزش دانشگاهی و توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، ماساهيرو چيکادا[34] براي همکاری در آزمون الگوي درس‌پژوهي در کلاس درس‌ دانشگاهی ایشان در دانشگاه ناگویا، محمود مهرمحمدی به خاطر طرح ایده‌های تازه، ناهید ناصری‌نژاد، رضا ساکی و ابوالفضل بختیاری برای ترویج درس‌پژوهی، مرتضی مجدفر برای نقد و بررسی فرهنگی درس‌پژوهی در عمل، صادق صادق‌پور، محمد ناصری، محسن گلدانساز، اسداله مرادی، علی‌رضا مقدم و محمود امانی طهرانی برای راهنمایی‌های راه‌گشا، عظیمه‌سادات خاکباز برای یاری در برگرداندن بخشی از گزارش پژوهشی نگارنده به زبان فارسی و ترویج این ایده در نظر و عمل، عباس حبیب‌زاده برای تلاش علمی در آزمودن پیش‌فرض‌های نویسنده دربارة اثربخشی درس‌پژوهی در مدارس ایران و اختصاص پایان‌نامة دکتری خود به این موضوع، افسانه حجتی طباطبائی برای ویرایش زبانی کتاب، محرم نقی‌زاده و علی جهانگیری به خاطر علاقه و تلاش علمی و آموزشی در ترویج درس‌پژوهی در ایران و همکاری‌های صمیمانه با نویسنده برای بهسازی، چاپ و نشر این کتاب در «مرکز نوآوری‌های آموزشی مرآت» و «انجمن توسعة علم ژاپن[35]» برای حمایت‌های در خور تقدیری که از پژوهش‌های نگارندة کتاب در دهة گذشته به عمل آورده است، سپاسگزاری و قدرداني شود.

    پی نوشت‌ها:

[1] محمد رضا سرکار آرانی دانش‌آموختهء رتبهء اول دورهء کارشناسی علوم تربیتی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی از دانشگاه‌ شهید بهشتی است. او تحصیلات خود را در رشتهء علوم تربیتی با گرایش تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد و در سال 1370با رتبه اول از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. در سال ١٣٧٨ درجهء دکترای تخصصی خود را در رشتهء علوم تربیتی با گرایش آموزش تطبیقی و بین‌الملل، از دانشگاه ناگویاى ژاپن گرفت. در مهرماه 1383 به عنوان پژوهشگر برگزیدهء «انجمن توسعهء علم ژاپن» انتخاب شد و بورسیه این انجمن در دوره فوق دکتراى «روش‌های بهسازی آموزش» در دانشگاه ناگویاى ژاپن را دریافت کرد. او در سال 1385 این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

در کارنامهء علمی و فرهنگی ایشان سمت هایی چون مربی مدرسه ابتدایی شهید منتظری نصرآباد(آموزش و پرورش آران و بیدگل)، مربی دانشگاه کاشان، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایى، استاد وابسته دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه ناگویا، دانشگاه کوبه و دانشگاه سی جو، موءسسهء بین المللی مطالعات فرهنگی ژاپن، پژوهشگر مدعو دانشگاه آکسفورد ، و دانشیار دانشگاه تیکیو به چشم می خورد.

او اکنون استاد تمام دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تیکیو (توکیو، ژاپن) و استاد وابستهء دانشگاه تهران است.

سرکار آرانی بیش از چهار سال مدیر بخش تحقیقات آموزش متوسطه بنیاد آموزشی ایشیدا گاکوئین در دانشگاه سی جو بوده است. او یکی از معروف ترین پژوهشگران «درس پژوهی» در جهان و از جمله بنیان گزاران انجمن جهانی درس پژوهی و عضو شورای سیاست گذاری و هیئت تحریریه مجله بین المللی این انجمن علمی جهانی است.

از سرکار آرانی تاکنون بیش ازصد مقالهء علمى، پژوهشى و ترویجی به زبان های فارسى، انگلیسى و ژاپنى، در مجلات معتبر ملی (ایران و ژاپن) و بین المللی به چاپ رسیده است. او درکنفرانس های بین المللی بسیاری مقاله ارائه داده و بیش از هفده کتاب در ایران و خارج از کشور به زبان های فارسی، انگلیسی و ژاپنی به چاپ رسانده است.

مهم‌ترین محورهای پژوهشی سرکارآرانی عبارت اند از: فرهنگ آموزش، مطالعات تطبیقی آموزش و یادگیری، سنت‌های آکادمیک و فرهنگ دانشگاهی، و الگو‌های اثربخش بهسازی آموزش به ویژه «درس پژوهی».

 

[2]. U.S National Security Strategy in 21st Century, The United States Commission on National Security, 2001.

 

اين اثر در ايران ترجمه شده است، نگاه کنید به کمیسیون تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا (1380) استراتژي امنيت ملي آمريكا در قرن 21، ترجمة جلال دهمشگی، بابک فرهنگی و ابولقاسم راه چمنی، تهران: انتشارات مؤسسة فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر.

[3]. Japan's Goals in the 21st Century, The Frontier Within: Individual Empowerment and Better Governance in the New Millennium, the Primer Minister's Commission on Japan's Goals in the 21st Century, January, 2000.

[4]. Sarkar Arani, M.R. (2004). Policy of Education for the 21st Century in Development and Developing Countries: Focus on Japan and Persian Gulf Region, Journal of International Cooperation Studies, 11(3), pp.101-130.

[5]. Final Report of the Muscat Seminar on the Management of Curriculum Adaptation for Curriculum Specialist in the Persian Gulf Region, IBE and the Oman National Curriculum for UNESCO, Muscat, Oman, 17-21 February 2001.

[6]. Lesson study (Jugyo kenkyu)

 

[7]. محمدرضا سرکارآرانی (1378) «پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس: تجربة ژاپن در پرورش حرفه‌ای معلمان در مدرسه»، فصلنامة تعلیم و تربیت، سال پانزدهم، شمارة 3، صص 78-61.

[8].جيمز استيگلر و جيمز هيبرت (1390). شکاف آموزشي: بهترين ايده‌ها از معلمان جهان براي بهبود آموزش در کلاس درس، ترجمة محمدرضا سرکارآراني و علي‌رضا مقدم، چاپ ششم، تهران: انتشارات مدرسه.

[9]. نگاه کنید به گویا، زهرا (1391) «چگونگی شکل‌گیری ویژه‌نامة آموزش ریاضی در جنوب شرق آسیا»، آموزش ریاضی، دورة 30، شمارة 2، ص 3. و مجدفر، مرتضی (1391) «هم‌آموزی از یکدیگر و تصحیح فرایندها: نگاهی به درس‌پژوهی به مثابة یکی از روش‌های پژوهش مدرسه‌ای»، رشد مدیریت مدرسه، دورة یازدهم، شماره 2، صص 25-22.

 

[10]. Organizational learning

[11]. Self-sustainable change

[12] . Sarkar Arani M. R., Shibata Yoshiaki, Kuno Hiroyuki, Lee Christine, Lay Lean Fong and John Yeo (2014) Reorienting the Cultural Script of Teaching: Cross Cultural Analysis of a Science Lesson, The International Journal of Lesson and Learning Studies, Vol.3, No.3,pp.215-235.

[13]. Schools that learn

[14] . Sarkar Arani M. R., Tomita Fukuyo, Matoba Masami, Saito Eisuke and Lassegard James P. (2012) Teachers' Classroom-based Research: How It Impacts Their Professional Development in Japan, Journal of Curriculum Perspectives, Australian Curriculum Studies Association, Vol.32, No.3, pp.25-36.

[15]. The World Association of Lesson Studies (http://www.worldals.org)

[16]. Peter Senge

[17]. سرکارآرانی، محمدرضا (1385) «نوآوری در زیرساخت‌های آموزش، همایش ملی نوآوری‌های آموزشی»، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، مؤسسة پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی، تهران: 20 و 21 آذرماه 1385.

[18]. Sarkar Arani, M. R, Shibata, Y. & Matoba M. (2007) Delivering JugyouKenkyuu for Reframing Schools as Learning Organizations, Nagoya Journal of Education and Human Development, 3, pp.25-36.

خلاصه‌ای از این مقاله قبلاً به زبان فارسی و با عنوان «درس‌پژوهی: الگویی برای توانمندسازی معلمان» به چاپ رسیده است. برای مطالعة آن به وبگاه همشهری آنلاین (http://hamshahrionline.ir/details/211098) مراجعه کنید.

[19]. سرکارآرانی، محمدرضا (1393) «ساحت معلمی»، همشهری آنلاین، http://hamshahrionline.ir/details/257126

[20]. سرکارآرانی، محمدرضا (1393) «تغییر برنامة درسی برای بهسازی آموزش»، رشد معلم، شمارة هفتم و هشتم، صص 37-34. نسخة کامل‌تر این مقاله را با منابع در وبگاه همشهری آنلاین (http://hamshahrionline.ir/details/241934) بخوانید.

[21]. سرکارآرانی، محمد‌رضا (1390) درس‌پژوهی، «الگویی برای بهسازی گفتمان ریاضی در کلاس درس: مطالعة موردی درس ریاضی دبیرستان فوکی شیما»، فصلنامة تعلیم و تربیت، شماره 105، صص 61-35.

[22]. (I).Sarkar Arani, M. R. & Matoba M. (2006). Challenges in Japanese Teachers' Professional Development:    A Focus on an Alternative Perspective, In N. Popov, C. Wolhuter, C. Heller & M. Kysilka (Eds.), Comparative Education and Teacher Training(107-115), Vol.4, Sofia: Bulgarian Comparative Education Society.

(II). Sarkar Arani, M.R. & Matoba, M.(2005). Japanese Approach to Improving Instruction through School-Based In-service Teacher Training, In Nikolay Popov & Rossitsa Penkova (Eds.), Comparative Education in Teacher Training(59-63), Vol.3, Sofia: Bulgarian Comparative Education Society & Bureau for Educational Services.

(III). Sarkar Arani M. R. & Matoba M. (2002). School Based In-Service Teacher Training in Japan: Perspectives on Teachers Professional Development, Journal of the Graduate School of Education and Human Development, Nagoya University (Dept. of Education), 49, 1:97-110.

[23]. Sarkar Arani, M. R. (2006) Transnational Learning: The Integration of Jugyou Kenkyuu into Iranian Teacher Training, In: Lesson Study: International Perspective on Policy and Practice, Edited by M. Matoba, K. Krawford, and M. R. Sarkar Arani, Beijing: Educational Science Publishing House, pp.37-75.

 

[24]. سرکارآرانی، محمدرضا (1388) خودنوسازي حرفه‌اي اعضاء هيئت علمي: مطالعه‌اي تطبيقي براي ارائة الگوي اثربخش، در کتاب رویکردها و چشم‌اندازهای نو در آموزش عالی، به اهتمام محمد یمنی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تخقیقات و فناوری.

[25]. برای نمونه نگاه کنید به سرکارآرانی، محمدرضا (1385) «در جست‌وجوی مدارسی که یاد می‌گیرند»، قابل دسترسی در وبگاه همشهری آنلاین به نشانی http://www.hamshahrionline.ir/details/7656

26].Sarkar Arani M. R., Fukaya Keisuke and Lassegard James P. (2010) Lesson Study as Professional Culture in Japanese Schools: An Historical Perspective on Elementary Classroom Practices, Japan Review, Vol.22, pp.171-200.

[27].Sarkar Arani Mohamamd Reza(2015) Cross Cultural Analysis of an Iranian Mathematics Lesson, International Journal for Lesson and Learning Studies, Vol.3, No.3, pp.118-139.

[28]. Masami Matoba

[29]. Yoshiaki Shibata

[30]. Hiroyuki Kuno

[31]. Masako Watanabe

[32]. Yoshitaka Ishikawa

[33]. Machi Sato

[34]. Masahiro Chikada

[35]. Japan Society for the Promotion of Science

کاشت زعفران

مقدمه زعفران گیاهی است نیمه گرمسیری و در نقاطی که دارای زمستانهای ملایم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبی می‌روید. مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این ایم به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قائن در زیر سایه بوته‌های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می‌شوند کاشته می‌شود. حداکثر دمای این گیاه بین 40 تا 35 درجه سانتیگراد و در ارتفاع بین 1300 تا 2300 متر از سطح دریا عملکرد خوبی را نشان داده است. تصویر خاک مناسب پرورش زعفران از آنجایی که پیاز زعفران مدت نسبتا زیادی (7 - 5 سال) در زمین می‌ماند. خاک زمین باید سبک یا ترکیبی از شن و رس باشد که پیاز بتواند در این مدت علاوه بر تامین مواد غذایی ، در مقابل شرایط خاص منطقه‌ای نیز مقاومت نماید. بنابراین جهت رشد و نمو مناسب گیاه و تولید محصول مرغوب و مطلوب زمینهای حاصلخیز و زهکشی شده بدون درخت با خاک (لومی ، لیمونی ، رسی و شنی) و آهک‌دار که PH آن بین 8 - 7 باشد بر زمینهای شور و قلیا|زمینهای شور ، فقیر و مرطوب ، اسیدی ترجیح داد. زعفران در زمینهایی که دارای قلوه سنگ یا علفهای هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی‌دهد. تهیه زمین در تهیه زمین به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصی معمول شود ابتدا در فرصتهای مناسب در پائیز یا زمستان زمین مورد نظر را شخم عمیق می‌زنند درصورتی که شرایط مناسب نبوده یا دسترسی به تراکتور مقدور نباشد می‌توان شخم را در پایان بهار یا اوایل تیرماه نیز انجام داد. در زراعت مکانیزه زعفران زمین را در پاییز سال قبل از کشت با گاو آهن شخم عمیق می‌زنند در بهار پس از قطع بارانهای بهاری خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکنی از وجود علفهای هرز پاک می‌کنند در مرداد یا شهریور پس از پخش 80 - 40 تن کود حیوانی و 200 کیلوگرم فسفات آمونیوم زمین را به صورت فارو درمی‌آورند و برای کشت آماده می‌کنند. انتخاب پیاز و زمان کشت زعفران احداث مزارع جدید زعفران فقط بوسیله پیاز آن مقدور و معمول است. بنابراین تهیه و انتخاب پیاز مرغوب جهت کاشت در ایجاد و گسترش کشت حائز اهمیت است. پیاز زعفران را می‌توان از خاک درآورد به انبار یا مزرعه دیگری منتقل نمود، با توجه به دوده خواب یا استراحت پیاز که از اواخر اردیبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد می‌توان در این فاصله نسبت به بیرون آوردن پیاز اقدام کرد. بهتر است پیازها پس از بیرون آوردن از زمین کاشته شوند تا پیازها ضمن ادامه استراحت در زمین جدید مستقر شوند. از بیرون آوردن پیازها در اواخر مرداد به بعد باید خودداری کرد چون در این موقع بعضی از پیازها ممکن است برای ریشه دادن و جوانه زدن آماده باشند. تصویر هر قدر فاصله بیرون آوردن پیازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود این پیاز زعفران را برای مدت چند ماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتیمتر می‌توان به صورت پخش شده نگهداری نمود ولی این امر باعث عدم توسعه فیزیولوژیکی گل|گلها شده و باردهی سال اول کشت را شدیدا کاهش می‌دهد. پیاز زعفران را از موقع خزان بوته می‌توان کشت نمود ولی بهتر است از کاشت پیاز در اواخر تیر و اوایل مرداد خودداری شود زیرا در این موقع هوا و زمین بسیار گرم است و بیم آن می‌رود که رطوبت پیاز موقع جابجای از بین رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهای صنعتی خراسان بهترین زمان کشت خرداد ماه می‌باشد. عملیات کاشت پیاز زعفران برای کاشتن پیاز زعفران ابتدا چاله‌های یک ردیف را با بیل درمی‌آورند و در داخل هر چاله از 15 - 3 پیاز قرار می‌دهند. عمق کاشت پیاز 20 - 15 سانتیمتر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پیازها باید رو به بالا قرار گیرد. پیازها در عمق 20 سانتیمتری در زمستان از سرما و یخبندان و سایر تنشهای محیطی و در تابستان از گرما زدگی مصون می‌مانند. برای کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت می‌کنند به این ترتیب که یک نفر با بیل چاله‌ها را درمی‌آورند دو نفر پیازهای قابل کشت را به صورت دسته‌های 3 تا 5 یا 15 تائی انتخاب می‌کنند. نفر چهارم پیازها را در داخل چاله‌ها قرار می‌دهند و بقیه نفرات کار خود را ادامه می‌دهند تا تمام زمین کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بیل یا ماله‌ای که صاف و فشرده می‌سازند تا پیازها به خاک بچسبد. زمین کشت شده به همین صورت تا موقع آبیاری پائیزه رها می‌شود قبل از آبیاری در حدود 20 - 10 تن کود حیوانی کاملا پوسیده با بیل در سطح زمین پخش می‌نمایند. پس از انجام عمل کاشت روی شیارها را با ماله پوشانده و زراعت ردیفی به نظر می‌رسد. آبیاری پس از پایان کاشت پیازهای زعفران که حداکثر تا آخر شهریور ماه طول می‌کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبیاری مزرعه می‌نمایند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعیت آب و هوایی منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبیاری زعفران شروع می‌شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودی تابع آب اولیه می‌باشد لذا برای اینکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بین قطعات با فاصله چند روز تقسیم می‌کنند تا بدین وسیله دوران اوج گلدهی قطعات با یکدیگر همزمان نباشد. آب اول زعفران خیلی مهم است و تمام نقاط زمین باید بطور کافی و یکنواخت آب بخورد تا گلهای یک قطعه با هم و هم زمان بیرون آیند. بعد از گاورو شدن مزرعه برای سله شکنی از کج بیل و چهار شاخ فلزی یا گاو آهن ایرانی با عمق کم استفاده می‌شود متعاقب آن زمین را ماله می‌کشند. سله شکستن زمین باعث می‌شود که جوانه‌های گل با سهولت بیشتری از خاک بیرون آمده و رشد قوی و مطلوبی داشته باشند. پس از آبیاری اول به فاصله 20 - 15 روز بعد از آن اولین گلهای زعفران ظاهر می‌شوند بدیهی است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی نمی‌دهد. از اوایل فروردین تا زمانی‌که رنگ برگها به زردی مایل شود هر 12 - 6 روز یکبار آبیاری انجام می شود. بعد از وجین یک نوبت آبیاری به تاخیر بیفتد تا علفهای هرز از بین رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پیاز موثر است. تصویر سله شکنی بعد از آبیاری اول به محض گاورو شدن زمین سطح مزرعه باید سله شکنی شود بنحوی که پیازها صدمه نبینند بهترین وسیله سله شکنی کج بیل و بیل شیار دار و گاو آهن ایرانی و کولتیواتر است. سله شکنی باعث می‌شود که گلها به آسانی از خاک بیرون آمده و کود حیوانی با خاک مخلوط گردد. در مواقعی که زارع نتوانسته باشد به زمین خود کود دهد قبل از اجام آبیاری می‌توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحی با خاک مخلوط نمود و بعد از این عمل که در واقع حکم سله شکنی را دارد جهت هموار نمودن زمین و چسباندن خاک به پیازها زمین را ماله می‌کشند. وجین علفهای هرز علفهای هرز از طریق رقابت با گیاه زعفران از نظر آب و مواد غذایی و نور خورشید سبب کاهش محصول می‌شود علاوه بر این ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمتهایی ایجاد و میزبان تعدادی از بیماریها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجین مزرعه در هر موقع که علفهای هرز رشد کردند ضروری است. در مزارع زعفران اولین وجین بعد از آبیاری دوم انجام و این وجین باعث از بین رفتن علفهای هرز مزرعه زعفران می‌گردد. بطور معمول اولین وجین زعفران بعد از برداشت گلها و دومین آن در صورت لزوم به فاصله در حدود یک ماه قبل از آب سوم انجام می‌شود. در مورد مبارزه شیمیایی با علفهای مزرعه باید توجه کرد که چون اثر این علف کشها بر روی گیاه آزمایش نشده لذا باید به هنگام رشد بوته‌های زعفران از مصرف علف‌کش‌های شیمیایی خودداری شود.

مراحل کاشت یک نهال میوه

 

 

در کاشت درختان میوه باید نکاتی را رعایت کرد. از جمله اینکه این درختان معمولا پیوندی هستند یعنی یک گیاه با میوه خوب و مشخصات مورد نظر ما روی یک گیاه دیگر که ریشه‌های قوی دارد یا بومی منطقه ماست پیوند زده میشود تا خصوصیات مورد نظر ما از نظر مثلا میوه خوب یا آفات کمتر یا … در کنار ریشه‌های قوی برای ما تجلی پیدا بکند.

محل پیوند کاملا روی گیاه و معمولا در درختان میوه سردسیری در ارتفاع ۱۵ یا ۲۰ سانتی‌متری پایین گیاه قابل مشاهده است. این محل جایی است گیاه دومی روی گیاه اولی وصل شده‌است.

نکته مهم در کاشت درختان پیوندی این است که محل پیوند باید بالاتر از سطح خاک قرار گیرد. در صورتی که پیوند زیر خاک بماند در سالهای آتی که شاخه‌ها وجوانه‌های جانبی تولید میشوند معلوم نخواهد بود که این شاخه متعلق به پایه است یا پیوند؟ چرا این نکته اهمیت دارد؟ زیرا شما به عنوان باغبان باید شاخه‌های روییده از پایه را قطع کنید. چرا که این شاخه‌ها خصوصیات خوب پیوند را ندارند و باعث تلف شدن انرژی کلی هم خواهند شد.

علاوه بر این تماس خاک با محل پیوند ممکن است منجر به فعالیتهای عوامل بیماریزای قارچی – باکتریایی شده و پیوند بشکند.

در رزها این مساله کاملا مشهود است. زیرا رزها معمولا روی رز وحشی (سگ رز – گیلدیک) پیوند میشوند و اگر این پایه اجازه رشد پیدا بکند گلهای ریز سفیدرنگی با تیغهای فراوان تولید میکند و رز اصلی را کاملا کنار زده و پیوند را میشکند.

آماده‌سازی زمین:

فرض ما این است که شما میخواهید در باغچه خانه درخت بکارید.
محلی که میخواهیم درخت میوه را در آن بکاریم باید دارای خاک حاصلخیز و غنی باشد. اگر ساختمان را تازه احداث کرده‌اید احتمالا بقایای مصالح ساختمانی مانند گچ و سیمان و … در خاک باغچه باشد. این مواد باید از باغچه خارج و مخلوط خاک زراعی مرغوب همراه با کود حیوانی پوسیده و ماسه حداقل به ارتفاع نیم متر و اگر مقدور بود بیشتر از آن در باغچه خانه ریخته شود. اگر میتوانید پیشنهاد باغبانها این است که بیشتر از یک و نیم متر از عمق خاک باغچه را بردارید (زیرا درختان میوه تا چند متری عمق زمین هم ریشه میدوانند) و با خاکی که مخلوطی از خاک زراعی و کود حیوانی و ماسه باشد جایگزین شود. (البته هر چقدر خاک شما حاوی باقیمانده موجودات زنده اعم از گیاهان یا جانوران – مانند پوست مو پودر خون پودر استخوان و… باشد در آینده رشد گیاهان شما به دلیل وجود مواد آلی بیشتر – بهتر خواهد بود).

بهترین خاک زراعی آن خاکی است که رنگ آن تیره باشد و از قرمز به قهوه‌ای و سیاهی بگراید. این خاک باید از سطح زمین جمع آوری شود و به عمق بیش از سی سانتی متری نرود (خاک سطح الارض) خاک زراعی را مصالح فروشیها و حمل خاک‌ها برای شما می‌آورند. ولی حتما از بهترین محل خاک را تهیه کنید.

(در مناطق استثنایی کره زمین عمق خاک سطح الارض زیادتر از این عدد است و بستگی به محل زیست شما دارد. ممکن است از این عدد هم کمتر باشد)

خاک زراعی خوب را در حالت خشک، وقتی در مشت‌تان بگیرید و فشار دهید به هم میچسبد و فشرده میشود ولی با یک ضربه کوچک از هم جدا شده و دوباره پودر مانند میشود. خاک زراعی بد به شدت چسبنده است و از هم جدا نمیشود. خاک فقیر هم رنگ و روی جالبی ندارد و به زردی و خاکستری میگراید و برای باغچه خوب نیست.

آماده سازی چاله:

بعضی درختان میوه مانند گلابی یا گردو ریشه اصلی Tap root خیلی محکم و درازی دارند و برای این درختان لازم است که چاله عمیقتری کنده شود. عرض نیم متر برای مثال و عمق ۷۵ سانتی متر برای خاکی که مناسب است کنده میشود ولی اگر محل شما کاملا نامناسب و سنگلاخی است میتوانید تا دو متر عمق و یک متر عرض بکنید و با خاک خوب پر کرده و درختکاری کنید. در کل عمق و قطر گودال باید از عمق و طول ریشه‌ها بیشتر باشد.

محل چاله باید عاری از ریشه‌های گیاهان دیگر باشد.

برای باغکاری معمولا توصیه میشود این چاله را از پاییز بکنید و آماده بگذارید تا بهار که میخواهید کشت کنید رطوبت درون چاله افزایش یافته و موجودات ذره بینی در محل چاله آماده خدمتگذاری به نهال جدید باشند.

در حال حاضر تراکتورهای مجهز به چاله‌کن نیز وجود دارند و میتوانند سرعت چاله‌کنی را چندین برابر کرده و هزینه کارگر را پایین‌تر بیاورند (این خدمت در گلستان علی نیز ارائه میشود)

آماده سازی نهال:

تا قبل از کاشت باید ریشه‌ها را پاشنه پوشی کرد. یعنی ریشه‌ها نباید در معرض نور و هوا باشد و بهتر است اطراف ریشه‌ها را با خاک یا ماسه یا کیسه پلاستیکی سیاه پوشاند.

معمولا شب قبل از کاشت، نهالها را در آب میگذارند تا ریشه‌ها به اندازه کافی آبگیری بکنند و رقابت اسمزی بین خاک و ریشه اگر بوجود آمد ریشه‌ها آب از دست نداده و خشک نشوند.

ریشه‌های نهالی که میخرید باید کاملا قوی و سالم باشد. در هنگام در آوردن گیاه ریشه‌ها صدمه میبند. این قسمتهای صدمه دیده را با قیچی تیز باید هرس کنید. تا سطح تماس محل زخم با خاک کمتر شده و احتمال بروز بیماریهای قارچی کاهش یابد. این عمل همچنین موجب تحریک ریشه به تولید ریشه‌های فرعی میشود.

از طرف دیگر چون حجم ریشه‌ها در اثر انتقال کم شده‌است. بهتر است حجم ساقه‌ها را نیز هرس کرد تا ریشه و ساقه متناسب باشند.

در صورتیکه محل شما بادگیر است. همراه با نهال یک قیم محکم نیز کنار نهال قرار دهید تا باد نهال را خم کرده و نشکند. و این قیم ممکن است لازم باشد چند سال در کنار نهال باقی بماند.

همچنین نهال میوه را معمولا کوتاه نگه میدارند تا عمل میوه چینی راحت باشد. برای این کار مثلا در مورد سیب ساقه اصلی را پس از کاشت تا ۸۰ سانتیمتر بالای محل پیوند نگه داشته و بالاتر از آن را حذف میکنند. این کار باعث میشود ساقه‌های جانبی به شکل یک جام رشد کرده و نور کافی به درون شاخه‌ها برسد. (این موضوع مبحث بزرگی به نام «هرس» است و در کتابهای مختلفی به زبان فارسی به طور تخصصی توضیح داده شده‌است.)

عمل پرالیناژ:

در مقیاس بزرگ برای اینکه درصد موفقیت کاشت درختان بیشتر شود، پرالیناژ تمهیدی است که کمک زیادی به باغبان میکند. این عمل عبارت است از آغشته کردن ریشه نهال به موادی چسبنده و ضدعفونی کننده.

در یک بشکه ۱۰۰ لیتری آب مقدار ۱۰ کیلوگرم رس الک شده + ۵ کیلوگرم پهن الک شده + ۳۰۰ گرم سم قارچ کش مانند بنومیل مخلوط میکنند. و ریشه نهال را درون آن فرو برده و سپس میکارند.

رس و پهن به ریشه‌ها میچسبد و به دلیل خاصیتهای مختلفی که خداوند به آنها داده موجب ترمیم زخم‌های ریشه و حفظ رطوبت اطراف ریشه و تامین مواد غذایی اولیه مورد نیاز ریشه میشوند. سم قارچ کش نیز که فعالیت قارچها را در اطراف ریشه کم میکند.

این عمل در هر مقیاسی قابل انجام است و شما میتوانید به جای ۱۰۰لیتر آب از ۱۰ لیتر آب+۱ کیلوگرم رس+نیم کیلوگرم پهن + ۳۰گرم سم قارچ کش استفاده کنید برای کاشت چند نهال از این مخلوط استفاده کنید.

انجام کاشت نهال:

بعد از کندن چاله، مهم طرز و محل قرار گیری نهال است. محل پیوند باید حدود ۱۵ سانتیمتر (یکم بالا پایین اشکال ندارد) بالاتر از سطح خاک قرار گیرد.
ریشه‌ها باید به صورت مرتب در خاک قرار گیرند و پیچیده و در هم نباشند. برای اینکار معمولا مقداری خاک به صورت کله قندی در ته چاله میریزند و ریشه‌های نهال را روی آن مرتب رو به پایین میگذارند.

روی ریشه‌ها را با خاک خوب سطح‌الارض میپوشانند و میتوانید اطراف نهال را به صورت کاسه‌مانندی شکل بدهید تا آب در آن خوب جای بگیرد و به مرور ته‌نشین شود.

نهال را به صورت عمود بر سطح قرار داده و تراز بودن آن را از دو طرف چک کنید، قبل از آبیاری خاک اطراف نهال را معمولا با ضربات پا محکم میکنند و بلافاصله آبیاری انجام میشود.

از این پس آبیاری باید به موقع انجام شود تا وقتیکه گیاه بتواند ریشه‌های جدید تولید بکند و از رطوبت خاک حداکثر استفاده را بکند. مقدار آبیاری به نوع درخت ربط زیادی دارد. مثلا نهال صنوبر یا بید به آبیاری زیاد جواب مثبت داده رشد بیشتری میکنند ولی برخی نهالها ممکن است به غرق آبی حساسیت نشان داده و بدتر خراب بشوند. لذا بهتر است آبیاری به اندازه باشد. در نهال جوان تازه کاشته شده میباید آب به اندازه کافی فراهم بشود و هر چند روز یکبار قبل از خشک شدن اطراف ریشه حتما آبیاری کنید.

درختکاری خوبی برای شما آرزو میکنیم.

کاشت نهال

ز جمله شایع‌ترین اشتباهات در موقع کاشت نهال درختان در زمین اصلی، کاشتن عمیق و آبیاری بیش از حد یا کمتر از حد است. گودال کاشت باید حداقل سه برابر عریض‌تر از توده ریشه باشد با کناره‌های شیبدار باشد و عمیق‌تر از توپی ریشه نباشد. درخت را حدود ۵ سانتی‌متر بالاتر از سطح خاک اطراف بکارید تا امکان فرو رفتن و استقرار یافتن توپی ریشه وجود داشته باشد و از تجمع آب در پای درخت جلوگیری شود. اگر گیاه ریشه لخت است، قبل از پر کردن گودال، ریشه‌ها را به دقت پهن کنید. اگر یک درخت گلدانی کاشته می‌شود، ریشه‌ها را پهن‌ کنید تا از درهم‌ رفتن آنها جلوگیری شود. بعد از قرار دادن درخت در گودال کاشت (در عمق مناسب)، به آرامی میخ‌ها یا طناب بسته‌بندی را باز کرده و پارچه را ببرید و از اطراف توپی ریشه جدا کنید. بگذارید کیسه کف توپی ریشه باقی بماند چرا که جدا کردن آن ممکن است به ریشه‌ها صدمه بزند. اگر از سبد سیمی استفاده شده است، تا حد ممکن سبد را بدون آسیب رساندن و به‌هم زدن توپی ریشه ببرید و جدا کنید. طناب یا هر وسیله بسته‌بندی ریشه را جدا کنید و برچسب‌ها یا علائم را از تنه درخت جدا کنید تا از حلقه‌برداری پوست درخت جلوگیری شود. به آرامی گودال کاشت را از همان خاکی پر کنید، که قبلاً از حفره بیرون آورده‌اید، بدون آنکه خاک دیگری یا حتی کود به آن اضافه شود. اگر از مواد اصلاح‌کننده خاک استفاده می‌شود، اختلافات ایجاد شده در اندازه خلل و فرج خاک ممکن است باعث بروز مشکلاتی در خصوص حرکت آب، نگهداری آب و رشد ریشه بین توپی ریشه و گودال کاش و خاک اطراف شود. زمانی که حفره را تا نصف از خاک پر کردید، خاک را محکم فشرده و آبیاری کنید تا خلل و فرج هوا پر شود و از تماس بین ریشه‌ها و خاک اطمینان حاصل شود. پر کردن گودال را به پایان رسانده و درخت را کاملاً آبیاری کنید. مالچ باید در اطراف درختان تازه کاشته شده قرار داده شود تا به حفظ رطوبت خاک و کاهش رقابت رطوبت کمک کند. باید مراقب بود که از مالچ بیش از حد استفاده نشود (۸-۵ سانتی‌متر، عمق مناسب جهت مالچ است) مالچ را به اندازه ۱۵ سانتی‌متر دورتر از تنه درخت بریزید تا از مشکلات بیماری و آسیب جوندگان جلوگیری شود. اگر از کود در هنگام کشت استفاده شود. از کودهائی استفاده کنید که به آرامی در خاک آزاد می‌شود و بیش از ۱ پوند نیتروژن در هر ۱۰۰۰ فوت مربع مصرف نکنید. از مصرف کودهائی که سریعاً در خاک آزاد می‌شوند اجتناب کنید تا باعث سوختگی گیاه نشوند. قیم زدن فقط در صورت لزوم باید صورت بگیرد و هر قیمی در خلال یکسال پس از کاشت باید حذف شود. دقت کنید که قیم به تنه درخت یا طوقه درخت آسیب نرساند. فقط شاخه‌های اصلی بیمار یا شکسته را در هنگام کاشت هرس کنید. هر چقدر نهال انتقال‌یافته به زمین اصلی بزرگتر باشد، مقدار از آبیاری بیشتری لازم است. جهت حفاظت درخت در برابر حیوانات یا آسیب تجهیزات کشاورزی، از محافظ شل و غیرمحکم و با فاصله کافی از درخت استفاده شود که امکان تهویه و گردش هوا وجود داشته باشد. توجه به جزئیات فوق، امکان موفقیت کاشت را افزایش می‌دهد درختان صحیح کاشته شده، برای سالیان دراز و مایه لذت شما خواهند بود و سود و منفعت مال یبرای شما خواهند داشت. ● نکات مورد توجه هنگام انتقال نهال به زمین اصلی ۱) برنامه‌ریزی زودهنگام موجب می‌شود تا گونه گیاهی با محل کشت سازگاری و انطباق داشته باشد (یعنی درخت مناسب را در مکان مناسب بکارید). ۲) از گیاهان با کیفیت بالا که بدون آسیب قابل رؤیت هستند استفاده کنید. گیاهانی را انتخاب کنید که رشد مقاوم و قوی و رنگ برگ خوب و ریشه سفید و محکم داشته باشند. ۳) در هنگام دستکاری و انتقال درخت به زمین اصلی و کاشتن در محل موردنظر دقت کنید. بسیار مراقب باشید که به پوست تنه درخت یا سیستم ریشه آسیبی نرسانید. حفره کاشت را به طرز صحیح آماده‌سازی کنید. پهنای گودال حداقل سه برابر ارتفاع ریشه باشد و دارای کناره‌ای شیبدار و عمیق‌تر از کف توپی ریشه باشد. ۵) درخت را هر چه زودتر بکارید، از کود استفاده نکنید. گودال را با همان خاک خارج شده از حفره پر کنید و از مالچ نیز استفاده کنید. ۶) آبیاری کنید و آبیاری را به‌تدریج انجام دهید به‌طوری که آب به داخل خاک نفوذ کرده و آن را به آرامی کاملاً خیس کند. آبیاری برای چند سال مخصوصاً در خلال دوره‌های خشکی باید صورت بگیرد و تا زمانی که درخت به‌طور قابل استقرار یابد، باید با دقت کافی انجام شود.

عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی


چکیده تحقیق
بی سوادی یکی از مسائل عمده اکثر کشورهای جهان سوم است که ریشه و اساس بسیاری از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تشکیل می دهد.
بررسی های اخیر سازمان یونسکو و بسیاری از سازمانهایی که در ارتباط با سوادآموزی یا آموزش بزرگسالان در کشورهای مختلف فعالیت می کنند نشان می دهد که این مسئله مشکلی همگانی است و محدود به کشورهای جهان سوم نیز نمی شود. این بررسی ها بیانگر این واقعیت تلخ هستند که بی سوادی و کم سوادی گرچه مسئله حاد و لاینحل اکثر کشورهای جهان سوم است ولی مشکل جدید کشورهای پیشرفته صنعتی نیز هست. اما مسئله بی سوادی به دلیل افزایش بی سوادان روز به روز اهمیت بیشتری می یابد.
با توجه به اینکه کسب مهارتهای سواد اولیه پله های نردبان دانش و آگاهی است، بی سواد ماندن درصد بالایی از افراد جامعه وسیله ای برای عدم آگاهی و فقدان تخصص و مهارتهای لازم برای ایجاد جامعه ای مستقل، آگاه و تواناست.
با وجود اینکه ی سالهای متمادی، برنامه های مبارزه با بی سوادی به صور مختلف در اغلب کشورهای جهان سوم رونق داشته ولی به دلیل رشد جمعیت بر تعدد بی سوادان جهان افزوده شده است. بدین وسیله لازم است از افرادی که در تهیه این پروژه من را یاری نموده اند قدردانی شود. ابتدا از ریاست محترم نهضت سوادآموزی شهرستان نیشابور و راهنمایان تعلیماتی و کادر اداری نهضت قدردانی می شود و و پس از آن از آموزشیارانی که صادقانه پاسخ دادند و سوادآموزان و نوسوادان که همکاری کردند سپاسگذاری می شود.
مقدمه
معمولاً برای پدیده هایی چون عقب ماندگی اقتصادی، فقر، جهل و وابستگی دلایلی متفاوت بیان می شود. این پدیده ها در دایره بسته ای فرض می شوند که هر کدام تشدید کننده دیگری است. نقطه آغاز همه این پدیده ها بیسوادی و جهل است که از بزرگترین معضلات هر جامعه محسوب می شود.
با اندکی تعمق و تفحص در سرنوشت جوامع بشری از ادوار دور تا کنون، می توان به این نتیجه رسید که قسمت اعظم مسائل بشری که تنها بخشی از آن در این جا عنوان گردید، نه تنها از بی سوادی که از سواد نیز هست، چرا که مسائل و مشکلات جوامع به اصطلاح عقب افتاده و کشورهای جهان سوم حتی فقر و جهل آنها نیز معلول عواملی است که در اثر سیاست گذاریها، مدیریت ها و برنامه ریزی ها جوامع پیشرفته که غنی و باسواد نیز هستند به وجود آمده است.
پس آنچه در این ماجرا حائز اهمیت است، تعهد اخلاقی و وجدان آگاه سیاسی حکومتها و دولتها و اتخاذ خط مشی های بشردوستانه، اصولی، واقع بینانه بر اساس شرایط موجود در هر جامعه است.
همچنان که شاهدیم در محافل و جوامع مختلف از هر طریق وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی به طور مداوم از انسانیت، بشردوستی، آزادی دموکراسی، زدودن فقر و جهل و بی سوادی داد سخن به میان می آید که در اصل هدف جز نقض حقوق بشر، از میان برداشتن و دموکراسی، استثمار و در نتیجه فقر و نادانی، بردگی، جنگ و مسائل گوناگون دیگر نیست. به همین دلیل ملتهایی که با تلاش و از خودگذشتگی بسیار و پس از مبارزات طولانی، خود را از زیر سلطه استعمار و استثمار رها می سازند در اولین مرحله پس از کسب آزادی و استقلال، به ایجاد دگرگونی های اساسی در روابط اقتصادی و اجتماعی جامعه می پردازند و به عنوان اساسی ترین رکن این تغییر به اجرای برنامه های سوادآموز و آموزش بزرگسالان می پردازند. زیرا این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که جهل و نادانی خود عاملی است که به بازگرداندن دست جنایتکاران و استثمارگران جهانی کمک می کند. در واقع هرگونه تحول و تغییر سازنده بدون توجه کافی به برنامه های سوادآموزی و آموزشی بزرگسالان مخصوصاً در کشورهای جهان سوم که دارای درصد بالای بی سوادی هستند، غیرممکن است.
از سوی دیگر گسترش آموزش بزرگسالان و ریشه کن کردن بی سوادی یک ضرورت اخلاقی برای جامعه بین المللی محسوب می شود. بی سوادی با فقر پیوند مستقیم دارد و در محروم ترین مناطق کشورهایی که دچار کمبود منابع طبیعی هستند، در بین فراموش شده ترین گروه های انسانی، در میان کسانیکه از نارسایی ها و کمبودهای مهم و اساسی مانند غذا، بهداشت، مسکن و بی کاری رنج می برند و به گسترده ترین شکل ممکن وجود دارد تداوم بی سوادی سدی عظیم در راه توسعه است و مانع از آن می شود که میلیون ها نفر مرد و زن عنان زندگی خویش را در دست بگیرند. بی سوادی عاملی است که مبارزه علیه فقر، نابرابری ها و تلاش برای پایه گذاری روابط برابر و منصفانه در برابر افراد و ملتها را محکوم به شکست می کند. اگر شرایط و ویژگیهای کشورهای محروم را مورد بررسی دقیق قرار دهیم، ملاحظه می کنیم که بی سوادی هرچند خود معلول نارسایی های اقتصادی و اجتماعی است ولی در ایجاد و تشدید آنها نقش تعیین کننده ای دارد. استعمار جهانی که آگاهی و خلاقیت انسان ها را مانعی برای حضور و سلطه خویش در کشورهای جهان سومی می داند نیز از دیرباز سعی خود را بر این معطوف داشته است که با طرحهای درازمدت مانع رشد و شکوفایی استعدادهای مردم شود و برنامه های رنگارنگش از رواج سیستم های غلط آموزشی و طبعاً شیوع بیماری مدرک گرایی تا کمیته به اصطلاح پیکار یا بی سوادی و نظایر آن شامل این مدعاست.
اهمیت موضوع:
بررسی مسائل و مشکلات سوادآموزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که عدم موفقیت در باسواد کردن بی سوادان جامعه در طی سالیان دراز علی رغم صرف هزینه گزاف و تأسیس سازمانهای مختلف سوادآموزی با مدیریت های متفاوت و به کارگیری منابع مادی و نیروی انسانی قابل توجه، عدم توجه کافی به تجربیات قبلی مسائل و مشکلاتی است که از گذشته همواره موجود بوده و در هر دوره به هر شکلی خاص بر سر راه این پیکار بزرگ قد علم کرده است.
مسئله تحقیق
آیا بین برخی از شاخص های اجتماعی، فرهنگی و بیکاری و... با عدم استقبال سوادآموزان از کلاس های نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور رابطه وجود دارد؟ و تحلیل و مسائل مشکلات سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.
بیان موضوع:
خیل مسائل و مشکلات سوادآموزی در ایران موضوع این پژوهش است. مشکلات مربوط به آموزش بزرگسالان، به ویژه سوادآموزی در جامعه ما در سابقه تاریخی و طولانی برخوردار است که طی دورانهای مختلف به شکلی خاص تکرار شده و ادامه یافته است. قانون فرهنگ ایران در سال 1290 تصویب گردید و بر طبق آن مقرر شده که تعلیمات ابتدایی برای همه اطفال از 7 سالگی اجباری است و در سال 1332 قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید. به عبارتی دیگر در طول 80 سال گذشته طبق قوانین مختلف، سازمان های دولتی ملزم به اجرای برنامه های سوادآموزی شدند و اما در واقع از سال 1315 شمسی بود که کلاس های اکابر رسماً شروع به کار کردند. در آغاز تأسیس جمهوری اسلامی ایران هنوز حدود 15 میلیون از جمعیت بالای 7 سال جامعه یعنی 70 درصد جمعیتی که می توانست بالقوه باسواد باشد بی سواد بودند. به عبارت دیگر در هر دوره برنامه های گوناگون و بودجه سنگین به سوادآموزی بزرگسالان بی سواد اختصاص می یافت که به دلایل گوناگون از جمله تحمیلی بودند اکثر برنامه ها و طرح های سوادآموزی و در نظر نگرفتن نیازهای آموزشی و شغل بزرگسالان و عدم تطبیق محتوا و مواد آموزشی با مسائل فرهنگی و منطقه ای و علایق و انگیزه های بی سوادان، عدم احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی از سوی برخی از مسئولین و جنبه تبلیغاتی یافتن طرح ها و برنامه های مبارزه با بی سوادی و بسیاری عوامل دیگر سبب گردید که بی سوادان همکاری لازم را با برنامه های سوادآموزی نداشته باشند و از شرکت در کلاسها خودداری کنند. یا قبل از اتمام کلاسهای دوره ای آموزشی را رها سازند.

هدف تحقیق:
هدف تحقیق بررسی رابطه برخی از شاخصهای (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و...) یا عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.
فرضیات تحقیق:
1- بین وضع اقتصادی سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
2- بین باورهای فرهنگی مردم با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
3- بین تبلیغات دولت در مورد نهضت با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
4- بین برخوردهای آموزشیار با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
5- بین علاقه سوادآموزان به یادگیری با استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
6- بین اوقات فراغت سوادآموزان با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
7- بین سن سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
سئوال تحقیق:
آیا علاوه بر موارد یاد شده از قبیل (باورهای فرهنگی، وضع اقتصادی، محدودیت های زمانی، سن، علاقه) عوامل دیگری هم در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی مؤثرند یا خیر؟

روش انجام تحقیق:
برای انجام این تحقیق از روش «همبستگی» جهت بررسی رابطه شاخصهای (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و...) با عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی استفاده می شود.
جامعه آماری:
جامعه: کلیه سوادآموزان در شهرستان نیشابور و آموزشیاران نهضت سوادآموزی خواف.
نمونه: 100 نفر از سوادآموزان در روستای زرداب شهرستان نیشابور و 25 آموزشیار نهضت سوادآموزی نیشابور انتخاب شده اند.
روش جمع آوری اطلاعات:
اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است که دربرگیرنده مواردی مثل وضع اقتصادی، اوقات فراغت، ویژگیهای آموزشیار، تبلیغات دولت، تشویق های نهضت و خوش اخلاقی آموزشیاران، باورهای فرهنگی و حاوی 15 سئوال می باشد و در اختیار سوادآموزان قرار گرفته است.

تعریف علمی مفاهیم و متغیرهای مورد مطالعه:
سواد: (Literacy)
سواد به معنی مهارت در خواندن، نوشتن و ریاضیات پایه است. میزان این مهارتها طبق ضوابط برابر است با مهارت ها و معلومات تدوین شده در برنامه های آموزشی ابتدایی تا آخر سال چهارم.
آموزش بزرگسالان: (Adult Education)
روندی است که در آن افرادی که به گونه ای دوره آموزشی آنان قطع شده است، آگاهانه برای دگرگونی یا پیشرفت اطلاعات دانش و مهارتهای خویش فعالیتهای سازمان یافته و پی در پی داشته باشند.
نهضت سوادآموزی
مکانی است که در آن افرادی که از خواندن و نوشتن در مدرسه محروم بودند یا می باشند به آنجا می آیند و به سوادآموزی مشغول می باشند.
با سواد: باسواد به کسی گفته می شود که بتواند مطالبی را که می خواند درک کند و بتواند وقایع ساده روزانه زندگی خود را بنویسد کسی که فقط خواندن بداند. نیمه باسواد شناخته شده است.
خودشکوفایی: (Self-Actualization)
واژه ای است که روند توسعه توانایی ها و استعدادهای فرد و قبول خویشتن، هماهنگ کردن و با تکمیل محرکها را نشان می دهد.
بالغ و رشید (Alult)
شخصی که به سن تمیز رسیده و کاملاً رشد کرده است و معمولاً به بعد از 21 سالگی اطلاق می شود ولی این سن در همه جوامع یکسان نیست.

انگیزه پیشرفت (Achierement motire)
تمایل شدید در فرد که هدفهای دشواری را به منظور تحقق بخشیدن به آنها برای خود در نظر بگیرد و واکنشی انفعالی نسبت به موقعیت ها و شکست خود نشان می دهد.
آموزش بزرگسالان:
دلالت بر مجموعه فراشدهای آموزشی سازمان یافته ای می کند که با صرف نظر از چگونگی محتوا، سطح، روش، رسمی بودن یا نبودنشان، و اعم از آنکه دنباله آموزشی دبستانی، دبیرستانی، دانشگاهی باشد جایگزین آنها شوند- به مدد آنها کسانی که از دید جامعه خود بزرگسال شناخته می شوند استعدادهایشان را رشد می دهند، دانش خویش را غنی تر می سازند. چشم انداز شکوفایی تمام شخصی و چشم انداز مشارکت در رشد متوازن و مستقل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متحول می سازند.
آموزش پایه بزرگسالان (Adult Basie Education)
آموزش هایی در زمینه دانش پایه مثل خواندن و حساب، مهارتهای اولیه مربوط به زندگی و اجتماع و درک زندگی اجتماعی که برای شرکت مسئولانه فرد در جامعه ضروری است.
آموزش مداوم آموزش پیگیر (Lifelong Education, Permanent Education)
تعلیم و تربیت اولین و آخرین تجربه ای نیست که به آموزشهای اساسی که در دوران کودکی شروع می شود محدود باشد بلکه جریانی است که باید در طول زندگی ادامه یابد. زندگی به خودی خود یک روند یادگیری مداوم است اما هرکس به فرصتهایی برای یادگیری هدفدار و مداوم نیاز دارد تا بتواند از تغییرات اجتماعی و صنعتی آگاه شود و خود را برای روبرو شدن با تغییراتی که در محیطش اتفاق می افتد (ازدواج، زندگی خانوادگی، موقعیت شغلی) مجهز کند و به این ترتیب برای رشد خویش توانایی لازم را به دست آورد.
 
 
 
 « فصل دوم »
بررسی پیشینه تحقیق

ادبیات تحقیق
سابقه پژوهشی موضوع
اولین بررسی: ارزیابی سالانه پیشرفت نوآوران و چگونگی موقعیت نوسوادان
دومین بررسی: مقایسه میزان کارایی برنامه سوادآموزی تابعی یا پیکار با بی سوادی
سومین بررسی: علل عدم استقبال سوادآموزی از کلاسهای سوادآموزی
تعلیمات اکابر
آموزش سالمندان
آموزش بزرگسالان
کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی
بخش دوم:سابقه پژوهش موضوع
امروزه در زمینه های گوناگون آموزش بزرگسالان از جمله سوادآموزی، مدیریت و برنامه ریزی آن کمیت و کیفیت یادگیری بزرگسالان میزان یادآوری و فراموشی در افراد بزرگسال و مشکلات مربوط به آنان در سطح بین المللی، تحقیقات وسیعی انجام شده است. این تحقیقات در جوامع تحت پوشش، مخصوصاً در کشورهای صنعتی، در ارتباط تنگاتنگ با شرایط و موقعیت و مشکلات خاص آن جوامع قرار دارد.
اولین بررسی: ارزیابی سالانه پیشرفت نوآموزان و چگونگی موقعیت نوسوادان
این بررسی درباره چگونگی موقعیت نوسوادان، میزان کیفیت مهارتهای سواد در افرادی است که طی سالهای 47-1346 به فراگیری مشغول بوده اند.
این پژوهش که گزارش ارزشیابی سالانه پیشرفت سوادآموزان است توسط گروهی از اساتید دانشگاه و مسئولین امر و با همکاری مرکز مطالعه و تحقیق و آمار کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی انجام شد و از دو قسمت تشکیل شده است:
1- بررسی و سنجش نتایج کار در کلاسهای پیکار با بی سوادی.
2- بررسی وضع نوسوادانی که در سال 1346 از نظر میزان فراموشی احتمالی و نحوه استفاده از مهارتهای سواد، مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند. نتایجی که پژوهشگران از این بررسی ارائه کرده اند به شرح زیر جمع بندی می شود:
1-  نتیجه سنجش سال 1374 با این که در ساده تر از آزمون 1346 نبوده است ولی به مراتب رضایت بخش تر از آن بوده است.
2- جمع امتیاز زنان و مردان به طور متوسط و یکسان بوده است یعنی هر دو جنس به نسبت مساوی در کلاسهای پیکار با بی سوادی موفق بوده اند.
3- گرچه همه گروه های سنی به طور کلی موفق بوده اند لیکن کمترین امتیاز به دست آمده مربوط به گروه سنی تا 12 سال است یعنی کلاسهای پیکار تا آن حد که برای بزرگسالان مفید بوده برای کودکان کم سن و سال مفید نبوده است.
4- در مورد درک مفاهیم کلی، مجموع نمرات زنان و مردان مشابه است.
5- در زمینه درک مفاهیم جزئی، زنان موفقیت بیشتری نسبت به مردان کسب کرده اند.
از بررسی موارد فوق می توان چنین استنباط نمود که جو فشار و اختناق حاکم بر جامعه در زمان اجرای این پژوهش نقش بسزایی در استخراج نتایج داشته است. زیرا این بررسی از یک سو نتایج کار کلاسهای پیکار با بی سوادی را موفقیت آمیز می داند که گذشت زمان و تاریخ عدم صحت این مدعا را ثابت می کند چرا که در طی این دوره نه تنها از رقم بی سوادان کاسته نشده است بلکه همواره افزایش نیز داشته است. این امر کمیت پایین نتایج کار را آشکار می سازد. از نظر کیفیت نیز عدم کارایی بزرگسالان نوسواد در جامعه بخصوص در زمینه حل مشکلات شخصی و حرفه ای، کیفیت ضعیف برنامه ها را عیان می سازد.
پژوهش به عمل آمده در شهرستان نیشابور به مسائل و مشکلات بزرگسالانی مربوط می شود که در فاصله سالهای 1348 تا 50 در کلاسهای سوادآموزی تابعی شرکت داشتند. مهمترین نتایجی که از این پژوهش حاصل شده در شهرستان نیشابور به قرار زیر است:
1- حدود 48 تا 56 درصد از مشکلات بزرگسالان در زمینه حضورشان در کلاس بود. مهمترین عامل غیبت مواردی از قبیل گرفتاریهای شغلی، هم زمان بودن ساعات کلاس با ساعات کار، مسئولیتهای خانوادگی و کمبود وقت که حدود 67 تا 84 درصد از پاسخها را خود اختصاص داده بودند.
نحوه مدیریت و سازمان دهی برنامه ها، بعد مسافت و کمبود وسایل نقلیه از عوامل دیگری بودند که درصدی از مشکلات مربوط به عدم حضور و غیبت بزرگسالان در برنامه ها را به خود اختصاص دادند. در برخی موارد نظر منفی پدر یا همسر در مورد شرکت زنان در کلاس درس دلیل غیبت آنها در کلاس درس بود.
2- بخش دیگری از این بررسی نشان می دهد که مشکلات یاددهی- یادگیری نیز در 34 تا 39 درصد موارد به علت عدم حضور افراد در کلاس بوده است و همچنین از عوامل عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای درس کار و مسئولیت زیاد و بالا رفتن سن بوده اند. یعنی در گروه سنی 54 تا 56 ساله افزایش سن دلیل یک سوم از عدم مراجعات بزرگسالان به کلاسهای سوادآموزی شده است در حالی که گروه سنی 31 تا 32 ساله، کار زیاد و مسئولیتهای مختلف دلیل عمده برای کاهش انگیزه حداقل یک سوم افراد نمونه بوده است.
دومین بررسی: مقایسه میزان کارایی برنامه سوادآموزی تابعی با بیکار یا بی سوادی
این بررسی به مقایسه میزان یادگیری فارغ التحصیلان کلاسهای پیکار با بی سوادی و کلاسهای تعلیم سواد توأم با حرفه (سوادآموزی تابعی) می پردازد.
موضوع پژوهش درباره وجه تمایز طرح سوادآموزی تابعی با سوادآموزی سنتی است که همزمان برای مدت سه سال (تا سال 1350) در شهرستان نیشابور به اجرا درآمد و میزان موفقیت هر یک مورد بررسی قرار گرفت.
در طرح پیکار با بی سوادی، تعلی مهارتهای سواد به روش سنتی و از طریق تدریس تاریخ، جغرافیا، مسابقه فرهنگی و اجتماعی ایران و همچنین مذهب و آموزشهای اجتماعی صورت می گرفت. محتوا بر اساس ضوابط کلاس اول تا چهارم ابتدایی در تهران تهیه و به مناطق مختلف کشور فرستاده می شود تا حداقل برای مدت آماده (حدود 450 ساعت) تدریس شود.
در حالی که در طرح سوادآموزی تابعی، تعلیم مهارتهای سواد هدف اساسی برنامه آموزشی به شمار نمی آید و هدفهایی دیگر نظیر افزایش کارایی و مهارت حرفه ای بزرگسالان از اهمیت خاص برخوردار است.
سومین بررسی: علل عدم استقبال بی سوادان از کلاسهای سوادآموزی
این مورد یک بررسی اجمالی درباره علل عدم استقبال بزرگسالان بی سواد از شرکت در کلاسهای نهضت سوادآموزی است. نمونه این پژوهش 4 نفر از آموزشیاران نهضت سوادآموزی شهرستان نیشابور هستند که نظراتشان از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است و در اینجا به چند عامل که در پرسشنامه مطرح شده بود اشاره می کنم:
1- عوامل شخصی
ضعف جسمانی و روانی، سن، جنس، ترس از تمسخر دیگران و عدم اطمینان نسبت به نتیجه کار و ویژگیهای شخصیتی و فکر افراد.
2- عوامل خانوادگی
نبودن شرایط مساعد برای مطالعه، مخالفت اعضای خانواده، مسئولیتهای شغلی در خانواده
3- عوامل خارجی
فقدان وسایل و امکانات برای شرکت در کلاس، مخالفت کارفرما، خستگی ناشی از کار، شغل و ساعات کار، مناسب نبودن زمان کلاس، جنگ و مسائل آن، عدم برخورد صحیح مسئولین، کمبود تبلیغات، نقل مکانها، عدم امنیت و عدم تغییر درآمد.
4- عوامل هوشی
عقب ماندگی ذهنی، اضطراب برای یادگیری، مطالب درسی فشرده و نامأنوس، عدم اعتماد فرد به حافظه خود، عدم انگیزه برای سوادآموزی کاهش سرعت یادگیری، عدم توجه مسئولین نسبت به تفاوتهای فردی بزرگسالان، احساس عدم امنیت و ترس از محیط های ناشناخته با توجه به نتایجی که از این تحقیق به دست آمده، عوامل عمده و اصلی که در عمد استقبال بزرگسالان بی سواد شرکت در کلاسهای نهضت سوادآموزی نقش اساسی داشته اند به ترتیب زیر طبقه بندی شده اند:
1- کثرت وظایف و مسئولیت های خانوادگی
2- مطالب درسی فشرده و نامأنوس
3- نداشتن انگیزه کافی
4- بی اطلاعی از مزایای باسوادی
5- کار زیاد و خستگی ناشی از آن
چهارمین بررسی: میزان نگهداشت سواد
این پژوهش در زمینه میزان نگهداشت سواد توسط نوسوادان در نیشابور است. هدف بررسی در گزارش تحقیق ذکر شده است. مشخص کردن وجود یا عدم ارتباط بین عوامل چون گذشت، زمان، سن، جنس و درآمد نوسوادان با میزان فراگیری و نگهداشت سودی یعنی نگهداری مهارتهایی است که در کلاسهای نهضت سوادآموزی آموخته اند. در این تحقیق وضعیت اقتصادی و شاخص آن یعنی درآمد و همچنین جنسیت، گذشت زمان و سن و نوسوادان به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است. یادگیری و میزان نگهداشت سواد نزد آنان، متغیر وابسته است. جامعه آماری فارغ التحصیلان دوره تکمیلی نهضت سوادآموزی در نیشابور هستند که حداقل یک سال و نیم از فارغ التحصیل شدنشان گذشته است. نمونه های تحقیق 131 نفرند که به روش تصادفی و به نسبت 1 درصد از کل جامعه انتخاب شده اند. وسیله سنجش آزمونی است که پرسشهایی در زمینه ریاضی، فارسی و املاء دارد و از نهضت سوادآموزی دریافت شده است و مشابه سئوالاتی است که قبلاً فارغ التحصیلان نهضت سوادآموزی با پاسخگویی به آنها موفق به دریافت کارنامه قبولی شده اند.

در این تحقیق، نوسوادان از نظر سواد قبلی به 3 دسته تقسیم شده اند:
الف) افرادی که هیچ گونه سواد قبلی نداشته اند.
ب) افرادی که حروف را می شناخته اند و قادر به خواندن کلمات ساده بوده اند. در بین این افراد کسانی بوده اند که دوره های پیکار با بی سوادی و یا کلاسهای اول و دوم ابتدایی را در رژیم گذرانده بودند.
ج) افرادی که سواد قرآنی داشتند و یا قادر به خواندن و نوشتن به مقدار قابل توجهی بوده اند. در بین این افراد حتی کسانی بودند که کلاس پنجم ابتدایی را در نظام پیش گذرانده یا چندین یا دوره پیکار با بی سوادی را طی کرده بودند.
بررسی مسائل سوادآموزی ایران قبل از انقلاب اسلامی
مبارزه با بی سوادی در ایران سالهاست که موضوع برنامه های مختلف است و دولتهای وقت، سوادآموزی جمعیت بی سواد کشور را همواره یکی از اولویتهای ملی اعلام کرده اند. از این رو طی سالیان متمادی با وجود صرف بودجه سنگین و بهره گیری از نیروی انسانی و امکانات مختلف نه تنها جهل و نادانی ریشه کن نشد، بلکه روز به روز بر تعداد افراد بی سواد جامعه نیز افزوده شد. در طی این مدت سازمانهای مختلفی برای باسوادکردن بی سوادان تشکیل شدند. این سازمانها هر یک با مشکلات متعددی روبرو بودند و با تأسیس هر سازمان جدید مشکلات مربوط به سازمانهای سابق نیز به آن افزوده شد. در این بخش مروری کوتاه بر سازمان های سوادآموزی قبل از انقلاب خواهیم داشت.
تعلیمات اکابر
تعلیمات اکابر، اولین سازمانی بود که به طور رسمی مسئولیت آموزش بزرگسالان را در ایران به عهده گرفت. این سازمان در سال 1351 تأسیس شد و مقرر گردید در تمام مدارس روزانه، کلاسهای شبانه مخصوص باسواد کردن بزرگسالان تشکیل شود. اداره تعلیمات اکابر یکی از ادارات وزارت معارف محسوب می شد و رئیس آن از طرف وزیر معارف انتخاب می شد. وظایف این اداره به شرح زیر به ظاهر بسیار منطقی و مؤثر تعیین شده بود.
1- تهیه و طرح برنامه تعلیمات اکابر
2- تعیین میزان نیاز کشور به کلاسهای اکابر و پیش بینی آن در بودجه های سالانه
3- تشکیل و اداره کلاسهای اکابر در تمام نقاط کشور
4- بازرسی مداوم از کلیه کلاسهای اکابر توسط بازرسهای ثابت و سیار و تهیه دستورالعملهای لازم برای آنان
طبق اساسنامه وزارت معارف موظف بود در تمام نقاط کشور در هر یک از دبستانهای شش یا چهار کلاسه دولتی، مدرسه اکابر تأسیس کند. این مدارس در هفته شش شب و هر شب دو ساعت دایر و متناوباً هر سه شب مخصوص آموزش یک گروه از بزرگسالان بود به نحوی که در هر مدرسه دو دوره کلاسهای شبانه دایر شد.
بررسی مسایل و مشکلات سوادآموزی در این دوره نشان می دهد که مدیریت و برنامه ریزی سواد آموزی دارای نقایص کلی و اساسی بود از جمله بسیاری از بندهای اساسنامه تعلیمات اکابر اصلاً به اجرا درنیامد و برخی ناقص و محدود اجرا شد.
محتوای آموزشی حاوی مطالبی بود که با نیازها و علایق بزرگسالان فاصله زیادی داشت و چون روش تدریس کتاب روش تحلیلی با تأکید بر یادگیری حروف الفبا بود هیچ گونه علاقه و انگیزه ای را نمی توانست در بزرگسالان بی سواد ایجاد کند. به علاوه این روش برای آموزش زبان فارسی بسیار نامناسب بود.
فعالیت کلاسهای اکابر تا شهریور ماه سال 1320 یعنی تا زمان سقوط رضاخان ادامه داشت و در این تاریخ کلاً منهل شدند.
آموزش سالمندان
با در نظر گرفتن جو سیاسی- اجتماعی آن زمان و وقوع جنگ جهانی، فعالیت های سوادآموزی برای مدت طولانی متوقف شد ولی در سال 1322 پس از یک رکورد بلندمدت، کلاسهای سوادآموزی بزرگسالان تحت عنوان «آموزش سالمندان» شروع به کار کرد.
این کلاسها وابسته به وزارت آموزش و پرورش بودند.
در فاصله سالهای 1320-1335 برداشت تازه ای از آموزش بزرگسالان تحت عنوان تعلیمات اساسی در جهان مورد توجه قرار گرفت. بنیانگذار این تفکر و مجری آن سازمان علمی- فرهنگی- تربیتی سازمان ملل متحد یعنی یونسکو بود که برای اولین بار برنامه ای آزمایشی را در کشورهای مصر- هندوستان، فیلیپین و مکزیک به اجرا درآورد از این رو هیأتی به هندوستان اعزام شد. پس از مراجعت این هیأت با استفاده از اطلاعات آنان برنامه ای به طور آزمایشی در چند استان کشور به مرحله اجرا گذاشته شد. برای اجرای این برنامه از هر استان چهار شهرستان و از هر شهرستان یک روستا در نظر گرفته شد.
پس از انتخاب روستاهای مورد نظر، افرادی با نام «مربی تعلیمات اساسی» از میان معلمان محلی هر استان انتخاب شدند تا پس از کارآموزی به روستاهای محل مأموریت خود بروند. سرپرستان این برنامه از میان کارکنان آموزش هر استان انتخاب می شدند که وظایفشان به شرح زیر بود:
1- نظارت بر حسن اجرای برنامه.
2- انتخاب مربیان تعلیمات اساسی
3- انتخاب مراکز فعالیت در شهر و روستا
4- تشکیل کنفرانسهای سالیانه جدید
5- تشکیل کلاس کارآموزی مربیان جدید
6- جلب همکاری سازمانها و موسسات دولتی جهت اجرای برنامه
طبق آمار موجود برنامه تعلیمات اساسی با شرکت 114 سرپرست، 209 مربی و 88 آموزگار زن و مرد در 731 روستای انتخابی به مرحله اجرا گذاشته شد.
این برنامه با توجه به هزینه اجرایی سنگینی که در برداشت، در سال 1320 متوقف شد و اداره آن به «بنگاه عمران» وزارت کشور محول شد. «بنیاد خاور نزدیک» فعالیت های خود را از سال 1328 در منطقه ورامی متمرکز ساخت.
تعلیمات این بنیاد بر پایه آگاهی های شغلی و اجتماعی بنا گذارده شده و هدفش این بود که از حدود خواندن و نوشتن فراتر رود و به رشد آگاهی مردم در زمینه بهداشت و تندرستی، کشاورزی، خانه داری و تربیت کودک و صنایع دستی بپردازد. اگرچه کلیه این اهداف به نتیجه نرسید و در عمل آموزش سواد با همان اهداف گذشته ادامه یافت ولی حداقل برای اولین بار مفهوم آموزش بزرگسالان به مفهوم واقعی خود نزدیک شد.
یکی از مسائل عمده این برنامه وابستگی های فرهنگی با کشورهای پیشرفته بود علاوه بر این اجرای این برنام هزینه سنگینی در بر داشت و در نتیجه گسترش آن در همه مناطق امکان پذیر نبود.
آموزش بزرگسالان
سومین سازمان رسمی و وابسته به دولت که مسئولیت سوادآموزی بزرگسالان را در ایران به عهده گرفت سازمان «آموزش بزرگسالان» بود در سال 1335 با استفاده از تجارب گذشته، فعالیتهای کلاسهای آموزش بزرگسالان از سر گرفته شد و به ظاهر کوشش جدید و دامنه دار برای گسترش و هماهنگی سوادآموزی بزرگسالان آغاز شد.
در این دوره علاوه بر وزارت فرهنگ اجرای برنامه های آموزش بزرگسالان را به عهده داشت. وزارتخانه های دیگری مثل کشاورزی کار، جنگ و سازمانهایی از قبیل بنیاد خاور نزدیک، اداره کل امور اجتماعی و عمران روستایی، ارتش، بانک عمران و سازمان پیشاهنگی نیز در امر سوادآموزی بزرگسالان مشارکت داشتند.
کلاسهای آموزش بزرگسالان تا سال 1345 به کار خود ادامه داد ولی افزایش سریع جمعیت کشور و رقم چشمگیر بزرگسالان بی سواد و همچنین عدم توانایی دولت و کلاسهای در تحت پوشش گرفتن بی سوادان، خود گویایی عدم موفقیت برنامه های مبارزه با بی سوادی بود. به همین جهت به ویژه به دلیل طرح مسأله بی سوادی ایران در سطح بین المللی، اقدامات ظاهراً دامنه داری با نامهای ابتکاری فریبنده از جمله سپاه دانش، کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی و جهاد ملی سوادآموزی به مرحله عمل درآمد.
کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی
در سال 1343 یعنی دو سال پس از تشکیل سپاه دانش، کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی تشکیل شد. در این تاریخ هنوز تعداد بی سوادان، مخصوصاً در میان طبقات فعال جامعه از جمله کشاورزان و کارگران و اصناف بسیار زیاد بود. این امر بر معضلات اقتصادی کشور می افزود.
از این رو بدون استفاده از تجارب گذشته، تنها راه حل، تشکیل سازمان جدید به نام کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی تشخیص داده شد تا مسئولیت از بین بردن بی سوادی را در میان اقشار مختلف جامعه به عهده داشته باشد.
به موجب اولین اساسنامه مصوب سال 1343 وظایف و اختیارات کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی به شرح زیر تعیین شد.
1- تهیه طرح های لازم برای تعمیم سواد در کشورت و اجرای آنها راساً با توسط سازمانهای دیگر.
2- تشکیل کمیته های محلی پیکار با بی سوادی
3- تشکیل کنفرانسها و سمینارهای مربوط به پیکار با بی سوادی و همکاری با سازمانهای یونسکو و سایر مراکز آموزشی جهان
4- بازرسی و نظارت در حسن انجام وظیفه و اقدامات کمیته های محلی پیکار با بی سوادی و صدور تعلیمات لازم
5- بسیج مردم، روشن کردن افکار عمومی، ایجاد محیط مساعد، جلب همکاری و شرکت مؤثر عموم مردم در امر پیکار با بی سوادی
6- اقدام در زمینه تأسیس مرکز تحقیقات و مراکز تربیت معلم و هرگونه تشکیلات و سازمانهای آماری و اداری که برای اجرای هدفهای مورد نظر گرفته باشد.
فعالیتهای کمیته پیکار جهانی  با بی سوادی به سه دوره تقسیم شده است:
الف) دوره آزمایشی که از دی ماه 1343 تا شهریور 1344 ادامه داشت.
ب) دوره گسترش فعالیتها که از شهریور 1344 تا مهر 1349 ادامه داشت.
ج) دوره واگذاری فعالیتها.
به این ترتیب فعالیت های اصلی کمیته ملی پیکار جهانی به بی سوادی از سال 1345 و همزمان با برنامه عمرانی چهارم آغاز شد. در این دوره چندین طرح به تصویب رسید و بودجه قابل ملاحظه ای را به خود اختصاص داد که یکی از مهمترین آنها «طرح پیکار با بی سوادی» بود. به موجب این طرح قرار بود طی 5 ساله 1347 تا 1351 در حدود 5/4 میلیون نفر از طریق سپاه دانش و کمیته پیکار با بی سوادی با سواد شوند تا درصد جمعیت باسواد در گروه سنی 10-45 ساله از 35 درصد به 60 درصد افزایش می شدند. هدفهای کیفی این طرح، تعلیم خواندن و نوشتن و ریاضیات پایه افراد بی سواد و ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار اجتماعی و اقتصادی افراد با استفاده از کتابها و نشریات ذکر شده است.
در سال 1348 با توجه به عدم موفقیت در امر سوادآموزی تصمیمی گرفته شد که وظایف اجرایی کمیته پیکار با بی سوادی به سازمانهای مربوط محول شد و کمیته تنها نقش ستاد هماهنگی و برنامه ریزی، نظارت و ارزشیابی را به عهده داشته باشد.
از این رو سوادآموزی بزرگسالان (افرادی که در سنی 35-13) سال بودند و سوادآموزی کودکان واجب التعلیم به وزارت آموزش و پرورش، سوادآموزی روستاییان به وزارت تعاون و امور روستاها، آموزش کارگران بی سواد به وزارت کار و امور اجتماعی و سوادآموزی زنان به سازمان زنان واگذار شد.
در طی مدتی که کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی مستقیماً مسئولیتهای اجرایی را بر عهده داشت بیش از 3 میلیون نفر در کلاسهای پیکار نام نویسی کردند و از این تعداد تنها حدود یک میلیون نفر موفق به گذراندن امتحانات دوره اول شدند.
بخش دوم: بررسی مسائل و مشکلات سواد آموزی ایران پس از انقلاب اسلامی
مسائل و مشکلاتی که نهضت سوادآموزی به شکلی با آن درگیر بوده است و در بسیاری از موارد سبب پایین آمدن کارایی و کیفیت سوادآموزی شده است طی چند بند به ترتیب زیر خلاصه و جمع بندی می شود:
1- عدم استقبال مطلوب بی سوادان از مشارکت در امر فراگیری سواد و دانش که این مسئله می توان معلول علل بسیار از جمله عوامل ذیل باشد.
الف) فقر مادی و معنوی
ب) بر دوش داشتن مسئولیت سنگین خانواده و تأمین معیشت آنان.
ج) درگیربودن با مسائل اقتصادی و اجتماعی و شغلی
د) آثار سوء سیاستهای رژیم گذشته و بی اعتمادی نسبت به کلاسهای سوادآموزی
هـ ) عیب و عار دانستن شرکت در کلاسها در سنین بالا به خاطر سرزنشها با تمسخر دیگران
و) بی اعتمادی بزرگسالان نسبت به تواناییها و استعدادهای خود و این اندیشه که دیگر زمان آموزش و یادگیری آنان گذشته است و فایده ای در باسوادشدنشان نیست.
ز) وجود این توهم و انتظار که پست و مقام و ثروت الزاماً بایستی به دنبال سواد حاصل شود و طبیعتاً چون همیشه این امر میسر نیست امر آموزش و تحصیل را نیم کاره رها می سازند.
ح) کمبود امکانات مادی و نیروی انسانی لازم در امر آموزش و پروش کودکان واجب التعلیم و در نتیجه دلسرد شدن والدین نسبت به سوادآموزی و پیگیری آموزش خویش چرا که تحصیل فرزندانشان را بر خود مقدم می دانند و انتظار دارند اگرنیرو و هزینه ای صرف می شود ابتدا برای آموزش کودکانشان می باشد.
ت) مهمتر از همه این که هنوز در بی سوادان این باور به وجود نیامده است که بی سوادی چه نقیصه بزرگی است و تا چه میزان در عدم پیشرفت جامعه از ابعاد مختلف اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی تأثیر دارد و سبب به وجود آمدن چه مسائل و مشکلات عمده ای برای خود و خانواده آنان و در نهایت برای جامعه خواهد شد تا در صدد مقابله با آن برآیند.
2- پراکندگی جمعیت، شرایط جغرافیایی متفاوت، وجود زبان و فرهنگهای قومی گوناگون.
3- کمبود نیروهای آموزشی مخصوصاً در استانهای محروم و به ویژه در روستاها و مناطق دورافتاده و همچنین عدم توانایی نهضت در جذب و نگهداری نیروی انسانی لازم به دلیل پایین بودن میزان حقوق و مزایای آموزشیاران و کادر نهضت سوادآموزی و عدم ثبات شغلی آنان به حدی که اعضای این نهاد اطمینانی نسبت به آینده شغلی خود ندارند. در نتیجه با فراهم شدن امکان جذب و استخدام در سازمانهای دیگر، به فعالیت خود در نهضت سوادآموزی خاتمه می دهند.
این امر به طور مداوم سبب جذب و استخدام افراد جدید و بی تجربه در نهضت سوادآموزی می شود و این نهاد را از وجود نیروها و کادرهای مجرب محروم می سازد.
4- اولویت نداشتن امر سوادآموزی در برنامه ها به دلیل این که جامعه درگیر مسائل و مشکلات عمده تری بوده است.
5- عدم توفیق در برنامه ریزی دقیق آموزشی، پژوهشی و تبلیغی
6- عدم هماهنگی ارزش تحصیلی دوره های آموزشی نهضت سوادآموزی با آموزش و پرورش که ادامه تحصیل نوآموزان را در بسیاری موارد غیرممکن می سازد. از سوی دیگر برای ایجاد نسبی، سطح آموزش دوره تکمیلی و کتب مربوط نسبتاً مشکلتر از حد انتظار و مهارتهای آموخته شده قبل بزرگسالان است.
7- به دلیل عدم وجود امکانات و تسهیلات لازم برای پیگیری آموزش بزرگسالان، اکثر سوادآموزان، پس از مدت کوتاهی مطالب آموخته شده را فراموش می کنند و با وجود صرف هزینه، امکانات مادی و نیروی انسانی جامعه از یک سو و تلاشها و از خودگذشتگی بزرگسالان در زمینه سوادآموزی و رسیدن به مرحله باسوادی از سوی دیگر. گرچه نمشان در فهرست اسامی باسواد جامعه رقم می خورد ولی عملاً بی سوادند و نمی توانند از مهارتهای آموخته شده قبلی خویش در حل مسائل و مشکلات اجتماعی- اقتصادی، فرهنگی و شغلی استفاده کنند. این امر سبب ایجاد نگرشهای منفی بسیاری در بزرگسالان می شود. از جمله این که اولاً اعتماد آنان را نسبت به تواناییها و مهارتهای خویش به حداقل می رساند. ثانیاً نظر منفی نسبت به برنامه های سوادآموزی و آموزش بزرگسالان پیدا می کنند، ثالثاً اثرات سوئی در بزرگسالان بی سوادی که هنوز به کلاسهای سوادآموزی راه نیافته اند خواهد داشت، چرا که خود را با افراد دوره دیده یکسان و مشابه می بینند و شرکت در کلاسهای سوادآموزی را بی فایده و غیرضروری ارزیابی می کنند.
8- کمبود امکانات نهضت سوادآموزی نیز سبب بروز مسائل و مشکلات از جمله موارد زیر است که در نهایت از کیفیت و کارآیی برنامه های سوادآموزی می کاهد.
الف) یکسان بودن کتابها، محتوا و مواد و روشهای آموزش در شهر و روستا برای کلیه افراد بدون در نظر گرفتن اختلاف موجود در سن، جنس، قشر اجتماعی و فرهنگی، زبان و غیره.
ب) عدم جذب نیروهای متخصص چه در داخل تشکیلات از جهت ادامه خدمت و چه در خارج از تشکیلات از نظر همکاری و هماهنگی در امر سوادآموزی.
ج) عدم توجه به همگن بودن گروه وجود اختلاف چشمگیر از جمله تفاوتهای بسیار زیاد سنی، سبب کاهش انگیزه و رغبت بزرگسالان برای شرکت در دوره های سوادآموزی و استفاده بجا و مناسب آنان از برنامه های آموزشی است.

