شادابی زنگ های تفریح  در آموزشگاه

کیده :

با توجه به اینکه در هزاره سوم ، موجهای جهانی شدن تحولات اساسی و ساختاری در زندگی بشر پدیدآورده است ،آموزش نیز به تبع آن دچار تحولات زیر بنایی و بنیادین شده است ؛ بطوری که دیگر نمی توان تعلیم و تربیت را مختص کلاس های درس دانست. آنچه امروز بر‌ آن تاکید می شود این است که ما باید بدون توجه به محدودیتهای زمانی و مکانی در هر فرصتی، ذهن ، اندیشه و احساس کودکان را با آموزش مأنوس و مرتبط سازیم. یکی از مصادیقی که در این هزاره به عنوان یک زمان مناسب برای آموزش از آن یاد می شود زنگ تفریح در مدارس است. در حقیقت زنگ تفریح زمانی برای اتلاف وقت یا صرفاً رفع خستگی نیست بلکه اگر به واقع مفهوم و ماهیت زنگ های تفریح در مدارس توجه شود می توان به نقش تربیتی آن رسید که به مراتب فراتر از کلاس های درس است و این نکته ای است که در نظام آموزش و پرورش ایران کمتر به آن توجه شده و حتی در برنامه ریزی ها و مسائلی که در خصوص این بخش مطرح می شود کمتر صحبتی در مورد اهمیت حیاتی آن عنوان می شود.زنگ تفریح از این جهت حائز اهمیت است که معمولاً دانش آموزان با شنیدن صدای زنگ پایان درس به سرعت و با شتاب، خود را به حیاط مدرسه رسانده و گویا احساس رهایی و آزادی می کنند. در واقع اگر آموزش در کلاس، اجباری، تحمیلی و خسته کننده است زنگ تفریح آغاز شادی و تفریح و فعالیت است. هر چند که یکی از اهداف در نظر گرفتن این زمان کوتاه، استراحت فکری، ذهنی، روحی و جسمی کودکان و نوجوانان است اما با توجه به اینکه آموزش به دو صورت آشکار و پنهان ارائه می شود زنگ تفریح را باید زمان مناسبی برای تعلیم و تربیت روح و احساس دانش آموزان دانست.

در واقع اگر بپذیریم هر کودک و نوجوانی در زمانی که ذهن و احساس و ادراکش از تعلقات بیرونی رهایی یافته و هیچ اجباری برای پذیرش چیزی وجود ندارد، بهتر می تواند به خود شکوفایی استعدادهایش کمک نماید در آن صورت از فرصت های کوتاه بین ساعت کلاسی بهتر استفاده خواهیم نمود. بچه ها در ساعات زنگ تفریح ارتباط و تعامل را با همسالان خود می آموزند؛ ارتباطی که در فضایی کاملاً باز و آزاد و بدون حضور هیچ سرپرست یا فردی که بخواهد به آنها امر و نهی کند، به دست می آید.

 مقدمه

به طور معمول ، در آخرین دقایق کلاس درس دانش آموزان بی اختیار لحظه شماری می کنند تا با شنیدن صدای زنگ مدرسه ، ناگهان از جا برخاسته و با شتاب هرچه تمام تر خودشان را به حیاط برسانند و برای لحظاتی هم که شده ، فارغ از کلاس و درس ، با دوستان خود ، به بازی و تفریح بپردازند .حیاط مدرسه هرچقدر هم کوچک باشد ، فضایی دلنشین برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند . آری … نام این لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی است .این واقعیتی است که در چند دقیقه زنگ تفریح با وجود استراحت جسمی و روانی کودک و نوجوان می توان با یک سلسله برنامه های مدون خوب و استفاده بهینه از این زنگ دلچسب و دوست داشتنی به اهداف مطلوب تر آموزشی و پرورشی دست یافت .نام زنگ تفریح همگان را بی اختیار به یاد دانش آموزان و لحظه شماری آنها برای رسیدن به این چند دقیقه ی کوتاه  می اندازد. بی شک در این دقایق کوتاه با برنامه ریزی دقیق ، می توان دانش آموزان را به نحوی هدایت کرد تا کارهای زیادی انجام دهند که هرکدام از آنها علاوه بر تفریح و استراحت در امر یادگیری نیز تاثیری بسزا دارد.

به یقین حق طبیعی هر دانش آموز است که بعد از یک ساعت و نیم مطالعه ، یادگیری ، انجام تکالیف درسی ، پرسش و پاسخ ، برگزاری امتحانات کلاسی و غیره دقایقی به استراحت روحی و جسمی بپردازد .

بیان مسئله

اگر بپذیریم که یکی از اهداف نظام آموزش و پرورش تربیت شهروندان خوب و خوش بخت برای جامعه است شهروندانی که همدیگر را دوست دارند و می توانند با یکدیگر زندگی صلح آمیزی خوبی داشته باشند زنگ تفریح این موقعیت را در اختیار ما می گذارد. یکی از تأکیداتی که در نظام های پیشرفته آموزشی می شود این است که بچه ها به هر طریقی که می توانند کار گروهی یا تیمی را تجربه کنند. حال اگر حیاط مدارس را بتوان به فضایی از شادی، سرور، بازی های گروهی و تیمی مبدل سازیم ،توانسته ایم این فرصت آموزشی را در مدارس ایجاد نماییم. یکی از مشکلات و موانع توجه متفاوت به زنگ تفریح در ایران این است که حیاط اکثر مدارس کوچک، بی قواره و غیر استاندارد است.

بر همین مبناست که گفته می شود مکان احداث مدرسه، نوع ساختن کلاس ها و یا حیاط و اندازه آن ها دارای اهمیت است و باید مبتنی بر استانداردهای جهانی باشد. اگر بچه ها برای رفتن به زنگ تفریح ثانیه شماری می کنند پس چه بهتر که این فضا را برای آن ها روح بخش تر و شاداب تر نماییم؛ مثلاً می توان حیاط را با رنگ های شاد و زنده و پرانرژی رنگ آمیزی نمود،گل و گیاهان طبیعی در آن جا کاشت و به دیوارها جملات آموزنده، روحیه بخش و امیدوار کننده نصب نمود. جملاتی که ایمان به پیروزی و موفقیت را در آن ها تقویت می کند. زنگ تفریح کارناوال شادی، شور و شوق است.

فقط کافی ست زمانی که بچه ها مشغول بازی و تفریح و گفتگو هستند به آنها توجه کنید در چشمهای آن ها شوق به زندگی، شعف و انرژی برای حرکت را می توانید ببینید. در حقیقت با توجه به اینکه جایگاه آموزش و پرورش در این هزاره ایجاد تغییر در کودکان و نوجوانان است پس چرا نباید از فرصت زنگ تفریح جهت ایجاد جذابیت، شور و هیجان بهره برد؟ یکی دیگر از اشتباهاتی که در برخی از مدارس ایران مشاهده می شود این است که زنگ تفریح را زنگ ورزش محسوب می کنند در حالی که این کار باعث می شود از یک طرف ارزش و اعتبار زنگ ورزش زیر سوال رفته و از طرف دیگر کارکرد زنگ تفریح نیز به مرور نادیده انگاشته شود.

 

برنامه ریزی برای مدیران مدارس

 جملات بزرگان در زمینه مدیریت كارگزارانت را بيازما و سپس بكار گمار، چرا كه انتصاب بدون مشورت و آزمايش موجب پشيماني خواهد بود. حضرت علی (ع) امام علي عليه‌السلام :وارد عمل شدن بدون برنامه ريزي علت همه شكست‌هاست. برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الان كاري براي آن انجام دهيد. لاكين، آلن شكست، عدم موفقيت نيست؛ شكست يعني تأخير در پيروزي. مكنزي، آلكس خدمات خوب سنگ بناي كسب و كار خوب است. وفاداري به مارك پاداشي است كه مشتري به شركتهايي كه خدمات بهتر عرضه مي‌كنند، مي‌دهد. ماتسوشيتا، راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، كونوسوكي بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد. تواين، مارك برنامه ریزی توسط مدیر آموزشگاه از میان وظایف مدیریت آموزشگاهی ، برنامه ریزی دارای جایگاه مهمی است در زیر نکاتی جهت اطلاع مدیران گرامی مدارس اعلام می گردد % اصل اول : برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کارکنان % اصل دوم : برنامه ریزی برای ثبت نام دانش اموزان % اصل سوم : برنامه ریزی برای کسب اطلاعات فردی و رفتاری دانش اموزان و شناخت بیشتر آنان % اصل چهارم : برنامه ریزی برای برنامه هفتگی % اصل پنجم : برنامه ریزی برای آماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای آموزشی واداری % اصل ششم : برنامه ریزی برای انتخابات انجمن اولیا ومربیان وشورای دانش اموزان و شورای دبیران % اصل هفتم : برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش اموزان % اصل هشتم : برنامه ریزی برای فروشگاه دانش اموزان % اصل نهم : برنامه ریزی برای دفاتر حضور وغیاب دانش اموزان % اصل دهم : برنامه ریزی برای حضور منظم دبیران در ورود وخروج به آموزشگاه و کلاسها اصل یازدهم : برنامه ریزی برای نماز جماعت دانش اموزان و همکاران اصل دوازدهم :برنامه ریزی برای استفاده از کتابخانه وآزمایشگاه و رایانه اصل سیزدهم : برنامه ریزی برای جلسات ماهانه ماهانه ارکان مدرسه از نظر زمان و محتوی اصل چهاردهم : برنامه ریزی برای گرامیداشت ایام الله و ولادتها و شهادتها و جشن های انقلاب اصل پانزدهم :برنامه ریزی برای شرکت دانش اموزان در جشنواره ها و المپیادها و فعالیتهای دست ساز اصل شانزدهم : برنامه ریزی برای مسابقات فرهنگی وهنری وورزشی اصل هفدهم : برنامه ریزی برای گرامیداشته هفته های دفاع مقدس و هفته بسیج و هفته کتابخوانی و هفته بهداشت و هفته تربیت و هفته معلم و هفته های دیگر اصل هیجدهم : برنامه ریزی برای برگزاری امتحانات ( تصحیح اوراق و ارایه برنامه امتحانات و اعلام نتایج و پاسخ به اعتراضات اصل نوزدهم : برنامه ریزی برای تشکیل کلاسهای فوق برنامه و و تکمیلی و جبرانی و تقویت بنیه علمی و امادگی برای امتحانات اصل بیستم : برنامه ریزی برای ملاقاتهای فردی با اولیا و برخی دانش آموزان و کارکنان اصل بیست ویکم : برنامه ریزی برای پاسخگویی به اولیای دانش آموزان اصل بیست ودوم : برنامه ریزی برای شرکت در جلسات ماهانه اداره اصل بیست وسوم : برنامه ریزی برای دریافت مشارکتای مردمی اصل بیست و چهارم : برنامه ریزی برای فعالیتهای مالی و حسابداری آموزشگاه اصل بیست وپنجم : برنامه ریزی برای حضور اولیای دانش اموزان ( مخصوصا دانش اموزان مشکل داردرسی و اخلاقی ) در مدرسه اصل بیست و ششم : برنامه ریزی برای بررسی پرونده های تحصیلی و مدارک ومدارک دانش اموزان ورفع اشکالات آنان اصل بیست و هفتم : برنامه ریزی برای ارزشیبابی کارکنان آموزشگاه اصل بیست وهشتم : برنامه ریزی برای فعالیتهاهی بیسج دانش اموزی و انجمن اسلامی و شورای دانش اموزی اصل بیست ونهم : برنامه ریزی برای پاسخ به بموقع به بخشنامه ها اصل سی ام : برنامه ریزی برای فروش مجلات رشد وپیوند اصل سی یک : برنامه ریزی برای حضور دانش اموزان در نماز جمعه اصل سی دو : برنامه ریزی برای تشویق دانش اموزان ممتاز وبرتر درسی و اخلاقی اصل سی سه : برنامه ریزی برای برنامه ریزی برای دانش اموزان دارای مسایل انضباطی اصل سی وچهار : برنامه ریزی برای تهیه امکانات مدرسه اصل سی وپنج : برنامه ریزی برای اجرای مطلوب مراسم صبحگاه اصل سی وشش : برنامه ریزی برای انجام آزمون های مستمر ویا مسابقات علمی آینده سازان وبسیج و آموزش وپرورش اصل سی وهفت : برنامه ریزی برای آزمون تشخیصی اصل سی وهشت : برنامه ریزی برای فعالیتهای اردویی اصل سی ونه: برنامه ریزی برای کلاسهایی که دبیرانشان به مرخصی می روند اصل چهلم : برنامه ریزی برای نظارت برفعایتهای آموزشی دبیران و کارکنان آموزشگاه ************* اصول مديريت ژاپني 1) هدف 2) تغيير ذهنيات مديران 3) مواد ارزان قيمت 4) ترغيب كاركنان به توليد 5) رهبري در سازمان‌ها نه رياست 6) از بين رفتن ترس 7) ربط واحدها با همديگر نه انجام امور توسط هر بخش در يك مسير مجزا 8) شعار بي‌محتوا ندادن 9) عدم توجه به آمار، ارقام و كميت 10) احساس غرور و لذت از كار 11) خود اصلاحي 12) كمك گرفتن از همه همكاران 13) بازرسي كلي، دور و هميشگي 14) همكاري خواستن از افراد در گرفتن تصميمات موانع اساسي مديران در مسير گوش سپردن به سخنان كاركنان 1) سابقه طولاني نظام غير دموكراتيك و سلسله مراتبي 2) خود شيفتگي 3) بدبيني و گريز از واقعيت 4) كمبود وقت 5) ناشكيبايي در جايگاه شنونده 6) انبوه مسائل و فقدان تمركز 7) ناتواني كاركنان در تبادل پيام و گفتگوي مؤثر *************** 9 گام به سوی اخراج! مترجم: راحله زند وكيلي اگر مي‌خواهيد به آساني كار خود را از دست بدهيد و به قول معروف به سه شماره اخراج شويد به موارد زير عمل كنيد: 1- به توقعاتي كه از شما دارند، توجه نكنيد. به گفته‌هاي مديرتان در رابطه با نقش وظيفه‌تان در واحد يا در رابطه با ديگر واحدها يا امورهاي ديگر سازمان، توجه نكنيد وظايف خود را انجام ندهيد. 2- هميشه بگوييد: " اين در وظايف من تعريف نشده است". براي مديرتان چارچوب تعيين كنيد تا نتواند كارهاي متفاوت را به شما واگذار كند و به او بفهمانيد كه فقط به فكر چك حقوقتان هستيد و نه كار. در اين صورت، مديرتان فوراً‌ به فكر يك جايگزين فعال براي شما خواهد افتاد. 3- از اموال شركت به نفع خودتان بهره ببريد.ساده‌ترين مثال اين است كه با ماشين شركت در ساعت اداري براي خانه‌تان خريد كنيد؛ يعني از وقت مأموريت و وسيله انجام آن به نحو احسن به نفع خودتان استفاده كنيد تا اعتماد همه نسبت به شما سلب شود. 4- با استفاده از تكنولوژيهاي موجود در شركت به كارهاي شخصي‌تان برسيد. با موبايلي كه شركت در اختيارتان قرار داده براي دوستانتان پيام كوتاه بفرستيد و ساعتها با آنها صحبت كنيد، با كامپيوتر شركت ايميل‌هاي شخصي‌تان را چك كنيد و ساعتها در اينترنت بچرخيد و به كارهاي اداري تان كوچكترين توجهي نكنيد. 5- پيش هر كس و ناكسي از شغل و شركتتان گله و ابراز نارضايتي كنيد. هميشه پشت سر مدير و رئيس و همكاران خود (به راست يا دروغ) بدگويي كنيد و از حقوق كم و شرايط اسف‌انگيز محيط كارتان گله كنيد تا به گوش همه جهانيان از جمله مديرتان برسد و با در خطر قرار گرفتن آبروي شركت، اخراج شويد. 6- كار گروهي را به كل فراموش كنيد. هيچ‌كس دوست ندارد كه با يك كارمند تنبل و تك‌رو همكار باشد پس اگر مي‌خواهيد به سرعت از مجموعه حذف شويد، تنبلي و تك‌روي را پيشه كنيد، در اين صورت همه همكارانتان به سرعت مترقي مي‌شوند، جنب‌وجوش دارند و به اهداف والا فكر مي‌كنند و شما كه در اين مجموعه وصله ناجوري هستيد بايد حذف شويد. 7- مسائل شخصي‌تان را به اداره منتقل كنيد. تمام كارهاي شخصي‌تان را در ساعت اداري انجام دهيد و از كارتان بزنيد. چارچوب ذهنتان را به حل مشكلات خانوادگي و شخصي اختصاص دهيد و كوچكترين توجهي به محيط كار و مشكلات آن نداشته باشيد. 8- به ساعت اداري توجه نكنيد. هيچ توجهي به ساعت كار نداشته باشيد و هر وقت دلتان خواست بياييد و هر وقت هم خواست برويد. مثلاً‌ صبحها دير بياييد و بعدازظهر زودتر از اتمام ساعت كار برويد. در اين صورت مديرتان شما را حذف شده مي‌داند. 9- به زمانبندي و راهنمايي ها توجه نكنيد. در پروژه‌ها به زمانبندي و روش كار توجه نكنيد و از هيچ‌كس هم نپرسيد. در اين صورت همكارانتان به شما كمك مي‌كنند كه زودتر اخراج شويد يا كار جديدي پيدا كنيد و از جمع آنها برويد.  ******************* اصل احترام در مدیریت انسان از زمان تولد دارای شخصیت مستقل و منحصر به فردی می باشد. اگرچه وراثت و عوامل دیگر در شکل گیری شخصیتی انسانها تاثیر دارند و لی اصل وجود شخصیت برای انسان امری بدیهی و قابل قبول می باشد وبراین اساس انساس خود را دوست دارد وانانی که به او احترام می گذارند وحدود شخصیتی اورا رعایت میکنند را نیز دوست دارند.افراد خود به دیگران احترام می گزارند و علاقه دارد که به او احترام بگذارند. مدیر اموزشگاه نیز باید این اصل را رعایت کند و همه عواملی که در امر شخصت دادن به دیگران دارای تاثیر واهمیت می باشد رامانند احوال پرسی و دست دادن و لبخند زدن و تعارف کردن و از جای خود بلند شدن و ... را در برخورد با دیگران رعایت کند. این رفتارها نباید ساختگی و تصنعی باشد بلکه باید از عمق وجود شخص باشد. مدیر اموزشگاه باید با اصول انسانی و اخلاقی برخاسته از مکتب ناب اسلامی به همه موارد مربوط به احترام نسبت به دیگران توجه نماید. دانش اموزان و کارکنان و اولیا ی دانش موزان به رفتارهای احترام امیز مدیر توجه داشته و در صورت برخورد احترام امیز مدیر احساس نزدیکی به مدیر اموزشگاه خواهند نمود. استفاده از کلمات احترام امیز همراه با احساس محبت فضای مطلوب ومناسب اموزشی وپرورشی را در اموزشگاه بوجود خواهد اورد . مسلما کلیه عوامل انسانی اموزشگاهی نیز با شیوه احترام امیز با مدیر اموزشگاه برخورد خواهند نمود. برنامه ریزی برای ساعات تفریح دانش آموزان در برنامه درسی مدارس ابتدایی و راهنمایی ومتوسطه وییش دانشگاهی وکار ودانش در طول ساعات آموزشی روزانه بین هر ساعت آموزشی 10تا 15 دقیقه تفریح وجود دارد که دانش آموزان از این ساعت تفریح برای استراحت و تجدید نیرو ورفع مشکلات خود و ارتغذیه استفاده میکنند.. مدیر آموزشگاه میتواند برای این ساعات کوتاه تفریح نیز برناه ریزی زیر برای همکاران آموزشی و دانش آموزان داشته باشد. 1- کنترل ونظارت : درساعات تفریح به دلیل حضور کلیه دانش آموزان در بیرون از کلاس درس ، مدیر آموزشگاه بایدبا کمک از همکاران اداری خود نسبت به نظارت وکنترل رفتارهای دانش آموزان برنامه ریزی نمایند . عدم خروج دانش آموز از محوطه آموزشگاه و جلوگیری از برخورد وتنش و بوجود آوردن فضای مطلوب آرامش و آموزشی از اولویتهای مدیریت ساعات تفریح می باشد 2- ارایه تغذیه سالم : ساعات تفریح دانش آموزان نسبت به استفاده از تغدیه که با خود آورده اند یا از فروشگاه مدرسه تهیه می نمایند اقدام می نمایند. لذا در این خصوص مدیر اموزشگاه می تواند در خصوص مکان مناسب برای تغذیه اقداماتی از قبل انجام داده و سرویس های آبخوری مدرسه را مرتبا مورد بازدید قرار داده و مسایل بهداشتی را در حد مناسب مدنظر داشته باشد. 3- نظارت برنظافت سرویس های بهداشتی : استفاده جمع زیادی ازدانش آموزان از سرویس های بهداشتی ، کنترل و نظارت کامل مدیر آموزشگاه را می طلبد . لذا مدیر مدرسه در ابتدا و در طول ساعات آموزشی بابد مسئولیت همکاران خدماتی را بطور مکرر ومستمر گوشزد تا آنان نسبت به شست و شو و پاکیزه نمودن سرویس های بهداشتی و رفع خرابی های آن اقدام نمایند و دانش آموزان مشکلی در ساعات تفریح نداشته باشد.. 4- در ساعات تفریح مدیر ومعاون و مشاور و مربی تربیتی متناسب با وظیفه خود در حیاط آموزشگاه حضور داشته و بطور مستقیم وغیر مستقیم نظاره گر رفتار های دانش آموزان باشند . مخصوصا استفاده از کتابخانه مدرسه و تشکل های دانش آموزی در ساعات تفریح بیشتر خواهد بود . مشاور مدرسه نیز بر اساس وظیفه خود بیشتر در ساعات تفریح در اختیار دانش آموزان باشد. 5- مدیر آموزشگاه در ساعات تفریح نیز می تواند برای معلمان خود نیز دارای برنامه باشند اطلاع رسانی به دبیران در خصوص آخرین دستورالعمل ها و بخشنامه ها ، ارتبا ط و گفتگو با معلمان در خصوص وضعیت درسی و اخلاقی دانش آموزان ، در خواست راهکار و نظر دبیران ، بوجود آوردن فضای مطلوب ارتباطی معلمان با اولیای دانش آموزان یا خود دانش آموزان ، مطرح کردن برخی موضوعات آموزشی و انضباطی و تربیتی با دبیران و ... در ساعات تفریح بسیار مناسب خواهد بود که نیاز برنامه ریزی مدیر دارد. 6- ساعات تفریح زمان مناسب برای استفاده دانش آموزان از تابلوی اعلانات مدرسه ، و اطلاع رسانی دفتر آموزشگاه به دانش آموزان در خصوص موارد آموزشی و انضباطی می باشد. ساعات تفریح با برنامه ریزی و مدیریت صحیح ، فرصت مهم دیگر برای فعالیتای آموزشی و پروزشی می باشد. برنامه ریزی فروشگاه مصرف دانش اموزان فروشگاه مصرف که عموما توزیع مواد غذایی و لوازم التحریر را در اموزشگاه برعهده دارد به دلیل تجمع وحضور دانش اموزان در اموزشگاه از اهمیت زیادی برخوردار بوده که برنامه ریزی مدیر اموزشگاه را می طلبد . فروشگاه اموزشگاه از اهمیت زیر برخوردار میباشد: 1- اهمیت اقتصادی 2- اهمیت غذایی 3- اهمیت بهداشتی 4- اهمیت تعاون وهمکاری 1_ اهمیت اقتصادی : فروشگاه مصرف دانش اموزی متناسب با جمعیت دانش اموزی و میزان درصد فروش میتواند برای آموزشگاه از نطر اقتصادی مفید واقع شود و بخشی ازهزینه های مدرسه را تامین نماید . با فروش موادغذایی و دیگر وسایل موجود در فروشگاه با درامد آن میتوان هزینه های رفاهی کارکنان ودانش آموزان مدرسه را برطرف نمود . دراین مورد فعالیت فروشگاه در جهت افزابش سود ودرامد اقتصادی نیست ولی از حداقل توان مالی ان در جهت اموزشگاه برنامه ریزی میگردد. 2- اهمیت غذایی: دانش آموزان بیش از 6تا ۸ساعت از وقت خودرا در مدرسه میگذرانند و برخی از آنان بدون صرف صبحانه در آموزشگاه حضور می بابند وبا توجه به سن رشد جسمی نوجوانان ، تغذیه در آموزشگاه دارای اهمیت خواهد بود بنابراین مدیر آموزشگاه میتواند با تهیه مواد غذایی مقوی و سالم در جهت تامین غدای سالم دانش آموزان گام بردارد اگرچه هرسال اداره منطقه در خصوص عدم استفاده از مواد غذایی ناسالم و کم اثر تذکراتی به مدرسه میدهد ولی مدرسه میتواند با کمک دانش آموزان و انجمن اولیا نسبت به تهیه مواد غذایی مناسب و علمی و بهداشتی اقدام نماید. 3- اهمیت تعاون وهمکاری : از انجا که تشکیل فروشگاه مصرف در مدرسه یک کار گروهی و جمعی میباشد مدیر آموزشگاه میتواند با برنامه ریزی فضای مناسب تعاون وهمکاری را درمدرسه برقرار نماید. www.abbas40.blogfa.com ************* رفتارهای مثبت مدیر ، بایدهای مدیریت آموزشگاهی یکی دیگر از اصول مدیریت آموزشگاهی ، رفتارهای مثبت مدیر در مدرسه می باشد. از آنجا که هر کلام ورفتار و برخورد مدیر دارای بار مثبت ومنفی می باشد و محیط آموزشی متاثر ار روابط سالم مدیر با مجموعه آموزشی واداری می باشد لذا رفتار مثبت مدیر دارای انرژی زیاد بوده و عامل فعالیتهای خوشایند می باشد. در ورزش صبحگاهی از فردی که با لبخند و خنده ورزش می کرد سئوال کردند که چرا به هنکام ورزش می خندی در پاسخ گفت خنده باعث انبساط روحی افراد شده و در کنار انبساط جسمی انبساط روحی نیز لازم می باشد . لذا هرگونه فعالیتهای مدیر در اموزشگاه به هنگام رفتارهای مثبت باعث شادمانی و ارتباط عاطفی مدیر با کارکنان و دانش آموزان میگردد. مطمئنا مدیر نیز یک انسان بوده که عوامل مختلفی بر خلق وخوی او تاثیر میگذار ولی تسلط مدیر بر اعصاب خود وکنترل رفتارهای بوجود آممده باعث رفتارهای مثبت دیگران میگردد. مثالی وجود دارد که هروقت مدیر وکارکنان و دانش آموزان وارد محیط آموزشگاهی می شوند تلخی ها و مشکلات زندگی زا فراموش کرده و فضای آموزشگاه را با رفتارهای شایسته شاداب گردانند. دانش آموزان وکارکنان با تفاوتهای فردی و روحی در مواجه با مدیر که یک الگوی رفتاری کامل می باشد به یک رفتار یکسان می رسند. تنش ها و کینه ها و دلواپسی ها عامل افت شخصیتی شده و مانع رفتارهای عاطفی سالم می گردند. میتوان رفتارهای مثبت خوب را با عینک خوشیبنی در محیط آموزشگاه حاکم گرداند و رکن و عامل اصلی این رفتارها مدیر مدرسه می باشد. افراد با شیوه های رفتاری متفاوت مانند دمدمی مزاج و بلغمی مزاج و نمونه های دیگر که برخواسته از جهان بینی و تفکر آنان ونوع تربیت روحی آنان میباشد در جامعه وجود دارند وهریک دارای نقش خاص وعام در محیط زندگی خود می باشند وهیچ شکی در ان نمی باشد ولی تهذیب نفس و کنترل و هدایت غرایز خود میتواند تاثیر روحی ومثبتی بر افراد داشته باشد و مدیر آموزشگاه نیزباید هوشیارانه به این امر توجه داشته باشد. همه نگاههای عوامل انسانی آموزشگاه مانند اولیا و دانش آموزان و دبیران و کادر اداری به شیوه رفتاری و اخلاقی مدیر می باشد. شوراها و انجمن ها ی مدرسه در رابطه با شورای مدرسه ، شورای دانش اموزی ، شورای معلمان و انجمن اولیا مطالبی جهت اطلاع اعلام میگردد: 1- مدیر مدرسه به عنوان نماینده آموزش وپرورش منطقه مسئول حسن اجرای فعالیتهای آموزشی پرورشی مالی واداری مدرسه میباشد ودر کلیه امور مسئولیت دارد و موظف است براساس مقررات با برنامه ریزی های مناسب و استفاده از مشارکت کارکنان دانش آموزان و اولیای آنها وبا بهره گیری از امکانات و ظرفیت های داخل و خارج از مدرسه جهت تحقق اهداف مصوب دوره تحصیلی تلاش کند به گونه ای که ارزیابی عملکرد سال تحصیلی بیانگر ارتقا و رشد کیفی دانش آموزان در ابعاد مختلف باشد ( ماده 4 آیین نامه اجرایی مدارس) 2- ماده 5 و6 و7 و8 و9 آیین نامه اجرایی برخی از مسئولیتهای مدیر مدرسه را اعلام می نماید. 3- شورای مدرسه که مدیر مدرسه و معاونین و یک نفر از مربیان امورتربیتی یا مشاوران به انتخاب مربیان ومشاوران و نماینده شورای معلمان و نماینده انجمن اولیا ومربیان به انتخاب انجمن در مدرسه تشکیل میگرددمهمترین مرکز تصمیم گیری در آموزشگاه محسوب میگردد. براساس ماده 10 آیین نامه اجرایی شورای مدرسه اینگونه تعریف شده است : در راستای سیاست مدرسه محوری و تفویض اختیارات به مدارس و به منظور توسعه مشارکت ، همکاری و استفاده از تجارب معلمان مربیان و اولیای دانش آموزان در اداره مدرسه ، بهبود فرایند تصمیم گیری ، ارتقای کیفی فعالیتهای آموزشی و پرورشی واداری ، تدوین برنامه های سالانه مدرسه و هماهنگی امور و نظارت بر فعالیتهای مربوط ، در هریک از مدارس شورایی به نام شورای مدرسه تشکیل میگردد. 4- شرح وظایف شورای مدرسه با 29 بند در آیین نامه آورده شده است و ریاست شورا با مدیر مدرسه است و مسئولیت اجرای تصمیم های شورای مدرسه نیز به عهده مدیر مدرسه بوده و همه کارکنان مدرسه موظفند برای اجرای مطلوب مصوبات شورا همکاری نمایند. 5- در هر سال تحصیلی مدیر باید در اولین فرصت و حداکثر یک ماه پس از بازگشایی مدارس نسبت به تشکیل شورای مدرسه اقدام وجلسات شورای مدرسه حداقل هر دوهفته یکبار تشکیل خواهد شد. 6- شورای مدرسه با حضور 2/3 اعضا رسمیت می یابد و با اکثریت حاضرین قابل اجرا می باشد و مصوبات شورا نباید با ایین نامه ها و مقررات عمومی کشور و ضوابط وزارت اموزش وپرورش مغایریت داشته باشد. ************* برنامه ریزی برای نماز جماعت مدرسه آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. » اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. » خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. » اصل یازدهم:برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران:. یکی از مهمترین وظایف مدیر آموزشگاه که از نظر تربیتی دارای اهمیت می باشد برگزاری نماز جماعت در مدرسه می باشد . دانش آموزان و کارکنان آموزشگاه عموما تا ساعت حدود 13 در آموزشگاه حضور داشته لذا مدیر آموزشگاه با برنامه ریزی اصولی می تواند نسبت به برگزاری نماز جماعت اقدام نماید.:( این نکات را در نوشته بعدی می آورم ) نظرات مدیران درباره سرگروههای آموزشی نظرات مدیران متوسطه و پیش دانشگاهی در خصوص فعالتهای سرگروه های آموزشی 1- حضور سرگروههای آموزشی در جلسات ماهانه مدیران هر سه ماه ( برگزاری جلسات مشترک ) 2- حضور مستمر در مدارس و بررسی وضعیت آموزشی دبیران وارزیابی عملکرد آنان و راهنمایی ومشاوره با دبیران ومدیران 3- الکو بودن سرگروهها در محیط کار خود 4- اهل تحقیق ومطالعه بوده و با یافته های علمی روز آشنا باشتد. 5- بازدیداز کلاسهای درس ومشاهده مستقیم در کلاس ( نحوه کلاسداری ، نحوه تدریس ، ثبت فعالیتها و...) 6- اعلان بموقع بودجه بندی و حذفیات و اعلام به دبیران در جلسات گروه علاوه بربحشنامه 7- نظارت وکنترل در خصوص نحوه طرج سئوالات وبارم بندی دبیران 8- آموزش آخرین شیوه های علمی تدریس به دبیران 9- تشکیل جلسات بررسی کتاب و ایجاد هماهنگی بین اعضای گروه درمورد شیوه تدریس 10 تشکیل جلسات گروه در خارج از ساعات اموزشی انجام گیرد . 