 
« فصل سوم »
روش پژوهش

در این فصل روش تحقیق، جامعه نمونه و روش نمونه گیری، روش جمع آوری اطلاعات و روشهای آماری مورد بررسی قرار می گیرد. این تحقیق با روش همبستگی انجام گرفته است. بدین معنی که رابطه برخی از شاخص ها (باورهای فرهنگی، وضع اقتصادی، سن، علاقه و)
جامعه نمونه و روشهای نمونه گیری
کلیه سوادآموزان و آموزشیاران شهرستان نیشابور در سال 82-81 می باشد.
بر اساس جامعه تحقیق، نمونه ها نیز از دو گروه تشکیل می شوند. گروه اول نمونه هایی هستد که از میان مسئولین نهضت سوادآموزی و همچنین آموزشیاران انتخاب و مورد پرسش قرار گرفته اند. گروه دوم از میان سوادآموزانی که در دوره مقدماتی و تکمیلی به امر آموزش و یادگیری اشتغال داشتند، انتخاب شدند و نمونه های گروه دوم نیز با استفاده از روش تصادفی انتخاب شده اند. به این صورت که از میان سوادآموزان نهضت سوادآموزی در روستای زرداب 100 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند.
روشهای جمع آوری اطلاعات
برای گردآوری اطلاعات و داده های تحقیق از روشهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. نمونه هایی که جهت جمع آوری اطلاعات برای این بخش از تحقیق مورد استفاده قرار گر فتند گروهی از آموزشیاران و مسئولین سوادآموزی از یک سو گروهی از بزرگسالان بی سواد و نوسواد از سوی دیگر بودند. برای کسب اطلاعات از نوسوادانی که در دوره تکمیل به فراگیری اشتغال داشتند از روش پرسشنامه ای استفاده شد. اما نمونه های انتخابی از دوره مقدماتی، به دلیل این هنوز باسواد نشده بودند و مشکلات زیادی در خواندن و نوشتن پرسشنامه داشتند که از طریق مصاحبه و با کمک آموزشیاران خود پرسشنامه را تکمیل نمودند.
روشهای آماری
در هر بررسی، برای تجزیه و تحلیل یافته ها متناسب با روشی که اجرای آن بررسی انتخاب شده است، از روشهای آماری متفاوت استفاده می شود، علاوه بر این برای به کار بردن مقایسه های آماری و تبدیل کیفیبات به کمیات که جهت بررسی یافته ها ضروری است، از روش نمره گذاری که در این محاسبات به کار می رود استفاده شده است.
روش نمره گذاری در مورد پرسشنامه هایی که گونه های آن دارای گزینه هایی هستند که می توان آن را بر روی یک «پیوستار» (زیاد-کم) نشان داد به کار می رود. به این ترتیب که می توان به گزینه زیاد عدد 3 و به گزینه های «متوسط» و «کم» به ترتیب 2 و 1 داد. به عنوان مثال اگر 100 پاسخ دهند به سئوالی به شکل زیر پاسخ داده باشند.
جدول شماره (1)                        روش نمره گذاری
گزینه ها
زیاد
متوسط
کم
جمع کل
تعداد
3
2
1
تعداد
60
30
10
100
نمره آن به شرح زیر از جاصل جمع نمرات گزینه ها به دست می آید:
180= 3 * 20                
مجموع نمرات فوق عدد 250 می باشد. حال با توجه به این که حداکثر نمره ای که این پرسش می تواند به دست آورد عدد 300 است (3*100) یعنی اگر تمامی پاسخ دهندگان گزینه زیاد را انتخاب کرده باشند، می توان بین نتیجه به دست آمده از سئوال فوق (250) و حداکثر نمره ممکن (300) مقایسه به عمل می آورد. برای تسهیل امر مقایسه، نتایج به دست آمده به مقیاس 1 تا 100تبدیل شده است. در مثال فوق حاصل در مقیاس 1 تا 100 استفاده از روش (تناسب) به شرح زیر به دست می آید.
 
100
300
X
250
   

 
این نمره نهایتاً پس از گرد شدن به 83 تغییر و مبنای محاسبه و مقایسه قرار می گیرد.

 
 « فصل چهارم »
یافته های پژوهشی

در این بخش با استفاده از پاسخ هایی که نوسوادان به سئوالات پرسشنامه داده اند و همچنین پاسخ سوادآموزان به پرسشهایی که در مصاحبه مطرح شده است. بخشی از مشکلات مربوط به آموزش و یادگیری آنان آشکار می شود.
جدول شماره 1 زمانی را که بزرگسالان با توجه به مشغولیتها و محدودیتهای خود برای تشکیل کلاسها مناسب می دانند نشان می دهد.
جدول شماره 1- زمان مناسب برای تشکیل کلاسها و ضرورت تغییر کلاس با تغییرفصل
فراوانی
12-11
15-13
16-14
17-13
جمع کل
بلی
خیر
تعداد
 
 
79
20
99
25
74
درصد
 
 
80
20
100
25
75
تطبق اوقات فراغت سوادآموزان با ساعت تشکیل کلاس
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
 
 
11
32
56
99
 
همانطور که جدول فوق نشان می دهد اکثر بزرگسالان زمان مناسب برای رفتن به کلاس را ساعات 14 الی 16 بعد از ظهر می دانند ضمناً یک چهارم آنان معتقدند که با تغییر فصل که در نتیجه آن بعدازظهرها طولانی تر یا کوتاه تر می شود لازم است ساعات کلاسهای درس نیز تغییر می کند.

جدول شماره 2- تأثیر ویژگیهای آموزشیار بر یادگیری سوادآموزان.
نوع پاسخ
بلی
خیر
جمع کل
 
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
تأثیر سن آموزشیار
17
17
82
83
99
100
تأثیر محلی بودن آموزشیار
85
86
14
14
99
100
تأثیر خوشرویی و خوش اخلاقی آموزشیار
99
100
-
-
99
100
 
با اینکه سن آموزشیار تأثیر زیادی بر یادگیری اکثر نمونه ها نداشته است اما 17% از سوادآموزان اشاره می کردند که آموزشیاران، مسن تر هماهنگی بیشتری با آنان دارند اما در زمینه محلی بودن آموزشیار اکثر نمونه ها (86) درصد معتقد بودند که محلی بودن آموزشیار و هماهنگ بودن او از نظر ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی با آنان تأثیر غیرقابل انکاری بر یادگیریشان دارد و سبب تفاهم بیشتر و سهولت ارتباطشان با او می شود. ضمناً کلیه پاسخ دهندگان اعتقاد داشتند که برخورد صحیح و خوشرو بودن آموزشیاران یادگیری آنان را تسهیل می کند.

جدول شماره 3- گرایش نمونه ها به آموختن مواد مختلف
نوع
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
مهارتهای حرفه ای
59
60
16
16
14
24
99
100
مهارتهای خواندن و نوشتن
95
96
4
4
-
-
99
100
مطالب مذهبی
91
92
8
8
-
-
99
100
مطالب سرگرم کننده
50
51
28
28
21
21
99
100
مطالب اجتماعی
86
86
11
11
2
2
99
100
 
بررسی نظارت نمونه ها در مورد محتوا و مطالب مورد علاقه شان نشان می دهد که آنان در درجه اول به فراگرفت مهارت های خواندن و نوشتن گرایش دارند.
مطالب مذهبی، مطالب اجتماعی، مهارتهای حرفه ای به ترتیب از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار بوده اند. نتایج نشان می دهند ضمن آن که نیمی از پاسخ دهندگان به مطالب سرگرم کننده اظهار علاقه کرده بودند ولی بقیه برای مطالب سرگرم کننده اهمیت کلی قائل بودند.

جدول شماره 4- تأثیر سواد در ابعاد مختلف زندگی نمونه ها
نوع
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
تأثیر سواد به ترتیب فرزندان
99
100
-
-
-
-
99
100
تأثیر سواد بر پیشرفت تحصیلی فرزندان
99
100
-
-
-
-
99
100
تأثیر سواد در حل مشکلات زندگی
73
74
20
20
6
6
99
100
تأثیر سواد در تفکر عمیق تر و شرکت در امور اجتماعی
70
71
24
24
5
5
99
100
تأثیر سواد در افزایش میزان درآمد
52
53
31
31
16
16
99
100
 
به اعتقاد کسانی که در کلاسهای نهضت سوادآموزی شرکت می کنند، سواد تأثیر عمده ای در ابعاد مختلف زندگی فردی دارد. پاسخ دهندگان بیشترین تأثیر را در تربیت فرزندان و پیشرفت تحصیل آنان و افزایش و بهبود موقعیت اجتماعی خودشان از سوی دیگر می دانستند. در حالی که نقش مواد در حل مشکلات زندگی و کسب تفکر عمیق تر درباره ی امور اجتماعی و شرکت فعالانه تر در این امر را کمتر می دانستند. بیش از نیمی از پاسخ دهندگان معتقد بودند که سواد در افزایش میزان حقوق و درآمدشان تأثیر حتمی دارد.

جدول شماره 5- میزان رضایت نمونه ها از عوامل مختلف در سوادآموزی
نوع
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
میزان رضایت از کتابهای درسی
36
36
47
48
16
16
99
100
میزان رضایت از طول مدت کلاس
52
53
34
34
13
13
99
100
میزان رضایت از آموزشیاران
71
72
8
8
20
20
99
100
میزان فعالیت از توانایی خود در امر یادگیری
6
6
46
47
41
41
99
100
برآورده شدن خواسته های نوسوادان در کلاسها
12
12
46
47
41
41
99
100
میزان رضایت از شرایط جسمانی هنگام انجام تکالیف درسی
56
57
37
37
6
6
99
100
 
همان گونه که جدول فوق نشان می دهد پاسخ دهندگان بیشترین خود را از آموزشیاران خویش ابراز داشته اند. نیمی از آنان از طول مدت کلاسها رضایت کامل داشتند در حالی که نیمی دیگر نمونه ها مدت کلاسها را کوتاه می دانستند و ابراز می داشتند که نمی توانند کلیه مطالب را در این مدت کوتاه به طور کامل بیاموزند. علاوه بر این میزان رضایت از کتابهای درسی در مرحله متوسط می باشد و نوسوادان محتوا و مطالب کتابها را تا حدودی مورد نیاز خود می دانند. آنچه بیش از همه سبب عدم رضایت نمونه ها می شد، در درجه اول عدم توانایی کامل در حفظ و یادگیری مطالب و در درجه دوم برآورده شدن خواسته های آنان بود.
جدول شماره 6 : اهمیت تشویق
نوع
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
نوع تشویق
34
34
18
18
47
47
99
100
همسر
والدین
فرزندان
دوست
خود فرد
جمع
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
26
26
4
4
8
8
9
9
52
52
99
100
 
بررسی نظرات سوادآموزان در زمینه اهمیت تشویق و تأثیر آن در یادگیری نشان می دهد که حدود نیمی از آنان (48%) کسب نمره خوب را بهترین تشویق برای خود محسوب می کنند. تشویق لفظی آموزشیاران از سوادآموزان به عمل می آوردند در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.
درصد کمی از پاسخ دهندگان (18%) برای جوایز مادی در امر یادگیری کاربرد و اهمیت قائل شده اند. هدف از این بررسی پی بردن به این موضوع است که آیا خود سوادآموزان برای شرکت در کلاسهای سوادآموزی محرک خویشند یا عوامل دیگری سبب شرکت در کلاسهای سوادآموزی می شود. پاسخ ها نشان می دهد که اکثر سوادآموزان خود مشوق خویشند اما برخی از سوادآموزان افراد دیگر مشوق خود می دانند.

جدول شماره 7- بررسی میزان ذوق و علاقه سوادآموزان
نوع
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
افزایش ذوق و علاقه سوادآموزان به یادگیری در اثر شرکت در کلاسهای سوادآموزی
13
13
20
20
66
67
99
100
افزایش علاقه به مطالعه روزنامه و کتاب
13
13
34
34
52
53
99
100
افزایش علاقه به مطالعه روزنامه در صورتیکه بخشی از آن به سوادآموزان اختصاص یابد
87
88
10
10
2
2
99
100
 
بررسی ذوق و علاقه سوادآموزان در امر یادگیری نشان می دهد که با شرکت آنان در دوره های آموزشی میزان علاقه به یادگیری افزایش یافته است (67%) و تنها تعداد کمی از آنان (13%) معتقدند که نسبت به قبل از شروع کلاسهای آموزشی، علاقه و اشتیاق بیشتری به یادگیری مطالب دارند.
جدول شماره 8- دلیل بی سواد ماندن سوادآموزان تا سنین بزرگسال
نوع پاسخ
مشکلات اقتصادی
بی علاقگی
ضعف اقتصادی
جمع کل
فراوانی
27
6
66
99
درصد
27
6
67
100
 
بررسی علل بی سواد ماندن بزرگسالان تا سنین بزرگسالی آشکار می سازد که دلیل اصل اکثر پاسخ دهندگان، ضعف فرهنگی و مسائل و مشکلاتی است که در این زمینه در جامعه از قدیم موجود و در میان خانواده ها مخصوصاً خانواده های روستایی ریشه دوانده است. علت مهم بعدی، مشکلات اقتصادی است. حدود یک سوم پاسخ دهندگان علت بی سواد ماندن خود را وجود مشکلات اقتصادی و ضعف مالی خود یا خانواده خود ذکر کرده اند. در حالی که عدم علاقه به یادگیری و تحلیلی درصد بسیار کمی (6%) از پاسخ ها را به خود اختصاص می دهد. این امر نیز بیانگر یکی دیگر از مشکلات موجود در سوادآموزی جامعه ماست.
جدول شماره 9- تطبیق اوقات فراغت بزرگسالان با ساعات تشکیل کلاس
نوع پاسخ
بلی
تاحدودی
خیر
جمع کل
تعداد
4
11
12
27
درصد
15
41
44
100
 
به نظر آموزشیاران و مسئولین نهضت سوادآموزی که مورد پرسش قرار گرفته اند، زمان تشکیل کلاسها در اکثر موارد با اوقات فراغت بزرگسالان مطابقت ندارد و برای آنان مناسب نیست. نظر به این که مناسب نبودن زمان تشکیل کلاس سبب عدم شرکت بزرگسالان در کلاس و غیبت او می شود. حضور در کلاس نیز محل آرامش فکری اوست و این امر نیز به نوبه خود عامل عمده ای در عدم یادگیری بزرگسال است.

جدول شماره10- مقایسه نمرات سوادآموزان با آموزشیاران و مسئولین نهضت سوادآموزی
فراوانی نوع پاسخ متغیر
بلی
تاحدودی
خیر
جمع نمرات
نمره ازصد
زمان مناسب
سوادآموزان
3
2
1
153
5/15
11
32
56
آموزشیاران و مسئولین
4
11
12
46
7/56
گرایش به آموختن خواندن و نوشتن
سوادآموزان
95
4
 
293
6/98
آموزشیاران و مسئولین
17
10
 
71
6/87
گرایش به آموختن مطالب حرفه ای
سوادآموزان
59
16
14
227
4/74
آموزشیاران و مسئولین
6
15
6
39
6/66
گرایش به آموختن مطالب اجتماعی
سوادآموزان
86
11
2
282
9/94
آموزشیاران و مسئولین
2
13
12
44
3/54
گرایش به آموختن مطالب مذهبی
سوادآموزان
91
18
 
282
3/97
آموزشیاران و مسئولین
2
18
7
49
4/60
میزان رضایت از محتوا و مطالب آموزشی
سوادآموزان
36
47
16
218
4/73
آموزشیاران و مسئولین
4
8
15
43
1/53
کاهش توانایی یادگیری
سوادآموزان
59
34
6
251
5/84
آموزشیاران و مسئولین
16
9
2
68
84
کاهش تواناییهای جسمی
سوادآموزان
6
37
56
1485
49/8
آموزشیاران و مسئولین
27
 
 
81
100
اشتیاق به یادگیری
سوادآموزان
13
20
66
145
8/48
آموزشیاران و مسئولین
5
8
14
45
5/55
تأثیر تشویق در جذب و نگهداری بزرگسالان در کلاس
سوادآموزان
86
13
 
284
6/95
آموزشیاران و مسئولین
18
7
2
70
4/86
 
همانگونه که جدول فوق نشان می دهد زمان تشکیل کلاسها هم از نظر آموزشیاران و هم از نظر سوادآموزان زمان مناسبی نیست (7/56 و 5/51) جدول فوق مشخصه های آماری دو گروه را از طریق محاسبه متغیرهای ارائه شده در جدول شماره 11 نشان می دهد.
مشخصه های آماری گروه های نمونه
میانگین نمرات X
مجذور و انحراف S2 استاندارد
سوادآموزان
229
447
آموزشیاران و مسئولین سوادآموزی
9/55
3/79
 
برای آزمودن فرضیه فوق از شاخص های آماری زیر استفاده می شود:

مجذور انحراف استاندارد بزرگترها=
نتیجه عملیات شاخص فوق به ترتیب زیر است:

ارزشهای بحرانی شاخص آماری F در معادله فوق برای آزمودن اختلاف مجذور انحراف استاندارد دو گروه نمونه استاندارد در سطح معنی دارد a=%1 و a=%5 و با توجه به جدول f عبارتند از 25/2=1%=af      76/1=5%=fa
چون ارزش به دست آمده برای دو گروه نمونه خیلی بیشتر از ارزش بحرانی 25/2=fa است یعنی  25/2=fa>6/5=fc بنابراین نتیجه گرفت که با توجه به اطلاعات جمع آوری شده و با 99 درصد اطمینان، مجذور انحراف استاندارد دو گروه متفاوت است و لازم است برای مقایسه نظرات دو گروه از شاخص آماری زیر استفاده شود.

چون ارزش tc خیلی بیشتر از ارزش بحرانی 4/3=Ta است در نتیجه با بیش از 99 درصد اطمینان فرض صفر رد و فرض خلاف تأیید می شود. یعنی با توجه به اطلاعات به دست آمده اختلاف معنی داری بین میانگین نظرات سوادآموزان با میانگین نظرات آموزشیاران و مسئولین نهضت سوادآموزی موجود است.

 
 « فصل پنجم »
تفسیر و نتیجه گیری

تفسیر و نتیجه گیری
همانگونه که در فصلهای قبل بیان گردید: هدف پژوهش حاضر بررسی عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مشکلات اقتصادی کمبود اوقات فراغت، ضعف فرهنگی و عدم علاقه سوادآموزان به آموزش بیشتری تأثیر در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی دارد و مسائل و مشکلات سوادآموزان باید دقیق مورد بررسی مسئولین نهضت سوادآموزی و دولت قرار گیرد.
پیشنهادات:
1- پیشنهاد می شود که برنامه ریزی دقیق آموزشی، پژوهشی و تبلیغی در اداره نهضت سوادآموزی شهرستان نیشابور به اجرا درآید تا مشکلات برطرف شود.
2- پیشنهاد می شود که دولت و مسئولین نهضت سوادآموزی تبلیغات خود را در مورد سوادآموزی به نحو احسن بالا برند.
3- پیشنهاد می شود که دولت در جهت رفع مشکلات اقتصادی مردم روستاهای شهرستان نیشابور برآیند تا یکی از مشکلات عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی برطرف شود.
4- پیشنهاد می شود که رهبری سیاسی جامعه باید به برنامه های سوادآموزی همچون یکی از عوامل اساسی تحول اجتماعی و رشد اقتصادی اعتقاد داشته باشد و حمایت از فعالیتهای سوادآموزی را به صدور اعلامیه، بیانیه، بخشنامه های گوناگون یا تخصیص بودجه محدود کند.
5- پیشنهاد می شود برنامه ریزی فعالیتهای سوادآموزی باید جامع، فراگیر و دقیق باشد. تعداد دو گروه سنی سوادآموزان و خصوصیات آنان، انواع و دامنه برنامه های سوادآموزان در مناطق مختلف بودجه و نیروی انسانی مورد نیاز مشخص شوند.
6- پیشنهاد می شود که مسئولین نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور باورهای فرهنگی مردم را نسبت به سوادآموزی و نهضت سوادآموزی تغییر دهند.
7- پیشنهاد می شود که دوره های پیگیری سواد را همزمان با برنامه های سوادآموزی برنامه ریزی کرد و سازمان داد.
محدودیت ها
1- عدم دسترسی به آمارهای جدید در زمینه تعداد بی سوادان و همچنین فقدان یا کمبود آمارهای دقیق که بر اساس محاسبات عملی و تعاریف از پیش تعیین نشده به دست آمده باشند.
2- عدم تمایل برخی از مسئولین و دست اندرکاران سوادآموزی و در دسترس نداشتن اسناد و مدارک دقیق مربوط به کلیه فعالیتهای نهضت سوادآموزی.
3- جامعه تحقیق مربوط به شهرستان نیشابور است و به دلیل کمبود وقت در روند مصاحبه با تک تک نوسوادان تعداد نمونه های تحقیق نیز محدود است.
این تحقیق به منظور پروژه تحقیقاتی دوره کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور می باشد. خواهشمند است به سئوالات زیر پاسخ و از ذکر نام خودداری نمایید.

موضوع تحقیق: بررسی عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان خواف
سن:                              جنس:                           مدت تدریس:
1- آیا به شما سوادآموزی در زندگی اهمیت می دهید.
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
2- آیا مشکلات اقتصادی سوادآموزان در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
3- آیا باورهای فرهنگی مردم در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی مؤثر است؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
4- آیا کمبود اوقات فراغت در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
5- آیا ضعف جسمانی سوادآموزان در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
6- آیا علاقه سوادآموزان به سوادآموزی در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
7- آیا برخورد آموزشیار با سوادآموزان در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
8- آیا تبلیغات و تشویقها از سوی نهضت در استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی مؤثر است؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
9- آیا سن آموزشیار با در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□
10- آیا نحوه ارزشیابی در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای سوادآموزی تأثیر دارد؟
خیلی زیاد □                  زیاد□               متوسط□                       کم□                خیلی کم□

منابع و مآخذ
1- آیین نامه آموزشی و امتحانات دوره های مقدماتی و تکمیلی، نهضت سوادآموزی، 1362
2- پیکار با بی سوادی، محمد اسحاق افکاری
3- برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، 1362-1366 «اهداف نهضت سوادآموزی»
4- شرح کوتاهی بر نهضت سوادآموزی، دفتر مرکزی نهضت سوادآموزی
5- دربندی ابوالقاسم «در تحولات وضع سواد در ایران گزیده مطالب آماری»
6- قاسمی احمد، سوادآموزی بزرگسالان، کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی
7- نفیسی، عبدالحسین، «تأمین هزینه های آموزش و پرورش در کشورهای در حال توسعه» گزیده مسائل اجتماعی- اقتصادی» ترجمه
8- مسائل و مشکلات سوادآموزی در ایران، دکتر زهرا صباغیان
9- پیکار جهانی سوادآموزی، پرویز همایون پور
10- عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی حسن خوشکردار

اتشکده پیر سبز چکچک، اردکان

اتشکده پیر سبز چکچک، اردکان 

چک چک یا زیارتگاه پیر سبز ، یکی از مهمترین زیارتگاه های زرتشتیان جهان است که در 43 کیلومتری شرق اردکان در استان یزد واقع شده است. زرتشتیان در استان یزد زیارتگاه های متعددی دارند و نزد ایشان ارزش آن ها با هم برابری می کند اما به دلیل موقعیت جغرافیایی و شکل منطقه، زیارتگاه چک چک از معروفیت بیشتری برخوردار بوده و هرساله میزبان هزاران نفر از مردم کشورمان و سایر نقاط جهان است. برای ورود به زیارتگاه، به نشانه احترام، باید کفش ها را از پا درآورد و کلاه بر سر نهاد. قبل از ورود به زیارتگاه تابلوهایی وجود دارد که نشان می دهد برای ورود به زیارتگاه باید پاک بود، همانطور که در دین اسلام نیز ورود بانوانی که دارای شرایط خاص هستند به مساجد ممنوع است، در این مکان نیز نکات فوق باید رعایت گردد. در داخل زیارتگاه که به شکل دهانه غار است تنه درخت چنار کهنسالی وجود دارد. کف زیارتگاه با سنگ مرمر پوشیده شده و از بخشی از سقف قطرات آب چکه چکه بر زمین می ریزد و احتمال نام گذاری این محل نیز شاید از همین رو باشد. چند شعله شمع بطور دائم در زیارتگاه روشن است و محلی برای سوزاندن عود یا چوب مقدس وجود دارد. همانند بسیاری از زیارتگاه های سایر ادیان، تصاویری از بزرگان دین زرتشتی زینت بخش محوطه کوچک زیارتگاه است. سقف زیارتگاه سنگی است. در کف محوطه ظرف هایی برای جمع آوری آب گذاشته اند که بخشی از آن جهت تبرک به زائرین اهدا می شود و بخشی دیگر نیز به مصرف خوراکی می رسد. همه ساله در 27 خرداد ماه زرتشتیان از سراسر جهان در این مکان گرد هم می آیند و به دعا و نیایش می پردازند. هرچند که در میان عموم شهرت یافته که این مراسم حج زرتشتیان است اما به واقعیت نزدیک نیست. در مجموعه چک چک ساختمان های متعددی مشاهده می گردد. از آنجا که مجموعه چک چک با شهر اردکان فاصله زیادی دارد، این ساختمان ها جهت اسکان و پذیرایی از زائران ساخته و استفاده می شوند. ساخت و نگهداری مجموعه چک چک توسط زرتشتیان داخل و خارج از کشور تامین گردیده و می گردد. موقعیت جغرافیایی: استان یزد، شهرستان اردکان، " 2 5 ' 20 ْ32 شمالی و " 31 ' 24 ْ54 شرقی. ارتفاع از سطح دریا 1730 متر. دسترسی: شهر اردکان 110 کیلومتر با نائین و 55 کیلومتر با یزد فاصله دارد. چک چک در 43 کیلومتری شرق اردکان واقع شده و جاده آن دوطرفه با آسفالت قابل قبول است. درصورتیکه وسیله نقلیه شخصی ندارید می توانید از یزد، میبد یا اردکان خودرو کرایه تهیه نمایید. برای رسیدن به زیارتگاه، لازم است از پله های متعدد و سربالایی با شیب زیاد بالا رفت، لذا صعود و متعاقباً بازگشت از زیارتگاه برای بیماران قلبی عروقی، سالمندان و بیماران با آرتروز پیشرفته زانو مناسب نمی باشد. امکانات رفاهی: از اردکان تا چک چک هیچگونه امکانات رفاهی وجود ندارد. نزدیکترین پمپ بنزین در فاصله 43 کیلومتری است. در زیارتگاه چک چک فروشگاه یا رستوران موجود نیست. سرویس بهداشتی نسبتاً قابل قبول است. توالت فرنگی جهت بیماران و بازدیدکنندگان خارجی وجود ندارد. آب آشامیدنی موجود است اما ترجیحاً آب بهداشتی با خود همراه داشته باشید. آنتن دهی تلفن همراه قابل قبول است. با هماهنگی با مسئول زیارتگاه می توانید شب را در چادر در محوطه اطراق کنید. نزدیکترین هتل ها در اردکان و میبد هستند. برای ورود به زیارتگاه نیازی به تهیه بلیط نیست. بروشور موجود نیست. امنیت منطقه: منطقه اردکان از ضریب امنیتی بالایی برخوردار است. هرچند در زمان های غیر فصل و خلوت، توصیه می شود به علت خلوتی جاده، شب هنگام در مسیر رفت یا برگشت نباشید. بهترین زمان بازدید: به علت موقعیت کویری، طبیعی است که ماه های خرداد، تیر، مرداد و شهریور گرمای هوا آزاردهنده است. در زمان اجرای مراسم عمومی زرتشتیان ( 27 خرداد ماه ) بازدید صرفاً با کارت دعوت میسر است. بهترین زمان بازدید ماه های فروردین، اردیبهشت، مهر و آبان است. توضیحات: در داخل زیارتگاه نوشته ای تحقیق گونه به دیوار نصب شده که توسط آقای رستم بلیوانی، رئیس سابق انجمن زرتشتیان شریف آباد یزد تهیه گردیده است که بدون هیچگونه اظهار نظر و داوری متن نوشتار در ذیل می آید. { به طوری که در اسناد تاریخی و مذهبی و دیوان خاضع و سینه به سینه محلی به یادگار مانده، در دوران سلطنت یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی چون اوضاع ایران رو به وخامت می رفته، یزدگرد سوم فکری اندیشیده که خاندان خود را از مدائن به یزد که منطقه نسبتاً امنی بوده است کوچ دهد. از این رو به دستور وی شهری با استحکامات آن روز ( حصار و برج و خندق ) برای محافظت تهیه و خاندان خود را از مدائن به یزد کوچ داده است. و امکان دارد اسم یزد از یزدگرد به یادگار مانده باشد. شاید آثار برج و بارو به جا مانده در محله یزاران بقایای شهر فوق الذکر باشد. یزدگرد دو پسر به نام های هرمزان و اردشیر و پنج دختر به نام های شهربانو، پارس بانو، مهربانو،نیک بانو و نازبانو داشت. نام همسرش کتایون بود و خدمه ای به نام مروارید داشت. یزدگرد پس از شکست از مسلمانان به خراسان گریخت و در آنجا به دست آسیابانی کشته شد. با شایع شدن خبر مرگ یزدگرد، خانواده وی در یزد با یکدیگر وداع نموده و هر یک به سمتی از اطراف یزد متواری گردیدند. هرمزان و شهربانو، پسر و دختر بزرگ یزدگرد در حین فرار دستگیر و به عربستان به غلامی و کنیزی برده می شوند. پارس بانو و مهربانو به سمت شمال غربی یزد متواری شدند. این دو در حدود ارجنان از هم وداع نموده ، مهربانو به سمت عقدا گریزان بوده است که بر اثر بی غذایی و رنج راه در عقدا فوت می کند. وی را در گوشه باغی در عقدا دفن می کنند که اکنون به مزرعه مهر معروف است و مردم آن سامان آن را محل مهربانو می نامند و برای وی شمع روشن می کنند. پارس بانو در سمت غربی عقدا به زرجوع رسیده در کوهی غایب می شود. شکاف سنگیِ زیارتگاه را محل غایب شدن پارس بانو می دانند. در گذشته لباس مقنعه مانندی در شکاف سنگ ظاهر بوده که آن را برای تبرک کنده و حفظ نموده اند. نیک بانو ( چک چک ) با مروارید ( هریشت ) در بیابان وداع نموده به سمت کوهی در 37 کیلومتری شرق اردکان رفته که اکنون کوه چک چک نامیده می شود و در این کوه غایب می گردد. آثار لباس مقنعه مانندی در شکاف کوه وجود داشته که آن را برای تبرک کنده اند. این محل، امروز، زیارتگاه زرتشتیان جهان است. در زیارتگاه درخت چنار تنومندی هست که بیش از هزار سال قدمت دارد. گفته می شود این درخت همان عصای نیک بانو ( پیر سبز ) بوده است که با آن به شکاف کوه زده است و پس از آن براثر رطوبت آب شیرینی که از شکاف کوه می چکد، سبز شده است. مروارید ( هریشت ) نیز در کوهی در 17 کیلومتری اردکان در کوهی که امروزه هریشت نامیده می شود، غایب گردیده است. و این مکان نیز از زیارتگاه های زرتشتیان است. نازبانو ( نارکی ) به سمت جنوب یزد متواری شده در کوه تیجنگ غایب شده و آثار زیارتگاه در آنجا موجود است. اردشیر پسر کوچک یزدگرد به همراه مادرش کتایون به سمت خرابه های شرقی یزد متواری شدند. کتایون در پشت حصار یزد که اکنون در خود شهر یزد واقع شده و به ستی پیر معروف است پناه برده و در آنجا در چاهی غایب شده است که اکنون این محل زارتگاه است. اردشیر نیز در شرق یزد در کوهی غایب گردیده که این مکان نیز به زیارتگاه ( نارستانه ) معروف است.} توضیحی در مورد درختان مقدس (پیر ) ها: بسیاری از مسجدها و امام زاده ها و در مورد زرتشتیان، پیر ها، در کنار چنارهای عظیم بنا گشته اند و در بسیاری از روستاها و محلات شهرها، بر درخت های چنار دخیل می بندند و از آنها انتظار معجزه دارند. این معجزات معمولاً برای بچه دار شدن، رهایی از بیماری، رونق کسب و کار و محصول یافتن زمین است. بر اساس مردم شناسی تطبیقی می توان باور داشت که در اعصار بسیار کهن، گمان بر آن بوده است که ارواح مردگان پرقدرت قبیله یا خدایان یا پری ها در آنها می زیستند یا این درخت ها مظهر آنان بودند. برای تقدس این درختان سترگ، در دوره اسلامی، توجیهی تازه یافته اند و برای آنکه ستایش ایشان برخلاف سنت های اسلامی نباشد، اغلب به این نتیجه رسیده اند که در پای این درختان، بزرگمردی، امامزاده ای یا مقدسی به خاک سپرده شده است. این درختان مقدس در گوشه و کنار ایران نیز هست. مثل پیر چک چک، چنار امام زاده صالح و بی بی شهربانو ها. این بی بی شهربانو ها، یک مضمون اسطوره اش این است که ایزدبانو از دست دشمنانش فرار می کند، حالا شده شهربانو یا بی بی . عین این داستان که برای بی بی شهربانو هست، در یزد و دیگر جاهای ایران هم دیده می شود. این یک مضمون پری هاست، پری هایی که می آیند روی زمین و بعد زیرِ زمین پنهان می شوند، پری های شهید شونده اند. این ها کهنه ترین شکل های شهادت الهه های نباتی است که بعد ایزدان نباتی شهیدشونده جای آنها را می گیرند.

راه شاد بودن

راه شاد بودن

در شرایط استرس زا لبخند بزنید لبخند می تواند کلید شادی شما باشد و با کاهش ضربان قلب در شرایط استرس زا و افزایش تولید اندورفین در بدن شما را به ارامش خواهد رساند.
هر فردی در ذهن خود یک تصور خاص از آرامش و شادی دارد. بگردید و عامل خوشحالی خود را بیابید.

برخی افراد با دیدن دوستان و فامیل خود را از غم نجات می دهند و برخی با عبادت. مناجات با خدا و نماز می تواند بهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به شادی و آرامش باشد.


در شرایط استرس زا لبخند بزنید

لبخند می تواند کلید شادی شما باشد و با کاهش ضربان قلب در شرایط استرس زا و افزایش تولید اندورفین در بدن شما را به ارامش خواهد رساند.

بنابراین در شرایط استرس زا مانند گیر کردن در ترافیک سنگین و غیره، لبخند زدن برایتان بسیار مفید خواهد بود.

شرکت در مراسم سخنرانی و گفتگو
در تقویم تان روزهایی را برای رفتن به مراسم های سخنرانی تعیین نمایید. مخصوصا سخنرانی هایی که در آن به بحث های معنوی و شخصیتی مانند اعتماد به نفس، مثبت اندیشی و ... می پردازند. این کار شما را تشویق به شاد بودن و بالا بردن اعتماد به نفس خواهد کرد.
حتی شرکت در مراسم سخنرانی مربوط به مباحث دیگر هم می تواند انگیزه ی شما را برای تلاش و رسیدن به هدف و در نهایت خوشحالی بالا ببرد.


دوستان منفی نگر خود را حذف کنید
همین حالا یک لیست از دوستان منفی نگر خود تهیه کرده و سعی کنید کم کم آن ها را از زندگی خود بیرون کنید. در عوض به دنبال افراد مثبت نگر برای برقراری یک رابطه دوستانه بگردید، افرادی که می توانند به شما انرژی و نشاط دهند و به دوستی شان نیز پایبند باشند.


فعالیت های داوطلبانه انجام دهید
گاهی نیاز است که ما خود را از مشکلاتمان دور کنیم و  به حل مشکلات دیگران بپردازیم. انجام فعالیت های داوطلبانه و خیرخواهانه می تواند شما را به احساس رضایت و خوشنودی برساند و روح تان را نیز به آرامش معنوی نزدیک تر کند.
می توانید با کمک به کودکان بی سرپرست و یا بی خانمان، احساس مفید بودن و شادمانی را به خود القا کنید.

رسیدن به شادی وآرامش

به دنبال افراد مثبت نگر و شاد برای برقراری یک رابطه دوستانه بگردید.

 

با یک دوست قدیمی ارتباط برقرار کنید
ارتباط تلفنی و یا نوشتن پیامک یا ایمیل به یک دوست قدیمی و دعوت او به یک دیدار می تواند به طرز عجیبی، روح و قلب شما را غرق در آرامش نماید. حتما این روش را امتحان کنید.


سطح ویتامین D بدنتان را کنترل کنید
مصرف ویتامین دی به ویژه در زمستان که نور خورشید به میزان کمتری به ما می رسد می تواند به رسیدن به شادی کمک کند. سطح کم این ویتامین موجب افسردگی خفیف می شود.
برنامه غذایی تان را طوری تنظیم کنید که بتوانید در هفته چند بار این ماده ی مهم را دریافت کنید.


گوش کنید و سوال بپرسید
سر کلاس درس به دقت به حرف های استاد و یا معلم تان توجه کنید و هر جا نیاز بود سوال هایتان را از او بپرسید. این کار سبب افزایش اعتماد به نفس و رضایت مندی شما خواهد شد. همچنین استادتان نیز از اینکه شما به حرف های او توجه می کنید بسیار خرسند می شود.


پیاده روی به همراه یک دوست
هفته ای دو بار به همراه دوستتان پیاده روی کنید. توأم شدن ورزش و گفتگو با یک دوست صمیمی شما را شاد خواهد کرد. سعی کنید برای ایجاد تنوع، مسیرهای متفاوت و دشوار را برای پیاده روی انتخاب کنید.


واژگان منفی را از دایره لغاتتان حذف نمایید
واژه هایی نظیر نمیتوانم، هرگز ، نمی خواهم و به خصوص "باید" ، شما را از تلاش برای رسیدن به هدف دور می نماید و به جای آن به کار بردن عباراتی مانند من می خواهم ، من انتخاب می کنم و ... به طور شگفت انگیزی شما را به سمت هدفتان هدایت خواهد کرد و نشاط را به ارمغان خواهد آورد.


کاری را که دوست دارید انجام دهید
کاری را که همیشه دوست داشتید انجام دهید را عملی کنید، مثلا به کلاس نقاشی بروید، اتاقتان را از نو بچینید و ... . همچنین می توانید برای تعطیلات خود برنامه ریزی کرده و شور و نشاط خود را افزایش دهید.


تلویزیون و رایانه را خاموش کنید
لازم نیست این کار را برای همیشه انجام دهید اما بهتر است زمان استفاده از تلویزیون و رایانه را به نصف کاهش دهید.
در این صورت زمان بیشتری را برای تعامل با دوستان و خانواده پیدا خواهید کرد و شادی بیشتری را به خودتان هدیه خواهید داد.


از کتاب های کمکی استفاده کنید
مطالعه ی کتاب ها برای یادگیری روش های شادتر زیستن و مثبت اندیشی، راه های زیادی را برای رسیدن به این هدف پیش رویتان خواهد گذاشت.


خونسرد باشید
هرگز نمی توان رفتار دیگران را پیش بینی کرد، اما تمرین خونسردی به شما کمک خواهد کرد تا با کوچکترین تغییر رفتار یا بدرفتاری کنار بیایید و به هم نریزید.

ش از اينها فكر مي كردم خدا  /  خانه اي دارد كنار ابرها

يش از اينها فكر مي كردم خدا  /  خانه اي دارد كنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها  / خشتي از الماس و خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور   /  بر سر تختي نشسته با غرور

ماه، برق كوچكي از تاج او   /  هر ستاره، پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او ، آسمان  /   نقش روي دامن او ، كهكشان

رعد و برق شب، طنين خنده اش  /   سيل و طوفان، نعره ي توفنده اش

دكمه ي پيراهن او ، آفتاب  /   برق تيغ و خنجر او ، ماهتاب

 

هيچ كس از جاي او آگاه نيست  /   هيچ كس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود  /   از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين  /  خانه اش در آسمان، دور از زمين

بود، اما در ميان ما نبود   /   مهربان و ساده و زيبا نبود

در دل او دوستي جايي نداشت  /   مهرباني هيچ معنايي نداشت

هرچه مي پرسيدم، از خود ، از خدا  /   از زمين، از آسمان، از ابرها

زود مي گفتند: اين كار خداست   /  پرس و جو از كار او كاري خطاست

هرچه مي پرسي، جوابش آتش است  /   آب اگر خوردي ، عذابش آتش است

تا ببندي چشم، كورت مي كند  /   تا شدي نزديك، دورت مي كند

 

كج گشودي دست، سنگت مي كند  /   كج نهادي پاي، لنگت مي كند

تا خطا كردي ، عذابت مي كند  /   در ميان آتش  آبت مي كند000

با همين قصه ، دلم مشغول بود /    خوابهايم ، خواب ديو و غول بود

خواب مي ديدم كه غرق آتشم    /  در دهان شعله هاي سركشم

در دهان اژدهايي خشمگين   /   بر سرم باران گرز آتشين

محو مي شد نعره هايم، بي صدا  /   در طنين خنده ي خشم خدا000

نيت من، در نماز و در دعا  /   ترس بود و وحشت از خشم خدا

هرچه مي كردم ، همه از ترس بود   /  مثل از بر كردن يك درس بود

 

مثل تمرين حساب و هندسه   /   مثل تنبيه مدير مدرسه

تلخ، مثل خنده اي بي حوصله  /   سخت، مثل حل صدها مسأله

مثل تكليف رياضي سخت بود  /  مثل صرف فعل ماضي سخت بود

تا كه يك شب دست در دست پدر  /   راه افتادم به قصد يك سفر

در ميان راه، در يك روستا  /  خانه اي ديدم ، خوب و آشنا

زود پرسيدم : پدر اينجا كجاست؟  /   گفت: اينجا خانه ي خوب خداست!

گفت: اينجا مي شود يك لحظه ماند /   گوشه اي خلوت ، نمازي ساده خواند

با وضويي، دست و رويي تازه كرد   /  با دل خود ، گفت و گويي تازه كرد

گفتمش، پس آن خداي خشمگين  /  خانه اش اينجاست؟ اينجا در زمين؟!

گفت : آري ، خانه ي او بي رياست  /  فرشهايش از گليم و بورياست

مهربان و ساده و بي كينه است  /   مثل نوري در دل آئينه است

 

عادت او نيست خشم و دشمني  /  نام او نور و نشانش روشني

خشم، نامي از نشاني هاي اوست  /  حالتي از مهرباني هاي اوست

قهر او از آشتي، شيرين تر است  /  مثل قهر مهربان مادر است

دوستي را دوست ، معني مي دهد  /  قهر هم با دوست، معني مي دهد

هيچ كس با دشمن خود ، قهر نيست  /   قهري او هم نشان دوستي است 000

تازه فهميدم خدايم ، اين خداست  /  اين خداي مهربان و آشناست

دوستي ، از من به من نزديك تر  /   از رگ گردن به من نزديك تر

آن خداي پيش از اين را باد برد  /   نام او را هم دلم از ياد برد

آن خدا مثل خيال و خواب بود  /   چون حبابي، نقش روي آب بود

مي توانم بعد از اين، با اين خدا  /   دوست باشم ، دوست، پاك و بي ريا

 

مي توان با اين خدا پرواز كرد    /  سفره ي دل را برايش باز كرد

مي توان درباره ي گل حرف زد  /   صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت  /   با دو قطره ، صد هزاران راز گفت

مي توان با او صميمي حرف زد  /  مثل ياران قديمي حرف زد

مي توان تصنيفي از پرواز خواند   /  با الفباي سكوت آواز خواند

مي توان مثل علف ها حرف زد  /  با زباني بي الفبا حرف زد

مي توان درباره ي هر چيز گفت  /   مي توان شعري خيال انگيز گفت

مثل اين شعر روان و آشنا  /   پيش از اينها فكر مي كردم خدا 0 0

                                                 

فامیل علیان

فامیل علیان ساکن محله پایین یا همان خیابان شهید علیان  از طرف پدری همگی نوادگان مرحوم حاج حسین علیان می باشند که در  بیست و چهارم خرداد 1357 به رحمت خدا پیوستند و مزارشان در قبرستان عطاآباد می باشد.

مرحوم حاج حسین علیان فرزند کربلایی کرمعلی بوده اند کربلایی کرمعلی معروف به کل کرم 3 فرزند داشته اند حسن،حسین و فاطمه. حسن در کودکی فوت می شود و قبرش در فبرستان قدیمی عطاآباد می باشد فاطمه همسر کربلایی علی عبدالباقی بوده اند و جده فامیل عبدالباقی عطاآباد می باشند.  مشهدی حسین که پس از تشرف به بیت الله الحرام در سال1352 به حاج حسین ملقب می شوند 9 فرزند داشته اند 6 اولاد پسر و 3 اولاد دختر.فرزندان پسر به ترتیت عبارتند از:  مرحوم حاج رضا علیان پدر شهید  رجبعلی علیان،مرحوم حاج خسرو علیان پدر شهید رمضانعلی علیان،مرحوم مشهدی پرویز علیان ،حاج فلامرز عبدالباقی( اولین معلم عطاآباد و دبیر بازنشسته زبان انگلیسی)،حاج ماشالله علیان ( کاسب )و حاج ابراهیم علیان( کشاورز). دامادهای ایشان هم به ترتیب  مرحوم  حاج ابوالقاسم عبدالباقی،مرحوم اسدالله اسماعیلزاده و مرحوم حاج عباس اسماعیلی بوده اند.

کربلایی کرمعلی فرزند مشهدی تقی و مرحومه شهربانو سادات سجادی نوه هفتم میرزا مهدی خان استرآبادی بوده اند بوده اند.شهربانو سادات سجادی فرزند میرزاجعفر سجادی بوده اند.دایی کربلایی کرم  یا به عبارت دیگر برادر شهربانو سادات حاج میرزا تقی روحانی و واعظ عطاآباد بوده اند که بدست رضاخان کشته می شود. فرزند حاج میرزا تقی مرحوم سید ابوالحسن سجادی بودند که سالها امام جماعت مساجد عطاآباد بوده اند و فی الحال مزارشان در تخت فولاد اصفهان می باشد. فرزند ایشان نیز آیت الله سید محمد سجادی ملقب به سید اصفهانیست که افتخار همراهی با حضرت امام خمینی(ره) در عراق و فرانسه را داشته اند.

مشهدی تقی فرزند علی می باشد  حاج علی سرسلسله فامیل علیان می باشد.

مرحوم حاج علی فرزند حاج رمضان می باشد.

حاج رمضان فرزند حاجی آقا جان فیروزآبادی  می باشند. حاجی آقا جان از خوانین بزرگ فیروزآباد و از طایفه دره شوری تیره جانبازلو بوده اند که مزارشان با سنگ قبری زیبا و هنری که توسط کاروانشان از شیراز آورده شده در فبرستان قدیمی عطاآباد می باشد.گفته شده حاجی آقا جان  در سالهای قحطی با ثروت فراوانی که داشته و ارتباط با خوانین استان فارس باعث نجات یافتن عده کثیری از مردم عطاآباد از خطر مرگ شده اند  ایشان جد فامیلهای علیان ،حاج آقاجانیان ، توکلی ،آقاجانی ،رحیمیان ،رحیم پور  و هاشمی  می باشند.

 

 جد فامیل علیان از لحاظ مادری  مشهدی  امر الله (مشهدی امیر)  قربانیان می باشند ایشان فرزند مشهدی قربانعلی سرسلسله   فامیل قربانیان می باشند مشهدی قربانعلی فرزند مرحوم صادق بوده اند که از اهالی روستای کره در  6 کیلومتری  عطآباد  بوده اند از ایشان چشمه آبی به نام چشمه صادق در مزرعه آب شورک روستای کره موجود می باشد.

روش های تدریس ،فنون كلاس‌داري و بررسي نحوه تدريس موفق در کلاس

ش های تدریس ،فنون كلاس‌داري و بررسي نحوه تدريس موفق در کلاس

در اين نوشته، روش‌هاي كلاس‌داري را از ديدگاه برخي از معلمين موفق و يا شاگردان دبيرستاني مي‌نگريم، لذا نمونه كارهاي موفق، با توجه به عوامل مختلف رفتاري، مورد بررسي قرار داده شده است. اين نمونه‌ها از لا به لاي نظريات دانش‌آموزان دبيرستاني كه طبيعتاً سال‌ها تجربه در شناخت انواع تدريس‌هاي موفق دارند، همچنين معلمين كه آموزش اين عزيزان را به عهده دارند  و با استفاده از مجموعه مطالبي كه از ديدگاه روانشناسي انتخاب شده، همراه گرديده است.

به اميد آنكه از لا به لاي اين بحث‌ها بتوانيم بهترين روش ايجاد انگيزه، يا نحوه ارتباط صحيح با دانش‌آموزان و يا روش‌هاي بالا بردن بهره‌وري در كلاس و افزایش موفقیت دانش آموزان و معلمان را بيابيم.

هدف اصلي در تدريس

هميشه بايد در نظر داشته باشيم كه هدف اصلي در تدريس چيست؟

آيا فقط آموزش مبحث خاصي مي‌باشد، يا آنكه در ضمن آموزش بايد سعي كنيم، دانش‌آموز را به عنوان يك شهروند مؤثر و مفيد براي جامعه به بار آوريم.

يعني در نهايت روش درست زندگي كردن و انسان بودن را به او بياموزيم و از خود، خاطر خوبي در ذهن دانش‌آموزانمان به جا بگذاريم.

خاطره‌اي از روز معلم:

ساليان تدريس در گذرند و خاطراتي در ما باقي مي‌گذارند، خاطراتي كه همواره بوي تازگي خود را زير غبار زمان از دست نمي‌دهند. چه خوب است لذت داشتن چنين خاطراتي را با هم قسمت كنيم. مانند خاطره‌اي كه بوي مهرباني آن را هنوز احساس مي‌كنم.

از راهروي طويلي كه به دفتر دبيرستان منتهي مي‌شد، گذشتم. مثل هر روز ازدحام روپوش سورمه‌اي‌ها، پچ‌پچ‌هاي خاص زنگ تفريح، هل دادن، خنديدن، خود شيريني‌هاي برخي شاگردان را مي‌ديدم ولي اين بار وارد جمع هيچ گروهي نشدم و دست‌هاي گچي خود را بر شانه هيچ كدام نزدم! تكه پراني‌ها و شليك خنده‌ها اين بار رد و بدل نشد. نگراني خاصي به دلم چنگ مي‌زد. چهره مغرور يكي از بچه‌هاي سوم رياضي جلوي نظرم مي‌آمد: مريم، دختري بلند قامت و سفيدرو با چشماني كه انگار در عمقشان اندوهي غريب خفته بود. به قول خودم سه سال بزرگش كرده بودم ولي امروز ديدم كه چقدر بايد بزرگ‌تر از سنش باشد!

مادرش اول صبح گوشه دفتر منتظرم بود. صورتش را در چادري پوشانده بود. بوي آشناي فقر و نداري به همراه عطر دوست‌داشتني مادري مهربان همراه شده بود.

در حالي كه اشكي بر چهره چروكيده‌اش مي‌غلتيد، گفت: خانم مبادا دخترم بفهمد پيش شما آمدم. مريم خيلي شما را دوست دارد و مي‌خواست هديه‌اي براي روز معلم به شما بدهد. امروز صبح از باغچه گل ياس چيدم كه بياورد ولي او نگران بود كه در مقابل ديگران شرمنده مي‌شود و...دست‌هاي زبر و زحمت كش آن مادر را بين دست‌هايم گرفتم. زن كه جرأت بيشتري يافته بود از شوهرش كه آجركشي مي‌كرده و الآن به علت ديسك كمر زمين‌گيري شده حرف زد. از پسرش كه دوره راهنمايي است و با آنكه انگشتش لاي دستگاه پرس رفته، مي‌گويد غصه نخور مادر بدتر از اينها زيادند، صحبت كرد. از خودش گفت كه ناچار است در خانه‌هاي مردم كار كند و زندگي را بچرخاند.

در حالي كه آرامش مي‌كردم، از ثروت‌هاي بزرگي كه خداوند به او داده حرف زدم. اين كه مي‌تواند بچه‌هاي به اين خوبي داشته باشد، اين كه با همه مشكلات يكديگر را دوست دارند و به هم كمك مي‌كنند و...

موقع خداحافظي انگار سبك شده بود. لبخند مي‌زد و دعا مي كرد ولي انگار غصه‌هايش را در قلب من ريخته بود.

مريم فقط مغرورترين شاگردم نبود، او بسيار تيز و حساس بود. من بايد احتياط مي‌كردم، تا هيچ ردي از دلسوزي را در چشم‌هايم نبيند و شرمنده نشود. اگر شخصيتش در جمع همكلاسي‌ها مي‌شكست، ديگر چيزي برايش نمي‌ماند كه من بتوانم معلمش باشم.

به دفتر دبيرستان رسيدم. مزه چاي تلخ با دلهره خاصي آغشته شده بود و صحبت‌هاي همكاران توأم با خزيدن عقربه‌هاي زنگ تفريح مي‌شدند تا زمان رسيدن به زنگ دوم را بسازند. فكر كردم چه ساده مي‌شد اگر معملي فقط در گفتن معادلات شيمي، فرمول‌ها، حل مسائل و... خلاصه مي‌شد. ولي مگر ممكن است! خدايا كمكم كن.

به در كلاس سوم رياضي رسيدم يادم افتاد اولين باري كه وارد كلاس شدم فكر كردم در كاملاً باز است، ولي وقتي پشت دستم به عنوان در زدن محكم به ديوار خورد تازه فهميدم كلاس بي‌در است آن وقت همگي به جاي سلام خنديده بوديم اين خاطره لبخندي روي لب‌هايم نشاند روي تخته‌ي كلاس با خط زيبايي شادباش روز معلم را نوشته بودند صداي قدم‌هاي مريم را از ته قلبم مي‌شنيدم كه آرام‌آرام، نزديكم مي‌شد دسته گل ياسي كه هيچ روباني اطرافش نبود را به سويم دراز كرد با خوشحالي گل‌ها را بوئيدم گفتم از كجا دانستي كه من عاشق بوي اين گل‌ها هستم، پاي تخته رفتم، انگار گچ و گل‌ها با همكاري هم درس مي‌دادند.

 آن روز كلاس درس شيمي پر از عطر گل‌هاي ياس بود. بهترين تشويق‌ها بايد واقعي باشند و من واقعاً از گرفتن چنين هديه‌اي از چنين شخصيتي خوشحال بودم و شور شوق خود را نشان مي‌دادم.

هنگامي كه از كلاس سوم رياضي خارج مي‌شدم لحظه‌اي نگاهم به مريم خورد.

اولين باري بود كه ديدم چشم‌هايش مي‌خنديدند.

فصل اول مواردي كه ما معلين بايد به آن توجه كنيم:

استفاده از روش‌هاي فعال ياددهي مبتني بر IT:

معلمين گرامي بايد به شناسايي و ارتقاي مهارت‌هاي خود در كاربرد فناوري‌هاي نوين نظير ICT و IT در آموزش بپردازند. به اين ترتيب نه تنها مي‌توانند از راهبردهاي گوناگون در آموزش استفاده كنند، بلكه امكان پاسخ‌گويي به نيازها و تفاوت‌هاي فردي، ياد گيرنده را فراهم مي‌سازند و با استفاده از جذابيت‌هاي فناوري‌هاي در جهت ايجاد انگيزه، كلاس موفق‌تري را خواهند داشت و شور و نشاط بيشتري در كلاس ايجاد مي‌كنند.

شاگردان نيز در هنگام كار با ICT، اغلب در غالب گروهي مشاركت مي‌كنند و تجربه‌ي اين گونه كارها به تقويت و رشد مهارت‌هاي فردي و اجتماعي، مي‌افزايد.

هر دانش‌آموز با هر ميزان از توانايي مي‌تواند از اين فناروي برخوردار باشد و از فرآيند يادگيري غني‌تري برخوردار گردد. ما معلمين بايد سعي كنيم با ياري خداوند گنج دورني دانش‌آموزان و استعدادهاي نهفته آنها را نمايان كنيم. يعني يادگيري براي عمل كردن، يادگيري براي زندگي در كنار هم و با هم بودن را پرورش دهيم.

از ICT به عنوان ابزاري براي پشتيباني از اهداف تدريس بايد استفاده كنيم و دانش‌آموزان را به همكاري با يكديگر به هنگام كار با اين ابزار تشويق كنيم، تا ضمن دست‌يابي به يادگيري مستقل و فعال، تقويت كار مشاركتي را پرورش دهيم و باعث تقويت توانايي‌هاي دانش پژوهان در جمع‌آوري و پردازش اطلاعات و نوشتن گزارش‌ها باشيم.

بررسي نحوه تدريس:

بهترين روش تدريس را چگونه مي‌توان ارائه داد؟

اين سؤالي است كه تمامي همكاران به هنگام تدريس به آن مي‌انديشند. در گروهي از همكاران كم تجربه گاهي اين سؤال به همراه اضطرابي خاص ظاهر مي‌شود و اگر به نحوي اين اضطراب را به هنگام تدريس بروز دهيم يعني «اولين پله شكست».

دانش‌آموزان دبيرستاني معمولاً تجربه چندين ساله در شناخت كليه رفتارهاي معلمشان دارند و كوچك‌ترين رفتار معلم را ناخودآگاه زير ذره‌بين تجزيه و تحليل خود قرار مي‌دهند و شايد نتوانند آنچه حس مي‌كنند بيان كنند ولي به هر حال با نگاه يا رفتارشان به يكديگر يا به معلم گوشزد مي‌كنند. با دانش‌آموزان كه صحبت مي‌كردم اولين نكته‌اي كه در كلاس‌داري مدنظر داشتند، اين بود كه معلم بايد بتواند تسلط كامل خود را بر موضوع و كلاس نشان دهد. همكاران نيز با بيان خود همين مطلب را مي‌رسانند. معلم بايد احاطه به كليه موارد بحث داشته باشد و قدرت ارائه آنها را نشان دهد. بسياري از همكاران جهت موفق بودن، لزوم داشتن طرح درس مناسب و فراگير، خواه به صورت مكتوب يا ذهني را قائل بودند. آنان معقتد بودند وجود طرح درس مناسب باعث تسلط كامل معلم بر موضوع مربوط مي‌شود تا بدون اتلاف وقت موارد درسي را به طور كامل پياده كند.

جلسه اول تدريس:

به عقيده تعداد زيادي از همكاران و دانش‌آموزان مهمترين جلسه در طول سال همان جلسه اول است.

اولين برخورد معلم با دانش‌آموز چگونه بايد باشد؟

عده‌اي از معلمين موفق جهاني معتقدند اولين برخورد بايد به نحوي باشد كه دانش‌آموز حس كند در يك برنامه‌ريزي كاملاً منظمي قرار گرفته است. كليه قوانين كلاس در طي سال، در همين جلسه بايد مشخص گردد. صحبت‌هاي مهمي از قبيل نحوه تدريس يا روش صحيح مطالعه يا نحوه برنامه‌ريزي روزانه و همچنين اهميت انضباط در همين جلسه مطرح گردد. در مورد انتخاب نوع انضباط، اينكه از نوع  انضباط مقتدرانه، بروني و مستبدانه، يا انضباط دموكراتيك، دورني با احساس مسئوليت و اينكه كدام‌يك مؤثرترند. قضاوت و ارزيابي به عهده خود شماست. همچنين معلمين موفق دنيا در جلسه اول نسبت به استفاده كمتر از برنامه‌هاي تلوزيوني تأكيد دارند. آنها مي‌گويند برنامه‌هاي تلوزيوني باعث كاهش فعاليت بدني و عموماً اتلاف وقت بچه‌ها مي‌شوند. كارشناسان نيز بحث مفصلي در اين مورد دارند كه بررسي و قضاوت آنها به عهده خود شماست.

اهميت ايجاد انگيزه در جلسه اول:

 اگر معلم بتواند در جلسه اول اهميت فراگيري علم را به كلاس تزريق كند جلسات بعدي به مراتب بسيار بهتر و ارزنده‌تر مي‌شوند و كلاس از معلم محوري به سوي شاگرد محوري حركت كره و تبديل به كلاسي پويا و ارزنده مي‌گردد.

 در مورد علم و اهميت آن از بيانات لطيف حضرت علي (ع) مي‌توانيم سود ببريم آنجا كه در ستايش دانش مي‌فرمايند: هر ظرفي تنگ مي‌گردد (پر مي‌شود) به آنچه درون آن مي‌گذارند مگر علم و دانش (سينه دل) كه چون علم در آن راه يافت فراخ مي‌گردد و گنجايش دارد براي پذيرفتن علم ديگر، اين دل‌ها ظرف‌هاي علوم و اسرارند و بهترين آن دل‌ها، نگهدارنده‌ترين آنهاست (كه سپرده شده را خوب نگهدارد و به يايد دارد) پس هوشيار باش و از من نگاهدار و به ياد داشته باش آنچه به تو مي‌گويم: اي كميل: علم بهتر از مال است. زيرا علم ترا از گرفتاري‌هاي دنيا و آخرت نگاه دارد و تو مال را از تباه شدن نگاه مي‌داري، مال را بخشيدن كم مي‌گرداند ولي علم در اثر بخشيدن و ياد دادن به ديگران فزوني مي‌يابد.

 دو خورنده هستند كه سير نمي‌شوند، خواهان علم كه هر چه بر او كشف و هويدا شود باز مجهول ديگري را مي‌خواهد معلوم كند و خواهان دنيا كه آنچه از كالاي دنيا بيابد باز مي‌خواهد كالاي ديگري به دست آورد.

نحوه شروع تدريس:

شاگردان معمولاً دوست دارند معلم قبل از شروع درس جديد، خلاصه‌اي از مطالب گذشته را اشاره كند و معتقدند اين كار باعث ايجاد آرامش در فراگيري مطالب جديد مي‌گردد. عموماً خود همكاران نيز به اين مورد آگاهند و به لزوم انجام اين كار معتقدند. هر چند اين اشاره بسيار كوتاه و گذرا باشد، ولي اين احساس اطمينان روحي را كه مطالب قبلي تماماً مرور و وارد ذهن ما شده و اكنون آماده پذيرش جديد هستيم، را مي‌دهد. و اين خيلي فرق مي‌كند با معلمي كه به نظر دانش‌آموزان از يك نقطه گنگ شروع به حركت مي‌كند. در اين موارد بسياري از بچه‌ها چون اطمينان به دانستن مطالب سابق ندارند و در ذهن خود اتصال مطالب جديد به قديم را نمي‌يابند، لذا بيشتر به گذر وقت مي‌انديشند، تا آنچه معلم بيان مي‌كند.

روش موفق تدريس از ديدگاه دانش‌آموزان

 اكثريت دانش‌‎آموزان، كلاس معلم محوري را كه در آن سخنران مطلق معلم باشد قبول ندارند. ناسازگاري در چنين كلاس‌هايي به صور مختلفي بروز مي‌كند كه بعداً روي آن، صحبت خواهيم كرد.

در صحبت‌هاي زيادي كه با شاگردان پايه‌هاي مختلف داشته‌ام اكثريت آنان روي حل تمرين اضافي تأكيد دارند. مي‌گويند اگر معلم مطالب گفته شده را به صورت تمرين يا سؤال اضافي به ما بدهد، تا ما نيز چند لحظه‌اي كه او سكوت كرده، بتوانيم روي گفته‌هاي وي فكر كنيم و خود را بيازمائيم كه تا چه حد مطالب را فرا گرفته‌ايم، آنگاه با آرامش بيشتري ديگر مطالب را پيگري مي‌كنيم. بچه‌ها اغلب معتقدند درس بايد توأم با مثال‌هاي دلنشين و مسائل روزمره باشد، بيان قصه‌وار مطالب مي‌تواند در كلاس ايجاد علاقه به گوش دادن كند. بيان قصه‌وار همان موردي است كه قرآن در بسياري مواقع جهت جذابيت و مؤثر بودن آموزش خاصي استفاه نموده است. در غير اين صورت كلاس خشك و خسته‌كننده مي‌شود. من هم گاهي براي بيان مطلبي آن را در قالب داستاني ارائه مي‌دهم و عملاً مي‌بينم دقت بچه‌ها بيشتر مي‌شود و مطالب را بهتر ياد مي‌گيرند.

نحوه فعال نگاهداشتن كلاس توسط معلم:

چگونه مي‌توان كلاس پويا و پر تحرك داشت؟

جهت فعال نگهداري كلاس بايد مرتباً از بچه‌ها كار كشيد. معلميني كه تمام مدت سخنران مطلق هستند معمولاً مواجه با كلاسي خواب‌آلود و بي‌تحرك مي‌شوند. خيلي ساده مي‌توان جلوي اين كار را گرفت همان‌طوري كه از زبان خود بچه‌ها شنيديم بايد آنها را وادار به فعاليت كرد با جملات ساده‌اي نظير: «خوب تا حال چه گفتيم»، «فكر مي‌كنيد بعد چه مي‌شود»، «كي مي‌تونه بگه»، «كي مي‌تونه سريع‌تر به جواب برسه»، «مي‌خواهم ببينم سرعت عمل كي بيشتره»، «تصور كنيد در اين شرايط هستيد چه مي‌كنيد» نظير اين پرسش‌ها مي‌تواند باعث ايجاد كلاسي كاملاً فعال باشد چنين سؤالاتي با ايجاد حس كنجكاوي بچه‌ها را وادار به تفكر بيشتر روي موضوع مي‌نمايد به خصوص اگر محاسن مطالب يا كاربردهاي آنها در زندگي را بدانند در واقع ايجاد انگيزه براي فهم بهتر مطالب را كرده‌ايم و اين باعث مي‌شود مطالب بهتر جا بيفتند و باور يادگيري و اعتماد به نفس و تسلط روي موارد درس داده شده ايجاد مي‌گردد. زيرا در اين موارد نتيجه آن چيزي نيست كه معلم بيان كرده باشد بلكه بچه تصور مي‌كند نتيجه همان چيزي است كه خود به آن رسيده است.

نكته مهم ديگر كه اكثريت نظريه‌ها روي آن تأكيد داشتند، عدم تكرار بيش از حد مطلب است معلميني كه مطلب ساده‌اي را بارها تكرار مي‌كنند، باعث خستگي و بي‌حوصلگي كلاس مي‌گردند. روانشناسان معتقدند بيشترين گيرايي در يك سخنراني حدود بيست دقيقه اول مي‌باشد و معلميني كه تا ثانيه‌هاي آخر كلاس موارد بسيار بسيار مهم را مي‌گويند بهتر است به حد كشش طبيعي كلاس نيز توجه داشته باشند.

برخي همكاران نظريه جالبي در اين مورد دارند آنها مي‌گويند سعي مي‌كنيم وقت خود را طوري تنظيم كنيم كه فشار كاري در اوايل وقت شروع كلاس بيشتر از اواخر باشد و در دقايق آخر به بچه‌ها وقت آزاد مي‌دهيم تا اگر اشكال يا سؤالي هنوز برايشان باقي مانده با خيال راحت آن را بپرسند يا اينكه بتوانند مطالب تدريس شده را مرور كنند.

علل لزوم پرسش درس از ديدگاه بچه‌ها و معلمين

در مورد درس پرسي، معمولاً همكاران و شاگردان اتفاق‌نظر دارند كه اگر اين كار انجام نشود عملاً كارآيي كلاس پائين مي‌آيد. شاگردان مي‌گويند اگر بهترين معلم را هم داشته باشيم ولي مرتباً درس را از ما نخواهد كار يادگيري بسيار مشكل‌تر است. البته هدف اصلي معلمين علاوه بر اندازه‌گيري ميزان برآيند ياديگري كلاس و وادار ساختن بچه‌ها به تلاش جهت استمرار امر يادگيري، آن است كه درس به صورت شفاهي و با بيان خود دانش‌آموزان نيز تكرار شود تا هيچ‌گونه ابهامي باقي نماند. كلاً ايجاد سؤال باعث تحريك حس كنجكاوي و حركت بيشتر براي يافتن پاسخ مي‌شود. معلم مي‌تواند تمامي مطالب مهم جلسه قبل را به صورت سؤال‌هاي عمومي در كلاس مطرح كند، تا كليه مطالب مرور شوند و كلاس آماده‌ي پذيرش درس جديد گردد.

فصل دوم بررسي موارد تربيتي در امر تدريس

بررسي لحن اداي مطالب از ديدگاه بچه‌ها و معلمين:

نكته مهمي كه مطرح است لحن صداي معلم است. در اين مورد كه معلم نبايد يكنواخت صبحت كند، تقريباً همه اتفاق‌نظر دارند. معلم بايد در ضمن صحبت با تغيير لحن صدا، بلندي يا كوتاهي صدا، ايجاد مكث و سكوت، از يكنواختي صدا پرهيز نمايد. نكته ديگر مسئله صداي بلند در تدريس مي‌باشد شاگردان معتقدند برخي معلمين كه عادت دارند خيلي بلند تدريس كنند، آرامش كلاس را به هم مي‌زنند و توجه ما را به درس كاهش مي‌دهند. ما بعد از كلاس عموماً دچار گيجي، سر درد، خرد شدن اعصاب، عدم فهم كافي، ناراحتي گوش مي‌شنويم. در اين باب روانشناسان جمله جالبي دارند آنها مي‌گويند «صداي بلند را مي‌شنويم ولي صداي آهسته را گوش مي دهيم».

نحوه انتقال مطالب از ديدگاه قرآن

در تكميل توضيحات قبلي، از بهترين كتاب يعني قرآن كمك مي‌گيريم. خدائي كه ما را ساخته خود به طبيعت ما آگاه‌تر است. پس چه بهتر كه ارزنده‌ترين طريقه آموزش را از قرآن بياموزيم.

در قرآن بسياري از آموزش‌ها در قالب قصه بيان شده كه اين خود، گرايش ذاتي انسان‌ها را به داستان نشان مي‌دهد. قصه‌هايي كه از جاي جاي آن، مطالب وافري جهت ارزش‌هاي متعالي انساني مي‌بينيم. در قرآن قبل از آنكه انجام كار را از انسان بخواهد، خود آن را انجام مي‌دهد. آنجا كه مي‌فرمايد:

«خدا و ملائكش بر پيامبر درود مي‌فرستند. پس اي كساني كه ايمان آورده‌ايد شما هم بر او درود بفرستيد».

معمولاً در لحن صحبت قرآن به دنبال خواستن اجراي امري، زمينه‌اي كه ايجاد رابطه عاطفي براي شنونده نيز بنمايد، زمينه ايجاد رابطه عاطفي و علاقه به گوش دادن و محبت كردن را ملاحظه مي كنيم: آيا خدا تو را يتمي نيافت كه در پناه خود جاي داد او از شر دشمنانت نگهدري كرد و ترا در بيابان مكه ره گم كره (حيران) يافت (در طفوليت كه حليمه دايه‌ات آورد تا به جدّت عبدالمطلب سپارد در راه مكه گم شدي، حليمه و عبدالمطلب سخت پريشان شدند و خدا زود آنها را به تو راهنمايي كرد و باز ترا فقير (الي ا...) يافت و (به دولت نبوت) توانگر كرد (و نعمت رسالت عطا نمود) پس (به شكرانه آن) تو هم يتيم را هرگز ميازار و فقير و گداي سائل از درت بزجر مران (بلكه به احسان يا به زيان خوش برگردان).

مثال ديگر را با آيه بيست و يكم سوره بقره شروع مي‌كنيم آنجا كه مي‌فرمايد: «اي مردم بپرستيد پرورش‌دهنده خود را تا پارسا و منزه شويد. يعني در حين امر به انجام كار، ايجاد رابطه عاطفي با پرورنده خود را مي‌بينيم و به دنبال آن دليل انجام كار (بپرسيد تا پارسا و منزه شويد) آورده مي‌شود.

لذا در خيلي موارد ملاحظه مي‌كنيم در حين آموزش خاصي، محاسن يا علل انجام كار خواسته شده‌ نيز، ذكر شده كه باعث ايجاد انگيزه در جهت انجام كار مي‌شود.

نحوه برخورد معلم با دانش‌آموز (بعد عاطفي)

در صحبت‌هاي بسياري كه با دانش‌آموزان داشته‌ام بيشترين اهميت آنان روي همين مورد بود. شايد اين موضوع تأييد كننده نقش مهم ايجاد علاقه در جلب توجه دانش‌آموزان به درس مي‌باشد. بحث روي نحوه برخورد و چگونگي اخلاقيات معلم بيشترين موردي بود كه دانش‌آموزان پايه‌هاي مختلف به آن مي‌پرداختند. بچه‌ها مي‌گويند ما نياز داريم كه به ما اعتماد به نفس داده شود و براي ما ارزش قائل شوند. تجربه نشان مي‌دهد معمولاً معلميني كه چند سال تدريس با يك كلاس خاصي را به عهده دارند، شناخت بيشتري روي بچه‌ها پيدا كرده‌اند. اين معلمان معمولاً شاگردان را به نام صدا مي‌كنند و چون به خصوصيات بچه‌ها آگاهند، پس موفق‌تر از حالتي هستند كه بخواهند به عنوان تازه وارد و غريبه وارد كلاس شوند، و با نگاه ناآشنا به چهره‌ها بنگرند، لذا اين خود نمايانگر اهميت شناخت روحيه دانش‌آموزان در فهماندن درس مي‌باشد.

بررسي بهترين روش‌هاي تشويق و تنبيه

يكي از روانشناسان مي‌گويد به هر كس اظهار اطمينان كنيد سعي خواهد كرد كه خود را لايق آن سازد. يادم مي‌آيد شاگرد بسيار ضعيفي را به محيط مدرسه جديدش آوردند در جلسه اول معرفي او را به عنوان شاگرد زرنگ نشان دادند، و پيرامون اين معرفي هم روحيه خودش و هم برخورد كلاس با وي تغيير كرد و بعد از مدتي اين شاگرد ناموفق سابق، تبديل به فرد موفقي شد و سعي كرد لايق وضعيت خوب پيش آمده باشد.

رئيس شركتي مي‌گفت: اداره كردن مردمان راحت‌تر است، اگر شما را محترم بشمارند و شما هم نسبت به استعداد و لياقت آنان ابراز قدرداني و اطمينان‌خاطر نمائيد. خلاصه اگر مايليد يكي از خصلت‌ها را در وجود شخصي تقويت كنيد و استعداد او را به فعليت رسانيد طوري برخورد كنيد كه گويي اين خصلت بالفعل از صفات ارزنده و ملكات غالبه اوست. خود بچه‌ها در بررسي روش‌هاي تشويق و تنبيه موفق معتقدند: معلمي كه روحيه آنها را درك كند، با صحبت‌هاي موردي با افراد كلاس و نشان دادن اهميت به شخصيت بچه و تقويت اعتماد به نفس، باعث ايجاد علاقه در آنها مي‌گردد. مي‌‌گويند در اين صورت با كوشش بيشتري سعي مي‌كنيم رضايت او را به دست آورده و لايق اعتماد وي باشيم لذا چنين معلمي بهترين تشويق را در مورد ما به كار بسته است. به قول فردوسي:

كسي كش ستايش نيايد به كار          تو او را به گيتي به مردم مدار

در مورد بهترين روش تنبيه تعدادي از همكاران متأسفانه اعتقاد به برخورد تند در اولين جلسه دارند از قبيل پاره كردن دفتر، اخراج از كلاس، ايستادن كنار سطل آشغال، استفاده از خط‌كش و... گروهي از همكاران نيز به عنوان حربه آخر از چنين روشي استفاده مي‌كنند. مصداق حديثي كه مي‌فرمايد:

«در صورتي كه پيشنهاد ما مؤثر نيفتاد، البته بايد به زبان شمشير قضاوت كرد. عرب مي‌گويد آخرين وسيله معالجه داغ كردن است».

اكنون ببينيم نظر خود شاگردان در مورد بهترين روش تنبيه چيست:

بچه‌ها مي‌گويند بهترين روش تنبيه كم توجهي معلم به ما مي‌باشد. وقتي تمرين نگاه مي‌كند با دفتر ما كاري ندارد، سر كلاس درس اصلاً نگاهي به ما نمي‌اندازد. ورقه امتحاني ما را نمي‌گيرد و براي درس پرسي صدايمان نمي‌زند. در آن صورت عذاب‌آورترين لحظات را مي‌گذرانيم. برخي ديگر مي‌گفتند بدترين نوع تنبيه معلم همان چهره ناراحت وي است كه گاهي توأم با جملاتي نظير اينها مي‌شود «از تو توقع نداشتم»، «خيلي بيشتر از اينها انتظار داشتم»، «نا اميدم كردي».

نحوه تشويق موفق از ديدگاه روانشناسان:

گروهي از روانشناسان معتقدند تمجيد بايد واقعي باشد و آگاهانه و دقيق به كار رود و فقط هنگامي كه بچه كار موفقيت‌آميزي انجام داده از آن استفاده كنيم.

در مورد تشويق كردن دانش‌آموزان بايد در نظر داشته باشيم كه تشويق‌هاي ما بايد صميمانه و صادقانه و واقعي باشد. چون انسان ذاتاً از تملق و چاپلوسي منزجر است، لذا بايد عادلانه از كوچك‌ترين پيشرفت آنها تمجيد نمائيم زيرا بهترين طريق تغيير احوال و روحيه انسان‌ها همين روش است.

با جملاتي نظير: «ترا جواني هوشمند و لايق كارهاي بزرگ يافته‌ام» يا «مي‌دانم كه آينده تو روشن است» مي‌توانيم در دل دانش‌آموز نور اميدواري بتابانيم و بگذاريم اعتماد به نفس وجود وي را منقلب نمايد.

متأسفانه گروهي از معلمين كم تجربه معمولاً در برخورد با نقاط ضعف شاگردان به شدت عصباني مي‌شوند و شماتت، يعني راحت‌ترين كار را انجام مي‌دهند نظير: «تو هيچي نمي‌شي» «بي‌استعداد هيچي نفهم» «مهماني آمدي» و... با وي برخورد شديدي دارند و ناخودآگاه باعث فلج فكري بچه مي‌شوند. شايد در اين لحظات فراموش مي‌‌كنند، اگر معلمي عصبانيت خود را بروز دهد در واقع شكست خود را امضاء كرده است. يك معلم عصباني در واقع نشان مي‌دهد قدرت خودداري ندارم و از كوره در مي‌روم، من قدرت كنترل خود را ندارم در حالي كه قوي‌ترين مردمان آنانند كه خشم خود را فرونشانند لذا چنين معلمي در واقع به ضعف خود اعتراف كرده است.

نحوه تشويق و تنبيه و برخورد با زيردستان از ديدگاه نهج‌البلاغه:

راجع به تشويق و تنبيه و نحوه بروز احساسات مي‌فرمايد: «علاوه بر اين بايد دانست كه افراط در مهرباني رعيت را مغرور مي‌كند و به كبر و نخوتش سوق مي‌دهد، تا درجه‌اي كه كار را به جاهاي باريك بكشاند «اي پسر حارث در عمليات كاركنان حكومت خود نيك بازرسي و دقت كن. آنكه با فداكاري انجام وظيفه مي‌نمايد، بايد قولاً و عملاً تشويق شود. حتي كوچك‌ترين اقدام ستوده‌اش را هم نبايد نايده انگاشت و در مقابل بدكاران نيز لازم است، مطابق مقررات اسلام، انتقام‌كشي و كيفرجويي». اي مالك مبادا كه در حكومت تو خادم و خائن يكسان باشند. زيرا خادمي كه در ازاي خدمت خود مزد و رحمت نبيند، دلسرد و بي‌قيد گردد و خائني كه جزاي خيانت خود را حد كمال نيابد، كردار زشت خويش را با جرأت بيشتري تكرار كند» «هرگز مگو من مأمورم و معذور، هرگز مگو كه به من دستور داده‌اند و بايد كوركورانه اطاعت كنم، هرگز طمع مدار كه تو را كوركورانه اطاعت كنند» «هرگز به پشتيباني مقام سروري، خود را بر ديگران تحميل مكن» اگر چنين گويي و چنان كني آيينه قلبت زنگ‌آلود و تاريك مي‌شود، «مالكا، انصاف و عدل سرلوحه برنامه حكومت است» «اگر چنين نكني و همگان را با نظر مساوي ننگري، بر بندگان خداي ظلم كردي و خداوند توانا را به دشمني خود برانگيخته‌اي» «مالكا هر قدر كه خود را قادر و فعال مي‌بيني بياد آر خداوند از تو فعال‌تر و قادرتر است» در خاتمه اين قسمت جمله منتخبي كه مي‌تواند مصداق راه حل اكثر مسائل انسان‌ها باشد، را پيش مي‌كشيم، آنجا كه مي‌فرمايد:

«ياد خدا خاطر را روشن كند و چراغ خرد را برافروزد و اشتغال هوس و غضب را فرو نشاند»

نحوه برخورد با شاگردان ناسازگار:

مهمترين موردي كه معمولاً در اداره نظم و انضباط كلاس با آن مواجه هستيم همين مشكل نحوه برخورد با بچه‌هاي ناسازگار است. برخي دبيران به عنوان اولين قدم در مواجه با اينان از روش بيرون كردن شاگرد استفاده مي‌كنند. در حالي كه معلم در لحظه‌اي كه شاگرد را بيرون مي‌فرستد در واقع اعلام مي‌كند كه من تحمل مبارزه با تو را ندارم يا به بيان كوتاه‌تر آنكه مي‌گويد «در مقابل تو من با زنده‌ام». خود دانش‌آموزان كلاس نيز اين روش را نشانه ضعف معلم خود مي‌دانند آنها به طور ناخودآگاه، احساس دلسوزي براي چنين شاگردي كه در جمع تنبيه شده را دارند. كه باز اين به نفع معلم نيست. پس چه بايد كرد.

به قول شاعر:

به شيرين زباني و لطف و خوشي      تواني كه پيلي به موئي كشي

معمولاً ملايمت و خوش‌زباني خيلي بيشتر از غضب و درشتي در خلق نافذ مي‌افتد به قولي قطره‌اي عسل بيشتر از خرواري زهر مگس را جلب مي‌كند پس اگر مي‌خواهيد كسي را با خود هم عقيده كنيد به ملايمت سخن آغاز كنيد و بكوشيد طوري صحبت كنيد كه طرف مقابل را مكرر به بله، بله گفتن وادار كنيد و طوري حركت كنيد كه هرگز كلمه نه را به زبان نياورد، در اين صورت طرف مقابل را براي پذيرفتن رأي و پيشنهاد خود، حاضر و آماده كرده‌ايم. بايد به صورت اشاره افكار خود را در طرف مقابل القاء كنيم و بگذاريم به ميل خود به نتايجي كه ما مي‌خواهيم برسد. در واقع مي‌گذاريم او فكر كند كه بر حسب تصور خودش رفتار كرده است.تعدادي از همكاران معتقدند كه با عوض كردن جاي شاگرد ناسازگار و قرار دادن وي در موقعيت بهتر مي‌توانند موفق باشند.آنان معتقدند بعد از اين كار، بايد به نحوي در آنها حس مسئوليت ايجاد كنيم به همراه تلفين اين جمله: «مي‌دانم از عهده آن بر مي‌آيي» كمكش كنيم تا بتواند خود را در جمع كلاس مطرح كند اين نياز طبيعي خود را به نحو مطلوب‌تري ارضاء نمايد و مسئوليت‌هايي از قبيل رهبري يك گروه كوچك علمي، يا ساخت وسيله كمك آموزشي، يا نقد و بررسي يك فيلم آموزشي، تصحيح برخي تكاليف را به وي واگذار كنيم. معلم بايد اين باور را در آنها ايجاد كند كه زندگي امروز ما تصويري از زندگي آينده است اگر امروز خود را درست بسازيم فرداي ما نيز به شكل مطلوبي ساخته خواهد شد. بايد به شاگردان نوجوان خود توضيح دهيم كه براي ساختن امروز دشمناني وجود دارند كه بايد آنها را شناسايي كنيم و در واقع بستري براي آينده بهتر فراهم نمائيم. برخي كارها مي‌توانند اثرات بدي در زندگي ما و بهره‌وري آينده كشور داشته باشند. در اين باره بايد ديد دشمنان يك دانش‌آموز چه چيزهايي هستند و چگونه آينده وي را تباه مي‌كنند بايد با شناخت دشمنان امروز و نابودي آنها بگذاريم فردايي زيبا انتظار ما را بكشد.

فصل سوم «روش‌هاي جلب توجه دانش‌آموزان»

شناسايي عوامل تباه‌سازي آينده

با شناسايي عوامل تباه‌سازي آينده يعني دشمناني كه قبلاً صحبتش را داشتيم مي‌توان در مبارزه با آنها موفق بود:

1)  دانش‌آموزي كه در مقابل درس و معلم خود احساس تعهد نمي‌كند و با همكلاس‌هايش ناسازگار است فرد مفيدي براي جامعه آينده نخواهد بود و آينده بدي در انتظار دارد.

2)  كساني كه نسبت به انجام وظايف خود كوشش نمي‌كنند در كار و شغل آينده خود نيز احساس مسئوليت نخواهند داشت.

3)  اگر از دوره كودكي و نوجواني به مراقبت و نگهداري وسايل خود عادت نكنيم و نظم و انضباط نداشته باشيم در اداره زندگي هميشه مشكل خواهيم داشت و فردي ناتوان و بي‌عرضه خواهيم بود علاوه بر اين منظم بودن باعث صرفه‌جويي زيادي در وقت ما خواهد شد.

4)  اگر از حالا با نشاط و روحيه شاد با دوستان خود بازي و تفريح نكنيم در آينده نيز فردي عبوس و غمگين خواهيم بود.

بررسي نقش روحيه معلم در امر كلاس‌داري:

روانشناسان مي‌گويند: اگر مي‌خواهيد محبوب باشيد همواره تبسم بر لب داشته باشيد. چيني ها مثلي دارند كه مي‌گويد:

«مردمي كه تبسم كردن نمي‌داند، نبايد وارد دكاني شود» و جمله جالب ديگري در اين زمينه است كه مي‌گويد: «تبسم به هيچ كار نمي‌آيد مگر وقتي عطا شود و سود آن در دادن آن است.»

دانش‌آموزان معمولاً معتقدند تحمل كلاس‌هايي با معلمين عبوس، بسيار خسته كننده و زجرآور است. نشاط توأم با لبخند معلم باعث جذابيت كلاس مي‌شود حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:

«گشاده‌رويي و خوش خويي دام دوستي است و از دست دادن فرصت غم و اندوه مي‌آورد» «با خوش خويي و گشاده‌رويي مي‌توان دامان مردم را به دست آرود با مردم چنان آميزش و رفتار كند كه اگر در آن حال مرديد بر جدايي شما بگريند و اگر زنده مانديد خواهان معاشرت با شما باشند»

چگونه مي‌توان روحيه‌اي شاد داشت:

روانشناسان مي‌گويند براي خوشحالي و خوشبخت بودن، ما به اوقات فراغت شادي‌بخش و شغل مورد علاقه نياز داريم ولي من به طور كلي معتقدم هر چه از امكانات موجود، بيشتر لذت ببريم به همان نسبت شادمانه‌تر زندگي خواهيم كرد. شادي زندگي، چيزي كه ما به دنبالش هستيم در دور و بر ماست، لذا دور و برمان را خوب و دقيق بايد بررسي كنيم. حضرت علي (ع) چقدر لطيف مي‌فرمايد: «اي انسان عظمت بايد در نگاهت باشد نه در چيزي كه به آن مي‌نگري».

شادماني يا خوشحال زيستن، آن است كه انسان ظرفيت لذت بردن از مواهب زندگي را داشته باشد و بايد لذت خوب بودن و مهرباني كردن و يا تدريس در كلاس و... را قدر بشناسيم و گرامي بداريم آنگاه خواهيم ديد كه چگونه زندگي تلخ به كام ما شيرين خواهد شد. فكر كنيم آنچه داريم فعلاً همين وضعيت است پس چطور با آن بسازيم تا لذت بيشتري با گذر عمر به دست آوريم. در زندگي لذت‌هاي كوچكي هست كه اكثريت مردم از آن غافلند مانند كمك به همنوع، تغيير روحيه افسرده بچه‌ها، داشتن خانواده صميمي، داشتن دوستان خوب و يكدل، نوازش بچه‌اي كوچك، گوش دادن به صداي باران، ديدن عظمت آسمان شب و... هنوز كسي نمي‌داند شادي بعدي كي و كجا به وي روي مي‌آورد.

در حالي كه شادماني ممكن است امري پيچيده براي ما باشد حل مشكل نيز به همان اندازه پيچيده و دشوار است. شادي آن نيست كه در زندگي چه اتفاقي براي ما مي‌افتد شادي در آن است كه چگونه اتفاق فكر كنيم؟ با چه شيوه‌اي با آن روبرو شويم؟ شادي، استعداد و توانايي ماست براي ‌آنكه از هر منفي يك مثبت بسازيم و شكست‌هاي زندگي را مبارزه به شمار آوريم، آرزو داشتن نسبت به اينكه، آنچه نداريم حتماً داشته باشيم، لذت بردن از آنچه كه در اختيار داريم را برايمان تلخ و ناممكن مي‌سازد.

لذت‌ها، شادي‌ها، و به طور كلي خوشبختي‌‌اي كه ما در زندگي به دنبالش هستيم چه بسا در نزديكي‌هاي ما و منتظر ما هستند، مهم آن است كه ما دور و برمان را خوب و به دقت بپائيم.

داشتنن انتخاب‌هاي بي‌شمار در زندگي و عدم رسيدگي كافي به هر يك، زير فشار قرار گرفتن و حرص زدن براي دستيابي به موفقيت‌هاي ناپايدار و كوتاه، شادي ما را به بدبختي بدل مي‌كند، ما اغلب چهار اسبه به مقصد پول دار شدن و موفقيت مي‌تازيم، بدون توجه به اينكه آنهايي كه اينها را دارند الزاماً و نوعاً خوشبخت و شاد نيستند و يا آروزي «به جاي ما بودن» را در دل مي‌پرورند.

پس بيائيد با دقت بيشتري اطرافمان را بنگيريم «فرصت‌ها چون ابر زود گذرند» پس از هر فرصتي براي خوب بودن بايد استفاده كنيم و با انجام كارهاي خير وجود خود را لبريز از رضايت و شاماني نمائيم چنانچه حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:

«كار خير انجام دهيد و اندك آن را كوچك مشماريد زيرا خرد آن نزد خداي بزرگ، بسيار است».

بررسي نياز به داشتن دوست در شاگردان دبيرستاني:

بررسي اخلاقيات نوجواني كه به عنوان شاگرد با آنها برخورد داريم، معمولاً به بهتر پياده كردن روش تدريس كمك مي‌كند. نياز به دوستي و دوست داشتن كه در اين سنين به منتهي درجه خود مي‌رسد بايد مورد توجه ما قرار گيرد

دوستي صرفاً يكي از لذايذ ساده و پيش پا افتاده زندگي، مثل شيريني يا غذا نيست. بلكه براي اكثريت شاگردان قسمتي از يك نيروي كاملاً ضروي است و شاگردان چه در ايجاد آن مهارت داشته باشند و چه ناشيانه آن را جستجو كنند بدان نيازمندند. حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:

«از كسي پرسيدند بين برادرت و دوستت كدام يك را بيشتر دوست داري، گفت برادرم را اگر دوست باشد».

اغلب دانش‌آموزان در صحبت‌هاي خود علاقه به معلمي نشان دادند كه بتواند نقش دوست را براي آنها ايفا كند. حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:

«ناتوان‌ترين مردم كسي است كه از دوست‌يابي ناتوان باشد و ناتوان‌تر از او كسي است كه از دست بدهد دوستي از ياران را كه به دست آورده است».

و نيز مي‌فرمايد:

«همنشين احمق مباش زيرا، بر اثر بي‌خردي خود، كارش را در نظر تو زينت داده و مي‌آرايد و دوست دارد مانند او باشي و حماقتش را بپوشاني. هرگاه خداوند بنده‌اي را پست گرداند علم و دانش را برابر او سد نمايد و او را توفيق ندهد. لذا ناداني بدترين بيچارگي‌هاست.»

پس معلمي موفق است كه بتواند با توجه به اين نياز طبيعي شاگردش، از جوانب مختلف بر رفتار وي نفوذ كند و محبت وي را جلب نمايد. شاگردان نيز مي‌گويند، وقتي معلمي را دوست داريم درس وي را بهتر مي‌خوانيم و كلاس برايمان خسته كننده نمي‌شود.

از يكي از مشاهير جهان پرسيدند: رمز موفقيت تو در جلب محبت مردم چيست؟

وي گفت:

«من هرگز از كسي عيب‌جويي و انتقاد نخواهم كرد تا مي‌توانم نيكي هر كس را اظهار خواهم نمود، هر احمقي از عهده عيب‌جويي و تهمت‌زني و شكايت بر مي‌آيد. عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان خرد آشكار مي‌شود».

لذا به جاي متهم كردن دانش‌آموزان به تنبلي و بي‌استعدادي سعي كنيم آنها را بشناسيم و علت رفتارشان را ريشه‌يابي كنيم. خود بچه ها مي‌گويند ما حوصله شنيدن كلمات تكراري و هميشگي، نظير، تنبل، بي‌استعداد، درس نخوان، بي‌فكر، را ديگر نداريم. در قرآن نيز آيات مختلفي در مورد عادت زشت عيب‌جويي و تهمت‌زني داريم.

لذا معلميني كه گمان دارند با گفتن اين كلمات وضعيت كلاس تغيير مثبت مي‌يابد، بايد در اين مورد بيشتر فكر كنند و از تجربيان خود درس بگيرند، زيرا تجربه يكي از بهترين اساتيد ما است.

نياز به انجام كار گروهي در شاگردان:

معلم بايد دانش‌آموزان را براي مقابله با هر نوع حادثه يا پيشامدي آماده كند. كار گروهي عامل آماده‌سازي بچه‌ها براي نيل به پيروزي است. معلم بايد شاگردان را در ضمن درس، براي داشتن روحيه همكاري كمك كند. بسياري از معلمين معتقدند هنگامي كه كارها را بين دانش‌پژوهان تقسيم مي‌كنيم، باعث مي‌شويم خود آنها براي پيشرفت كارها نقشه بكشند و اين امر موجب ايجاد قدرت و سرعت توأم با نشاط در شاگردان مي‌گردد. لذا كلاس ايده‌آلي خواهيم داشت كه در آن همه در حال تلاش هستند.

چگونه شاگردان را وادار به درس خواندن كنيم:

ايجاد ميل و انگيزه جزء مهمترين و مؤثرترين روش‌ها مي‌باشد. با ايجاد دلخوشي و اعتماد به نفس، رغبت به انجام كار بيشتر مي‌گردد.به خاطر دارم روزي سر كلاس در مورد ساختار اتم صحبت مي‌كردم و آزمايشات رادرفورد را شرح مي‌دادم، گفتم رادرفورد همان چيزهايي را ديد كه شما مي‌بينيد، حالا فكر كنيد كه به جاي او هستيد! چه نتايجي را به دست مي‌آوريد؟

حالت چهره همگي عوض شده بود، هيجان و شور و شوق خود را با انواع پاسخ‌هاي جالبي كه مي‌دادند، نمايان ساخته بودند.در آن جلسه تدريس، تمامي نتايجي را كه رادرفورد پس از آن همه آزمايش به دست آورده بود را از بان يكايك دانش‌آموزانم مي‌شنيدم!در حالي كه دانش‌آموزانم امر تدريس را به عهده گرفته بودند و علاقه و نشاط خاصي را در بيان مطالب نشان مي‌دادند، صميمانه به آنها گوش مي‌دادم و شادي موفقيت دانش‌آموزانم به صورت لبخندي روي صورتم نقش بسته بود.

نياز به جلب توجه در دانش‌آموزان:

معلم با توجه به اين نياز شديد، بايد برخورد مناسبي با اين گروه سني داشته باشد. يكي از همكاران با تجربه، راز توفيق خود را، چنين بيان مي‌كرد:من در اولين جلسه، امتحان ساده‌اي از بچه‌ها به صورت كتبي مي‌گيرم، تا هم سطح فعلي كلاس را بدانم و هم در حين كار، همين‌طور كه قدم مي‌زنم، نام‌هاي آنها را به خاطر بسپارم. نام هر كس براي خود، مهمترين كلمه مي‌باشد.

معلم با توجه به اين مسأله نياز به جلب توجه، با شاگردانش زودتر صميمي مي‌شود و هنگامي كه آنها را با نام كاملشان صدا مي‌كند، دانش‌آموزان متوجه نمي‌شوند، كه براي معلم اهميت دارند و احساس بزرگي مي‌نمايند.

چگونه مي‌توانيم سخنگوي دلپذيري باشيم؟

ما بايد همواره به خاطر داشته باشيم كه طرف صحبتمان، يعني بچه‌ها معمولاً صد مرتبه بيشتر به فكر خيالات و آرزوهاي خود هستند. آنها ترجيح مي‌دهند به‌ آينه يا كيف يا عكس بغل دستي خود نگاه كنند، تا اينكه به فرمول‌هاي نوشته شده، توجه داشته باشند و مطالب علمي را دنبال كنند.

پس براي جلب علاقه‌ي دانش‌آموزان به فراگيري، چه كنيم؟ معلمي مي‌گفت: من اجازه نمي‌دهم شاگردان شنونده مطلق باشند. پس معلم با دقت به نياز به جلب توجه در شاگردانش بايد موارد مختلف را براي آنان توضيح دهد. و مرتباً اهميت مخاطب خود را برايش محسوس كند. در نظر داشته باشيم آرزوي اهميت يافتن قوي‌ترين ميل‌هاي بشري است پس بايد با شاگردان طوري رفتار كنيم كه مايليم آنان با ما رفتار كنند و اگر علاقه داريم آنها از احتراممان فرو نگذارند و از روي انصاف، لياقت و هنر ما را اذعان نمايند، اين موضوع را راجع به آنان هم پياده نمائيم.

لذا، مطالبي كه در روش‌هاي جلب محبت دانش‌آموزان داشتيم را در سه مورد زير خلاصه مي‌كنم:

1)     صميمانه نسبت به شاگردان علاقه‌مند باشيد.

2)     تبسمي بر لب داشته باشيد و به ياد داشته باشيد نام هر كس براي او شيرين‌ترين لغات است.

3)  گوش دادن را بياموزيد و آنان را به شوق آوريد تا نظر خود را ابراز دارند و صميمانه و صادقانه اهميت دانش‌آموزان را برخودشان روشن كنيد.


 

 

فصل چهارم

بررسي نحوه ارتباط صحيح با دانش‌آموزان

اگر شاگردي به كلي بر خطا رود چه كنيم:

اگر به شاگردي برخورد كرديم كه به كلي بر خطا مي‌رود در نظر داشته باشيم كه خود وي چنين تصوري راجع به خودش ندارد. لذا هرگز نبايد او را محكوم كرد. بلكه بايد در صدد باشيم كه كنه انديشه او را دريابيم كه اين شيوه مردمان حكيم و آزاده مي‌باشد. صميمانه بايد بكوشيم نقطه‌نظر طرف مقابل خود را دريابيم، آنگاه مي‌توانيم آنها را اصلاح كنيم، بدون آنكه موجب خشم آنان گرديم. با اين روش مي‌توانيم مخاطب را مشتاق شنيدن گفتار خودمان نمائيم.

نكته: بايد دقت كنيم در آغاز كلمه «نه» يا «تو اشتباه مي كني» اگر باشد طرف مقابل تمام فكر خود را در خط دفاعي جمع مي كند. حال آنكه معلميني كه به اين شكل شروع مي‌كنند: بسيار خوب منم جاي تو بودم همين‌طور فكر مي‌كردم حالا اگر اينطور به مسئله نگاه كنيم به نظرت چطور است موفق‌تر هستند. به عبارتي سعي كنيم تصور كند كه خودش به نتيجه‌اي كه ما مي‌خواهيم رسيده است.

پرهيز از مباحثه در كلاس:

همواره از بحث كردن اجتناب كنيد و به خاطر داشته باشيد در هيچ مباحثه‌اي كسي به معني تام برنده نيست. معلمين با تجربه هميشه جلوي ايجاد مناقشه و مباحثه در كلاس را مي‌گيرند، از مباحثه چنان بگريزيد كه از مار زندگي يا زلزله هولناك مي گريزيد به قول شاعر:

هر كه را مغلوب كردي در سخن      گشت راسخ تر در آراء كهن

راه متقاعد كردن، بحث كردن نيست و اين دو امر ابداً ارتباطي با هم ندارند راه نفوذ در افكار مردم، بحث كردن نيست ممكن است با مشاجره و مباحثه بتوانيم به اصطلاح سخن طرف مقابل را در دهانش بكوبيم اما چنين غلبه‌اي بي‌فايده است. زيرا كه هرگز موافقت صميمانه طرف را نمي‌توانيم به دست آوريم. بايد توجه داشت كه هرگز جاهلي را به قوه منطق نمي‌توان متقاعد كرد. سوء تفاهم را نيز با مباحثه و مشاجره نمي‌توان برطرف نمود، بلكه تدبير و مهارت و سياست و خوي صلح جويانه لازم است. شخص بايد اين قدرت را داشته باشد كه خود را به جاي حريف فرض كند. لذا معلمين باتجربه به عنوان بهترين وسيله غلبه در مشاجره و مباحثه، احتراز از ورود در چنين مباحثي مي‌كنند و اگر مي‌بينند، شاگرد عقيده، كاملاً مخالفي دارد به منظور اصلاح او در همان ابتدا حرفش را به دهانش نمي‌كوبند تا بيشتر دچار ناراحتي يا خشم يا نا اميدي شود. بروز حالت خشم يا دفاع از حرف خود، شاگرد را از شنيدن نظريه درست باز مي‌دارد. پس در حالي كه عقايد او را محترم مي‌شماريم سعي مي‌كنيم خود شاگرد بتواند به اشتباه خويش پي ببرد و آن را اصلاح كند.

نحوه نفوذ در متقاعد ساختن كلاس:

همكاران عزيز توجه داشته باشيم، اكثريت بچه‌هايي كه در دوره دبيرستاني مي‌بينيم، به شدت نيازمند محبت و غمگساري هستند، احتياج دارند كه كسي درد آنها را بداند و به حال آنها برسد. لذا اگر آنها را تا حدي ارضا‌ء كنيم همواره ما را دوست خواهند داشت. پس اگر نسبت به كلاس ابراز محبت و يكدلي كنيم، ناخودآگاه همكاري بيشتري براي پيشرفت كلاس انجام مي‌دهند. به جاي اينكه با جملاتي نظير «اين مشكل خودتان است« «مسائل كلاس شما ربطي به من ندارند» و... آنها را پشت ديوار غربت بگذاريم. سعي كنيم دانش‌آموزان را با خود همراه كنيم و متوسل به عواطف عاليه آنها بشويم با جملاتي نظير تجارب سال‌هاي زياد مرا آدم‌شناس كرده در همان وهله اول برخوردمان حس كردم، شاگردي، كوشا، خوش قول، شرافتمند، با غيرت، درس خوان هستي، شاگرد را جهت پذيرفتن مسئوليت آماده كنيم. در ضمن اگر اشتباهي داريم بايد صادقانه و راحت به آن اعتراف كنيم كه بشر جايز الخطاست. با اين جمله «ممكنه اشتباه از من باشه بهتره دوباره مرور كنيم و يا نظير آن. روش ديگر نفوذ و متقاعد ساختن كلاس آن است كه در چشم و خيال بچه‌ها تصور كنيم. دانش‌آموزان اگر شكلي ببينند و خود آن را تحليل كنند بيشتر قبول دارند تا آنكه راجع به آن شكل معلم به تفسير سخن بگويد. مثلاً در جلسه‌اي كه مشغول تدريس نظريه علمي دانشمندي بودم، مي‌ديدم بچه‌ها با خستگي به ساعتشان مي‌نگرند، آن روز باقي مطالب را در قالب تصور خود آنان ريختم به آنها گفتم اين دانشمند همان چيزي را مي‌ديد كه هر آدم عادي مي‌توانست ببيند ولي فرق او با ديگر آدم‌ها چه بود؟ وي سعي كرد نتايجي را از آنچه ديده بود بيرون بكشد، حالا من فقط آنچه وي ديده بود را روي تخته مي‌كشم، مي‌خواهم ببينم وضعيت شماها چگونه است. كلاس در چنان سكوت عميق و توجه شديد فرو رفته بود كه گويي روي حساس‌ترين مسئله زندگي مي‌خواستند تمركز داشته باشند، آنها نمي‌خواستند در اين بازي نقش آدم‌هاي عادي را داشته باشند، و طوري نظريات خود را ابراز مي‌داشتند كه گويي در مسابقه‌اي مهيج شركت داشتند، مي‌خواستند ثابت كنند در حد همان دانشمند بزرگ هستند و خود به خود بدون آنكه من نظريات دانشمند را پشت سر هم تكرار كنم، با هدايت مسير فكرشان، خود اينكار را با غرور و رضايت از پيروزي بازگو مي‌كردند.

قضيه ديگري را تعريف مي‌كنم كه ممكن است برخي معلمان تا به حال چندين بار مشابه آن را تجربه كرده باشند، قصه مربوط به سركارگر ناموفقي بود كه نمي‌توانست كارگران زيردست خود را به كار واردار كند وي مي‌گفت تا به حال انوع روش‌ها را پياده كرده‌ام، يكايك آنها را تشويق و تحريص نموده‌ام، ناسزا گفته‌ام، تهديد به اخراج كرده‌ام، ولي هيچ روشي موفق نبوده است، مانده‌ام چه كنم. واقعاً وقتي هر روشي را بي‌فايده ديديم چه كنيم؟ اين روش را آزمايش كنيد. رئيس كارخانه از سركارگر پرسيد امروز چند دفعه ذوب فولاد به عمل آمده، گفت «شش دفعه» رئيس كارخانه روي زمين با گچ به خط درشت نوشت «شش» و رفت. كارگران شيفت شب آمدند و عدد را كه ديدند پرسيدند اين ديگر چيست؟ ديگران گفتند امروز رئيس آمد و پرسيد كار ذوب چند بار انجام شده سپس اين عدد را نوشت و رفت. صبح روز بعد كه رئيس كارخانه وارد شد ديد به جاي عدد قبلي كلمه هفت روي زمين نوشته شده كارگران صبح آمدند و عدد را كه ديدند گفتند آقايان شب كار خود را نيرومندتر از ما مي‌پندارند پس با شدت تمام دست به كار شدند چون شب فرا رسيد عدد ده درشتي روي زمين نوشتند و رفتند و بلاخره كارخانه‌اي كه رو به ورشكستگي مي‌رفت به درجه اول رسيد. در واقع براي حصول نتيجه بايد حس رقابت را تحريك نمود. رقابتي كه در آن، ميل به برتر بودن و اثبات لياقت و اهميت مطرح شود. در مدرسه‌اي به جاي آنكه شاگردي را رتبه اول تعيين كنند، كلاس موفق را تشويق مي‌كردند و اين خود باعث تحريك باقي كلاس‌ها مي‌شد پس بطور خلاصه قواعدي كه جهت متقاعد كردن شاگردان مطرح كرديم را مي‌توانيم به صورت زير فهرست‌وار بررسي كنيم.

جمع‌بندي قواعد متقاعد كردن دانش‌آموزان:

قاعده اول- بهترين وسيله غلبه در مشاجره و مباحثه، احتراز از ورود به آن است.

قاعده دوم- عقايد طرف مقابل را محترم بشماريد و هرگز به او مگوئيد كه به خطا مي‌رود و اگر خود را خطاكار مي‌دانيد صميمانه اعتراف كنيد.

قاعده سوم- به ملايمت سخن آغاز كنيد و دانش‌آموزا را بكشانيد به جايي كه از ابتداي مكالمه جواب‌هاي مثبت بدهد.

قاعده چهارم- بگذاريد بچه آزادانه مطالب خود را بيان كند و در ضمن طوري برخورد كنيد كه تلقين شما را از ابتكارات خود، تصور كند.

قاعده پنجم- صميمانه بكوشيد كه مسائل را از دريچه وي بنگريد و با او همدردي كنيد.

قاعده ششم- متوسل به عواطف عاليه بچه‌ها شويد و در چشم و خيال آنان تصرف كنيد و آنها را بر سر رقابت آوريد.

چگونه از بچه‌ها انتقاد كنيم كه منفور نشويم:

اگر ضرورت دارد از شاگرد انتقادي بنمائيم، از كجا شروع كنيم. اگر مستقمياً عيب را بگوئيم او به شدت ناراحت مي‌گردد. شاگردي داشتم كه خط بسيار بدي داشت به وي گفتم تو مطالب را خوب فهميده‌اي ولي متأسفانه چون خوانده نمي‌شوند نمي‌توانم نمره خوبي بدهم با آنكه عيب كارش گفته شد و خرده‌گيري نامطبوعي بود ولي چون بعد از تمجيد مزايا و هنرهاي او بود چندان گران برايش نيامد. روش عمل مانند كار سلماني است وي قبل از آنكه تيغ را به كار اندازد، زمينه صورت را صابون كاري مي‌كند. و اين عين رفتاري است كه دانش‌آموز خطاكار به آن نيازمند است. پس قبل از شروع انتقاد حتماً بايد از روي صدق و صفا بعضي امور مربوط به او را كه واقعاً قابل تمجيد باشند بستائيد و از تحسين مضايقه نكنيد.

براي تبديل رفتارهاي اشخاص به نحوي كه منجر به خشم و خصومت نشود بايد خطاها را به طور غير مستقيم به آنها خاطر نشان كرد.

در كلاس مشغول تدريس قسمت مهمي از كتاب بودم. پوست پفك بزرگي روي كف كلاس افتاده بود. در حين صبحت خودم آن را برداشتم و در حالي كه همه كلاس در آن سكوت خاص با تعجب و شرمندگي نگاهم مي‌كردند آن را در سطل آشغال گذاشتم. در چهره‌هاي آنها خجالت و ندامت كاملاً هويدا بود. شايد اگر مستقيماً توبيخ مي‌كردم فوراً در صدد دفاع بر مي‌آمدند. با انواع دلايل مختلف، كه گناه را گردن همه، الا خودشان بياندازند ولي به اين شكل كه گذشت. ديگر تا آخر سال چنين صحنه‌هايي در كلاس نديدم.

به خاطر داشته باشيم شاگرداني كه تقريباً نصف ما سن دارند نبايد داراي نظر و تدبير و سليقه و قضاوت مانند ما باشند و به خاطر بياوريم ما نيز در سن آنها بوديم اشتباهاتي داشته‌ايم و اكنون به جاي آنكه مرتباً خطاهاي آنها را به رخ بكشيم بهتر است آنها را براي حل مشكلات كمك كنيم. لذا قبل از جستن عيب ديگران بايد بكوشيم به خطاهاي خود صميمانه اعتراف كنيم. مثلاً جمله را به اين شكل آغاز كنيم: من هم به سن شما بودم. چنين اشتباهاتي داشته‌ام ولي گمان نمي كني بهتر باشد اين روش را امتحان كني در ادامه با توجه به احساسات عاليه انساني بگوئيم مي‌داني اگر موفق شوي در مدرسه برايت احترام بيشتري قائل مي‌شوند يا اينكه خانواده‌ات به تو افتخار مي‌كنند و يا اينكه معلم‌هايت بيشتر دوستت خواهند داشت و... پس آنها را به خطاهايشان آگاه كرده و روش اصلاح را به آنها نشان مي‌دهيم.

نكته‌اي كه بايد همواره در برخورد با شاگردان مد نظر داشته باشيم

هيچ كس تحكم را دوست ندارد، سعي كنيم از كلماتي نظير «چنين كن يا چنان مكن» استفاده نكنيم، بلكه صحبت را با كلماتي نظير: پيشنهاد مي‌كنم، ممكن است دوباره بررسي كنيم، تصور مي‌كني درست باشد، در مورد صحت آن چه به نظرت مي‌رسد، شروع كنيم. هرگز فشار و تسلط معلم بر شاگرد نبايد محسوس باشد. بهتر است به شاگردان مجالي براي ابتكار و اظهار سليقه شخصي بدهيم. لذا براي اصلاح شاگردان بدون آنكه آنان را به خشم آوريم و رنجيده خاطر كنيم بايد مواظب باشيم كه حكم مستقيم و صريح ندهيم. بلكه پند و دستور را به صورت پرسش ادا كنيم تا فرمان ما به صورت تصور فكري خودشان جلوه كند.

شاگردان را به حفظ حيثيت خويش ياري دهيم:

معلمي كه در حضور ديگران شاگرد را ملامت مي‌كند يعني خودخواهي وي را نديده گرفته و حيثيت شاگرد را له مي‌كند و ابداً در فكر نيست كه اين عمل چه تأثير ناگواري روي خود شاگرد و همچنين كلاس دارد و چگونه توليد واكنش مي‌كند. در صورتي كه اگر كمي انديشه كنيم اين كار هيچ ضرورتي ندارد با كمي فكر مي‌توانيم كلمات شايسته‌اي بيابيم و صيمانه بكوشيم كه خود را در ميان نبينيم يعني تابع هواي نفس خود نشويم و درد ديگران را تشخيص دهيم آنگاه معلوم خواهد شد كه به جاي ضربت‌هاي سختي كه لازم شمرديم چه رفتارهاي ملايمي امكان داشت. لذا بايد خودخواهي شاگردان را رعايت كنيم و آنان را به حفظ حيثيت خويش ياري دهيم. و با گفتن كلماتي نظير «من به تو اعتماد دارم» «مي‌دانم كه مي‌تواني از عهده برآيي»، كوشش‌هايي كه شاگرد انجام داده را عادلانه قضاوت و حق‌شناسي كنيم. پس بايد جداً از ملامت و ستيزه بپرهيزيم و آنان را در بهبود احوال و اصلاح اوضاع درسي‌شان كه منظور اساسي ماست پيش برانيم. لذا براي تغيير احوال شاگردان بايد از كوشش آنها عادلانه قدرداني نموده و كوچك‌ترين پيشرفت آنها را تمجيد كنيم. شاگردان معمولاً اگر مورد اظهار اطمينان معلم قرار گيرند سعي مي‌كنند خود را لايق سازند و در واقع بايد سعي كنيم شاگردان را وادار كنيم كه خود را لايق نام نيكي سازند. اگر با شاگرد ناسازگاري سر و كار يافتيد و خواستيد او را به خير و صلاح هدايت كنيد، چنين وانمود كنيد كه به وي اطمينان داريد البته در نظر داشته باشيم كه انسان همان‌قدر كه از تحسين و تمجيد و احترام صادقانه نرم و رام مي‌شود، همان قدر از تملق و چاپلوسي و تزوير مي‌گريزد و منزجر مي‌شود.با او مانند انساني محترم و شرافتمند رفتار كنيد، تا وي فريفته اطمينان ما شود و كوشش نمايد واقعاً شايسته و لايق آن باشد. نه آنكه مرتباً بگوئيم تو كودني، احمقي، بي‌استعددي، بي‌لياقتي و... همين كلمات كافي است كه شوق پيشرفت و عشق و كمال را در او بكشد. اما اگر طور ديگري عمل كنيم وسايل تشويق را در برابرش مي‌گسترانيم و كار را در نظرش آسان جلوه مي‌دهيم. معمولاً قبل از شروع تدريس اگر از جملاتي نظير درس اين جلسه بسيار ساده است يا درس امروز را خيلي زود ياد مي‌گيريد. استفاده كنيم آنها با آرامش بيشتري به درس گوش مي‌دهند بايد وا نمود كنيم كه به استعداد يادگيري آنها اطمينان داريم بسياري از شاگردان بي‌توجه به درس با اين روش ساده مداوا شده‌اند. به آنها اگر بگوئيم «خودت از استعدادي كه در باطن داري بي‌خبري» او تمام تلاش خود را مي‌كند تا خود را در حدي كه بايد باشد، برساند. معلمي كه بتواند روح اطمينان در قالب شاگردش بدمد و به وي اعتما دبه نفس دهد، جسارت و قدرت و قوت قلب براي نيل به هدف در شاگردش تزريق كند، مي‌تواند شاگرد را از نو بسازد. شايد اكثر همكاران در سال‌ها تجربه تدريس خود از اين قبيل دانش‌آموزان داشته باشند كه با اين روش كاملاً زير و رو شده‌اند. لذا اگر خواستيم احوال شاگردي را تغيير دهيم: بايد به او شهامت حركت داده و اصلاح خطا را در نظرش آسان كنيم و انجام كار را در چشمش سهل و ساده نمايش دهيم. بايد طوري رفتار كنيم. كه بچه‌ها از انجام تقاضاي ما راضي و خشنود باشند و با خوشحالي و رضايت كار محول شده را بپذيرند. كلاسي داشتم كه مي‌دانستم ناسازگارترين بچه آن كيست وي را فرا خواندم مسئوليت كنترل و نظم گروهي را به وي سپردم بعد از مدتي او نه تنها بسيار خوب و مسئوليت خود را انجام مي‌داد بلكه مي‌ديدم از لحاظ درسي نيز پيشرفت زيادي حاصل كرده است.

اكنون به عنوان جمع‌بندي مطالب داريم:

دستورات هشت گانه اصلاح بچه‌ها بدون آنكه باعث عصبانيت و آزردگي آنها شويم:

1)     ابتدا از روي صدق و صفا نكات مثبت آنها را بستائيد.

2)     خطاها و عيب‌ها را بطور غيرمستقيم خاطر نشان كنيد.

3)     پيش از انتقاد و عيب‌جويي به بعضي از خطاهاي خود معترف شويد.

4)     حكم مستقيم مدهيد مطلب را تلقين كنيد و به صورت پرسش ادا نمائيد.

5)     خودخواهي او را مراعات كنيد بگذاريد حيثيت خود را نگهدارد.

6)     كوشش‌هاي او را عادلانه قدرداني كنيد كمترين پيشرفت او را صميمانه بستائيد.

7)     او را وا داريد كه خود را شايسته نام و شهرت نيكي كند.

8)  كاري كه مي‌خواهيد به بچه‌ها تحميل كنيد، آسان جلوه دهيد و چنان رفتار كنيد كه با خوشحالي آن را انجام دهند.

به خاطر داشته باشيم، مهارت در كلاس‌داري بسته به اين نيست كه شاگردان از هر جهت كامل عيار باشند بلكه در اين است كه خود كامل عيار باشيم و سپس در صدد تبديل آنه در جهت مناسب باشيم. با دوري كردن از انتقاد و ملامت و نكته‌گيري مي‌توان موفق بود. همواره در نظر داشته باشيم كه دو بار از راه زندگي گذر نخواهيم كرد پس هر سعادتي و هر خير و بهجتي كه بايد به انسان‌ها برسانيم در همين ايام معدود عمر است و نبايد هيچ چيز ما را از انجام اين تكليف الهي باز دارد. زيرا كه عمر دوباره نداده‌اند كسي را پس به خاطر داشته باشيم در كلاس‌داري موفق، همواره از تابلو سرزنش ممنوع استفاده مي‌كنيم و اقدام كنيم تا راه‌حل مناسب را پيدا كنيم. روانشناسي مي‌گفت: تبسم و نفس عميق و خواب كافي باعث مي‌شود شخص كاملاً بر خود مسلط باشد و وابسته به رفتارهاي ديگران نباشد. و مطلقاً از بحث كردن اجتناب بورزيد. در نظر داشته باشيم شكست يعني تجربه و سعي كنيم هيچ‌گاه عذرتراشي نكنيم. به اين ترتيب، كلاس را با روحيه خوبي اداره خواهيم كرد.

منابع

1)     قرآن كريم

2)     نهج‌البلاغه

3)     پرورش فرزند در عصر دشوار ما، اثر دكتر هوشنگ ابرامي.

4)     روش‌هاي فعال ياددهي، يادگيري، دفتر برنامه‌ريزي.

5)     آئين دوست‌يابي، اثر ديل كارنگي، ترجمه رشيد ياسمي.

6)     اعتماد به نفس در ده روز، اثر سيد مجتبي حورايي.

7)     رابطه بين والدين و كودكان، اثر دكتر هايم جي گينات، ترجمه‌ي سياوش سرتيپي. نگارش: م بهلولي اسكويي دبير شيمي منطقه‌ي 6 تهران

خرد گرايي حكيم توس

مقدمه:

خرد را و جان را كه داند ستود       و گرمن ستايم كه يارد شنود؟

قرن پنجم از قرون حادثه‌خيزي است كه از لحاظ شرايط فرهنگي واجتماعي كه به تبع شرايط حاكم سياسي حاصل شده بود ، نقطه‌ي عطفي در تاريخ و ادبيات اين مرز و بوم به شمار مي‌رود ؛روزگار غريبي كه ديار افسانه‌اي ايران با همه‌ي عظمت هاي ديرپا و ديرين، اسير تركتازي سلاطيني گرديد كه از سويي براي اثبات ايراني بودن خويش به هر حشيشي متشبّث مي شوند و از سويي با لطافت و ظرافت هاي فكر و تعاليم ايراني به كلّي بيگانه‌اند . ورود فلسفه كه از قرن سوم با موجي از تمايلات و تفكّرات فلاسفه يوناني به عرصه‌ي مباحث عقلاني پا گذاشته بود ، باعث گرديد تا تعارض ميان
«عقل و وحي» را درپاره اي از محافل علمي برانگيزد ، به گونه اي كه تا سه چهار قرن بعد اوج مجاهدت فيلسوفان و انديشمندان جهان اسلام مصروف همراهي و هماهنگي حكمت و شريعت با فلسفه و دين شد و در اين ميان در خراسان بزرگ  كه درآن روزگار دل ايرانشهر بود به تعبير پروفسور « آرتور آربري » : « صحنه براي ورود بازيگري به سان پهلوانان ، شاعري برخوردار از نهايت نبوغ كه بايد تجسّم زنده ي نوزايي غرور ، احترام به خويش و خود آگاهي ايراني مي بود ، آماده مي شد » (آرتورآربري ،1371 ص 75)همو كه به تعبير استاد حبيب يغمايي :

اي كه حق داده در سخنوريت
نه تو خود زنده جاودان هستي
وحي از خالق جهان داري
گر نبودي ، زبان نبوديمان

 

برتــرين رتبـــه‌ي پيــامبــريت
زندگي بخش ديــگران هستي
آفــريــن از فرشتگــان داري
شهرتي در جهان نبوديمان
           (شاهنامه شناسي ؛2535 :313)

بدين ترتيب نقطه‌ي روشني در ادبيات فارسي پديدار مي گردد و فردوسي بزرگ با بهره وري از حكمت متعالي آن روزگار ، فراتر از عرصه‌ي « نظر » در كاركرد پهلوانان و شاهان اساطيري ايران ، لطايف واقعي فرهنگ ايران را نماياند كه اين توفيق بي تكرار فراتر از نبوغ او به عواملي چون زادگان او كه آوردگاه انديشه‌هاي سياسي آن روزگاران از يك سو و از جهتي زايش گاه انديشه‌هاي نوين فلسفي بود، بستگي داشت. از اين روست كه سخن سراي توس فارغ از همه‌ي ملاحظات و تعصّبات ديني، از افقي برتر به جهان بيني ايراني مي انديشد و به نحوي اعجاز آميز ترجمان عواطف و باورهاي آزادگان ايراني مي شود. گيرم مستشرق نام آوري چون « ادوارد براون » با همه‌ي تحقيق و تدقيقش در لطايف زبان فارسي ، رمز و راز ماندگاري حكيم توس را در نيافته و ناباورانه بيان بدارد كه : « ... به اعتقاد من شاهنامه را نمي توان حتي يك لحظه در طراز ]تراز[با بهترين منظومات شعراي ايران در تعليم و تربيت و داستانسرايي و غزلسرايي مقايسه كرد»(ادوارد‌براون،ج2،1341 ص206)كه البته بعدها محمد علي فروغي درنامه‌اي كه به مناسبت « هزاره‌ي تولد فردوسي »‌برايش نوشته ، بر اين كژسليقگي خرده ها گرفته است (رک: فروغي ،1351)

چنانكه مي دانيم «‌خرد » جوهره‌ي تفكّرات فردوسي در عرصه‌ي انسان شناسي است ، گوهري كه فراتر از عقل اسلامي ، بارگه هايي از تفكّرات خسرواني و زرواني در آميخته و در يك كلام موهبتي است يزداني كه پيروي از آن ، رستگاري دنيا و آخرت را در پي دارد .با اين تاكيد كه :آنچه در نزد حكيم توس و در فرهنگ عصر او «‌خرد » خوانده مي شد با آنگونه خرد كه در عصر ما – از عهد روشنگري به اين سو– به رد كردن و نفي نمودن هر چه ماوراي ادراك حسّي است-
مي‌گرايد ،فاصله‌ي بسيار دارد ... » (‌زرين كوب ،1371ص82)

بر طبق چاپ دكتر خالقي مطلق « گفتار اندر ستايش خرد » دومين فصل و فراز شكوهمند شاهنامه را شكل مي بخشد ، سخن نخست ياد كرد « خداوند جان و خرد » است ، سپس خرد را برترين موهبت صمداني مي شمارد كه « بهتر از هرچه ايزد بداد » با اوصافي چون « رهنما و رهگشاي » ، «‌دستگير هر دو سراي » كه صفات عرضي آدمي چون « شادي واندوه و فزوني و كمي » هم از آن سرچشمه مي گيرد . آنگاه خرد را « چشم جان » و «آفرينش نخستين » در شمار آورده كه نگهبان حواس اصلي و هيئت رئيسه‌ي بدن يعني : چشم و گوش و زبان است . كه گويي اين ويژگي ها طنين كلام هجويري را فرا ياد مي آورد كه:‌«خرد رحمت خداي بود كه فرو ريخته شد بر آفرينش »

(نقل از فرهنگ علوم عقلي ،1361 ص 364)

اين ويژگي هاي منحصر به فرد كه در نسخه‌ي دكتر خالقي از ابيات 16 تا32 را در بر مي گيرد و به اعتقاد شادروان استاد محيط طباطبايي اين ابيات را به همراه ديباچه‌ي منظوم در سال 400 هجري بر نسخه‌ي كامل شاهنامه افزوده است (‌محيط طباطبايي ،1369ص133)كه اگر اين قول را بپذيريم بايد گفت فردوسي در واپسين روزهاي سرايش شاهنامه و به گاه پختگي فكر اين اعتقاد جازم خويش را به تأكيد به عروس نظم دري آراسته است به گونه اي كه «‌ازين پرده برتر سخن گاه نيست » (‌خالقي ،1357 بيت 15)

بر طبق بسامدي كه فريتز وولف ( Fritz wolf) از واژگان شاهنامه ارائه داده واژه‌ي «‌خرد » بيش از 500 بار ، خردمند بيش از 300 بار ، خردمندي 20 بار و علاوه بر آن واژه هايي كه به خردمندان مربوط است نظير : روشن روان حدود 150 بار و روشن دل 30 بار در شاهنامه ذكر شده است(Wolf- 1935:317 )و براساس همين مرجع واژه‌ي عقل تنها دوبار در شاهنامه ذكر شده ، كه گويا اين كاربرد در نسخه هاي معروف هم وجود ندارد ( مهاجراني ، 1372 ، ج1 ص 49)براي شناخت اين جوهره دانايي در ابتدا توصيفاتي كه فردوسي از آن ارائه كرده شنيدني است ( ابيات از شاهنامه 9 جلدي ، چاپ آكادمي علوم شوروي است )

 

الف) برخورداري از دنيا و آخرت در گرو داشتن خرد است :

بپرسيد پس مؤبد تيز مغز
كجا مرد را روشنايي دهد
چنين داد پاسخ كه هر كو خرد

 

كه اندر جهان چيست كردار نغز
زرنج زمانه رهايي دهد
بيابد زهر دو جهان برخورد
                                          (8 :130)

ب) برتر از هر دانش ( مكسبي ) است :‌

بدو گفت : زين ده كدامست شاه
چنين داد پاسخ كه راه خرد

 

سوي نيكويي ها نماينده راه
زهر دانشي بي گمان بگذرد
                                          (8: 198)

ج)آنكه خرد دارد مهتر آدميان است :

وزان پس زدانا بپرسيد مه
چنين داد پاسخ كه دانش بهست

 

كه فرهنگ مردم كدامست به
خردمند خود بر جهان بر ، مهست
                                         (8: 198)

گرچه پاره اي از اين ابيات جداي از ساخت و بافت شاعرانه‌ي خويش به نظر مي رسد كه به مرزهاي شعار وارگي نزديك شده اند ،اما واقعيت اين است كه تكرار آنها در سده‌هاي مختلف بر ذهن و زبان ايرانيان اين فكر را تقويت كرده ، اما بهتر آن است كه فراتر از جنبه هايي شعاري به بينش انساني و ماندگار شاهنامه – كه قطعاً ضعف و در پاره اي موارد نبود اين ارزشها جهان كنوني ما را به نقطه ي فعلي رسانده – نزديك تر شويم و در اين رويكرد خرد ورزانه به شاهنامه ، واژه هاي بنياديني چون : دانش و داد و آزرم كه اساسي ترين ستون هاي فكري بشري را قوام و دوام مي بخشد ، تبلور خاصي مي يابند ، فردوسي معتقد است كه « نخست آفرينش خرد را شناس » و به باور شادروان دكتر زرياب خوئي : « اين ابيات در وصف عقل كلي است كه نخستين آفريده است و بنا به حكمت نو افلاطوني ،خالق و نگهبان نفس كلي است و از اين راه بر سه پاس و سه نگهبان انسان حاكم و فرمانرواست،يعني عقول جزئيه كه در انسان است به مدد نفس و جان فيض از عقل كلي مي گيرد » سپس به اين نتيجه مي رسد كه چون بنابر قول اسماعيليان آفرينش خرد يا عقل مسبوق به«‌چيز » ديگري نيست وهمچنين با توجه به واژه‌ي «‌ميانجي » در بيت :

تـــرا از دو گيتـــي بـــرآورده‌انــد

 

بــه چنــديــن ميــانجــي بپرورده‌اند

و سابقه‌ي كاربرد اين واژه در « زادالمسافرين »‌ناصر خسرو و ديگر رسائل اسماعيليان ، جهان بيني فردوسي را اسماعيلي مي دانند »‌(مسکوب، 1374 صص29-28 ) و حتي با پذيرفتن اين نظر ، داستان به خاك سپرده شدن فردوسي در قبرستان مسلمانان را ناشي از همين نكته‌ مي دانند كه طبق فتواي سنّت جماعت ، اسلام ،‌شيعه زيدي و امامي را كافر و خارج از دين نمي شناسد اما اسماعيليه را «‌ملاحده » و كافر مي شمارد .

اگر اين نظر را بپذيريم ( با توجه به آنكه در واپسين سالهاي عمر دكتر زرياب هم عنوان گرديده ) با توجه محيط خراسان و آغاز گسترش نفوذ اسماعيليان ، مي توان گفت كه فردوسي با بهره گيري از نظر آنها اما فراتر و زير بنايي تر از ايشان واژه ‌ي « خرد » را به كار برده هر چند دكتر زرين كوب براين باور است كه : « در كلام او از تعليم معتزله متأثر مي نمايدچون در آن زمان معتزله در ري و تمام قلمرو آل بويه وجود داشته اند و نزد مخالفان به رقص و الحاد و طريقه‌ي فلاسفه منسوب
بوده اند ...» (زرين كوب ، 1381 ص55)

به هر روي فردوسي به جّد بر اين باور است كه خرد اسباب نيك نامي دنيا و آخرت است و همزاد توأمان داد و رستگاري است ، گرچه پهلواني چون «‌پيران ويسه » ممكن است رستگار نباشد براي همين است كه سرگذشت او و اعمال او در آيينه‌ي شاهنامه گاه اسباب حيرت مي شود.

اين خرد آرماني در شاهنامه فرازهاي شكوهمندي دارد به ويژه در بخش پهلواني كه فردوسي بزرگ عرصه ي فراخ تري براي انعكاس تفكّرات و باورهاي اصيل ايرانيان قبل از اسلام را داشته است ، و سعي كرده زمينه‌ي عملي و نمود آن را در اعمال و رفتار قهرمانان و پهلوانان اساطيري ايران ، نشان دهد . به تعبير روشن تر پهلوانان حماسي ايران از آن گاه كه وارد عرصه‌ي بلاخيز شاهنامه مي شوند تا لحظه‌ي سرسپاري به مرگ ، نبردها و دوستي ها و دشمني‌هايشان همه بر مدار خرد است كه در نهايت به نبرد نيكي و بدي تأويل مي گردد و از آنجا كه به مدد خرد كاركرد جهان را
مي شناسند همه ي اعمالشان را بايد با معيار خرد سنجيد. در بخش تاريخي ( به ويژه عهد ساسانيان ) ستايش خرد و لطايف مربوط به آن در قالب خطبه ها و مواعظ شاهان و به ويژه پندهاي خرد گراياني چون : بوذر جمهر حكيم و موبدان ،جلوه گر شده است و طبيعي است كه در اين قسمت ها ، منابع فكري او متون مقدسي چون « اوستا » و « مينوي خرد » است چون در « مينوي خرد »در ستايش خرد آمده كه :‌« از همه نيكي هايي كه به مردمان مي رسد خرد بهتر است ، زيرا كه گيتي را به ( نيروي )‌خرد مي توان اداره كرد و مينو را هم به نيروي خرد مي توان از آن خود كرد » (‌تفضلي ، 1364ص 4)وهمچنين در مزده يسنا از دو نوع خرد نام برده مي شود : خرد غريزي (‌
Ast xrat) و خرد اكتسابي و آموختن (gosan srutxrat)(دهدشتي ،1363 ص 12 ) در پرسش 56 «مينوي خرد» كه در باب خرد و اهميت آن است پاسخ هاي مينوي خرد – كه نماينده ي خرد غريزي و الهي است - دقيقاً معادل تعبيرات فردوسي است (همان ص72) فردوسي نتيجه بي خردي را ناسپاسي به درگاه حق و سيه دلي و دل سپردگي به ديوان بر مي شمارد جالب آنكه در متون پهلوي ضد خرد ، بدخردي ، دژ خردي ، بد آهنگي و به ويژه هوا و هوس ذكر شده است (پور داوود ، 1356 ص317)

لذا جاي شگفتي نيست اگر باز يكي ديگر از مستشرقين آلماني به اين كشف تاريخي برسد كه :« نكته‌ي جالب توجه اين است كه فردوسي با وجود اينكه كتابش پر از كارهاي خارق العاده و پر از سحر و جادو است ، باز نسبت به امور عقلاني علاقه ابراز مي دارد ،او توجه خاصي به اهميت خرد ( عربي عقل ) معطوف مي دارد » ( نولدكه ، 1369ص‌81)در حالي كه در همان عصر ظلمت زده ي تفكّرات ديني اين نداي « فيلسوف ري »‌رازي بلند آوازه شنيدني است كه : «‌اگر دين براي بشريت ضرورت داشته باشد «‌دين خرد » است نه چيز ديگر ... پس بياييد از منزلت واقعي عقل نكاهيم و در حالي كه خود امير است ، اسيرش نكنيم .. بل در همه ي امور به او رجوع كنيم و معيار ما در همه چيز او باشد و همواره به تكيه كنيم »‌( م . م . شريف ، 1362ص 619) به اين نكته‌ي ظريف هم توجه داشته باشيم كه عقل به عنوان يكي از وسايل دريافت و شناخت احكام ، نخستين بار به وسيله‌ي ابو علي بن جنيد – مجتهد نوپرداز فقه شيعه و استاد شيخ مفيد ( متوفي به سال 381 هـ.ق) مطرح گرديد و بعدها در آثار شيخ مفيد ( ره ) متوفي به سال 413 هـ.ق - به رسميت شناخته شد ( مدرسي طباطبابي ، 1368 ص‌43)

ملازمه‌ي جان و خرد

واژگان شاهنامه فراتر از معاني و مفاهيمي بلندي كه در بردارند در بنياد برگرفته از زبان پارسي دوران ميانه و باستان است كه باگذشت روزگاران ، شاخ و برگ هاي ناساز آن ريخته و به ويژه آنگاه كه با عبارت روح انگيز دري آميخته مي شوند هم از نظر موسيقيايي و هم بار معني تازه‌اي كه مي يابند ، شايسته‌ي تاملند واژه‌ي « جان » از آن واژه هاست كه خصوصاً آنجا كه با خرد همراه مي شود بايد به گونه‌اي خاص مورد تحليل قرار گيرد :

جان : روح حيواني است كه جانداران همه آن را دارند ، « روان » كه بسياري آن را معادل جان مي پندارند : نفس ناطقه است و اتفاقاً در متون نزديك به عصر فردوسي به هر دو اشاره شده است .

چنانكه غزالي (450- 505 ق)  واژه‌ي جان را به نفس و دل تعبير كرده است :

«‌اگر مي خواهي كه خود را شناسي ، بدان كه تو را از دو چيز آفريده اند ، يكي اين كالبد ظاهر است كه آن را تن گويند، وي را به چشم ظاهر توان ديد و ديگر ، يعني باطن ،‌كه آن را « نفس » گويند وجان گويند و دل گويند و آن را به بصيرت باطن بتوان شناخت ـ‌(غزالي ،ج1،1375ص15)

گوهر جان با تن هستي مي پذيرد و با مرگ از ميان مي رود ، برابر عربي آن گاه «‌نفس » و گاه « روح » نام برده شده كه وديعه‌اي الهي است :‌

به نام خداوند جان وخرد ، در اين مصرع خرد موهبتي الهي است كه در برابر جسم و كالبد مادي قرار گرفته ، همچنانكه در موضع ديگري مي فرمايد :‌

بدين آلت راي و جان و زبان

 

ستـود آفــريننـده را كــي تــوان ؟

البته گاهي فردوسي روان را معادل روح نيز به كاربرده :

انوشيروان به پسرش هرمزد مي‌گويد : اگر تن تو از گناه افسرده باشد ، روانت راهي به بهشت ندارد :

فسرده تن اندر ميان گناه

 

روان سوي فردوس گم كرده راه

يا در پيام اسفنديار به رستم آمده كه :‌

سرانجام بستر بود تيره خاك

 

بپّرد روان سوي يزدان پاك

زال به مؤبدان دربار منوچهر گويد :‌

اگر توشه مان نيك نامي بود

 

روان ها بدان سر گرامي بود

 لذا اين خرد كه گاه نام هاي مختلفي هم بر آن نهاده شده ، به مصداق سخن «‌هاتف اصفهاني » كه :

سه نگردد بريشم ار او را

 

پرنيان خواني و حرير و پرند

به اعتقاد فردوسي نامهاي مختلف خرد ، راز آميزي و در عين حال روشني آن را از ميان نمي برد : و اين سخني است كه مؤبد درگاه بهرام گور در پاسخ فيلسوف فرستاده قيصر در پاسخ به اين سوال كه :

چه چيز آنك نامش فراوان بود

 

مر او را به هر جاي فرمان بود؟

بيان مي دارد كه:

دگر آنكه بسيار نامش بود
خرد دارد اي پير، بسيار نام
زبان آوري ، راستي خواندش
گهي بردبار و گهي رازدار
پراكنده اين است نام خرد
تو چيزي مدان كز خرد برتر است

 

رونده به هر جاي كامش بود
رساند خرد پادشا را به كام
بلند اختري زيركي خواندش
كه باشد سخن نزد او پايدار
از اندازه ها نام او بگذرد
خرد بر همه نيكويي ها سر است
                                   (7 :405)

بنابراين خرد در جان آدمي ، نشانه‌ي حضور خداوند جان بخش است و پهلوانان خود به كمال از اين موهبت برخوردارند. در دوران پهلواني كمتر از خرد سخن به ميان مي آيد اما در بخش هاي تاريخي ، به ويژه عهد ساساني كه گويا مباني اخلاق ضعيف و بازيچه‌ي اميال موبدان گشته و در عصري شبيه به عصر حافظ كه دوران تعارض سخن و كردار است ، بانگ خردورزي فردوسي رساتر وگوياتر به گوش مي رسد و صدالبته فضاي خرد سوز قرن پنجم هم كه به اعتقاد فردوسي ، عصر حاكميت دينداران نامتدّين بوده بر اين امر دامنه زده است ، دوران استيلاي زور مداراني كه :‌

زيان كسان از پي سود خويش

 

بجويند و دين اندر آرند پيش

لذا وقتي بر آميختگي جان وخرد تاكيد مي كند ، در واقع جهان بيني خاص خود را در آيينه ي بي غبار شاهنامه آشكار مي سازد ؛به نوعي عرفان هم نزديك مي شود اما طيف عرفان او « در خانواده‌ي انديشه ي پيچيده و غليظي كه نزد اين مكتب مي شناسيم قالب نمي گردد ، روحانيت ملايمي است كه از زندگي عملي و واقعي خود را جدا نكرده و وارستگي آگاهانه اش حكم طبيعت والزامات دنيوي را از نظر دور نداشته » ( اسلامي ندوشن ، 1372 ص68) و در آنچه در باب خرد گفته به تعبير دل رباي بيهقي « تير بر نشانه »‌زده است .

اطاعت از شاه ، جلوه اي از خرد گرايي در شاهنامه

از آنجا كه شاهنامه بيانگر سيرت پادشاهان ادوار مختلف ايران است به نحوي روشن ميان اطاعت پذيري از شاه – كه جلوه گاه داد و دادگري و هم از مظاهر بارز خردمندي است- و خردمندي رابطه اي لطيف برقرار مي شود كه بازكاوي اين رابطه از ابعاد كمتر شناخته شده‌ي شاهنامه است از آنجا كه شاه داراي فرّ ايزدي است ، در ساختار سياسي و هم در بافت فرهنگي ايران جايگاه والايي دارد؛ طبعا كسي كه داراي چنين مواهبي است اگر پاس آن موهبت خدا داده را نشناسد و به رغم تقدير الهي قدمي بر دارد ، فروغ و هم پشتي ايزدي از او دست كشيده و جان و روحش عرصه‌ي تركتازي ديوان و اهريمن كژ كردار قرار مي گيرد ؛ از زاويه اي ديگر ، انسان پرتوي از عنايات الهي در زمين است و برترين آفريده‌ي او و در ميان بندگان، شاهان برگزيده‌ي حضرت حقند ؛ و نسبت آنان به مردمان ، همچو نسبت مردمان به سراسر آفريده هاي گيتي است، چنانكه در « دينكرد » آمده كه : «‌آدمي شكل (‌)گيتوي ()اورمزدست و نيرو و ويژگي هاي همه ي آدميان در يك شاه نيك يگانه ، در شاه كشورها گرد آمده »‌(Denkart، فصل 326:305  ثاقب فر :1377ص 279)لذا دينداري از شاخصه هاي پادشاهان شاهنامه است ؛ يعني دين عنصر نهادينه‌اي است كه مي تواند جلوي كژ تابي هاي شاه را بگيرد و بر آرزوهاي بي پهناي او لگام زند ، لذا هر فرمانرواي متدّيني داراي يك گوهر اخلاقي است كه اعمال و رفتار او تجّلي اوصاف يزداني است و به همين دليل همراهي وهمساني باچنين شاهي بر پهلوانان خردمند شاهنامه لازم بوده است ، سخن دريغ آميز و حسرت بار زال خطاب به كيكاووسي – كه يك چند بي خردي فرّ ايزدي را از او جدا و به سر حدّ نابوديش كشاند- ناشي از همين پيمان ازلي است :

بدو گفت : شاهي و ما بنده ايم
اگر داد فرمان دهي گر ستم
 

 

به دلسوزگي با تو گوينده‌ايم
به راي تو بايد زدن گام و دم
                                            (2 :83)

استدلال هاي اسفنديار- جوان بي‌خبر از مكر گشتاسب- را هم بايد از همين منظر مطالعه كرد ،‌آنجا كه در برابر پاسخ مستدل و خردمندانه ي رستم با اصراري ملال انگيز به تاكيد بيان مي دارد كه :

 

چنين داد پاسخ ورا نامدار
بدين گيتي اندر ، نكوهش بود

 

كه گر من بپيچم سر از شهريار
همان پيش يزدان پژوهش بود
                                      (6: 251)

و با صراحت بيشتر :

و گر سر بپيچم زفرمان شاه

 

بدان گيتي آتش بود جايگاه

سخن بزرگمهر حكيم هم از همين زاويه قابل تامل است كه :

هر آن كس كه بر پادشه دشمن است

 

روانش پرستار آهرمن است

چون او ملازم دربار انوشيرواني است كه اعتقادش اين بوده كه : من اين دانم كه از پيش هرمز خداي بيامدم ، براي ستوهيدن(ديو) دروغ اينجايم و باز پيش هرمزد خدا مي بايد شدن از من اشويي ( راستي ) باز خواهند و خويشكاري دانايان ... »‌(ماهيار نوابي ، نشريه دانشكده‌ي ادبيات تبريز ص 502)

در اين ميان حتي افراسياب - نماد تورانياني كه هيچ گاه از هم پشتي يزدان برخوردار نبوده اند – گاه براي فريب ايرانيان ، از همراهي خداوند با خويش سخن مي راند ، نمونه را افراسياب بعد از آنكه عزم جدي كيخسرو را در كين سياوش مي بيند ، بي خردانه مدعي مي شود كه :

كه من كشتم او را كه ناپاك ديو
مرا دانش ايزدي هست و فرّ

 

ببرد از دلم ترس كيهان خديو
همان ياورم ايزد دادگر
                                     ( 5 :304)

بر همين مبنا شاه « بي دين » سزاوار نفرين ابدي است ،‌چنانكه شاپور دوم خطاب به جانشين خويش هشدار مي دهد كه :

بدو بر پس از مرگ نفرين بود

 

همان نام او شاه بي دين بود
                                        (7:254)

 

 

و در موضعي ديگر از قول «‌اردشير با بكان » مي خوانيم كه :

نه بي تخت شاهسيت ديني به پاي
دو ديباست در يكدگر بافته
نه از پادشا بي نيازست دين

 

نه بي دين بود شهرياري به جاي
برآورده پيش خرد تاخته
نه بي دين بود ، شاه را آفرين
                                      (7: 187)

لذا دين داري وقتي با جوهر خرد در مي آميزد ، شايسته‌ي ستايش است ، و اين مرزي است روشن ميان آدميان. فراتر از پهلوانان ،عموم مردم نيز ، به دينداري و خرد ورزي شاهان اعتقاد داشته اند، اين مهم را مي توان در يكي از داستانهاي شاهنامه در باب « بهرام گور » دريافت ، آنجا كه بهرام با ناسپاسي و قدر ناشناسي مردم رو به رو مي شود و براي آنكه مردم اهميت داد را بازشناسند ، مدتي بيداد پيشه مي كند ، فرداي آن روز گاو زني كه از ناسپاسان بوده از شير دادن باز مي ايستد ، زن هوشمند علت را دريافته و به شوي خويش مي گويد :

چنين گفت باشوي كاي كدخداي
چو بيدادگر شد جهاندار شاه
به پستانها در شود شير ، خشك
زنا و ربا آشكارا شود
شود خايه در زير مرغان تباه

 

دل شاه گيتي ، دگر شد به راه
زگردون نتابد ببايست ماه
نبويد به نافه درون نيز مشك
دل نرم چون سنگ خارا شود
هر آنگه كه بيدادگر گشت شاه

و سرانجام در چنين شهري ( همانندعهد هرمزد پسر انوشيروان ، كه جهان به آشوب كشيده شود )‌:

به شهري كه بيداد شد پادشا

 

ندارد خردمند بودن روا

نكته‌ي ظريف تر آنكه هرگاه پادشاهي بي خردي آغاز مي كرد يا با نابخردي خويش جاي پايي براي اهريمن و ديگر دشمنان آشتي ناپذيرايرانيان ، فراهم مي آورد ، سايه ي سنگين پهلوانان اين خود سري ها را جبران مي نمود ؛ چنانكه پيش تر اشاره شد ، خودسري كاووس و در بند شدن او در هاماوران ،افراسياب سودجو را به خيال تصّرف ايران مي اندازد و سهراب خام اما جوان بخت را به اين نبرد مي فرستد در اينجا رستم از جان فرزند مي گذرد اما سپاه نيكي را ترك نمي كند ، هرچند شاهي بدو بي خردي برآن فرمانروا باشد ( ثاقب فر ، 1377 ص179 )‌حتي دو پهلوان نجيب شاهنامه ، رستم و اسفنديار ، به خاطر لحظه هايي كه به الزام ديو«خشم »‌از حكم خرد سر فرو مي تابند بايد تاوان سنگيني بپردازند.