11- سرگروه افراد توانمند پیگیر ودارای خلاقیت وابتکار و نوع اوری وتجربه باشند. 12 پیگیری مشکلات و مطالبات دبیران 13- دریافت مطالب ومقالات تخصصی دبیران و انعکاس به مدارس 13- مطلع کردن همکاران از آخرین بخشنامه ها وتصمیمات اتخاذ شده بصورت مکاتبه یا تلفنی و یا همراه (اس ام اس ) 14- کاربیشتر با دبیرانی که از نظر کلاسداری یا تدریس دچار مشکل هستند. 15 – استفاده از دبیران موفق و با تجربه در همه مدارس منطقه 16- تنظیم برنامه سالانه جلسات و برنامه های اموزشی دیگر 17- حضور پراکنده همکاران در مدارس به جای حضورگروهی 18-استفاده از متخصصان وصاحب نظران تعلیم وتربیت وآموزشی درجلسات عمومی و تخصصی دبیران 19- ایجاد وب سایت علمی و اموزشی توسط گروههای اموزشی منطقه 20- ارزیابی صحیح از عملکرد یکساله گروهها و تشویق گروههای موفق 21- بیان انتظارات گروههای اموزشی درطول سال تحصیلی و نظارت براجرای ان درطول سال ************ شورای معلمان : به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگی در امور اموزشی واداری وپرورشی مدرسه و تامین مشارکت معلمان درحسن جریان اموزشی و پرورشی واداری مدرسه ، شورایی به نام شورای معلمان با شرکت همه معلمان ، مربیان و مشاوران مدرسه تشکیل می گردد. وظایف شورای معلمان در 16 ماده و 3تبصره در آیین نامه اجرایی مدارس بیان شده است . ( ماده 15 آیین نامه اجرایی مدارس ) همانطور که قبلا نوشته شده شورای دبیران یکی از ارکان مهم مدرسه بوده که نقش بزرگی در پیشرفت فعالیتهای آموزشگاهی داشته و کمک زیادی به مدیریت آموزشگاهی می نماید.جلسات شورای معلمان بصورت ماهانه برگزار میگردد که موارد ذیل در خصوص شورای معلمان بیان میگردد: 1- در اولین جلسه شورای معلمان در ابتدای سال تحصیلی نسبت به انتخاب نماینده معلمان برای شرکت در جلسات شورای مدرسه و انجمن اولیا ومربیان و شورای مالی اقدام می کردد. 2- محتوی و دستورکار و زمان ومکان جلسات شورای معلمان برای یکسال تحصیلی مشخص میگردد. 3- به مدیران آموزشگاهها توصیه میگردد که جلسات شورای دبیران را با رعایت نکات ذیل برگزار نمایند: الف ) موضوعات کاربردی در دستورکار قرار گیرد. ب) جلسات دریک جا برگزار نگردد ومتناسب با فصل در منطقه ییلاقی یا مکان های دیگر برگزار گردد. ج) هریک از نقش موثر در جلسات داشته باشند 4- در جلسات از افراد صاحب نظر استفاده گردد 5- جلسات مشترک با منتخب اولیا برگزار گردد. ************* شورای دانش آموزی : شورای دانش آموزان یکی دیگر از ارکا ن مدرسه ( مدرسه 5 رکن دارد ، 1 – مدیر 2- شورای مدرسه 3- انجمن اولیا ومربیان 4- شورای معلمان 5- شورای دانش آموزان ) میباشد.براساس ماده 18 آیین نامه اجرایی مدارس ، شورای دانش اموزی به منظور مشارکت دانش اموزان در امور مربوط به مسایل آموزشی ، پرورشی ، انضباطی ، ورزشی و فوق برنامه و ایجاد ارتباط صحیح و مستقیم دوسویه بین دانش اموزان و اولیای مدرسه و ارج نهادن به شخصیت و کرامت آنان و تقویت اعتماد به نفس و خود باوری و مسئولیت پذیری و مشارکت جویی در آنان در سطح مدارس تشکیل میگردد. شوراهای دانش آموزی در کلیهآموزشگاهها اعم از دبیرستان ها و هنرستان ها و مراکز پیش دانشگاهی تشکیل میگردد. انتخابات بصورت هماهنگ در آخرین پنج شنبه مهر ماه هرسال تحصیلی با پیام وزیر آموزش وپرورش برگزار میگردد دانش آموزان علاقمند به عضویت در شورا باید حداقل 15 روز قبل از انتخابات خودرا کاندیدا نموده ودر دفتر مدرسه ثبت نام نمایند و مدیر موظف است با همکاری شورای مدرسه و مربیان پرورشی اسامی کاندیداهای نهایی را از طریق نصب در تابلو اعلانات مدرسه و اعلام در مراسم آغازین به اطلاع دانش آموزان برساند. دانش آموزان میتوانند به مدت یک هفته پیرامون دید گاهها نظرات و برنامه های خود به تبلیغ به پردازنند. ( کتابچه توسعه مشارکت تشکل های دانش آموزی مدارس متوسطه از آموزش وپرورش ) ترکیب اعضا و شرح وظایف و شیوه انتخابات در بخشنامه و دستورالعمل های آموزش وپرورش به مدارس آمده است ولی آنچه که مدیر در برنامه ریزی برای انتخابات مسئولیت دارد مهمتر بوده که چند مورد اشاره میگردد. 1- حداقل دوهفته به پایان مهر مدیر آموزشگاه در مراسم صبحگاه یا با چاپ برشور وبرگزاری مسابقات دانش آموزان را از شرح وظایف و جایگاههاو اهمیت شورای دانش آموزی مطلع نماید. 2- مدیر آموزشگاه سعی نماید با تشکیل ستادی یا حضور نمایندگان کلاسها و دبیران و اولیا نسبت به نظارت برانتخابات وبرگزیدن کاندیداهای شایسته با حداقل معیارهای معقول ومعتدل اقدام نمایند البته این امر با ظرافت خاصی باید انجام گیرد. 3- انجام تبلیغات و انتخابات سالم به درایت و سلامت کاری مدیرآموزشگاه بستگی دارد.بعضی از دانش آموزان با تهدید تا تمطیع به جمع آوری آرا می پردازنند یانسبتهای دوستی یا همکلاسی را در نظر می گیرند که باعث آسیب به افراد شایسته میگردد اگرچه این امر در شورای شهر وروستا یا نمایندگی مجلس نیز وجود دارد ولی آگاهی بخشی در جهت انتخابات سالم نوعی هدایت وتمرین محسوب میگردد. 4- برای دانش آموزان کاندیدا امکانات لازم مانند کمک در چاپ تبلیغات آنان و فضایمناسب برای بیان خواسته ها و دیدگاهها توسط مدیر آموزشگاه فراهم گردد. 5- مدیر آموزشگاه میتواند فضای رقابت سالم به وجود آورده ودانش آموزان را را هدایت به ارایه برنامه های جالب با محتوی خلاقیت وابتکار نماید . ************* 1- انجمن اولیا ومربیان 2- شورای دانش دانش آموزی 3- شورای دبیران 1- انجمن اولیا ومربیان: به منظور تقویت همکاری و مشارکت اولیای دانش آموزان برای کمک به ارتقای کیفیت فعالیتهای آموزشی پرورشی وگسترش ارتباط دوکانون مقدس خانه ومدرسه انجمن اولیا ومربیان باترکیب اعضا و وظایف اولیا ومربیان تشکیل میگردد (ماده 14 آیین نامه اجرایی مدارس تابستان 79 ) ترکیب اعضا:1- مدیر مدرسه 2- نماینده شورای دبیران 3- معاون پرورشی یایکی از مربیان امور تربیتی ودر صورت نبودن مربی ، یکی از معلمان آگاه به مسایل تربیتی به انتخاب مدیر 4- یکی ازمعاونین 5- منتخبین اولیای دانش آموزان برای انتخاب نماینده شورای دبیران ( در جلسه شورای مدرسه نیز شرکت می کند ) در مهرماه با حضور کلیه کارکنان آموزشی انتخابات برگزار و نماینده مشخص میگرددولی انتخابات نمایندگان اولیا به دلیل گستردگی تعداداولیا در هفته پیوند(هفته سوم ماه مهر ) با قانون خاصی صورت می گیرد کلیه موارد به انتخابات وشرح وظایف اعضای انجمن و نمونه صورت جلسات در دفتر برنامه کار از طرف انجمن اولیا ومربیان سراسر کشور به مدارس ارسال میگردد. نقش مهم مدیر در فراخوانی اولیا و برگزاری انتخابات سالم وجلب اعتماد اولیا و انتخاب افراد با روحیه مسئولیت پذیریو توانمندی فکری و شخصیتی می باشد. در این خصوص مدیران آموزشگاه باید دارای تدبیر و برنامه باشند مواردی که مدیر بایددر انتخاب اولیا توجه نماید بشرح ذیل است. 1- کاملا دستورالعمل های مربوط به برگزاری انتخابات ازجمله انتخاب رئیس سنی و برگه ارای و ارایه گزارش کار فعالیتهای سال گذشته و تشویق انجمن سال قبل و برنامه مدرسه در سال تحصیلی جدید ... را بررسی و مطالعه نماید. 2- از قبل ( دهفته اول ودوم مهر) شناخت کاملی از اولیا داشته و نسبت به ترغیب وتشویق اولیای توانمند برای شرکت در انتخابات اقدام نماید. 3- طی فرمی اطلاعات خود را از توانمندی ها و علاقمندی های اولیا و نظرا آنان اگاه گردد. 4- جلسه را طولانی و یکنواخت برگزار ننماید و در قالب برشوری عملکر مدرسه یا نکات لازم تربیتی و آموزشی را به اطلاع اولیا برساند . 5- در جلسه عمومی هیچگونه مشارکت مالی از اولیا دریافت ننماید. ولی مشکلات و مسایل مختلف آموزشی وپرورشی را به اطلاع اولیا برساند. 6- قبل از گردهمایی جلساتی با کادر اداری وآموزشی یرگزار و حضور آنان به نوعی در جلسات استفاده گردد. 7- مدیر آموزشگاه سعی نماید در انتخاب زمان و مکان دقت لازم را داشته باشد و حتما نباید جلسات را در راهرو یا حیاط آموزشگاه برگزار نماید بلکه می تواند جلسات عمومی را در سالن اجتماعات شهر نیز برگزار نماید. علت توجه به زمان این است که در مناطق وشهرستانهای کوچک امکان برگزاری جلسات در مدارس دیگر می رود که تداخل جلسه مشکلاتی برای مدیر و جلسه انجمن ایجاد خواهد نمود. 8- شیوه برگزاری انتخابات و اهداف انجمن اولیا قبلا طی نامه ای از طرف مدرسه به اطلاع اولیا رسانده شود. ******************* برنامه ریزی برای اماده نمودن فضای مدرسه برای شروع فعالیتهای اموزشی واداری شروع فعالیتهای اموش وپرورش در مدارس از اول مهرماه تا پایان شهریور ماه می باشد . ولی مدیرا ن مدارس برخی فعالیتهای ضروری را باید قبل از شروع سال تحصیلی انجام داده که عموما خانه تکانی لقب گرفته است .عموما برخی فعالیتهایی که مدیران آموزشگاهها به آن در شهریورماه جهت آماده نمودن فضای مدرسه انجام می دهند به شرح ذیل می باشد. 1- بهسازی فضای آموزشگاه مانند رنگ آمیزی ، تعمیر شیرالات ونظافت سرویس های بهداشتی و آبخوری ، تعمیر و تعویض روشنایی های کلاس وساختمان ، بهسازی حیاط آموزشگاه ، تمیز و بهسازی شیشه های مدرسه ، تعمیر دری های شکسته کلاسها ، تعمیر و تجهیز میز و صندلی یا نیمکت دانش آموزان ، تعویض پرچم مدرسه ، شست وشوی کلاسها و راهروها و حیاط مدرسه ، و... 2- برنامه ریزی برای انتخاب دبیران و کادر اداری 3- ثبت نام دانش آموزان جدید 4- بررسی مجدد پروندهای دانش آموزان و انتقال پرونده دانش آموزان قبولی و جدا کردن پرونده های انتقالی یا مردودی 5- تشکیل جلسه با دبیران قبل از شروع سال تحصیلی 6- تهیه برنامه سالانه اموزشگاه با تصویب شورای مدرسه 7- تشکیل جلسه با کادر اداری مدرسه وبررسی مجدد شرح وظایف ها ***************** قاطعیت مدیریت آموزشگاهی مدیر آموزشگاه با استفاده از تخصص ودانش مدیریت و تحربیات کاری در محیط مدرسه باید اصل قاطعیت را در نظر داشته و به ان عمل نماید. در همه زمینه ها حرف اخر را مدیر اموزشگاه یزند و این حرکت با قاطعیت همراه خواهد . تدبیر استفاده از قاطعیت به توانمندی و مهارتهای مدیر اموزشگاه برمی گردد. در مسایل انضباطی دانش اموزان و همکاران ،این قاطعیت مدیر می باشد که فضای مناسب برای رعایت مقررات ونظم را بوجود می اورد . البته این اصل منافاتی با روابط انسانی نخواهد داشت زیرا حتی در روابط انسانی نیز حریم ومحدوه خاص وجود دارد. که افراد رعایت می کنند.اصل فاطعیت در حقیقت مرحله اجرایی فعالیتای میر آموزشگاه خواهذ بود.پذیرفتن شخصیت مدیر باعث تاثیر بیشتر رفتارهای وی واصل قاطعیت در بین همکاران و دانش اموزان میگردد. در مسایل اموزشی وپرورشی نیزنوع رفتار مدیر باید مصصم بودن و مقیذ بودن را برساند. اگر رفتارهای مدیریتی در شخص درونی شود بازتاب آن پذیرفتن شخصیت مدیر و محکمی تصمیم گیری های وی خواهد بود راهكارهايي ساده در مديريت اثربخش 1) به‌‌جاي يافتن مقصر و سرزنش وي مشكل را حل كنيد. 2) به كاركنان بگوئيد نتيجه مورد نظر شما از انجام كار چيست، نه اينكه چگونه كار را انجام دهند. 3) انجام وظايف را مديريت كنيد، نه نوشته‌هاي روي كاغذ را. 4) هر كاري را خودتان انجام ندهيد. 5) انتظار نداشته باشيد كاري را كه بد شروع كرده‌ايد بتوانيد به سادگي بهبود ببخشيد. 6) از دفتر خود خارج شويد. 7) در رهبري كاركنان، خود كارمند نمونه باشيد. 8) كارهاي ساده را به ديگران واگذار كنيد. 9) تظاهر به خوبي نكنيد. 10) كيفيت، هماهنگي براي دستيابي به ضرورت‌ها و نيازمندي‌هاست. 11) از اشتباهات ديگران درس بگيريد. 12) هدف‌هاي هوشمندانه داشته باشيد، اهدافي واقع‌بينانه و روشن برگزينيد. 13) الگو باشيد. 14) اهداف، برنامه‌ها و ابزارهاي اندازه‌گيري برنامه‌هاي خود را بشناسيد. 15) به مديران و سرپرستان سازمان خود آموزش دهيد. 16) با دهان باز نمي‌توانيد شنونده خوبي باشيد. 17) به آنچه در مورد آن داد سخن مي‌دهيد، عمل كنيد. 18) رهبران عامل تغييرند. 19) خود را محدود نسازيد. تفاوت مدير و رهبر در آن است كه رهبران براي خود محدوديت قائل نيستند. 20) هدايت كشتي در آب‌هاي آرام براي همه آسان است. www.abbas40.blogfa.com ***************** برنامه ریزی برای اقامه نماز جماعت دانش اموزان و همکاران برگزاری نماز جماعت در مدرسه از ظرافت و هنر خاصی برحوردار است و بد عمل کردن در این مور آسیب جدی به باورهای دانش اموزان وکارکنان وارد می نماید لذت پیشنهاد میگردد بدون برنامه و توجه ، نماز جماعت در مدرسه اجرا نگردد لذاتوصیه میگردد موارد ذیل رعایت گردد : ۱-مکان اقامه نماز تمیز و بهداشتی و زیبا بوده ومرتبا نظافت و بهداشت آن رسیدگی گردد. 2- شورای اقامه نماز جماعت با حضور نمایندگان هر کلاسی و مربی تربیتی و نماینده دبیران و معاون تشکیل گردد. 3- حداقل نیم ساعت قبل از اذان و تشکیل نماز جماعت مدیر اموزشگاه ذهن و وقت خود را درگیر نماز جماعت نماید . 4- یکی از دانش اموزان بعنوان متولی و مکبر نماز جماعت انتخاب گردد. 5- سعی گردد دانش اموزان در ساعت تفریح اخر بسمت وضوگرفتن هدایت گردند. 6- دانش اموزانی که بصورت مستمر در نماز جماعت شرکت می نمایند مورد تشویق قرار گیرند. 7- حتی الامکان دانش اموزانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند کلاس احکام برای انان برنامه ریزی گردد. 8- احکام مربوط به نماز توسط یکی تز دانش اموزان یا امام جماعت بصورت موردی و عملی در هر نماز جماعت گفته شود 9- در نماز جماعت از روحانی برای امامت دعوت گردد. 10- در صورت کوچک بودن مکان نماز بصورت کلاسی برنامه ریزی گردد. روزی یک کلاس درنماز شرکت نمایند . 11- دانش اموزانی که در نماز جماعت محله خود ومساجد حضور دارند شناسایی و تشویق گردند. 12- اسامی مجتهدین اعلام ودانش اموزان هدایت به انتخاب مجتهد گردند. 13- اردوهای تفریحی برای دانش اموزان شرکت کننده در نماز جماعت برنامه ریزی گردد. 14- مشکلات حاسیه دانس اموزان در خصوص وضو و کفشداری واسترس های دیگر مانند وسیله نقلیه زمان خروج و.. را شناسایی و برطرف نمایید. 15- دانش اموزان که در نماز جماعت حضور ندارند بصورت موردی از آنان دلایل سئوال گردد. **************** طرح تشکیل شورای کلاسی طرح تشکيل شوراي کلاس. در اين طرح 5 نفر با رأي دانش آموزان هر کلاس انتخاب مي شوند. که البته سه نفر از آنها الزاماً بايد از دانش آموزان ممتاز درسي باشند. اين شورا مسؤوليت کليه امور کلاس از قبيل: انتخاب و عزل نماينده کلاس، انتخاب و يا نوبت بندي مراقب کلاس، ارتباط با معلمين و مسؤولين آموزشگاه و ... را بر عهده دارد. و در پايان هر هفته گزارش کتبي از اقدامات خود در مورد مسايل آموزشي، انضباطي، پرورشي و ... را در اختيار معاون آموزشگاه قرار مي دهد. ضمناً کليه لوازم مورد نياز هر کلاس از قبيل: گچ، کاغذ، وسايل ورزشي و ... در يک کمد مخصوص در اختيار رئيس شورا گذاشته شده است. و با اين ترتيب ضمن صرفه جويي در مصرف اين وسايل دانش آموزان براي تهيه اين وسايل نيازي به مراجعه مکرر به دفتر ندارند. همچنين شورا با همکاري ديگر دانش آموزان اقدام به نظافت کلي کلاس، تميز کردن شيشه ها و تزيين کلاس مي نمايد. استفاده از گلدان هاي گل طبيعي و مصنوعي زيبا در محيط کلاس و نصب تصاويري از مناظر طبيعي در کلاس ها، محيط را بسيار زيبا و دل انگيز کرده است. براي هركلاس يك فرم انضباطي تهيه كرده ام كه در آن اسامي دانش آموزان و تاريخ جلسات درسي در پشت و روي آن نوشته شده است. و آنها را به نمايندگان كلاسها داده ام. در هر جلسه تا رفتن من به كلاس، نماينده كلاس در يك طرف فرم به دانش آموزان ساكت و منضبط، علامت + و در طرف ديگر فرم به دانش آموزان شلوغ علامت - مي دهد. هرازگاهي تعداد مثبت و منفي دانش آموزان را در كلاس ميخوانم و به دارندگان مثبت بيشتر مسئوليت هاي مختلف مي دهم مثلا" سه نفر از آنها را بعنوان شوراي كلاس تعيين ميكنم و اختيارات ويژه اي را هم به آنها ميدهم يا يكي از آنها را (دارندگان مثبت بيشتر) مسئول فيلم و تكنولوژي مي كنم يا ديگري را مسئول بازديد و اردو يا مسئول امتحانات و ... البته نوع مسئوليت آنها با توجه به تعداد مثبت آنها تعيين مي شود . و دانش آموزاني كه منفي دارند از يك سري كارها محروم كرده و تكاليف ويژه اي مي دهم. كلاسي كه شاد و مهيج نبوده و دانش اموزان در آن علاقه اي به كار رياضي نداشته باشند، نمی تواند كلاس رياضي باشد. كلاس رياضي بايد براي دانش آموزان شاد و مهيج باشد تا دانش آموزان در اين محيط بتوانند ايده يابي ، ايده سازي و راه حل يابي كنند. در اين مورد براي فهم عميق دروس توسط دانش آموزان اولويت هاي زير را در كلاس جدي بگيريم : 1 - دادن فرصت تفكر به دانش آموزان بعد از هر سوال يا فعاليت 2 - دادن فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر 3 - دادن فرصت براي دست و پنجه نرم كردن دانش آموزان با مفاهيم رياضي (فردي يا گروهي) 4 - دادن فرصت پيش مطالعه و مطالعه و پس مطالعه 5 - دادن فرصت طرح سوال (سوالهاي ساده - متوسط - نكته دار) 6 - داشتن نوآوري و ابتكار و توانمندي در برقراري رابطه صميمانه - محترمانه بادانش آموزان به نحوي كه اين ارتباط دوطرفه بوده و فقط در كلاس نباشد و در محيط خارج از كلاس نيز ادامه داشته باشد 7 - داشتن وبلاگ توسط دبير و ارائه برخي مطالب جالب و موازي با مفاهيم رياضي در اين وبلاگ كه دانش آموزان از آن استفاده نمايند. در فرآيند تدريس معلمي موفق تر است که کمتر حرف بزند و بيشتر دانش آموزان را به تفکر وا دارد.من در ابتداي تدريس از يک مبحث مشخص چند سوال مطرح ميکنم.سپس به دانش آمزان فرصت مي دهم که مبحث مورد نظر را مطالعه کنند.سپس همان پرسشها را از آنان ميپرسم.دانش آموز بايستي پس از مطالعه بتواند به پرسش ها پاسخ دهد.البته انتظار ندارم بتواند به همه پرسشها پاسخ دهد زيرا پرسشها از سطوح مختلف حيطه شناختي هستند. پس از پرسش مطلب را تدريس مينمايم .(البته تدريس با روش هاي مختلف تدريس صورت مي گيرد و فقط به صورت سخنراني نيست.)و مجددا همان پرسشها را از دانش آموزان مي پرسم و نمره گذاري ميکنم.در جلسه بعد هم به تدريج با افزايش سطح پرسش ها کار را ادامه ميدهم. اين روش مزايايي دارد: 1-دانش آموزان را وادار به مطالعه ميکند و انان روش صحيح مطالعه را ياد ميگيرند. 2-دانش آموزان مطالب درسي را در همان جلسه کلاس ياد ميگيرند و در منزل فقط مرور ميکنند. 3-با نظر خواهي در مورد پرسش ها از بقيه دانش آموزان، هم کلاس فعال خواهد شد و هم دانش آموزان کم کار وادار به کار ميشوند. 4-دانش آموزان در پايان ترم يک مجموعه از نمونه سوالات خواهند داشت 5-رابطه معلم با دانش آموزان يکطرفه نخواهد شد. 6-در اين روش دانش آموز با کتاب درسي انس بيشتري مي گيرد و از آن به عنوان يک ابزار مهم در آموزش استفاده بهتري مي برد. 7 آموزش گروهي در اين روش قابل اجراست. با توجه به اين كه زبان يك درس پايه اي است و دانش آموزان بايد پايه قبل را خوب ياد گرفته باشند تا در پايه جديد موفق باشند ، من دانش آموزان پايه دوم را كه ضعيف هستند سرگروه دانش آموزان ضعيف پايه اول و دانش آموزان ضعيف پايه سوم را براي افراد ضعيف پايه دوم سرگروه قرار مي دهم . چون اين افراد به دليل ضعيف بودن تا كنون سرگروه نبوده اند ، ضمن اين كه بسيار راضي هستند، بدون اين كه مجبور شوند ناخودآگاه در س هاي پايه قبل را مرور كرده ، هم اشكالا تشان رفع مي شود و هم افتخار مي كنند كه آنها نيز سرگروه شده اند . سایت خلاقیت سایت  روان شناسی رنگ رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات، درمان افسردگي و اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان، اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند. رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم عزاداري کاربرد دارد. شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد. متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست. پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده است. حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر طرفدار نگاهي بياندازيم. پروفسور لوشر مي گويد: سياه: سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند. طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند). قهوه اي: آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند. خاکستري: خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي. قرمز: قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه) آبي: آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود. سبز: آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند. زرد: آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز. بنفش: بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند. نارنجي: نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند. ارغواني: ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد. تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است.