اين تفكر در فضاي قرن پنجم مختص شاهنامه نيست ، رگه هايي از آن را مي توان در تاريخ بيهقي هم مشاهده كرد ، آنجا كه به قدرت يزداني پادشاه مي پردازد و البته در استدلالاتي نه چندان گيرا ، حاكميت تركان غزنوي را توجيه مي كند ( خطيب رهبر، ج 6 [بی تا]ص 160 // فياض، [بی تا]ص 256)از اين رو از پهلوانان هيچ گاه اعمال بي خردانه سر نمي زند و به همين دليل است كه عملكرد آنها بازتاب كنش هاي طبيعي هرخداپرست آزاده‌اي است و به تعبيرزنده ياد«محمد مختاري » :«‌هرگاه رفتارش از انتزاع خارج شد و به گونه اي جنبه هاي بشري خود را بروز مي دهد ، حماسه سرا را هم متعرض مي سازد ، چنانكه در حماسه رستم و سهراب فردوسي مي سرايد :

يكي داستان است پر آب چشم

 

دل نازك از رستم آيد به خشم

اما خيلي زود  پاي تقدير – كه موازي خرد است – پيش مي آيد و رفتار او را قابل توجيه مي سازد  

 ( مختاري ،1369ص90)

از اين روست كه خواست شاه خردمند و پهلوانان همه تابع وضعيت ايران است و راز ماندگاري آنان در همين است و سخن آخر آنكه: « تأمل در شاهنامه اگر با تعمق در پيام واقعي شاهنامه همراه باشد نبايد ما را دود و بخار سحر انگيز كرخت كننده‌ي غرورهاي گذشته به جست و جوي يك پناه گاه مجهول بكشاند ، بايد ما را به افق هاي اخلاقي انسانيت به دنياي خجسته ي تقوي به قلمرو قهرمان هايي كه شايسته انسانيت است سوق دهد ... » ( زرين كوب ، 1381ص 171)

 

نتيجه :

1-خرد جوهره‌ي تفكّرات فردوسي درعرصه‌ي انسان شناسي است .

2-برداشت فردوسي از خرد متاثر از متون مذهبي قبل از اسلام از يك سو و تفكّرات مذهبي اسماعيلياني است كه در خراسان بزرگ و در سراسر قرن پنجم حاكميت داشتند ، ضمن آنكه در همين دوران است كه عقل به عنوان يكي از منابع فقهي شيعه پذيرفته مي شود .

3-فردوسي سيماي روشن خرد را در چهره ي پهلوانان به ويژه در قسمت اساطيري شاهنامه ، نشان داده است .

4-ملازمه‌ي جان وخرد ، كه فردوسي معمولاً آن را معادل روح در نظر ميگيرد ، نشان مي دهد كه خرد نشانه‌ي حضور دائمي خداوند جان بخش در ذهن و زبان ماست .

5-تاكيد فردوسي بر «خرد» و خردگرايي » در قسمت تاريخي شاهنامه – به ويژه عهد ساساني – به لحاظ شرايط فرهنگي حاكم بر ايران ، بيشتر مي شود.

6-اطاعت از شاه جلوه اي از خردگرايي محسوب مي شود ، البته شاه دين دار ، كه داد پيشه كند ، كه عدل و داد از مظاهر خردگرايي است .

7-پهلوانان شاهنامه خردگراياني هستند كه در نقاط عطف تاريخ ايران ، خود سري و گاه بي خردي شاهان را جبران مي كرده اند .


منابع و مآخذ

1-  ادبيات كلاسيك ايران ،آربري ، آرتور ترجمه آزاد ، اسد اله ، چاپ اول ، 1371مركز پژوهش هاي آستان قدس رضوي

2-  تاريخ فلسفه در اسلام ، م. م ، شريف ، ترجمه زير نظر نصرا.. پور جوادي ،چاپ اول 1362 ، نشر دانشگاهي

3-  تن پهلوان و روان خردمند ، مسكوب ، شاهرخ ، چاپ اول ، 1374 انتشارت طرح نو

4-  تاريخ ادبيات ايران ، براون ، ادوارد ، ترجمه مجتبائي ، فتح اله ، چاپ اول ، 1341 ، مرواريد .

5-  حماسه در رمز و راز ملي ، مختاري ،محمد ،چاپ اول ،1368 ، نشر قطره.

6-  جان ، تن روان ، نجم آبادي ، كيوان ،چاپ اول ، 1383 ، نشرچشمه

7-  حماسه ملي ايران ، نولدكه ،تئودور ،ترجمه بزرگ علوي ،چاپ اول ، 1369 ، نشر سپهر .

8-  سر و سايه فكن ، اسلامي ندوشن ، محمد علي ،چاپ اول ، 1372 ، انتشارات يزدان

9-  سي روزه كوچك ، سي روزه بزرگ ، دهدشتي ،آذرميدخت ،چاپ اول ، 1363 ، نشر فروهر

10-                    سراينده‌ي كاخ نظم بلند ، سيدي ، مهدي ، چاپ اول ، 1371 ، انتشارات آستان قدس رضوي

11-                    شاهنامه شناسي(ج1)(مجموعه گفتارهاي نخستين مجمع علمي بحث درباره‌ي شاهنامه ) ، چاپ اول، 1357 ، انتشارات بنياد شاهنامه .

12-                    شاهنامه فردوسي ( براساس چاپ مسكو ) به كوشش حميديان ، سعيد ، چاپ دوم ،1383 ، نشر قطره

13-                    __________،آكادمي علوم اتحاد شوروي ، 9 جلد ، مسكو 1967-1971 .

14-                    شاهنامه فردوسي و فلسفه تاريخ ايران ، ثاقب فر ، مرتضي ،چاپ اول -1377، نشر قطره و معين .

15-                    فردوسي و شاهنامه ، طباطبايي ، محمد محيط ، 1369 ، اميركبير

16-                    فرهنگ علوم عقلي ،سجادي ، سيد جعفر ، چاپ اول ، 1361 ، انتشارات انجمن حكمت و فلسفه ايران

17-                    كيمياي سعادت ، غزالي طوسي ، ابو حامد محمد ، به كوشش خديوجم ، حسين،چاپ هفتم ، 1375 ،انتشارات علمي و فرهنگي .

18-                    كه از باد و باران ( مجموعه مقالات شاهنامه شناسي ) به كوشش امامي ، محمود ، چاپ اول ، 1368 – انتشارات حافظ

19-                    مقدمه‌اي بر فقه شيعه ، مدرسي طباطبايي ، حسين ، ترجمه فكرت ، محمد آصف ،چاپ اول ، 1368،بنياد پژوهش هاي اسلامي مشهد.

20-                    مينوي خرد ، ترجمه : تفّضلي ، احمد ، چاپ دوم – 1364 ، انتشارات توس .

21-                    مقالات فروغي درباره ‌ي شاهنامه فردوسي ، كوشش يغمايي ، حبيب ، چاپ اول ، 1351 ، انجمن آثار ملي .

22-                    نامه نامور ( درباره فردوسي و شاهنامه ) زرين كوب ،عبدالحسين ،چاپ اول ،1381 ، انتشارات سخن .

23-                    نقد و تفسير نامه‌ي نامور (‌حماسه‌ي فردوسي ) (ج1)‌، مهاجراني ، عطاءاله ، چاپ اول ، 1372 ، انتشارات اطلاعات.

24-                    يادداشتهاي گاثاها ، پور داود ، ابراهيم ، چاپ اول ، 1356 ، دانشگاه تهران .

 

      منبع خارجي :

1-    Fritz Wolf , Firdosis schneame ( Berlin,1935)

 

مقالات :

1-خرد گرايي در شاهنامه ،‌زرين كوب ، عبدالحسين ، فصلنامه هستي ، اسفند ماه 1371.

2-پندنامه‌هاي پهلوي ، نوابي ، ماهيار،نشريه دانشكده ادبيات تبريز ، سال يازدهم تا سيزدهم .

 

 

شاهنامه و هرمنوتیک

مقدّمه

        در نظر پژوهشگران ، هر ملّتي كه اسطوره ها و داستان هاي رمزي دارد ، از پشتوانه ی  فرهنگي غني و با عظمتي برخوردار است . از سوي ديگر هرچه سابقه ی فرهنگ و تمدّن يك ملّت بيشتر باشد ، اسطوره هايش نيز پيچيده تر و عميق تر است.البتّه نگاه انسان معاصر به اسطوره ها و  باورداشت هـاي پيشينيان ـ چه ملّي و چه مذهبي ـ با نگـاه انسان هـايي كه قـرن ها قبل مي زيسته اند متفاوت است . بدين جهت هرمنوتيك  يا علم تفسير و تأويل متن به ياري انسان معاصر آمده و اسطوره ها و باورهاي به ظاهر غير واقعـي و ناممكـن را با هيئتي جديـد در معرض ديد و قضـاوت او قـرار داده است، تا نمـاد هـا ي رمز آميز و وهم انگيز اسطوره ها ـ كه هنوز هم ما به ازاي خارجي         دارندـ براي او پذيرفتني و قابل قبول گـردد . تنها اندكـي تأمّل و درنگ  مـي خواهد  تا«نشانه هاي معنايـي» آن ها دريافته شود و رازهايشان كشف گردد .

 

هرمنوتیک

هرمنوتیک ( Hermeneutics) [1]از فعل هرمنوئین (hermenuein ) به معنی تفسیر کردن و اسم هرمنیا (Hermeneia ) به معنی تفسیر اخذ شده است .[2] این کلمه از ریشه ی هرمس است که در اساطیر یونانی پیام آور خدایان به سوی مردمان بوده است [3]. یونانیان معتقد بودند که هرمس آن چه را که ورای فهم انسانی است تغییر صورت می دهد و با توضیح و تشریح خود به وجهی در می آورد که عقل انسانی بتواند آن را درک کند.بنابراین هرمس می باید اولاً به دقایق زبان خدایان و زبان بشر آگاه می بود و ثانیاً خود، آن پیام ها را می فهمید تا بتواند آن ها را برای آدمیان بیان کند.

در نقد هرمنوتیک فهم و درک متون از طریق تشریح و تفسیر مورد توجّه قرار می گیرد.به عبارت دیگر هرمنوتیک معنای پنهان متن را آشکار می کند.هرمنوتیک در ابتدا به تفسیر متن های مقدّس محدود می شد امّا از قرن نوزدهم کاربرد آن گسترش یافت و به سایر متون ادبی هم تسرّی یافت. در ادبیّات فارسی از دیر باز تأویل به ویژه در متون مذهبی از جمله قرآن کریم ، حدیث و سخنان عارفان رواج داشته است و بسیاری از شاعران و نویسندگان به تأویل آن ها پرداخته اند.در آثار سهروردي، خواجه عبدالله انصاري، مولوي، شمس تبريزي، عين القضاه همداني، عطّار، جامي، ابن عربي و در گلشن راز شبستري و صدها عارف، فيلسوف، متكلّم و مفسّر ديگر، مباحث عميق و وسيعي وجود دارد كه جملگي صبغه ی قوي هرمنوتيكي دارند[4].این موضوع در آثار داستانی هم نمود یافته است ؛ در کلیله و دمنه حکایت مردی را می خوانیم که از برابر شتری مست می گریخت به چاهی فرو  رفت و خود را از شاخه های دیوار چاه آویخت به زیر پا نگاه کرد مشاهده نمود که پایش را بر سر چهار مار گذاشته است،  به بن چاه نگریست اژدهایی سهمناک را دید که دهان گشوده و فرو افتادن او را انتظارمی کشد؛ بالا را نگاه کرد ، دو موش سیاه و سفید را دید که آن شاخه ها را می جوند . در این حال چشمش به کندویی افتاد که پیش روی او بود غافل از این وضع هلاکت بار به خوردن عسل مشغول گشت و ناچار به قعر چاه افتاد و خوراک اژدها گردید. تفسیر این حکایت را به قلم افسونکار نصرالله منشی بخوانید:

« پس من دنیا را بدان چاه پر آفت و مخافت مانند کردم ؛ و موشان سپید و سیاه و مداومت ایشان بر بریدن شاخ ها به روز و شب ،که تعاقب ایشان بر فانی گردانیدن جانوران و تقریب آجال ایشان مقصور است و آن چهار مار را به طبایع که عماد خلقت آدمی است که هر گاه که یکی ازان در حرکت آید زهر قاتل و مرگ حاضر باشد ؛ و چشیدن شهد و شیرینی آن را به لذّات این جهانی که فایده ی آن اندک است و رنج و تبعت، بسیار.آدمی را از کار آخرت باز   می دارد و راه نجات بر وی بسته می گرداند؛ و اژدها را به مرجعی که به هیچ تأویل ازان چاره نتواند بود ،و چندان که شربت مرگ تجرّع افتد و ضربت بویحیی صلوات الله علیه پذیرفته آید هرآینه بدو باید پیوست و هول و خطر و خوف و فزع او مشاهدت کرد،آن گاه ندامت سود ندارد و توبت و انابت مفید نباشد»[5]     

             

شاهنامه و هرمنوتیک

مهمترین پرسشی که در این جا مطرح می شود این است که:آیا داستان های شاهنامه تأویل پذیرند؟ وآیا اصولاً شاهنامه یکاثر سمبولیک ونمادین است؟ پاسخ به این سؤالات تا حدّ زیادی موضوعیّت این بحث را تعیین می کند.

اوّلين و موجز ترين پاسخ را از خود فردوسي بشنويم :

تو ايــن را دروغ و فسانه مـدان                 بـه يكسان رَوِِشنِ زمانه مدان

از او هر چه اندر خورد با خـرد                  دگر بــر ره رمـز معني بـرد[6]

        حكيم طوس در اين ابيات به صراحت داستان هاي شاهنامه را به دو دسته تقسيم مي كند : نخست داستان هايي كه در نظر خرد و منطق قابل قبول است و دو دیگر داستان هايـي كه با معيار عقل و منطق پذيرفتني نيست. دسته ی دوم همـان داستان هـاي رمزي و نمادين است ، كه بايد تفسير شوند و رمز ها و نماد هاي آن  گشوده گردد.

         فردوسي در داستان اكوان ديو نيز ـ كه به نظر غير قابل قبول مي آيد ـ ديـو را نماد انسان هاي بد و ناسپاس  مي داند و بدين گونه آن را پذيرفتني مي سازد :

تو مر ديو را مـردم بد شنـاس             كسي كو ندارد ز يزدان سپاس

هر آن كو گذشت از ره مردمي              زديــوان شمر مشمـر از آدمي

خرد گر بدين گفتـه هـا بگرود              مگر نيك معنيش مـي نشنـود [7]

از آن گذشته  ، وقتي مي بينيم بر پيشاني شاهنامه بيتِ

« به نام خداوند جان و خرد                        كزين برتر انديشه بر نگذرد »

مي درخشد و در مقدّمه ی آن فصلي در ستايش خـرد آمده است و در جاي جاي آن ،خرد وخرد ورزان ستوده شده اند  بـي اختيار اين سؤال به ذهن متبادرمي شود كه آيا حكيم فردوسي خود به ناسازگاري اين داستان ها با خرد و منطق آگاهـي نداشته است ؟ يقيناً عمري را بر سر مشتي افسانه ی بي ارزش و غير واقعي گذاشتن وسختي ها را به جان خريدن،كار «حكيم» نيست . پس بايد بپذيريم كه فردوسي در پسِ ظاهر اين داستان ها ،رمز هايي خوانده و حقايقي يافته است كه حاضر شده عمر گران بهاي خود را صرف احياي آن ها بنمايد .مقدّمه ی شاهنامه ی ابو منصوری هم به همین نکته اشاره می کند « و چیزها اندر این نامه بیابند که سهمگین نماید و این نیکوست چون مغز او بدانی و تو را درست گردد ؛ چون دستبرد آرش و چون همان سنگ کجا افریدون به پای باز داشت و چون ماران که از دوش ضحّاک برآمدند. این همه درست آید به نزدیک دانایان و بخردان به معنی . و آن که دشمن دانش بود این را زشت گرداند»[8].

پس مي توان گفت: برخي از داستان هاي شاهنامه قابليّت تفسير و تأویل را دارند .جالب است بدانيم كه در قرون گذشته هم گروهي از شاعران و نويسندگان اين داستان ها را به مذاق خود تفسير وتأويل كرده اند، كه در جـاي خود بسيار زيبا و دل انگيز است .[9]

صد افسوس که در دوره هاي اخير در زمينه ی تفسيـر و تحـليل داستـان ها و نـماد شناسي شخصيّت هاي شـاهنامه آثـارمستقل و كاملي منتشر نشده است ؛ و ايـن خود يكـــي از اسباب مهجور ماندن كتابـــي است كه قـرن ها آيينه ی تمام نمـاي آرزو هـا و دغدغه هاي فكري ملّت ايران بوده است .      

از آن جا كه محقّقـان و شاهنـامه پژوهـان  دربـاره ي اسطـوره ، حمـاسه و انواع آن ، اهمّيّت شاهنامه  و ... بسيار نوشته اند ، ما به هيچ يك از اين موارد نمي پردازيم و تنها به ذكر  نمونه هایي از دريافت هاي جديد از اين اثر سترگ بسنده مي نماييم . در اين مقاله برآنيم كه به نقد و تفسير هرمنوتيكي از دو شخصيّت محبوب و نامبردار شاهنامه و یک شخصیّت منفور و بد کردار آن بپردازيم و پيـام هاي نهفته در داستان هايشان را- به طور مختصر- باز نماييم و تا حدّ امکان برداشت های جدیدی ارائه کنیم.امّا قبل از ورود به بحث اين نكته را از قول دريدا (Derrida ) منتقد معروف معاصر تكرار مي كنيم كه: «هيچ تأويلي قطعي و نهايي نيست و نبايد هيچ تفسيري را بي رقيب فرض كنيم».[10]                  

 

الف) رستم

صاحب نظـران معتقدند كه بهتريـن قسمت شاهنامه ، همانا ، بـخش پهلوانـي آن است، يعني بخشي كه تقريباً رستم در سرتاسر آن حضور دارد .در ايـن جا مجال بازگو كـردن خلاصه ی داستان هاي مـربوط به رستم نيست . از آن گذشته علاقه مندان ، اين داستان ها را بارها و بارها خوانده و شنيده اند.

         رستم پهـلوان بي همتاي شـاهنامه است و او را تجسم روحيّات و آرزو هـاي ملّت ايران دانسته اند.[11] بارزترين ويژگي رستم قدرت بي مانند اوست . پس مي توان گفت رستم نماد قدرت ايران است . گويي سازندگان[12] اسطوره هاي ايراني آرزوي  شكست ناپذيري و اقتدار ملّي را در سيمـاي رستم مجسّم كرده اند .از همين روست كه در تمام شاهنامه هيـچ گاه رستـم را در هيئت يك پهلوان شكست خـورده نمي بينيم، مگر در دو جنگ :‌ يكي نبرد با سهراب و ديگري ستيز با اسفنديار . و اگر اندكي تأمّل كنيم ، مي بينيم هر دوي ايـن پهلوانان ايرانـي اند. ( اوّلي پسر رستم و دومي شاهـزاده اي ايراني است) پس رستم (نماد قدرت ايـران ) هيچ گاه از انيـران (دشمنان غير ايراني) شكست  نخورده است. شگفت تر  داستان مرگ رستم است كه شغاد ،نابرادري رستـم ،در آن دست دارد .مي بينيم كه  حتّي مرگ رستم نيز به توطئه ی يك ايراني است.

از كنار هم چيدن اين مقدّمـات به نتيجـه اي سـخت عبرت آموز مي رسيم كه حاوی بزرگ ترين پيام و هشدار براي امروزيان است و آن این که قدرت ايران شکست ناپذير و بی زوال است و هیچ کشوری نمی تواند بدان گزندی برساند مگر آن كه از داخل و به دست خود ايرانيان آسيب ببيند .

شايد، سازندگان اين اسطوره در «ناخود آگاه جمعي» خود چنين انديشه اي را در سر مي پرورانده اند كه : تا وقتي مردم ايران ، خود تيشـه به ريشه ی قدرت و وحـدت خويش نزنند ، هيچ آسیبی آن ها  را تهديد نمي كند . امّا هرگاه گروهي به خاطر هوس هاي كودكانه ی خود و فريب قدرت هاي بيگانه (همچون سهراب ) يا  تعصّبات بي دليل و اطاعت كـور كـورانه (همچون اسفنديار ) شمشير به روي قدرت ايـران بكشند و يا با نيرنگ و دغل قدرت ايران را به چاهسار زوال و نابودي درافکنند (همچون شغاد ) ديگر انتظار پيروزي قاطع، محال و ناممكن است ، هر چند در ظاهر و مقطعي به دست آيد .

         نكته ی عبرت آموز ديگري كه در اين اسطوره ی شگفت نهفته است،سرنوشت دشمنان داخلي ايراناست : آن هابا هر هدفي كه رو در روي ايران و قدرت بزرگ آن ايستاده اند ، طعم تلخ شكست را چشيده اند و خود پيش از زوال ايران نابود گشته اند (همچنان كه سهراب و اسفنديار و شغاد اين گونه شدند ) امّا ضربه اي كه بر پيكر ايران و قدرت آن وارد آورده اند، عاقبت ايران را به سراشيبي زوال و نابـودي كشانده است. چرا كه نيرو هاي عظيم ايران را به هدر رفته است و اين خسرانـي است عظيم .     

آيا پيامي ارزشمند تر ، عيني تر و تكان دهنده تر از اين مي توان براي ايرانيان و به خصوص جوانان امروز اين مرز و بوم داشت؟

           براي اين تفسير و تأويل دلايل متعدّد ديگر ـ چه در خود شاهنامه و چه در افسانه ها ي شفاهـي ـ وجود دارد،  كه بيـان تك تك آن ها در اين مقال نمـي گنجد .ما به عنوان نمونه تنها به یک مورد اشاره می کنیم .

            در تاریخ می خوانیم که اسکندر مقدونی ایران را تسخیر کرد و سلسله ی هخامنشیان را سرنگون ساخت . این واقعه هرچند با آن چه ما پیش از این ادّعا کردیم تناقض دارد. امّا ذهن اسطوره پرداز ایرانی حتّی برای این شکست تاریخی نیز دلیلی تراشیده است تا ادّعای نخستین ما را بیشتر تأیید کند.در شاهنامه می خوانیم که در جنگ با داراب ، پادشاه ایران شکست می خورد و تقاضای صلح می کند.مشاوران داراب، قبول تقاضای او را مشروط به پرداخت خراج و دادن دختر خود ، ناهید ، به پادشاه ایران می کنند .قیصر به نشانه ی قبول ناهید را با هدایای بسیار به ایران می فرستد. داراب شبی در کنار ناهید به خواب  می رود. از دهان ناهید بوی بدی استشمام می کند و از او روی برمی گرداند و وی  را نزد پدرش باز می فرستد . درحالی که از داراب کودکی در شکم دارد. پس از تولّد کودک، او را اسکندر می نامند و فیلقوس ، قیصر روم ، او را به فرزندی می پذیرد .[13]این موضوع حتی در کتاب یشت ها هم آمده است.[14]

 

ب) اسفنديار

          دكتر محمّد علـي اسلامي ندوشن ، داستان رستم و اسفنديار را بهترين داستان شاهنامه و «داستان داستان ها» ناميده اند و معتقدند اين داستان «تنها بر يك دوران انطباق ندارد ، داستان دوران هاست» و «مطلبي كه در آن است كهنه شدني نيست »[15]

پژوهشگران کوشیده اند جنگ بين رستم و اسفنديار را به برخورد آزادي و اسارت ، پيري و جواني ،كهنه و نو،  تعقّل و تعبّد ، سرنوشت با اراده ي انسان [16] و يا به جنگ دو مذهب [17] تفسير كنند كه همه ی آن ها در جاي خود درست و قابل تأمّل است . امّا  اگر بپذيريم كه «هر متني داراي لايه هاي معنايي متعدّد است »[18]  پس امكان تفسير ها و تعبير هاي ديگر نيز وجود دارد.ما در اين جا مي خواهيم از يك زاويه ي ديگر علّت شكست اسفنديار را بررسي نماييم . براي اين منظور ناچاريـم بسيار مختصـر داستان زندگي اسفنديـار را باز گو كنيم:

اسفنديار در زمان ظهور زرتشت به دنيا مي آيد و بنا بر روايات شفاهي ، زرتشت او را در آب مقدّس فرو         مي برد و او روئين تن مـي گردد ، چنان كه هيچ سـلاحي بر او كارگر نيست. امّا اسفنديار در هنگام فرو رفتن در آب چشمان خود را مي بندد ولاجرم ديدگانش آسيب پذير مي ماند.  اسفنديار به فرمان پدر براي گسترش دين بهي بسيار مي كوشد و آن را در سراسر جهان مـي گستـراند . امّا ميل اسفنديـار به تصاحب تاج و تخت ، او را در مقابل پدر قرار مي دهد . گشتاسپ چندین بار به او وعده ی تاج وتخت مي دهد امّا هر بار خلف وعده مي كند و او را به مأموريّتي جديد و مهلكه اي تازه مي فرستد و سرانجام نيز او را  به زابلستان گسيل مي كند و از او مي خواهد كه رستم را دست بسته ، همچون اسيران ، به خدمت او بياورد . وی براي اين كار بهانه هاي واهي مي تراشد . اسفنديار به زابلستان       مي رود و  فرمان پدر را به رستـم مي رسانـد. رستم حاضر مي شود كه با او به دربار بيايد ولي پذيرفتن بند را         بر نمي تابد و با پرخاش مي گويد :

كه گفتت برو دست رستم ببند؟                  نبندد مـرا دست چـرخ بلند

و اين آغاز فاجعه است. جنگ در مي گيرد. اسفنديار، هم به نيروي جواني خود مي بالد و هم به روئين تني خود اطمينان دارد . در نخستين جنگ ، رستم شكست مـي خورد . امّا اسفنديار به او «زنهار» مي دهد . سرانجام تدبير زال و راهنمايي سيمرغ باعث مي شود كه در نبرد بازپسين رستم با تيرگز« برآن سان كه سيمرغ فرموده بود » چشم اسفنديار را هدف قرار دهد و او را بكشد .

            در نقد هرمنوتيك اين داستان بايد به چند نكته اشاره كرد :

1ـ اسفنديار در آب مقدّس ( كه نماد دين است ) فرو مي رود و روئين تن مي شود . پس دين حصار امـن اسفنديار است و او را از گزند بلا ها و خطرات مصـون مـي دارد.

2ـ آب مقدس به چشمان اسفنديـار نمي رسد (چشم نماد بينش و بصيرت است)پس مي توان گفت اسفنديار دين داري است بـي بصيرت يا دين او تعبّدي است نه از روي بينش و بصيرت .

3ـ اسفنديار از چشمان خود آسيب مي بيند و كشته مي شود.

نتيجه آن كه چون دين اسفنديار از روي درك و  بينش نيست در مقابل مخالفانش توان مقاومت و « استدلال » ندارد و ناچار شكست  مي خورد .

         پيام نهفته در اين داستان آن است كه دين بدون بينش و بصيرت نه تنها  نجات بخش و رهاننده نيست ، بلكه انسان را بيشتر در معرض خطر و پرتگاه هلاك قرار مي دهد .

البتّه از ايـن داستان ناب،برداشت های ديـگري هم مي توان ارائه نمود. نيز در باره ی تك تك شخصيّت هايآن بحث کرد تا مشخّص گردد  كه هر كدام نماد چه طرز تفكّر و نماينده ی چه قشري از اجتماع هستند .امّا اقتضاي مقام را به هميــن اندازه بسنده مي كنيم .

 

 

ج ) ضحّاک

          از آن جا که غرض ما بازگویی تحقیقات بزرگان درباره ی ریشه یابی واژه ی ضحّاک و وجه تسمیه ی آن نیست از ذکر آن ها خود داری می کنیم. و یکسره به اصل موضوع می پردازیم.در اسطوره ی ضحّاک موضوعات زیادی قابل دقّت و بررسی است . از شکل و هیئت او که در اوستا موجودی سه سر و شش چشم و سه پوز تصویر شده است ،

تا مارهایی که بر دوش او روییده اند و جز مغز جوانان خوراکی ندارند. امّا به نظر می رسد عجیب ترین قسمت این داستان پایان آن است ؛یعنی جایی که فریدون می خواهد با یک ضربه ی گرز کار این دیو مردم آزار و خون ریز را یکسره کند.و جهان را از لوث وجود او پاک گرداند ، درست در همین لحظه

بیـامد ســــروش خجسته دمان                  مزن گفت-کو را نیامـد زمان

همیدون شکسته ببندش چو سنگ                  ببر تا دو کوه آیـدت پیش تنگ[19]

به راستی راز این درخواست شگفت چیست؟

            ساده ترین پاسخ شاید این باشد که سروش می خواهد ضحّاک ستمگر ، خود نیز نیش ماران بر دوش رسته اش را تحمّل کند و نیز طعم تلخ ذلّت و خواری و تنهایی را بچشد تا جایی که مرگ آرزوی شیرین او گردد. چنان که فردوسی از زبان سروش می گوید:

به کوه انـدرون به بــود بند اوی                  نیاید برش خویش و پیوند اوی

گفتیم که می توان تفسیرها و برداشت های گوناگونی از یک اثر ارائه کرد . امّا شاید هدف سازندگان این اسطوره،با چنین پایان عجیبی ، بدین منظور باشد که همگان بدانند ،هیچ گاه ظلم و ستم به طور کامل نابود نمی شود؛ به عبارت دیگر ممکن است ضحّاک( نماد ظلم و ستم)به بند کشیده شود امّا نابود نمی شود و هر آن ، ممکن است ریسمان عدالت را بگسلد و دوباره جهان را از بیداد و جور پر کند.

 

نتیجه

با توجّه به آن چه بیان شد باید گفت شاهنامه پس از هزار سال هنوز هم حرف های تازه ای برای گفتن دارد و اگر جوانان این مرز و بوم از آموزه های آن آگاه گردند، نه تنها با دید افسانه و دروغ بدان نمی نگرند که به این میراث گرانقدر خود افتخار می کنند و در نتیجه شاهنامه دوباره به صحنه ی زندگی ایرانیان وارد می شود و چراغ راه نسل سرگردان امروز می گردد . اميــدواریم كه شاهنامه پژوهان و محقّقان حلقه ی واصل این دو گردند و اين نامور نامه ي كهن را به طور كامل و دقيق و از اين دريچه بررسند و مرواريـد هاي غلتاني از اين درياي ذخّار به بازار فرهنگ و ادب عرضه كنند.و جوانان تشنه را سیراب کنند.

 

پی نوشت ها

 


[1] - زمانی که به حوزه ی عام هرمنوتیک نظر داریم حرف s   را در انتهای آن قرار می دهیم  . گرچه  برخی نظیر جیمز رابینسون ذکر  s  را لازم ندانسته اند. ( درآمدی بر هرمنوتیک ، احمد واعظی ،ص 25)

[2]  - منطق ومبحث علم هرمنوتیک،محمّد رضا ریخته گران، ص 17

[3]  - ساختار و هرمنوتیک ، بابک احمدی ، صص 61-62

[4]- همّتي ، همايون ،کتاب زنان(فصل نامه) ،هرمنوتيك و مسئله ی  فهم متون ،ش12،ص41

[5]  - کلیله و دمنه ،ص 57

[6]  - شاهنامه ،به كوشش جلال خالقي مطلق ،دفتر يكم ، ص 12 . در چاپ ژول مول بدين صورت آمده است :

تـو اين را دروغ و فسانه مدان                   به يكسان روش در زمانه مدان

ازو هر چه اندر خورد با خـرد                  وگر بــر ره رمـــز معنـي بـرد

                                                                                                             شاهنامه ، ج 1 ، ص 9

[7]  - همان ، دفتر سوم ، ص 298  . بيت آخر در چاپ مسکو (ج4، ص311) اين گونه است :

خرد گر برین گفته ها نگرود                  مگر نيك مغزش همي نشنود

[8] - هزاره ی فردوسی ، مقدّمه ی شاهنامه ی ابو منصوری ، تصحیح محمّد قزوینی، ص 165

[9] - استاد فرزانه جناب آقاي دكتر تقي پور نامداريان در كتاب پر ارج « رمز و داستان هاي رمزي » نمونه هايي از اين تفسيرها و تأويل ها را از شاعراني چون سنايي ، عطّار و بزرگاني همچون شيخ اشراق آورده اند . ما براي نمونه تنها  يك مورد را که آذر بیگدلی آن را به مولوی نسبت می دهد ،ذكر مي كنيم :

زايران جان سياوش عقل معاد ، روي        از بهر ايـن نتيجه بـه تـوران تـن نهاد

پيران مـكر پيشه كه عقل معاش بود         آمد به رسم حاجب و در پيشش ايستاد

تا بـرد مـر ورا بـر افـراسياب نفس           بس سعي كرد و دختر طبعش به زن بداد

تـا چنــد گاه در ختـن كـام و آرزو         بيچـاره با فـرنگس شهوت ببـود شـاد

گرسيـوز حسـد زپـي كينـه و فساد           آمــد ميـان آن  دو شـه نامــور فتـاد

تدبير هاي باطل و انديشه هاي زشت          كـردنـد تا هلاك سيـاوش از آن بـزاد

زيـر‌سفال سفله درخشنـده گوهـرش          پنهان نشد كه داشت زتخم دو شه نژاد

كيخسرو وجود ز تزويـج عقل و نفس         موجـود گشت و بال بزرگي همـي گشاد

گيـو طلب بيامد و شهـزاده بر گرفت          از تور تـن ببرد به ايـران جان چـو باد

زآن جـاش بـاز بـرد به زابلستــان علم        دادش به زال علم كـه او بـود اوستـاد...

 (رمز و داستان هاي رمزي در ادب فارسي ، ص 190)

[10]  - همّتي ، همايون ،کتاب زنان(فصل نامه) ،هرمنوتيك و مسئله ی  فهم متون ،ش12،ص44

[11] - مقدّمه اي بر رستم و اسفنديار ، شاهرخ مسكوب ، ص 5

[12]  - ما در به كاربردن تعبير «سازندگان اسطوره»در اين مقام ترديد داشتيم امّا وقتي آن را در نوشته هاي دكتر اسلامي ندوشن ديديم كاربرد آن را جايز دانستيم . (ر.ك :داستان داستان ها ، ص 19)

[13]  - رک : شاهنامه ، به کوشش سعید حمیدیان ، جلد 6 و7 صص 377 - 380

[14]  - یشت ها ، ابراهیم پور داود ، جلد 2 ص 208 ( به نقل از فرهنگ اساطیر ، ذیل اسکندر)

[15]  - داستان داستان ها،مقدّمه، صص  پنج و چهار

[16] -  همان ، ص 3 

[17]  - طرح اصلي داستان رستم و اسفنديار ،سيروس شميسا ،ص 19

[18]  - همّتي ، همايون ،کتاب زنان(فصل نامه) ،هرمنوتيك و مسئله ی  فهم متون ،ش12،ص46

[19] - شاهنامه، خالقی مطلق ، دفتر یکم ، 45

 

 

 

 

منابع ومآخذ

احمدی ، بابک ساختار و هرمنوتیک ، چاپ اوّل ،انتشارات گام نو ، تهران 1380

اسلامي ندوشن ،محمّد علي ، داستان داستان ها ، چاپ چهارم ، نشر آثار ، تهران 1372

پور داود ، ابراهیم، (گزارش) یشت ها ،2جلد  ،چاپ دوم، کتابخانه ی طهوری، تهران 1347

پور نامداريان ، تقي ، رمز و داستان هاي رمزي در ادب فارسي ، چاپ چهارم ، شركت انتشارات علمي فرهنگي ، تهران  1375

ریخته گران، محمّد رضا ، منطق ومبحث علم هرمنوتیک( اصول ومبانی علم تفسیر)، چاپ اوّل، نشر کنگره با همکاری مرکز                 .                مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،تهران 1378

شميسا ، سيروس ،طرح اصلي داستان رستم و اسفنديار ، چاپ اوّل ، نشر ميترا ، تهران 1376 

فردوسی ، ابوالقاسم ،شاهنامه ،به كوشش جلال خالقي مطلق ، چاپ اوّل ،نيويورك  1366

------------- ،شاهنامه(براساس چاپ مسکو)، به کوشش سعید حمیدیان ،4جلد ، چاپ چهارم، نشر قطره ،تهران 1376

------------- ،شاهنامه ، به تصحیح ژول مول ، 8 جلد، چاپ سوم ، شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران 1363

قزوینی، محمّد ،  هزاره ی فردوسی ( تصحیح مقدّمه ی شاهنامه ی ابو منصوری) چاپ اوّل ، دنیای کتاب ، تهران 1362

مسكوب ، شاهرخ ، مقدمه اي بر رستم و اسفنديار ، چاپ ششم، شركت سهامي كتاب هاي جيبي،تهران  1369

منشی ، نصرالله ،ترجمه ی کلیله و دمنه ،تصحیح وتوضیح مجتبی مینوی ، چاپ هفتم ، انتشارات دانشگاه تهران 1362

همّتي ، همايون ،کتاب زنان(فصل نامه ی شورای فرهنگی  اجتماعی زنان) ،هرمنوتيك و مسئله ی  فهم متون ،ش12، سال سوم ،      .             تابستان 1380

یاحقی ، محمّد جعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیّات فارسی، چاپ دوم ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی     .               و سروش ، تهران 1375

 

شناسه درخت انار

بسمه تعالی شناسنامه انار . قسمتهاي وسيعي از سرزمين ما كه در محدوده كوير مركزي ( دشت كوير و كوير لوت ) واقع شده داراي شرايط آب وهوايي خشك ونيمه گرمسيري است كه درختان انار مي توانند در چنين شرايطي اهميت خاصي داشته باشند. به همين دليل درتمام استانهاي كشور كه در حاشيه كوير مركزي قرار دارند كشت و كار انار از قديم الايام رونــق ويژه اي داشته و سطح زير كشت،    بقیه در ادامه مطالب

علل پرخاشگری و مقابله با پرخاشگری

 پرخاشگري ( aggression ) عبارتست از رفتاري كه هدف آن صدمه زدن به خود يا به ديگري مي باشد در اين تعريف قصد و نيت فرد مهم است . يعني رفتاري پرخاشگري محسوب مي شود كه از روي قصد و عمد براي صدمه زدن به ديگري يا به خود انجام گرفته باشد ( كريمي ، 1378 ) پرخاشگري به منظور توصيف محموعه اي از رفتارهاي برون ريزانه مورد استفاده قرار مي گيرد كه در همه آنها مشخصه ي تجاوز به حقوق افراد ديگر اجتماع و تأثير آزارنده ي اين رفتار مشترك است . اعمال پرخاشگرانه شامل رفتارهاي جسمي و كلامي پرخاشگري نظير تهديد كردن ، مشاجره ي لفظي و… همچنين ويراني دارايي است . ( براهني ، 1367 )
برخي از روان شناسان پرخاشگري را رفتاري مي دانند كه به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند . پرخاشگري ممكن است بدني ، لفظي يا به صورت تجاوز به حقوق ديگران باشد اين روانشناسان بين پرخاشگري وسيله اي و پرخاشگري خصمانه تمايز قائل شده اند . ( شعاري نژاد ، 1364 )
صاحب نظران حوزه علوم اجتماعي در مورد پرخاشگري به دو گروه تقسيم شده اند گروهي معتقدند كه پرخاشگري ذاتي و فطري است و گروهي ديگر آن را حاصل عوامل اجتماعي در نتيجه اكتسابي مي دانند و هر دو گروه براي تائيد نظريات خود شواهد و دلايلي را مطرح مي كنند . ( كريمي ، 1378 ) اين پژوهش در نظر دارد با بيان تعاريف و ديدگاههاي مختلف به بررسي و شناسايي علل پرخاشگري دانش آموزان پايه سوم راهنمايي و دورة متوسطه شهرستان زرين شهر بپردازد
2 – بيان مسئله : ( مسئله تحقيق ، بايد با توجه به يافته هاي حاصل از پژوهشهاي مرتبط با مسئله مورد بررسي ، تنظيم و ارتباط بين متغيرهاي موردمطالعه دقيقاً بيان شود . )
اولين سؤالي كه در مورد رفتارهاي نابهنجار افراد خصوصاً مشكلات رفتاري – ايذائي از جمله پرخاشگري مطرح مي شود اين است كه علل پرخاشگري چيست ؟
از مطالعه و بررسي علل پرخاشگري دانش آموزان منطقه و استفاده از نظريات صاحب نظران علوم اجتماعي و ورانشناسي و يافته هاي محققين مي توان به عوامل شخصيتي ، عوامل آموزشگاهي ، عوامل اجتماعي و عوامل خانوادگي بعنوان علل پرخاشگري دانش آموزان منطقه زرين شهر نامبرد در زير توضيحاتي در اين خصوص بيان مي شود .

الف : علل شخصيتي :
شخصيت امكان پيش بيني آنچه را كه فرد در موقعيتي خاص انجام خواهد داد فراهم مي كند
( رأس ، 1373 )
با توجه به نظريات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسي جنايي ايتاليا ميان نقص بدني از يك سو و جنايت از سوي ديگر رابطه نزديكي وجود دارد . ( ستوده ، 1378 )
آيزنگ مدعي است كه بين ويژگيهاي شخصيتي چون برون گرايي و رفتار انحرافي رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سريعاً واكنش نشان مي دهد . تمايل به پرخاشگري دارد ، زود از كوره به در مي رود ، احساسات وي در كنترلش نيست . او بدون تأمل و انديشه عمل مي كند ( ستوده ، 1378 )
سازمان رواني فرد به گونه اي است كه براي هر عامل تهديد كننده اي از خود واكنش نشان مي دهد و معمولاً يكي از رايج ترين واكنشها به نا امني ، پرخاشگري است همچنين ناكامي هسته مركزي شخصيت آدمي را مورد تعرض قرار داده و ويران مي كند . ( شريفي ، 1376 )
نداشتن وضع روحي مطلوب به دليلي ابتلا به برخي بيماريهاي روحي و رواني بحرانهاي ناشي از دوره بلوغ و برخي خصوصيات رفتاري افراد از جمله اضطراب و هيجان ، احساس حقارت ، غرور و … موجب بروز پرخاشگري مي شود . ( فرقاني ، 1376 )

ب _ علل خانوادگي
سختگيري ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقيرهاي والدين مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر روي ساختار شخصيتي كودكان و نوجوانان باقي مي گذارد و احساس بي كفايتي ، ترس و انزوا و گوشه گيري ، ناتواني در برقراري روابط عاطفي و اجتماعي ناسازگاري و پرخاشگري و … مي تواند زاييده چنين رفتارهاي ناسنجيده و نابخردانه والدين باشد ( احمدوند ، 1374 )
بر اساس يك تحقيق 46 % بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي بي قيد و بند زندگي مي كرده اند ( كريمي نيا ، 1379 ) در تحقيق ديگر 75 % پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده و يا الگوي فردي براي يادگيري نداشته اند ( وفايي ، 1376 ) الگوهاي خانوادگي نيز بار فتار پرخاشگرانه ارتباط دارد .
( توزنده جاني و كمال پور ، 1379 )
ج _ علل آموزشگاهي :

پژوهش هاي انجام شده حاكي از ارتباط پرخاشگري با مشكلات يادگيري است …
پرخاشگري با پيشرفت تحصيلي ضعيف و ناكامي در مدرسه همراه مي باشد . ( مهريار ، 1370 )
پرخاشگري واكنش كلي نسبت به ناكامي است هر چند افراد هميشه پاسخهاي پرخاشگرانه آشكار از خود نشان نمي دهند و آنها را در وجود خود سركوب مي كنند . مثلاً پسري كه بوسيلة يكي از همكلاسان خود مورد اهانت قرار گرفته ، غالباً به طور فيزيكي به او حمله ور مي شود .
زد و خوردها و دعواهاي حياط مدرسه خود نشانه هايي از اين پرخاشگري ها است .( نوابي نژاد ، 1371 ) 

د_ علل اجتماعي

پرخاشگري ناشي از ناكامي هاي بنيادي يا يادگيري و مشاهدات محيطي است ( شفيع آبادي، 1372 )
تحقيقات بندورا ( 1973 ) نشان داده است كه پرخاشگري كاملاً جنبه تقليدي دارد و از راه مشاهده كسب مي شود . ( كريمي ، 1378 )
طرد يا روشهاي انضباطي غلط در افزايش پرخاشگري نقش داشته اند ( فرقاني ، 1376 )
با توجه به فزوني پرخاشگري در جامعه صنعتي و شهري امروزي ، برخي براي توجيه اين پديده وسايل ارتباط جمعي را مسئول مي دانند زيرا فيلم ، مجله ، روزنامه ، كتاب ، تلويزيون ، ويدئو ، ماهواره حاوي تصاوير و و مطالبي است كه در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنايت بسيار ديده مي شود ( ستوده ، 1378 ) .
يك تحقيق مهم در اين زمينه نشان داده است كه نه زندگي خانوادگي يك پسر ، نه عملكرد مدرسه اي و نه زمينه خانوادگي وي ، بلكه مقدار برنامه هاي خشن تلويزيوني كه در نه سالگي تماشا مي كرده است تنها و مهمترين عامل تعيين كننده ميزان پرخاشگر بودن او در 10 سال بعد يعني سن 19 سالگي بوده است . ( كريمي ، 1378 )

زخم پای دیابتی چگونه ایجاد میشود. بیماری قند یا دیابت چگونه موجب زخم پای دیابتی میشود

زخم پای دیابتی چگونه ایجاد میشود. بیماری قند یا دیابت چگونه موجب زخم پای دیابتی میشود

  

 

دیابت یا مرض قند از بیماری های شایع و ناتوان کننده انسان است که میتواند مشکلات جدی را برای اندام ها ایجاد کند. یکی از این مشکلات زخم های مزمن و مقاوم به درمانی است که معمولا در کف پای این بیماران ایجاد میشود. این عارضه را پای دیابتی Diabetic foot هم میگویند.

مشکلاتی که برای پای افراد مبتلا به دیابت ایجاد میشود به علت دو اشکال عمده ای است که دیابت مسبب آن است. این دو مشکل اختلالات اعصاب محیطی و کم شدن جریان خون اندام است.

 

اختلال عروقی زمینه ساز بروز زخم در پای فرد مبتلا به دیابت است

کف پا دورترین قسمت بدن از قلب است و نسبت به دیگر بافت های بدن خون کمی دریافت میکند. به همین علت است که در هوای سرد اولین جایی از اندام که سرد میشود پا است.
بیماری دیابت در بلند مدت موجب کم شدن جریان خون در همه بدن میشود ولی این مشکل در پا بیشتر از جاهای دیگر خودش را نشان میدهد. همین امر موجب میشود که زخم هایی که بطور مرتب در اثر آسیب های محیطی در پای همه افراد ایجاد میشوند ولی بسرعت خوب میشوند در پای این افراد خوب نشود چون بهبود زخم به مواد غذایی و اکسیژن نیاز دارد که از راه خون به بافت ها میرسد.

میکروب ها هم زمینه را مساعد دیده و بر روی زخم ایجاد شده شروع به فعالیت کرده و عفونت ایجاد میکنند. به علت کاهش جریان خون پا گلبول های سفید هم کمتر به محل زخم رفته و دفاع ایمنی بافت کم میشود. خود بیماری دیابت هم بطور کلی دفاع ایمنی بدن را کاهش میدهد. این امر موجب گسترش عفونت در زخم و تاخیر در بهبود آن میشود.

 

             120 2
                    یکی از محل های شایع زخم پای دیابتی در زیر شست است

در دیابت کاهش حس به علل اختلال در عملکرد اعصاب محیطی وجود دارد

مشکل دیگر افراد دیابتی اختلال در کارکرد اعصاب محیطی است که موجب کم شدن حس لمس در پای آنها میشود. این کاهش حس موجب خشکی و ایجاد شکاف هایی در پوست شده که زمینه را برای ایجاد زخم فراهم میکند. از طرف دیگر بیمار به علت کاهش حس کمتر متوجه آسیب های محیطی میشود. مثلا پا بدون اینکه شخص متوجه شود در مجاورت شی داغ قرار گرفته و میسوزد و یا بر روی شی برنده رفته و زخم میشود.

وقتی هم که آسیبی به پوست میرسد به علت اختلال در حس درد بیمار تا مدتها متوجه آن نمیشود و این موجب پیشرفت عفونت در زخم میشود.


اختلالات اعصاب در پای افراد دیابتی میتواند در بلند مدت موجب فلج شدن عضلات کف پا شده و این فلجی موجب تغییر شکلی های مختلفی در پا میشود. تغییر شکل یافتن پا به نوبه خود موجب میشود در موقع راه رفتن به قسمت های خاصی از کف پا فشارهای بیشتری وارد شود و این فشارها زمینه را برای بروز زخم فشاری فراهم میکنند.

اختلالات بینایی هم که از عوارض دیابت است میتواند به ایجاد این عارضه کمک کند. دید کم موجب میشود بیمار نتواند بخوبی جلوی پای خود را ببیند و پا را در موقعیت های نامناسب قرار میدهد که این موضوع احتمال آسیب دیدن پا را بیشتر میکند.


تمام این موارد دست به دست هم میدهند تا موجب شوند کف پای بیمار زخم های شدید و مقاوم به درمانی پیدا کند. زخم پای دیابتی در حدود 7-5 درصد افراد مبتلا به دیابت ایجاد میشود. این زخم ها در نهایت موجب قطع عضو در 5-0.5 درصد افراد دیابتی میگردند.

عفونت کف پای این بیماران در ابتدا محدود به پوست است ولی بعد از مدتی به بافت های عمقی و استخوان های کف پا هم سرایت کرده موجب عفونت استخوان یا استئومیلیت میشوند. در عفونت پای این بیماران بیش از یک میکروب فعالیت دارند ولی شایعترین آنها استافیلوکوک طلایی است.

عوامل موثر دربهداشت رواني دانش آموزان

عوامل موثر دربهداشت رواني دانش آموزان


بهداشت رواني همان سلامت فکر و قدرت سازگاري فرد با محيط و اطرافيان است. همچنان که از جسم خود مراقبت مي کنيم روح خود را نيز بايد مقاومت تر کنيم تا زندگي بهتري داشته باشيم. در زندگي «چگونه بودن» خيلي مهم تر از «بودن يا نبودن» است. ايجاد فرصت براي شکوفايي استعدادها، توانايي ها و کنار آمدن با خود و ديگران يکي از اهداف مهم و اساسي بهداشت رواني است. جوامع مختلف سعي مي کنند تا سياست هاي مربوط به بهداشت رواني و سازماندهي کنند. اصل کلي در اين تلاش، سالم سازي محيط فردي و اجتماعي است که افراد جامعه را در بر مي گيرد. اين نگرش حکم مي کند که خانواده ها بيش از پيش با بهداشت رواني خانواده و چگونگي پيشگيري و درمان بيماري هاي روحي آشنا شوند.
چون در مواجهه با چالش ها و مشکلات روزمره، ما براساس ويژگي هاي رواني خود با آنها برخورد مي کنيم، هر چه از سلامت رواني بيشتري برخوردار باشيم به يقين آسيب پذيري ما کمتر خواهد بود. اميد است با برخورداري از سلامت فکر و روان به موفقيت هاي بيشتري رسيده و بيش از پيش بر مشکلات غلبه کنيم.
«سلامت باشيد»
تعريف بهداشت رواني :
سازمان جهاني بهداشت مي گويد بهداشت رواني عبارتست از «توانايي کامل براي ايفاي نقش هاي اجتماعي، رواني و جسمي» . اين سازمان معتقد است که بهداشت رواني فقط عدم وجود بيماري و يا عقب ماندگي نيست، بنابراين کسي که احساس ناراحتي نکند از نظر رواني سالم محسوب مي شود.
اهداف بهداشت رواني د رخانواده :
- تأمين سلامت جسماني، رواني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي اعضاي خانواده
- تلاش براي شناخت رفتار خود و افراد خانواده .
- برقراري روابط حسنه بين اعضاي خانواده .
- ايجاد ارتباط صميمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوري که اعضاي خانواده در داخل خانه به يکديگر تذکر بدهند ولي در بيرون مدافع هم باشند.
- تقويت اعتماد و عزت نفس اعضاي خانواده و احترام به شخصيت ديگران
- به وجود آوردن احساس رضايت از زندگي
- آموزش خانواده ها براي کمک به پيشبرد اهداف صحيح اجتماعي
ويژگي هاي فردي که بهداشت رواني دارد:
- نسبت به خود، خانواده و جامعه بي تفاوت نيست.
- با ديگران سازگاري دارد.
- شاد و مثبت انديش است.
- به خود و ديگران احترام مي گذارد.
- بد بين نيست.
- به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهي دارد.
- انعطاف پذير است.
- شناخت او از واقعيت نسبتاً دقيق است و براي رسيدن به هدفهاي خود براساس عقل و احساس عمل مي کند.
- نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامي ها را تحمل مي کند.
- توانايي حل مشکلات خود را د ارد.
- از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده مي کند.
- در مواجهه با مشکلات اجتماعي، کنترل و تعادل خود را از دست نمي دهد.
- استعدادهايش به طور هماهنگ و به خوبي رشد مي کند.
- نه بنده کسي است، نه کسي را بنده خود مي کند، مي داند که خدا او را آفريده و براي خود ارزش قائل است.
- دنيا را گذرگاهي براي رسيدن به آخرت مي داند.
- رابطه اش با ديگران سازنده و مثبت است.
- نيازهايش را از طريقي برآورده مي کند که با ارزش هاي اجتماعي منافات نداشته باشد.
- صابر، صادق ، درستکار بخشنده، استغفار کننده و فرزند خويشتن خويش است.
- در نظر ديگران فرد موجهي محسوب مي شود، زيرا در همه کارها متعادل است.
عوامل مؤثر در بهداشت رواني:
«تغذيه»
حالات روحي ما در انتخاب نوع غذايي که مي خوريم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهاي متفاوتي را طلب مي کنيم، هنگام احساس قدرت و پيروزي به غذاهاي گوشتي، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهايي با انواع سس و هنگام اضطراب يا پرخاشگري به خوراکي هاي گاز زدني تمايل داريم در حالي که وقتي خسته هستيم چاي و قهوه را ترجيح مي دهيم. بنابراين با شناخت خود و سوخت و ساز بدن مي توانيم با انتخاب مواد خوراکي مناسب به آرامش بيشتري دست يافته و از خوردن لذت ببريم:
«ايمان»
اعتقادات و باورهاي مذهبي قادر است در مصيبت هاي زندگي، از فرد افسرده و مأيوس ، انساني اميدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بيمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا پيوسته با اوست، در رويارويي با سختي هاي زندگي تنها نيست و خداي مهربان به او علاقه و توجه دارد. اين باور موجب مي شود که فرد عليه انزوا طلبي و گوشه گيري که بسياري از مبتلايان به امراض خطرناک را از پاي در مي آورد، ايمن شود.
«مدرسه»
مسؤوليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي شود. مدرسه مسؤول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تأمين بلوغ عاطفي و سلامت رواني دانش آموزان نيز مي باشد.
در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه مي کنند، معلم با تکريم شخصيت، محبت و توجه، آنان را در مسير صحيح هدايت مي کند، دانش آموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسئووليت پذيري را مي آموزد و راههاي مبارزه با کينه توزي، ديگر آزاري و حسادت را ياد مي گيرد.
«ورزش»
ورزش يکي از رموز سلامت جسماني و رواني است. افراد داراي آمادگي جسماني از لحاظ احساسات، عواطف ، شخصيت اجتماعي و نوعدوستي کاملتر و در فعاليتهاي شغلي و حرفه اي موفق ترند. ورزش موجب تقويت اعتماد به نفس در فرد شده ، او را متعادل، متفکر و سازگار با محيط مي کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت ، حقارت و ستيزه جويي مي شود و در نتيجه از سلامت رواني بهتري برخوردار خواهد بود.
راههای تقويت بهداشت رواني فرزندان:
- اگر با ناراحتي هاي رواني کودکان ، نوجوانان و جوانان روبرو شديم با حوصله و متانت آن ها را رفع کنيم و از تصميم هاي عجولانه بپرهيزيم.
- در ناراحتي هاي شديد، درد دل و گريه کردن باعث تخليه رواني و آرامش مي شود، در اين شرايط از يک دوست صميمي مي توانيم کمک بگيريم.
- مشارکت جو باشيم تا دوستان جديد بيابيم.
- از مشاهده فعاليت هاي جديد فرزندانمان لذت ببريم.
- با پرورش ابعاد روحي، معنوي و مذهبي شخصيت خود و فرزندانمان به سلامت رواني بالاتري دست يابيم.
- با احترام به ديگران به بهداشت رواني خود و ديگران کمک کنيم.
- زمينه هاي اعتماد را فراهم کنيم.
- به احساسات فرزندانمان توجه کنيم و ويژگي هاي آنها را بشناسيم.
- محيط زندگي را در حد توان جذاب و پرنشاط کنيم.
- فرصت هاي مناسب براي بروز احساسات و شخصيت فرزندانمان ايجاد کنيم.
- به دست آوردن بهداشت رواني منوط به روبرو شدن با واقعيت، سازگار شدن با تغييرات، ظرفيت داشتن براي مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به ديگران و ... ا ست، بکوشيم اين شرايط در خانواده فراهم شود.

17 توصيه مهم در مديریت

 

1-در اشخاص میل به کار کردن را پدیدآورید.
باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خود کارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری ،کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود . اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پی روی کنند ، هدف مشترک و رضایت خاطر ، موجب تحرک و خودکاری میشود. البته راههای مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن "فروش عقاید " میگویند . یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند .


2- مستمع خوبی باشید.
گفته اند: "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد "، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواندآنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ی با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد.
باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند واز اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو باهم شروع به سخن کردند آن به که زیر دستان را بر خود مقدم بدارد.

3- به طور خصوصی انتقاد کنید.
هرگز از کارمندان در حضور دیگران وبه ویژه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعا ایجاد مقاومت و ناراحتی میکند. که گفته اند:نصیحت (انتقاد)در پیشروی دیگران حکم سرزنش را دارد.
 

4- هرکسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصا پاداش کارش را بگیرد.
اگر قرار شود که مدیر نتیجه ی کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوریها از میان میرود و قبول مسئولیت به دشواری صورت میگیرد.دادن اعتبار به اشخاص در ازا زحمتهایی که کشیده اند مالاً پاداشی است که برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است.

5- علاقه مندی خود را به کار زیردستان نشان بدهید.
در حقیقت باید دانست که درک "بنی آدم اعضای یک پیکرند" و علاقه مندی به کار زیردستان ، یکی از اصل های اولیه انسانی ، برخورد گرم ، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه ، مثل پیوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کار ایشان و حتی تکرار مطالبی از قبیل : " فلانی واقعاً کارت جالب است ، می بینم که با تلاشی که می کنی خسته شده ای ، چطور است فردا کمی استراحت کنی ؟ " موجب می شود که کارمند به خود ببالد که کارش خیلی مهم است و راهبر سازمان با دیده ای باز و ضمیری روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زیردستان نیست.

6- میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید.
به جای تحکیم صریح و مستقیم ، میل باطنی خود را به صورت غیر مستقیم ظاهر کنید. مثلاً وقتی بگویید به نظر شما بهتر نیست که کار به این صورت باشد؟ ان وقت مطمئن باشید که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد ، سهل است که با علاقمندی و رغبت ، آن را خواهد پذیرفت و حتی از آن حمایت خواهد کرد.

7- وقتی پیشنهادی دارید و یا حتی دستوری می دهید، باید مطمئن باشید که دلایل آن را نیز می توانید ابراز بدارید.
طبیعت آدمی این است که همیشه دوست دارد پیش از آن کاری را صورت بدهد ، از " چرایی " آن آگاه باشد، باید یه صورت شفاهی یا کتبی علت را گوشزد کرد.

8- نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت بدهید.
پیش از اینکه طرح های شما اجراء شود ، بهتر است که با زیردستان مشورت کنید و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها به عهده دارند، وقتی که پنین شد ، طبیعتاً خود را مسئول دانسته و پیروی و یا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست ، ضمن اینکه در این گونه رایزنی ها ، چه بسا اندیشه های نو و سودمندی که با تجلی خود ، موجب قوام و دوام طرح ها می گردند.

9-احترام به زیر دستان
همه کس و به ویژه جوانان که تازه پا به پای عرصه پرکشاکش زندگی اجتماعی گذرانده اند دوست دارند که مورد احترام قراربگیرند ، تشکر از زیردستان و محترم شمردن غرور و شخصیت آنها ، ساده ترین و کم هزینه ترین راه جلب مشارکت صمیمانهء آنها است.

10- در کردار و رفتارتان پای دار باشید.
رهبری که زیردستان را تخطئه می کند و موجب می شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودی خودداری کنند، هرگز نمی تواند از پشتی بانی زیردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد ، کارکنان از رهبرانی قلباً پیروی می کنند که رفتارشان قابل پیش بینی باشد و عکس العمل هایشان روشن ، تا قادر باشند با هر وضعیتی روبه رو شوند.تلون مزاج و چند چهرگی ، خطر و آفت بزرگ رهبری است.

11- نشان بدهید که به زیردستان اعتماد کامل داریدوآنها به بهترین وجهی کار خود را می کنند.
وقتی که زیردست حس می کند که به او اعتماد هست و بالادست او را عنصری مفید می داند ، از لحاظ روانی برای قبول مسئولیت آماده تر خواهد بود.

12- از زیردستان بخواهید که در صورت نیاز، بدون هیچ بیم و تردیدی برای مشورت خواهی و کمک به شما مراجعه کنند.
نتیجه چنین رفتاری تعلق خاطر زیردستان به شما خواهد بود که با آزادی کامل نظرها و پیشنهادهای خود را ابراز بدارید.

13- وقتی اشتباهی می کنید باید با کمال شهامت و از روی صداقت به اشتباه خود اقرار کنید.
بدیهی است که چنین حرکتی به زیردستان شوق و شهامت و تقوا می آموزد و محبت آمیخته با احترامی را در دلهایشان زنده می دارد.

14- باید به ضعیف ترین پیشنهادها هم توجه کرد.
ممکن است عقیده ای بسیار جالب و عالی به نظر برسد.پذیرش چنین عقیده ای و عالی به نظر برسد.پذیرش چنین عقیده ای دشوار نیست، اما رهبر شایسته کسی است که به نظرهایی که حتی خنده دار هم باشند ، عطف توجه کند، چون ممکن است که همین عقیده ساده و ضعیف ،وقتی که بیش تر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، نتیجه های مفیدی در برداشته باشد.

15- از ناراحتی و چهره های درهم و اخم آلود زیردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشید.
چون حتی در بهترین شرایط کار و بهترین نوع رهبری هم ، گاهی انسانها گرفته به نظر می رسند.باید رهبران بکوشند که در ریشه این ناراحتی ها را کشف کرده و از میانشان بردارند نه اینکه در مقام رویارویی و مقابله به مثل برآیند.

16- در فرصتهای مناسب به زیردستان نشان دهید که کارشان بسیار مهم است و در بقاء و کارایی سازمان ، نقش عمده ای دارند.
طبیعت آدمی این نیست که همیشه گمان می کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگی نمی کند، لذا گاه وبی گاه باید به زیردستان پرداخت و اهمیت کارشان را باد آورد تا غرورشان پا برجا بماند.

17- به زیردستان اجازه و فرصت دهید تا درتصمیم گیری ها مشارکت جسته و سهمی داشته باشند.
چون احساس خواهند کرد که در سازمان ، نقش و اهمیتی دارند که بدون مشارکت ایشان هرگز چنین تصمیم مهمی گرفته نمی شد. در نتیجه ، انگیزه و پشتیبانی از تصمیم پرفته شده به وجود می آید.مشارکت در تصمیم گیری را فراموش نکنید

 

بيشتر معتادان به موبايل از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند

بيشتر معتادان به موبايل از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند


نتايج مطالعات برخي محققان نشان مي دهد بيشتر معتادان به موبايل از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند.

در گزارش ارايه شده توسط کارگروه آسيب هاي نوپديد همايش اسلام و آسيب هاي اجتماعي با بيان اين مطلب آمده است:بسياري از معتادان به موبايل افرادي با اعتماد به نفس پايين هستند و در روابط اجتماعي خود مشکل دارند و احساس مي کنند که بايد دايم با ديگران در تماس باشند .
درهمايش اسلام و آسيب ها ي اجتماعي موضوع آسيب هاي نوپديد يکي از 9 کارگروه برگزار شده در زمينه هاي مختلف آسيب ها ي اجتماعي بود که در آن اعتياد به تلفن همراه به ويژه پيامک مورد بررسي قرار گرفت
.
گزارش کارگروههاي فوق درکتابي تحت عنوان "گزيده مقالات و نتايج کارگروههاي نخستين همايش علمي اسلام و آسييب هاي اجتماعي" منتشرشد.
بر اساس اين گزارش استفاده ناصحيح از تکنولوژي هاي نوين ارتباطي منجر به ايجاد پديده هاي آسيب زاي رواني و اجتماعي شده است .
دراين گزارش آمده است : زير بناي فيزيولوژيک يکساني بين اعتياد دارويي و اعتياد هاي رفتاري وجود دارد .
متخصصان شرکت کننده در اين کار گروه معتقدند ، خاموش کردن موبايل براي معتادان به موبايل ،"اضطراب" ، "حساسيت" ، "اختلال خواب و بي خوابي" ، حتي" لرز" و "مشکلات گوارشي" مي آورد
.
از ديگر نتايج ارايه شده در کارگروه آسيب هاي نوپديد جنبه هاي مختلف اشکال اعتياد به پيام کوتاه است که مي توان به "صرف زمان زياد براي پيام کوتاه" ، "اشتغال خاطر" ، "درگيري هاي ذهني در مورد پيام کوتاه" ،" جرو بحث با ديگران در جريان استفاده از پيام کوتاه" اشاره کرد .
همچنين " احساس پشيماني در مورد زمان صرف شده براي پيام کوتاه" ،‌"استفاده از پيام کوتاه براي هيجان جويي و ايجاد روابط اجتماعي با ديگران" ،" زدن از درس يا کار براي پرداختن به پيام کوتاه براي ارضاي خاطر" نيز از ديگر اشکال اعتياد به موبايل است که در اين کار گروه به دست آمده است /

 

آیا تلفن‌همراه مانع تحصیل دانش‌آموزان می‌شود؟

آیا تلفن‌همراه مانع تحصیل دانش‌آموزان می‌شود؟


تحلیلگران ژاپنی میزان تاثیرات تلفن همراه را برتحصیل دانش آموزان مورد بررسی قرار داده اند و معتقدند که این ابزار ارتباطی تاثیرات مثبت و منفی مختلفی بر روند تحصیلی افراد دارد.
به گزارش گروه اخبار خارجی سایت "موبنا" به نقل از پایگاه اینترنتی "جپن تایمز"، بررسی ها نشان داده است که تلفن همراه تنها تاثیرات منفی روی تحصیل دانش آموزان ندارد و در برخی موارد به آموزش آنها کمک می کند.
نکته مهم و قابل توجه این است که تاثیرات منفی تلفن همراه از نکات مثبت آن در آموزش دانش آموزان بیشتر است.
به عبارت دیگر چون نمی توان به طور کامل استفاده دانش آموزان از تلفن همراه را کنترل و سازمان دهی کرد، اثرات سوء آن نکات مثبت را خنثی می کند.
در برخی موارد در دبیرستان ها تلفن همراه را به عنوان یک وسیله کمک آموزشی مورد استفاده قرار داده و سوالات و تست های مختلف را از طریق سرویس های گوناگون در اختیار دانش آموزان قرار می دهند و حتی برخی آزمون ها نیز از طریق تلفن همراه گرفته می شود.
با وجود این ،مسئله ای که در حال حاضر بسیار شایع است استفاده های غیر اخلاقی دانش آموزان مبنی بر گرفتن عکس های نادرست و به اشتراک گذاشتن آن در کلاس های درسی می باشد و چون کنترل قطعی این اعمال توسط والدین و مسوولان آموزشی تقریبا غیر ممکن است، مربیان و اولیا مدارس از خیر منفعت های آموزشی تلفن همراه گذشته و آن را ممنوع کردند.
استفاده از تلفن همراه مثل چاقو است که به کار گرفتن آن هم می تواند در موارد صحیح باشد و به حیات آدمی کمک کند و هم می تواند جان آدمی را بگیرد.
متاسفانه به دلایل مختلف در گروههای سنی نوجوانان و جوانان استفاده صحیح از این وسیله ارتباطی جا نیافتاده است و علاوه بر موارد غیر اخلاقی استفاده بیش از حد از تلفن همراه در کلاس درس موجب بر هم خوردن تمرکز دانش آموزان و افت تحصیلی آنها می شود.
در حال حاضر بسیاری از دولت ها استفاده از تلفن همراه را برای دانش آموزان در مدارس و محیط های آموزشی ممنوع کرده اند.
پلیس هند اعلام کرد، با تصویب قانون ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در مدارس ، 12 تیم پلیس برای نظارت و کنترل چگونگی استفاده دانش آموزان از موبایل تشکیل شد.
"کاران سینها" یکی از مقامات پلیس هند در مورد دانش آموزانی که از دوربین های تلفن همراه استفاده غیر مجاز می کنند، هشدار داد و گفت : دولت، قانون ممنوعیت استفاده از تلفن همراه را بدون محدودیت سنی برای دانش آموزان به تصویب رسانده است.
با وجود تصویب این قانون برخی از دانش آموزان فیلم های مستهجن را توسط رایانه دانلود کرده و از طریق تلفن همراه در مدارس پخش می کنند.
به منظور جلوگیری از اشاعه این فیلم ها و اعمال غیر اخلاقی دیگر در محیط های آموزشی، پلیس هند یک اقدام ضربتی را برای کنترل دانش آموزان آغاز کرده است.
تحقیقات و بررسی ها نشان می دهد که ارسال، دریافت و خواندن پیام کوتاه متنی تلفن همراه بشدت در بین جوانان و نوجوانان گسترش و افزایش یافته و این سرویس نوین ارتباطی جایگزین کتاب خواندن شده است.
اغلب نوجوانان و جوانان پیش از خواب از دستگاه تلفن همراه برای ارسال پیام کوتاه استفاده می کنند و یا به خواند پیام های دریافتی می پردازند.
آمارها نشان می دهد که تلفن همراه بخش بزرگی از زندگی کودکان و نوجوانان را در بر گرفته است و به جای کتاب خواندن و مطالعه، بیشتر وقت شان را با تلفن همراه و کاربردهای آن سپری می کنند.
امروزه اغلب افراد از سنین هفت یا پیش از10 سالگی روز خود را با تلفن همراه آغاز می کنند.
این بررسی که از تعدادی زیادی از کاربران تلفن همراه صورت گرفته ، نشان می دهد که بسیاری از افراد از بخش پیام کوتاه و ایمیل دستگاه بیشترین استفاده را می کنند و این موضوع بویژه در میان نوجوانان بسیار شایع شده است.
بسیاری از دانش آموزان معتقدند که ارسال ایمیل و پیام کوتاه به دلیل این که از کلمات اختصاری و کوتاه استفاده می کنند، راحت و سرگرم کننده است.
در این گزارش همچنین آمده که بسیاری از جوانان و نوجوان علاوه بر استفاده از تلفن همراه زمان هایی را که از گوشی هایشان استفاده نمی کنند با اینترنت سرگرم هستند و به سایت های مختلف سرمی زنند .
البته با سرویس هایی که به تازگی برای تلفن همراه ارایه شده کاربران با دستگاه های موبایل به راحتی امکان دسترسی به این سایت ها را در هر جایی و هر زمانی دارند.
تاثیرات نا مطلوب موبایل موجب شده تا برخی کشورها تدابیری در این زمینه بیندیشند برای مثال دانش آموزان یک مدرسه آمریکایی در ایالت مونت ایری در کارولینای شمالی آداب استفاده از تلفن همراه را توسط مربیان و معلمان یاد می گیرند.
کلی فراجر، معلمی که در مدرسه به دانش آموزان آداب استفاده از تلفن، ایمیل و پیام کوتاه آموزش می دهد، معتقد است دانش آموزان باید آداب استفاده از این دستگاه ها را یاد بگیرند و بدانند که در شرایط متفاوت چگونه از سرویس های مختلف این دستگاه ها استفاده کنند.
وی اظهار می دارد که به دلیل فراگیر شدن این دستگاه ها و این که بسیاری از دانش آموزان پیش از رسیدن به مقطع دبیرستان تلفن همراه دارند باید آداب و رسم استفاده از این دستگاه ها را یاد بگیرند.
همانطور که در یک جامعه مردم به استفاده از فناوری های پیشرفته نیاز دارند لازم است استفاده از آن نیز براساس آداب خاصی باشد.
هم اکنون نوجوانانی را می بینیم دذر کنار دوستان با دستگاه تلفن همراه خود بازی می کنند و دوست خود را نادیده می گیرند.
ایمیل و پیام کوتاه نباید هرگز جایگزین مکالمات رو در رو شود زیرا ارتباطات غیر شفاهی طرز بیان و ابراز احساسات را از بین می برد.
همچنین محققان دانشگاه "ناتینگهام" به این نتیجه رسیده اند که تلفن همراه می تواند به عنوان یک وسیله کمک آموزشی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته محققان ،اکنون زمان آن رسیده است که مسوولان مدارس در مورد ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در محیط های آموزشی تجدید نظر کنند.
این تحقیق در تعدادی از مدارس که استفاده از تلفن های همراه و گوشی های هوشمند ممنوع نیست ، صورت گرفته است.
پس از گذشت 9 ماه مشاهده شد که دانش آموزان 14 تا 16 ساله از تلفن همراه برای اهداف آموزشی در دروس خود استفاده می کنند.
ساختن ویدیوهای کوتاه آموزشی، ضبط صدای معلم و استفاده از کرنومتر گوشی در پاسخ به سوالات از جمله فعالیت های دانش آموزان در این زمان آزمایشی بوده است.
گوشی های هوشمند که قابلیت اتصال به اینترنت را دارند نیز به دانش آموزان امکان دسترسی به وب سایت های آموزشی، سیستم ایمیل مدارس و انتقال فایل های الکترونیکی بین خانه و مدرسه را می دهد.
این آزمایش و بررسی روی 331 دانش آموز راهنمایی در شهر های کمبریج ، برک شایر غربی و ناتینگهام انجام شد.
همچنین بسیاری از کارشناسان و مدیران مدارس هند می گویند ، استفاده از سرویس پیام کوتاه متنی برای دانش آموزان ضروری است و می تواند به عنوان ابزار ارتباط گسترده اولیا و مربیان تبدیل شود.
به گزارش گروه اخبار خارجی "موبنا" به نقل از پایگاه اینترنتی "لوکال نیوز"، کارشنان آموزش و پرورش هند اعلام کرد ند که بررسی ها حاکی از آن است که بسیاری از مسوولان مدارس استفاده از سرویس پیام کوتاه را برای پیشرفت درسی دانش آموزان ضروری می دانند.
استفاده از سرویس پیام کوتاه با تلفن همراه می تواند والدین را به طور مستمر با مسوولان مدارس در ارتباط نگه دارد و آنها را از وضعیت عمومی دانش آموزان آگاه کند.
بسیاری از دانش آموزان به بهانه های مختلف بین اولیا و مربیان فاصله ایجاد می کنند و تلفن همراه می تواند وسیله خوبی برای پر کردن این فاصله باشد.
علاوه بر این پیام متنی می تواند به عنوان یک وسیله کمک آموزشی مناسب نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در همین راستا شرکت فنلاندی نوکیا سرویسی برای آموزش زبان انگلیسی به شکل کلاسی و کارگاهی به کاربران هندی ارایه می دهد و با این سرویس دانش آموزان می توانند در زمینه آموزش زبان به پیشرفت قابل توجه ای نایل شوند.
این سرویس به این شکل ارایه می شود که از دانش آموزان امتحاناتی در زمینه لغات و عبارات گرفته می شود و نیز امتحانات مقدماتی برای آموزش عالی و دوره های آموزش برگزار می شود.
بخش سرگرم کننده آن ، سرویس های نجوم و دانلود موسیقی است که کاربران می تواند از طریق پورتال OnMobile به آن دسترسی داشته باشند و این سرویس به عنوان یک پروژه آزمایشی تا پایان سال فقط در هند ارایه می شود.