مدل تعالی

از آن جا که هر نهاد یا سازمانی برای رشد و بهبود مستمر ، به یک الگو نیازمند است ، آموزش و پرورش نیز به عنوان یک نهاد عظیم و اثر گذار در جامعه از این مهم مستثنی نیست و ضرورت اجرای برنامه ای که بتواند مسیر تعالی مدیریت را تعریف ، تسهیل ، تسریع و دست یافتنی کند چند برابر می شود . بدین منظور برنامه ی (( تعالی مدیریت مدرسه )) با الهام از الگوی تعالی سازمانی به منظور اجرا در سراسر کشور طراحی و تولید گردید. مدل تعالی ، نوعی ساختار مدیریتی است که با تکیه بر اصول و مفاهیم اساسی و توجه به معیار های اصلی مدیریت کیفیت جامع و سیستم خود ارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی مدرسه را فراهم می سازد.برنامه تعالی مدیریت مدرسه آموزش و پرورش را به سمت یک سیستم آموزشی مبتنی بر برنامه و عمل ، پاسخ گویی بیشتر و توجه به نیاز های جامعه سوق خواهد داد . اجرای دقیق خود ارزیابی و ارزیابی بیرونی بر اساس تعاریف و شاخص های تعیین شده ، به مدیریت مدرسه فرصت می دهد با بهره گیری از یک سیستم هوشمند و کار آمد شناسایی و به کارگیری مطلوب منابع و ظرفیت های موجود ، بهبود مستمر و تعالی فرآیند آموزشی تربیتی مدرسه را ممکن سازد. بدین ترتیب تمامی فرآیندهای مدیریت در مسیر تحول قرار گرفته و تفکر بهبود مستمر به عنوان یک اصل و ارزش در مدارس نهادینه می شود .


کلمات کلیدی: تعالی، مدیریت تعالی، مدیریت مدرسه، مدیریت آموزشی

تعریف برنامه

برنامه تعالی مدیریت مدرسه سعی دارد با تکیه بر سند تحول بنیادین و نگاهی تعالی بخش ، مدرسه محور ، مشارکت جو و کیفیت مدار ضمن تمرکز بر فرآیندهای مدیریتی شرایطی را فرآهم آورد تا کلیه ی عوامل موثر در مدیریت مدرسه ضمن شناسایی ظرفیت ها و توانایی های داخلی و پیرامونی خود ، با اتخاذ رویکرد برنامه محوری نسبت به تعیین اهداف و طراحی برنامه ی عملیاتی مدرسه اقدام کند و با نگاهی تیزبین و نقاد به صورت مستمر عملکرد مدرسه خود را نسبت به نقشه ی راه یا برنامه ی عملیاتی و هدف های قصد شده بسنجد . هم چنین به منظور جلوگیری از هرگونه اتلاف فرصت ، با تشخیص خطاها و شکاف های عملکردی ، راه های بهبود را شناسایی کند و با برنامه ریزی مناسب به اجرای راهکار های بهبود اقدام نماید تا از این طریق کیفیت مدیریت مدرسه را ارتقا بخشیده و افزایش و بهره وری را ممکن سازد .

ضرورت اجرای طرح در مدارس
سیمای مدرسه در افق چشم انداز 1404 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با ویژگی های مترقی آن ، سیاست ها و اولویت های ابلاغی وزیر وقت آموزش و پرورش جناب آقای دکتر فانی مبنی بر ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس و بهبود مدیریت آموزشگاهی هم چنین ارتقای سطح آگاهی عمومی جامعه و شکل گیری انتظارات جدید والدین نسبت به ماهیت و کارکردهای مدرسه ، ما را از برنامه ریزی برای استقرار مدیریت برنامه محور ، کیفیت مدار و تعالی بخش که در شکل گیری و هویت بخشی به مدارس نقش اساسی ایفا می کند ، ناگزیر می سازد . برنامه تعالی مدیریت مدرسه در راستای پاسخ گویی به این نیاز و ضرورت طراحی شده است .

اهداف
1 – زمینه سازی برای دست یابی به استاندارد های آموزشی و مدیریتی در مدارس
2 – زمینه سازی به منظور ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس
3 – حرکت به سوی نهادینه سازی نگاه تعالی بخش در فرآیندهای مدیریتی
4 – ایجاد وفاق سازمانی از طریق توسعه ی فرهنگ کارگروهی در مدرسه
5 - ترویج و تقویت سیستم خود ارزیابی در راستای بهبود و تعالی عملکرد مدیریت در مدرسه
6 – افزایش انگیزه ی مدیران و دیگر کارکنان برای بهبود عملکرد
7 - توسعه و تقویت مشارکت کارکنان ، دانش آموزان و اولیا در امر راهبری و مدیرت مدرسه

محور ها و ملاک ها و شاخص های برنامه تعالی مدیریت مدرسه
در تعیین مجموعه ی ملاک ها و شاخص ها برنامه تعالی مدیریت مدرسه و اهداف آن در مدارس مجری برنامه ، سعی شده است ضمن توجه به کارکرد ها و مآموریت های مدرسه ، 10 محور کلیدی شامل :
1 - تدوین برنامه عمل
2 - توسعه ی توانمندی ها و مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه
3 – توسعه ی مشارکت اولیا و نهاد های اجتماعی در امور مدرسه
4 - استقرار نظام یاد دهی و یادگیری
5 – توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه
6 - سلامت – تربیت بدنی – پیشگیری و ایمنی
7 – فعالیت های مکمل – فوق برنامه و پرورشی
8 - برقراری نظام رشد آفرین انگیزشی
9 – مدیریت امور اجرایی و اداری
10 - خلاقیت و نو آوری
مورد تأکید و توجه قرار گیرد . که هر کدام از این اهداف ، در برنامه تعالی مدیریت مدرسه خود به راهبرد های مختلفی تقسیم می گردد ، لذا مدیریت در مدارس تعالی می بایست این اهداف را مد نظر داشته باشد و نیز ارزیابی ها چه در اول کار و چه بعد از انجام کار به صورت خود ارزیابی در ابتدا و با شاخص های ارزیابی در پایان کار از روند اجرای طرح تعالی مدیریت مدرسه بهره بگیرد .
1- تبیین چشم انداز، رسالت و تدوین برنامه عمل:    
مدیران مدارس متعالی(رهبران آموزشی ) مأموریت و دور نمای مدرسه خود را با مشارکت مؤثر و همفکری دیگر کارکنان از طریق استراتژی متمرکز براهداف سند تحول بنیادین و منافع ذینفعان (کارکنان، دانش آموزان، اولیاء) محقق می سازند. این مدارس در تدوین استراتژی از اطلاعات و شواهد موجود در خصوص شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و.... دانش آموزان و هم چنین گزارشات پیشرفت تحصیلی - تربیتی آنان به عنوان دروندادها به طور گسترده و مناسب استفاده می نمایند و ذینفعان را از ارزش ها، رسالت ها و اهداف مدرسه آگاه می سازند. این رهبران آموزشی دستیابی به اهداف را تسهیل می کنند و درمقاصد خود ثبات دارند و همواره قادر خواهند بود با ترغیب و تشویق کارکنان خود در محیط مدرسه وفاق سازمانی ایجاد نمایند.
2- توسعه ی توانمندی ها و مشارکت نیروی انسانی:    
مدیران مدارس متعالی توان کارکنان خود را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی مدیریت کرده و ارتقا می بخشند. آن ها عدالت و برابری را ترویج کرده و کارکنان خود را در امور سازمان مشارکت داده و از این طریق آن ها را توانمند می سازند. در این گونه مدارس، با تعامل مؤثر میان مدیر وکارکنان انگیزه و تعهد سازمانی تقویت شده و کارکنان فعالیت های مدرسه را در مسیر بهبود مستمر و تعالی قرار می دهند.  
3-استقرار نظام یاددهی - یادگیری:    
در مدارس متعالی تلاش می گردد با مشارکت فعال دانش آموزان و بکارگیری روش های تدریس مؤثر و منعطف ، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و راهبردهای خلاقانه ، آنان را در فراگیری روش های مسئله یابی و حل مسئله ، درک و فهم مفاهیم درسی و شناسایی ارتباط معنایی آن مفاهیم با زندگی و هم چنین کاربرد آموخته ها در زندگی یاری نمایند.  
 4- توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره ی مدرسه:    
مدارس متعالی باخلق ظرفیت های جدید از طریق مشارکت دانش آموزان در تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی، ضمن وسعت بخشی به اندیشه دانش آموزان، بستر های مناسب را برای بروز استعداد ها، تقویت حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس ، تلفیق اندیشه و عمل و نیز زمینه های اجتماعی شدن و جامعه پذیری آنان را فراهم می نمایند.  
5-محور توسعه ی مشارکت اولیاء و نهادهای اجتماعی در امور مدرسه :  
 مدیران مدارس متعالی به منظور ایجاد زمینه های لازم و ظرفیت سازی مطلوب تلاش می نمایند با مشارکت، هماهنگی و هم فکری میان مربیان ، اولیا و نهادهای اجتماعی زمینه های تربیت و رشد فکری و اخلاقی دانش آموزان را فراهم نمایند.  
6- محور مدیریت امور اجرایی و اداری:    
شناسایی ، بکارگیری بهینه و استفاده ی حداکثری از ظرفیت های بالقوه و بالفعل مدرسه، برقراری نظم و ایجاد محیطی آرام و پویا و انجام امور به صورت کارآ و اثربخش.  
7-محور فعالیت های مکمل و فوق برنامه :  
 مدارس متعالی به منظور غنی سازی برنامه ها و تعمیق یادگیری در دانش آموزان ، فعالیت های مکمل و فوق برنامه را با توجه به نیازها ، استعدادها و علائق دانش آموزان پیش بینی و اجرا نموده تا ضمن ایجاد فرصت هایی برای کسب تجربه دانش آموزان در درون و بیرون مدرسه ، محیط آموزشی را به محیطی پرنشاط و پویا تبدیل نمایند .  
8- محوربرقراری نظام رشد آفرین انگیزشی:    
مدارس متعالی در طراحی نظام یادگیری خویش، چهارچوب هدفمند و برانگیزاننده ی درونی و بیرونی مناسبی را پیش بینی و مستقر می کنند . در این راستا اجزاء و عناصر انسانی ذی نفع اعم از دانش آموزان ، کارکنان و اولیاء ضمن شناسایی هویت سازمانی ، به ارتقاء سطح فکری، علمی و عملی خود می اندیشند و در جهت شکوفایی افزون تر و رقابت همراه با رفاقت، گام های عملی ارزنده ای را بر می دارند. در این نظام، مدرسه با در نظر گرفتن مکانیزم های تشویق و ترغیب درونی و بیرونی رشد انگیزشی ذی نفعان را عالمانه مورد هدف قرار می دهد.  

 فرایند ارزیابی بر اساس چهارچوب معرفی شده:  
 چهارچوب اصلی مجموعه ی حاضر شامل 8 محور وملاک های مورد ارزیابی از فرایند فعالیت های کیفی انجام شده در مدرسه می باشد. با توجه به ضریب اهمیت هریک از ملاکها امتیاز آن تعیین و براساس تعداد بندهای ملاک ها امتیاز نهایی هر محور تعیین شده است . (به طور مثال در محور نمون برگ شماره 1ملاک ها در 7 بند تبیین شده اند و امتیاز نهایی این محور 70 می باشد در صورتی که محور شماره 3 با داشتن تعداد 10 بند ارزیابی دارای 100 امتیازمی باشد). دارای . لازم به ذکر است سقف امتیاز در هر بند 10 امتیاز در نظر گرفته شده است که پس از محاسبه امتیاز دریافتی در هر بند ، درجه ارزشیابی مدرسه در آن ملاک تعین ودر پایان هر محور نیز درجهارزشیابی مدرسه در آن محور تعیین می گردد و پس از اتمام و ارزیابی تمامی محورها و محاسبهی میانگین امتیازات دریافتی از سوی داوران میزان موفقیت و عنوان کسب شده از سوی مدرسه اعلام می گردد.

چکیده سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
 تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر آرمانهای بلند نظم اسلامی باید معطوف به چشم اندازی باشد که در افق روشن 1404 ترسیم گر ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه با هویتی اسلامی انقلابی و الهام بخش همراه تعالیم سازنده و موثر در عصر روابط بین المللی است.
این سند مشتمل بر هشت فصل می باشد که در سال 90 به تصویب رسید و لازم الاجرا می باشد.

فصل اول: کلیات
    تعلیم و تربیت: فرایندی تعالی جویانه مبتنی بر نظام معیار اسلامی به منظور هدایت افراد جامعه در راستای شکل گیری و پیشرفت جامعه اسلامی را فراهم می آورد.
    ساحت های تعلیم و تربیت: ساحت های مندرج در فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی تعلیم و تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی و هنری علمی و فناورانه می باشد.
    نظام معیار اسلامی: مبانی و ارزش های مبتنی در دین اسلام مشتمل بر سلسله مراتبی از ارزش هات که نازل به همه ابعاد در زندگی انسان است.
    شایستگی های پایه: مجموعه ای ترکیبی از صفات و توانمندی های فردی و جمعی است که متربیان برای دستیابی به مراتب حیات طیبه باید اینگونه صفات را کسب کنند.
    هویت: فرایند مجموعه ای از بینش ها، باورها، گرایش ها، اعمال و صفات آدمی است.
    معلم و مربی: رسالت خطیر تربیت دانش آموزان را در نظام تعلیم و تربیت بر عهده دارد.
    جامعه اسلامی: اجتماعی است که بر روی نمودن به خدا در حالت تسلیم و رضا استوار می شود و بر توحید و عنوان اساس تکوین و گسترش روابط اجتماعی تاکیید می گردد.
    سنین لازم التعلیم: سنین افراد لازم التعلیم (لازم التربیه) طبق قانون مشخص می شود.
    حیات طیبه: یکی از مشخصات اصلی حیات تکیه بر ارزش غایی زندگی قرب الی ا... و نظام معیار متناسب با آن یعنی مبانی و ارزش های مقبول دین است.
    چشم انداز: معرف وضعیت مطلوب دست یافتن است که با الهام از وضعیت آرمانی انعکاس یافته و رهنمای تعلیم و تربیت رسمی ترسیم شده است.
    نظام دوری: عبارت است از همراهی معلم با دانش آموزان در چند پایه تحصیلی.

فصل دوم: بیانیه ارزش ها
گزاره های ارزش مندرج در بنیانیه ارزش ها: باید و نباید های اساسی است که لازم است تمام اجزا و مولفه های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی هماهنگ با آنها بوده و از سیاست گزاران پایبند به آنها باشد.مسولیت پذیری همه جانبه: استمرار فرهنگ اسلامی / صیانت از وحدت ملی و انسجام اجتماعی / وطن دوستی و افتخار به ارزش های اصلی و ماندگار اسلامی / عدالت تربیتی در ابعاد کمی و عدالت کیفی با رعایت تفاوت های فردی / تقش تربیتی اماکن مذهبی / منزلت علم نافع و جایگاه عالم و معلم / سلامت جسمانی، نشاط و تقویت اراده / تقش معلم به عنوان هدایت کننده / آینده پژوهی بر پایش تحولات موثر بر تعلیم و تربیت رسمی / جامعیت، یکپارچگی و توجه با ساحت های تعلیم و تربیت

فصل سوم: بیانیه ماموریت
این نهاد ماموریت دارد زمینه دستیابی دانش آموزان در سنین لازم التعلیم طی دوازده پایه تحصیلی (چهار دوره سه ساله) به مراتبی از حیات طیبه در ابعاد فردی، اجتماعی، خانوادگی و جهان را به صورت نظام مند فراهم سازد.

فصل چهارم: چشم انداز
مدرسه در افق چشم انداز 1404: مدرسه جلوه های از تحقق، مراتب حیات طیبه و زمینه ساز درک و اصلاح موقعیت توسط دانش آموزانی که دارای ویژگی هایی از قبیل تجلی و پخش فرهنگ غنی اسلامی- نقطه اتکای دولت و ملت در رشد کشور- برخوردار از قدرت تصمیم گیری در چهارچوب سیاست های محلی، منطقه ای و بومی- نقش آفرینی در انتخاب آگاهانه دانش آموزان

فصل پنجم: هدف های کلان
تربیت انسانی موحد، مومن و معتقد به مقام بر اساس نظام معیار اسلامی-ارتقای نقش نظام تعلیم و تربیت رسمی در رشد و تعالی کشور گسترش و تامین جامعه عدالت آموزشی و تربیتی- برقراری نظام اثر بخش و کارآمد مدیریت منابع انسانی-مشارکت خانواده در تعالی نظام تعلیم و تربیت-تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی و زیرساخت های پایه های کالبدی.

فصل ششم: راهبرد های کلان
استقرار نظام تعلیم و تربیت اسلامی بر اساس مبانی نظری و فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی-نهادینه کردن نگاه یکپارچه به فرآیند تعلیم و تربیت با رویکرد تعالی بخش در کلیه مولفه های نظام-ابتناء فرآیند طراحی، تدوین و اجرای اسناد تحویلی زیرنظام ها-توسعه و نهادینه کردن مشارکت اثر بخش و مسولیت پذیری مردم در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-گسترش و تعمیق فرهنگ، پژوهش و ارزشیابی، خلاقیت و نوآوری و نظریه پردازی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-بهره مندی هوشمندانه از فناوری های نوین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی-تعامل اثربخش و فعال نظام و تعلیم و تربیت رسمی عمومی با سایر نهادها-استقرار نظام مدیریت اثر بخش، کارآمد، مسولیت پذیر در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی-ارتقای جایگاه نظام تعالیم و تربیت کشور به عنوان مهمترین نهاد تربیت نیروی انسانی-ارتقای معرفت و بصیرت دینی، انقلابی برای رشد و تعالی معنوی و اخلاقی-بازنگری و بازسازی ساختارو رویه ها-توسعه مستمر شایستگی ها و توانمندی های اعتقادی و حرفه ای فرهنگی-توسعه ظرفیت ها و توانمندی های آموزش و پرورش برای حضور در صحنه های بین المللی ارتقای جایگاه علم و علم آموزی به عنوان عاملی موثر در دستیابی به حیاط طیبه.

فصل هفتم: هدف های عملیاتی و راه کارها
پرورش تربیت یافتگانگی که: دین اسلام را حق می دانند- از دانش های پایه و عمومی برخوردارند-درک احترام به قانون دارند-دارای یک مهارت مفید برای تامین معاش هستند-مفاهیم بهداشت فردی و اجتماعی را کسب می کنند.
    تعمیق تربیت و آداب اسلامی، تقویت اعتقاد به ارزش های انقلاب
    ترویج و تعمیق فرهنگ حیا، عفا و حجاب متناسب با قابلیت ها و ظرفیت های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی
    تقویت بنیان خانواده و کمک به افزایش سطح توانایی ها و مهارت های خانواده در ایفای نقش تربیتی مناسب
    تامین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت مناسب و توجه به تفاوت های دختران و پسران
    تنوع بخشی: محیط های یادگیری در تعلیم و تربیت عمومی
    افزایش نقش مدرسه به عنوان یکی از کانون های پیشرفت محلی به ویژه در ابعاد فرهنگی-اجتماعی
    افزایش مشارکت نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی و مدرسه و معلمان در رشد و تعالی کشور در عرصه های دینی، فرهنگی، اجتماعی در سطح محلی و ملی به عنوان نهاد مولد سرمایه انسانی، فرهنگی، اجتماعی و معنوی
    جلب مشارکت ارکان سهیم و موثر در بخش عمومی و غیر دولتی در تعلیم و تربیت رسمی عمومی
    ارتقای منزلت اجتماعی و جایگاه حرفه ای منابع انسانی با تاکید بر نقش الگویی و جایگاه معلم
    باز مهندسی سیاست ها و بازتنظیم اصول حاکم در برنامه درسی تربیت معلم با تاکید بر کارورزی و طراحی سیاست های مناسب برای ارتقای شیوه های جذب، تربیت و نگهداشت معلمان در آموزش و پرورش
    برقراری الگوی جبران خدمات و تامین نیروی انسانی درخور منزلت فرهنگیان با توجه به لزوم تمام وقت شدن آنان
    افزایش نقش شورای آموزش و پرورش استان، مناطق و مدارس در تقویت فعالیت های تربیتی استان، منطقه و مدرسه در چهارچوب سیاست ها و برنامه های ملی
    ایجاد و متناسب سازی فضای تربیتی باویژیگی هاونیازهای دانش آموزشرایط اقلیمی،فرهنگی وجغرافیایی
    اصلاح محتوا، ارتقای جایگاه، افزایش کیفیت وکارآمدی علوم انسانی درنظام تعلیم وتربیت رسمی عمومی مبتنابرمبنای دینی درچهارچوب نظام معیاراسلامی
    تنوع بخشی درارایه خدمات آموزشی
    ارتقای کیفیت فرآیند تعلیم وتربیت باتکیه براستفاده هوشمندانه ازفناوری های نوین
    تغییرونوع آوری درنظام تعلیم وتریت رسمی عمومی بارویگردتعالی بخش،پویاوبالنده
    استقرارنظام ارزشیابی وتضمین کیفیت درتعلیم وتربیت درسی عمومی
    تامیت تخصص وتنوع بخش به منابع مالی
    بازنگری وبازمهندسی ساختارها ورویه ها وروش ها
    ارتقاوبهبودمستمرکیفیت نظام کارشناسی،مدیریت وراهبردی آموزش وتربیتی درنظام تعلیم وتربیت رسمی
    توسعه ظرفیت پژوهش ونوآوری، نظریه پردازی و مستند سازی تجربیات تربیت بومی

فصل هشتم
چارچوب نهادی و نظام اجرایی تحویل بنیادین آموزشی و پرورشی، تحقیق اهداف  و برنامه های سند ملی آموزش و پرورش در افق چشم انداز در دو سطح صورت می پذیرد.
بخش اول: سیاست گذاری، نظارت و ارزیابی در سطح کلاس
بخش دوم: برنامه ریزی و نظام اجرایی

 برنامه درس ملی:
برنامه در ملی به عنوان یکی از زیر نظام های اصلی سند تحول بنیادین و به منزله نقش جامع یادگیری، زمینه ایجادتحول همه جانبه، گسترده و عمیق در مفاهیم و محتوایی آموزشی را فراهم می آورد.کار تحقیق و پژوهش و تدوین این سند از اسفند ماه سال 84آغاز شد و تا پایان سال 90بار ها در معرض نقد و بررسی قرار گرفت و سپس تا سال 91 ابلاغ شد که به شرح زیر جهت اجرا به تصویب رسیده است.
1) مبانی فلسفی و علمی درس ملی:
مبتنی بر مبانی نظری سند تحول بنیادین می باشد.
2) چشم انداز:
 برنامه های درسی و تربیتی آموزش و پرورش در راستای فرهنگ  و تمدن ایرانی در چشم انداز نظام تعلیم تربیت رسمی در افق 1404با بهره گیری از الگویی پیشرفته زمینه تربیتی نسلی موحد و مومن بر اساس نظام معیار اسلامی را فراهم میسازد.