 

....................

تلفن‌همراه را از خودت دور كن

 

نگرانی‌ها درباره اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت انسان با رشد بیش از حد تلفن‌های همراه بیشتر شده‌است.
این نگرانی‌ها به خاطر این هستند كه تلفن همراه از خود امواج الكترومغناطیسی در مقیاس مایكروویو ساطع می‌كند. مقداری از امواج رادیویی كه توسط گوشی‌های تلفن همراه ساطع می‌شوند جذب بدن انسان می‌شوند؛ مثلا امواج رادیویی كه توسط گوشی‌های جی اس‌ام ساطع می‌شوند، می‌توانند تا ۲ وات قدرت داشته باشند. میزان برونداد امواج گوشی همراه بستگی به استاندارد‌های مخابراتی هر كشور دارد. میزان امواجی كه بدن انسان از گوشی همراه جذب می‌كند، با مقیاس جذب خاص یا «اس‌ای آر» اندازه‌گیری می‌شود.
یكی از آثار تشعشعات مایكروویو اثرات گرمایش دیلكتریك است كه در آن هر جسم عایق (مانند بافت موجود زنده) توسط حركت مولكول‌های قطبی كه در میدان الكترومغناطیسی قرار دارند گرم می‌شود. وقتی كه فردی از گوشی همراه استفاده می‌كند، بیشتر اثرات گرمایشی در اطراف سطح سر او به‌وجود می‌آید و باعث می‌شود كه دمای سر حدود كسری از درجه افزایش پیدا كند. این دما كمتر از گرمایی است كه در اثر تابش مستقیم خورشید به‌وجود می‌آید.
در این هنگام، جریان انتقال خون مغز قادر است با بیشتر كردن جریان خون در آن قسمت گرما را به جاهای دیگر منتشر كند. اما قرنیه چشم این سامانه تعدیل‌سازی‌ دما را ندارد و آزمایش تابش ۲ الی ۳ ساعته در چشم‌های خرگوش‌ها در مقیاس اس‌ای آر كه دمایی موضعی ۴۱ الی ۴۰ درجه سانتی‌گراد را تولید كرده باعث به‌وجود آمدن آب مروارید در آنها شده‌است. البته آب مرواریدهای زود هنگام به خاطر استفاده از گوشی همراه نیست، چون برونداد امواج گوشی‌های همراه پایین‌تر است.
گذاشتن گوشی همراه درجیب سیگاری كت باعث ضرر رساندن به قلب می‌شود. قرار دادن آن در جیب سمت راست و بزرگ پایین كت موجب بروز اختلالات یا به قولی سرطان پروستات می‌شود. پیشنهاد می‌شود گوشی همراهتان را در جیب سمت چپ وپایین كت قرار بدهید. البته بهترین كار برای سلامتی این است كه قید داشتن گوشی همراه را بزنید. تحقیقات پزشكان، بار دیگر بر اثرات نامطلوب امواج تلفن همراه بر ایجاد ناباروری در افراد تاكید كرد. بررسی‌های مختلف نشان می‌‌دهد افرادی كه نزدیك امواج موبایل قرار دارند به‌خصوص اگر موبایل نزدیك دستگاه تناسلی قرار گرفته باشد، تاثیر امواج آن روی اسپرم و تخمك بیشتر بوده و میزان ناباروری در این قبیل افراد افزایش می‌یابد.

تحقیقات انجام شده
مضرات تلفن‌همراه از زمانی مطرح شد كه فردی در فلوریدای آمریكا در سال 1993 گرفتار تومور مغزی شده و از همسرش كه دارای تلفن‌همراه بود شكایت كرد. با افزایش استفاده از تلفن‌همراه در میان مردم، از نوامبر سال 2002 گروهی از شركت‌ها شروع به تحقیق و بررسی روی اثرات امواج رادیویی، تا 10برابر قوی‌تر از امواج رادیویی تلفن‌همراه روی سلول‌ها و ژن‌ها كردند. براساس گزارش‌های رسیده از این گروه، امواج رادیویی تلفن‌همراه هیچ اثر منفی روی سلول‌ها، ژن‌ها و DNA انسان ندارد. همچنین سازمان بهداشت‌جهانی (WHO) نیز با این گفته كه امواج رادیویی تلفن‌همراه اثر مخربی بر سلامت انسان ندارد، موافقت كرده است. اما از آنجا كه هنوز ادعاهایی بر خطر این امواج وجود دارد، این سازمان تحقیقات بیشتری را برای اطمینان به محققان پیشنهاد می‌كند.
افرادی كه به میزان بیشتری از تلفن‌همراه استفاده می‌كنند، دچار سردرد یا دردهایی در ناحیه آرواره، گردن، بازو و شانه‌ها می‌شوند. بسیاری از محققان معتقدند، امواج الكترومغناطیسی تلفن‌همراه باعث سردرد، بالا رفتن فشار خون و به‌وجود آمدن اینگونه اثرات در بدن انسان نمی‌شود، اما بعضی افراد در اثر استفاده از تلفن‌همراه دچار اینگونه علائم می‌شوند. به گفته این محققان اینها كسانی هستند كه خودشان انتظار دارند استفاده از تلفن‌همراه بتواند این علائم را برایشان ایجاد كند. به عبارتی دیگر می‌توان گفت سردرد ناشی از تلفن‌همراه تنها یك توهم بیماری است و نه یك بیماری واقعی. گرچه این بیماران واقعا سردرد می‌گیرند، اما سردردشان به خاطر تلفن‌همراه نیست و دلایل دیگر مثل شلوغی و آلودگی هوا را نیز می‌توان به آن نسبت داد.

آسیب‌پذیری مغز
پژوهشگران دانشگاه صنعتی امیركبیر اثر این امواج را بر بافت مغز و جمجمه مورد بررسی قرار داده‌اند. در حال حاضر توجه اغلب پزشكان از استفاده از تلفن همراه، روی آثار مخرب این تشعشعات بر مغز انسان متمركز است. استفاده پیوسته از تلفن همراه از حدود 20 دقیقه به بالا می‌تواند با افزایش تدریجی حرارت بافت‌های مغز، سبب ایجاد تغییرات بیولوژیك در بافت مغز و در نتیجه كاهش شنوایی شود. در این صورت كاهش مدت زمان مكالمه با تلفن همراه یا استفاده از سیم‌های ارتباطی هندزفری می‌تواند به‌عنوان موثرترین روش پیشگیری از مضرات این امواج مطرح شود.
این تحقیقات نشان داد میزان جذب امواجی كه از تلفن همراه به سمت گوش می‌آید، با توجه به فاصله تلفن همراه از گوش و فركانس موج متفاوت است. به‌طور معمول بیش از 70 درصد امواج توسط بافت جمجمه و مغز جذب شده و به شكل انرژی حرارتی درمی‌آید. گفتنی است فركانس امواج تلفن‌های همراه در ایران هم‌اكنون در حدود 900 مگاهرتز است، اما در این تحقیق با پیش‌بینی ورود محدوده‌های جدید تا 2000 مگاهرتز نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
براساس گزارش‌های منتشر شده از سوی دانشمندان، استفاده مداوم از تلفن همراه و حتی تلفن‌های همراه جدید، احتمال ابتلا به تومورهای مغزی را در كاربران به طرز قابل توجهی افزایش می‌دهد. بر این اساس، احتمال ابتلا به تومورهای مغزی در همان سمت از مغز كه تلفن همراه بیشتر استفاده می‌شود بین 40 تا 270 درصد افزایش یافته و احتمال ابتلای كاربران تلفن‌های همراه جدید كه در طول عمر خود به‌مدت 2000 ساعت از تلفن همراه استفاده كرده‌اند به‌مراتب افزایش می‌یابد.
همچنین در یك آمارگیری كه جهت بررسی آثار گوشی‌های تلفن همراه در انگلستان و اسپانیا صورت گرفت آثار سوء در كسانی مشاهده شد كه 97 درصد آنان بیش از حدمعمول از گوشی تلفن همراه استفاده می‌كردند. استرس، سردرد، خستگی، دلهره، مشكل در تمركز، اختلال در حافظه، بی‌اشتهایی و مشكلات پوستی از آثار مشاهده شده در این تحقیق بود.

مضرات آنتن‌های BTS
آنتن‌های BTS تلفن همراه در كشور ما معمولاً روی دكل‌های 10 تا 30 متری و یا روی سقف آپارتمان‌ها نصب می‌شوند، گاهی نیز هر یك از سه آنتن ایستگاه BTS در یك طرف یك ساختمان كه هر كدام 120 درجه را بپوشاند، نصب می‌شود. اشعه اصلی آنتن BTS معمولا 6 درجه عمودی را پوشانده و تلاش می‌شود كه اشعه به فاصله هر چه دورتری از BTS ارسال شود تا مشتركین در فواصل دور نیز از سیگنال آن بهره‌مند شوند. سیگنال یك BTS معمولاً در فاصله‌ای بین 50 تا 200 متر از BTS به زمین می‌رسد.
فرستنده‌های BTS قدرتی بسیار بیشتر از گوشی تلفن همراه ارسال می‌كنند، اما اثرات حرارتی ناشی از BTS حدود 5 هزار بار كمتر از حداكثر مقدار ناشی از آنتن گوشی همراه در فاصله 2/2 سانتی‌متری است.
این آنتن‌ها به‌دلیل مبادله امواج رادیویی و الكترومغناطیسی باعث تولید آلودگی‌ها و مضراتی برای انسان‌ها می‌شوند. تاثیر آنتن‌های BTS به قدرت آنها و میزان فاصله فرد با آن بستگی دارد، چرا كه اگر فردی به‌طور دائم در مقابل تشعشعات یك دكل BTS تلفن همراه قرار داشته باشد، حتما این امواج بر او اثرات منفی خواهد داشت؛ مثلا اگر آنتن مذكور درست مقابل خانه مسكونی فردی قرار داشته باشد احتمال صدمات بدنی به او بیشتر است.

كیف نانویی
اخیرا خبری منتشر شد مبنی بر اینكه یك مخترع جوان ایرانی، نخستین كیف نانویی ضد‌امواج تلفن همراه را ساخته كه بیش از 99 درصد امواج الكترومغناطیسی تلفن همراه را جذب و از تاثیر زیانبار آن بر سلامت جلوگیری می‌كند. به گفته مخترع، كیف نانویی تلفن همراه، ابداعی كه با گذشت چند ماه از ثبت اختراع آن در آلمان، مورد توجه وسیع كاربران تلفن همراه در كشورهای مختلف قرار گرفته، قادر است تا بیش از 99 درصد امواج الكترومغناطیسی تلفن همراه را جذب و از تاثیرات زیان‌بار آنها بر سلامت جلوگیری كند. در این طرح، با تزریق تركیبات نانونقره به الیاف بافتی، پارچه‌ای با خاصیت جذب امواج الكترومغناطیسی تولید و با استفاده از آن پوشش ویژه تلفن همراه ساخته شد كه كاربر هنگام حمل تلفن و حتی در زمان مكالمه یا ارسال و دریافت پیام كوتاه، تلفن را همواره در داخل آن نگه می‌دارد و بدین ترتیب امواج ناشی از عملكرد تلفن همراه جذب این پوشش شده و از تماس آن با بافت‌های مختلف بدن كه آسیب و عوارض سوء متعددی در پی دارد پیشگیری می‌شود.
وی با بیان اینكه كیف نانویی تلفن همراه ابداعی در مدتی كوتاه در كشورهای فرانسه، هلند، سوئیس، بلژیك، اتریش و هند نیز با استقبال مواجه شده است، خاطرنشان كرد: این پوشش تلفن همراه موسوم به ایوال كه همچون دیوار الكترومغناطیسی عمل می‌كند، در مارس2007 در آلمان و همچنین در ایران به ثبت رسیده و آزمایش‌های كیفی انجام شده توسط موسسه تحقیقات راداری و الكترومغناطیسی (وابسته به ارتش آلمان كه یكی از معتبرترین مراكز تحقیقاتی در این حوزه است) كارایی چشمگیر پوشش ابداعی در جذب امواج و جلوگیری از اثرات زیان بار آن را تایید كرده است.در هر صورت تلفن همراه مانند بسیاری از وسایل الكترونیكی دیگر در كنار فوایدی كه برای ما دارد صدماتی را نیز به همراه داشته است. راستی شما سرتان درد نمی‌كند ؟ لطفا تلفن همراه را از خودتان دور كنید

اوستا طحانی

علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس

علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس... بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند....

 

برای خیلی از معلمان و مدیران ومعاونین مدارس ، وجود کلاسهای ساکت و به اصطلاح مودب و منضبط ، نشان از رضایت دیگران از نحوه کار معلم و مربی دارد و این در حالی است که به تمایل تحرک دانش آموزان در سنین مختلف توجه نمی شود و با انجام شیوه های بازدارنده فعالیت و تحرک ، بر جریان آموزش لطمه وارد می آورند یکی از این دوره های حساس دوره پیش دبستانی است ....یادگیری فعال را فدای مدیریت کلاس و انضباط خشک نکنیم محدوديت هايي که بر سر راه تحرک کودکان يا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد

مدیریت کلاس در مقابل یادگیری فعال

کودکان فراگیرندگان فعالی هستند.آگاهی از این امر باید برای مربیان تربیت بدنی کمی آسودگی فراهم آورد

با این وجود اگر فعالیتهای جسمانی به عنوان رفتار اولیه ای که کودکان فرا میگیرند شناخته شود به نظر میرسد که تربیت بدنی با طبیعت کودکان متناسب است . گاهی مدرسه این ویژگی مهم کودک را نادیده میگیرد . محدودیت هایی که بر سر راه تحرک کودکان یا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه می باشد . طرح معمول اجرای یک کلاس تربیت بدنی را در نظر بگیرید

کودکان به آرامی به درون سالن ورزشی قدم میگذارند 

آنها خودشان را در صفهای تیمی یا اشکال استاندارد دیگر نظم می دهند

آنها دست به سینه و با نگاه به معلم خود آرام و ساکت می نشینند

آنها به آرامی به دستورات معلم گوش می دهند

آنها در واکنش به توصیه های معلم حرکت می کنند .

وقتی معلم به کودکان می گوید وسایل را سر جایشان بگذارند و به آرامی و به صف سالن را ترک کنند زمان پایان کلاس فرا رسیده است

برای بیشتر معلم ها این شرایط کلاس خیلی خوب را به تصویر می کشد . با این وجود اولین نگرانی معلمان جدید ( همانند بسیاری از معلمان با تجربه ) مدیریت کلاس است . همچنین مدیران و والدین توقع دارند معلمان کنترل کلاسهایشان را به دست گیرند . بارزترین نشانه مدیریت موثر کلاس زمانی است که بچه ها تکالیف تعیین شده معلم را به آرامی تمرین می کنند . هر چند که سرو صدا و بی نظمی پیشنهاد نمی شود اما معلم ممکن است هنوز نگران باشد که وسایل و زمان لازم برای به دست آوردن چنین کلاسی تلف شده است.

مشکلاتی در مدیریت کلاس اغلب در آموزش پیش دبستانی وجود دارد . تاکید بر یادگیری مستقیم از معلم در یک محیط محدود، شور و نشاط و توسعه یادگیری در کلاس را از بین می برد . در یک محیط بازی بچه ها به یادگیری ترغیب می شوند . آنها به نوبت طرحهای بازی را برای همدیگر توضیح می دهند و با توجه به تواناییهای فزاینده خود به حل کردن مسايل پیچیده و تصمیم گیری مشغول می شوند . در محیط مدرسه سنتی علایق و عقاید کودکان در مقایسه با علایق و عقاید معلمان کمتر مورد تایید قرار می گیرد . چنین تمهیدات یک جانبه ای در بین کودکان ممکن است به خاتمه زود هنگام پاره ای از نقش آنها (به عنوان دانش آموز و یکی از ارکان مدرسه ) منجر شود 

همچنین در مدت زمانی که صرف می شود استاندارد رفتاری تحت فرمان معلم ، مورد قبول واقع شود،  فرصت یادگیری به هدر میرود . مدت زمانی را در نظر بگیرید که در کلاسهای زیادی به انتظار پیروی از یک استاندارد رفتاری صرف می گردد . مانند مدت زمان تشکیل یک صف مستقیم، ساکت نشستن ، وسایل را بی حرکت نگه داشتن یا نگاه کردن به معلم .  بسیاری از معلمان توجیه می کنند که دانش آموزان به این موقعیتها نیاز دارند تا کنترل خود را بیاموزند . متاسفانه در بعضی از این محیط ها آنها حتی تغییر ظاهری بسیار کمی را در رفتارشان به کار می بندند  .

در نهایت تاکید بر مدیریت در دوران پیش دبستانی نا بجا می باشد زیرا از نظر توسعه نا مناسب است . کودکان فقط فراگیران فعال نیستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسیار بالا موجودات فعالی هستند . پیاژه در نظر یه خود استدلال می کند که کودکان از طریق شنوایی و تفکر چقدر می توانند یاد بگیرند . مرحله (تفکر قبل از عمل ) نشان می دهد که کودکان از 6 یا 7 سالگی شکل دادن تصاویری را در مغزشان شروع می کنند . به عبارت دیگر ، توانایی کودک برای شکل دادن یک طرح منطقی برای تحرک کاملا محدود می باشد . از این رو ، او به تحرک و فعالیتهای دستکاری جسمانی به عنوان یک ویژگی آموزشی نیاز دارد. علاوه بر این ، تمایل به موفقیت یا رقابت ، کودکان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراکی سوق می دهد همان طور که فعالانه در یادگیری یک وظیفه شرکت می کنند . بنابراین در حالی که دانش آموزان فعالانه به تمرین مهارت درگیرند ، ارايه اطلاعات قبل از مشارکت ممکن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقویت کننده ) مفید نباشد . علاوه بر این ، در نظر بگیرید که کودکان قابلیت زیادی برای یادگیری از یکدیگر دارند . به یقین تمرین بی سر و صدا با کاهش بازخوردها از سوی همسن و سالانشان مانع یادگیری آنان از دیگران می شود . همچنین فرصتهای حل کردن مشکلات همسن و سالان نیز از این طریق حذف می گردد منبع:ماه نامه زیور ورزش

***************************************

 

علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس و شیوه های برخورد با آن

 

 بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند . هر کدام از این افراد واکنش های متفاوتی در مقابل این نوع دانش آموزان از خود نشان می دهند و تصمیم گیری ها ی آنان در این زمینه هم متفاوت است . معمول ترین و آشکار ترین این تصــمیـم گیـری ها  برای کاهش یا از بین رفــتن بی نظمی ، گرفتن تعهد کتبی از دانش آموزان و در صورت تکرار از والدین آنان ، تهدید به تنبیه و حتی عملی کردن آن و در نهایت اخراج موقتی از کلاس و مدرسه است . از این رو ،  نگارش این مقاله و مطالعه ی آن ،  به معلمان و مدیران کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند .

 

در زمــینه ی بی نظــمی دانــش آمــوزان در کـلاس درس ، معلمان بایــد به سه سوال پاسخ دهند :

  1) علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان کدام اند ؟

 2 ) چگونه می‌توان از بروز و ظهور رفتار های نا مناسب دانش آموزان ، که نظم و انضبــاط را به مخاطره مي اندازند ،  پیشگیری کرد ؟

3 ) به هنگام وقوع رفتار های نا مطلوب دانش آموزان ، چه باید کرد ؟

 

 برای پاسخ دادن به این سوال هــا به عــبارت دیــگــر ،  شنا سایی علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان در مجموعه عامل های متعدد  ،  باید زیر مجموعه ای از عوامل کشف شوند تا با ارائه ی راه کار های کاربردی برای از بین بردن یا کاهش آن ها ، تغییرات مناسب و مثبت در کیفیت نظم و انضباط مدرسه ایجاد شود. در این ارتباط ، کارگاهی با حضور عده ای از معلمان با تجربه در مراکز تربیت معلم یاسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزی در این کار گاه برای پاسخ به سوال های یاد شده ،  بررسی شد . سپس با اندکی دخل و تصرف و تغییر در دید گاه های افراد  ،  این مقاله برای استفاده ی معلمان و مدیران مدارس و دست اندر کاران تعلیم و تربیت تهیه و تنظیم شد.

علل بی انضباطی دانش آموزان را می توان با توجه به ابعاد در یک مقاله نمی گنجد ،  اما به دلیل کاربردی بودن بحث وجلوگیری از طولانی شدن آن  ابتدا به ذکر علل و عوامل کلی بی انـضباطی دانــش آموزان می پردازیم ، آنگاه حاصل هم اندیشی معلمان با جربه را در این زمینه به طور مختصر بررسی می کنیم و در پایان هر قسمت  ، راهکار های عملی برای جلوگیری از بی انضباطی دانش آموزان را به منظور برقراری نظم و انضباط در مدرسه ارائه می کنیم .

 علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان را می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد :

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ویژگی های فردی آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛ 

ج ) عوامل مربوط به فضای مدرسه  ، کلاس درس و کارکنان ستادی مدرسه ؛

 د) ویژگی های خانوادگی دانش آموزان ؛

 و ) عوامل اجتماعی .

 نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده ای کنترل رفتار فرا گیرند گان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند . برخی دیگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است ،  به نحوی که سبب افزایش یاد گیری شود . صفوی ( 1383 ) می گوید« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتی که یاد گیری از تسهیل می کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است " انضباط" به آن دسته از اعمال معلم اطلاق می شود که مانع سر زدن  رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کنند(نقل از زمانی ، 1378) با وجود این ،  بی نظمی یا بی انضباطی را می‌توان این گونه تعریف کرد :  انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله ی دانش آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند. بروز رفتارهایی از دانش آموزان که انضباط کلاس را مختل می کنند  ، تنها به معلم و کلاس درس مربوط نیستند، بلکه همان طور که قبلا گفته شد علل دیگری نظیر عوامل آموزشگاهی‌ ،  خانوادگی ، اجتماعی و... وجود دارند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم زمینه را برای بروز رفتار های مخرب دانش آموزان فراهم می‌کنند . بنابراین ،  برای برقراری انضباط در کلاس درس و اداره ی آن  ، معلمان باید قبل از برقراری  نظم و انضباط اقدامات لازم را برای پیشگیری از رفتار های نامناسب دانش آموزان را به کار گیرند ؛ زیرا پیشگیری مهم تر از در مان است  . کانین ( 1970 ) در تحقیق خود که به مقایسه ی رفتار معلمان در کلاس های دارای رفتارهایی نا مطلوب وكلاس‌هاي عادي پرداخته است او مي‌گويد : تفاوت اين كلاس‌ها به نحوه‌ي پاسخ گويي معلمان به رفتار نامطلوب  دانش آموزان مربوط نیست ،  بلکه از اقدامات پیشگیرانه ی آن ها نا شی می‌شود (نقل از کدیور 1382 ص 431 ) به هر حال بی نظمی های  دانش آموزان در کلاس علل متعدد دارد :

 الف – علل مربوط به دانش آموزان 

گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی ؛

 2 ) نداشتن علاقه و انگیزه  ؛

 3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس ؛

 4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه ؛

 5 ) کم خوابی و خستگی مفرط ؛

 6 ) انجام دادن تکالیف خود ؛

 7 ) تغذیه ی نا مناسب ؛

 8 ) نا امیدی به آینده  ؛

 9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم .

از بین بردن یا کاهش عوامل بی نظمی ، در درجه ی اول مستلزم هم کاری و هماهنگی میان خانه و مدرسه است ، و روشن است که معلمان و اولیای مدرسه به تنهایی و بدون همکاری والدین کاری از پیش نخواهند برد . بنا براین ، در نظام آموزش و پرورش برای برقراری ار تباط میان خانه و مدرسه نهاد مستقلی به نام انجمن اولیا و مربیان به وجود آمده است که این نهاد در هر مدرسه ای برای آگا هی والدین از مراحل رشد فرزندان خود در سنین متفاوت و آگاه کردن آن ها از این مسائل فعالیت می کند :

o       توجه والدین به وضعیت جسمی و روحی فرزندان خود ؛

o       ایجاد شرایط  ، موقعیت و امکانات مورد نیاز برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود ؛

o        تشویق ما دی و معنوی و تقویت اعتماد به نفس آن ها ؛

o        پذیرش وضعیت خاص فرزندان خود و مقایسه نکردن آن ها با افراد دیگر؛

o        تبعیض قایل نشدن بین آن ها ؛

o        تهیه ی میز و صندلی ، اتاق مطالعه ، وسایل مورد نیاز ، رعایت سکوت هنگام مطالعه؛

o       کمک به آن ها در تهیه و اجرای برنامه ی  مطالعه  ؛

o       تشویق آن ها به ورزش و تفریحات سالم و تنظیم خواب و استراحت آن ها ؛

o       داشتن برنامه ی تغذیه ی مناسب  ، کمک به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o        آگاه کردن فرزندان از وظایف خود در مدرسه و خانه ، رعایت حقوق معلمان و کمک به دوستان و هم کلاسان خود  ؛

 و در نهایت تشویق آن ها به رعایت نظم و انضباط  در مدرسه و کلاس درس ،  اغلب، والدین علاقه مندند که بدانند در طول سال تحصیلی، درخصوص امور تحصیلی وحتی تر بیتی فرزندان خود ، چه وظیفه ای به عهده دارند وچه کمک هایی سبب پیشرفت تحصیلی فرزندانشان می شود . آگاهی از این مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.

 

ب- علل مربوط به معلم

1) فقدان آماد گی جسمی ،  روحی و روانی معلم ؛

 2 ) نا مناسب بودن وضعیت ظا هری معلم ؛

3 ) نا آگاهی از روش های جدید تدریس و استفاده ی مکرر از روش های سنتی ؛

4 ) بی علاقه بودن به شغل معلمی ؛

 5 ) نا توانی در برقراری ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

 6 ) رعایت نکردن عدالت آموزشی ( تبعیض بین دانش آموزان )؛

 7 ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ی معلم؛

 8 ) نداشتن طرح درس؛

9) بی توجهی به نیاز های دانش آموزان؛

10)    فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

 11) استفاده ی نا مناسب از تشویق و تنبیه؛

 12) بی حـوصــلگی و نداشتن صــبر و بــر د بــاری و سعه ی صدر ؛

13 ) بی نظمی معلم (نظیر دیر آمدن به کلاس و ترک زود هنگام آن و... )؛

 14 ) تسلط نداشتن به موضوع مورد یاد گیری؛

 15 ) نداشتن رو حیه ی انتقاد پذیری و خود داری از پاسخ گویی به سوال های دانش آموزان؛

 

اوستا طحانی

جوّ مطلوب در کلاس درس

جوّ مطلوب در کلاس درس و پاسخگویی به نیازهای ویژه دانش آموزان به جای تاکید بر سختگیری و اعمال فشار های خشک کلاسی بر دانش آموزان

پرهیز از تنبیه درکلاس و کسر نمره درسی به خاطر انضباط!

 

با نگاهی به مدارس و توجه بیشتر به روش عمل آنها خواهید دید که با وجود تفاوت های بسیار اندک در ساختار و شکل مدارس و نیز یکسان بودن مواد و کتب درسی، تفاوت های زیادی بین مدارس و سطح درسی و نتایج دانش آموزان آنها مشاهده می شود. پس با اندکی تأمل می توان فهمید که عاملی دیگر وجود دارد که موجب می شود سطح درسی، حال و هوای مدرسه و روابط بین فردی در این مراکز آموزشی متفاوت شود.
در سالهای اخیر تحقیقاتی انجام شده است که تأثیر برخی ابعاد غیر درسی را بر رشد جنبه های آموزشی و شخصیتی دانش آموزان اثبات کرده است. اموری همچون رابطه بین فردی دانش آموزان، رابطه میان آنها و معلمان و مدیران، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و بسیاری مسائل دیگر در تحصیل و موفقیت دانش آموزان بسیار مؤثرند. بدون تردید مدیران و معلمان بیش از هر عامل دیگر در به وجود آوردن جوّ مناسب در مدرسه و کلاس مؤثرند و رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان وابسته به جوّ سازمانی مدرسه است.

رهبری و هدایت کلاس:
معلم برای اداره مطلوب کلاس به دو مهارت مهم احتیاج دارد، یکی برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان و دیگری، مدیریت کلاس.برای کمک به معلمان در ایجاد جوی آرام و مطلوب در کلاس، چهار راهبرد پیشنهاد می شود:


الف) پیشگیری از رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس.
زیرا پیشگیری بهتر و آسان تر از درمان است. برای این کار معلم باید مسائلی را که موجب قطع توجه و ارتباط آموزشی در کلاس می شود شناخته و آنها را خنثی نماید. کاوینگتون (1999) در رابطه با این کار، نکات زیر را توصیه می کند:
  1- در بعضی مواقع با عوامل بی نظمی کلاس باید به طور انفرادی ارتباط برقرار کرده و از دلایل آنمطلع شوید.
  2- رفتارها و فعالیت های برهم زننده نظم را مشخص و آن را به صورت قوانین در کلاس مطرح کنید. مثلا: کثیف کردن دیوار ها قدغن است.
  3- منتظر برخی رفتار های غیر قابل پیش بینی باشید و میزان توانایی برخورد خود را با آنها بسنجید.
  4- دانش آموزان باید رفتارهای مطلوب معلم را باید بدانند. مثلا: دوست دارم برای صحبت، اول دست خود را بلند کنید.
  5- به رفتار های نامطلوب، واکنش جدی نشان دهید. زیرا بی توجهی به این امر موجب نا کارآمد جلوه کردن شما در نظر آنها می شود.
  6- در شروع کار، قوانین و ضوابط کلاس را مشخص و مطرح کنید و سعی کنید آنها، روشن و قابل اجرا باشند.
  7- قوانین باید قابل درک باشند، برای کلاسهای ابتدایی قوانین ساده و کلی تر و برای کلاسهای بالاتر قوانین پیچیده تر.
  8- کلاس درس را در آغاز با جدیت شروع کنید و متعاقب آن آزادی بیشتری به دانش آموزان بدهید، زیرا کنترل آنها پس از دادن آزادی های بسیار در آغاز، مشکل است.
  9- یادگیری را با اهمیت و معنی دار کنید تا دانش آموزان علاقمند شده و خسته نشوند.

علل رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس امور مختلفی همچون: خستگی از درس و بحث معلم، استقلال طلبی در مقابل معلم، جلب توجه و یا سردرگم بودن نسبت به انتظارات و قوانین کلاس، می تواند باشد. کانین (1970) با مقایسه رفتار معلمان در این زمینه، دریافت که آنچه مهم است اقدامات پیشگیرانه است.

 او سه ویژگی برای اقدامات پیشگیرانه مطلوب  در نظر گرفت:
  1) نظارت: معلم به طور فعال بیش از یک دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و برای همه فعالیتی مشخص کند.

2) پاسخ مقتضی و مناسب به رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس: این کار برای پیشگیری از رفتار های بعدی صورت می گیرد و راهبرد های زیر به ترتیب میتواند در این امر مؤثر باشد:
     1- معلم در حین تدریس، نگاهی خیره و کوتاه مدت به دانش آموز خاطی داشته باشد.
     2- از شیوه بیان غیر مستقیم استفاده کند.
     3- به شکل تصنعی از شخص خاطی سوال کند. (چرا به جای شرکت در کلاس به کار دیگری مشغولید؟)
     4- از شیوه بیان مستقیم استفاده کند.
     5- الگو سازی رفتار مطلوب با اشاره به دانش آموزان دیگر.
     6- شیوه اصلاح رفتار، یعنی پاداش به رفتار های مطلوب و نادیده گرفتن رفتار های نامطلوب.
     7- منزوی کردن یا اخراج کردن دانش آموز خاطی.
  3) ارائه پاسخهای راهبردی به رفتار های نامطلوب دانش آموزان: با استفاده از نگرش انسان گرایانه، مذاکره منطقی با دانش آموزان، و استفاده از تحلیل کاربردی رفتار (بحث تقویت و پاداش).

تنبیه و پیامد های آن
تنبیه کاری است نامطلوب و مربیان تربیتی هرگز این شیوه را برای جلوگیری از رفتار نامطلوب و تنظیم مدیریت کلاس توصیه نمی کنند. اگرچه تجربه عمومی نشانگر آثار کوتاه مدت آن است اما متخصصان امر نگران آثار جانبی آن هستند. زیرا: تنبیه ممکن است بیش از حد تعمیم یابد و رفتار های دیگر دانش آموز را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ در صورت تکرار، اثر خود را از دست بدهد؛ و ایجاد احساس «درماندگی» و ناتوانی در دانش آموزان نماید. اِمر (1987) رهنمود های زیر را برای تنبیه دانش آموزان ارائه کرده است:
  1- به دلایلی که ذکر شد تا حد امکان از تنبیه کم استفاده کنید.


  2- دلیل خود را برای تنبیه دانش آموزان بیان کنید، تا بدانند رفتارشان بد بوده نه خودشان.

 ۳- دانش آموزان باید بدانند چه می توانند بکنند تا تنبیه نشوند.

 4- رفتار های مناسب را در کلاس تقویت کنید.
  5- هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید.
  6- رفتار نامطلوب را در ابتدای بروز آن  مورد تنبیه قرار دهید نه در انتها. زیرا رفتار درحال شکل گیری بیشتر از رفتاری که انجام شده و لذت آن برده شده قابل اصلاح است.
ب) برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان.
توجه به موارد ذیل در برقراری ارتباط مناسب و مؤثر در کلاس مفید است:
  1- معلم باید مؤدبانه صحبت کند و از کلمات آمرانه بپرهیزد.
  2- معلم باید در مواقع لزوم  از دانش آموزان خواهش و تقاضا کند.
  3- به دانش آموزان بیاموزید که احساسات خود را بدون افراط و تفریط نشان دهند و اینکه استفاده از احساسات برای تأثیر گذاری بر دیگران کار درستی نیست.
  4- گاهی اوقات سوال های غیر جدی مطرح کنید تا ساختار شخصیتی شما جدی و غیر قابل انعطاف به نظر نیاید.
 
تأثیر انتظارات معلم
تأثیر انتظارات معلم بر رفتار دانش آموزان طرحی است که پس از تحقیقات مشهور روزنتال و یاکوبسن (1968) ارائه شد و «پیشگویی خودکامبخش» یا «اثر پیگمالیون» نامیده شد. در این تحقیق به طور ساختگی طی یک آزمون  دانش آموزان به ظاهر با استعداد به صورت تصادفی مشخص شدند و به معلمان معرفی شدند. اگرچه این دانش آموزان حقیقتاً دارای چنین استعدادی نبودند اما در پایان سال، در مقایسه به دیگران از پیشرفت بالاتری برخوردار بودند. اگرچه این تحقیق مورد انتقادات گسترده ای قرار گرفت و دارای ضعف هایی بود اما مطالعات بعدی هم به این نتیجه کلی رسید که انتظارات معلم، غالباً عملکرد و رفتار دانش آموزان را در کلاس درس تحت تأثیر قرار می دهد. دلیل آن هم این است که اینچنین دانش آموزانی، وقت بیشتری برای مشارکت در کلاس به دست می آورند و معلم نیز آنها را در رسیدن به جوابها کمک می کند. از سوی دیگر انتظارات نابجا و نامناسب معلم نیز میتواند باعث بروز مشکلاتی در دانش آموزان شود.
انتظارات مثبت معلم نتایج ذیل را به دنبال دارد:
  1- در کلاس، جوی گرم و پذیرا ایجاد می شود.
  2- بازخوردی مناسب به دانش آموزان ارائه می شود.
  3- دانش آموزان برای شرکت در فعالیت های کلاسی ترغیب می شوند.
  4- زمان و فرصت بیشتری برای یادگیری فراهم می شود.
تأثیر گذاری انتظارات معلم، دلایل متعددی می تواند داشته باشد. از جمله اینکه معلم توجه بیشتری می کند، و دانش آموز بدین وسیله تقویت های بیشتری دریافت می کند. به نظر روزنتال، موارد ذیل می تواند به تأثیر انتظار مثبت یا بالا در دانش آموزان گردد:
1- روابط متقابل: رفتار دوستانه و گرم معلم با دانش آموزان.
2- بازخورد: دانش آموزان اطلاعات روشنتری درباره عملکردشان از معلمان دریافت می کنند.
3- درونداد: معلمان اطلاعات بیشتر و طرح های سنگین تری نسبت به بقیه به این دانش آموزان می دهند.
4- برونداد: معلمان فرصت های بیشتری برای پاسخگویی (برونداد) این دانش آموزان می دهند.
نتایج زیر را می توان از تحقیقات اثر انتظار مثبت دریافت نمود:
1- معلم باید عدالت و انصاف را در همه جنبه ها خصوصاً روابط با دانش آموزان و توجه به آنها رعایت کند.
2- معلم باید آگاهانه با اموری که موجب پیشداوری می شود (مثل وضعیت ظاهری، اقتصادی، اجتماعی) مقابله کند.
3- کسب اطلاع معلم از سوابق تحصیلی دانش آموز صرفا برای کمک به آنها نه تحقیر و تمسخر.
 

4- معلم ضمن بررسی عملکرد گذشته باید انتظار خود را از پیشرفت های آتی اعلام کند.
5- موارد ضعف دانش آموزان را حتی المقدور حاصل عدم تلاش آنها دانست نه کم توانی ذهنی.

ج) استفاده از روش یادگیری مشارکتی در کلاس.
شیوه  مشارکتی در امر آموزش در مقابل روش سنتی و انفرادی قرار دارد و باید گفت که این شیوه ارتباط مطلوبی بین دانش آموزان پدید می آورد و آنها را برای یادگیری بهتر بر می انگیزاند و عزت نفس آنها را ارتقا می دهد. شیوه های یادگیری مشارکتی همگی در سه اصل مشترکند: آموزش فعالیت مشترک؛ آموزش فعالیت ها به صورت مشترک و گروهی؛ و تقویت عملکرد گروهی.
وجوه تمایز روش های مشارکتی بر اساس شیوه سازماندهی تکالیف و شیوه ارائه پاداش مشخص می شوند:
شیوه سازماندهی تکالیف: الف) تکالیف به صورت مشترک باشد و نمره کلی دریافت کنند. ب) دانش آموزان به صورت انفرادی کار کنند و ارزشیابی شوند در حالی که روی یک موضوع کلی کار می کنند. که این روش دوم باعث می شود همگی افراد گروه درگیر کار شوند.
شیوه ارائه پاداش: اگر در ارائه پاداش به دانش آموزان هر دو جنبه فعالیت فردی و گروهی در نظر گرفته شود بعضی از مشکلات روش مشارکتی برطرف میشود. مثلا در تمرین  ضرب و تقسیم معلم میتواند دانش آموزان را هم انفرادی و هم گروهی امتحان کند یا متوسط نمره تک تک اعضای گروه را نمره گروهی فرض کرد.
 انتقاداتی به شیوه مشارکتی شده است که به آنها اشاره می کنیم:
1- آیا یادگیری مشارکتی منجر به رقابت بین گروهها نمی شود؟ این درحالی است که ما ضعف روش سنتی را رقابت و شکست برخی از دانش آموزان می دانستیم. اما روش مشارکتی نیز میتواند برای گروهی که به موفقیت کمتری می رسد آثار نامطلوبی داشته باشد.
2- آیا این روش برای برخی از افراد فشار زاست یا نه؟ در گروه های بزرگ این قبیل دانش آموزان میتوانند خود را مخفی نگه دارند ولی در گروههای کوچک چطور؟ به هر صورت اگر دانش آموزان احساس «آسیب پذیری» کنند ممکن است شیوه مشارکتی برای آنها مفید نباشد. البته شاید معلمان با جابجا گردن دوره ای این افراد در گروههای مختلف بتوانند این مشکل را تا حد زیادی کاهش دهند.
3- چرا باید هر گروه ترکیبی از استعدادهای خاص و عمومی باشد؟ اگر بعضی از دانش آموزان قبلا در فعالیت های مشارکتی شرکت کرده اند، از آنها به عنوان دستیار استفاده کنید.

د) فراهم کردن جوّ مثبت و مطلوب برای یادگیری و آموزش.
 

راهبرد چهارم برای رهبری و هدایت کلاس، در حقیقت چکیده و نتیجه سه راهبرد قبلی است. پیشنهاد هایی برای کمک به این زمینه وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم:
1- مقررات کلاس را با مشارکت دانش آموزان تدوین کنید و بیشتر بر پیامد های مثبت اطاعت از قوانین تاکید کنید.
2- آموزش کلاس را با قاطعیت و جدیت شروع کنید و سپس آزادی  بیشتر بدهید.
3- شرایط و ضوابط کلاس را مرتّباً طبق نظر دانش آموزان تغییر ندهید.
4- از تهدید بپرهیزید.
5- بر عملکرد دانش آموزان تمرکز کنید نه شخصیت آنها.
6- آرام و قاطع برخورد کنید.
7- از انتقامجویی یا تمسخر دانش آموزان بپرهیزید.
8- اگر عصبانی هستید ابتدا خود را کنترل و سپس به صحبت بپردازید.
9- رفتار های نامطلوب را با جریمه ، به تکالیف درسی پیوند نزنید.
10- با دادن فرصت دوباره به دانش آموزان خاطی و پذیرش آنها، آنها را تقویت کنید.
11- از اشتباهات کوچک چشم پوشی کنید.
12- یادگیری را معنی دار کنید.
13- در صورت لزوم و عدم توجه به اشاره های غیر مستقیم، دانش آموزان را به طور مستقیم مورد خطاب قرار دهید.
14- از ساز و کارهای پیچیده روانشناختی و عواملی که بر تدریس اثر می گذارد استفاده کنید.
15- به تأثیر انتظار معلم و تحقیقات انجام شده در این زمینه توجه داشته باشید.
16- کلاس درس را نظامی اجتماعی در نظر بگیرید. بدون تردید این آموزش ها و نوع روابط آموخته شده در زندگی بزرگسالی هر دانش آموز تأثیر می گذارد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت او را تا حدود زیادی مشخص می کند

 

اوستا طحانی

40 نکته مهم برای مطالعه بهتر،

40 نکته مهم برای مطالعه بهتر،

راهنمای روش مطالعه صحیح و اصولی و روشهای مرور مطالب خوانده شده

مقدمه
آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که هنگام مطالعه از چه روشی استفاده می‌کنید؟ یک روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات تحصیلی را از بین ببرد. بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشتند. یادگیری (learning) مسئله‌ای است که در سراسر طول زندگی انسان بویژه در دوران دانش آموزی و دانشجویی اهمیت زیادی دارد. چرا که دانش آموزان و دانشجویان همیشه در معرض امتحان و آزمون قرار دارند و موفقیت در آن آرزوی بزرگشان است.
شاید به افرادی برخورده باشید که می‌گویند: همه کتابها و جزوه‌ها را می‌خوانم، اما موقع امتحان آنها را فراموش می‌کنم، یا من استعداد درس خواندن را ندارم، چون با اینکه همه مطالب را می‌خوانم اما همیشه نمراتم پایین است و یا ... . بسیاری از اینگونه مشکلات به نداشتن یک روش صحیح برای مطالعه باز می‌گردد. عده‌ای فقط به حفظ کردن مطالب اکتفا می‌کنند، بطوری که یادگیری معنا و مفاهیم را از نظر دور می‌دارند. این امر موجب فراموش شدن مطالب بعد از مدتی می‌شود، در واقع آنچه اهمیت دارد یادگیری معنا و مفهوم است، چیزی که نمی‌توانیم و نباید از آن دور باشیم.
برای آنکه مطلبی کاملا آموخته شده و با اندوخته‌های پیشین پیوند یابد، باید حتما معنا داشته باشد، در این صورت احتمال یادگیری بیشتر و احتمال فراموشی کمتر خواهد شد. بنابراین قبل از اینکه خود را محکوم کنیم به نداشتن استعداد درس خواندن ، کمبود هوش ، کمبود علاقه ، عدم تونایی و سایر موارد ، بهتر است نواقص خود را در مطالعه کردن بیابیم و به اصطلاح آنها بپردازیم. در اینصورت به لذت درس خواندن پی خواهیم برد. اولین قدم در این راستا آن است با اندکی تفکر عادتهای نامطلوب خود را در مطالعه یافته و سپس عادتهای مطلوب جایگزین آن گردد.

برای تغییر عادات مطالعه مراحل زیر را باید در نظر گرفت:

آگاهی ،درباره موضوع
1. علاقه
2. ارزیابی ،ارزیابی اطلاعات بدست آمده با در نظر گرفتن موقعیتهای موجود
3. مطابقت خود با فکر تازه و اختیار و قبول آن

انواع روشهای مطالعه
روش پس ختام
این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.
مراحل پیش خوانی
در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.
مرحله سؤال کردن
پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن
در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.


مرحله تفکر
در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.
مرحله از حفظ
در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.
مرحله مرور کردن
این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی
هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:
تکنیک خلاصه برداری
به نوشتن عبارت ، مفاهیم و موضوعات کلیدی متن پرداخته ، بطوری که در مرور مطالب ، با نگاه کردن و خواندن خلاصه‌ها ، همه مطالب خوانده شده را یادآوری کند. یک روش بسیار مطلوب این است که از خلاصه‌ها نیز دوباره خلاصه برداری شود.
تکنیک سازماندهی مطالب
این تکنیک باعث افزایش درک و سرعت یادگیری و سهولت در بازیابی مطالب آموخته شده می‌شود. برای سازماندهی مطالب استخراج سه بخش از متن اصلی مورد مطالعه لازم است که عبارتند از:
موضوع اصلی: موضوعی که تمامی مطالب را در بر می‌گیرد و بقیه مطالب حول و حوش آن می‌چرخد.
نکته‌های اصلی: خطوط و اندیشه‌های اصلی و مهم هستند که در مجموع موضوع اصلی را می‌سازند و از صراحت بیشتری برخوردار است.
نکات جزئی: اطلاعات جزئی‌تر هستند که بصورت مثالها ، نمونه‌ها ، عکس و تصویر اطلاعات واقعی مطرح می‌گردند.

تکنیک علامت گذاری در متن
در این تکنیک علامتهایی را بر روی متن اصلی انجام داده ، از قبیل علامت گذاری به شکلهای مختلف در متن ، خط کشیدن زیر عبارات مهم ، حاشیه نویسی و ... ، این موارد بسته به صلیقه‌های افراد متفاوت می‌باشد. اما نکته مهمی که در هر نوع علامت گذاری حائز اهمیت است این است که ، بهتر است همانند تکنیک سازمان دهی ، مطالب را در سه دسته مجزا) موضوع اصلی ، نکته اصلی ، موارد جزئی ( قرار داده و آنها را با علامتهای مختلف نشان دهید.
در کنار روش مطالعه عوامل محیطی نیز در میزان یادگیری تأثیر دارد. یک محیط مناسب باعث توجه و تمرکز بهتر و بیشتری می‌شود.
حذف عوامل مزاحم فکری
مواردی هست که بخش عظیمی از وقت و فعالیت ذهنی را موضوعاتی به خود مشغول می‌دارند که هیچ رابطه با موضوع ندارند، موضوعاتی مانند: رفتار معلمان و استادان ، افزایش شهریه و نوع رفت و آمد و … برخی از موضوعاتی هستند که موقع مطالعه اگر به آنها فکر شود از کارایی مطالعه می‌کاهد. برخی حتی خیال پردازیهایشان را موقع مطالعه انجام می‌دهند؛ که به شدت فکر را آشفته کرده و تمرکز را از بین می‌برد. توصیه کلی این است که اگر ذهن خود را از افکار مختلف پاک کنید تا بر روی موضوع مورد مطالعه تمرکز کنید، مطالعه را کنار بگذارید و زمانی مطالعه را شروع کنید که سرحال، علاقمند و متمرکز هستید.
فراهم کردن محیط مناسب
محل و مکانی که مطالعه در آنجا انجام می‌شود باید مناسب باشد. منظور از محل مناسب مکانی است که آرام ، ساکت و دور از عوامل مزاحم محیطی باشد، این باعث تمرکز بهتر روی موضوع مطالعه می‌شود. بعضی افراد محل و زمانی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند که بسیار شلوغ و پر سرو صدا است و بعضی از افراد رختخواب را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و توقع یادگیری سطح مطلوب را دارند، ولی از این حقیقت غافلند که این محلها بدترین محل برای مطالعه است.
بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((10 بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرورکرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
1- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
2- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
4- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.
برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور کرد . یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز
1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .
2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .
3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .
5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .
6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))
شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
1- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
2- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
3- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
4-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
5- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
7- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
8- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
9 – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
10-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
11 –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چندتوصیه مهم که بایدفراگیران علم ازآن مطلع باشند.
1- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه کرد.
2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری ننمائید .www.zibaweb.com
انسان به عنوان یکی از موجودات عالم ، امتیازات زیادی نسبت به سایر موجودات دارد. یکی از این امتیازات قدرت یادگیری ، تفکر و حفظ اطلاعات است . قدرت یادگیری و حفظ اطلاعات باعث تفاوت میان انسان و حیوان شده و نیز برتری انسان را نسبت به سایر موجودات به اثبات رسانده است.
بنابراین درگیری فکری با استعداد سوال بر انگیز حافظه و یادگیری در حافظه محدود به زمان حاضر که مادر آن زندگی می کنیم نیست بلکه بسیاری از تمدنها در گذشته منشاء و کارکرد حافظه را مدنظر داشته اند .
بیش از ۲۵۰۰ سال پیش ، یونانیان ، هنری را در باره حافظه اختراع کردند که عموما" تحت عنوان تدابیر((یادیار)) نامیده می شود . و به معنی نقش بستن اثرات مکانها و تصاویر بر روی حافظه است .
اولین سیستم تقویت حافظه به وسیله شاعر یونانی به نام سیمونیدز ((Simonides ))در قرن پنجم و ششم قبل از میلاد پدید آمده است .
شرح واقعه چنین است که سیمونیدز ، تالار ضیافتی را که در آن شعر طویلی را ایراد کرده بود برای چند لحظه ترک کرد . در همین حین ، سقف تالار فرو می ریزد و در نتیجه تخریب تالار و مرگ میهمانان ، هویت آنان غیر قابل شناسایی می شود . اما پس از بازسازی تالار ، سیمونیدز توانست جایگاه دقیق هر یک از حاضرین را بیش از قرائت شعر بیاد آورد و تمامی آنها را شناسایی کند بدین ترتیب بود که نخستین تئوری تداعی در بخاطر سپاری و اساس تمامی سیستمهای منمو تکنیک (تدابیر یادیار )پدید آمد .
افلاطون می گوید : روح دارای بستری است از موم قالب سازی شده که منحنی ، غلظت و خلوص آن در افراد مختلف متفاوت است و همین موم نقش احساسات و اندیشه ها را می پذیرد. این نقش حک شده که از حیث برجستگی مانند نقوش یک مهر به نظر می رسد ، همانند نشانه ای از اشیاء است که امکان بخاطر آوردن آنها را فراهم می سازد . اگر نشانه ای ناپدید و فراموش می شود ، به این خاطر است که به طور کامل بر روی این موم حک نشده است .
ارسطو معتقد بود:حافظه مجموعه ای از تصاویر ذهنی است که تنهااز راه تاثیرات حسی به دست می آید . وی تنها کسی بود که قوانین منموتکنیک را به صورت تداعی پایه ریزی کرد. سنت توماس اکیناس ، سه قانون اولیه تداعی ارسطو را احیاءکرد.
۱-قانون تشابه : خاطره مشابه با تاثیر معینی به یاد می ماند .
۲-قانون عکس یا متضاد : اگر دو یا چند تاثیر ، آنتی تز یکدیگر باشند داشتن یکی سبب یاد آوری دیگری می شود.
۳-قانون همزمانی یا همراهی : اگر دو یا چند تاثیر همزمان اتفاق بیافتند ، بروز یکی سبب یاد آوری دیگری می شود .
بنابراین براساس نظریات داده شده می توان گفت حافظه عبارت است از کنشی که احیای تجارب گذشته را در بر می گیرد . یا یک استعداد همگانی در بخاطر سپاری رویدادها و اطلاعات و همچنین یاد آوری آنهاست پس حافظه قابلیت رشد ، تقویت و پرورش را داشته و بیش از همه به بکارگیری و تمرین نیاز دارد .حافظه شبیه عضله می باشد که با تمرین کردن پرورش یافته و تقویت می گردد و در صورت عدم بکارگیری سست و تنبل می شود .
در این مقاله قواعدی را بیان می کنیم که شما را در داشتن یک حافظه خوب یاری می کنند . همچنین تکنیکهای ساده و در عین حال کاملا" موثر و کاربردی را ارائه می دهیم که پس از مطالعه و یادگیری و در صورت بکارگیری آنها شاهد تحول بسیار چشمگیری در روند بخاطر سپاری مطالب خواهید بود .
تقویت و بهبود حافظه همان یادگیری بهتر است . تقویت حافظه یعنی رعایت اصول و قوانین حاکم بر یادگیری ، اگر قوانین حاکم بر یادگیری را خوب رعایت کنیم بهتر یاد خواهیم گرفت و در نتیجه احساس می شود که کارائی حافظه بالا رفته است پس حافظه ما تقویت شده است تقویت حافظه یا پرورش حافظه همان عوامل موثر بر یاد آوری است که روان شناسان به عنوان روشهای پرورش حافظه پیشنهاد کرده اند . قبل از بیان روشهای موثر در بخاطر سپاری ،اصول حاکم بر یادگیری را ذکر می کنیم که عبارتنداز :
۱- مرحله اول – توجه : اولین گام در جریان هریادگیری توجه است .
۲- مرحله دوم – زبان گردانی : گام دوم در یادگیری ((زبان گردانی )) مطالب مهم است . زبان گردانی عبارت است از تبدیل مطالب شنیده یا خوانده شده به زبان مشخص و معنی دار . این کار را می توان از طریق برگرداندن مطالب به زبان خودمان یا ایجاد تصویری در ذهن از مطالب مزبور انجام داد .
۳- مرحله سوم – پیوند مطالب جدید با دانسته های قبلی : مرحله سوم در یادگیری کلامی بسیار مهم است . اگر به مطلبی توجه کرده و آنرا به زبان خود برگردانده باشید . بازهم بیش از چند لحظه در خاطرتان باقی نخواهند ماند. برای فراموش نکردن و بخاطر سپردن چنین مطالبی در حافظه بلند مدت ، باید از مکانیسم پیوند استفاده کرد. منظور از پیوند ایجاد ارتباط بین مطالب جدید و دانسته های قبلی است .
●ویژگیهای راههای بهبود حافظه
الف : اصول استفاده از حافظه
ب : بهداشت حافظه
ج : اصول اولیه مطالعه
د : درک و یادگیری و یاد سپاری

الف -اصول استفاده از حافظه :
۱-آموزش : به وسیله آموزش می توان عمل فراگیری یا بهره گیری از حافظه را که یک فعالیت مستقیم و قابل کنترل است افزایش داد.
۲-علاقه:اگربه موضوعی علاقمند باشید بهتر آن را یاد می گیرید.موضوع مورد مطالعه و همچنین میزان علاقه ای که خواننده نسبت به مطلب دارد ، در بخاطر سپاری آن مطلب در حافظه تاثیر زیادی دارد بخاطر سپردن موضوعات مورد علاقه در حافظه به سهولت انجام می گیرد . و همچنین به آسانی می توان آنها را بیاد آورد بنابراین علاقه در یادگیری نقش دارد . هر چه قدر حافظه قوی داشته باشیدبه خاطر سپردن مطالبی که به آنها علاقه ای ندارید امکان پذیر نخواهد بود . فقط از راه ایجاد علاقه در خود می توانید از عهده این کار بر آیید.
۳-تمرکز حواس : داشتن تمرکز حواس هنگام یادگیری موجب می شود که مطالب آموخته شده بهتر در حافظه باقی بماند . اصولا" بدون داشتن تمرکز نمی توان مطلبی را به خوبی فهمید . باید هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالب متمرکز کنید تا بتوانید آنها را به حافظه خود بسپارید . برای ایجاد تمرکز باید شرایط مطالعه را نیز رعایت کنید . در واقع با رعایت شرایط مطالعه موقعیت مناسبی را برای تمرکز و یادگیری بهتر مطالب ایجاد می کنید.
۴-طبقه بندی مطالب مورد مطالعه : (ارتباط ) :یکی از اصول حاکم بر حافظه اصل ارتباط و بهم پیوستگی است یعنی ، حافظه مطالب مرتبط و به هم پیوسته را بهتر در خود جای می دهد و هر چقدر آموخته های شما بیشتر با همدیگر ارتباط داشته باشند به همان نسبت به خاطر سپاری و بیاد آوری آنها آسانتر خواهد بود. حافظه به شکل زنجیره ای عمل می کند . بنابراین مطالب باید به صورت زنجیره ای ، پیوسته و در ارتباط باهم در آیند تا کار بخاطر سپاری و از آن مهمتر، عمل بیاد آوری راحت باشد.
۵-خوب درک کردن ( درک مفاهیم ):پرفسور ((ربروت توکه )) می گوید : ((درسی که کاملا" فهمیده شود از قبل یاد گرفته شده است .)) پس اگر مطلبی را بجای حفظ کردن بفهمید ،بهتر در حافظه ضبط و بایگانی می گردد.واصولا" اگرمتنی به خوبی درک شود ، کمتر فراموش می شود . قبل از آنکه بخواهید مطلبی را حفظ کنید ، ابتدا باید آن مطلب را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید . و هنگامی که آنرا به خوبی درک کردید بخاطر بسپارید .
۶-اعتماد به نفس : اعتماد به حافظه نخستین گام تقویت حافظه است ، باید به قوی بودن حافظه خود اعتماد داشته باشید . باید از کاربرد کلمات و جملاتی که موجب تضعیف حافظه می شوند جدا" خودداری کنید . حتما" از گفتن جملاتی نظیر حافظه ام یاری نمی کند ، حافظه ام ضعیف شده است …. خودداری کنید. چرا که با گفتن این جملات ، به خودتان تلقین می کنید که واقعا" حافظه تان ضعیف شده است ، در آن صورت حافظه نیز به یاری شما نمی شتابد.
نتیجه : آنچه که در ذهن شماست نتیجه یادگیری و بخاطر سپاری صحیح است . بخاطر سپاری مهارتی قابل کسب است حافظه را می توان طوری تربیب کرد که موثرتر انجام وظیفه کند .کسانی که به روشهای یادگیری خود توجه بیشتر دارند و هنگام به خاطر سپردن مطلبی تمرکز حواس داشته باشند و مطالب را با نظم وترتیب در حافظه ضبط کنند آن موقع به خاطر آوری مطلب در آنها آسانتر خواهد بود.
ب - اصول بهداشت حافظه :
چگونه می توان یک حافظه بهتر داشت ؟یادگیری و حفظ مطالب به چند صورت امکان پذیر است ؟
چگونه می توان حافظه را به فعالیت وا داشت ؟
ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذائی و مراقبت دارد . همانطور که به وضع پوشش خود دقیق هستیم باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز دقت کنیم . هنگام کار و فعالیتهای ذهنی ،برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد بهداشتی زیر را رعایت کرد :
۱-تاثیر تغذیه مناسب بر حافظه ( اعم از اکسیژن و غذا ) : تغذیه مناسب یکی از مهمترین عوامل در افزایش کارایی حافظه است . کلسیم و منیزیم و فسفر سه عنصر اساسی و ضروری برای حافظه به شمار می آید و باید با تغذیه مناسب مانند : جوانه گندم ، لبنیات ،جگر ، بادام ، گردو ، فندق ، سبزیجات و تخم مرغ می توان مواد مورد نیاز مغز را تامین کرد . و در فعالیتهای شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی ، نان ، وقند بپرهیزید و تا حد امکان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ ، گوشت – جگر سیاه و ماهی استفاده کنید . به طور کلی در نظر داشته باشید که پرخوری و معده سنگین فعالیت ذهنی را سست و محدود می کند
۲-تاثیر دخانیات و مواد مخدر: استفاده از سیگار و دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود بلکه عمل طبیعی سیستم عصب و حافظه را مختل کرده و اثرات دائمی دارد و با عدم استفاده از آنها می توانیم کارایی حافظه را بالا ببریم .
۳-تاثیر استرس بر حافظه :استرس یکی از عواملی است که موجب رکود ذهن در مرحله فکر کردن می شود . استرس در دو مرحله مهم باعث اخلال در عمل حافظه می شود : یکی در مرحله ثبت اطلاعات و دیگری در مرحله یاد آوری اطلاعات . مسائلی چون مرگ یا حادثه ناگوار برای یکی از اعضای خانواده ، ترس ، خوشحالی بیش از حد و ازدواج می تواند بر کارایی حافظه تاثیر گذارد .
توجه : اکثر دانش آموزان موقع امتحان بیشتر به طرف پایین خیره می شود که این عمل کارایی حافظه را در یاد آوری مطالب پایین می آورد پس بهتر است که با چشمانی باز به گوشه بالا و چپ یا بالا و راست بنگرید . این عمل فیزیکی به نیمکره های مغز کمک می کند تا همکاری بهتری داشته باشند و امکان دستیابی شما به اطلاعات را فراهم آورند .
۴-تاثیر استراحت در حافظه : هنگام مطالعه نباید خسته باشید ، اگر احساس خستگی می کنید کمی باید استراحت کنید و بعد مطالعه را شروع کنید . پس از یادگیری نیز حتما" استراحت کنید تا آموخته های شما مجال استحکام و پایداری در حافظه را پیدا کنند و از به وجود آمدن عامل تداخل جلوگیری شود.
۵-تاثیر آرامش در حافظه : تا حدممکن در هنگام مطالعه آرامش بیشتری داشته باشیدچون در وضعیت آرامش ، امواج آلفا که بین ۱۳-۸ هرتزاست در مغز منتشر می شود . در این حالت انسان می تواند از حداکثر نیروهای مغز خویش بهره جوید و یادگیری و بخاطر سپاری را تسهیل بخشد . در ضمن حفظ آرامش و حالت طبیعی ارگانیسم کارکرد طبیعی مغز و اعصاب را نیز تسهیل می کند.
ج- اصول اولیه مطالعه :
اولین اصل قبل ازشروع مطالعه چیست ؟ چگونه می توان بازده مطالعه را افزایش داد ؟ نحوه تفکرات واراده چه نقشی در مطالعه و کارهای روزمره دارد؟ و بهترین زمان و مکان مناسب برای مطالعه چیست ؟ یکی از ضروری ترین و کاملترین ابزار پیشرفت انسان مطالعه است برای اینکه بتوانید مطالعه بهتری داشته باشید تا بازیابی و بخاطر سپاری آن آسان باشد اصول زیر را باید رعایت نمائید :
۱-هدف : تیری که بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. قبل از شروع مطالعه باید حتما" هدف خود را مشخص کنید . زیرا وقتی که هدف خود را مشخص کردید آمادگی بیشتری برای خواندن و یادگیری خواهید داشت و داشتن هدف به شما کمک می کند تا در حین مطالعه دقت بیشتری داشته باشید و تمرکز حواس نیز بهبود می یابد ، بنابراین قبل از مطالعه هر کتابی ، هدف خود را به طور دقیق و واضح بیان کنید .
۲-برنامه ریزی : برنامه ریزی درسی ، این امکان را می دهد که بهتر ودر زمان مخصوص به خودش آن درس را بخوانید با طرح برنامه ، نظم خاصی به روند یادگیری خود می دهید . که این نظم خاص بمکانیسم حافظه در بخاطر سپاری مطلب کمک می کند.
۳- مکان و زمان مطالعه : مکان مطالعه باید آرام بوده ،از نور کافی برخوردار باشد و زمان مطالعه بهتر است موقع صبح باشد، حافظه وقع صبح فعال تر می باشد.
بنابراین قبل از شروع مطالعه باید هدف مشخص شود و به صورت معقول برنامه ریزی کنید و با علاقه وبدون هر نگرانی در اجرای برنامه نهایت سعی تان را بکار ببرید ورزش را به زندگی خود وارد کنید.


د - درک ، یادگیری و یادسپاری :


-چرا برای به خاطر سپردن مطالب یک کتاب ، چند بار آن را می خوانیم و پس از مدتی مطالب را فراموش می کنیم ؟
-آیا فهمیدن دلیل بریاد داشتن برای همیشه است و خلاصه نویسی به چه صورت باید انجام بگیرد؟
-رعایت کدام اصل بخاطر سپردن مطلب یک کتاب را برای همیشه امکان پذیر می سازد.؟
برای اینکه مطالب خوانده شده را در حافظه بلند مدت خود ضبط کرده و برای مدتهای طولانی – بدون مراجعه به اصل کتاب کل مطلب را به یاد داشته باشید و در مواقع لزوم با صرف وقت کمتر به یاد بیاورید می توان از روش خلاصه کردن و الگوهای یادآوری استفاده کرد.
۱-اصل الگوهای یادآوری : عبارت از درک مطلب و متن خوانده شده ونوشتن آنها به صورت کلمات کلیدی. این کار که همان خلاصه نویسی می باشد در هنگام مطالعه سبب افزایش تمرکز حواس و مانع از خواب آلودگی می شود و قدرت به یادسپاری مطلب را بالا می برد. بنابراین خلاصه نویسی و الگوهای یاد آوری که از اصول درک و یادگیری و یاد سپاری است دارای مراحل ذیل می باشد .
الف: یادداشت برداری : در یادداشت برداری نکات بصورت اصلی و فرعی نوشته می شوند بدین صورت که موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسید در اینجا از جمله نویسی پرهیز می کنید و از کلمات کلیدی استفاده می کنید . با توجه به اینکه یاداشت برداری و خواندن دو عمل مجزا می باشد و هر یک کار فیزیکی متفاوتی دارد لذا از خواندن توام با نوشتن پرهیز کنید زیرا در کار مغز اختلال ایجاد می کند .
ب – مرحله بازنگری و تکمیل : پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را بررسی، و آن را تکمیل و مرتب کرده ودر مرتب کردن سعی کنید کلمات کلیدی باهم ارتباط بیشتر داشته باشد.
ج – مرحله تعریف : بعد از آن دو مرحله متن اصلی را کنار گذاشته با نگاه کردن به الگوهای یاد آوری و کمک گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آنچه را یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. این مرحله مغز شما را پویا و فعال خواهد کرد .
د – مرحله تکرار و مرور : مرور و یاد آوری از فراموشی مطالب جلوگیری می کنند و حفظ و یاد آوری مطالب به همین عنوان است . اگر مطالب مرور وتکرار شود از فراموشی آن مطالب جلوگیری می شود .
بیش از ۹۰% از مطالب خوانده شده بعداز ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالیکه مرحله مرور مانع از فراموشی مطالب می شود . پس باید بعد از خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را تکرار و مرور کنید.
● اصول دیگر بازسازی و یادآوری :
۲- تداعی : برای بازسازی و یادآوری موضوعات جدید باید تداعی مناسب بین آنها بر قرار کنید، چون حافظه به صورت زنجیره ای عمل می کند پس باید هر یک از موضوعات را یکی از حلقه های زنجیر در نظر گرفت . آن وقت این حلقه ها را با کمک سیستم های تداعی بهم پیوند داد. اما از آنجا که هر چقدر این تداعی غیر منطقی تر باشد بهتر در حافظه باقی می ماند، بنابراین باید سیستم های تداعی را به صورت مضحک مبالغه آیز رنگهای غیر واقعی در آورد تا موضوعی بهتر در حافظه باقی بماند . بنابراین تداعی بین اطلاعات کمک بزرگی در بخاطر سپاری آنها می کند.
۳-تجسم : تداعی بین اطلاعات به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید علاوه بر تداعی ، آنها را به وضوح و آشکارا در ذهن خود مجسم کنید . تجسم از اعمال نیمکره راست مغز است . بنابراین اگر در هنگام بخاطر سپاری از نیمکره راست مغز خود را نیز بهره بگیرید یعنی همزمان از دو نیمکره مغز خود استفاده کنید تداعی یادگیری و بخاطر سپاری اطلاعات چندین برابر می شود.
بنابراین به طور کلی داشتن هدف ، اعتماد داشتن ، علاقه ، سلامتی ، اکسیژن کافی ،دقت ، تمرکز ، استراحت ، خواب کافی ، آرامش ، مدت یادگیری برنامه ریزی ، یادگیری با فاصله – تصمیم به خاطر سپردن ، خوب درک کردن و… از عوامل موثر در بهبود به خاطر سپاری و بازیابی حافظه است .
● نتیجه
به خاطر سپردن ، مهارت و هنری است همانند حرف زدن ، خواندن و فکر کردن هر کسی می تواند با تلاش و آموزش اصولی بهبود حافظه که ذکر کردیم هر یک از این مهارتها یا همه آنها را در خود تقویت کرده و بهتر انجام دهد. زمانی بود که اگر به صفحه ای از یک کتاب نگاه می کردید محال بود حتی مفهوم یک کلمه را درک کنید ولی پس از گذشت سالهای دبستان توانستید هزاران کلمه خوانده و میلیونها جمله بسازید بنابراین استعداد و ظرفیت داشته اید که توانائی نوشتن و خواندن در شما شکوفا گردد اما برای اینکه کارایی حافظه شما بهبود یابد باید توجه کنید که همانگونه که اعضا جسمی بدن انسان اگر حتی جنب وجوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهند و یا این جنب وجوش متوقف گردد موجب بی حالی و سستی می شود تا آنجا که گمان می رود او مریض است و نیاز به درمان دارد ، حافظه را هم اگر مدتی رها کرده و او را برای یاد سپاری های مختلف بکار نبرید ، کم کم حالت پویائی خود را از دست داده و انسان احساس می کند که حافظه او کارایی لازم را ندارد .پس می توانید با رعایت اصول بهبود حافظه، میزان کارایی حافظه خود را بالا ببرید .
● اصول بهبود حافظه عبارتنداز :
۱- اصل استفاده از حافظه
۲- اصل بهداشت حافظه
۳- اصل اولیه مطالعه
۴- اصل درک و یادگیری و یاد سپاری

منابع :
1ـ سیف ، علی اکبر ( مترجم ) ، روش های مطالعه ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات رشد ، 1364
2ـ میرعابدینی ، امیر ، ‹‹ چگونه درس بخوانیم ؟ چگونه امتحان دهیم ؟ ›› ، تهران ، نشر
چکامه ، 1371

3اوستا طحانی

00000000000000000000000000
 

 

 

مرور چيست؟


فرض كنيد كه فردي، مطلبي را به طور دقيق مطالعه كرده است.
سوال: آيا كار تمام شده است؟  قطعاً خير!
- چرا؟
- به اين دليل كه جايگاه درك مطلب بعد از خواندن دقيق، بستري متزلزل و غيرقابل اعتماد است.
اين جايگاه در بهترين شرايط، تنها قابليت نگهداري مطالب خوانده شده، حفظ شده و درك شده را تا 2 روز دارد و پس از آن با يك افت سريع و تصاعدي، حذف مطالب آغاز مي‌شود.
اين جايگاه «حافظه كوتاه مدت»(1) نام دارد؛ حافظه‌اي مهم، اما موقت كه در مطالعه بايد به عنوان يك واسطه به آن نگريسته شود. واسطه‌اي كه وظيفه انتقال داده‌هاي ورودي از طريق مطالعه را به حافظه بلندمدت، به عهده دارد.

● پس:
مكمل مطالعه دقيق هنر انتقال دادن مطالب خوانده شده به حافظه بلندمدت است. اساسي‌ترين راه در اين زمينه نيز مرور است. (3)
درست است كه با خواندن دقيق و يادگيري اصولي و درك عميق، 90 درصد از راه مطالعه را مي‌پيماييم؛ اما بايد حواسمان باشد اگر 10 درصد باقي مانده مسير تا مقصد نهايي را ادامه ندهيم، عملاً به هدف نرسيده‌ايم و كل تلاش انجام شده، بيهوده و ابتر مي‌شود. به بيان ساده، بيشتر آنچه را كه در زمان مطالعه به دست آورده‌ايم، به راحتي بر باد مي‌رود.

● مرور هدفمند و سازمان‌دهي شده:
اساسي‌ترين عامل حفظ مطالب خوانده شده است.
اطلاعات مهم حافظه كوتاه مدت را كه هنگام مطالعه به دست آمده، به حافظه بلندمدت منتقل مي‌نمايد.
زمان پايداري مطالب خوانده شده را در حافظه افزايش مي‌دهد.
قشر خاكستري مغز (كورتكس) را فعال مي‌كند.
مرور در كدام مرحله مطالعه صورت مي‌گيرد؟
مرور يكي از قسمتهاي مهم مرحله بعد از مطالعه است؛ يعني – بر اساس يك زمان‌بندي دقيق كه بعداً اشاره خواهيم كرد- پس از اينكه خواندن، يادگيري و درك كامل صورت گرفت، مرور شروع مي‌شود.
مرور، عامل يادگيري نيست؛ ولي يادآوري را تضمين مي‌كند.

● چه چيزي را بايد مرور كرد؟
اساساً در مرور، از يادداشت‌برداري‌هايي كه هنگام مطالعه تهيه كرده‌ايم، استفاده مي‌شود. البته مي‌توان از روي منابع اصلي (كتاب، جزوه و… ) هم مرور كرد كه اين كار نيز مفيد است؛ اما مرور هر قدر صحيح‌تر و دقيق‌تر انجام شود، تأثير آن قدرتمندتر و عميق‌تر خواهد بود.

● جايگاه مرور در فهم مطالب چيست؟
فهم، شامل دو سطح و مرحله است كه پس از هم به صورت مرتب صورت مي‌گيرد. سطح اول فهم، ورود و پايداري اطلاعات خوانده شده در حافظه بلندمدت است كه هدف از آن، دسترسي ارادي به اطلاعات خونده شده در هر زمان است؛ مثلاً در زمان برگزاري امتحان يا مباحثه يا تدريس، ما نياز به فراخواني كامل اطلاعاتي داريم كه قبلاً مطالعه كرده‌ايم.
فهم سطح اول، پيش‌نياز فهم اصلي يعني فهم سطح دوم است. هدف فهم سطح دوم، خلق است؛ يعني اينكه بتوانيم از اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت استفاده كرده و مطلب و مفهوم يا نظريه و فكر جديدي را خلق كنيم.
حال به وظيفه مرور دقت كنيد. مرور، وظيفه اجراي فهم سطح اول را بر عهده دارد؛ يعني پايداري اطلاعات در حافظه بلندمدت.
از آنجايي كه فهم سطح دوم بدون فهم سطح اول ميسر نمي‌شود، مرور و جايگاه مرور در فهم مطلب، كاملاً روشن و مشخص مي‌شود.