این برنامه ها دارای ویژگی های زیر است.
    مبتنی برمبانی و ارزش ها و معارف اسلام ناب محمدی(ص) .
    برخوردار از یافته های علمی و پژوهشی
    بهره مند از دستاورد ها و یافته های علمی فرهنگ و تمدن اسلامی
    منسجم، متعادل ، کار آمد و نشاط آفرین
    ناظر به ویژگی ها و فطرت الهی دانش آموزان و نیاز های اساسی جامعه
    مدرسه به عنوان جلوه ای از تحقق مراتبی از حیات طیبه و قانون اصلی تحقق اهداف برنامه های اصلی و تربیتی
    3) اصول ناظر بر برنامه های درسی و تربیتی:
    «دین محوری، تقویت هویت ملی، اعتبار نقش یادگیرنده، اعتبار نقش مرجعیت معلم، اعتبار نقش پایه خانواده،
    جامعیت، توجه به تفاوت ها، تعادل، یادگیری مادام العمر، جلب مشارکت و تعامل، یکپارچگی و فراگیری
    4) رویکرد و جهت گیری کلی:
    رویکرد برنامه های درسی«فطرت گرایی توحیدی» به منظور دست یابی به مراتبی از حیات طیبه در این رویکرد:

-دانش آموز:
امانت الهی است،فطرت روحی دروجوداوست،همواره درموقعیت است و می تواند آن را درک کرده و در راستای آن حرکت نمایند ، توانایی انتخاب و تصمیم گیری دارد ، از اراده انگیزه برخوردار است، در فرآیند یاد دهی – یادگیری ، نقش اساسی و فعال دارد، دارای قابلیت های گوناگون است
معلم: اسوه ای امین برای دانش آموز است، انگیزه اصلاح مداومانان را فراهم میسازد. زمینه ساز رشد عقلانی، علمی و اخلاقی دانش آموزان است، رهبر فرایند یاد دهی – یادگیری است، یادد دهنده و پژوهشگر آموزشی و پرورشی است.
محتوا: مبنی بر ارزش های فرهنگی و تربیتی است، مبتنی بر شایستگی های مورد انتظار از دانش آموزان است، برگرفته از یافته های علمی و معتبر بشری است، متناسب با نیاز های حال و اینده است.
یاد دهی- یادگیری: فرایندی زمینه ساز برای ابراز گرایش های فطری، هدفمند و فعال یادگیرنده با محیط های متنوع یاد گیری است.
ارزشیابی:کاستی های یاد گیری را فرصتی برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی میداند.
محیط یادگیری:مدرسه محیط یادگیری پایه و اصلی است اما یادگیری به ان محدود نمی شود
مدیر مدرسه: مسولیت تامین و توسعه محیط یادگیری را برای شکوفایی گرایش های فطری دانش آموز بر عهده دارد از اختیاریات متناسب برای پاسخ گویی و مسولیت پذیری در کلیه امور مدرسه برخوردار است.
5) الگوی هدف گذاری:
در الگوی هدف گذاری پنج عنصر«تعقل،ایمان،عمل و اخلاق چهار عرصه ارتباط دانش آموز با خود، خدا، خلق و خلقت» به صورت به هم پیوسته و با محوریت ارتباط با خدا تدوین می شوند.
6)هدف کلی برنامه های درسی و تربیتی :
انتظار میرود دانش اموز طی دوره به مرتبه ای از شایستگی دست یابیم که هدف کلی برنامه درسی و تربیتی است.
7) شایستگی های پایه:تعقل،ایمان، علم ، عمل ، اخلاق
8)حوزه های تربیت و یادگیری:- حکمت و معارف اسلامی – قرآن و عربی – زبان و ادبیات فارسی- فرهنگ و هنر – سلامت و تربیت بدنی  - کار و فناوری – علوم انسانی و مطالعات اجتماعی – ریاضیات – علوم تجربی – زبان خارجی – آداب و مهارت های زندگی و بنیان خانواده
9)اصول حاکم بر انتخابات راهبرد های یاد دهی یادگیری:
راهبرد های یاد دهی یادگیری باید بتواند بستر لازم را برای تحقق اهداف برنامه درسی ملی و تربیت در راستای شکوفایی فطرت و در یابی به مراتبی از حیات طیبه تدارک ببیند.
10) اصول حاکم بر ارزش یابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی:
ارزشیابی به عنوان بخش جدایی نا پذیری از فرایند یاد دهی – یاد گیری تلقی شده و از نتایج آن برای برنامه ریزی رشدحرفه ای معلمان و بهبود برنامه درسی و نظام آموزشی استفاده شود.
11)فرایند تولید و اجرایی برنامه های درسی و تربیتی:
تحلیل اهداف کلان آموزش و پرورش /تحلیل عناصر برنامه درسی ملی / تحلیل نیاز ها در حوزه تربیت و یادگیری/تعیین اهداف / استاندارد های محتوا و نتیجه یادگیری.
12)سیاست های تولید موارد و رسانه ای یاد گیری:
تولید محتوای الکترونیکی  چند رسانه ای متناسب با نیاز معلمان و دانش اموزان و استفاده هوشمندانه از آن.
13)ساختار و زمان آموزشی:
  ساختار نظام تحصیلی آموزش و پرورش بر اساس مفاد سند تحول بنیادین شامل6 سال دوره ابتدایی متوسطه زمان تعلیم و تربیت: دوره ابتدایی: 925ساعت دوره اول متوسطه :1110 ساعت و فنی حرفه ای و کار و دانش 1480ساعت خواهد بود.
14) سیاست ها و الزامات اجرایی:
تهیه ی برنامه جامع و فراگیر- به کار گیری روش های موثر در نگهداشت و ارتقای نیروی انسانی- اختصاص منابع مالی
مناسب – به کار گیری روش های اثر بخش اشاعه برنامه درس ملی – ایجاد فرصت های متنوع – تجهیزات مدارس به فناوری های نوین
15) ارزشیابی برنامه درس ملی:
ارزشیابی برنامه درس ملی به منظور فراهم آوردن اطلاعات توصیفی برای درک بیشتر و پاسخ گویی نسبت به میزان اثر بخشی و چگونگی اجرا و تحقق اهداف و نتایج برنامه انجام می شود

مبانی برنامه درس ملی:
    مبانی هستی شناختی
    مبانی انسان شناختی
    مبانی معرفت شناختی
    مبنای ارزش شناختی
    مبانی دین شناختی
    مبنای روانشناختی
    مبنای جامعه شناختی

تعالی مدیریت مدرسه

مقدمه :

با شكل گيري آموزش و پرورش رسمي، مديريت مدرسه در كانون توجّه برنامه ريزان، صاحب نظران و پژوهشگران قرار گرفت چرا كه توجّه به اين امر مهم، موجب بهبود كيفيت فرايندها در آموزش و پرورش ميشود و زمينه ي دستيابي به نتايج مورد انتظار جامعه و توسعه ي سرمايه ي انساني را فراهم مي سازد . اين در حالي است كه همواره رويارويي با مسائل و مشكلات، عملكرد مدرسه را تحت تأثير قرار داده و باعث كاهش ميزان كارآيي و اثربخشي مديريت ميشود و ايفاي نقش، انجام مأموريتها و وظايف محوله را با مشكل روبه رو ميكند. بديهي است در چنين شرايطي اگرچه توجّه به عوامل گوناگون، متنوع و مؤثر از اهميّت ويژهاي برخوردار است امّاتوانمندسازي مديران مدارس در برنامهريزي و رهبري خلّاق فعّاليّتهاي آموزشي و تربيتي، بهره گيري از ظرفيت سرمايه هاي انساني)كاركنان، اوليا و دانش آموزان( و جلب مشاركت فعّال اين سرمايه ي ارزشمند در اداره ي امور مدرسه، مديريت منابع مادّي و همچنين جلب مشاركت مراكز و نهادهاي پيراموني بيش از هر راهبرد ديگري ارتقا و بهبودمديريت مدرسه را ممكن ميكند .

از آنجا كه هر نهاد يا سازماني براي رشد و بهبود مستمر، به يك الگو نيازمند است، آموزش و پرورش نيز به عنوان يك نهاد عظيم و اثرگذار در جامعه از اين مهم مستثني نيست و ضرورت اجراي برنامهاي كه بتواند مسير تعالي

تعالي مديريت « مديريت را تعريف،تسهيل، تسريع و دست يافتني كند چند برابر ميشود. بدين منظور برنامه اي با الهام از الگوي تعالي سازماني به منظور اجرا در سراسر كشور طراحي و توليد گرديد. مدل تعالي، نوعي  ساختار مديريتي است كه با تكيه بر اصول و مفاهيم اساسي و توجّه به معيارهاي اصلي مديريت كيفيت جامع و سيستم خودارزيابي موجبات پيشرفت و بهسازي مدرسه را فراهم مي سازد. 

تعريف برنامه:

سعي دارد با تكيه بر سند تحول بنيادين و نگاهي تعالي بخش، مدرسه محور، « تعالي مديريت مدرسه » برنامه ي

مشاركت جو وكيفيت مدار ضمن تمركز بر فرايندهاي مديريتي، شرايطي را فراهم آورد تا كليه ي عوامل مؤثر در

مديريت مدرسه ضمن شناسايي ظرفيتها و تواناييهاي داخلي و پيراموني خود، با اتّخاذ رويكرد برنامه محوري نسبت

به تعيين اهداف و طراحي برنامهي عملياتي مدرسه اقدام كند و با نگاهي تيزبين و نقاد به صورت مستمر عملكرد

مدرسه خود را نسبت به نقشه ي راه يا برنامه ي عملياتي و هدفهاي قصد شده، بسنجد.

 همچنين به منظور جلوگيري از هرگونه اتلاف فرصت، با تشخيص خطاها و شكافهاي عملكردي، راههاي بهبود را

شناسايي كند و با برنامهريزي مناسب به اجراي راهكارهاي بهبود اقدام نمايد تا از اين طريق كيفيت مديريت مدرسه را ارتقا بخشيده و افزايش بهرهوري را ممكن سازد.

 ضرورت :

 سيماي مدرسه در افق چشم انداز 1444 در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش با ويژگيهاي مترقي آن، سياستها

ارتقاي كيفيت آموزشي و « و اولويتهاي ابلاغي وزير محترم آموزش و پرورش جناب آقاي دكتر فاني مبني بر

همچنين ارتقاي سطح آگاهي عمومي جامعه و شكل گيري « بهبود مديريت آموزشگاهي » و « پرورشي مدارس

انتظارات جديد والدين نسبت به ماهيت و كاركردهاي مدرسه ، ما را از برنامه ريزي براي استقرار مديريت برنامه محور،

كيفيت مدار و تعالي بخش كه در شكل گيري و هويت بخشي به مدارس نقش اساسي ايفا ميكند، ناگزير ميسازد.

در راستاي پاسخگويي به اين نياز و ضرورت طراحي شده است.

اهداف:

انتظار مي رود با اجراي اين برنامه اهداف كيفي و كمّي ذيل محقق شود:

الف( اهداف کيفي:

1. زمينه سازي براي دستيابي به استانداردهاي آموزشي و مديريتي در مدارس

1. زمينه سازي به منظور ارتقاي كيفيت آموزشي و پرورشي مدارس

1. حركت به سوي نهادينه سازي نگاه تعالي بخش در فرآيندهاي مديريتي

4. ايجاد وفاق سازماني از طريق توسعه ي فرهنگ كار گروهي در مدرسه

5. ترويج و تقويت سيستم خودارزيابي در راستاي بهبود و تعالي عملكرد مديريت در مدرسه

6. افزايش انگيزه ي مديران و ديگر كاركنان براي بهبود عملكرد

7. توسعه و تقويت مشاركت كاركنان، دانش آموزان و اوليا در امر راهبري و مديريت مدرسه

 
 
 
 
 
اهداف مدرسه
  1. تقویت روحیه ی مذهبی و اسلامی در دانش آموزان
  2. بهره مندی هوشمندانه از فناوری های نوین و استفاده از فضای پاک مجازی
  3. گسترش فرهنگ پژوهش در دانش آموزان
  4. پرورش و تعمیق فرهنگ  خلاقیت در فعالیت های دانش آموزی
  5. استفاده از تجارب موفق دانش آموزان فعال جهت هدایت دیگر دانش آموزان
  6. تعامل اثربخش و فعال با خانواده
  7. توجه به نتیجه محوری در کنار فرآیند محوری
 

خانواده در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

یژگی‌های خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی و یک سیستم با گذشته بسیار تفاوت کرده است امروز توجه و دقت و بررسی در ویژگی‌ها و ظرافت‌های خانواده مدنظر همه کارشناسان و صاحبنظران دلسوز و متعهدجامعه قرارگرفته است، در” سند تحول بنیادین” که یک برنامه راهبردی برای ایجاد تحول بنیادین در آموزش و پرورش کشور است، ابعاد خانواده مطلوب اززوایای مختلف به طورکامل دیده و تعریف شده است. این سند، ناظر به آینده و مبتنی‌بر آینده پژوهی و در ذیل سند چشم انداز ۱۴۰۴ کشور تهیه وتنظیم شده ست. با اجرای سند تحول بنیادین آموزش وپرورش قرار است به افق ۱۴۰۴ که در سند چشم انداز کشور ترسیم شده است، برسیم.

 یکی از ویژگی های سند تحول بنیادین، آینده پژوهانه بودن آن است ؛به این خاطر، همه مفروضات سند به نوعی ، به آینده نگاه دارد. خانواده ای که سند تحول از آن سخن می‌گوید،‌ خانواده آینده است و این که خانواده آینده چه ویژگی‌های دارد یا باید داشته باشد.
خانواده امروز با خانواده ۳۰، ۲۰ و یا حتی ۱۰ سال پیش تفاوت‌های بسیاری یافته است و مطمئناً با خانواده ۵، ۱۰، ۲۰، سال آینده نیز تفاوت های چشمگیری خواهد داشت.
آیا خانواده ۲۰ سال بعد مثل امروز است؟ و یا خانواده امروز چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از خانواده دیروز متمایز می‌کند؟ خانواده امروز، متأسفانه هسته ایی شده است، در حالی که دیروز گسترده و پیوسته بود و این تفاوت روی فعالیت وروندکار تعلیم وتربیت بسیار تأثیرگذاشته است، امروز خانواده‌ها هسته‌ای شده‌اند و فردگرایی در آن محور شده است. انسان‌ها به شدت فردگرا هستند و فرد در جامعه امروز” موضوعیت” پیدا کرده است.
 یکی از تفاوت‌های بارز و عجیب گذشته با دنیای مدرن امروز، ایجاد فاصله و شکاف نسلی در خانواده‌هاوبین  پدران، مادران وفرزندان است. شکاف نسلی، در واقع، شکاف عصری است چون با دونوع فرهنگ، ادبیات، برداشت، نگاه و زندگی بین افراد خانواده‌ها روبروهستیم. امروز اکثر پدران و مادران با فرزندان خود همفکر، همراه و هم‌آهنگ نیستند و نظام سیاسی و اقتصادی نیز، انسان‌ها را تک ساحتی کرده است.البته شکاف عصری، می‌تواند هم تهدید باشد وهم فرصت. امروز ما درجامعه وحتی خانواده هر چندبه ظاهر انبوه هستیم و به صورت جمع به نظر می‌رسیم، ولی در واقع، یک انبوه تنها و جمع منفرد هستیم. اگر در گذشته، فکر می‌کردیم که هر ۴۰ دانش‌آموز یک کلاس یک مجموعه مشترک و واحد هستند، ولی امروز در کلاس شما با ۴۰ هویت، شاخص و فرد مستقل و متفاوت مواجه هستید. امروز در جامعه و حتی خانواده‌ها “تغییر نقش‌ها” اتفاق افتاده است و اگر مشکل مرد سالاری و روح استبدادی حاکم  بر خانواده‌های بسته در گذشته را کنار بگذاریم، حداقل ما در آن زمان، یک استحکام وقوت ظاهری را در خانواده می‌دیدیم ولی امروز این نقش و در واقع،” نخ تسبیح” پاره شده و دیگر هیچ کس نقش حاکم را ندارد و هیچ کس حرف اول و سخت نخست را نمی‌زند و جای آن فرد درخانواده خالی است. خانواده امروزه، یک جامعه نظام باز است. در گذشته، دیوارخانه، حریم خانواده بود؛ ولی امروز این حریم و دیوار شکسته شده است. ما با شکاف نسلی مواجه‌ایم. فاصله بین پدر و مادر و فرزند بسیار زیاد شده است. همیشه بین پدر ومادر و فرزندان، ۲۰، ۳۰، ۴۰، سال فاصله سنی ونسلی بود، ولی امروز شرایطی را شاهدیم که هریک سال فاصله، حکم ۱۰ سال تفاوت و جدایی را دارد. امروز حتی افراد تحصیلکرده و استادان دانشگاه نیز در برخورد با فرزندان خود مسأله و مشکل دارند و برخی مواقع، اعضای یک خانواده تحصیلکرده نیز حرف یکدیگر را نمی فهمند و امکان درک همدیگر را ندارند.البته در قدیم نیز، ما شکاف نسلی داشتیم؛ ولی امروز این شکاف تعمیق یافته و به نوعی” شکاف عصری” تبدیل شده است.
یکی از ابعاد تجلی شکاف نسلی و عصری، جلوه تکنولوژی‌هاست که می‌بینیم فرزندان و دانش‌آموزانمان در مهارت استفاده از تکنولوژی‌های گوناگون در خانه و مدرسه، از اولیاء و مربیان خود جلو افتاده‌اند وآنان را جا گذاشته‌اند. ماهیچ چاره‌ای نداریم که این شکاف نسلی را مدیریت کنیم. امروز تغییر ذائقه‌ها را در همه عرصه‌ها و زمینه‌ها  از جمله رفتار، کردار، تفکر و حتی تغذیه می‌بینیم. همان طور که در تغییر ذائقه، از آبگوشت به پیتزا رسیدیم، به موازت   آن، تغییرات بسیار دیگری در همه عرصه‌ها وذائقههانیز بوجود آمده است. نسل امروز در یک فضای کاملاً متفاوت، دگرگون و جدیدی زندگی می‌کند که در بسیاری از مسائل و مقوله‌ها با گذشته متفاوت است و تغییر ذائقه‌های ناشی از آن، در فرهنگ نیز خود را نشان داده است. اگر هوشمند، آگاه و دقیق باشیم می‌توانیم با آسیب‌شناسی عمیق، از شرایط و وضعیت کنونی تغییر نسلی و شکاف نسلی و عصری، به عنوان یک فرصت وامکان استفاده کنیم و فقط در سطح و بیان مسأله و حالت تسلیم باقی نمانیم.
شاهدیم که خروجی‌های نظام کنونی آموزش و پرورش متناسب با تحولات همه جانبه جامعه وگذر نسلی نیست. در خانواده سنتی وخانواده دیروز ما، پدران معمولاً مدیر، رئیس و میداندار بودند، ولی در حال حاضر، این نقش‌ها بهم ریخته است و دیگر پدر فقط نان‌آور نیست و مثال “دو پیراهن بیشتر پاره کرده‌ام” نیز دیگر مورد پذیرش اعضای خانواده نیست و آنها هم حرف و نقد و نظـر خود را دارند. یکـی ازتفاوت‌هـای جدی زندگی امـروز با دیـروز، مجازی شدن زندگی‌های امروز است‌. دیروز اعضای خانواده واقعاً با هم بودند، ولی امروز اعضای خانواده‌ها ظاهراً درکنار هم هستند، ولی با هم نیستند، درگذشته، نقش‌اصلی و شناسنامـه خانواده را پدران تشکیل می دادند.
 یکی از آفت‌های مدرنیسم، تقویت هویت فردی آدم‌هاست. امروز، افراد حرف مشترک ندارند، چون از مسائل فهم مشترک ندارند. مقوله” انسان تک ساحتی” را هربرت مارکوزه ۵۰ سال پیش مطرح و پیش‌بینی کرده بود و امروز شاهدیم که به یک هویت چهل تیکه رسیده‌ایم! هویت مجازی امر بسیار مهمی است. خانواده‌ها ظاهراً در کنار هم هستند، ولی با هم نیستند. جسم‌ها در کنارهم است، ولی احساس‌ها، عواطف و علائق در کنار هم و یکی نیست.
معلمان، مربیان و همچنین مدرسان خانواده باید خانه وخانواده امروز را خوب بشناسند و تفاوت‌های امروز و دیروز آن را خوب و جامع بفهمند.  بیش از ۹۵ درصد جامعه را افراد با سواد تشکیل می‌دهد،به این خاطر معلمان و مربیان باید حرف نو، راهبردی و سازنده برای طرح داشته باشند تا نسل جدید آن را بپذیرد.
 مادردوران خود با پدیده‌های عجیب و وحشتناک بسیاری ازجمله ازدواج سفید مواجه‌ایم واین مسایل ومشکلات می طلبد که  با تمام وجود، اندیشه، افکار و ذهنیت‌های خود را برای کمک به نسل جدید و خانواده‌های امروزی غنی و پربار سازیم تا بتوانیم جوانان خود را نجات دهیم. کتاب “جنگ خانواده‌ها” که شرایط کنونی خانواده‌های جامعه آمریکا را بررسی وتحلیل کرده و به ما می‌گوید که فقط سطح تحصیلات و درآمد از عوامل اصلی و محوری داشتن خانواده بهینه نیست.
هسته‌ای شدن خانواده، و به تبع آن پدیده تک فرزندی بحرانی است که در سال‌های آینده برای همین تک فرزندها نیز مشکلات عاطفی و جنسیتی ایجاد خواهد کرد.
نکته‌ای که صاحبنظران برآن اتفاق نظر دارند، این است که نظام خانه و خانواده باید تغییر مأموریت و هدف بدهد. در این ارتباط، همه‌ی حرف سند تحول بنیادین این است که آموزش و پرورش امروز جوابگوی نیازها و تحولات نیست. یک آموزش و پرورش کارساز و اثر بخش با بهره وری مناسب، با آنچه که امروز داریم متفاوت است. سند تحول بنیادین می‌خواهد آموزش و پرورش متناسب با تحولات محیطی ارائه دهد؛ هر چند به نظر آرمانی است ولی باید به سمت آینده‌ای برویم که با گذشته و بخصوص امروز ما بسیار متفاوت بوده و برنامه‌ها آینده ساز باشد.
در گذشته، اصلاحات و تغییرات در آموزش و پرورش در حد تغییر یک کتاب، یک برنامه و یک کلاس بود، ولی امروز منظور و هدف از تحول بنیادی آموزش و پرورش، بایدتغییر عمیق، ریشه‌ای، نظامند، همه جانبه، آینده پژوهانه و مبتنی بر معارف اسلامی باشد.
سند تحول بنیادین نیز با این اعتقاد شکل گرفت و هدف و انگیزه آن ، ایجاد بستر مناسب برای رسیدن به تعلیم وتربیت اسلامی بود. در این راستاست که  تبدیل نظام آموزشی کنونی به یک نهاد فرهنگی تربیتی، برنامه و راهکار محوری دست اندرکاران تهیه ، تدوین، تولید و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است.
 امروز متاسفانه در لایه‌های جامعه ما، نوعی سبک زندگی، حرمت‌های مختلف از جمله حرمت طلاق را از بین برده و برخی، هر چند بسیار محدود، جشن طلاق هم می‌گیرند! برای برون رفت از شرایطی که درجامعه و خانواده به شکل‌های مختلف جاری و ساری است ناچاریم در نظام تعلیم وتربیت خود، دو مهارت انتخابگری و تصمیم‌گیری را با ظرافت و به صورت گسترده‌تری به دانش‌آموزانمان آموزش دهیم. اکنون میزان تنوع در عرصه های مختلف زندگی بسیار است واین مسأله، انتخاب رابرای همه بویژه فرزندان ما مشکل کرده است. در این راستا، نیاز است که به خاطر تنوع وتکثر بی شمار مسائل و موضوعات موجود، مدیریت ومهارت بهترین و درست‌ترین انتخاب را آموزش دهیم. در تحلیل بحران‌های اجتماعی از جمله قضیه طلاق نیز به مسأله تنوع خواهی می‌رسیم. که به شکل های مختلف از سوی مرد یا زن مطرح و پیگیری می‌شود.
 اگر انتخابگر خوب و تصمیم گیرنده دقیق و مدبری باشیم می‌توانیم زندگی گرم، سالم وخانواده بهینه‌ای داشته باشیم، وگرنه با مسائل و مشکلات بیشتری در جامعه و خانواده روبرو می‌شویم. اگر به دنبال تربیت نسلی هستیم که زندگی شاد، فعال، هدفدار وغنی داشته باشد باید نظام کنونی آموزش و پرورش را بهم‌ریخته و به معنای واقعی، یک تحول بنیادین در آن ایجاد کنیم؛ چون اصلاحات وتغییرات سطحی و ظاهری، دیگری در این زمینه جوابگو نیست. در راستای این تحول، نگاهمان به دوره‌های تحصیلی هم باید تغییر کند. تاکنون همه هم وغم کارشناسان و مجریان بردوره متوسطه متمرکز بوده است، در حالی که شکل‌گیری شخصیت و پی‌ریزی علمی، اجتماعی و اخلاقی افراد در دوره ابتدایی شگل گرفته و قوام می‌یابد. ما با انسان که با موجودی بسیار و پیچیده است،‌ مواجه هستیم و این موضوع، تعلیم وتربیت و آموزش و پرورش را به مقوله‌ای بسیار سخت و مشکل تبدیل کرده است. همه مسئولین نظام و همچنین مدیران کشور همواره از منظر تئوری و نظری، از تحولات و تغییرات بنیادین در آموزش و پرورش حمایت و پشتیبانی کرده‌اند، ولی اجرای سند مهم و کلیدی تحول بنیادین که ازاسناد بالادستی ومعتبرنظام جمهوری است کار بزرگ و سختی می باشد که همراهی همه آحاد جامعه بویژه خانواده‌ها را نیاز دارد و  عزمی ملی، ضرورت قطعی رسیدن به آرمان‌ها وافق های ترسیم شده در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است؛ سندی که پانصد نفر از بهترین متخصصان و کارشناسان دلسوز حوزه و دانشگاه به مدت ۵ سال با طرح‌ها و پروژه‌های کیفی وباارزش پژوهشی وعلمی خود، در تهیه و تولید وارائه آن تلاش و همتی جانانه داستند.اوستا طحانی
 

 

خلاقیت در برنامه های معاونین آموزشی مدارس


+
بهسازی دانش آموزان؛
+
نگهداری دانش آموزان؛
+
کاربرد دانش آموزان یا استفاده از همکاری آن ها در برنامه های معاونتی مدرسه.
*
مدیریت ایجاد و اعمال ارتباطات انسانی مناسب با همکاران (جذب، بهسازی، نگهداری و کاربرد).
*
مدیریت هماهنگ سازی اعمال روش های انضباطی در مورد فراگیران از طریق همکاران.
*
مدیریت تشکیل و بهره جویی از گروه های مرجع دانش آموزی در کارهای مدرسه ای.
*
مدیریت ایجاد گروه های دانش آموزی (یاور معاون ) در امور مدرسه.
*
مدیریت ایجاد انگیزه در میان فراگیران (تشویق دانش آموزان ، تاکید بر ویژگی های مثبت آن ها و مثبت اندیشی و اعتماد سازی در میان آن ها).
*
مدیریت بهره جویی از اختیارات تفویض شده.
*
مدیریت بهره مندی از تجربه ها و اندیشه های دیگران .(به شکل حضوری بازدیدی ، مطالعه ای ، قرار همکاری مشترک و...).
*
مدیریت زمان.
*
مدیریت آشنا سازی همکاران با آخرین یافته های علمی_پژوهشی و بهره جویی از این یافته ها در کار اداره مدرسه.
*
مدیریت بر خود (تهذیب نفس،خودسازی آمادگی روحی و ...).

مدیریت برنامه های آغازین

*تقسیم بندی آیه های سوره های موردنظر برای تلاوت و اعلام آن ها به دانش آموزان ، برای بهره مندی بیشتر و با برنامه از آیات قرآنی؛
*
استفاده از شیوه های گوناگون برای تلاوت قرآن ؛ مانند: خواندن قرآن توسط دانش آموزان قاری، پخش تلاوت های معروف از نوار ، تلاوت قرآن توسط معلمان و سایر همکاران فرهنگی در مناسبت های گوناگون ، تلاوت قرآن به صورت گروهی و هم خوانی در بیان معانی آیات ، و حفظ روزانه چند آیه از قرآن در ماه مبارک رمضان ( گفتنی است که در اجرای همه فعالیت های مربوط به مدیریت برنامه های آغازین ، باید به کوتاه بودن زمان برنامه ، دانش آموز پسند بودن ، جذابیت، غیر تکراری بودن و...توجه شود.)
*
گروه بندی کلاس ها برای اجرای برنامه آغازین و سپردن کل مسئولیت اجرای مراسم به کلاس ها؛
*
خواندن داستانک ها ی آموزنده در برنامه های آغازین ؛
*
خواندن اشعار دلنشین و اثر گذار در برنامه های آغازین
*
برگزاری مسابقه های درسی ، اعتقادی، هنری، بهداشتی، و انضباطی ؛ با پرسش های هدف دار و جایزه به برگزیدگان ؛
*
اجرای طرح هدایت تحصیلی و شغلی مستمر (از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان )در طول سال تحصیلی ، با معرفی رشته ها و مشاغل به دانش آموزان از طریق دعوت از صاحبان حرفه ها و مشاغل در حد برنامه های جذاب و اثر گذار کوتاه مدت؛
*
معرفی متولدین هر ماه در پایان همان ماه ، تبریک گفتن به آن ها و انتخاب تعدادی از آن ها با قرعه کشی و اهدای هدیه (با در نظر گرفتن متولدین تابستان و تبریک به آن ها در پایان سال تحصیلی و یا آغاز سال تحصیلی جدید).
*
معرفی دانش آموزان موفق از ابعاد گوناگون در روزهای متعدد هفته ؛
*
خواندن سرود توسط گروههای دانش آموزی ویا پخش نوار های سرود مورد علاقه دانش آموزان ؛
*
اجرای برنامه نیایش توسط دانش آموزان در روزهای مشخصی از هفته(مثلا"اول یا آخر هفته)؛
*
محدود کردن حضور مدیر مدرسه در برنامه های آغازین به هفته ای مثلا” یک روز و بهره گرفتن از توان سایر همکاران ،ازجمله معلمان ، کتابداران ، مربیان تربیتی ، مربیان ورزش ، مشاوران و...؛
*
توجه ویژه به ورزش ، و ورزش کردن معاونان و کادر مدرسه با دانش آموزان و نیز توجه به بازی های شاد و کودکانه ؛
*
استفاده از سر گروههای کلاسی برای کمک به معاونان در اجرای مراسم آغازین؛
*
استفاده از کلمات دلنشین توسط معاون مدرسه ، هنگام گشت و گذار در حیاط ؛
*
حذف تذکرات بی مورد نصیحت گونه به بچه ها و استفاده از تذکرات چاپی و نصب بر تابلوی اعلانات ؛
*
اختصاص زمان مناسب و حساب شده به تلاوت برخی از دعاها و زیارت نامه ها ( توسل ، کمیل ، آل یاسین ، عاشورا و...)، همراه با برنامه های جذاب ، اثر گذار و کوتاه مدت؛
*
استفاده از نمایش نامه های عروسکی (عمدتا" طنز ) در برنامه های آغازین دوره ی ابتدایی به منظور ارائه ی پیام های بهداشتی و انضباطی به دانش آموزان؛
*
معرفی کادر مدرسه در برنامه های آغازین (صبحگاه و یا عصرگاه)،در روزهای اول بازگشایی مدرسه؛
*
انتخاب شعار هفته ، همراه با کار هفتگی در کلاس ، مانند نگارش مقاله ، انشا، تهیه روزنامه دیواری ،برگزاری مسابقه و...