◊ مرور چگونه انجام مي‌شود؟
مهم‌ترين عامل در چگونگي مرور، رعايت زمان‌بندي آن است. براي مثال، گياهي تزييني را تصور كنيد كه در گلدان زيبايي قرار دارد. آيا با يك آبياري، ريشه‌هاي اين گياه مي‌تواند براي هميشه از مخزن گلدان خود تغذيه كند؟
مطمئناً خير؛ بلكه بايد مثلاً هر 3روز يك‌بار به اين گياه آب داده شود؛ زيرا با هر بار آبياري، نفوذ آب درخاك تا 3 روز مي‌تواند جوابگوي گياه باشد و اگر آبياري مرتب صورت نگيرد، شاهد پژمردگي روز به روز آن گياه زيبا خواهيم بود.
ذهن انسان هم نياز به آبياري منظم و مستمر دارد و با يك بار مطالعه، تا زمان بسيار اندكي ذهن مي‌تواند از اطلاعات ورودي استفاده كند. اگر اين اطلاعات ورودي را رها كنيم، پژمردگي ذهن و فراموشي مطالب، تنها نتيجه ممكن خواهد بود.
پس از گذشت 24 ساعت از زمان مطالعه، 70 درصد از محتواي خوانده شده فراموش مي‌شود. اين نقطه به قله فراموشي معروف است. پس حتماً بايد مطالب خوانده شده را يك روز بعد از مطالعه، دوباره مرور كرد تا پايداري مطالب حفظ شود.
به جدول زير دقت كنيد:

نوع مرور شماره مرور زمان مرور مدت پايداري اطلاعات
الزامي 1 1 روز پس از مطالعه 10 روز
2 10 روز بعد از مرور اول 1 ماه
3 1 ماه بعد از مرور دوم 4 ماه
4 4 ماه بعد از مرور سوم 1 سال
اختياري 5 1 سال بعد از مرور چهارم 2 سال
6 2 سال بعد از مرور پنجم 5 سال
7 5 سال بعد از مرور ششم 10 سال
8 10 سال بعد از مرور هفتم 20 سال
9 20 سال بعد از مرور هشتم 80 سال

در بخش مرور الزامي، چهار مرور منظم زمان‌بندي شده خواهيم داشت. مرور اول كه يك روز پس از مطالعه خواهد بود، باعث مي‌شود قشر خاكستري مغز فعال شود و محتواي مطالعه شده تا 10 روز در حافظه دوام يابد. پس مرور دوم، 10 روز بعد از مرور اول خواهد بود تا مطالب خوانده شده، به مدت يك ماه ديگر پايداري خود را حفظ نمايد.
مرور سوم، يك ماه پس از مرور دوم و مرور چهارم، چهار ماه پس از مرور سوم خواهد بود. مرور چهارم باعث مي‌شود يادآوري تمامي اطلاعات تا يك سال بعد از آن به راحتي انجام شود.
بخش مرور اختياري، براي افرادي است كه تمايل به استمرار طولاني مدت و پايداري هميشگي اطلاعات در حافظه بلندمدت خود را دارند.

تكنيك انباشتي تكراري

هرگاه قصد كرديد مطالعه درس جديدي را شروع كنيد، حتماً در ابتدا دروس گذشته را سريع مرور كنيد.
طبق تكنيك انباشتي تكراري، مطالعه دروس بايد مانند غذاخوردن به صورت لقمه لقمه باشد تا حافظه انسان، لحظه به لحظه در وظيفه خود موفق‌تر و دقيق عمل كند.
البته زمان مرور دروس گذشته، همواره بسيار كوتاه است و از 10 دقيقه تجاوز نمي‌كند. مرور بايد سريع، دقيق و با هدف تداعي مطالب مطالعه شده گذشته انجام شود. اين يك تكنيك عملي براي تداوم مرور است.
امام علي(عليه السلام) مي‌فرمايند:
هر كس پي در پي دري را بزند و پافشاري كند، (در به رويش باز مي‌شود) و داخل خواهد شد. (4)

براي مطالعه بيشتر:
1- شجري، ف؛ يادگيري خلاق؛ تهران، انجمن قلم ايران.
2- حسامي، احمد؛ نردبان ترقي؛ انتشارات طلوع انديشه.
3- حسيني، سيد محمدرضا ؛ روشهاي علمي در برنامه‌ريزي، مطالعه و يادگيري؛ انتشارات شلاك.

پاورقي‌ها:
1- براي آشنايي بيشتر با حافظه‌ها مي‌توانيد به بروشور «از حافظه چه مي‌دانيم؟» مراجعه كنيد.
2- اين نمودار، حاصل تلاش دانشمندي به نام «ابينگ هاووس» است و به همين دليل، به «منحني فراموشي ابينگ هاووس» معرفي شده است.
3- البته روشهاي برجسته‌سازي، رابطه و تداعي، كاربرد سازي و … نيز براي انتقال اطلاعات از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلندمدت، از اهميت بسزايي برخوردارند.
اما جامعيت، سرعت و پايداري طولاني مدت، مرور را به كاربردي ترين روش انتقال تبديل كرده است. (لازم به ذكر است كه مرور، روشهاي ذكر شده را نيز در خود جاي داده است.
4- تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص 193، ح 3758.
چه كنيم تا مطالب مطالعه شده را فراموش نكنيم


گروهي از دنش آموزان از فراموش كردن آموخته هاي خود ويا از اينكه مطلب را در جلسه امتحان به ياد نمي آورند گلايه دارند.اگر شما جزء اين دسته از دانش آموزان هستيد نكات زير مي تواند به شما كمك نمائيد تا دچار فراموشي نشويد.
بيشتر فراموشيهابدين علت است,مطلبي راكه خوانده ايدوارد حافظه بلند مدت شما نشده است يعني درحقيقت گول حافظه كوتاه مدت راخورده ايد.
اگر مي خواهيد چيزي را درست بياموزيد وفراموش نكنيد:


1 - موقع مطالعه تمركز داشته باشيد.

2-تمرين وتكرار پس از مطالعه را فراموش نكنيد.

3-مطالب خوانده شده راحتما مرور كنيد.

4-به محتوي ذهن خود با خواندن مطالب مشابه پشت سر هم نظم بدهيد.

5-از علائم ونشانه ها براي ياد آوري مطالب استفاده كنيد.
6 - استفاده از قلم وكاغذ هنگام مطالعه جهت تمركزحواس را فراموش نكنيد.

****************************



چهل نکته مهم براي مطالعه


1. طبق برنامه مدرسه،درسهای هر روز را همان روز مطالعه نمائید.
2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید،به عبارتی یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری نوشته شود ویا اینکه در کتاب با مداد زیر آنها خط کشیده شود ویا با ماژیک مخصوص (فسفری)روی مطالب مهم علامت گذاری شود وطبق برنامه مرور شود.

3. همیشه مدتی قبل از شروع امتحانات مطالب کتاب راتقسیم بندی نموده وطبق برنامه چون مطالب کم است سعی شود بخوبی آنها را یاد بگیرید.

4. با توجه به اینکه در هر هفته می بایست کتابی مطالعه شود وبرای هر کتاب دو جلسه خواندن کامل ویک جلسه مرور در نظر گرفته شده است،خوب است که آن تقسیم بر دو شود ودر هر جلسه محدوده مورد نظر،طبق آنچه که در شماره دو گفته شد خوانده شود.

5. خوب است که درجلسه های چهارم ویا پنجم هرکتاب،قبل از شروع کردن درس جدیدو بخش جدید،آموخته های قبلی مرور شود.

6. برای مطالعه وکارهای خود،نظم وترتیب خاصی را در نظر بگیرید.هر روزی که کارها را برطبق برنامه انجام دادید وخوب بود،برای خود تشویقی در نظر بگیرید.مثلاً خوردن بستنی یا شیرینی یا هرفعالیت موردمورد علاقه ی دیگر،اما اگرکارها به هر دلیل از جمله تنبلی،ویا بی نظمی وبی هدفی انجام شد،برای خود تنبیهی در نظر بگیرید تا کارهاودرس،سرو سامان بگیرد.مثلاً:برای تببیه خود می توان از خوردن غذا یا میوه ی مورد علاقه یا تماشای فیلم ویا هرکار مورد علاقه و وقت گیر دیگر،خوداری کرد.

7. سعی کنید ازهمان ابتدا خود را عادت وملزم به اجرای برنامه کنید.
8. قبل از مطالعه وضو بگیرید ودرس را بانام ویاد خدا شروع کنید.

9. موفقیت ها وپیشرفت های خود راهر چند اندک،در برگه یا دفترچه ای یاداشت کنید ودر موقع ناامیدی یا...آنها رامرور کنیدتابه آینده امیدوار شوید.

10.آن مطالبی را که یاد گرفته ایدخوب است که به دیگران یاد بدهید و اگر کسی نبود برای خود یا آینه یا هر فرد دیگری توضیح دهید.
«کسانی که با افکار خوب وعالی دمسازندهرگز تنهاوبی مونس نیستند.» ( سیدنی)

11.خود را به درس خواندن و آن چیزی که یاد می گیرید،تشویق کنیدو برای ارزش های خود ارزش قایل شویدوبرای حفظ آن کوشا باشید.
12. .سعی نمایید که طرح «یاداشت همراه کتاب»را برای همه کتابهای خود اجرا کنید. به این صورت که یک برگه کاغذ سفید به ابعاد9سانتیمتردر 13سانتیمترآماده کرده وآن را در اولین صفحه کتاب خود بچسبانید و تمرینها،سوالهاو کارهایی را که برای یادگیری آن کتاب باید انجام دهید در آن بنویسید،تا فراموش نکنید.

«دل منطقی دارد که عقل از آن بیخبر است.» (پاسکال)

13.از آنجا که خواندن سوره ی قدر و آیهَ الکرسی نقش بسیار مهمی در یادگیری و موفقیت شما دارد،خوب است که پس از هرنماز وهمیشه این دو را تکرار و مرور کنید و به خدا توکل کنید.
14.هر موقع که خسته شدیدو دلتان گرفت وناامید از هر کار وزندگی شدید قران بخوانید وبه معنی آن توجه کنید.
15.علم را برای خود علم بخوانید،نه برای ثروت یا پز دادن بلکه برای دل خود بخوانید وعمل کنید.

16 .مطمئن هستیم در کار ی که شروع کرده اید،موفق خواهید شد چون که با یاری خدا و علاقه به پیش می روید.

17.فرصتها و لحظه ها را به آسانی از دست ندهید،چرا که این فرصتها همیشه به وجود نیامده و نخواهند آمد. پس به قول شاعر:اکنون که در پیش توام دریاب،شاید که فردایی نباشد.

18.این عبارت را با خط خوش بنویسید ونصب العین خود قرار دهیدوعمل کنید :
«دانایی،توانایی است وخواستن،توانستن،پس بخوان تابتوانی»

19.برای اینکه در بین راه به خاطر خستگی ویا هر دلیل دیگر ناامید از ادامه راه نشوید،در اولین فرصت، انگیزه خود را در برگه ای یادداشت کنید وهر موقع که احساس کردید که درس خواندن فایده ای نداردآن انگیزه را که یاداشت کرده ایدمرورکرده تا دوباره جان تازه ای گرفته وبا نیرو ونشاط بیشتر کار را ادامه دهید.

«هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست.» حضرت علی(ع)

20.هر نکته یا سوالی که هنگام مطالعه ی هر درس با آن مواجه می شوید را دربرگه ای یا گوشه ای از کتاب یاداشت کنیدودر اولین فرصت آن را از کسی که می داند،بپرسید ویاد بگیرید.
21.برای یادگیری بعضی از دروس توضیحی و حفظی می توان از روش «بگو وگوش کن» استفاده کرد. به این صورت که مثلاً:شما چند صفحه ای از مطالب یا کتاب را می خوانید ،سپس آنچه را که فهمیدید،برای یک دستگاه ضبط صوت که روشن است ودر آن نوار کاست هم قرار دارد،توضیح داده،پس از آن،آنچه را که گفته اید گوش می کنید. با این کار هم مطالب را خوب یاد می گیرید وهم اینکه پی به مشکلات خود ونقاط ضعف خود می بریدو برای از بین بردن ضعفها تلاش بیشتری می کنید .
«شکست باید انرژی خفته را بیدار کند.» (رومن رولان)
22.برای یادگیری فرمولها ونکات مهم می توانید از روش« نبین واز برکن»استفاده کنید.به این صورت که ابتدا آن فرمول یا نکته مهمی یا عبارتی راکه می خواهید از بر کنید در برگه ای نوشته وبه مدت یک تا دو دقیقه به آن خوب نگاه کنید.سپس چشمهای خود را بسته وبا دستهای خالی بدون خودکار ومداد آنرا روی هوا بنویسید . با این روش همه مطالب مهم بطور مستقیم وارد حافظه بلند مدت شده و خیلی دیر فراموش می کنید.در روزهای بعد اگر آن مطلب را فراموش کردید به آن نگاه کنیدوبه همان صورت یاد شده تمرین وتکرار کنید تا برای همیشه سبز شود وهرگز آنرا فراموش نکنید.

23.روش G5روشی دیگر برای یادگیری است وآن به این صورت است که مطالبی را که خلاصه کرده ونت برداری کرده ایدبه صورت سوال وجواب در آورید ودربرگه های کوچکی«فیش های مخصوص»یاداشت کرده وآنها رادر معرض دیدخودقرار دهید.مثلاً:یک گیره ی لباس درکنارآینه ایکه روز به آن نگاه می کنید،نصب کنیدوهر چندروزیکبارمطالب آنراعوض کنیدوزمانیکه چشمتان به این مطالب افتادآنها رامرورکنیدتاهرگزآنهارافراموش نکنید.


« تندرستی در کم خوراکی و گرسنگی است.» حضرت علی (ع)

24.روش «اداره فکرویادگیری مادام العمر»روشی دیگر برای یادگیری است.به این صورت که شما می توانید بعضی ازصفحه های کتاب یا نکات خلاصه شده خود را در مکانهایی که حتی لحظات کمی نیز در آنجا حضور دارید مانند...به گیره نصب کنیدودر مدت کوتاهی که در آنجا هستید،آنها رامرور کرده ویادبگیرید.

25.همه این روشها آزمایش شده است وامتحان خود را پس داده اندوجزو مهمترین روشهای یادگیری هستندکه همه ی این هابه تلاش مستمروکوشش پیوسته شما را بستگی دارد پس سعی کنیدهمواره ازیک یادو روش ذکر شده استفاده کنیدومطمئن باشیدکه موفق خواهید شد.

26.خودتان راباورکنید.یعنی اینکه باور کنیدکه می توانید.مگرشمااز دیگران چه کم دارید؟اراده وتصمیم موفقیت که دارید،پس چرااز آن به خوبی استفاده نکنید؟

27.نمونه سوالهای امتحانی سالهای گذشته راپیدا کنید پاسخ آنها راهم پیدا کرده وبنویسیدویادبگیرید،چراکه حداقل 40درصدسوالها از سوالهای سال گذشته است ودیگر این که شما بانمونه سوال هاآشنا می شوید که هنگام مطالعه چه قسمت هایی را بیشتر مطالعه کنید ونکات مهم کدام قسمتها هستند.

28.برنامه درسی شبکه ی آموزشی تلویزیون راپیدا وبررسی کنیدوببینیدکه درسهای موردنظرشمارا درچه ساعاتی پخش می شود.آن را خوب نگاه کنید حتی اگرمربوط به دوره راهنمایی باشد.بدون شک مفیدفایده واقع خواهدشد.(کلاس خصوصی رایگان)

29.از فیلم های آموزشی که درباره ی درس هایی همچون ریاضی،عربی،زبان،دینی وقرآن فلسفه ومنطق و...که موجود می باشد استفاده کنید.

30.درس جغرافی را با نقشه یاد بگیریدواز نقشه های گنگ استفاده کنید تا مطالب بخوبی در ذهن شما جاسازی شود.

31.در جلسه امتحان تا آخرین لحظه بنشینید وخوب هم فکر کنید چرا که به قول معروف از این ستون تا آن ستون فرج است.

«هر روز چنان زندگی کن که گویی عمری جاودان داری» (مارسوس)

32.پاسخ همه سوالات را دربرگه امتحانی بنویسید وهیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.هرچندکه اشتباه پاسخ بدهیدچرا که همین پاسخ شما از بی هیچی بهتر است.اگر هم ندانستید که چه بنویسیدهمان سوال را دوباره تکرار کنید ودر باره کلمه های سوال توضیح دهید.

33.سعی کنید از همین آغاز،خودتان را طوری عادت دهیدکه درس خواندن ومطالعه بهترین تفریح وسرگرمی باشد وبا آن خستگی های روزانه تان را ازبین ببرد.

34.«کتاب»بهترین دوست شما باشدو هرجا که می رویدتنها نرویداورا هم با خود به مهمانی ها ومحل کار و...ببرید وبه جای وقت تلف کردن با این و آن با کتاب صحبت ومشورت کنید.این کارشدنی است از فلش کارت وکتابهای کوچک جیبی می توانید استفاده کنید.

35.«کینه ای از هیچ کس به دل نگیرید»دل دریایی داشته باشیدوهمه راببخشید.چراکه گذشت ومردانگی خصلت مردان بزرگ است«ساده ترین درس زندگی این است:هرگز کسی رامیازار»
(ژان ژاک روسو)
۳۶.همچون گذشته وهمیشه،در کارهایتان صداقت داشته باشیدتا موفق شوید.چرا که صداقت وراستی بزرگترین سرمایه است که ما رابه موفقیت وخوشبختی می رساند.

37.در زندگانی کاری و درسی که دارید،به فکردیگران نیز باشید وبه آنهاکمک کنید تا دیگران نیز به فکر شما باشندوبه شما کمک کنند،یعنی این که هرجا که هستید وبه هرجا که رسیدید،خدمت خدا وخلق خدا را فراموش نکنید.

38.گویند چو با مانشینی ما شوی،با گل نشینی گل شوی،باخار نشینی خار شوی. پس هر کس که نشست وبرخاست کنی؛مثال همان می شوی.پس خوب است که در زندگی با آدم های خوب واهل علم نشست و بر خاست کنید تا شما نیز جزو خوشبخت ترین هاوبهترین هاشوید.

39.همواره از کسی که از اوعلم می آموزید،تشکر وسپاسگذاری کنید تا اونیز بتواند از آنچه که می داند،بهترینش را دراختیارتان بگذارد.

40.آخرین ومهمترین نکته در یادگیری علم ودانش این که:خدارا هرگز فراموش نکنیدو هر کاری راکه می خواهیدآغاز کنیدبا نام ویاد خداباشدتاخداوندشما را در ادامه ی راه یادگیری بهتر یاری می کند.خدای رانیزشاکروسپاسگذارباشیدچراکه:شکر نعمت نعمتت افزون کند.
اوستا طحانی

چگونه معلمی موفق شدم؟

 چگونه معلمی موفق شدم؟

(با اشتباهات دانش آموزان فورا"  برخورد تند نداشته باشید)

اشتباهات دانش آموران را فورا" اصلاح نکنیم

پژوهشها می گویند: اشتباهات مطلوب ومفیدند! بیشتر معلمان اشتباهات دانش آموزان را به چشم اموری ممنوعه می بینند و در مواجه با خطاهای آنان ( در نوشته هایشان، بر روی تخته، در کتابچه های تمرین، و یا در پاسخ های شفاهی) بلا فاصله دست به اصلاح آن می زنند.

جلو گیری از اشتباهات , باعث ایجاد ناراحتی در دانش آموز می شود , به طوری که او سعی می کند دیگر اشتباه را تکرار نکند. این نگرش به خطاها ، فشار زیادی بر دانش آموز وارد می کند بویژه که محدودیت زمانی نیز وجود داشته باشد. در یک پژوهش ، از تعدادی دانش آموز و معلم (n=38) خواسته شد که مسئله زیر را در مدت دو دقیقه حل کنند و پاسخ را بنویسند : «مردی یک چاقوی جیبی را به قیمت 60 تومان خرید.او اسکناسی 100تومانی پرداخت صاحب مغازه به مقدار کافی خُرد نداشت، به مغازه همسایه رفت ، اسکناس را خرد کرد و 40تومان به خریدار برگرداند. وقتی مشتری از مغازه رفت ، صاحب مغازه همسایه آمد و گفت: «اسکناسی که به من دادی تقلبی بود باید 100تومانی مرا برگردانی !» صاحب مغازه نیز فوراً یک 100 تومانی واقعی به او برگرداند. اگر صاحب مغازه چاقوی جییبی رابه قیمت 50 تومان خریده باشد و اگر ضرر ناشی از گذشت زمان را هم به حساب نیاوریم، او چه قدر ضرر کرده است ؟»

9         12           7               5       تعداد معلمان

پاسخ معلمان

هیچ    190ت      150ت      100ت         پاسخ 

جالب است بدانید که توزیع پاسخ های معلمان ، دقیقاً معادل توزیع پاسخ های دانش آموزان بود! دلائلی که معلمان برای اشتباه خود آوردند از این قرار است: فشار زمان، احساس این که تحت کنترل هستند ،حضور در جمع و کمبود تمرکز.

مطالعه ای که بنگرت- دراونز،کولیک،کولیک ودمرگان در 1991انجام دادند،نشان دادکه،بازخورد ،وقتی بیشترین تأثیر را داردکه به شیوه ای تشویقی وتقویت کننده ارائه شود و دانش آموزان نیز به درستی در جهت تغییر دادن پاسخ هایشان به سمت پاسخ های صحیح هدایت شوند.

انجمن ملی معلمان ریاضی( NCTM ) در استانداردهای ارتباطی خود بیان می کند که دانش آموزان باید :«در ارتباط با همسالان،معلم وسایرین تفکر ریاضی خود رامبادله کنند» و «تفکر ریاضی وراهبردهای سایرین را تجزیه وتحلیل وارزیابی کنند» معلمانی که دانش آموزان را به همیاری تشویق می کنند، کلاسهایی مملو از دانش آموزان مشتاق به مشارکت خواهند داشت. برای ایجاد و به دنبال آن ، حمایت از چنین محیط      یاد گیری سالمی، معلمان باید با «پاسخ های نادرستِ» دانش آموزان،  به شیوه ای اندیشمندانه و مؤثر برخورد کنند. بازخوردی که معلم به دانش آموز می دهد ، عاملی اساسی در فرایند یادگیری اوست. بازخورد باید متمرکز بر این باشد که چگونه یک دانش آموز به یک پاسخ دست یافته است. البته این بدان معنا نیست که معلم باید روی پاسخ های نادرست، زیاد بحث کند، بلکه منظور این است که باید تفکر « درست»ی که دانش آموز برای رسیدن به یک پاسخ به کار گرفته است ، برجسته کند وبه آن ارج نهد.

تقریباً در تمام پاسخ ها، نکات ارزشمندی وجود دارد و معلمان باید در هر پاسخ، در جستجوی یافتن نکته ی جالب و ارزشمند آن باشند.

لازم به ذکر است که توجه اضافی معلم به پاسخ نادرست دانش آموز، نباید به درازا بکشد؛ چرا که ممکن است دانش آموز، چنین برخوردی را توهین تلقی کند و این امر، مانع از ایجاد محط مناسب شود؛ محیطی که در آن دانش آموزان به داوطلب شدن، تلاش برای آزمودن راهبردهای جایگزین، یا ریسک کردن تشوق شوند.

 

کاربردهای این استراتژی در کلاس

تقریباً همه دانش آموزان، در غالب درسها، دچار نوعی اضطراب می شوند.بنابراین، معلم در برخورد با اشتباهات ناشی از اضطراب، باید آگاهانه عمل کند.این بدان معنی است که عکس العمل معلم، باید در حدّ کمکی جزیی بروز کند تا در نتیجه، دانش آموز بتواند تا حدودی مسأله را حل کند و به میزانی از تجربه موفقیت دست یابد. به علاوه می توان به صورتی خلاق از اشتباهات استفاده کرد؛ مثلاًشما می توانید متنی اشتباه  ( یا آزمونی حل شده) را به دانش آموزان ارائه دهید تا خودشان آن راتصحیح کنند، یا در یک آزمون تستی چند گزینه ای، گزینه ی نادرست را به عنوان پاسخ معرفی کنید.میزان هیجان ناشی از اشتباه در دانش آموزان، بستگی به عکس العمل معلم دارد. عموماً عکس العمل معلمان در سطوح متفاوتی بروز می کند. نخستین سطح آگاه کردن دانش آموز از اشتباهی است که مرتکب شده است. در سطوح بعدی، معلم با شیوه های متفاوتی، تا حدودی کمک متناسب را ارائه می کند. بازخورد معلم نیز می تواند به اشکال مختلفی ، _ از برخورد توهین آمیز تا برخوردی بی تفاوت و در نهایت به صورت تشویق _ بروز و ظهور یابد.

 

مثالهایی از برخورد توهین آمیز با فردی که دچار اشتباه شده است:

*پرت وپلا نوشتی ،بیشتر دقت کن!

*یه ذره این کله رو به کار بنداز.جوابت مزخرفه!

*چه جواب های چرندی!

*اصلاً تو دهنت را که باز می کنی ،فقط چرت وپرت بیرون می ریزه!

مثالهایی از برخورد خنثی با اشتباهات،بدون ارزش گذاری :

*درست نیست.

*اشتباه حل کردی!

*ظاهراً اشتباهی شده .

مثالهایی از برخورد مثبت ومشوق با کسی که اشتباه کرده است:

*تقریباً درسته دوباره سعی کن.

*ایده ی خوبیه،اما متاسفانه ،جهت درستی را دنبال نکردی!

*متاسفانه نادرسته! اما اگر به فکر کردن درباره ی مسأله ادامه بدهی ،قطعاً به جواب درست می رسی.

 

استفاده ی خلاق از اشتباهات

اشتباهات می توانند برای آشکار کردن روشهای نادرست تفکر به کار روند. بنابرین سعی کنید مسائلی را مطرح کنید که پاسخ های قابل قبول متعددی دارند، سپس در مورد راه حل های گوناگون ارائه شده، استدلال و روی آنها بحث کنید.( نمودار 1)

 

پاسخ به سوال

نمودار 1

 

 

پاسخ 1

 

پاسخ 2

 

 

پاسخ 3

چرا پاسخ 1و2و3 صحیح است؟

چرا پاسخ 1و2و3 غلط است؟

 

می توان بحث و گفتگو درباره ی چگونگی حل مسأله را به گروه های دانش آموزان واگذار کرد.مسائلی که پاسخ های قابل قبول متعددی دارند، خیلی نادر هستند.اگر دانش آموزان پاسخ صحیح را بدانند، این امکان نیز وجود دارد که حل اشتباه مسأله به آنها داده شود، سپس دانش آموزان اشتباه را تجزیه و تحلیل کنند.(نمودار 2)

 

نمودار 2

پاسخ به سوال

پ. 1 نادرست

پ. 2 نادرست

چرا پاسخ 1 نادرست است؟ چه طور می توان پاسخ نادرست را بیان کرد؟

روش نادرست تفکر چه بوده است؟به چه نکاتی توجه نشده است؟

نکات احتیاطی و دام های ممکن

منتظر نشوید دانش آموزان اشتباه کنند تا پس از آن،  از خطا ها به طور خلاق استفاده کنید! توصیه می شود، به دانش آموزان مسائلی بدهید که احتمال ارتکاب خطا در آنها بیشتر باشد. در این صورت می توانید به دانش آموزان یاد دهید که خطا ها را تجزیه و تحلیل کنند و آنها را در جهت بهبود عملکرد آینده خود به کار برند. اگر منتطر بمانید تا از یکی از چندین اشتباهی که ممکن است تصادفاً رخ دهد، استفاده کنید، ممکن است دانش آموزان شرح و توضیحاتی را که به دنبال بروز اشتباه ارائه می دهید، به عنوان توهین به دانش آموزی که خطا کرده، تلقی کنند؛ یا این توضیحات را موجب دست پاچگی او بدانند. در نهایت امکان دارد شما فرصت طلایی و فوق العاده سودمندی را که می شد از تجزیه و تحلیل خطاها بدست آورید، به راحتی از دست بدهید.

 ************************

21 اصل برای یک معلم خوب ، باید هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگي به كلاس داشته باشد .


1- برخورداري از سلامت جسماني : معلم بايد هم از سلامت جسماني و هم از سلامت رواني برخوردار باشد . تا قادر به ايفاي نقشهاي مختلف خود باشد .
2- توانايي در شناخت دانش آموزان و صميمي شدن با آنها .
3- توانايي در مشاركت دادن دانش آموزان در فرايند تصميم گيري : معلم خوب معلمي است كه با استفاده از شيوه هاي گوناگون و در موقعيتهاي مختلف دانش آموزان را فعالانه با مطالب آموزشي و موقعيتهاي يادگيري درگير نمايد .
4- توانايي در استفاده از شيوه هاي مناسب تدريس .
5- رعايت اصول ارائه مطالب به دانش آموزان : بايد با رعايت اصول و ترتيبي انجام شود تا يادگيري را سهل تر و پايدارتر كند به عنوان مثال : الگوي زير مناسب است ; مطلع كردن دانش آموز از اهداف آموزشي ، ايجاد انگيزه و جلب توجه يادگيرنده ، يادآوري مطالب قبلي مربوط به درس جديد ، ايجاد شرايط مناسب براي تدريس ، رعايت سلسله مراتب دروس از ساده به دشوار و هداست بحث در كلاس .
6- استفاده از وسايل و امكانات كمك آموزشي : در صورتي كه حواس مختلف انسان براي يادگيري استفاده شود ، مسلما" يادگيري راحت تر و عميق تر صورت مي گيرد .
7- ارزشيابي مستمر از دانش آموزان : معلمي موفق است كه همواره ميزان يادگيري دانش آمزوان را مورد ارزشيابي قرار دهد ، تا بتواند روشها و برخوردهاي خود را اصلاح كند .
8- انعطاف پذيري
9 - با ثبات بودن : رفتار معلم بايد داراي وضوح و روشني باشد ، زيرا قابل اعتماد و اتكا بودن معلم به قابل پيش بيني بودن رفتار او بستگي دارد .
10 - منطقي بودن
11- خلوص و يك رنگي و تبعيض نگذاشتن بين دانش آموزان .
12- بردباري و خلوص .
13- توانايي گوش دادن به گفتار دانش آموزان .
14- طرد نكردن دانش آموزان و القاب ندادن به آنها .
15- وارد نشدن به حريم شخصي دانش آموزان : بسياري از دانش آموزان از اينكه با اصرار معلم ، مسائل شخصي خود و خانوادگي شان را افشا كنند ، دچار احساس ناراحتي و گناه مي شوند . از اين رو معلم در صورت تمايل دانش آموزان به شيوه محتاطانه اي بايد به دانش آموزان نزديك شود .
16- استفاده نكردن از تنبيه هاي لفظي
17- توانايي ايجاد روابط صميمانه با والدين
18- كاهش سطح ناكامي و بدرفتاري : معلم بايد در زماني كه دانش آموز دچار ناكامي در زمينه تحصيلي و يا ارتباطي مي وشد ، به او ياري رساند و از شدت هيجانات منفي و سوء رفتاري وي بكاهد .
19- امكان انتخاب و ابراز وجود به دانش آموزان
20 -تشويق دانش آموزان به برنامه ريزي و پذيرش مستوليت تحصيلي : معلم خوب معلمي است كه دانش آموزان را به برنامه ريزي ، براي انجام تكاليف و وظايف خود تشويق كند تا از اين طريق احساس كفايت و توانمندي در وي ايجاد شود .
21- برقراري نظم و انضباط در كلاس :
از جمله نشانه هاي معلم موفق اين است كه ، بتواند نظم و انضباطي منطقي را در كلاس حكفرما كند و صرفا" به ارائه درس توجه نداشته باشد . البته منظور ساكت و آرام بودن و گوش دادن به حرفهاي معلم نيست . زيرا جو كلاس بايد متنوع و دوست داشتني باشد به طوري كه هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگي به كلاس داشته باشد .

00000000000000000000

چطور در کلاس ، معلمی کارآمد  باشیم؟(20 ویژگی معلم اثر بخش)

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند.
در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود.
معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعايت نکات زیر مي‌تواند در كارآمدي ‌او موثر باشد.
1. قبل از شروع كلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازيد.
2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شويد.
3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازيد.
4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شويد و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.
5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.
6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنيد و از یک روش تکراری استفاده نکنيد.
7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنيد و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنيد.
8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسيد.
9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه كنيد و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنيد.
10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق كنيد ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنيد. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنيد و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهيد.
11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگرديد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهيد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنيد.
12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه كنيد. آنها به اسم كوچك در سرکلاس صدا بزنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.
13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهيد.
14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب كنيد و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آوريد.
15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهيد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهيد.
16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ايجاد كنيد.
17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پيدا كنيد و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنيد.
18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی كنيد.
19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهيد و از آنها حمایت كنيد.

20. شرایط  بحث و گفتگو رافراهم آوريد و از بیراهه كشيده شدن بحث جلوگيري كنيد.
و در اين صورت است كه هرچه كلاس درسي دوست‌داشتني‌تر و جذابتر باشد، انگيزه دانش آموزان براي يادگيري بيشتر خواهد بود.

چگونه معلمی حرفه ای باشیم

چگونه معلمی حرفه ای باشیم

اشاره :
همه می دانیم ، هرگاه افرادی بخواهند در کار خود همچون عنصری حرفه ای مطرح شوند ، باید شرایط و ملزومات آن را هم داشته باشند . اصولاً حرفه ای شدن در هر کاری قواعد خاص خود را دارد .حرفه ی معلمی نیز از این قاعده مستثنی نیست . اغلب به غلط تصور می کنیم که معلمان با تجربه و برخوردار از دانش و اطلاعات سطح بالا معلمان حرفه ای نیز هستند. هر چند موارد ذکر شده برای هر معلم حرفه ای شرط لازم است ، اما کافی نیست . چه بسا معلمانی را سراغ داریم که دررشته ای که تدریس می کنند سوابقی بس طولانی دارند ، اما نتوانسته اند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند ؛ به عبارتی در جلب توجه علاقه ی دانش آموزان چه به لحاظ روش تدریس و چه به لحاظ مدیریت کلاس موفق نبوده اند و همچنین با معلمانی مواجه بوده ایم که از لحاظ روش تدریس و مدیریت در وضعیت مطلوبی قرار داشته اند ، اما به هیچ وجه نتوانستند کلاس جذابی را برای فرا گیرندگان فراهم آورند . سوالی که در اینجا مطرح می شود ، این است که چه عواملی سبب شده تا اینگونه افراد نتوانند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند . و اصولا به غیر از دانش و سابقه تدریس ، آیا متغییر های دیگری نیز در حرفه ای شدن یک معلم دخالت دارد ؟ این مقاله بر آن است تا روش هایی را به معلمان معرفی کنند تا در امر تدریس به منزله ی فردی حرفه ای عمل کنند .
معلم حرفه ای کیست ؟
معلم حرفه ای ، کسی است که دانش و تجربه ی کافی دارد و روش تدریس نیز می داند ؛ یعنی اینکه می داند چه روش ها و فنونی را در کجا و چگونه به کار گیرد تاکلاس کارآمد و اثر بخشی داشته باشد . معلمانی که هر سه ویژگی دانش ، تجربه و روش را توأمان دارا باشند ، معلم حرفه ای قلمداد می شوند وگرنه هر یک از ویژگی های مذکور به تنهایی نمی تواند فردی را به معلمی حرفه ای تبدیل کند . در واقع ،آنچه که معلم حرفه ای را از سایر معلمان متمایز می کند ، استفاده ی مناسب و به جا از روش های مطلوب تدریس است . هرچند نبود هر یک از دو عامل دانش و تجربه ی کافی مشکلاتی برای معلم به وجود می آورد ، نداشتن روش مناسب ، سبب از بین رفتن دو متغییر دیگر می شود . برای تبیین مطلب ، مثالی ذکر می کنیم . معلمی را تصور کنید که دانش و تجربه ی کافی در رشته ی مورد تدریس خود دارد و می داند دانش آموزان پس از پایان تدریس باید چه چیزهایی دست یابند ، چه مهارت هایی را کسب کنند و به چه نگرش هایی برسند ، به طور کلی ، اگر اهداف درس را به خوبی بشناسند ، اما روش های رسیدن به آن را نداند ، آیا امکان حصول به آن اهداف مسیر است ؟
آیا او می تواند دانش آموزان را راضی از کلاس بیرون بفرستد ؟ در این جاست که تفاوت یک فرد حرفه ای یا غیر حرفه ای کاملاً آشکار می شود . معلم حرفه ای می داند که چگونه و با چه روش هایی تدریس خود را آغاز کرده ، ادامه دهد و آن را به اتمام رساند ، و مطالب را کی و چگونه عرضه کند ، تا دانش آموزان را به حداکثر فعالیت وا دارد و آن ها را قدم به قدم به اهداف تدریس نزدیک کند .
منظور از روش ، در اینجا ، تنها دانستن انواع روش های مرسوم تدریس که اغلب معلمان ، کم و بیش از آن ها استفاده می کنند ، نیست ؛ بلکه فراتر از آن مدنظر نگارنده است . هر چند استفاده ی به موقع و مناسب از آن روش ها هم مورد تأکید است ، اما در اینجا روش ها و فنونی ذکر خواهد شد که بتواند همه ی معلمان را به سوی حرفه ای شدن رهنمون سازد . دیدگاهی که این مقاله به دنبال آن است ، کاملاً متفاوت با دیدگاه ها و برداشت هایی است که احیاناً معلمان در گذشته آن ها را یاد گرفته ، و به کارگرفته اند . دیدگاهی است که برای همه ی معلمان و در تمام سطوح کاملاً جنبه ی کاربردی دارد ، تا از این طریق همگان بتوانند با استفاده از آن ، کلاس جذاب و پرکششی را برای خود و فراگیرندگان فراهم آورد .
انتظار می رود افرادی که علاقه مند هستند به منزله ی معلمی حرفه ای عمل کنند ، روش های ارائه شده را به دقت مطالعه و آن ها را در کلاس های خود اجرا کنند . به خوانندگان توصیه می شود در مطالعه ی روش ها ، تقدم و تأخر مطالب را رعایت کنند تا بتواند قدم به قدم به مرز حرفه ای شدن نزدیک شوند.


چگونه کلاس جذابی برای دانش آموزان خود فراهم کنیم ؟
فرض کنید وارد کلاس شده اید . اولین قدم تدریس شما پس از ورود به کلاس چیست ؟ به عبارت دیگر ، چه کارهایی را باید انجام دهید ؟ و از انجام چه کارهایی باید بپرهیزید ؟ اگر کلاس شلوغ بود چه باید کرد ؟ و ...
فرآیندی را که را که در پی می آید ، مرحله به مرحله طی کنید ، و مطمئن باشید که کلاس جذابی خواهید داشت .
• مکث کنید ، منتظر بمانید تا همه ی کلاس آماده شود . تک تک دانش آموزان را از نظر بگذرانید ، قبل از آن که همه ی کلاس آماده شود ، تدریس خود را شروع نکنید .
• اگر کلاس شلوغ است ، به دانش آموزان شلوغ ، خیره شوید ، تغییر فعالیت دهید ( مثل جابه جایی صندلی کلاس ، نگاه به دفتر نمره و نگاه به دانش آموزان و ... )
• هرگز تدریس خود را با ارعاب و تهدید آغاز نکنید . صحبت های خود را دوستانه و به آرامی آغاز کنید .
• از مطالب درس قبلی سوال کنید ، بدون یادآوری درس قبلی درس جدید را آغاز نکنید .
• برای تدریس درس جدید ، دانش آموزان را آماده کنید ، و برای آماده سازی ، سوألات غیر مستقیم اما در ارتباط با درس جدید از دانش آموزان نکنید .
• تدریس خود را با مثال های ساده ، به روز و کاربردی آغاز کنید . از بیان مثال های تکراری و اصطلاحات فنی تا حدامکان بپرهیزید .
• مقدمات تدریس را آن قدر طولانی نکنید که دانش آموزان برای یادگیری موضوع اصلی درس ، خسته شوند .
• در این مرحله ، بر موضوع درس تمرکز کنید ، و تدریس خود را پی بگیرید .

چرا باید برای دانش آموزان ایجاد انگیزه کرد ؟
انگیزه را ، محرک هر فرد برای رسیدن به اهداف خود تعریف کرده اند .اگر معلمی نتواند از این عامل برای بهتر شدن تدریس استفاده کند . یک ابزار بسیار قوی را از دست داده است . از این رو ، توصیه می شود قبل از هر تدریس ، انگیزه ی دانش آموزان را برای یادگیری درس جدید افزایش دهید. « بیان اینکه چرا باید در دانش آموز ایجاد انگیزه کرد ؛ » می توان به این موارد اشاره کرد :
• برانگیختن علاقه دانش آموزان
• درگیر کردن دانش آموزان با موضوع تدریس
• معطوف کردن توجه دانش آموز، به آنچه که باید یاد بگیرد .
فنون ایجاد انگیزه در یادگیرندگان

بیان اهداف درس :

اهداف درس را برای فراگیرندگان به روشنی بیان کنید ، یعنی مشخص کنید که دانش آموزان پس از پایان درس به چه دانش و یا توانمندیهایی دست پیدا می کند .

معنا دار کردن یادگیری :
کاربردهای درس را در موقعیت های متفاوت زندگی ، برای دانش آموزان بازگو کنید ؛ یعنی طوری عمل کنید که دانش آموزان احساس کنند با یادگیری این درس می توانند مشکلی از مشکلات زندگی خود را حل کنند . در واقع، یادگیری ر ا برای دانش آموزان معنادار کنید .

مشارکت کردن دانش آموزان در بحث :
از روش هایی استفاده کنید تا کلاس درگیر بحث شود ، طوری عمل کنید که دانش آموزان خود را در یادگیری سهیم بدانند . برای مثال ، در حین تدریس از سوالاتی استفاده کنید تا دانش آموزان نیز مجبور به مشارکت شوند و پس از هر پاسخ منطقی از تشویق های کلامی و یا غیر کلامی استفاده کنید و ....

انجام تدریس از ساده به مشکل :
بکوشید ابتدا مباحث ساده را برای دانش آموزان ارائه کنید سپس به مباحث پیچیده برسید .

استفاده از مثال های ساده ، آشنا و دلنشین :
در سرتا سر تدریس ، برای تبیین و تفهیم هر چه بیشتر درس ، از مثال های ساده ، آشنا و دلچسب که موجب افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان می شود ، استفاده کنید .

تذکر نمره و آزمون :
برای درگیر کردن بیشتر دانش آموزان ، می توانید با تذکر نمره و آزمون آنان را برای یادگیری هر چه بیشتر درس ترغیب کنید . اما این ترغیب نباید جنبه ی تهدید به خود گیرد . برای مثال از این عبارت استفاده کنید : به احتمال زیاد از این درس ، یکی دو نمره در امتحان است . پس دقت کنید تا آن را خوب یاد بگیرید .

یادآوری :
از مورد آخر ( تذکر نمره و آزمون ) ، وقتی استفاده می کنیم که روش های قبلی جواب نداده باشد . دانشمندی می گوید : اکثر مردم غالباً به مسائل کم اهمیت ، بیش از مسائل مهم و مهمتر می پردازد ، و مسائل جنبی را چنان می پندارند که گویی امری حیاتی است ولی از بحث جدی درباره ی آن ها خودداری می کنند .در فرهنگ ما « آموزش – پرورش » عموماً و « تربیت معلم » و حتی خود « معلم » ، به رغم گردهمایی های رنگارنگ ، هنوز آن چنان که شاید و باید مورد بررسی ها جدی علمی قرار نمی گیرند . متأسفانه درباره ی بیشتر آن گردهمایی ها هم عبارت معروف « نشستند و گفتند و برخاستند ! » صادق است . در بحث از معلم و معلمین ، عمدتاً به جنبه های عشقی وذوقی آن توجه داریم و آن را صرفاً استعدادی خدادادی تلقی می کنیم و برای معلم شعر می سرایم و او را « فرشته ای » می پنداریم که ماشین پند و اندرز های سودمند است ؛ انسانی است معنوی و جز درباره معنا و نیکی ها نمی اندیشد و مسائل مادی – کم و زیادی حقوق – برایش مطرح نیست ! غافل از این که :
1. معلمی ، مهارتی کارملاً آموختنی است . چون پیچیدگیهای متعدد و متنوعی دارد ، به ویژه در روزگار اخیر که روز به روز پیچیده تر شده و می شود .
2. معلمی هم مانند سایر حرفه ها ، بی تردید ، مستلزم استعداد و عشق و ذوق است . استعداد ، خلاقیت ، استعداد کنجکاوی ، استعداد اندیشیدن انتقادی ، استعداد کلامی و استعداد یادگیری موثر و عشق و ذوق نیز در همه ی مشاغل از عوامل بسیار موثر در موفقیت به شمار می روند . اما به قول معروف در حرفه ی معلمی ، شاید هم در همه ی حرفه ها ، وجود این استعدادها شرط « لازم » است ، نه « کافی » . حتی یک نابغه مسلم ، لزوماً معلم موفقی نخواهد بود ؛ و با دارنده ی مدرک تحصیلی عالی در رشته های ، به اصطلاح ، « علوم تربیتی » لزوماً معلم موفقی نمی شود . از این رو ، شخصی را صرفا ً به سبب داشتن مدرک تحصیلی عالی نباید به حرفه ی معلمی گماشت . بلکه ضرورت دارد که حداقل دو سال ، به کارآموزی جدی در مهارت معلمی بپردازد و در ارزشیابی های عملی موفق شود .
3. معلمی با هیچ یک از مشاغل قابل مقایسه نیست : زیرا هیچ کار دیگری پیچیدگی های مسئولیت آموزش و پرورش را ندارد . به این معنا که مخاطب معلم ، انسان است ؛ مخلوقی که هنوز هم ناشناخته است و هنوز هم پیچیده ترین مخلوقات خداوندی تلقی می شود . روانشناسان در تلاش برای شناخت انسان هنوز اندرخم یک کوچه اند . البته ، امیدوارند روزی به این شناخت ، موفق شوند که امید شرط اساسی هر گونه پژوهش و شناخت است . و حتی آموزش و یادگیری بدون امید و انتظار پیامدهای مطلوب ( فیدبک یا بازخود) غیر ممکن است .
4. معلمی ، فلسفه و علم و هنر با هم است : چرایی ؟ چگونگی ؟ و چگونه خلاقیتی؟ از این رو ، معلم موفق یا موثر را « فیلسوف » و « عالم » و « هنرمند » - هر سه با هم – می نامند .
5. معلمی ، تدبیر است و تلاش : تلاش هدفمند ، نظام دار « سیتماتیک » ، و برانگیخته .
6. مهم تر از آن ها معلمی ، مدیریت حساس افراد بشر است : مدیریت همزمان مغزها ( معلومات ، افکار، عقاید ) ، دستها ( مهارتها ) و دل ها ( احساسات و عواطف ، گرایش ها ، ارزش ها ) به عبارت دیگر ، مدیریت معلمی ، مدیریت یادگیری ، مدیریت آموزش ، مدیریت موفقیت و هرچند غیر مستقیم ، مدیریت خانواده و در سطح‌کلان مدیریت جامعه و جهان است .
با توجه به نکات مذکور ، می توان سنگینی و حساسیت مسئولیت معلمان را به راحتی دریافت به همین سبب ، گفته اند بی توجهی یا کم توجهی به معلمی ومعلمان ، بدون تردید ، بی توجهی و کم توجهی به انسانیت و انسان است و ارزش نهادن به معلم ، در واقع ، ارزش قائل شدن برای بشریت است .

امروزه معلم فردای دانش آموزان ، و فردای دانش آموزان فردای جهان و جهانیان است . از این رو:
• نباید شخص معلم و کار او را دست کم تلقی کرد ؛
• باید سلامت زندگی او را در سلامت زندگی همگان در حال و آینده تلقی کرد ؛
• اگر او سالم و شاد باشد ، یعنی از آرامش و آسایش فردی واجتماعی برخودار باشد ، طبعاً اثرگذاری های سودمندی خواهد داشت ؛
• از معلمان‌باید انتظار داشت که متفاوت‌و انتقادی بیندیشند ؛
• معمولاً معلمان امر و نهی را بر نمی تابند . بنابراین ، راهنمایی ایشان ، که یقیناً ضروری است ، باید با محبت و احترام انجام گیرد ؛
• معلمان مانند همه ی مردم به رفاه در خور شأن خود نیاز دارند ؛
• ضعف علمی و حرفه ای معلم ، بدون تردید به ضعف کودکان و نوجوانان ، ضعف علمی ، ضعف عاطفی و ... و درنتیجه به ضعف جامعه منجر می شود؛
• شاید اغراق نباشدکه بگوییم : تقویت علمی و حرفه ای مداوم معلمان در همه ی سطوح تحصیلی ، به قول معروف ، از نان شب هم ضروری تر است . زمان یا موقعیت متغییر طبعاً مردم را ، اعم از خردسال و بزرگ سال ، تغییر می دهد . بنابراین معلم ، حتی دارنده ی بالاترین مدرک تحصیلی از معتبرترین‌دانشگاه‌جهان به‌تجهیز و تقویت علمی وحرفه ای مداوم نیاز دارد ؛ که غفلت از این ضرورت و اکتفای معلمان به اطلاعات موجودشان ، فاجعه ی انسانی بسیار ناگوار تلقی می شود .

7. همه ی معلمان به شناخت هایی از این قبیل نیازمند ند :
• شناخت خویشتن
• شناخت فلسفی وعلمی و هنری
• شناخت دانش آموزان و دانش جویان؛
• چه نیازهایی دارند ؟
• جامعه و جهان چه انتظارهایی از ایشان دارند ؟
• در چه شرایطی زندگی می کنند ؟
• چگونه یاد می گیرند ؟
• چه چیزهایی و چه مقدار باید یاد بگیرند ؟
• چه برداشت هایی از موفقیت ها و جامعه و جهان دارند ؟
• چه فرهنگی بر زندگی ایشان حاکم است ؟
• به چه نوع کمک های جنبی نیاز دارند ؟
• اوقات فراغت خود را در کجا و چگونه می گذرانید ؟
• از مدرسه ومدیر و معلمان خود چه انتظارهای مخصوصی دارند ؟
• شناخت فرهنگ جامعه و جهان معاصر .
• شناخت گذشته ، حال ، آینده ی احتمالی جامعه و جهان .
• شناخت مواد و موضوعات درسی گذشته و آینده ی آن ها .
• شناخت چگونگی آموزش دروس گوناگون در جهان امروز .
• شناخت چگونگی آموزش .
• یادگیری یادگرفتن ( یادگیری مداوم ).
• یادگیری به کاربستن ( یادگیری انتقال ).
• یادگیری زیستن ( یادگیری سالم زیستن ).
• یادگیری هم زیستی ( یادگیری تحمل افکار ).
• یادگیری منبع معتبر یافتن یا فرهنگ های مخالف .
• یادگیری استنباط و استنتاج و استدلال مؤثر .
• یادگیری سخن مؤثر گفتن .
• یادگیری بازاندیشیدن و فراتر اندیشیدن و انتقادی اندیشیدن.
• شناخت چگونگی جهانی اندیشیدن و جهانی عمل کردند .
• شناخت انواع و چگونگی اجرای مؤثر فعالیت های آزاد یا فوق برنامه و چگونگی مؤثر سازی آن ها در تغییر رفتار مطلوب در شرکت کنندگان .
• شناخت چگونگی آموزش خانواده ها در جهان امروز .
• شناخت چگونگی کاربرد مؤثر فناوری در آموزش و پرورش جامعه ی خویش .
• شناخت چگونگی شرکت در خدمات اجتماعی و چگونگی آموزش آن ها به کودکان و نوجوانان .
• شناخت فنون و روش های گوناگون تغییر رفتار در دنیای امروز .
• شناخت چگونگی مدیریت زمان .
• شناخت چگونگی مدیریت استعدادها و توانایی ها.
• شناخت چگونگی تشکیل و مدیریت خانواده .
• شناخت چگونگی ارزشیابی شناخت های خود و دانش آموزان و دانش جویان .
• شناخت شرایط و ویژگی های مدرسه و پیش دبستانی ، دبستان ، راهنمایی ، دبیرستان سالم و مؤثر در جامعه و جهان معاصر.
• شناخت چگونگی در جریان یافته های جدید علوم و معارف بودن .
• شناخت چگونگی آموزش انتقادی برنامه ها و کتاب های درسی و سایر وسایل آموزشی .
• شناخت چگونگی تشکیل و تجهیز کتاب خانه های مدرسه و کلاس .
• شناخت انتظارهای جامعه و جهان از مدارس و معلمان و چگونگی پاسخ دادن به آن ها .
پس :
ای کاش خود را " آن چنان که هستیم و باید باشیم یا می توانیم باشیم ، می شناختیم !
ای کاش آموزش – پرورش جامعه و جهان امروز و آینده احتمالی را می شناخیم !
ای کاش شرایط زندگی سالم و فراهم ساختن آن ها در دنیای امروز را می شناختیم !
ای کاش محدوده ی وظایف معلمان را می شناختیم !
ای کاش نقش معلمان در جامعه و جهان امروز را می شناختیم و ارزش آن را درمی یافتیم !
ای کاش به ضرورت رفاه و آسایش معلمان ، معتقد می شدیم !
ای کاش می توانسیتیم بیشتر بیندیشیم و کم تر حرف بزنیم !
ای کاش می توانستیم به راحتی بگوییم « نه » !
ای کاش می توانستیم در تدابیر و تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های آموزشی به جامعه و جهان با هم و هم زمان بیندیشیم !
ای کاش می توانستیم کودکان و نوجوانان را اشخاصی « مسئولیت پذیر » بار آوریم !
ای کاش می توانستیم بپذیریم ، که آموزش و پرورش عمل است نه سخنرانی های هیجان انگیز!
ای کاش می دانستیم که مدرسه جایگاه زندگی است نه آمادگی برای زندگی !
ای کاش می دانسیتم ، می پذیرفتیم ، و عمل می کردیم که مدرسه ی پیشرفته از لحاظ علمی و آموزشی ، منبع معتبر یادگیری برای همگان ، حداقل برای اولیای دانش آموزان و ساکنان منطقه ی پیرامون مدرسه است ؛ و دَرَش همیشه به روی ایشان باز است ! مدرسه به مردم تعلق دارد نه صرفاً به دانش آموزان .
ای کاش می دانستیم ، می پذیرفتیم ، و عمل می کردیم که آموزش خانواده ها نیز از جمله وظایف اساسی مدرسه است .

و این آموزشی ، شامل :
• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی فرزندان خود با علم به اینکه خود ایشان نخستین منبع معتبر کودکان هستند .
• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی به وجود آوردن جو عاطفی سالم و خوشایند در خانه .
• کمک به والدین در آشنایی با برنامه های آموزشی مدرسه و چگونگی همکاری با مدرس زیر نظر مدیریت آن .
• کمک به والدین در چگونگی و محدوده ی کمک به فرزندان خود در انجام دادن تکلیف های درسی .
• کمک به والدین درشناخت شرایط و مقتضیات جامعه و جهان امروز در تشکیل و اداره ی خانه و خانواده .
• کمک و راهنمایی والدین در چگونگی ایجاد و نگهداری محیط زیست سالم .
• کمک به والدین در چگونگی هدایت فرزندانشان در حفظ محیط زیست
 

کمال معلم و معلم كمال

کمال معلم در آن است که:
• متواضع و فروتن باشد و از کبر و عُجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری کند. و از فراگرفتن چیزی که نمی‌داند استنکاف ننماید و تصنع و صحنه سازی نسبت به چیزی که می‌داند بکار نبرد.
• روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که دیگران را به آن امر می کند عامل باشد و همه حالات و سکنات او حاکی از کمال و وقار باشد.
• برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و در صورت لزوم، آشکارگویی و تصریح او برای شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و توبیخ ننماید زیرا آشکارگویی و بیان صریح، هیبت و ابهت مربیان را از هم می گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل سوء اخلاقی می گردد.
• در جهت تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زیرا اگر دانش‌آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور محوله ناتوان می یابد و این خطری است که اگر پیشگیری نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاری می گردد.
• جهت پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی در محیط های آموزشی از محرک هایی چون تحسین، تقدیر، تشویق و تحریض، ترغیب، پاداش و نظایر آنها استفاده نماید.
• خوبی ها را افشا کند و بدی ها و عیب ها را بپوشاند و زشتی را آشکار نکند زیرا این خود باعث می شود که بدیها و زشتیهای فاعل عمل، کم شود.
• تصور صحیحی از خود داشته باشد و خویش را چنان که هست بپذیرد و درغیر این صورت نمی توان شایستگی‌ها و لیاقت های خود را تشخیص دهد و همواره مضطرب و منتظر و در حال احتیاط باقی می ماند و بجای ابتکار و خلاقیت پیوسته درصدد کشف روش هایی است که عدم صلاحیت او را بپوشاند.
• در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش‌آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافی بنماید.
• نسبت به آنچه که می خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حُسن اداره کلاس به این امر اختصاص دارد.
• دارای ثبات عاطفی باشد که بهترین عامل جلب اعتماد دانش آموزان نسبت به معلم می باشد.
• در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش‌آموز رفتارهای گذشته او را بر علیه آنان بکار نگیرد و به عبارتی گذشته نا مطلوب او را همچون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند.
• در هنگام رسیدگی به رفتارهای نابجا و یا در هنگام تغییر رفتار دانش آموزان به زمینه اساسی و احتیاجات او توجه نماید.
• خود را کامل نداند و دائماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد که روش فوق زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می سازد.
• دانش آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و او را درک کند. از ارزشیابی شخصیتی او خصوصاً جنبه‌های منفی شخصیت در حضور جمع اجتناب ورزد.
• به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم گیری او متأثر از حالات هیجانی او نباشد. عنایت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربی در مورد خودشان خیلی اهمیت می دهند، لذا چنانچه آنان احساس کنند که ارزشیابی معلم بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قائل می شوند. و در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن آنان از مربی و یا معلم می شود که پی آمد های نامطلوب دیگری را نیز در بر خواهد داشت.
• بطور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد. بیندیشد که تا چه حد به هدف های خود نائل گردیده است و تا چه حد توانسته است در دانش‌آموزان نفوذ کند و مورد تأیید واقع شود.
• خوش صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش آموزان و تفهیم مطالب درسی به آنان بسیار مؤثر است.
• از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش و آرایش او در عین سادگی متناسب با محل و فضا ي آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید.
• در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه برتعلیم دانش آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد و بررسی نماید که این درس آموزی ها، تکالیف دادن ها، تشویق ها و یا تنبیه ها چه اثری در کار شاگرد می گذارد.
• از برنامه های تکراری و غیر ضروری پرهیز نماید و دارای ابتکار و خلاقیت باشد.
• همچون یک باغبان تمام وجود و اندیشه اش رادر خصوص شکوفایی دانش آموزان که گردانندگان جامعه فردا می باشند بکار گیرد.
• شاگردان خود را بهترین دوستان و حتی فرزندان خود محسوب نماید و راه و رسم کار و روش تصمیم گیری در یک امر را با آنان در میان بگذارد.
• با خلوص نیت وقصد خدمت کار کند و توقع تقدیر، جز از خدای سبحان نداشته باشد.
• به تحولات جوامع آگاه باشد.
• عملش، قولش را تکذیب نکند.
• حتی الامکان از وضع خانوادگی، طرز فکر، رفتار و استعداد دانش آموز آگاه باشد.
• نجیب، آزاده، پاکدل، شکیبا، وظیفه شناس، شجاع، متین، مقاوم، مودب، شریف، معتدل و بلندنظر باشد و برکنار از تلون مزاج، حسد، کینه، دون همتی، بخل، تنبلی، تملق گویی، بیهوده گویی وتندخویی باشد.
• با شیوه های پرورش و روشهای آموزش آشنا باشد.
• فن تدوین و تربیت اطفال را بداند.
• توانایی استقرار عدالت در مدرسه وکلاس را دارا باشد.
• وظیفه شناس باشد و در ایجاد نظم وامنیت محیط آموزشی خود کوشا باشد.
• به شغلش مفتخر باشد و عملش را با نیت قربت انجام دهد و از خدمت خود لذت ببرد.
• از طبقه بندی دانش آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید.
• به پرسشهای دانش آموزان توجه داشته باشد و عادلانه پاسخ گوید به حدی که هیچ کس از سوال کردن محروم نماند.
• به توسعه فعالیت های گروهی توجه داشته باشد. به افراد ممتاز و سرآمد کلاس به عنوان سه گروه مسئولیت تقویت درسی دانش آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذار كند.
• عوامل مهمی که رشد علمی دانش آموزان را به تعویق می افکند بشناسد واز آنها اجتناب کند.
• کلامی که به کار می گیرد خود درس علم وعبرتی برای متعلمان باشد.
• محبت و عظمت در نگاه او باشد نه در آنچه بدان می نگرد! چرا که نهال دوستی ومحبت در دل انسان ریشه و سایه آن بر اشیاء می افتد..
• برخی از لغزش های دانش آموزان را با نظر اغماض بنگرد و از آن در گذرد.
• شمع معرفت و چراغ شهود در دلها برافروزد تا در پرتو آن گوهر دانش بیفشاند.
• سخن به اندازه گوید و از گفتار بیهوده بپرهیزد.
• گمان بد نبرد و تحقیق نکرده قضاوت نکند و پس از آنکه حقی مسلم شد در تصمیم گیری قاطع باشد.
• نه کسی را تحقیر کند و نه به حقارت تن دهد.
• دانش آموزان را بیهوده سرزنش نکند وآنان را آزار ندهد.
• آنی از نعمت های خدا غافل نماند و پیوسته از اواستعانت جوید.
• دانش آموزان در کنار او احساس امنیت وآرامش کنند.
• احساس مسئولیت را به دانش آموزان بیاموزد.
• ایمان وتقوا را از راه تفکر در خلقت و شناخت انسان آموزش دهد.
• کلاس او به گونه ای باشد که شوق فراگیری علم و حکمت در دانش آموزان ایجاد شود.
• رفتار و گفتارش، دانش آموزان را به یاد خدا و اولیاء الله بیندازد.
• از قبول مسئولیت نگریزد.
• در پی جست وجوی تقصیر در متعلمان نباشد.
• الگوی ایمان، معیار محبت وکانون مهرورزی باشد.
منابع:
1- کاربرد روانشناسی در آموزشگاه تألیف: دکتر مقدم
2- زمینه تربیت اثر: دکتر علی قاسمی

*********************

چگونه توانستم دانش آموزی را از حالت انفعالی خارج کنم


روستای تولون یکی از روستاهای مرزی شهرستان گرمی با جمهوری آذربایجان بشمار میرود. روستای تولون با شهرستان گرمی حدود 25 کیلومتر فاصله دارد که حدود 10 کیلومتر (فاصله روستا با جاده ی اردبیل ـ گرمی) خاکی بوده و رفت و آمد با مشکل روبرو می باشد و این امر در فصل زمستان و با بارش برف سختر نیز می شود.
روستای فوق از یک طرف به جمهوری آذربایجان و از طرف دیگر با روستاهایی چون اولی کندی ـ عزیزلو ـ سلیمان لو ـ لوسکه درق و مشهدلو همسایه است. روستای مذکور مانند اکثر روستاهای شهرستان گرمی در یک منطقه ی کاملاً کوهستانی قرار گرفته و این امر باعث می شود که آب و هوای این روستا در اکثر زمانهای سال از برودت و سرمای زیادی برخوردار شود و با توجه به اینکه راه ارتباطی این روستا در دامنه ی کوه ها است برخی مواقع در زمستان ، برف برخی از مسیرها را پر می کند و رفت و آمد معلمین غیر بومی را با مشکل روبرو میکند.
طرح مسئله :
با توجه به اینکه علل اکثر اختلالات روانی ، ارثی می باشد ولی محیط نیز تأثیر زیادی در تشدید یا کمرنگ شدن آن اختلال را دارا می باشد و از آنجاییکه درونگرایی صرف در فرآیند یادگیری و آموزش نقش منفی را دارد به همین جهت باید اقدامات لازم به منظور از بین بردن این نوع از اختلال باید برداشته شود. با توجه به موقعیت نامناسب روستای تولون که قبلاً گفته شد (دوری از جاده ـ شرایط سخت آب و هوایی ـ خاکی بودن جاده و ..) اکثراً دبیران مقطع راهنمایی تمایلی برای آمدن به این روستا را ندارند تا دروس تخصصی خویش را تدریس نمایند و با توجه به اینکه پژوهشها نشان داده است که بین تدریس دبیران متخصص و پیشرفت دانش آموزان رابطه ی مستقیمی وجود دارد ، عدم حضور معلمان گوناگون و با تخصص های مختلف باعث شده است که اکثراً برای مقاطع راهنمایی از معلمین هم روستایی و غیر مرتبط استفاده شود. این امر باعث شده است که دانش آموزان نوعی دیدگاه توأم با استرس و اضطراب به معلمان بیگانه وجود داشته باشد و اگر این اضطراب در گذشته برای یک یا چند دانش آموز تجربه شده باشد ، دانش آموز فوق در معرض اضطراب مزمن قرار می گیرد « سیستم های عصبی رتیکلو آندوتلیال آنها به گونه ای خود را تنظیم می نمایند که فرد به طور طبیعی در حالت بیداری ، هوشیاری بیشتری را نسبت به وقایع اطراف خویش نشان دهد. این امر طبیعتاً سبب می شود که نیاز با محرک خارجی در آنها کمتر شده و تا زمانی که منبع اضطراب کشف و رفع نشده باشد به سوی درونگرایی متمایل می شوند». (بنزیگر ـ 1999)
آشنایی با برخی از اصطلاحات
اضطراب : اضطراب یک ترس درونی شده است از اینکه تجارب دردآور گذشته تکرار شوند. از دیدگاه فروید کششهای غریزی نامطلوب موجب اضطراب می شوند. اضطراب با احساس ترس مترادف است با این تفاوت که ترس منشأ خارجی دارد ولی اضطراب منشأ درونی دارد (شفیع آبادی ـ 1378 صفحه 52)
درونگرایی : شامل مجموعه اعمالی می شود که با دیدگاه درونی و ذهنی همراه بوده و فرد درونگرا آمادگی بیشتری برای خودداری و تسلط بر نفس از خود نشان می دهد (آیزنگ ـ 1947)
برونگرایی : رفتاری است که با دیدگاه عینی و خارجی مشخص شده و با فعالیت عملی بالاتری همراه است ، افراد برونگرا ، آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند (آیزنگ ـ 1947)
ویژگیهای شخصیتی افراد درونگرا :
1. علاقمند به افکار و احساسات خودشان ، نیاز به داشتن قلمرو شخصی ، کم حرف ، ساکت و متفکر .
2. دوستان زیادی ندارند ، در ارتباط برقرار کردن با افراد جدید مشکل دارند ، علاقمند به سکوت و تمرکز اند و از دید و بازدیدهای ناگهانی بیزارند.
3. در بین انبوه مردم بودن آنها را خسته می کند. بیشتر از دست کرده خودشان خشمگین می گردند تا دیگران ، معمولاً کمرو هستند و درکشان مشکل است.
4. از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران ممانعت می کنند. از مشاهده ی تجربه ی دیگران درس می آموزند.
این شاخصه ها و ویژگیها در دانش آموزان بر خلاف شاخصه های لازمه برای یادگیری و آموزش می باشد بنابراین تا زمانی که این شاخصه ها بسوی متعادل شدن پیش نرود ، یادگیری را در دانش آموزان با مشکل روبرو خواهد کرد. لازم بذکراست که این نوع از دانش آموزان در محیط بیرون نیز نمی توانند موفق باشند.
با توجه به اینکه دانش آموزان درونگرا مد نظر ما می باشند از ذکر ویژگیهای افراد برونگرا خودداری می کنیم. فقط ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مشخصات افراد برونگرا برخلاف مشخصات افراد درونگرا می باشد که در بالا به آنها اشاره شد.
شایان ذکر است که خود درونگرا یا برونگرا بودن یک پدیده ی منفی نمی تواند باشد بلکه دو بعد از شخصیت انسانی می باشد ولی اگر برونگرایی و درونگرایی افراد شدیدتر باشد ، آنوقت است که دچار بیماریهای روانی شدید می شود که در دانش آموزان این عوامل علاوه بر اختلال در یادگیری و رشد و شکوفایی وی در زندگی آینده او تأثیر گذار خواهد بود. بنابراین اگر درونگرایی و برونگرایی در حد کمال در افراد ظاهر شوند ما را در برابر دو شخصیت نابهنجار قرار می دهند که اولی بصورت اختلال اسکیزوفرنی و دومی بصورت اختلال هیستری خواهد بود.
اسکیزوفرنی - درونگرایی-  متعادل - برونگرایی - هیستری

توصیف وضعیت و بررسی اولیه :
در هنگان تدریس مشاهده می کردم که برخی از دانش آموزان ساکت و بی سروصدا به بنده می نگرند و هیچ گونه مشارکتی در جریان کلاسی نداشتند (علی رغم اینکه از روشهای مشارکتی استفاده می کردم) انگار اینکه یک عامل اضطراب زا را می دیدند و این مسئله با گذشت زمان برا ی اکثر آنها حل شد و آنها کم کم عادت کرده و در جریان یادگیری در کلاس مشارکت داشتند ولی یکی از دانش آموزان همچنان ساکت و بی سر و صدا بود.

گردآوری اطلاعات
عوامل فوق سبب شدند که بنده از آنها تست شخصیت (برونگرایی ـ درونگرایی) بگیرم. شایان ذکر است که تمامی سئوالات تک به تک برای دانش آموزان تشریح و توجیه می شد و آنها گزینه دلخواهشان را انتخاب می کردند نتیجه ی سئوالات آنطوری بود که انتظارش می رفت. اکثر دانش آموزان دچار درونگرایی بودند (8 نفر از 11 دانش آموز) حتی برخی از آنها وضعیت خطرناکی داشتند همانطوریکه قبلاً گفته شد اکثر این افراد به مرور زمان در فعالیتهای کلاسی و در جریان یادگیری مشارکت کردند به استثنای یک نفر.

تجزیه و تحلیل داده ها :
نوع رفتار این دانش آموز باعث شد که با مدیر مدرسه در مورد وی صحبت کنم ، وقتی که از مدیر مدرسه در مورد درخود ماندگی ، عدم گرایش به جمع و عدم مشارکت وی در فعالیتهای کلاسی سئوال پرسیدم وی اظهار داشت که دانش آموز فوق در سالهای گذشته به همین صورت تحصیل کرده است و نوع رفتار وی به همین شکل می باشد. این امر باعث شد که انگیزه ام نسبت به انجام این اقدام پژوهی بیشتر شود.

سئوالات پیش آمده برای من معلم
- چگونه می توانم دانش آموز فوق را از حالت انفعالی خارج کنم؟
- چگونه می توانم مهارتهای یادگیری وی را که بعلت داشتن روحیه ی انزوا طلبی ، تحت تأثیر منفی قرار گرفته است را تقویت نمایم؟
- چگونه می توانم به دانش آموز کمک کنم تا با دوستان خود روابط بیشتری داشته باشد؟

اقدام اول
در جریان تدریس از دانش آموزان خواسته شد که پرسشها و پاسخهای خودشان را (هر چند غلط) بیان کنند وقتی که سئوالی می پرسیدم از وی نیز می خواستم که نظرش را بیان کند و هر وقت که وی ابراز عقیده می کرد او را تشویق می کردم و سعی می کردم که از نظر وی استفاده بکنم و مواقعی که خاموش بود با تشویق کسانی که در جریان تدریس مشارکت داشتند، موجب می شدم که او نیز ترغیب به ابراز نظر کند بنابراین نوع تدریس خودم را طوری تنظیم می کردم که از روشهای تدریس مشارکتی و فعال بیشتر استفاده کنم و بصورت ضمنی دانش آموز مورد نظر را به فعالیت می کشاندم.
تقویت رفتار مثبت (میزان مشارکت وی در کلاس) خاموشی رفتار غلط (ساکت بودن و عدم مشارکت)
تقویت رفتار مثبت (میزان مشارکت وی در کلاس) ، خاموشی رفتار غلط (ساکت بودن و عدم مشارکت)



اقدام دوم
دانش آموزانی که در جریان تدریس فعال بودند آنها در کلاس تشویق شدند و بعنوان سرمشق به دانش آموزان معرفی می شدند و این نوع سرمشق دهی باعث می شد که دانش آموزان خود به خود ترغیب شوند و هر طوری که بود در جریان تدریس مشارکت داشتند و سعی داشتند نظر بنده را به خود جلب نمایند و دانش آموزی که در موردش قبلاً گفته شد نیز به همراه سایر دانش آموزان نظراتش را هر چند غلط و گاهی هم برگرفته از نظرات سایر دانش آموزان ارائه می داد و از آنجایی که بنده بصورت ضمنی و گوشه چشمی به وی نظر داشتم با بروز فعالیت از وی ، تشویق و تمجید می کرد و کم کم وی را بعنوان الگو به کلاس( بعنوان دانش آموز فعال) معرفی می کردم.

اقدامات دیگر
در جریان اقدامات فوق ، اقدامات دیگری نیز انجام شد از جمله جرأت آموزی و حساسیت زدایی منظم در جهت از بین بردن شاخصه های درونگرایی از جمله کمرویی ـ عدم مشارکت در جریان تدریس ـ نداشتن روابط عمومی و اجتماعی با سایر دانش آموزان ـ انزوا طلبی و ... دانش آموز مذکور را به یک محیط آرام فراخوانده و به وی این نکته را دیکته کردم که تو هیچ چیزی کمتر از دانش آموزان ممتاز نداری و تو هم می توانی مثل آنها یا بهتر از آنها باشی این امر باعث شد که وی با جرأت بیشتری در سر کلاس حاضر شود.
همچنین سعی کردم رفتار های سکوت پیشگی را در دانش آموز حساسیت زدایی کنم. یعنی به تدریج و به مرور زمان ، حساسیت وی نسبت به جواب دادن و مشارکت داشتن کم شد و کم کم بر مشارکت دانش آموز در جریان تدریس اضافه شد.
بدیهی است که تنها یک یا دو روش در جهت بهبودی درونگرایی دانش آموز مورد نظر
، نمی توانست از کارایی لازم برخوردار باشد. بنابراین این مجموعه روشها (تشویق و تنبیه ـ جرأت آموزی ـ سرمشق دهی و حساسیت زدایی) است که موجب می شود که شاخصه های درونگرایی کم شده و فرد بطرف یک شخصیت متعال سوق پیدا کند.

گردآوری اطلاعات (2)
در این مرحله نتایج بدست آمده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادم و برای اینکه از نتیجه ی کارم مطمئن شود از سایر همکاران و مدیر مدرسه در خصوص فعالیتهای وی در کلاس درس سئوال پرسیدم . محور سئوالات بنده از همکاران این بود که آیا دانش آموز فوق در سر کلاس نسبت به قبل تغییر کرده است؟ آیا با سایر دانش آموزان در تقسیم بندی های گروهی مشارکت دارد؟ و ...
نظر همکاران : دانش آموز فوق نسبت به قبل فرق کرده و در فعالیتهای کلاسی مشارکت دارد و در کلاس با انگیزه حضور می یابد.
نظر مدیر : دانش آموز فوق با سایر دانش آموزان روابط اجتماعی بیشتری پیدا کرده و از انزوا طلبی خارج شده است.


منابع:
- براهنی ، محمد نقی و گروه مترجمان : زمینه روانشناسی ( جلد دوم ) ، تالیف ریتال اتکینسون و ارنست هیلگارد ، انتشارات رشد ، تهران ، چاپ چهاردهم ، 1379.
- سیف ، علی اکبر : روانشناسی پرورشی ، انتشارات آگاه ، ویرایش جدید ، تهران ، 1379.
- سایت آموزش پرورش کل کشور ( ROSHD )
- گنجی ، حمزه : ارزشیابی شخصیت ، انتشارات ساوالان ، تهران ، 1381
                                                                                                     اوستا طحانی

خلاقیت چیست و چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد؟

خلاقیت چیست و چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد؟ پیشنهاداتی برای معلمان جهت خلاقیت  دانش آموز

      سرآغاز :

      « خلّاقیت » جنبه های متعدد ی دارد که هر کدام از آنها باید در جای خود بررسی شوند. یک جنبه ی بسیار مهم خلاقیت ، وجود شرایط لازم برای بروز این استعداد همگانی است. بنابراین آموزش و پرورش برای رشد خلاقیت و نواندیشی در دانش آموزان ، باید به درک درست و روشنی از شرایط موجود برسد و در گام بعدی برمبنای فلسفه ی تعلیم و تربیت  و هدفهای اصولی و معیارهای علمی معتبر بکوشد،  تصویر روشنی از شرایط مطلوب خلاقیت رسم کند. در این صورت می تواند با کمترین  وقت، انرژی و سرمایه، مسیر پرورش و شکوفایی خلاقیت ها و نواندیشی های دانش  آموزان را هموار سازد.

      امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفاً ذاتی نیست، بلکه همه ی انسانها  از این توانایی برخوردار هستند و همه درجات گوناگونی از این استعداد را  دارند. علاوه بر این عواملی همچون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، انعطاف پذیری ،  سطح دانش و آگاهی ، خطرپذیری ، نترسیدن از اشتباه و شکست نیز در میزان خلاقیت  و نوآوری دانش آموزان تأثیر فراوان دارند. معلم می تواند همه ی این عوامل را  به صورت یک مجموعه در دانش آموزان شناسایی کند و بکوشد آنها را پرورش دهد. در این مقاله سعی شده است عوامل مؤثر در خلاقیت شناسایی و راهکارهایی برای پرورش  این توانایی در دانش آموزان ارائه شود.www.zibaweb.com

      تعریف خلاقیت:

      ·   خلاقیت ؛ نمایش بالاترین درجه ی سلامت عاطفی ( وجود افراد سالم در جریان   خود بهسازی)

      ·       خلاقیت ؛ دوباره نگاه کردن است.

      ·       خلاقیت ؛ خارج شدن از پشت درهای بسته است.

      ·       خلاقیت ؛ عبارت از عمیق تر کندن است.

      ·   خلاقیت ؛ فرایند مقابله ای واقع بینانه با یک مسئله و درگیری و جذب شدید

      آگاهی با هوشیاری و مرتبط ساختن مطالب با یکدیگر به نحوی تکامل یافته است.

      اهمیت و ضرورت خلاقیت در آینده:

      وقتی در جهان با مسائل نامتجانس و ناهمگون ، منابع محدود و پایان یافتنی،   سرعت تغییرات و مسائل دیگری از این قبیل مواجه می شویم، نیاز به خلاقیت و شعله های بینش درونی آشکارتر می شود. با این که هیچ یک از ما دقیقاً نمی  دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فزاینده ای برای ما روشن تر می شوند.

      آموزش مهارت های سازگار ی و وفق دادن باید بخش عادی مواد درسی را در کلاس های  درس تشکیل دهند. نبوغ ، ساختن آینده در مغز خلاقی است که می تواند خود را با  الگوهایی که در آینده در بر دارد وفق دهد. این مسئله نیاز به خلاقیت یا  انفجارهای بینش درونی را آشکار می سازد. مهارت های تفکر خلاق باید مهم ترین  مهارت های سازگاری و قابلیت انطباق به حساب آیند.

      برای خلاق ساختن دانش آموزان می توان اقدامات زیر را به کار بست:

      1.   آشنا ساختن مدیران و معلمان با مفاهیم خلاقیت و راهکارهای پرورش و تقویت  آن در فراگیران.

      برای آشنا ساختن مسئولان مدارس و معلمان با خلاقیت و شیوه های پرورش آن ، می توان از آموزش در دوره های ضمن خدمت استفاده کرد. معلمان ، مربیان و مدیران  پس از آشنایی با راهکارهای پرورش خلاقیت در فراگیران در این دوره ها می  توانند این راهکارها را در کار خود به کار گرفته و ضمن دوری از هر گونه سخت  گیری های بی مورد و بی جا دانش آموزان را به مشارکت فعال در تدریس و انجام کار گروهی تشویق کنند. همچنین می توانند به دانش آموزان آزادی های معقول  بدهند تا با خیال راحت و اطمینان خاطر نظرات و عقاید خود را بیان کنند. این گونه تدبیرها زمینه ی پرورش خلاقیت در فراگیران را فراهم خواهد آورد.

      2.   تغییرات اساسی در کتاب های درسی

      هرچند با استفاده از مطالب و مفاهيم موجود در كتا بهاي درسي و شيوه هاي تدريس  موجود نيز مي توان به پرورش خلاقيت كمك كرد اما براي استفاده بيشتر و بهتر از  اين امكانات و ضرورت خلاقيت لازم است در تأليف كتاب هاي درسي فقط ارائه ي  مطالب در سطح دانش نباشد بلكه متن درس و سوالات آخر درس به گونه اي باشد كه  دانش آموز را به تفكر وادارد و در نتيجه زمينه ي مشاركت دانش آموز را براي  شركت در بحث گروهي فراهم نمايد .

      3. تغييرات در شيوه ارزشيابي و امتحانات

      براي پي بردن به ميزان موفقيت دانش آموز در دروس و نتيجه گير ي از كار خود از  سيستم ارزشيابي بهره مي بريم. ارزشيابي نيز بايد بتواند خلاقيت دانش آموز را بسنجد . يعني به جاي سوالات تستي و كوتاه پاسخ يا سوالات همگرا از سوالات  واگرا يا سوالاتي كه دانش آموز را به تفكر و ارائه ي عقيده و نظر وا دارد.به  همين منظور مي توان به پرسش هاي مستمر و فعاليت هاي خارج از كلاس و مرتبط با  موضوع بها داده و زمينه رشد خلاقيت و شكل گيري آن را از اولين سالهاي ورود به   مدرسه فراهم نمود.

      4.  علاقه مند كردن دانش آموز به مطالعه

      تصور كنيد دانش آموزي كه از ابتداي كودكي با كتاب آشنا مي شود و با نويسنده  هاي گوناگون ، داستانهاي مختلف و سرزمين ها و فرهنگ هاي متفاوت ، علوم و  هنرهاي جديد يا حوادث مهم تاريخي آشنا شود ؛ به طور حتم متفكر بار خواهد آمد    و در نتيجه ارتباط با شخصيت هاي گوناگوني كه در داستانها مطالعه نموده  مقدمه   ي تفكر و خلاقيت را در او ايجاد مي كنند و با بهره گيري از تخيل كه ضرورت   اساسي خلاقيت است، دنيايي بزرگ و پهناور مقابل چشمان كودك گشوده مي شود و مي   تواند آزادانه خيال پردازي كند. بنابراين ضروري است هر چه بيشتر كتابخانه ها  ي مدارس و به خصوص كتابخانه هاي كلاسي  را فعال كنيم. در ضمن با برگزاري   مسابقات كتابخواني به شيوه ي فردي يا گروهي علاقه به مطالعه را تقويت كنيم.

      5.  استفاده صحيح و مطلوب از ساعات درس انشا

      درس انشا پايه و اساس تفكر و خلاقيت در دانش آموز است كه متأسفانه در برخي    مدارس بي اهميت تلقي مي شود. استفاده ي معلمان از موضوعات تكراري و كليشه اي  روش درستي نيست. براي استفاده مطلوب تر از ساعات درس انشا لازم است كتابخانه  را به كلاس ببريم و يا بهتر از آن دانش آموزان را به كتابخانه ببريم. با  مطالعه كتاب  و مجلات گوناگون غير درسي و نوشتن خلاصه يا ارائه نتيجه اي از  مطالب خوانده شده و بيان آن براي ساير دوستان علاوه بر افزايش عمق يادگيري ،  مهارت در نوشتن و خلاقيت را در دانش آموز پرورش مي دهيم.

      6.  تغيير نام درس هنر به پرورش خلاقيت ، نوآوري و ابتكار

      متأسفانه هنوز هم در برخي مدارس شاهد آن هستيم كه از درس هنر به نحو شايسته   استفاده نمي شود. استفاده از نيروهاي غير تخصصي درتدريس اين رشته  يا استفاده  از ساعت درس هنر براي جبران عقب ماندگي  در ساير دروس كار بسيار خطا و   نابجايي است. البته تغيير عنوان درس به تنهايي حلال مشكل نيست بلكه با توجه  به تنوع در دنياي كنوني و مهارت ها و هنرهاي مختلفي كه در جامعه رايج است ،    استفاده از هنرهاي سنتي مانند خط و نقاشي در كنار هنرهاي گلسازي ، سفالگري ،  طراحي روي سفال ، ساخت پازل يا تابلوهاي چوبي و...  از فعاليت هايي است كه مي  توان ابتكار و خلاقيت را در دانش آموزان پرورش داد. در ضمن چنانچه زمينه را   براي نمايش گذاردن  آثار و هنرهاي دانش آموزان براي ساير دانش آموزان و  اولياي آنان فراهم كنيم در پرورش ابتكار و خلاقيت دانش آموز گام درستي  برداشته ايم.  براي مثال ما در آموزشگاه خود ضمن نظر سنجي از دانش آموزان  براي پر نمودن ساعات فوق برنامه، كلاس هاي آموزش طراحي روي سفال ، سرود و  تئاتر، طراحي پازل را آموزش مي دهيم كه خوشبختانه با استقبال بسيار خوبي از   دانش آموزان مواجه شديم.

      نتيجه :

      خلاقيت توانايي و استعدادي است كه در نوع بشر عموميت دارد و در پرورش اين   استعداد عواملي چون مهارت يابي ، آموزش پذيري ، سطح دانش و آگاهي ، ميزان  تجربه، خطر پذيري  و نترسيدن از اشتباه و شكست تأثير دارند. تعدادي از    راهبردهاي رشد خلاقيت در دانش آموزان به شرح زير مي باشد.

      ·       هدايت معلمان به ااستفاده از شيوه هاي نوين در تدريس

      ·       مشاركت دانش آموزان در حين تدريس ( ارتباط دو طرفه )

      ·       استفاده از قدرت تخيل و تصويرسازي در فراگيران.

      ·       ايجاد امنيت عاطفي ، اجتماعي و فرهنگي براي دانش آموزان.

      اميد است با بهره گيري از اين اقدامات در مدارس شاهد شكوفايي استعدادهاي فرزندان ايران عزيز در عرصه هاي گوناگون علمي و عملي باشيم.

****************
روش تلفيقي يكي از راهكارهاي تقويت خلاقيت در كلاس  توسط معلمان و مدارس
مفهوم تلفيق
تلفيق به طور كلي به معناي درهم آميختن و ارتباط دادن حوزه هاي محتوايي است كه غالبا مجزا از يك ديگر در برنامه درسي مدارس گنجانده مي شود. طراحي برنامه درسي تلفيقي با روش هايي گوناگون صورت گرفته كه هر يك ويژگي ها، قابليت ها و امتيازات خاصي دارند.
(هنري، 1985): تلفيق به شيوه اي مي گويند كه در آن بخش هاي وابسته به هم در يك كل بزرگ تر مرتبط مي شوند يا يك رابطه متوازن با يك ديگر برقرار مي كنند.
(مهر محمدي، 1379): تلفيق به معني درهم آميختن موضوعات درسي يا حوزه هاي محتوايي كه در نظام هاي آموزشي سنتي، به طور جداگانه و مجزا از هم، در برنامه درسي مدارس گنجانده شده اند.
ضرورت و اهميت تلفيق
دلايل منطقي صاحبنظران در توجه به تلفيق و ضرورت اجتناب ناپذيري آن:
1) تطابق با كيفيت ديگري به صورت طبيعي: چگونگي يادگيري در محيط هاي آموزشي با نحوه يادگيري طبيعي هماهنگي ندارند. افراد در مدرسه يا مباحث مختلف در قالب زنگ هاي محدود سروكار دارند، در حالي كه در وراي مدرسه، با مسائل جاري زندگي در تماميت آن و خارج از مرزبندي هاي تصنعي حوزه دانش روبرو هستند. حاميان تلفيق، ارتباط ميان حوزه هاي معرفتي را كه مورد غفلت واقع شده در حل مسائل و معضلات زندگي مهم مي دانند (جي كوبز، 1989)
2) ارتباط برنامه درسي: جي كوبز(1989) مي گويد: هيچ روشي نمي تواند به اندازه اي كه روش فعلي در طراحي برنامه درسي موجب گريز دانش آموزان از مدرسه مي شود موفق باشد. اعتقاد بر اين است كه خارج ساختن محتوا از حالت خشك، بي روح، مجرد، انتزاعي و در نتيجه بدون معنا براي دانش آموزان از برترين ويژگي تلفيق است.
3) جدول زماني تكه تكه شده: اختصاص يك زنگ (50-40 دقيقه) به هر ماده درسي از سويي و كثرت مواد درسي ديگر، سبب شده است تا برنامه درسي تكه تكه شده و دانش آموزان با تمام وجود، قسمت قسمت شدن افراطي زمان آموزش را تجربه كنند (جي كوبز، 1989)
4) رشد دانش: توسعه توقف ناپذير علوم در حالي كه ظرف زماني آموزش سال هاست تقريبا دست نخورده باقي مانده مدارس را دچار بحران نموده و تلفيق تنها چاره ايجاد تناسب ميان ظرف و مظروف است (جي كوبز 1989). همچنين دريك (1993) مي گويد: بديهي است كه نمي توانيم با سرعت افزوده شدن به دانش، برنامه هاي درسي را حجيم تر كنيم، بلكه بايد افزودن از طريق كاستن را پيشه خود سازيم. تلفيق منجر به پرورش تفكر ياد گيرندگان مي شود.
انواع و اشكال تلفيق برنامه هاي درسي
(كيس case، 1992) به چهار نوع تلفيق درسي به شرح زير اشاره مي كند:
1) تلفيق محتوا
اين نوع سازماندهي تلفيق، محتواي مربوط به موضوعات درسي مختلف را با كمك مضموم يا موضوعي وحدت بخش معرفي مي كند.
2) تلفيق مهارت ها و فرآيندها
اين روش سازماندهي، برنامه درسي با محوريت مهارت ها و قابليت هاي فرآيندي را بيان مي كند.
3) تلفيق مدرسه و فرد
اين تلفيق مي كوشد زندگي خارج از مدرسه (زندگي واقعي) دانش آموزان را به دنياي درون مدرسه پيوند بزند. پرسش ها و مسايل عمدتا موضوعات محسوس، ملموس و مورد علاقه دانش آموزان هستند و اين امر باعث خلاقيت در دانش آموز مي شود.
4) تلفيق گرائي
اين نوع طراحي براي ايجاد پيوند بين تمام اجزا مؤلفه هاي تجاربي (تجارب پيش بيني شده، قصد شده يا قصد نشده مرتبط با حوزه برنامه درسي پنهان) كه دانش آموزان در نظام آموزشي كسب مي كند، نظارت مي نمايد. مجموعه اين تجارب بايد با يكديگر مكمل، مؤيد و هم خوان باشد.
رويكرد برنامه درسي تلفيقي
گلاثورن (1994)، رويكردهاي تلفيق برنامه درسي را در دو دسته كلي تقسيم مي كند:
الف) تلفيق برنامه درسي، در حالي كه مواد درسي مجزا حفظ مي شود كه خود به چهار دسته تقسيم مي شود:
1) ارتباط دو ماده درسي، به طوري كه محتواي مشابه، در يك زمان تدريس شود مثلا در كلاس رياضي به دانش آموزان عملياتي كه براي كلاس علوم مورد نياز است تدريس مي شود.
2) تلفيق مهارت هايي كه رشته -ها را درمي نوردد، مانند خواندن، نوشتن، تفكر، يادگيري. برخي صاحب نظران آن را برنامه «درسي جوش خورده» مي خوانند.
3) تلفيق درون رشته ها، مانند كل زبان يا علوم يك پارچه (واحد). براي مثال: معلم به جاي اين كه نوشتن را جداي از خواندن تدريس كند، اين دو جنبه مهارت هاي زباني را تلفيق مي كند.
4) تلفيق غيررسمي: در تدريس يك درس از محتواي درس ديگر استفاده مي شود. مثلا در حالي كه معلم ابتدايي، مطالعات اجتماعي تدريس مي كند، دانش آموزان داستان هايي درباره آن دوره مورد مطالعه را مي خوانند.
ب) تلفيق دو ماده درسي يا بيشتر: شيوه هاي متعددي براي تركيب بيش از يك ماده درسي وجود دارد:
1) روش متمركز بر ماده درسي: از يك درس (مانند تاريخ) به عنوان ساختار سازمان دهي استفاده شده، محتوا و مهارت ها از ساير مواد درسي تلفيق مي شود. مثلاً واحد درسي «مطالعات آمريكايي» حول محور تاريخ آمريكا سازمان دهي گرديده اما محتوا از هنرها و مهارت هاي زبان انگليسي برگرفته و تلفيق مي شود.
2) روش متمركز بر يك موضوع: از مشخص كردن يك محتوا و موضوعات از چند درس گرفته مي شود.
3) روش متمركز بر پروژه: دانش آموزان يك پروژه تحقيق (يا واحد كار) اصلي دارند كه چندين رشته را دربرمي گيرد.
4) ساير مراكز سازمان دهي: استفاده از مراكز سازمان دهي مانند: آثار بزرگ، دوره هاي تاريخي و فرهنگ ها.

چند توصیه :

- به عنوان معلم شخصاً به فعاليت هاي خلاق علاقه نشان دهيد و با دانش آموزان خود در انجام تمرينات خلاقيت مشاركت نماييد.
- در مورد ماهيت خلاقيت و مفاهيم آن، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهيد.
- در كلاس خود تا حد امكان از وسايل و روش هاي آموزشي ديداري- شنيداري استفاده كنيد.
- براي تخيلات و افكار نو دانش آموزان ارزش و احترامي ويژه قائل باشيد.
- در كلاس خود فضايي براي ابراز شوخ طبعي پديد آوريد و اين حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه داريد.
- به دانش آموزان بياموزيد كه افكار و رفتارهاي خود را بيش از حد مورد قضاوت و ارزش يابي قرار ندهند.
- با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده كنيد و آن ها را به پرسيدن سؤالاتشان ترغيب نماييد.
- آن ها را عادت دهيد كه براي حل مسائل، همواره راه هاي متعددي را جست وجو كنند.
- تفاوت هاي فردي ميان دانش آموزان را در نظر داشته باشيد و به فرديت هر يك از آن ها احترام بگذاريد.
- تا حد امكان به دانش آموزان امنيت و آزادي عمل بدهيد و از وضع مقررات خشك و محدودكننده در كلاس خودداري كنيد.
- دانش آموزان را به دست كاري و تغيير عقايد و اشيا تشويق كنيد.
- آن ها را به مطالعه و كسب اطلاعات در زمينه هاي مختلف ترغيب نماييد.
- اهميت خلاقيت و آثار و نتايج ارزشمند تفكر خلاق را براي آن ها تبيين كنيد.
- آن ها را با زندگي نامه هاي افراد خلاق تاريخ آشنا نماييد.
- دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو كنيد و از آن ها راه حل هاي جديد بخواهيد.
 

خلاصه و نتيجه گيري
همانطور كه مي دانيم سوال در واقع انعكاسي از مغز تشنه اي است كه مي خواهد با دريافت جواب از فردي كه بهتر از او مي داند، خود را سيراب كند. اگرچه احتياج بايد فوراً برآورده شود ولي كمي مكث بين سوال و جواب، غالباً مي تواند افكار و ايده هاي مفيدي براي مباحثه به بار آورد.
مربي بايد، هنگام جواب دادن به هر سوال كودك، او را به سوي معماهاي تازه تر بكشاند تا ذهنش خودآگاه يا ناخودآگاه، مشغول كنكاش و جستجو باشد، روي اين اصل، از بكار بردن كلماتي از قبيل بلي، خير، البته، هرگز، مطمئنا و امثال آن بايد اجتناب شود. اين نوع جوابها چشمه جوشان كنجكاوي كودك را ارضا نمي كند.
به علاوه به او مي آموزد كه براي هر مساله مشكلي در زندگي، فقط به دنبال يك راه حل بگردد و از امكانات مختلف و متعددي كه ممكن است براي حل آن مشكل وجود داشته باشد، غافل بماند. سوال انعكاس كنجكاوي هاي ذهني كودك است و پاسخ بايد بين معلومات تازه و معلومات قبلي كودك ارتباط برقرار كند پاسخهاي ذكر شده كوته پاسخ، هيچ گونه ارتباط محكمي بين سوال كودك و معلومات قبلي او برقرار نمي كند. در واقع سوال فرد بي جواب مي ماند.
در كلاس بايد فضايي آزاد فراهم كنيم كه مشوق كاوشهاي كنجكاوانه يادگيرندگان باشد. بايلر مي گويد: اگر مي خواهيد دانش آموزان تان مبتكر و مستقل انديش بار آيند، بايد محدوديت ها و قيد و بندهاي آموزشي در كلاس درس را به حداقل كاهش دهيد.
اگر دانش آموزان نگران شكست در فعاليتهاي يادگيري خود باشند يا اينكه پاسخهاي نادرست آنان در كلاس با تمسخر معلم و ديگر دانش آموزان مواجه شود، دانش آموزان در حل مسائل شان در كلاس به نحو خلاق موفق نخواهند بود.
بايد به كودكان نشان دهيم كه عقايد آنان باارزش است. لازم است كه والدين و مربيان نه تنها درباره امور و مسايلي كه به كودك مربوط مي شود، بلكه درباره مسايل و امور خانه و مدارس كه دخالت كودك در آنها شايسته است از او نظر بخواهند و عقايد او را هم مثل عقايد بزرگترها در حضور خود كودك به بحث و گفتگو بگذارند.
كودكاني كه به نوعي خلاقيت آنها برانگيخته شده است، روابط و مفاهيمي را مي بينند و درك مي كنند كه والدين و مربيان آنها ممكن است درك نكنند و گاهي چنان عقايدي را مطرح مي كنند كه بزرگترها قادر به ارزشيابي و جايگزيني آن نيستند. ترغيب كودكان به ابراز عقايد نو و غيرعادي همراه با قدرداني از آنها، اصولي هستند كه در تربيت خلاقيت بايد موردنظر باشند. اين نكته را بايد درنظر داشت كه اگر آمادگي قبلي براي احترام به عقايد و افكار غيرعادي را نداريم، نبايد بروز و ظهور آن افكار را تشويق كنيم، زيرا بي اعتنايي نسبت به اين گونه عقايد، ضرر و زيانش بيشتر از آن است كه ابراز نشود.
معلم به اين منظور مي تواند در جلسات درسي خود فرصتي را براي اظهارنظر آزاد مربيان عقايد و انديشه هاي متنوع در اختيار دانش آموزان قرار دهد و انديشه ها و عقايد و آزادانديشي آنها را مورد ستايش قرار دهد. همه روان شناسان وجود فضاي آزاد آموزشي را كه در آن ابراز عقايد مختلف دانش آموزان وجود فضاي آزاد آموزشي را كه در آن ابراز عقايد مختلف دانش آموزان با تأييد و خوشرويي معلمان و ديگران موجه مي شود، يكي از عوامل مهم رشد استقلال فكري مي دانند.
يكي ديگر از روشهاي پرورش خلاقيت، اين است كه از كودكان بخواهيم جملات ناتمام، داستانهاي ناكامل و نقاشيها و تصاوير نيمه تمام و مبهم و حتي اشياء نيمه كاره را كامل كنند. كودك در چنين مواردي، سعي مي كند منتهاي ابتكارات خود را براي تكميل مطالب يا شيء ناتمام به كار برد. براي مربي محتواي قسمت تكميل شده نبايد چندان مهم باشد، بلكه:
- روش و چگونگي تكميل در درجه اول اهميت قرار دارد.
- تكميل كردن، قواي خلاقه كودك را به كار مي گيرد.
- كودك اندوخته معلومات خود را به بار مي آورد.
- كودك اندوخته معلومات خود را تجربه مي كند.
- كودك اندوخته معلومات خود را چنان تركيب مي كند كه مكمل شيء موجود باشد.
كودكان و نوجوانان رفتار و اعمال شخصيت هاي محبوب و سرشناس را تقليد مي كنند، بنابراين معلم مي تواند از اين توانايي يادگيرندگان در تشويق و تحريك انديشه هاي آنان حداكثر استفاده را ببرد. به قول برونر: احتمال كمي وجود دارد كه دانش آموزان بر روشهاي تفكر شهودي خود اعتماد كنند، مگر اينكه او افراد بزرگتر از خود را كه در آن نوع تفكر، به موفقيت دست يافته باشند را ديده باشد.
علاوه بر شرايط معمول و موقعيت هاي متداول آموزش رسمي، براي دانش آموزان فرصت هاي تازه و متنوعي نيز فراهم آورد. به عنوان مثال: در درس علوم، از دانش آموزان بپرسيد اگر نيروي جاذبه وجود نمي داشت چه اتفاقاتي براي انسان مي افتاد؟ بيشتر سؤالها را با (چگونه و به چه طريق) شروع كنيد تا دانش آموزان به طرح فرضيه بپردازند، به استنباط دست بزنند و اطلاعات خود را براي تبيين پديده هاي تازه به كار برند.
- سؤالهايي مطرح كنيد كه تعداد زيادي جواب داشته باشند سؤالهايي كه تنها يك جواب داشته باشند، به (تفكر همگرا) مي انجامند، اما سؤالهايي كه داراي جوابهاي زيادي باشند، مشوق (تفكر واگرا) هستند.
تخيل و فكر زيربناي خلاقيت است، زيرا هر اندازه شخص بتواند راجع به موضوعي تا آن جا كه ممكن است مطالب تازه در ذهن خود بپرورد، به همان اندازه امكان انتخاب او بيشتر است، اما تخيلي كه زيربناي خلاقيت است محدود مي باشد و در آن امكانات اجرايي مطالب پرورده شده مورد نظر قرار مي گيرد.
تورنس مي گويد: تفاوت عمده بين فكر تخيلي بيماران رواني و فكر خلاق شخص سالم در اين است كه:
الف- بيمار رواني جلوي قوه تخيل خود را رها مي كند و هرگز درصدد وارسي و تجديدنظر تخيلات خود برنمي آيد.
ب- شخص سالم، تفكر خلاق خود را محدود مي سازد و فقط درباره موضوع معيني به ايده آرايي مي پردازد و هر چند گاه يكبار ايده هاي خود را ارزشيابي مي كند و فقط به دنبال ايده هايي مي رود كه او را آسانتر به هدف مي رسانند.
منابع:
قاسم زاده حسن (مترجم)، 1375، استعدادها و مهارتهاي خلاقيت و راههاي آزمون و پرورش آن، نوشته ئي پال تورنس. تهران: دنياي نو.
سليماني افشين، 1381، تمرينات و روش عملي پرورش خلاقيت براي معلمان و مربيان، تهران: انتشارات انجمن اولياء و مربيان
شيخ الاسلامي، بهنوش (مترجم)، 1376، راهنماي اجراي ايده هاي معلم، نوشته لئونارد جي باسيل، آن اس سرناك، تهران: انتشارات مدرسه
جواديان، مجتبي (مترجم)، (1372)، آموزش رفتار خلاق و استعدادهاي درخشان در دانش آموزان، نوشته شل كراس، مشهد: آستان قدس رضوي
والفي، مهدي (مترجم)، 1375، پرورش استعداد همگاني ابداع و خلاقيت، نوشته الكس اس اسبورن. تهران: نيلوفر حسيني، افضل السادات (1378)، ماهيت خلاقيت و شيوه هاي پرورش آن، مشهد: آستان قدس رضوي
سيف علي اكبر، 1379، روان شناسي پرورشي، تهران، آگاه

معلمان جذاب و عوامل نداشتن جاذبه وخسته کننده بودن کلاس و معلم

مختصری در مورد معلمان جذاب و عوامل نداشتن جاذبه وخسته کننده بودن کلاس و معلم

مقدمه

كلاس‌هاي درس در يك دسته‌بندي كلي يا شاداب، جذاب و مخاطب‌گستر، يا كسل‌كننده، خمود و مخاطب‌گريز و يا معمولي و عادي است. كلاس درسي كه در آن به مؤلفه‌هاي جذابيت عطف توجهي نشان داده نمي‌شود با گذشت زمان ممكن است كم‌كم سستي و كسل‌كنندگي در آن به چشم آيد كه گسست ارتباط بين استاد و فراگير از روشن‌ترين پيامدهاي ناگوار آن خواهد بود و نتايج آموزش را عقيم و بي‌اثر مي‌سازد.
سؤال اصلي و اساسي آن است كه چگونه مي‌توان كلاس درس را جذاب، دلپذير و خوشايند نمود تا نه فقط مقررات آموزشي بلكه اشتياق فراگيران براي يادگيري و حس كنجكاوي و حقيقت‌جويي آنان عمده‌ترين عامل حضور در كلاس شود و رعايت انضباط و مقررات و آداب آموزشي را براي بهره‌برداري بيشتر از كلاس باعث گردد؟
آيا مي‌توان با قاطعيت و انعطاف‌ناپذيري و با اعمال حاكميت و مديريت بي‌چون و چرا كلاس را جذاب ساخت؟
آيا با واگذار كردن فراگيران به حال خود و حذف نظارت و مديريت (مثل بي‌توجهي به آمد و شدهاي نابهنگام دانشجويان در حين تدريس، مزه‌پراني‌هاي بيجا، لطيفه‌گويي‌هاي مستمر، اتلاف وقت كلاس به مسائل و مطالب بيروني و خارج از درس و اموري از اين قبيل) مي‌توان كلاس را جذاب ساخت و شوق فراگير براي حضور در كلاس را برانگيخت؟
آيا اجازه هر نوع اظهارنظر، هر نوع سخن و پرسش و به اصطلاح رايج‌تر اجازه «گفتمان آزاد» مي‌تواند به جذابيت كلاس كمك نمايد يا آن كه بايد به عوامل ديگري توجه نمود و به جاي جذابيت زودگذر - كه نتايج زودگذري از آن حاصل مي‌شود - به جذابيت پايدار كلاس انديشيد و كلاس درس را با حفظ كلاس بودن و جريان داشتن درس و تعليم در آن براي فراگيران مبارك و مطلوب گردانيد؟

حال در اين مقاله سعی شده است تا راه كار هايي را براي ايجاد جذابيت در كلاس درس- كه يكي از ضروريات آموزش در ايران نيز است – ارائه گردد . يكي از مشكلاتي كه هم اکنون دامن گير آموزش ايران است اين است كه كلاس ها جذابيت لازم را براي جذب دانش آموز به كلاس درس را ندارد و براي همين دانش آموزان از كلاس درس فراري مي باشند و هر روز آرزوي تعطيلي كلاس را دارند و هميشه به دنبال راهي هستند كه از كلاس فرار كنند. .

براي جمع آوري اين اطلاعات  مطالعاتي از كتاب ها و مجلات و سايت هاي اينترنتي صورت گرفته شده است و مطالبي آورده شده است كه اميدوارم مورد توجه خوانندگان قرار گيرد.

بیان اهداف
به نظر مي‌رسد جذابيت كلاس بر چند ركن و پايه استوار است:
الف- معلم
ب- متن و محتواي درس
ج- فضاي كلاس


حال به شرح هر يك از مؤلفه‌هاي جذابيت كلاس مي‌پردازيم.
الف- معلم
معلم يكي از اركان اساسي آموزش و پرورش است و بدون در نظر گرفتن نقش او، نقش سازنده‌اي را نمي‌توان براي تعليم و تربيت منظور نمود. معلم نه تنها متخصص مسايل آموزشي، بلكه راهنما و سرمشق فراگيران، مشاور و مشفق آنان و دوست و مشكل‌گشاي دانش‌پژوهان است و اين همه كاركرد با عنايت به نقش و جايگاه ممتازي است كه او در تعليم و تربيت داراست.
حال اگر معلم بتواند غير از آن كه مسايل آموزشي را مي‌آموزد، مشفقانه و مشتاقانه در صلاح و اصلاح رفتار و تربيت فراگيران بكوشد، با آنان نه از روي مقررات خشك آموزشي بلكه از روي احساس وعاطفه متعادل رفتار نمايد، موقعيت آنان را درك كند، خشك و عبوس و با اخم و ترشرويي برخورد ننمايد، حرمت و جايگاه آنان را پاس دارد و با آنان در تعامل و تفاهم باشد، كلاس درس، كلاسي خوشايند و پرجاذبه خواهد شد و فراگيران براي حضور در چنين كلاسي اشتياق نشان خواهند داد.


نقش معلم در جذابيت کلاس از چند جنبه:
1. از جنبه علمي
1-1. تسلط علمي
معلمي مي‌تواند جذابيت كلاس را فراهم آورد كه از نظر علمي توانا و مسلط باشد. در واقع اصلي‌‌ترين وظيفه آموزشي معلم ياد دادن و آموختن است و معلمي كه از نظر علمي توانا‌تر باشد، بهتر مي‌تواند اين وظيفه را به انجام برساند. حال اگر وظيفه آموزشي معلم با كم آگاهي او به خوبي انجام نگيرد و كلاس درس او سطح مناسبي از انديشه و دانايي را شاهد نباشد، ممكن است فراگيران نسبت به حضور در چنين كلاسي احساس ترديد كنند و به اين نتيجه برسند كه خود با مطالعه كتاب مي‌توانند به همين سطح از آموزش كه معلم آن را عهده‌دار شده است، دست يابند. در اين صورت كلاس براي فراگيران فاقد جذابيت مي‌گردد و تنها ممكن است قوانين و مقررات آموزشي يا به تعبيري درست‌تر«جبر مقررات آموزشي» فراگيران را به حضور در كلاس راضي سازد. در تجارب برخي از معلمان مشاهده و شنيده شده است كه آنان بدون آن كه قواعد سخت‌گيرانه‌اي را براي حضور دانش آموز در كلاس وضع و اعمال نمايند، تنها به دليل اطلاعات گسترده‌ علمي توانسته‌اند دانش آموز را مشتاقانه به كلاس بياورند و دانش آموزان از چنين كلاسي بهره‌هاي فراوان برده‌اند.
1-2. پاسخ‌گويي
تسلط علمي معلم امري جدا از پاسخ‌گويي اوست. ممكن است معلمي به لحاظ علمي توانمند باشد، اما در پاسخ به پرسش‌هاي دانش آموزان توانائي نشان ندهد. زيرا پاسخ‌گويي علاوه بر حضور ذهني قوي به پيش زمينه‌هاي ديگري همانند آشنايي با انديشه‌هاي روز و شبهات جديد، استفاده از منابع نوتر و جديدتر، احترام به جايگاه فراگير و در نظر گرفتن حق پرسش براي او و استقبال از جلب مشاركت و حاكميت جوّ پرسش در كلاس است. معلمي كه با اين پيش زمينه‌ها بيگانه باشد، معلم پاسخگو نخواهد بود. معلمي كه به مطالبات، ابهامات و سؤالات دانش آموزان پاسخ ندهد، نمي‌تواند براي آنان ايجاد جذابيت نمايد و چنين كلاسي براي ذهن پرسشگر دانش آموزان، كلاس بي‌جاذبه تلقي خواهد شد. در كلاسي كه پاسخگويي جريان دارد:
دانش آموز مطالب و سؤالات خود را پنهان نمي‌كند و پرسش‌ها امكان طرح خواهند يافت.
حاكميت جوّ پاسخگويي كلاس را به مكاني براي داد و ستد انديشه‌ها مبدل خواهد ساخت.
جلب مشاركت در چنين كلاسي جريان منظم خواهد داشت.
به عكس، معلماني كه قادر به پاسخ نباشند مي‌كوشند به گونه‌اي رفتار نمايند كه دانش آموز از طرح پرسش گريزان و پشيمان شود و يا پرسش دانش آموز را به گونه‌اي صورت‌بندي مي‌كنند كه بر پاسخ آن قادر و توانا باشند. در پاره‌اي از موارد واگذار كردن پرسش به آخر كلاس يا به صورت خصوصي در پايان كلاس يكي از ترفندهاي فرار از پرسش است.
1-3. استفاده از منابع
روشن است كه معلمان تك منبع تنها به داده‌هاي همان منبع اكتفا مي‌كنند و اكتفا به داده‌هاي يك منبع و عدم اطلاع از مسايل جانبي و مطالب بيروني از كتاب كه ممكن است متناسب با نيازها، خواست‌ها و علائق فراگيران باشد، از جذابيت درس مي‌كاهد و كلاس را پويا، بالنده و پرجاذبه نشان نمي‌دهد. برخي از معلمان پيرامون منبع درسي اطلاعات خوب و مناسبي دارند اما همين كه خارج از منبع چيزي از آنان پرسيده شود اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند و ممكن است به آساني اعتبار علمي خويش را متزلزل نشان دهند. بدين جهت استفاده از منابع متعدد براي جذابيت كلاس توصيه‌اي حتمي است. البته منابع نياز نيست به صورت كتاب باشد. معلماني كه با داده‌هاي جديد اينترنتي از مباحث دانش آموز را از نوترين مباحث آگاه مي‌سازند، كلاس خويش را جذاب‌ مي‌نمايند.

2. جنبه‌ رفتاري؛
2-1. شادابي
:
معلمي كه عبوس، گرفته، اخم‌آلود و يا افسرده‌رو باشد، نمي‌تواند پيام‌آور شادابي و طراوت باشد و كلاس او فاقد اشتياق و جذابيت خواهد بود. البته گاه ممكن است فيزيك چهره يك معلم كمي او را جدي و گرفته نشان دهد، در اين صورت بهره‌مندي از طنز و آميختن درس با تكنيك بيان مي‌تواند آن را جبران نمايد. اگر معلم شاداب و با نشاط باشد:

دانش آموزان مشتاق‌تر در كلاس حاضر خواهند شد.
روابط بين استاد معلم و دانش آموز صميمانه‌تر خواهد گشت.
دانش آموز به طرح مشكلات خويش با استاد معلم خواهد پرداخت و از معلم  به عنوان مشاور بهره خواهد برد.
دانش آموزان شاداب‌تر خواهند شد و بهره‌وري از كلاس افزايش خواهد يافت.
روحيه معلم تأثير منفي در اخلاق دانش آموزان نخواهد نهاد.
اما اگر معلم بي‌نشاط باشد:
كلاس خشك و كسل‌كننده مي‌شود.
دانش آموزان حتي حاضر به طرح پرسش‌هاي درس نخواهند بود و در واقع بسياري از سؤالات امكان بروز نمي‌يابد.
يادگيري با اختلال مواجه خواهد شد، چرا كه دانش آموز  با عنايت به ويژگي‌ معلم علاقه به آموختن را از دست خواهد داد.
ازنقش تربيتي معلم كاسته مي‌شود و دانش آموزان نمي‌توانند از رفتار معلمي سرمشق بگيرند.
فضاي دوستي و علاقه به فضاي سرد و خاموش بدل خواهد شد و رابطه معلم و شاگرد در حد چارچوب آموزشي محدود خواهد گشت.
2-2. احترام به دانش آموز:
ممكن است معلم شخصاً فرد شادابي باشد اما فراگير در هندسه ذهني او، جايگاه ويژه‌اي نداشته باشد. در اين صورت از چنين معلمي نمي‌توان توقع داشت كه به خواست دانش آموز احترام بگذارد. در چنين كلاسي ممكن است معلم يكسويه اعمال مديريت نمايد و تنها خواست خود را بر كلاس تحميل سازد. نتيجه ضروري چنين كلاسي دلزدگي دانش آموزان از آن است كه جذابيت كلاس را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بدگماني به دانش آموز، ترديد در صداقت او، پاسخ‌هايي گزنده، برخورد دبستاني و مدرسه‌اي با دانش آموز، بي‌اطلاع و بي دانش فرض كردن دانش آموز و… معلم و دانش آموز را مقابل و معارض يكديگر قرار مي‌دهد و درس را براي دانش آموز تحميلي مي‌سازد.
2-3. رعايت پوشش ظاهري
پوشش ظاهري به ظاهر امر ساده‌اي به نظر مي‌آيد؛ اما در واقع چنين نيست. برخي از معلمان مي‌پندارند كه بايد به لحاظ علمي واخلاقي آراسته و توانمند باشند و توجه به ظواهر از جمله رعايت شأن معلمي در پوشش و آرايش يا پيرايش از اهميت چنداني برخوردار نيست. اما اين پندار، ناصواب و خطاآلود است. فراگيران حتي درباره پوشش معلم موشكافي مي‌كنند و اگر معلم ظاهري ژوليده و نامرتب داشته باشد، از او تأثير چنداني نمي‌پذيرند. راستي چگونه معلم مي‌تواند به تأكيد دين بر پاكي و طهارت تكيه كند و بر آموزه‌هاي ديني در باب پاكيزگي توجه دهد، اما خود به لحاظ ظاهري ناآراسته و ژوليده‌پوش باشد چنانكه آراستگي باطني معلم مي‌تواند در جذب دانش آموز كمك نمايد، آراستگي ظاهري نيز بر جذابيت كلاس خواهد افزود و معلمان بايد رنگ و مدل مناسب، تميزي و در صورت امكان تازگي را در پوشش مراعات نمايند.
2-4. اعتماد و خوش‌گماني
معلمي كه به دانش آموزان ظنين و بدگمان است، سوء‌ظن و بدگماني دانش آموزان را نيز درباره خويش برخواهد انگيخت.
استاد خوش‌گمان:
مشكل دانش آموز را در مسايل درسي و غيردرسي «بهانه» نمي‌خواند و از اين رو با درك موقعيت او درحل مشكل به او كمك خواهد كرد.
رابطه‌اش با دانش آموزان بر اساس وسواس و احتياط افراطي شكل نخواهد گرفت، بلكه رابطه‌شان بر اساس صميميت و تفاهم قوت مي‌پذيرد.
بين خود و دانش آموز گسست ايجاد نمي‌كند و ديواري از بي‌اعتمادي نمي‌كشد، از اين رو دانش آموز مشكلات شخصي خود را با او در ميان خواهد نهاد. و از او به عنوان راهنما كمك خواهد گرفت. اما اگر معلم بدگمان باشد ممكن است سخن راست دانش آموز را نيز دروغ تلقي كند. مشكل او را «توجيه» بداند. پرسش او را به اصطلاح دست انداختن قلمداد كند و سؤال او را بي‌‌پاسخ بگذارد. همه اينها باعث مي‌شود كه درس و مدرّس آن براي دانش آموز فاقد جذابيت باشد.
2-5. پرهيز از غرور:
معلمي كه مغرور نشان دهد، دانش آموزان از او خواهند گريخت. تكبر و غرور معلم نه تنها رسالت تربيتي معلم را ناكام مي‌گذارد، بلكه وظيفه تعليمي معلم را نيز با مشكل مواجه خواهد ساخت. برعكس معلمان متواضع و فروتن بهتر مي‌توانند دانش آموزان را جذب كنند، كلاس را جذاب سازند و به رسالت تعليمي و تربيتي خويش عمل نمايند.

3. جنبه روشي:
اگر چه روش تدريس واحدي را نمي‌توان به عنوان بهترين روش براي معلمان معرفي نمود؛ اما مي‌توان گفت كه بهترين روش تدريس براي هر معلمي آن است كه براي دانش آموزانش جذاب‌تر و نتيجه بخش‌تر و حصول يادگيري در آن سهل‌الوصول‌تر باشد.
ممكن است گاه سخنراني محض يا سخنراني فعال، شيوه سقراطي و يا روش قياسي نتيجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر باشد و گاه روش ديگري ايجاد جاذبه نمايد و به يادگيري بهتر منجر گردد. زمان آموزشي، متن درسي، مخاطبان درس، توانايي‌هايي معلم ، سياست‌هاي آموزشي، تكنولوژي آموزشي و اموري از اين قبيل در انتخاب روش تدريس معلم اثرگذار مي‌باشد.
مهم آن است كه معلمان محترم به اين نكته عنايت نمايند كه تدريس شان بايد نتيجه مناسب را در بر داشته باشد و براي دانش آموزان دلنشين و جذاب باشد.
به نظر مي‌رسد كه توجه به نكات زير مي‌تواند در جذاب كردن روش تدريس موثر باشد.
معلم شيوه تدريسي را برگزيند كه نقش دانش آموز در آن به خوبي لحاظ شده باشد. في‌المثل سخنراني محض نقش دانش آموز را ناديده مي‌انگارد.
نحوه طرح درس كه از مسايل مربوط به فنون تدريس و روش‌هاي آن است، مي‌تواند در جذابيت موضوع كمك نمايد. معلم مي‌تواند درس را با يك سؤال آغاز نمايد و روش خويش را بر اين مسأله بنا نهد؛ آنگاه توجه دانش آموزان براي يافتن پاسخ جلب خواهد شد و در ادامه تدريس براي يافتن پاسخ و حل ابهام خويش توجه بهتري به درس نشان خواهند داد.
ارائه چارچوب در آغاز و تلخيص درس در پايان، روش تدريس را مؤثر مي‌سازد. با اين كار دانش آموز در آغاز خواهد دانست كه در اين جلسه يادگيري به دنبال يافتن چه نكاتي است و اگر از نكته‌اي غفلت كرده باشد، تلخيص آن در پايان دوباره توجه‌اش را جلب و نقص و كمبود را جبران خواهد ساخت.
جريان داشتن جلب مشاركت و روحيه‌ پرسش و پاسخ مي‌تواند دانش آموزان را به فراگرفتن مشتاق‌تر و كلاس را پرجاذبه‌تر نمايد. منظور از پرسش و پاسخ نيز فقط آن نيست كه معلم پاسخ‌گوي سؤالات باشد، بلكه منظور آن است كه درس را به گونه‌اي طرح نمايد كه در ذهن دانش آموز پرسش ايجاد شود يعني شيوه تدريس معلم ، پرسش‌ساز باشد.

4. جنبه مديريتي:
معلم غير از آن كه متخصص آموزشي است، نقش يك مدير را نيز در كلاس ايفا مي‌نمايد، تعداد فراگيران، روحيات متفاوت و گونه‌هاي رفتاري آنان، محدوديت زمان آموزشي، اتمام سرفصل‌هاي مصوب، الزامات قانوني و مقررات آموزشي و استفاده بهينه از وقت اموري هستند كه مديريت و نظارت بر كلاس را حتمي و الزامي مي‌سازند. اگر معلم بر كلاس مديريت ننمايد:
هرج و مرج جوّ غالب و حاكم بر كلاس خواهد شد.
روحيه نظم‌پذيري و انضباط بين فراگيران از بين خواهد رفت.
تعليم و آموزش ناكامياب و بي‌نتيجه خواهد شد.
حضور در كلاس بي‌فايده تلقي‌ مي‌شود و جاذبه‌اي براي حاضر شدن در كلاس درس باقي نخواهد ماند.
اما چگونه مديريتي مي‌تواند جذابيت ساز باشد؟
معلم بايد قبل از هر چيز در فكر ايجاد قوانيني براي كلاس باشد. كلاس كه قاعده خاصي بر آن حاكم نباشد، نتيجه خاصي بر آن مترتب نيست. بنابراين اصل ايجاد و وضع قانون و حرمت نهادن به آن، اصل اولي و ضروري است.
قوانيني كه معلم در كلاس به كار مي‌گيرد بايد انعطاف‌پذير باشد. قوانين خشك‌، بي‌روح و غيرقابل انعطاف دانش آموزان را از معلم گريزان و كلاس درس را فاقد جذابيت مي‌سازد.
معلم بايد سعي كند از تهديد خودداري نمايد. تهديد كردن و حاكميت ترس بر كلاس تنها از آن معلمان ترسو و ضعيف‌النفس است و معلمي كه از اعتماد به نفس برخوردار است، ابزارهاي ديگري را براي مديريت برمي‌گزيند مثلاً برخي از معلمان با تهديد حذف درس، منظور كردن نمره منفي و يا مثلاً معرفي به آموزش عملاً ناتواني خود را به اثبات مي‌رسانند.
قاطعيت لازمه مديريت است اما آميختن آن با منطق، نظارت و مديريت را پربار‌تر و نتيجه‌بخش‌تر مي‌سازد. در واقع معلم بايد در عين قاطعيت منطق‌پذير باشد.
لازم است معلم متناسب با هر كلاسي شيوه‌هاي نفوذ در فراگيران را از قبل طراحي نمايد.1 به عنوان نمونه كنترل و نفوذ با استفاده از مجاورت (مثل آن كه معلم به طرف فرد خطاكار برود و در كنارش بايستد) يا با استفاده از اشاره ماهرانه و نيز به كارگيري طنز و شوخي (به شرط آن كه ملايم، محترمانه و ظريف باشد و نه نيشدار، تمسخرآميز و ريشخند) گونه‌هايي از نفوذ در فراگيران و مديريت و نظارت بر كلاس است. مديريت پليسي، مديريت نوچه‌گرا و جاسوسي، مديريت خشك نظامي و مديريت آزاد، رها و بي‌قاعده گونه‌هاي منفي مديريت است كه كلاس را از مكان آموزشي به مكاني نظامي يا مكاني صرفاً فراغت‌بخش و سرگرم كننده، بدل مي‌سازد و در نتيجه از جاذبه‌هاي درس و كلاس مي‌كاهد. در پايان جدولي ارائه مي‌شود كه معلمان جذاب و غير جذاب را به لحاظ رويكرد و كاركرد با يكديگر مقايسه مي‌نمايد.
جدول پيوست
ب- متن و محتوا
متن آموزشي يكي از اساسي‌ترين مؤلفه‌هاي آموزشي است كه همواره با فراگير همنشين و در ارتباط است.
معلم نيز از اركان و پايه‌هاي آموزش است ولي هميشه با فراگير همنشيني ندارد. او تنها در كلاس درس با دانش آموز همراه است و سپس تأثيرات اوست كه مي‌تواند به احساس حضور او در كنار دانش آموز منجر شود. اما متن آموزشي امكان حضور مداوم را در كنار دانش آموز دارد. يعني دانش آموز هر وقت بخواهد مي‌تواند با آن مؤانست و مجالست برقرار نمايد. از اين رو جذاب كردن متن بيش از هر چيز ديگر ضروري و لازم مي‌نمايد.
افزون بر به كارگيري تكنيك برتر چاپ در كتب درسي (اگركتاب متن درسي باشد) به كارگيري فن نگارش، استفاده از محتواي غني و پرعمق، بهره‌گيري از نظريات جديد و رقيب، آسان‌يابي‌مفاهيم و دوري از پيچيده‌گويي‌هاي غيرفني، توجه به نياز مخاطب و اهتمام به سطح انديشه و نگرش او مي‌تواند كتاب را با جاذبه‌ها و آرايه‌ها همراه سازد و دانش آموز را به همنشيني مدام با آن ترغيب نمايد. متون درسي با محتواي كهنه، ‌با قلم و بيان ناشيوا و دشوارياب،‌ بدون عنايت به مباحث جدي و جاري، پايين‌تر از فهم مخاطب يا در سطحي دورتر از دانايي و فهم او و بي‌اعتنا به خواست‌ها و نيازهاي فراگير نمي‌تواند در دانش آموز علاقه ايجاد نمايد و كلاس را جذاب سازد.
ج- فضاي كلاس
كلاس درس يك فضاي معنوي و آموزشي دارد و يك فضاي مادي و فيزيكي. مقصود از فضاي معنوي و آموزشي فضاي متأثر از معلم و دانش آموز است كه مي‌تواند باز، منعطف، منطقي و با تفاهم باشد و يا بسته، قانوني، خشك و سرشار از يك سونگري و تعارض. في‌المثل در كلاس درسي كه معلم اجازه پرسش را به دانش آموز  نمي‌دهد، يا سخن رقيب در آن با طعن و توهين نقد و نقل مي‌شود و يا معلم تنها خواست خود را بر دانش آموزان تحميل مي‌نمايد و از مشورت با فراگير و حرمت به جايگاه او طفره مي‌رود، چنين كلاسي بسته و غيرمنطقي جلوه خواهد كرد و آثار و فوايد درخشاني از آن حاصل نخواهد شد. اما فضاي فيزيكي كلاس عبارت از محدوده كلاس، موقعيت جغرافيايي، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي، تابلو و وسايل گرمايشي و سرمايشي، فرسودگي بنا يا نو بودن و اموري از اين دست است كه در جذابيت تأثيرگذار است. معمولاً كلاس‌هاي كهنه و قريب‌التخريب، با نيمكت‌هاي شكسته و قديمي و در موقعيت عبور و مرور دانش آموزان (مثل كلاس‌هاي كنار پله) با جذابيت ناسازگار است و براي دانش آموز محيطي خوشايند نمي‌باشد. .

نتیجه:
1. جذابيت كلاس با روش‌هاي جذاب تدريس، متن جذاب و معلم پرجاذبه حاصل مي‌شود. در اين ميان سهم معلم سهم عمده‌اي است. بنابراين هنر معلمی در آن است كه از كمترين داده‌ها و داشته‌ ها بيشترين بازدهي را داشته باشد و اگر في‌المثل متن درسي يا فضاي فيزيكي كلاس دلپذير و خوشايند نبود، با ايجاد جذابيت‌هاي ديگر بر رونق كلاس درس بيفزايد.
2. جذابيت هم صورت منفي دارد و هم صورت مثبت. اگر معلمي وقت اصلي كلاس را به طنز‌گفتن، حاشيه رفتن و درس ندادن بگذراند و كلاس را بي‌قاعده و رها سازد، ممكن است براي برخي ايجاد جذابيت نمايد اما اين جاذبه‌ها با اهداف تعليمي و تربيتي ناسازگار و لذا منفي مي‌باشد. مثلاً در ارزشيابي‌ها و گزارش‌ها به دست آمده است كه معلم جهت ارتباط با دانش آموز و شايد براي جذابيت كلاس براي دانش آموزان شيريني مي‌خرد. حقيقتاً آيا خريدن شيريني كلاس را جذاب مي‌سازد يا جذابيت منفي ايجاد مي‌كند؟ (شايد همين عمل با يك طراحي دقيق و متناسب با ايام در خلال درس تنوع و جذابيت ايجاد كند اما براي ديگر ايام تدريس بايد فكر و چاره‌اي ديگر انديشيد مثلاً قسمت‌هايي از زندگاني بزرگان، اهل معرفت و دل و … را بيان كرد.)

3. قرآن كه كتاب حياني است و گفتار آن براي پيروانش بي‌شك باور كردني و پذيرفتني مي‌باشد، براي رساندن پيام خود از داستان و هنرهاي تجسمي و كلامي بهره برده است. نثر شيوا و بليغ برگزيده است. ساده و بدون پيچيدگي سخن گفته است. به مقتضيات زماني و مكاني و مخاطب خويش عطف توجه نشان داده است. از تمثيل بهره گرفته و سبك گفتار خويش را متناسب با پيامي كه مي‌خواهد ارائه كند، انتخاب كرده است. در واقع از هنر جذب مخاطب نهايت استفاده را برده است. اگر قرآن براي مخاطب چنان شأني قايل مي‌شود كه مي‌خواهد باجاذبه‌هاي هنري از او جذب كند معلماني كه مي‌خواهند پيام و محتواي قرآن را در قالب دروس معارف ارائه نمايند، به بهره‌گيري از هنر ملزم‌ترند

   متن درسی کتاب  یکی از عوامل اساسی در ایجاد جذابیت و جلب توجه دانش آموزان به کتاب و در نتیجه درس می تواند باشد . با وجود این که معلم همیشه در کنار دانش آموز نمی باشد ، کتاب جذاب  می تواند نقش مهمی در این کار داشته باشند.

  جذابیت کلاسی از نظر فضای کلاسی  مربوط به دو عامل می تواند باشد: 1). فضای معنوی و اموزشی ؛ 2). فضای فیزیکی و مادی.

  که فضای معنوی و آموزشی بسته به روابط بین معلم و دانش آموزان دارد و فضای فیزیکی و مادی محدوده كلاس، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي و ...  كه در جذابيت تأثيرگذار است.

پیشنهاد :

    معلم برای ایجاد جذابیت بیشتر در کلاس درس و به وجود آوردن کلاسی شاد برای دانش آموزان _که می تواند یکی از عوامل جذب دانش آموز به کلاس در س باشد _ می تواند از طنز در کلاس استفاده کند . درس را به استفاده از طنز تدریس نماید . رویداد شادی بخش که چهره ی کودکان را باز و لب هایشان را خندان می کند ، از دیدگاه رشد گرایان حائز اهمیت است ، ارتباط دادن مراحل رشد فردی کودکان با شوخ طبعی آنان می تواند توجه معلمان را در حین تدریس به این فرایند جالب و اثر بخش جلب کند.

    متن و محتوایی که برای دانش آموزان در نظر گرفته می شود ، بر اساس علاقه ی آنان تدوین شود . و همچنین در تدوین کتب درسی به این نکته باید توجه شود که بعضی از موضوعات در فصل و یا زمان خاصی از سال بهتر است تدریس شود ؛ مثلاً دروس مربوط به گیاهان در کتب علوم بهتر است در فصل بهار تدریس شود . پس در تدوین کتب به زمان و موقعیت درس توجه شود .

    در کتاب ها می توان از نقاشی ها و تصاویر جذاب استفاده کرد . به عنوان مثال تصاویر و نقاشی های کتاب فارسی در چاپ های اخیر تصاویری غیر و اقعی می باشند .

     اما در مورد فضای کلاسی میتوان از رنگ های شاد و جذاب در رنگ زدن درو دیوار کلاس ها استفاده کرد و حتی رنگ تخته های روی دیوار ( که در سالهای گذشته به رنگ سیاه بود و لی در حال حاضر اکثراً به رنگ سبز رنگ می شوند ) . 

 

رديف

معلم بي جاذبه

معلم جذاب

1

به ديگران بي‌توجه است و حرمت و جايگاه آنان را پاس نمي‌دارد

علاقه‌مند به ارزش و احترام ديگران است.

2

افسرده و ظنين است.

شاداب، پرنشاط و با اعتماد است.

3

از عامل ترس براي انگيزش و مديريت بهره مي‌گيرد.

به عامل تشويق براي تحريك انگيزه توجه دارد.

4

مستبد و جزمي است.

به مشورت معتقد است.

5

با تندي سخن مي‌گويد و روح شادابي و شوخ طبعي در گفتار او ديده نمي‌شود.

بشاش، آرام و شوخ طبع است.

6

از اين كه فراگيري را پيش دوستانش مورد انتقاد قرار دهد، لذت مي‌برد.

به ندرت از فراگيران انتقاد و عيب‌جويي مي‌كند.

7

به فراگيران امكان طرح سؤال نمي‌دهد.

همكاري فراگيران را در طرح فعاليت‌هاي يادگيري جلب مي‌نمايد.

8

جز به كتاب درسي به منابع ديگري مراجعه نمي‌نمايد و به همين سبب هميشه معلومات ثابت و محدود دارد.

معلوماتش در رشته درسي عميق است و تنها كتاب درسي را مرجع قرار نمي‌دهد.

9

غالباً مي‌خواهد خواسته‌هاي خود را به فراگيران تحميل نمايد.

براي عقايد فراگيران احترام قايل است.

10

در وضع ظاهري نقايصي دارد. مثلاً لباس زننده مي‌پوشد.

خوش ظاهر و خوش‌لباس است و البته به گونه‌اي خود را آرايش نمي‌دهد كه جلب توجه نمايد.

11

ثبات عاطفي ندارد و نمي تواند هيجان‌هاي خود را كنترل نمايد.

ثبات عاطفي دارد و به ندرت افسرده و دلسرد نشان مي‌دهد.

12

انضباط پيچيده و سختي دارد و به دليل ناتواني در اداره كلاس به انضباط شديد و پيچيده متوسل مي‌شود.

معيارهاي معقولي وضع مي‌کند كه نه زياد سخت باشد و نه زياد آسان

 

اين جدول با الهام و اقتباس از كتاب مباني روان‌شناختي تربيت تأليف دكتر علي‌اكبر شعاري‌نژاد، ص104 و صص 134-132 تهيه و تنظيم شده است

منابع :

1. رابرت بيلر ،كاربرد روان‌شناسي در آموزش، ، ترجمه پروين كديور، ج2،

2. نشريه معارف ، شماره 21 ـ آذر هشتاد و سه
3. مجله ی  رشد تکنولوزی آموزشی ، دوره ی نوزدهم ، تابستان سال تحصیلی 83-82، شماره ی  مسلسل 158

اوستا طحانی

روش های تقويت انشاي دانش آموزان ابتدایی

روش های تقويت انشاي دانش آموزان ابتدایی

مقدمه : توصيف وضعيت موجود

در حيطه زبان آموزي, چهار ركن اصلي گوش دادن – صحبت كردن  خواندن و نوشتن امروزه در دنيا به عنوان يك قانون مسلم پذيرفته شده , در آموزش تمامي زبان هاي دنيا و برنامه هاي آموزشي مدنظر قرار مي گيرد.

در اين چهار قدم به ترتيب نوشتن جايگاه چهارم را به خود اختصاص داده , چرا كه سه امر گوش دادن و صحبت كردن و خواندن براي نوشتن مقدمه و پيش سازمان دهنده , و زمينه بوده و بالاترين سطح را به خود اختصاص داده است.

از آنجايي كه مقطع ابتدايي پايه اي براي مقاطع ديگر بوده , ما نيز چند سالي در اين مقطع تدريس كرده ايم. امروزه در امر زبان آموزي نگارش از اهميت بالايي برخوردار است , مخصوصاً در پايه سوم كه اولين پايه اي است كه به صورت مستقل انشا نوشته مي شود , چون در پايه دوم از جمله نويسي استفاده مي گردد , اين جملات اكثراً مرتبط با هم نيستند و هر يك به طور جداگانه نوشته مي شود و بيشتر نحوه و ساختار جمله , منظم كردن جملات در هم ريخته , كوتاه سازي , تركيب جملات ساده يا جمله سازي با كلمات ساده مد نظر است . براي دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پايه سوم با توالي مناسب مشكل مي باشد.

بيشتر آموزگاران نوشتن انشا در زمره تكاليف نگريسته و در پايان اين ساعت درس موضوعي را براي نوشتن انشا مطرح مي كنند و براي جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوي دانش آموزان مي شوند. چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نيستند لاجرم به اولياي خود متوسل شده از آنها حتي نه به عنوان كمك ؛ بلكه كسي كه بايد متن انشا را بصورت كامل براي آنها ديكته نمايند نگاه مي كنند كه اين امر براي ما نيز در دوره تحصيل بارها اتفاق افتاده و چه بسيار كودكاني كه براي نوشتن انشا توسط اوليا سرخورده و تنبيه شده اند , و صدمات جبران ناپذيري را تحمل نموده اند كه حاصل ايـن شيـوه نـگارش ها در بـررسـي هايي فعلي و بروندادهاي اين مدارس كه همان فارغ التحصيلان هستند كه با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مكتوب نيستند.

انشاهاي نوشته شده در منزل , چون توسط اوليا يا افرادي بوده كه از نظر سطح علمي بالاتر از دانش آموزان است , در سطح بالاي گروه سني وي بوده و حتي محتوا و كلمات نوشته شده براي دانش آموزان قابل تفهيم نيست. اين روند موجب نارضايي اوليا نيز مي گردد, اين نوع انشاها حتي در حين قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان ديگر كلاس قرار نمي گيرد.

موضوعات ارائه شده براي انشا چندين سال است كه روش سنتي خود را طي نموده كه همان توصيفي نمودن يك پديده يا فصل و ... يا مناسبت هايي از سال چون نـوروز و تعطيلات و ... است. اين موضوعات بعضاً آن قدر كلي هستند كه در حيطه دانش آموزان مقطع ابتدايي نيست.

چگونگي اداره كـردن كـلاس ها بـا تـوجـه بـه كـم بـودن ظـرفيـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدايي بعد از دقايقي موجب سر و صدا و عدم تحمل شنيدن متن ها توسط كودكان مي گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اكثر مطالب مشابه هست و هيچ جذابيت و تفنن تهيج خاصي نيست , بسيار خسته كننده و ملال آور مي شود , به طوري كه از طرف دانش آموزان فقط رفع تكليف تلقي مي گردد , به مثابه اي كه اگر در پايان اين زنگ در خصوص متن هاي خواندن شده دانش آموزان از خود آنها بپرسيم مطلبي قابل توجه و يا پيام قابل بيان براي ما و خودشان نداشته باشند, دانش آموزان نوشتن انشا را , پر كردن يك صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو كه باشد مي دانند طوري كه دانش آموزي در روستاي اجيرلو داشتم در توصيف بهار , 14 سطر را پر كرده بود . در نوشته او من جز اين چند جمله مطلبي قابل فهم نديدم كه اين جملات را به كرات در فاصله هاي معين تكرار كرده بود (( فصل بهار خوب است , چون كه خوب است و راي اين كه زيبا است , چون كه خوب است و ... ))

آموزگاري در مدرسه خود در هفته اول مهرماه موضوع انشا را در روي تخته سياه كلاس نوشت و توضيحات مختصري نيز در خصوص موضوع داده , تا براي جلسه آينده نوشته هاي خود را به كلاس ارائه دهند , در جلسه بعدي از روي دفتر نمره به طور اتفاقي چندين نفر در پاي تخته براي خواندن نوشته هاي خود حاضر شدند. تعدادي اصلاً ننوشته بودند و ادعا مي كردند كه يا اولياي آنها سواد ندارند كه براي آنها انشا بگويد ؛ بعضي نيز عدم همكاري اوليا را علت مطرح كردند و بعضي نيز جايي يا كسي را براي نوشتن اصلاً پيدا نكرده بودند ؛ اما چند نفر كه نوشته بودند , يا خط خودشان نبود كه بتوانند روان بخوانند و بعضي هم كه خواندند از كلمات سطح بالا و واژه هاي ناملموس براي اين پايه استفاده كرده بودند كه خودشان نيز معناي آن كلمات را نمي دانستند ؛ چند نفر نيز كه خودشان انشا را نوشته بودند يا جمله بندي ناقص  و مطالب نوشته شده از توالي منطقي برخوردار  نبود و نوشته ي آنها از 4 الي 5 سطر فراتر نمي رفت.

فضاي كلاس آن قدر شلوغ و بي روح بوده كه با تاكيدهاي او كسي حاضر به گوش دادن اين مطالب نبود. اين وضع كلاس با اين كيفيت و شرايط , وي را مجبور كرد كه در پي چاره جويي باشد تا اين مسئله را از ميان بردارد , با هم شب ها در منزل در اين خصوص و مطالب مشابه درسي بحث و بررسي مي كرديم , در دفتر آموزشگاه ها نيز مسايل مطرح مي شد هر كسي نيز يك نظري داشت كه در نوع خود به تصميمات و پيشنهادشان , كمك مي كرد. حتي در جلسه شوراي آموزگاران را به طور گذرا اين مطلب را مطرح كرديم چون به صورت موردي بود چندان مورد بحث و تبادل نظر قرار نگرفت.

ما در يك جمع بندي كه انجام داديم اين امر را به چندين علت بيان كردند كه مهمترين آنها عبارت بودند از

1- عدم توجه و دقت ه جمله بندي و جمله نويسي در پايه دوم ابتدايي.

2- بي سوادي يا كم بودن سطح آگاهي و تحصيلات اوليا دانش آموزان.

3- عدم مطالعه كتاب توسط دانش آموزان و عدم امكانات و كتابخانه با توجه به دور دست بودن منطقه .

4- عـدم اشتيـاق بچه ها به زبان فارسي با توجه مغاير بودن با زبان مادري دانش آموزان.

5- عـدم پيگيـري و دقـت نظـر معلـمان و راهنمايان و خود اوليا در انشاي دانش آموزان.

6- كليشه بودن موضوعات براي معلمان و روند اجرايي تكراري باعث عدم رغبت آن ها مي شود.          

گرد آوري اطلاعات ( شواهد يك )

            در يك تقسيم بندي كاري در مرحله اول , نحوه تدريس زنگ انشاي چند نفر از همكاران را جويا شدم كه آيا نگارش ها بايد در منزل يا در كلاس بايد صورت بگيرد , نظر اولياي دانش آموزان كه در مدرسه حاضر مي شدند پرس و جو كرده و يادداشت مي كرديم كه نظرات متفاوتي ايراد مي شد در يك نمونه آماري كه بدست آورديم معلوم شد كه اكثر انشاها در منزل نوشته مي شود كه اين روش با توجه به تحقيقات و نظر اكثر علماي تعليم و تربيت كاملاً منسوخ است و اكثر اوليا از اين امر ناراضي بودند و دانش آموزان نيز در كلاس تمايل به شنيدن نوشته هاي هم كلاسي خود نشان نمي دادند.

            براي اكثر معلمان نيز ساعت انشا كسل كننده و خسته كننده مي باشد , در يك نظر سنجي از بچه ها , آنها نيز بيان كردند كه نمي دانند چگونه انشا بنويسند , موضوعات براي آن ها قابل فهم نيست , مورد علاقه آنها نيست و با توجه به دو زبانه بودن در جمله بندي و پيدا كردن كلمات معادل با زبان مادري مشكل دارند.

            در نوشته هايي كه در خصوص نگارش و مخصوصاً نگارش خلاق , مقطع ابتدايي لازم بود جمع آوري كرديم كه در پايان به طور مختصر گوشه هايي از مطالب يادداشت مي گردد . در ساعت انشا مي توان با ايفاي نقش , قصه گويي و نمايش خلاق به عالي ترين اهداف زبان آموزي دست يافت كه نوشتن نيز يكي از اين اهداف است ايجاد برقراري ارتباط انساني و عاطفي , نظم بخشي به افكار گفتار پرورش قوه تفكر استدلال , استنتاج و به طور كلي رشد و شكوفايي خلاقيت و استعدادهاي زباني در دانش آموزان مي انجامد.

تجزيه و تحليل اطلاعات:

            پس از تجزيه و بررسي و تحقيق و مطالعه منابع موجود خلاصه يافته هاي حاصل از اين تجزيه و تحليل ( علل ناتواني دانش آموزان در نگارش انشا بدين شرح مي باشد)

1- عدم آشنايي دانش آموزان با طرز و چگونگي انشا كه دلايل آن در وضعيت موجود نوشته شد , كه در دوم ابتدايي آشنايي دانش آموزان فقط با جمله بندي بوده  است.

2- دانش آموزان نمي دانند كه در مورد چه بنويسند , كدام موضوعات و مطالب در نوشتن آنها كمك خواهد كرد.

3- انشا در سر كلاس نوشته نمي شود , محول كردن نگارش به محوطه خارج از كلاس كه لاجرم دانش آموزان از اولياي دانش آموزان استفاده نمايد.

4- عدم علاقه و رغبت معلمان و همچنين عدم آشنايي با قواعد موضوعات مناسب هر پايه مطابق با اصول روان شناسي , و توانايي ذهني , حدود سني 10  الي  11 سال.

5- تقويت نكردن مهارت گوش دادن دانش آموزان به انشاهاي خوانده شده در كلاس درس.

6- عـدم فضـاي آزاد , و فضـاي پـرسـش و پـاسـخ و نقـد و بـررسـي نوشته هاي دانش آموزان در كلاس .

7- مناسب نبودن موضوعات انتخاب شده با توجه به گروه سني و همچنين تكراري بودن موضوعات.

8- عدم مطالب كتاب هاي قصه و داستان پروري ذهن هاي دانش آموزان در مدرسه و بيرون از مدرسه.

9- معلمان معيارهاي مشخص در ارزشيابي انشا در دست ندارند.

چگونه انشا بنويسيد

            دانش آموزان پايه سوم ابتدايي براي اولين بار با درس انشا آشنا مي شوند , پس بايد تناسب , اندازه و كيفيت استفاده از لغات مطابق گنجينه لغات و ساير مسايل رعايت و مدنظر قرار گيرد و حتي چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاً با توجه به گروه سني شان آموزش داده شوند , حتي چندين مورد از انشاهاي سوم ابتدايي هاي سال قبل خوانده شود اين آموزش ها با توجه به توانايي و ذوق و سليقه هـر معلـم و ديـدگاه وي مي تـواند گوناگون باشد اما از نظر ما مي تواند بدين گونه باشد:

1- موضوعي براي انشا انتخاب مي شود بايد كاملاً واضح و محدود و توضيحات را در خصوص آن موضوع را ارائه داد.

2- چگونگي ربط دادن جملات و گسترش حوزه واژگان و افزايش كميت جمله ها آموزش داده شود.

3- تصاويري كه در اختيار دانش آموزان قرار دهيم و از آنها بخواهيم در مورد تصاوير چند سطري براي ما بنويسند.

4- جملات درهم ريخته را با اندازه هاي متفاوت در اختيار آنها قرار داد تا آنها كامل نمايند.

5- پاكيزه نويسي , رعايت اصول نگارش و علائم سجاوندي در پايه ابتدايي , چگونگي تنظيم ساختار انشا و پيش نويس و پاكنويس نيز مورد تاييد و پيگيري قرار گيرد.

6- با تعريف يك كارتون يا داستان مي توانند يك انشا خوب بنويسند , البته بهتر است اين كارتون نمايش داده شود يا داستان را خودشان بخوانند.

7- در مناطق دو زبانه بهتر است از ابتدا دانش آموزان علاوه بر زبان مادري از زبان فارسي كه زبان نوشتاري و معيار و ملاك ارزيابي ما مي باشد مدنظر همكاران بوده تا حوزه گنجينه ي لغات آنها افزايش يابد.

انواع انشا (پايه سوم)

1- انشاي توصيفي 2- خاطره نويسي3- داستان نويسي4- انشا شفاهي 5- نامه نگاري

نحوه ارزش يابي

در مقطع ابتـدايـي بخصوص در پايه سوم چون اولين سالي است كه انشا تدريس مي گردد ,معلم دلايل برتري انشاهاي دانش آموزان را براي آنان بيان كند و نقاط قوت آنها را در اين خصوص بيان نمايد. تا از اين طريق دانش آموزان ديگر اين نقاط را در نوشته هاي هفته هاي بعدي خود مورد توجه قرار گيرد. و اين نمونه برخي از معيارها و برتري انشاها را مي توان بدين عناوين بيان كرد:

1- جمله بندي صحيح

2- ربط داشتن جمله ها با توجه به موضوع

3- رعايت توالي زماني و مكاني و عدم تكراري بودن آن

4- رعايت جمله بندي و علائم سجاوندي , نوع جمله ها

5- طولاني نبودن داستان

راه هايي پيشنهادي براي نگارش انشا

با توجه به ديدگاه و مطالعاتي كه انجام شد چندين راه براي فعال شدن و علاقه نشان دادن دانش آموزاني كه در درس انشا پيشنهاد شد كه در وهله اول تصميم گرفتيم كه :

- نوشتن انشا حتماً در كلاس صورت بگيرد حتي اگر 3 الي 4 سطر هم نباشد.

- بعد از نوشتن انشا معلم كليه انشاها را بررسي نمايد و با قيد تاريخ و امضا تا تغيير متن به حداقل برسد.

- اگر زماني بعد از نوشتن متن هاي انشا مي باشد , يكي يكي از دانش آموزان را مي خواهيم تا انشا خود را بخوانند.

- چون پرورش تخيل در كودكان خيلي عالي است بنابراين سعي شود به داستانهاي خيالي و فضايي علاقه فراوان دارند موضوعات انشا به صورت داستاني انتخاب ميشود.

- معلم مربوطه مي تواند به دانش آموزان داستاني (فيلم – كارتون و يا كتاب هاي داستان ) يا هر آنچه در ذهن اوست را انتخاب كرده و چند كلمه اي از آن را روي تخته سياه مي نويسد و از دانش آموزان مي خواهد دنباله داستان خود را به ميل خود ادامه دهند. كه اين امر در پرورش تخيل كودكان موثر مي باشد.

- شيوه داستان گويي مي تواند به چند شكل صورت بگيرد , به صورت نوشتاري يعني كلماتي را در روي تخته سياه كه همديگر را در حول محور موضوع مورد نظر , تداعي نمايد و خود دانش آموزان ادامه دهند, يا اين به صورت تصويري ( تصوير خواني ) تصويري كه حاوي يك موضوع و مفهوم باشد و دانش آموزان بتوانند از روي اين تصوير مطالبي را بنويسند يا به روش ديگري كه مي تواند در پرورش خلاقيت كودكاني موثر افتد , اين كه يك قسمت داستان در تخته سياه نوشته شود و در ادامه بچه ها خودشان با قوه و خلاقيت خود جملات و انشا را ادامه دهند. اين روش در مناسبت ها كاربرد بهتري دارد , مثلاً در ماه رمضان مي توانيم روي تخته سياه مطلب را اين گونه آغاز كنيم : (( در يكي از روزهاي ماه رمضان علي در مدرسه مي خواست آب بخورد و يك دفعه يادش افتاد كه ... .

- براي دانش آموزان قصه اي بخوانيم يا بعد از آنها بخواهيم دوست دارند به جاي كدام يك از شخصيت هاي قصه خوشش آمد خود را به جاي آن شخصيت قرار داده و براي ما قصه شنيده را خلاصه نويسي نمايد.

- تمامي موضوعات فصل ها را مي توانيم در قالب داستان و به زبان بسيار ساده و كودكانه شروع و ادامه دهيم.

- معلمان نيز بايد با روش داستان نويسي و ساخت داستان , طولاني نبودن انشا آشنا شوند , هدف داستان و توالي مطلب را بدانند.

چگونگي اجراي راه جديد

بعد از بيان چگونگي نگارش انشا و بيان نكات لازم نگارشي به شاگردان , چند نمونه انشا براي آنها خواندم , قرار شد كه در جلسه بعد همه دفترهاي انشا خود را به كلاس آورده  و در كلاس انشا بنويسند هـرچند در ابتدا بچه ها مخالفت            مي كردند ؛ اعتماد به نفس لازم را براي نگارش انشا را در كلاس نداشتند پس از مدتي بحث و بررسي متقاعد شدند , كه اين كار را خودشان انجام دهند تا در كلاس هاي بالاتر بتوانند از عهده اين كار بر آيند.

            براي بار اول در مورد يك داستان كه در هفته گذشته از كتاب داستان خوانده بودم روي تخته سياه يك جمله از آن را بدين مضمون نوشتم (( يك روز خرگوش كوچولو تصميم گرفت تنهايي به جنگل برود كمي كه از خانه ي خودش دور شد يك دفعه صداي بلندي را ... . )) از دانش آموزان خواستم هر كس بنا به علاقه و سليقه خود , ادامه اين جملات را بنويسند. بچه ها خيلي احساس نارضايتي مي كردند وقتي گفتم حتي اگر دو سطر هم بنويسند قبول است , براي من خيلي اهميت دارد قبول كردند و نمره خوبي خواهند گرفت , كم كم شروع به نوشتن كردند جلسه نگارش چون اولين بار طولاني شد , تمامي انشاها و ذكر تاريخ و امضا , قرار شد كه در جلسه بعد در كلاس خوانده شود, بعضي از انشاها خيلي خوب نوشته شده بود , قدرت تخيل , خلاقيت بعضي از بچه ها خيلي خوب بود , برخي ديگر از نظر جمله نويسي و اصول نوشتاري مشكل داشتند.

            پس از بررسي معلوم شد يكي از دلايل عمده نقص نوشتاري دو زبانه بودن دانش آموزان و عدم كاربرد دقيق كلمات و واژه ها در نگارش بود , حتي در جمله بندي نيز براي آنها دشوار مي نمود. بعضي ها انشاهاي خنده داري داشتند با خواندن انشاها به كلاس شادابي مي بخشيدند , رضايت دانش آموزان را از اين روش احساس مي كرديم.

            براي بالا بردن ضريب دقت دانش آموزان و مطمئن بودن از توجه شاگردان مقرر شد كه پس از خواندن هر متن انشاي وي مورد نقد و بررسي قرار گيرد و يك نفر از بچه ها به صورت اتفاقي خلاصه انشاي وي براي كلاس بازگو نمايد هر چند شروع اين كار با سختي بود. چرا كه دانش آموزان ابتدا قادر به نوشتن نبودند از جلسه هاي آينده رغبت و علاقه دانش آموزان كاملاً مشهود بود. براي بررسي و مقايسه تفاوت روند و پيشرفت نگارش نمونه هايي از انشاهاي جلسات اول تا ششم را جمع آوري نموده كه دو نمونه از آن را به پيوست اين گزارش آورده ايم. اما نكته مهمتر از اين , آن بود كه اعتماد به نفس آنها به سطحي رسيده بود كه خودشان مي توانستند بدون كمك گرفتن و ديكته ديگران خود در مورد موضوع ارائه شده , ولو چند سطر نگارش نمايند.

گردآوري اطلاعات شواهد2

            با اين كه استقبال و علاقه و رغبت دانش آموزان به وضوح نشانگر موفقيت اين روش بود براي بالا بردن ضريب اطمينان , اطلاعات و شواهد ذيل را جمع آوري نموديم.

1- مقايسه انشاهاي جلسات اول با جلسات بعد , از نظر كميت و كيفيت يا خلاقيت تنوع و دستوري

2- نظر خواهي از اوليا در خصوص توانايي نوشتاري فرزندش

3- سكوت و توجه دقيق به انشاهاي خوانده شده دانش آموزان در كلاس و خلاصه گويي آنها.

تجديدنظر در روش هاي انجام گرفته

            پس از بحث و بررسي , نقد روش هاي انجام شده بدين نتيجه رسيديم كه دانش آموزان موضوعات داستاني , داستان هايي را مي توانند بهتر بنويسند كه خود قهرمان شوند مانند اين نمونه (( اگر من پادشاه تمام جهان بودم ... . )) با اين شيوه مي توان از منظر روان شناسي و روانكاوي نيز نگريست و به علايق و زمينه هاي رواني آنها پي برد , در جهت تنوع بخشي ساعت انشا مقرر شد از كارت تصويري نيز استفاده گردد, تصوير خواني و از تصاوير عنواني براي نوشته ها استفاده گردد به كيفيت ها بيشتر از كميت ها مورد توجه قرار گيرد و در خصوص موضوع فهرستي از واژه ها قبلاً تهيه كرده و در اختيار آنان قرار داد كه بر گنجينه ي لغات آنها افزود. با اين روش ها با پيگيري و تدوين برنامه هاي جديد , مهارت هاي گوش دادن و نوشتن تقويت خواهد شد.

نتايج

با توجه به موارد ذكر شده مي توان به نتايج زير اشاره كرد با اجراي اين روش ها :

- دانش آموزان خود قادر به نوشتن انشا شدند هر چند در حد چند سطر

- اكثريت دانش آموزان به خاطر تخيلي بودن داستان ها علاقمند به نوشتن شده بودند.

- دانش آموزان اعتماد به نفس لازم را در نوشتن پيدا كرده بودند.

- با اين روش ها بهتر مي توانيم از زمينه هاي رواني و علايق آنها پي ببريم.

- دانش آموزان مستعد در نگارش شناسايي و هدايت مي شدند.

- مهارت هاي گـوش دادن و صحبت كـردن آنها در كنار مهارت نوشتن تقويت مي شود.

- با توجه به روند صعودي پيشرفت , در مقايسه انشاها – توالي مطالب , گنجينه لغات و تنوع مطلب بهتر مي شود.

- دانش آموزان با قرار دادن خود به جاي قهرمان علاقمند مي شوند و روحيه شادابي در اين رنگ دارند.

- چون خود را قهرمان داستان مي دانند در مواجه شدن با مشكلات خلاقانه تصميم مي گيرند و از مواجه با شكست هراس نداشته و آثار مطلوبي در زندگي آينده آنها خواهد داشت.

نتيجه گيري

نكته مهمي كه معلمان در زنگ انشا بايد مدنظر قرار بدهند , نوشتن انشا در سر كلاس و در حضور معلم است نه در منزل , اگر اين روند در مدارس پيگيري شود, دانش آموزان در پايه هاي بالاتر نوشته هاي قوي خواهند داشت و اين قدرت نوشتاري باعث پيشرفت تحصيلي نيز خواهد شد.

            شيوه داستان نويسي و داستان گويي از بهترين روش مي تواند باشد كه توام با علاقه و دقت دانش آموزان مناسب ترين شيوه بوده و قوه تخيل و گنجينه لغات آنها را بالا برد و در جهت پيشرفت تحصيلي نيز در بلند مدت موثر خواهد افتاد.

اوستا طحانی

الگوي ايفاي نقش

امتيازات الگوي ايفاي نقش

1- ايجاد شور و شوق وانگيزه دروني در فراگيرندگان

از آن‏جا كه دانش آموزان خود نقش‏هاي مورد نظر را انتخاب مي‏كنند و بر اساس وظايف محوله به ايفاي نقش مي‏پردازند ، شور و شوق فراواني براي انجام دادن آن از خودانشان مي‏دهند . تدريس به اين روش به يك صحنه تفريحي تبديل مي‏شود و طراوت ذهني خاصي بين بازيگران و مشاهده كنندگان ايجاد مي‏شود كه در يادگيري بسيار موثر و با اهميت است .

2- مشاركت و فعاليت دانش آموزان

امروزه يكي از اصول مهم درياددهي - يادگيري ، موضوع فعال بودن فراگيرندگان است . يادگيري ارتباطي دوطرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد . در اين روش ، همه افراد نقش دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند .

3- كاهش كم‏رويي و خجالت دانش آموزان

يكي از معضلات دانش ‏‏آموزان و حتي بزرگسالان ، كم‏رويي يا خجالتي بودن است . اين خصيصه سبب گوشه‏ گير شدن افراد مي‏شود و آنان ، موقعيت‏هاي اجتماعي مطلوب را از دست مي‏دهند . الگوي ايفاي نقش به گونه بسيار موفقيت آميزي روحيه تعاملي را در دانش آموزان تقويت مي‏كند و آنان را اجتماعي بار مي‏آورد .

4- افزايش مهارت‏هاي رواني - حركتي فراگيرندگان

يكي از محورهاي آموزش ، تقويت مهارت‏هاي فيزيكي دانش آموزان است و در بعضي درس‏ها هدف اصلي ، رشد اين مهارت‏هاست . در اين زمينه ، بهترين الگوي ايفاي نقش است ، زيرا يك صحنه نمايش وجود دارد و افراد مجري بايد به نحو مطلوب و با آمادگي ، روي صحنه به ايفاي نقش بپردازند . همين تمرين‏هاي موردي به تدريج موجب تقويت عضلات و هماهنگي بيشتر اعضا مي‏گردد . در نتيجه ارتباط مفيدي بين روان و حركت به وجود مي‏آيد .

5- كسب نگرش‏هاي جديد و قبول ارزش‏هاي اجتماعي

يكي از رويكردها واهداف اصلي آموزش و پرورش ، ايجاد نگرش مطلوب در طرز تفكر دانش آموزان است و انتظار مي‏رود كه ضمن كسب مهارت‏هاي ذهني ، عواطف ، نگرش‏ها و احساسات آنان نيز تقويت شود و باور و اعتقادشان در خصوص موضوع افزايش يابد . در الگوي ايفاي نقش ، بازيگران در حين انجام دادن امور محوله ، از عملكرد اندام‏هاي حسي خويش متثر مي‏شوند و گاهانه ، در مقام دفاع از رفتارهاي نمايشي خود بر‏مي‏آيند . اين اقدام از نظر آموزش و پرورش اهميت ويژه ‏اي دارد .

6- تقويت قدرت مديريت و سازماندهي افراد

مديريت و برنامه ‏ريزي يكي از مهارت‏هاي اساسي در آموزش و پرورش است و انتظار ميرود فراگيرندگان در عرصه اجتماعي ، مدير موفق و برنامه ‏ريز لايقي بشوند . در الگوي ايفاي نقش ، همه ‏امكانات ، تمهيدات و برنامه‏ ها از طريق يكايك دانش آموزان فراهم ‏مي‏آيد و حتي سازمان دهي و گزينش نقش‏ها با راهنمايي معلم و به وسيله خود دانش آموزان صورت مي‏گيرد . اين امر باعث مي‏شود كه آنان جريان‏ها و فعاليت‏ها را به خوبي برنامه‏ ريزي و برآن‏ها مديريت كنند » (فضلي خاني ، 1378 ، ص 93 ) .

شركت كنندگان در الگوي ايفاي نقش

الف ) معلم يا مربي در مقام مسئول اجرا وهماهنگ كننده فعاليت‏ها .

ب ) عده ‏اي از دانش آموزان در نقش بازيگران اصلي ( يك نفر در هر گروه به سمت كارگردان انتخاب مي‏شود . )

ث ) مشاهده كنندگان : بقيه دانش ‏آموزان تماشاچي‏ اند و در پايان اجراي نقش‏ها ، ارزشياب و تحليل گر نمايش خواهند بود . (فضلي خاني ، 1378)

مراحل الگوي ايفاي نقش

مرحله اول : انتخاب موضــوع

شناسايي وانتخاب موضوع اولين قدم براي الگوي ايفاي نقش است و انتخاب آن به دو صورت انجام مي‏شود : موضوع درس ( مورد تدريس ) يا موضوعات دلخواه كه دانش آموزان كلاس بر اساس علايق خود انتخاب مي‏كنند در هر دوصورت ، بايد ابعاد گونگون آن تشريح و به كليه فرگيرندگان تفهيم گردد تا ايفگران نقش‏ها ، مفهوم اصلي را درك كنند . در اين مرحله ، موارد زير بايد رعايت شود :

  1. واضح و روشن كردن موضوع ، به نحوي كه براي همه قابل فهم باشد .

  2. موضع كلي ، مورد علاقه وتوافق بچه‏ها باشد .

  3. موضوع داراي اهداف مهم اجتماعي باشد .

  4. موضوع قابل اجرا و در ساختار الگوي ايفاي نقش قابل بحث باشد.

  5. واؤه‏هاي موجود در موضوع تعريف و مشخص گردد .

  6. موضوع جذاب و متناسب با توانايي‏هاي ذهني و رواني دانش آموزان باشد .يادگيري ارتباطي دو طرفه و تعاملي است و بديهي است كه گر يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد. در اين روش ، همه افراد نقش‏دارند و بايد در موعد مقرر نقش خود را ايفا كنند و سپس به صورت فعال در جريان آموزش به فعاليت بپردازند.

مرحله دوم : نوشتن نمايش نامه

نگارش نمايش نامه‏ ، پيكره اصلي الگوي ايفاي نقش است . در اين مرحله ، كليه فعاليت‏ها از شروع تا پايان به صورت محاوره‏اي نوشته مي‏شود و دانش آموزان با كمك و همكاري مربي ، مراحل را مي‏نويسند . اهداف اصلي موضوع درس بايد در يكايك مراحل گنجانده شود . رعايت ارزش‏هاي اجتماعي و پرهيز از عادت‏هاي نامطلوب و محتواهاي نامناسب الزامي است . بنابراين ، محتواي اصلي در ايفاي نقش ، همين مرحله است وپيام اصلي درس بايد در اين قسمت مطرح واز طريق اجراي آن به دانش ‏آموزان منتقل شود . دانش‏ آموزان بايد راه‏كارهاي اجرايي را در مراحل بعد اجرا كنند . در اين مرحله ، رعايت توان دانش آموزان ، اطلاعات و زمينه‏هاي فكري آنان اهميت بسيار دارد .

نمايش نامه بايد داراي ابتدا و انتها باشد و متن ، آموزش‏هاي لازم را بدهد . گر نمايش‏نامه مورد نظر خوب تنظيم نشود ، انگيزه دانش آموزان براي اجرا كاهش مي‏يابد و ممكن است نمايش جذابيت مورد نظر را نداشته باشد . جملات بايد حتي‏الامكان كوتاه و قابل فهم باشد و براساس بينش دانش آموزان تنظيم شود . بين جملات و تنظيم محتوا بايد ارتباط و توالي منطقي وجود داشته باشد و موضوعات به صورت اصولي هم جهت باشند .

مرحله سوم : تعيين نقش‏ها

انتخاب بازيگران بر اساس توانايي وعلاقه آنان به نقش‏هاي مورد نظر ، مهم‏ترين بخش الگوي ايفاي نقش است . فعاليت‏هاي لازم براي مراحل الگو ، دراين مرحله مشخص مي‏گردد و تعداد نقش‏ها و گزينش افراد وديگر موارد اجرايي بايد مد نظر باشد .

شناخت شخصيت افراد و ويؤگي‏هاي رفتاري ، ساختار بدني ( قد ، وزن ، سن و .......) اهميت زيادي دارد . معلم يا مربي در مقام كارگران نمايش ، قبل از هر چيز بايد بازيگران را خوب بسنجد ، توانايي‏هاي آنان را بشناسد وبراي ايفاي نقش‏هاي مورد نظر پيشنهاد كند. نظر دانش آموزان ديگر ، مشاهده گران ،نيز در اين انتخاب موثر است .

گفتني است كه تفسير و تبيين نقش‏هاي مثبت ومنفي ارزش بسيار دارد ، زير ممكن است بعضي نقش‏ها كه به ظاهر منفي باشد ، ثار سوإـي برفرگيرندگان بگذارد . بنابراين نبايد شخصيت افراد را براساس نقش‏ها تعريف كرد . به علاوه ، در درس‏هاي ديگر نقش‏‏ها بايد عوض شود و يك نفر ، هميشه بازيگر يك نوع نقش نباشد .

مرحله چهارم : تهيه امكانات و تجهيزات لازم

براساس نمايش‏نامه تدوين شده ، امكانات مورد نظر بايد شناسايي و فراهم گردد . نقش اين وسايل در تكوين و تقويت روند اجرا و ثر گذاري نمايش‏نامه ، بسيار مهم است و به ويؤه براي فرگيرندگان جذابيت و كشش خاصي دارد . ساخت فضا ، صحنه‏آرايي مناسب و ديگر ملزومات يا امكانات ، بايد فراهم آيد و نحوه كاربردآن‏ها براي بازيگران تشريـح شود . بهتر است از وسايل ساده و قابل دسترس استفاده شود و وسايل صحنه را حتي الامكان خود دانش آموزان بسازند .

مرحله پنجم : آمادگي وتمرين مقدماتي

پس از تعيين نقش‏ها و تشريح وظايف ، بايد آمادگي هايي كسب شود . باراهنمايي مربي گروه ، بازيگران بايد به تمرين مقدماتي بپردازند و از جمله اين آمادگي‏ها مي‏توان به موارد زير اشاره كرد :

  1. حفظ كردن نقش‏ مربوط به خود .

  2. مطالعه دقيق تمام نمايش‏نامه براي اطلاع از نقش ديگران .

  3. شناخت چهره‏ها و گريم صورت و ديگر اعضا در صورت نياز .

  4. شناخت و ساخت وسايل و امكانات .

  5. شناخت و تمرين مراحل اجرايي به صورت متوالي .

مرحله ششم : اجرا و دادن نمايـش

در اين مرحله ، گروه بازيگران در حضور بقيه دانش آموزان و مربي ، نقش‏هاي خود را اجرا مي‏كنند .حضور مربي در مقام هدايت كننده و كارگردان ، اهميت بسيار دارد . او بايد بازيگران را به صورت غير مستقيم هدايت كند . مرحله اجرايي الگوي ايفاي نقش و انجام دادن نمايش در كلاس ، مرحله اصلي است . در اين مرحله ، تماشگران بادقت و رعايت دقيق نظم ، روند نمايش را تماشا و در صورت امكان ، نكات مهم و نظريات اصلاحي خويش را يادداشت مي‏كنند . گفتني است كه ديگر اهداف و انتظارات آموزش و پرورش بايد در رفتار و گفتار بازيگران نمايان شود. همچنين توجه شود كه روند اجرايي نمايش ، اهداف را تحت الشعاع قرار ندهد و روش از اهداف دور نشود .

مرحله هفتم : بحث ، بررسي و ارزشيابي

پس از اتمام مرحله اجرايي ، تماشگران به صورت گروهي و با هدايت معلم به ارزشيابي و بررسي كليه مراحل اجرا مي‏پردازند و انتقادات و پيشنهادهاي خود را اراإـه مي‏دهند . هدف از اين مرحله اصلاح وتقويت نكات مثبت و رفع نكات منفي نمايش‏نامه و اجراي نقش‏هاست . پس كليه نظريات بايد در تصميمات بعدي ملحوظ شود .

اين پيشنهاد‏ها ، براي معلم ، كه كارگردان نمايش‏نامه است ، اهميت بسيار دارد . زيرا با رعايت آن‏ها ، ثر بخشي روش افزايش مي‏يابد . در اين مرحله ، دريافت و تثير نمايش‏نامه و روند اجرايي آن بر دانش آموزان نيز بايد بررسي و تحليل گردد و گر آزمــــوني از محتواي فعاليت ، برنامـــه‏ريـــزي و اجرا شــــود ، بسيار مفيد خواهد بــــــود » ( فضلي‏خاني ، 1378 ، ص 95 )   

اين الگو براي ياددادن نحوه طبقه بندي كردن ، نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد ، در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه‏ هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه‏هاي مثبت ومنفي سازمان مي‏دهد و فرگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي‏كند . اين الگو دانش آموزان را قادر به ، مفهوم سازي پيشرفته ، مفاهيم خاص ، استدلال استقرايي ، تسلط و گاهي به چشم اندازها ، دور نما ، تحمل ابهام ، و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي‏نمايد ( خورشيدي و غندالي ، 1379 ) .

« دريافت مفهوم عبارت از جستجو و فهرست نمودهايي است كه از آن براي تميز نمونه‏ها از غير نمونه‏هاي طبقات استفاده مي‏شود . در اين الگو از دانش آموز مي‏خواهد مثالهايي كه شامل ويؤگي‏هايي از آن مفهــوم است را با مثال‏هاي ديگري كه شامل آن نمودها نيست مقايسه و مقابله كند و بدينوسيله نمودهاي مقوله‏اي را كه در حال حاضر در ذهن فرد ديگر وجود دارد كشف نمايد . الگوي دريافت مفهوم براي معلمان در زماني وسيله ارزشيابي خوبي است كه بخواهند تعيين كنند كه افكار مهم اراإـه شده قبلي بخوبي آموخته شده باشد . اين الگو به سرعت عمق فهم دانش‏ آموزان را آشكار مي‏سازد و دانش‏ قبلي آنان را تقويت مي‏كند . اين الگو نه تنها مي‏تواند مجموعه‏اي وسيع از كاوشگريهاي را به درون زمينه‏هاي مهم آموزشي وارد سازد ، بلكه مي‏تواند بررسي‏هاي استقرايي موجود را اعتلا بخشد ( خورشيدي و غندالي ، 1379 ، ص 150) .

مراحل الگوي دريافت مفهوم در جدول زير خلاصه شده است .

مراحل الگوي دريافت مفهوم

گام اول

عرضه مطالب و شناسايي مفهوم

گام دوم

آزمون دستيابي به مفهوم

معلم مثالهاي نشانه‏ گذاري شده‏اي عرضه مي‏كند .

دانش آموزان نمودهاي نمونه‏ هاو غير نمونه ‏ها را با هم مقايسه مي‏كنند .

دانش آموزان به فرضيه سازي و آزمودن آن مي‏پردازند .

دانش آموزان برحسب نمودهاي لازم تعريفي ارائه مي‏دهند .

دانش آموزان مثالهاي اضافي بدون نشانه را با عنوان نمونه ‏هاي با نمود وغير نمونه ‏ها معين‏ مي‏كنند .

معلم فرضيه‏ ها را تأييد ، مفهوم را نامگذاري و تعاريف را بر حسب نمودهاي لازم دوباره بيان‏ مي‏كند .

دانش آموزان مثالهايي ارائه مي‏دهند .

گام سوم

تحليل راهبردهاي تفكر

دانش آموزان درباره تفكرات خود شرح مي‏دهند.

دانش آموزان نقش فرضيه‏ها ونمودها را به بحث مي‏گذارند .

دانش آموزان درباره نوع و تعداد فرضيه‏ها بحث مي‏كنند .

( منبع : جويس وويل ، 1996 ، مترجم بهرنگي ، ص 209 )

گام اول شامل عرضه مطالب به فرگير است . هر يك از مطالب ، مثالي مجزا ، از مفهوم است و مطالب به صورت جفت داده مي‏شوند . در گام اول به فرگيران مي‏گويند ، نظري مشترك در همه مثالهاي مثبت وجود دارد ، وآنان وظيفه دارند فرضيه‏اي درباره ماهيت آن مفهوم بسازند . موارد از پيش منظم شده با معرفهاي با نمود وبي‏نمود عرضه مي‏شوند . از فرگيران مي‏خواهند نمودهاي مثالهاي مختلف را مقايسه و توجيه كنند . سرانجام معلم از آنان مي‏خواهد مفاهيم خود را نام‏گذاري كنند و قواعد و تعاريف مفاهيم را بر حسب نمودهاي لازم بيان دارند . دانش آموزان در گام دوم دريافت خود از مفهوم را ابتدا توسط اراإـه مثالهاي بدون نشان از مفهوم و سپس با اراإـه مثالهايي از خود ، ارزيابي‏مي‏كنند . معلم پس از اين در صورت لزوم فرضيه‏هاي اوليه خود را تاإيد يا ردمي‏كند ودر انتخاب خود از مفاهيم يا نمودها تجديد نظر بعمل مي‏آورد . در گام سوم دانش آموزان راهبردهاي تفكري را كه توسط آنها به مفاهيم دست يافته‏اند تحليل مي‏كنند و نتايج راهبردهاي مختلف را مقايسه مي‏كنند ( جويس و ويل ،1996 ، مترجم بهرنگي ) .

 ساده‏ ترين شكلهاي يادگيري توام با تشريك مساعي شاگردان را چنان سازمان‏ مي‏دهد كه بتوانند در پاسخ به تكاليف شناختي و اجتماعي الگوهاي تدريس پردازش اطلاعات به يكديگر كمك كنند . اين الگوهاي تدريس مبتني برتشريك مساعي كه كاربردشان برحسب تلاشها و تحقيقات روبرت‏اسلاوبين ، ديويد و راجرجانسون و همكارانشان به طور وسيعي گسترش يافته است به طور مثبت بريادگيري تحصيلي ، توسعه اجتماعي و عزت نفس يادگيرنده ثر مي‏گذارند . جان ديويي پيشنهاد مي‏كند كه تفحص گروهي بايد الگوي اساسي يادگيري اجتماعي و تحصيلي در يك جامعه مردم سالار باشد . دامنه اين الگو به شگردان از انجام تكاليف ساده يادگيري به صورت دو نفره تا الگوي پيچيده براي سازماندهي كلاسها و مدارس كه به صورت جمعهاي يادگيري در تلاش آموختن به خود هستند گسترده است . روال يادگيري مبتني برتشريك مساعي ، يادگيري در همه زمينه‏هاي برنامه تحصيلي و سنين مختلف را آسان ساخته ، موجب بهبود عزت نفس ، مهارت اجتماعي وهم پيوستگي وهدفهاي يادگيري تحصيلي در دامنه‏اي از كسب اطلاعات ومهارتها تا نمودهاي كاوشگري رشته‏هاي تحصيلي مي‏شود . اين الگو بسيار جامع و متنوع است وهدفهاي كاوشگري علمي ، يكپرچگي اجتماعي و يادگيري جريان اجتماعي را با هم تركيب‏مي‏كند . مي‏توان از اين الگو در تمام زمينه‏هاي درسي ، براي تمام سنين ، در هنگامي كه معلم مي‏خواهد پيش از پذيرش اطلاعات از قبل تعيين شده و پيش سازمان يافته به تدوين و جنبه‏هاي مشكل گشايي دانش تاكيد كند استفاده كرد . معلم در اين الگو نقش تسهيلگر جريان گروهي و فراهم آورنده وسايل مورد نياز كاوشگري دارد . او بايد همچون يك مشاور تحصيلي عمل كند . دانش آموزان در اين الگو به موقعيت مبهم واكنش نشان مي‏دهند و ماهيت واكنشهاي متفاوت و مشترك خودشان را بررسي مي‏كنند . آنان نوع اطلاعات مورد نياز براي روي‏‏آوري به مسإله را تعيين و براي گردآوري اطلاعات لازم براي آزمون آن را گردمي‏آورند . همچنين محصولات خود را ارزشيابي مي‏كنند و به كاوشگري خود ادامه مي‏دهند يا كاوشگري جديدي را آغاز مي‏كنند . آنها مهارتهاي مذاكره و حل تعارضات كه مورد نياز مشكل گشايي به شيوه مردم سالاري است را مي‏آموزند . معلم نيز بايد به دانش آموزان درساختن فرضيه‏هاي قابل آزمون كمك نمايد (جويس و ويل ، 1996، مترجم بهرنگي ).

مراحل الگوي تدريس ياران در يادگيري

اين الگو با روبروساختن دانش آموزان با مساله‏اي برانگيزنده شروع مي‏شود . ممكن است اين روبروساختن در صحبت يا بايك تجربه ، بطور طبيعي يا ضمن ارائه مطالب توسط معلم صورت گيرد . اگر دانش آموزان عكس ‏العمل نشان دهند ، معلم توجه آنان را به تفاوتهاي موجود در عكس ‏العمل هايشان ، يعني موضوع ، درك ، نحوه‏ سازماندهي به موارد واحساسشان جلب مي‏كند . معلم با علاقمند شدن دانش آموزان به تفاوت در عكس‏المعل‏هـاي خود ، آنان را به سوي قانونمند كردن و سازمان دادن به مساله براي خود مي‏كشاند . دانش آموزان ، سپس با توجه به نقش‏هاي مقرر گزارش نتايج خود را تحليل مي‏كنند . سرانجام گروه برحسب منظورهاي اوليه راه ‏حل‏ خود را از ارزشيابي مي‏كند . اين دور با رو بروشدن با مثاله‏اي ديگر يا بامساله جديدتري كه از خود تفحص برمي‏آيد تكرار مي‏شود .

جـــدول مراحل الگوي يــاران در يارگيري

مرحله اول

مرحله دوم

شاگردان با موقعيت مبهمي مواجه مي‏شوند

شگردان واكنش به آن موقعيت را كشف مي‏كنند

مرحله سوم

مرحله چهارم

شاگردان طرح وظيفه بررسي را تدوين و براي بررسي سازمان دهي ( تعريف مسأله ، نقش ، تعيين تكليف ) مي‏كنند

بررسي مستقل و گروهي

مرحله پنجم

مرحله ششم

دانش آموزان پيشرفت و جريان را تحليل ‏مي‏كنند

فعاليت با برخورداري از نتايج مجددا" از سرگرفته مي‏شود

اوستا طحانی

نقاشي كودكان و مفاهيم آن

نقش بازي در يادگيري کودک

بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي   مي انجامد .

طبقه بندي هاي بازي

كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده .

بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي  مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .

بازي و يادگيري

شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود .

بازي و برنامه ي درسي

در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند .

ساخت مند كردن بازي كودكان

مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود .

ورزش  

از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود .

بازيهاي كامپيوتري

در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .

موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذاررد .

منبع ، روان شناسي در خدمت معلمان يادگيري و شناخت ، جواد قهرماني ، تهران وزارت آموزش و پرورش ، مؤسسه ي فرهنگي منادي تربيت 1381 - 1382

 


 

 ا ستفاده از گروههاي يادگيري هميار در کلاس درس 

معلمان از گروه هاي كوچك، معمولاً براي ايده سازي براي بحث در كلاس درس، براي تغيير در روند سخنراني، يا براي ترغيب دانش آموزان براي صحبتكردن در كلاس استفاده مي كنند. كاربرد روش يادگيري از طريق همياري، بررسي گروه هاي كوچك متفاوت از كاربري هاي مختلف يادگيري از طريق همياري است. در كلاس درسي كه به صورت منظم و قاعده مند از روش يادگيري از طريق همياري بهره گيري مي شود، معلم بايد تكليف روشن و حساب شده اي را براي دانش آموزان درنظر بگيرد و دستور العمل هاي خاصي را براي انجام دادن تكليف معين شده ارائه دهد. يادگيري از طريق همياري چيست؟ يادگيري از طريق همياري راهبردي است كه دانش آموزان را در قالب گروه هاي منسجم و پايدار براي كار و تماس با يكديگر برمي انگيزد. كار گروهي، بخش اصلي تحقق اهداف يادگيري در كلاس هاي درس است. يادگيري از طريق همياري، مسئوليت پذيري شخصي را در ميان تعاملات گروهي پرورش مي دهد. به طوري كه به گفته آليسون كينگ (۱۹۹۳) در يادگيري از طريق همياري، نقش معلم از «داناي صحنه كلاس به راهنماي عمل» تغيير مي يابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهي به يادگيري اقدام مي كنند، ولي پيشرفت آنان در يادگيري، به صورت انفرادي سنجيده مي شود. * يادگيري از طريق همياري، داراي نظم و ساختار است و تمركز اساسي اش بر اطمينان يافتن از رخ دادن يادگيري است. انتخاب و فعال سازي گروه سبب مي شود دانش آموزان بنابه ديدگاه ها، توانايي ها، قوميت و نژادهاي مختلفي كه دارند، به صورت خلاقانه عمل كنند.

واگذار كردن تشكيل گروه به خود دانش آموزان امكان دارد سبب تشكيل گروه هاي همگن شود، يعني امكان دارد دانش آموزاني كه گرايش هنري، علمي، اجتماعي، خانوادگي، طبقه اجتماعي و... خاصي دارند، به گروه هاي خاص تقسيم شوند. اين كار سبب مي شود كارآيي گروه ها كاهش يابد و كسب مهارت هاي اجتماعي به تأخير افتد و تمركز بر انجام تكليف محوله تنزل يابد (كوپر، ۱۹۹۰). از اين روست كه، توصيه مي شود، معلم براي يادگيري از طريق همياري و به منظور تشكيل گروه ها بايد خود رأساً وارد عمل شود و گروه هاي ناهمگني بسازد. در گروه هاي ناهمگن، اعضاي گروه از زمينه هاي دانشي، هنري، قومي و... متفاوتي هستند. تعداد اعضاي گروه در كلاس درس مي تواند بين ۴ تا ۸ نفر متغير باشد. اين تعداد عضو براي گروه هاي دانش آموزي است كه تا حدودي توانايي مديريت زماني و كلامي را دارند.

به ديگر سخن، اگر از نظر پايه هاي تحصيلي به تعيين اعضاي گروه اقدام شود، بهتر است گروه هاي ۴ نفري از پايه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشكيل شود. براي پايه هاي اول تا سوم دبستان، كار دونفري مناسب تر است. گروه هايي با اعضاي زياد، امكان تنوع ديدگاه ها را افزايش مي دهد، در حالي كه گروه هايي با اعضاي محدود براي تسهيل تعاملات اثر گذارند (ميليس، ۱۹۹۳).  يادگيري از طريق همياري يك كلاس درس با ماهيت اجتماعي را پي ريزي مي كند، كه در آن دانش آموزان به همبستگي هايي مي رسند كه هدف مشتركي را دنبال مي كنند و غالباً اعضاي گروه در برابر فراگيري محتواي دروس از سوي همديگر مسئوليت نشان مي دهند. كار گروه معمولاً تا زماني كه همه اعضا بر محتواي درس تسلط نيابند خاتمه نمي يابد. افزون بر اين، وقتي اعضاي گروه در برابر يادگيري همديگر مسئول اند و تلاش مي كنند مطالب را به يكديگر بياموزند، يادگيري انفرادي را هم تجربه مي كنند. پايداري گروه يا ثبات اعضاي گروه بسته به توان همياري آنان است.

اگر گروه ها در كارهايشان پيشرفت خوبي نشان مي دهند نياز به تغيير دادن اعضاي گروه ها نخواهد بود. * يادگيري از طريق همياري، مهارت هاي برقراري ارتباط دانش آموزان را مي طلبد و آن ها را ارتقاء مي دهد. موفقيت گروه به ميزان اثرگذاري تعاملات ميان اعضاي گروه بستگي دارد. پيش از آن كه يادگيري از طريق همياري آغاز شود، دانش آموزان بايد برخي مهارت هاي مورد نياز براي تعامل موفق گروهي را بياموزند؛ مهارت هايي، نظير: تعبير و تفسير واژگان و جملات براي درك و فهم بهتر. ارائه و دريافت بازخورد. ايجاد فرصت براي ديگران جهت بيان ايده ها. خودداري از مجبور كردن گروه به پذيرش نظرات. * يادگيري از طريق همياري، بين مسئوليت شخصي و گروهي يادگيرندگان ايجاد توازن مي كند. هر گروه و هر دانش آموز در درون گروه، بايد كاري براي انجام دادن داشته باشد. به ديگر سخن، هر دانش آموز بايد بر درسي كه ارائه مي شود، تسلط يابد و بتواند نمرات مورد قبولي را دريافت كند. نمرات گروه مي تواند بخشي از نمرات يادگيرنده را تشكيل دهد و هيچ وقت نمره گروه نمي تواند به طور كامل نشان دهنده مسئوليت پذيري اصلي يادگيرنده باشد. مزاياي يادگيري از طريق همياري افزايش حضور در مدرسه و كلاس درس.

با توجه به تعلقي كه اعضاي گروه ها به گروه خود دارند، تماس آنان به حضور در مدرسه و كلاس افزايش مي يابد. كسب نمرات بالا. به دليل مشاركت فعال در كلاس، عزت نفس دانش آموز ارتقا مي يابد و درك و فهم او از مطالب درسي افزايش مي يابد. مشاركت فعال، عزت نفس بالا، خوداتكايي و... زمينه ساز كسب نمرات بالا هستند. پختگي مهارت هاي برقراري ارتباط. هر دانش آموز داراي برخي توانمندي هاي برقراري ارتباط است. مشاركت فعال در كلاس درس، ايده سازي، بيان نظريات، دفاع از چشم اندازها و... سبب تقويت توان برقراري ارتباط در يادگيرنده مي شود.


نقاشي كودكان و مفاهيم آن 

 

مقدمه

با توجه به گسترش جديد پژوشهاي تجربي در زمينه روانشناسي كودك و به ويژه به كمك دانش رفتاري و داده هاي اساسي كه روانشناسي سنجشي در مورد پرورش سيستمهاي عصبي مركزي ارائه داده اند نگرش بزرگسالان در جهات مختلف رفتار كودكان دستخوش تغييرات مختلفي شده است به تازگي دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن ، بازي كردن ، خط خطي كشيدن و نقاشي كردن را امري غريزي و وابسته به دنياي مخصوص رؤيايي كودكان دانسته اند .

درك و شعور  

پرورش قدرت بيان نقاشي فقط وابسته به تكامل جسمي كودك نيست بلكه با درك و شعور او نيز در ارتباط است اين ادراك از بدو تولد بسيار جزئي است ولي با پيشرفت سن مطبوع و ظريف مي شود در حقيقت مي توان گفت چون كودك هنوز مهارت كافي ندارد نمي تواند خوب نقاشي كند يك ديگر از خصوصيات روحيه ي كودكي اين است كه از واقعيت بيرون آن نظر گاهي كه در ارتباط به نياز عاطفي اوست بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد و بقيه ي جنبه ها فراموش مي شود به همين جهت نقاشي كودك بيشتر عاطفانه به نظر مي رسد .

شفافيت :

كودك در ابتدا واقعيات بيرون را نسخه برداري نمي كند بلكه آن را چنان كه خود شناخته معرفي مي كند بدين معني كه او تصور مغزي خود و نه مشاهده بصري خود را ترسيم مي كند او بدون در نظر گفتن ذات واقعي مدل و آن چيزي كه براي خود او با معني است بيانمي كند كودكان عادي در سنين 9 سالگي اين دوره(  شفافيت ) را پشت سر مي گذارند و در حالي كه كودكان عقب افتاده چند سال ديگر هم در اين مرحله باقي مي مانند با وجود اين سني كه كودك مرحله ( شفافيت ) را كنار مي گذارد فقط به پرورش فكري او بستگي ندارد بلكه محيط و آموزش نيز مؤثر است .

چشم انداز شناخت در نقاشي :

كودك در انتخاب موضوع نقاشي فقط تحت تأثير بيان داستاني نيست بلكه احتياج به شناخت نيز الهام بخش اوست فعاليت گرافيك براي او وسيله اي است براي شناخت ، پرسش و طرح مسائل و مشكلات و در عين حال براي اثر بخشي و اكتشاف براي كودك تكرار يك نقاشي يا يك شكل به دفعات زياد احساس امنيت به وجود مي آورد و هر بار هم كه در كلاس با مشكلي براي كشيدن نقاشي مواجه مي شود از همان شكل تكراري كه در مغز دارد استفاده مي كند .

بيان نقاشي و برون افكني :

كودك نسبتاً خيلي زود متوجه مي شود كه رسم نقاشي وسيله ي بياني است كه با افكار او مطابقت دارد و او را در تخيلاتش آزاد مي كند و در عين حال لذت سرشاري براي او فراهم مي آورد و نقاشي كردن به او امكان مي دهد افكار درونيش را نشان دهد وقتي كه كودك به وسيله ي تصوير اظهار نظر مي كند آثار بسياري از شخصيت خود را آشكار مي سازد ولي او اين كار براي دلخوشي ها انجام نمي دهد بلكه آنچه كه براي او مهم است بيرون ريختن تجربه هاي اندوخته شده ي اوست و نمايان گر وجود اوست .

موضوع نقاشي و شخصيت كودك : 

درك و فهم نقاشيهاي كودكانه و چيزي كه او مي خواهد بيان كند براي والدين و مربيان بسيار لازم است آنهم نه فقط به عنوان كنجكاوي خشك و خالي بلكه بدين علت كه شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود كودك با تمام وجود و شخصيت مغزي  و عاطفي خود نقاشي مي كند اين شخصيت در خط ها در طرز استفاده از فضا انتخاب رنگها و خود موضوع اگر به او تحميل شده باشد نمايان مي شود .

نقاشي خواب و رؤيا :

نقاشي خواب و رؤيا ممكن است ترسها و تمايلات كودك را ظاهر كند بعضي كودكان در رؤياي خود را در حال پرواز مي بينند كه بر بال پرنده باشند بالداري در آسمان آبي به پرواز در آمده اند .

خانه :

در نقاشي كودكان خانه بيشتر از هر چيز ديگري كشيده مي شود اگر خانه به جاي آن كه به صورت عادي و معمولي كشيده شود به صورت قصر نشان داده شود در واقع به منزله ي پناهگاهي مطلوب است كه بدين ترتيب شكل و رنگ جذابي خواهد داشت كودك در ابتدا خانه را خيلي ساده مي كشد اما هرچه بزرگتر مي شود خانه را تكميل تر مي كند شكل خانه نيز تحت تأثير محيط اجتماعي فرهنگي كودك است

فاصله ي بين اشخاص نقاشي :

اعضاي يك خانواده ي هماهنگ در نقاشي كودكان هميشه باهم و دست در دست هم نشان داده مي شود نزديك شدن دو يا چند شخصيت نشانگر انس و الفت واقعي آنها و يا تمايل كودك به آنهاست كودك خودش را نزديك شخصي نقاشي مي كند كه حس كند در كنار آن راحت است و يا او را بيشتر از همه دوست داارد و قتي كه كودك حس كند كه از اعضاي خانواده كاملاً  جدا است در نقاش هاي خود خودش را از آنها جدا مي كشد .

اوستا طحانی

نکات ساده ای برای خوب گوش کردن در کلاس ، چگونه بهتر گوش کنیم؟

نکات ساده ای برای خوب گوش کردن در کلاس ، چگونه بهتر گوش کنیم؟

 گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن می توانید کارآیی خود را در مدرسه افزایش دهید. این مهارت بعد از مهارت خواندن، یکی از مشکل‌ترین مهارتهاست. در این نوشته کوتاه  با راههای پرورش  مهارت گوش دادن آشنا شوید:

کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ
خوب گوش کردن در کلاس:
* در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرو نروید. ( خیالبافی نکنید. )
* اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید.
* در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید.
قبل از کلاس:
* راجع به مطالب درسی جدید فکر کنید.
* نکات مهم جلسه گذشته را به یاد آورید. ( دوره کنید. )
* تکالیف خود را انجام دهید.
در کلاس:
* آنچه را که قبلا یاد گرفته‌اید با مطالب جدید ارتباط دهید.
* آیا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافی دارید؟
* در طی درس چه چیزی به ذهن شما می آید؟
* برروی موضوع درس تمرکز کنید.
* نکات مهم درس را یادداشت کنید.
* در صورت امکان روی نیمکتهای جلوی کلاس بنشینید. اگر جلوتر باشید بهتر می توانید گوش کنید.

بعد از کلاس:
* مطالب درسی و یادداشتهایتان را دوره کنید.
* بعضی‌ها دوست دارند که یادداشتهایشان را پاکنویس کنند، اما سعی کنید برای اینکار وقت زیادی اختصاص ندهید.
* هنگام دوره زیر نکات مهم خط بکشید.

نکات دیگری راجع به گوش کردن:
* خوب گوش کردن به معنی توجه کردن است.
* تمام آنچه را که گفته می شود بشنوید، نه آنچه را که دوست دارید.
* آنچه را که می شنوید با آنچه که از قبل می دانستید ربط دهید.
* نکات مهم درس را تشخیص دهید.
* سعی کنید نکات مهمی را که ممکن است سوال امتحان باشد، تشخیص دهید.
* صحبتهای معلم را دنبال کنید. ( حدس بزنید صحبتهای بعدی او چه خواهد بود. )
* به دقت به آنچه معلم راجع به تکالیف درسی می گوید، گوش کنید و در صورت نیاز آن را یادداشت کنید.
* به دقت گوش کنید و به دنبال عبارات کلیدی معلم باشید و به آن اهمیت دهید. عباراتی همچون " این مطلب مهم است...، مهم است بدانید که... و یا لازم است که این مطلب را برای امتحان بدانید... "

بخاطر بسپارید که گوش کردن با شنیدن متفاوت است.

شما می توانید هرچیزی را بشنوید، اما به آن گوش نکنید یا از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید.

برای گوش کردن باید فکرکنید و فعال باشید نه منفعل.

اوستا طحانی

چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم،روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان در کلاس درس و مدرسه

اوستا طحانی

چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم،روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان در کلاس درس و مدرسه

       خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.

فصل اول

      ویژگیهای شخصیت خلاق

     دانش آموز خلاق را بشناسید

ویژگیهای شخصیت خلاق

  هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . در این قسمت با مهمترین و بارزترین این ویزگی ها آشنا می شوید:

_ استقلال_ ریسک پذیری_  کنجکاوی_ علاقه به کارهای پیچیده_ تحمل ابهام

_ انعطاف پذیری_ شوخ طبعی_ اعتمادبه نفس بالا_ ابتکار_ پشتکار_ تخیل قوی

_ حساسیت وتوجه_ زیبایی دوستی_ تردید

دانش آموزخلاق رابشناسید

 

  هرچندبسیاری ازویژگیهای کلی افرادخلاق که درقسمت قبل معرفی گردیدکمابیش شامل دانش آموزان خلاق نیزمیگردد،اماازآنجاکه تاکیداصلی این کتاب ،پرورش خلاقیت دانش آموزان خلاق که معمولا درمحیط مدرسه وکلاس درس مشاهده میشود،دربخشی مجزابرشمرده شود.درهمین موردسه دلیل دیگر نیزوجودداردکه این ضرورت راتاکیدکند:

1: محیط مدرسه وکلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجادمیکندکه ممکن است دانش آموزان هارا درمحیط منزل یامحیط های دیگرنمایان سازدویابه گونه ای متفاوت نشان دهد.

2: بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است

3: آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان میدهدتاآن هارابهتربشناسدوبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییرواصلاح مواردلازم بپردازد.

به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:

 1:  ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.

 2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.

 3:  به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.

  4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد

 می کند.

5 :  معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.

 6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.

 7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.

 8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.

 9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .

 10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر

فردی غیر عادی جلوه می کند.

11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.

12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.

13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.

14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .

15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.

16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.

17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.

18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.

19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.

20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.

دانش آموز خلاق:قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شایدبتوانم با نیمه ی پوست آن د وتا لاک پشت درست کنم

فصل دوم

ü       موانع خلاقیت

ü       موانع خلاقیت در محیط مدرسه

ü       موانع خلاقیت در محیط خانواده

موانع خلاقیت در محیط مدرسه

1.       تأکید زیاد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن

2.       روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری

3.       عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت

4.       فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان

5.       اهداف و محتوای کتاب های درسی

6.       عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

7.       عدم پذیرش ایده های جدید

8.       ارایه ی تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان .

9.       استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه  

دانش آموز خلاق :به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه ی بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم

آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم

موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.       تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک

2.       ایجاد رقابت میان کودکان

3.       تأکید افراطی بر جنسیت کودک

4.       قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر

5.       عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

6.       انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

7.       بیهوده شمردن تخیلات کودک

8.       عدم شناسایی علائق درونی کودک

9.       عدم وجود حس شوخ  طبعی در محیط منزل

10.تحمیل نقش بزرگ سال به کودک.

به تخیل کودکان خود پروبال بدهید ؛ آن وقت از پروازبلند آن ها شگفت زده خواهید شد

 

فصل سوم

*اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

*ویژگی های معلم  پرورش دهنده ی خلاقیت

اصول پرورش خلاقیت در کلاس درس

  عوامل ، اصول و روش های زیادی وجود دارد که می تواند مستقیماً کیفیت آموزش های معلم را بهبود بخشیده و بازدهی فعالیت های یاددهی _ یادگیری را در زمینه ی خلاقیت افزایش دهد. در این قسمت مهم ترین اصول و روش هایی که در این مورد وجود دارد و می تواند در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده داشته باشد ، بیان می گردد:

1: دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها ، فعالیت ها و دستاوردهای خلاق آن ها مورد تشویق قرار دهید.

2: به دانش آموزان خود بیاموزید که نسبت به ایده ها و افکار خود حساس باشند و آن ها را یادداشت کنند.

3: به عنوان معلم شخصاً به فعالیت های خلاق علاقه نشان دهید و با دانش آموزان خود در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت نمایید.

4: در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن ، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید.

5: در کلاس خود تا حد امکان از وسایل و روش های آموزشی دیداری _ شنیداری استفاده کنید.

6: برای تخیلات و افکار نو دانش آموزان ارزش و احترامی ویژه قائل باشید.

7: در کلاس خود فضایی برای ابراز شوخ طبعی پدید آورید و این حس را در خود و دانش آموزان خود فعال نگاه دارید.

8: به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزش یابی قرار ندهند.

9: با دانش آموزان خود از روش پرسش و پاسخ استفاده کنید و آن ها را به پرسیدن سوالاتشان ترغیب نمایید.

10: آن ها را عادت دهید که برای حل مسایل ، همواره راه های متعددی را جست و جو کنند.

11: تفاوت های فردی میان دانش آموزان را در نظر داشته باشید و به فردیت هر یک از آن ها احترام بگذارید.

12: تا حد امکان به دانش آموزان امنیت و آزادی عمل بدهید و از وضع مقررات خشک و محدود کننده در کلاس خودداری کنید.

13: دانش آوزان را به دست کاری و تغییر عقاید و اشیا تشویق کنید .

14: آن ها را به مطالعه و کسب اطلاعات در زمینه های مختلف ترغیب نمایید.

15: اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج ارزشمند تفکر خلاق را برای آن ها تبیین کنید.

16: آن ها را با زندگی نامه های افراد خلاق تاریخ آشنا نمایید.

17: دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبه رو کنید و از آن ها حل های جدید بخواهید.

معلم دوست دار خلاقیت:هیچ چیز برایم جذاب تر از گوش دادن به ایده های عجیب و غریب دانش آموزانم نیست ؛ به ویژه هنگامی که با هیجان و آب و تاب در مورد آن صحبت می کنند

ویژگی های معلم پرورش دهنده ی خلاقیت

 

   مربی یا معلمی که می خواهد یک کلاس ویژه ی پرورش خلاقیت را اداره کند و یا این که علاقه مند است در جریان تدریس روزمره ی خود به طور جدی پرورش خلافیت دانش آموزان را هم مد نظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات و نگرش های ویژه ای که با ماهیت و فرایند خلاقیت مناسبت دارد ، برخوردار باشد ، مطمئناً در کار خود بسیار موفق تر عمل خواهد کرد . البته یک چنین معلمی حتماً لازم نیست که خودش فردی بسیار خلاق باشد، اما اگر چنان چه شخصاً از مهارت های اساسی خلاقیت برخوردار باشد و بتواند عملاً از آن ها استفاده کند .

برخی از ویژگی های معلم علاقه مند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیش تر کلاس و تدریس او می انجامد :

1: فردی انتقاد پذیر باشد .

2: تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد .

3: از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.

4: به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.

5: از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.

6: پذیرایی ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد .

7: دوست دار هنر وزیبایی شناسی باشد.

8: تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.

9: در چند زمینه ی مختلف معلومات و مهارت داشته باشد.

10: برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد.

11: خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.

12: در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیندیشد و کودکانه عمل کند.

13: به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند!

معلم دوست دار خلاقیت:احساس می کنم اگر به دانش آموزانم اجازه ی اشتباه کردن را بدهم ، بزرگ ترین چیزها را به آن آموخته ام

منبع :کتاب ((  کلاس  خلاقیت)  -منبع  -  سلیمانی ،افشین  « کلاس  خلاقیت » انتشارات  انجمن  اولیاء و مربیان . :تابستان 1381

 

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟

اوستا طحانی

          هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2-      مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با  معلمان و مدارس خارجی  و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی  ممکن است .

3-      شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4-      شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان  که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5-      حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران  و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا

6-      شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7-      شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8-      افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب  مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9-      در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید  هر چند وقت یکبار  به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد  تا چنانچه  نظری داشت  بعدا" به شما اعلام نماید  در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر  همکاران مانند بازرسان  و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10-   بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ،  شما را معلمی  علاقمند ، کوشا و فعال  برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ،  بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده  مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .

11-   در خواست از مدیر مدرسه برای برنامه ریزی جهت شرکت دادن دانش آموزان شما در بازدید های علمی و کلا " استفاده از موقعیتهای آموزشی در راستای تدریس .

12-   جهت حفظ اقتدار خود و توانایی مدیریت کلاس درس ،  حتی الامکان از بروز درگیری در کلاس درس خود داری نمایید . خیلی اوقات ، خود داری و سعه صدر و چشم پوشی معلم از خطاهای جزیی دانش آموزان ، از وقوع درگیری و تنبیه و به هم ریختن نظم کلاس و مدرسه و متعاقب آن گلایه سایر همکاران و دانش آموزان و والدین ، جلوگیری خواهد کرد . با سعه صدر ، شما به عنوان  معلمی مقتدر و با توانایی مطلوب اداره کلاس برای دانش آموزان و همکاران معرفی خواهید شد .با خطای دانش اموزان در موقعیتهای منا سب دیگر  ، برخوردهای حساب شده و سنجیده داشته باشید و زود از کوره در نروید .

13-   در زمان حضور در مدرسه حتی الامکان از گوشه گیری ، پکر بودن ، سکوت مطلق، در فکر فرورفتن ، خشم افراطی، اظهار مداوم گلایه و شکوائیه ، خود داری نمایید تا به زودی از چشم دیگران نیافتید و بلکه دیگران با دیدن شما انرژی بگیرند . در زنگ های تفریح و در دفتر مدرسه و سالن ، نشاط  خود را به دیگران هم منتقل نمایید  . زمانیکه حرفی برای گفتن ندارید  به تبادل تجربه  در مورد امور آموزشی و کلاسداری بپردازید.

14-   سروقت در مدرسه حاضر شدن ، سر وقت به کلاس رفتن ، برخورد مناسب با همکاران ، سخنان مفید و سنجیده در جمع همکاران و دانش آموزان ، رعایت  نظم و غیره  معرف خوبی برای شما به عنوان فردی منضبط و موفق خواهد بود .

15-   احترام کامل به کلیه کارکنان مدرسه ، احوالپرسی و خداحافظی های گرم ،پرس و جو از احوال همکاران ، شرکت در مراسم مختلف همکاران در خارج از مدرسه ، مساعدت و همدلی با آنان هنگام وجود مصائب و مشکلات ، شما را فردی خونگرم و دوست داشتنی معرفی خواهد کرد.

16 -   مطالعه روش های تدریس نوین ، کسب تجربه از سایر معلمان موفق ، ارزشیابی از روشهای خود و از همه مهمتر استفاده از شیوه های تدریس فعال و مشارکتی   تاثیر زیادی بر موفقیت شما خواهد داشت . استفاده از این شیوه ها نه تنها معلم را خسته نمی کند  بلکه وی را در بین همکاران مدرسه ، برجسته خواهد ساخت و در یادگیری دانش آموزان  موثر خواهد بود . به عنوان مثال استفاده از الگوی همیاری در کلاس و گروه بندی دانش آموزان باعث خواهد شد آنها ضمن مشارکت و فعالیت در کلاس ، علاقه خاصی به معلم پیدا کرده و این کار رضایت دانش آموزان ، والدین آنها ، مدیر و معاون را نیز در پی خواهد داشت و در نهایت ، شما ، خود پنداری مثبتی  از خود خواهید داشت . استفاده از روشهای مشارکتی و فعال یادگیری از خستگی معلم در کلاس و یکنواخت صحبت کردن وی به میزان زیادی خواهد کاست .

17 -   انجام برخی امور به ظاهر ساده در مدرسه و کلاس ،  شما را به عنوان فردی فعال ، پر انرژی ، خونگرم و مورد علاقه به دیگران معرفی خواهد کرد که خیلی از معلمان ممکن است  تمایلی بدان نداشته و یا از اهمیت آن مطلع نباشند . مثلا"  انداختن عکس های دسته جمعی با دانش آموزان ،برگزاری جشن فارغ التحصیلی  یا اتمام پایه برای کلاس خود ، شرکت در نماز جماعت مدرسه همراه دانش آموزان ، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و پرورشی همراه دانش آموزان ،شرکت در اردوها و بازدیدهای خارج از مدرسه همراه آنان ، سخنرانی در مراسم آغازین مدرسه ، کمک و مساعدت مدیر ، معاون و مربی پرورشی در اجرای برنامه ها به مناسبتهای مختلف مذهبی و اعیاد  ، امانت دادن کتاب و مجله و غیره به دانش آموزان ،و فعالیتهای متنوع دیگر  ...

شهرضا  در گذر تاريخ

شهرضا

شهرِضا یکی از شهرهای استان اصفهان ایران است. این شهر در ۷۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده است. آب و هوای آن نسبتاً گرم و خشک است. آب آشامیدنی آن از چاه تأمین می‌شود اما به تازگی قرار است آب آشامیدنی آن از سمیرم به شهر منتقل شود.

 

قمشه(شهرضا) شهری است که ايجاد و پی افکندن آن را به همت يک فرد نسبت نداده اند زيرا همانطورکه می دانيم شهر يکباره بوجود نمی آيد بلکه مدتها طول می کشد تا يک مکان جنبه شهريت پيدا کند. در پيدايش و گسترش قمشه دو عامل مهم نقش اساسی داشته اند يکی قرار گرفتن در کنار راه های بازرگانی و تجارتی و ديگر وجود يک مرکز مذهبی با وجود اين تفکر و تلاش مردم در طول زمان با بهره گيری از منابع طبيعی موجود سبب گسترش بيشتر شهر شده است. مطالعه روند پيدايش و تحولات تاريخی سکونتگاه قمشه با توجه به فراز و نشيب ها و کارکردهايی که طی حيات خود داشته است به چهار دوره تقسيم می شود:

دوره اول: پيدايش قريه قمشه بر مبنای عوامل جغرافيايی  خاک های حاصلخيز دشت قمشه وجود منابع آب  آب و هوای نسبتا مساعد موقعيت گذرگاهی امنيت بيشتر نسبت به نقاط مجاور و سرانجام تمرکز جمعيت در اين منطقه.

دوره دوم: توسعه و تبديل شدن به يک مرکز مهم استراتژيکی و تجاری که در دوره صفويه به اوج خود رسيده است و قمشه شاهد مسافران زياد از نقاط مختلف دنيا بود و کاروان سراها  قهوه خانه ها و مراکز خدماتی در آن ساخته شده و موجب افزايش جمعيت شده است.

دوره سوم: انحطاط و خرابی بر اثر حملات افغانها درگيری ها ی خاندانهای قاجاريه و زنديه در اين شهر و سپس حملات مهاجران و اشرار مهاجر و ايجاد ناامنی و رکود اقتصادی در منطقه.

دوره چهارم: که از سال ۱۳۰۴ ه ش آغاز شده توسعه فيزيکی و گسترش مرکزيت خدماتی اداری فرهنگی تجارتی و ترانزيتی را به همراه داشته است. قرار گرفتن اين شهر بر سر راه ارتباطی اصفهان شيراز و احداث مسجد جامع  کاروانسرا و بازار در در دوره اسلامی که تمام فعاليتهای تجاری در آن صورت می گرفت به توسعه قمشه کمک کرد.

باتشکيل دولت صفويه و به دنبال آن پايتخت شدن اصفهان اهميت قمشه افزايش يافت زيرا قرار گرفتن اين شهر بر سر يکی از راه های مهم تجاری و فاصله نزديک شبه اصفهان موجب گرديد که از نظر تدافعی به صورت نوعی پادگان ميان اصفهان و فارس درآيد کاروان سراها توسعه يابد و امامزاده شاهرضا به عنوان مرکز مذهبی مورد توجه قرار گيرد. اما در زمان تسلط افغانها بر اصفهان ضربات ويران کننده ای بر اثر هجومهای پياپی بر اين شهر وارد گرديد و با اين حال جنگ قدرت ميان طايفه های گوناگون بعد از آن قمشه را به مرز نابودی کشاند و به دليل عدم امنيت سبک معماری قمشه تغيير يافت.
بدين صورت که شهری در درون حصار محصور شده شکل گرفته توسعه قمشه به شکل دايرهای در اطراف هسته اوليه شهر تا پايان حکومت قاجاريه ادامه يافت دروازه های مهم آن دروازه ی اصفهان (کوچ کمال ) و دروازه شيراز بود و در بين اين دو دروازه دروازه سيد خاتون قرار داشت که هم برای رفتن به روستاهای  اطراف  و  هم  برای  دسترسی  به مزارع مورد استفاده قرار  می گرفت دروازه های کوچک ديگر عبارت بودند از : دروازه دهاقان،  حاج کمال،  شاه مراد و دروازه آقا که در کنار محله ي آقا قرار داشت. بعد از سال ۱۳۰۴ ه ش امنيت بيشتری در ايران بوجود آمد دوره ي تازه ای از معماری نيز در شهر پديدار گشت. بنا به سندی موجود در مرکز اسناد ملی از سال ۱۳۰۶ ه ش اقداماتی در جهت خيابان کشی در شهرضا انجام گرفت و به دنبال آن در سال ۱۳۱۳ ه ش اولين خيابان اصلی شهر که جهت شمالی- جنوبی داشت احداث گرديد اين خيابان که ازميان بافت قديمی شهر عبور می کرد تغييراتی را در محلات قديمی و بافت فيزيکی شهر به وجود آورد جمعيت علاوه بر سکونت يافتن در بخش قديمی در جهت های شمالی و شرقی نيز سکونت گزيدند و کم کم از مصالح ساختمانی بادوام نظيرآجر و آهن استفاده نمودند. اهميت تجاری شهر دوباره زنده شد و بنا بر سند ديگر کارخانه ريسندگی و بافندگی شهرضا در سال ۱۳۱۵ ه ش افتتاح گرديد وبافت قديمی ديگر تنها مرکز فعاليت های تجاری و اقتصادی شهر نبود. در سال۱۳۱۵ ه ش تعدا زيادی از بناهای قديمی جهت وسعت عرضی معابر تخريب گرديد و اين تغييرات فيزيکی در سالهای بعد ادامه يافت و با مهاجرت اقوام ترک بهاين منطقه شهر قمشه بافت جديدی پيدا کرد. علاوه بر خطوط ارتباطی تجارت اقتصاد کشاورزی و عشاير در توسعه فيزيکی قمشه موثر بوده است قمشه به علت وجود سابقه طولانی از جمله شهر هايی است که دارای هويت تاريخی است و درطول حيات خويش معماري های بسياری را آزموده است. مسايل امنيتی اجتماعی سياسی اقتصادی فرهنگ حاکم جامعه و تجربيات همواره عوامل مهمی در تعيين رشد و توسعه کالبد اين شهر بوده است و به همين دليل شهر قديمی قمشه از استخوانبندی و شکل منسجمی برخوردار است.

شهر قمشه در گذر تاريخ

درپاسخ به سوالات متعددی از جمله اينکه قمشه در چه زمانی به صورت يک پايگاه در بين راه شيراز - اصفهان عمل می کرده  چگونه توسعه يافته دين و مذهب مردم آن چه بوده در چه دوره ای جمعيت آن کم شده و به صورت يک خرابه در آمده و چه زمانی مرکز بزرگ سياسی نظامی و اقتصادی ايران بوده است، مطالبی در لابه لای کتابهای مختلف وجود دارد که می تواند ما را در اين زمينه ياری دهد تا ورنيه ۱۰۷۵ ه ق ۱۶۶۴ م . قمشه را اين چنين توصيف کرده است: ((روز بيست و ششم (فوريه ۱۶۶۴ م.) سه ساعت بعد از نصف شب به صحرای خشکی داخل شديم و از آنجا طی طريق نموده تا به يک ليو مسافت قمشه رسيديم و ار آنجا اراضی آباد شروع به خودنمايی کردند. قمشه شهر بزرگی است يک شاعت قبل از ظهر وارد آنجا شديم.)) همچنين آندره دوليه ۱۰۷۵ ه ق . ۱۶۶۴ م. جملی کار ری که از طرف شيراز وارد قمشه شده بود و در مورد قمشه نوشته است: ((پساز شش فرسنگ راهپيمايی به جاده ای خوب و ناحيه ای بسيار حاصل خيز اگر چه بدون درخت به دهی رسيديم که ايرانيان ان را شهر به حساب می آوردند.)) و در ادامه نوشته شده است: ((شش ساعت راه پيموديم تا به شهر کوچک قمشه رسيديم اين شهر در جلگه ای قرار گرفته خانه های آن گلی است.))
 
حاجزين العابدين شيروانی سال ۱۲۴۸ ه ق چنين می گويد :(( گويند قديم الزمان قومشه شهری بوده آزاد خان افغان بعد از نادرشاه خراب نموده. قصبه ای است شهر مانند و بلده ای است خاطر پسند))  اوژن فلاندن در سال ۱۲۵۴ ه ق . ۱۸۳۸م . از اختلافات داخل صحبت کرده :((سابقا قمشه شهری بزرگ بوده و ليکن امروزه ويرانه ای است که چندين خانه و عده معدودی ساکن دارد. اين شهر به زمان صفويه پيشرفت شايان داشت ولی جنگهای داخلی و اغتشاشات آن را از صورت آبادانی به حالت شوم و ويرانی در آورده اند.))
 
باوراندوبد يک سال بعد در مورد قمشه نوشته ((شهر به مکانی کوچک که دارای استحکامات است تنزل يافته اما به نظر می رسد قمشه در ايام پيشتر شهر بسياربزرگی بوده چون آثار ويرانی های فراوانی در اطراف آن به چشم می خورد اثرتعدادی قنات قديمی هم ثابت می کند که اين محدوده زمانی پرجمعيت بوده است.))
دوگو بينو  سال ۱۲۷۳ ه ق . ۱۸۵۶ م . در مورد مهيار گفته (( مهيار درگذشته قصبه بزرگی بوده است ولی اکنون چيزی جز يک ده و باغهای وسيع که بيشترشان متروک هستند باقی نمانده است))
بروکسبه سال ۱۲۷۶ ه ق . ۱۸۵۹ م. در حالی که از اصفهان به شيرزا در حرکت بوده واز مهمان نوازی مردم قمشه نوشته:(( جلوی دروازه حاکم آن شهر که تابع شاهزاده حاکم اصفهان بود و جمعی از محترمين سوار بر اسب به استقبال آمده بودند تعارفات مختصری ميان ما و آنها رد و بدل شد و حاکم و ريش سفيدهای شهر ما را به سوی خانه ای که برای اقامتمان در نظر گرفته بودند راهنمايی کردند.))
همين شخص  که سه سال بعد  و  اين بار   از طرف  جنوب به  سمت اصفهان در حرکت بوده   می نويسد ((پنجم نوامبر (۱۸۶۱م.) هوا در قمشه ابری بود و ارز ساعت چهار بعد از ظهر باران گرفت و اين خود به لطافت هوا کمک می کرد. وضع شهر قمشه روی هم رفته خوب نبود زيرا وبا شيوع کرده و تلفات زيادی به بار آورده بود . مردم از هر طرف نزد ما می آمدند و دوا می خواستند و با زحمت زياد به آنها می فهمانديم که دارو و پزشک نداريم. با اين وضع اقامت زيادتر در قمشه امکان نداشت و صبح روز ششم نوامبر درحاليکه باران می باريد   کاروان خود  را به سمت منزل ديگری به حرکت درآورديم))
مسعودميرزا سال ۱۲۸۳ه ق . (( قمشه شهری است بزرگ)) حاج سياح که در سال ۱۲۹۴ هق از قمشه عبور کرده است در خاطرات خود نوشته :(( شهر قمشه جای فراوانی و ارزانی از قبيل نعمت و ارزاق است وضع شهر هم بد نيست))
محمدمهدی اصفهانی در سال ۱۲۹۹ ه ق . بيان نموده که: (( قصبه قمشه شهری معتبر است بازار و دکان و کاروانسرا و مساجد همه دارد و جای خوبی است.))

محمدحسن ميرزا قاجار در سال ۱۳۰۳ ه ق . از دوران آبادی اين شهر نوشته: (( قصبه قمشه در حالی که از شهرهای قديم جنوب اصفهان بوده است آنچه از وضع و آثارش و از تحقيقات اهالی بلد معلوم می شود در ازمنه صفويه آباد بوده است))
سه سال بعد يعنی سال ۱۳۰۶ ه ق . حاجی پيرزاده در سفرنامه خود چنين نوشته: (( قصبه خيلی آباد و معمور است.))
لردکرزن سال ۱۳۰۷ ه ق . ۱۸۸۹ م . از خرابی شهر صحبت کرده است : ((از آن آبادی و رونق دوره پادشاهان نخستين خاندان صفويه فرو افتاد و يک قرن و نيم است که به اين حال خراب افتاده است.)) خانم لمتون سال ۱۳۷۱ ه ق . ۱۹۵۲ م. بيان کرده است: ((قمشه بر اثر غارت مهاجمان افغان و به سبب آنکه شاهان از رعيت آن سامان مال می ربودند انحطاط يافته بود))

معماری قمشه

کمترسياح و جهانگردی است که از قمشه گذر کرده باشد و در مورد معماری مصالح به کار رفته در آن صحبت نکرده باشد . تاونيه سال ۱۰۷۵ ه ق . ۱۶۶۴ م. درسفرنامه خود نوشته است ((قمشه کاروانسراهای متعددی دارد به نسبت اين که همه از خاک و خشت بنا شده خوب و قشنگ هستند . اين شهر مرکب از يک سلسله دهات است که متصل به يکديگر واقع شده و نيم ليو مسافت را به طول اشغال کرده اند))
جملی کاری سال ۱۱۰۶ ه ق . ۱۶۹۴ م . نوشته: ((دور آن را ديوارهای بلند با وضع مرتب و دارای باروهای دوپهلو در جوانب فرا گرفته است.)) نويسنده دوسفرنامه از جنوب ايران در سال ۱۲۵۶ ه ق . نوشته است: ((قمشه حصارش مستحکم و بدون خندق است. در ازمنه صفويه آباد بوده است. حصار و خندق معتبری داشته که خندق آن به مرور منهدم و حصارش به اندک تغييری بر جاست کاروانسراها و دکاکين خرد و بزرگ که کفايت اين جمعيت و صادر و وارد اين را بنمايد موجود و کلا تمام ابنيه و عمارات آن تقريبا آباد و خرابه کمتر به نظر آيد. حمامها  مساجد يک مدرسه و چندين يخچال معتبر دارد.
کنتدو گو بينو  سال ۱۲۷۳ ه ق . ۱۸۵۶ م . اطلاعات مختلفی از معماری قمشه داده است: ((ما را از حصار شهر گذراندند و در فاصله ربع فرسخی در مدخل يک باغ بزرگ که مثل هميشه با ديوار محصور بود قدم به زمينی نهاديم و مشاهده کرديم که چادر هايمان را در کنار يک جوی زيبا در دو قدمی يک کوشک مزين به حوض و فواره بر افراشته اند در هر سو جنگلهای کوچکی از درختان چنار زردآلو و آلو گسترده بود که با درختان مو در هم آميخته و منظر بديعی را ايجاد کرده بودند در گوشه ای از باغ کبوتر خانه بزرگ سر بر افراشته بود))

 

آزمون  زبان فارسي (2)                

 1 - چرا گوناگوني هاي لهجه اي وگويشي به يگانگي زبان آسيب نمي رساند ؟

 

 

 2 – شكل نوشتاري و صورت گفتاري يك جمله ممكن است در چه مواردي با هم متفاوت باشند ؟ ( دو مورد )

 

 

 3 – علت اين كه ما جملات را در هنگام نوشتن در ذهن خود تكرار مي كنيم چيست ؟

 

 

 4 – كامل كنيد :زبان يكي از توانايي هاي …………..………وگفتار ……..……………اين توانايي است .

زبان و گفتار ريشه در …….………………..انسان دارند و خط و نوشتار ريشه در  …………………. او.

 5- چگونه مي توانيم ثابت كنيم كر و لال ها از توانش زباني برخوردارند؟

 

 

دستور زبان

 6 – اجزاي جملات زير را ً مشخص كنيد و نام گذاري نماييد .

    جهان علم به دانشمندان ايراني مي نازد .              به ابو علي سينا شيخ الرئيس مي گويند .

 

   كار و تلاش مداوم او را رتبه ي اول كنكور كرد .

                                         

7 – فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمان هاي خواسته شده برگردانيد .

دريافته باشي   مضارع اخباري                                     كاسته شده است   مضارع التزامي

 

بيفكن     ماضي مستمر                                                   مي يابند     ماضي بعيد مجهول

 8 – وجه فعل هاي زير را بنويسيد

موافقت كرده است صدا بزن بنويسند خواهيم آورد

 

 9 –جمله ي رو به رو را  مجهول كنيد .پدر فرزندانش را به سينما مي بَرَد.

 

 

 

 

    نگارش

12 – عبارت زير را ويرايش كنيد.

پس از انجام آزمايشات گوناگوني كه به وسيلة محققان صورت گرفته است معلوم شد كه مردان نسبت به زنان

 

از شانس بيشتري براي ابتلاء به سرطان برخوردارند .

 

 

13 – اگر پژوهشگري بخواهد درباره ي زندگي فردوسي  مقاله اي بنويسد طرح نوشته ي او شامل چه مواردي خواهد بود ؟( چهار مورد )

 

 

14 – فضا سازی را تعریف کنید؟

 

15- عنوان نوشته را چگونه انتخاب می کنید؟ مثال یزنید.

 

 

16 – دو متن زير را به دقت بخوانيد و نوع نگارش هر يك را از نظر گونه ي زبان ، طرز بيان و قالب بررسي كنيد .

آفتاب خنده بر لب داشت . زمين خود را مثل عروسي زيبا آراسته بود .از رنگ هاي خاكي و خاكستري زمستاني اثري بر جاي نمانده بود .طبيعت جامه اي از مخمل سبز گل دار پوشيده بود .شقايق ها شعله افروخته بودند.و

گونه ي زبان (                     ) طرز بيان ( ‌                               ) قالب (                        )

 

زاد گاه محمود دولت آبادي ، بيهق ( در سال 1319 ) است .انعكاس مسائل اقليمي و زندگي روستايي در آثارش كاملاً پيداست ،كه نمود بارز آن را در رمان ده جلدي كليدر (1357 تا 1363) مي توان يافت .

گونه ي زبان (                       ) طرز بيان ( ‌                            ) قالب (                         ) 

 

املا و بياموزيم

16 – جملات زير را ويرايش كنيد و دليل غلط بودن هر كدام را به اختصار توضيح دهيد .

دامن زدن به دوییت ها موجب شکست می شود

 

ابوعلی سینا حکیم نامی ای بود

 

به منظور بازدید از نمایشگاه کتاب ؛ کلاس تعطیل شد

 

استثناء هاي فراوان در اين قاعده وجود دارد .

 

17 در گروه هاي اسمي زير غلط هاي املايي را بيابيد و تصحيح كنيد .

خشم و غيض -  الغاي حكم محتاط و معال انديش لهذا و بنا براين

 

                                                    سرت سبز و دلت خوش باد                                       جمع كل