مدیریت زنگ تفریح

 *حضور مستمر معاون در حیاط و نظارت مستقیم او بر دانش آموزان با حضور در حیاط مدرسه، می توان به حرف ها و مشکلات بچه ها گوش سپرد و حتی هنگام گشت و گذار ، حال خانواده های آنان را جویا شد،
*
اختصاص دادن بخشی از حیاط مدرسه به هر کلاس برای ایجاد فضای سبز (کاشت گل و گیاه و...)،و نیز اختصاص بخشی برای مطالعه و بخشی برای بازی ها و ورزش های فردی و گروهی؛
*
آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب بازی و فعالیت (در صورت صدمه نرساندن به دیگران)؛
*
پخش سرودهای شاد و موسیقی های گوشنواز و روح بخش در زنگ های تفریح(با در نظر گرفتن مناسبت هاو...)؛
*
به جای پیگیری سنتی غیبت بچه ها ، حضور در جمع دانش آموزان و جویا شدن از حال آن ها در زنگ تفریح روز بعد از غیبت ؛
*
درخواست از دانش آموزان کلاس های بالاتر برای مواظبت از دوستان کوچک خود در زنگ تفریح و تذکر این مساله هر چند ماه یک بار ؛
*
انتخاب تعدادی از دانش آموزان از گروه های گوناگون و تفویض اختیار کارهای مربوط به زنگ تفریح به آنان؛
*
ایجاد تمهیدات انجام بازی های سالم هوشی ، علمی و سنتی در زنگ های تفریح؛ مانند شطرنج ، فوتبال دستی ، هفت سنگ و ...

معاون یک مدیر است

مدیریت شناخت فراگیران

برای شناخت دانش آموزان ،باید از طریق پرسش نامه هنگام ثبت نام و یا در مناسبت های دیگر اطلاعات اولیه را بدست آورد.
*
برای تکمیل شناخت ، معاون همواره باید با دانش آموزان مشاوره عمومی داشته باشد.همچنین صحبت با دانش آموزان گوشه گیر را در دستور کار خود قرار دهد.
*
در همه جلسات شورای معلمان ، باید وقتی به معاونان اختصاص یابد تا به صورت تبادل اطلاعات دوطرفه ، از معاونان به معلمان و از معلمان به معاونان ، در مورد دانش آموزانی که از نظر جسمی ، عاطفی ، درسی، خانوادگی و... مشکلاتی دارند و به همراهی بیشتر نیازمندند گفت و گو شود. البته در شناخت هر چه بیشتر فراگیران برجسته هم می توان در همین جلسات فعالیت کرد.
*
در مدرسه هایی که بیش از یک معاون مشغول فعالیت است ، حتماً برای گروه ها و یا پایه های خاصی از دانش آموزان معاون مشخصی در نظر گرفته شود.
*
معاونان می توانند ، بخشی از اطلاعات شناختی خودشان را از طریق گفت و گوی با حوصله با دانش آموزانی به دست آورند که از نظر انضباطی یا درسی مشکل دارند. همچنین ، گفت و گو با اولیای دانش آموزانی که مشکل رفتاری و یا یادگیری دارند نیز رهگشاست.
*
معاونان می توانند ، تمام اطلاعات دانش آموزان را در دفتری ثبت کنند . در این دفتر می توان ،موفقیت ها و کاستی های احتمالی رفتاری و درسی دانش آموزان را درج کرد . باید دقت کرد ، اگر در این دفتر فقط ویژگی های منفی نوشته شود ، به سرعت کارایی خود را از دست خواهد داد . همچنین ، می توان دفتری ویژه برای معلمان درست کرد و از آنها خواست ، اطلاعات آموزشی و پرورشی خاصی را که در مورد هریک از بچه ها دارند ، برای آگاهی معاونان در آن درج کنند.
*
دانش آموزانی را که مشکل و یا بیماری خاص فیزیولوژیک و یا مشکل ویژه جسمی دارند ، باید شناسایی کرد و این قبیل دانش آموزان را همواره مد نظر داشت.
*
برای الگوسازی مثبت در میان دانش آموزان ، معاونان باید به طور مرتب دانش آموزانی را که از ابعاد گوناگون دارای موفقیت هایی هستند ، معرفی کنند . این معرفی می تواند به شیوه های گوناگون صورت پذیرد.
*
عنصر مشاهده ، یکی از عوامل موثر در شناخت دانش آموزان است .
مشاهده دقیق رفتار دانش آموزان در کلاس ، حیاط مدرسه ، هنگام ورزش و... می تواند در شناخت کامل آنها به معاونان کمک کند .
*
یکی از راههای شناخت دانش آموزان ، نظر خواهی از کارکنان مدرسه یا معلمان مرتبط ، طی سال تحصیلی ، در مورد هر دانش آموز است.
*
خواستن قضاوت در مورد محیط خانه و افراد خانواده از خود دانش آموز ، یکی دیگر از راههای شناخت است.
*
برگزاری مسابقه هایی در سطح مدرسه با عنوان "من کیستم؟" تا دانش آموزان خودشان را با انشا هایی با همین عنوان معرفی کنند.هم چنین می توان ، از نمایشنامه های مدرسه ای و تکنیک ایفای نقش و یا قضاوت نیز اضافه کرد تا بچه ها ، با ایفای نقش های گوناگون از انسان های بزرگسال ، خودشان را نشان دهند.
*
در دوره ی ابتدایی ، دوختن روبان با رنگ های گوناگون در پایین مقنعه دانش آموزان دختر پایه های گوناگون ، برای شناسایی صف کلاس و تشخیص دانش آموزان ، هم به آنها و هم به معاونان کمک می کند.
*
دادن شماره و کارت با رنگ های گوناگون به دانش آموزان پایه ها ، تعیین جا در صف و ایجاد نظم هنگام حرکت صف ها و آمد و شد را برایشان آسان می کند.
*
اختصاص کارت انضباطی _ارتباطی برای هماهنگی موقعیت رفتاری _انضباطی مشترک هر دانش اموز در خانه و مدرسه ، به شناخت بیشتر و بهتر دانش آموزان می انجامد.

موی سر دانش آموزان

از دوره ابتدايي ام چيز زيادي به خاطر ندارم، به جز اينكه مدرسه ما يك ساختمان بسيار قديمي و تقريباً غيرقابل استفاده بود!
يك درخت توت پير كه خيلي ها مي گفتند قدمت 400 ساله دارد هم تنها بهانه تفريح و در واقع سايبان روزهاي آفتابي مان بود.
با اينكه همه مي گفتند هر لحظه احتمال ريزش ساختمان و زيرآوار ماندن چند صد دانش آموز وجود دارد اما به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، همين ساختمان لرزان هم دو شيفته كار مي كرد: صبحها ما بوديم يعني حدود 20 كلاس 25 نفره دخترانه و عصرها پسركاني از گروه سني خودمان با همان تعداد و همان ازدحام.
آنچه كه از اين ازدحام و در شيفت عصر هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند قيافه بسيار جدي و اخمهاي پررنگ آقاي ناظم بود كه معمولاً نيم ساعت قبل از حضور دانش آموزان در سركلاس خودش را به چارچوب در ورودي مدرسه فرتوت ما مي رساند.
مردي با كت و شلواري تقريباً رنگ و رو رفته، خط كشي به درازاي حدود 50 سانتي متر و البته يك ماشين مخصوص اصلاح موي سر.
اين ماشين را اغلب شنبه ها كه روز آغازين هفته بود در دستان آقاي ناظم مي ديدم.
بچه ها مي گفتند: ناظم با ماشين اش بر روي سر بچه هايي كه موهايشان كوتاه نشده خط مي اندازد و چون خوش سليقه است گاهي اشكال هندسي زيبايي هم طراحي مي كند.
آن روزها دقيقاً نمي دانستم منظور همكلاسي هايم از خط انداختن چه چيزي مي تواند باشد، فقط اين را به خوبي پذيرفته بودم كه يك دانش آموز پسر ابتدايي، راهنمايي و يا حتي متوسطه بايد كله اي صاف و برق انداخته داشته باشد تا بدين وسيله گوشهاي گاه پهن و بزرگش بيشتر بتواند مجال مانور بيابد!
كمي بعد و شايد پس از گذشت چند ماه، وقتي برادرم با چهره اي درهم و در حالي كه دستش را روي سرش گذاشته بود، به خانه آمد معني خط انداختن آقاي ناظم را هم به خوبي فهميدم!
او بر روي سر يك دانش آموز ضربدري جانانه طراحي كرده بود؛ دانش آموزي در مقطع دوم راهنمايي.
مهمترين توجيهش نيز بلند بودن موي سر دانش آموز تحت فرماندهي اش بود.
آن روزها براي دانش آموزان ما داشتن موهايي 5 سانتي متري شايد يك رؤيا بود و آنان مي بايست بلند كردن موهايشان را و احياناً طراحي مدلهاي "رپ"، "قارچي"، "آلماني" و هر آنچه كه در آن روزگار "مد" بود را فقط و فقط به تابستان موكول مي كردند چون تابستان ديگر خبري از آقاي ناظم، كت و شلوار معروفش، خط كش و صد البته ماشين بي رحم اش نبود.
به هر حال بار ديگر ماه مهر و زمان وداع با زلفكاني پريشان فرا مي رسيد؛ زلفكاني كه حالا براي خودشان كلي مدل پذير شده بودند.

٭ اجباري نيست، اجباري هست!


واقعيت اين است كه براساس شنيده ها و ديده ها، اغلب ما كوتاه كردن و در واقع ماشين كردن موي سر دانش آموزان پسر را به ويژه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي اجباري تلقي مي كنيم لذا همچنان در ذهنمان يك دانش آموز در فصل تحصيل مساوي است با انساني با سر بي مو و يا موهايي مثلاً يك سانتي متري!
ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اما در روزهاي اخير خبر جالبي را اعلام كرد و به خبرگزاريها گفت: ماشين كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست و در صورت رعايت بهداشت و شؤونات اسلامي چنين امري بي دليل و فاقد ضرورت است.
به اين ترتيب و با استناد به گفته هاي ابوالقاسم جامه بزرگ، مي بايد به ماشين هاي نمره 2 و 4 بدرود بگوييم و آنها را جزو ابزار به تاريخ پيوسته آموزش و پرورش بدانيم.
 
در آيين نامه انضباطي وظايف دانش آموز در مدرسه نكاتي مطرح شده است مثلاً اينكه استفاده از لباس، كفش و جوراب ساده و اصلاح موي سر متناسب با شؤونات اسلامي براي پسران ضروري است و دختران هم مي بايد حجابي در حد اين شؤونات داشته باشند.
او اضافه مي كند: البته تأثير فرهنگ محلي در تعيين حد و حدود كوتاهي مو بسيار مؤثر است.
از جامه بزرگ مي پرسيم: اگر مدير مدرسه اي ماشين كردن سر دانش آموزان را اجباري كند تكليف چيست؟ و آيا اين كار براي وي تخلف اداري محسوب مي شود يا نه؟
مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي مي گويد: اين مسأله هم به عرف برمي گردد براي مثال ممكن است در مدرسه اي از مدارس تهران بنا به عرف منطقه، ماشين كردن موي سر اجباري باشد كه در اين صورت نمي توان بر مدير خرده گرفت و يا اينكه ممكن است در برخي مناطق كشور ماشين كردن براساس عرف موجود اجباري باشد لذا اگر مديري دانش آموزان را مجبور كند از ماشين نمره 2 يا 4 استفاده كنند تخلفي روي نداده است! اما اگر مخالف عرف عمل كرده باشد بي شك از او پاسخ خواهيم خواست.
اوستا طحانی

 

نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی

چکیده: پژوهش حاضر به بررسی نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پرداخته است.هدف مطالعه حاضر مشخص نمودن نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است.در این پژوهش با کنکاش وبررسی اسناد، متون وکتب موجود به تبیین جایگاه معلم در سند تحول بنیادین پرداخته شده است.همچنین نظرات مقام معظم رهبری در خصوص نقش معلم، اهمیت معلم و وظیفه معلم در دوره کنونی بصورت آوردن عین سخنرانی معظم له که در دیدار با معلمان ومسئولین آموزش وپرورش در مناسبتهای مختلف انجام شده بود، بصورت نقل قول مستقیم وظیفه خطیر معلمی تبیین شده است.سوال اساسی که این تحقیق در صدد پاسخ گویی به آن بود عبارت بود:از دیدگاه مقام معظم رهبری معلم چه نقش وجایگاهی در سند تحول بنیادین دارد؟نتایج تحقیق نشان داد که معلم جایگاه رفیع و نقش سازنده ای در نظام تعلیم وتربیت داردهمچنین در سند تحول بنیادین معلم نه یک کارمند، بلکه پژوهشگر واستاد است که نقش معلم در مقام استاد وپژوهشگر بی بدیل وغیر قابل جایگزین میباشد. با بررسی گزیده ای از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد اهمیت معلم ولزوم شروع تحول سازنده و عمیق در آموزش وپرورش این نتیجه حاصل که حضرت آقا یک نگاه ویژه وممتاز به معلم دارند ونقش معلم را سازنده، وفعالیت مفید واثر بخش وی را تضمین کننده فردای موفق جامعه می دانند. واژگان کلیدی:نقش معلم-سند تحول بنیادین-مقام معظم رهبری مقدمه: سند تحول بنیادین یکی از مهمترین برنامه های بلند مدت نظام آموزشی کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد که تمام فعالیتها واقدامات آموزش وپرورش را در تمام حوزه ها وابعاد شامل می شود. یکی از ارکان وعناصر اصلی هر آموزش معلم می باشد که در بین همه عناصر آموزشی تنها عنصری است که هیچ بدیل وشبیهی برای آن وجود ندارد. به عبارت ساده هیچ چیز نمی تواند جای معلم را در نظام آموزشی بگیرد،که اگر این امر قابل تحقق بود خیلی از کشورهای پیشرو وپیشتاز کنونی حتما این اقدام را انجام می دادند. هدف از این پژوهش تبیین نقش واهمیت معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است. با توجه به رسالت خطیر معلم در آماده کردن افراد برای فردای جامعه سرمایه گذاری مادی ومعنوی جوامع بر روی آموزش و پرورش وبطور اخص معلم، این تحقیق نیز بنا به همین ضرورت انجام گرفت. الوین تافلر در کتاب موج سوم آورده است که در هزاره سوم آینده از آن آموزش وپرورش است وجوامعی در آینده موفق هستند که در برنامه ریزی برای آموزش وژرورش موفق باشند.فلذا سرمایه گذاری در آموزش وپرورش نباید هزینه (جنبه مصرفی) تلقی شود . در سند تحول بنیادین نگاه ویژه وممتازی به معلم شده است.دراین سند معلم به عنوان پژوهشگر واستاد شناخته شده است ونه کارمند،این یک تحول عمیق واساسی در تاریخ نظام آموزش وپرورش می باشد که اگر در عمل هم موفق شود نظام آموزشی به معنای واقعی کلمه متحول خواهد شد،چون ضامن تحول واقعی در آموزش وپرورش معلم می باشد.اگر بهترین محتوا،پیشرفته ترین امکانات وتجهیزات آموزشی در آموزش وپرورش پیاده شود اما معلم تغییر نیابد ویا معلم با آن محتوا وامکانات همسو نباشد تمام حرکات ابتر خواهد ماند.استاد لحاظ نمودن معلم در سند تحول بنیادین یعنی اینکه یک معلم قبل از اینکه معلم باشد پزوهشگر است،به عبارت دیگر پژوهشگری مقدمه معلمی است واگر معلم پژوهشگر نباشد نمی تواند معلم باشد واین همان نکته ای است که در سالهای قبل در نظام آموزشی ما از آن غفلت شده ومعلم را کارمند محسوب کرده بودنبا این مقدمه این نکته روشن می شود که سند تحول بنیادین یک سند مترقی است که چشم انداز وافق نظام آموزشی را بسیار روشن وامیدوارکننده می نماید.اما آنچه در این برهه اهمیت دارد ونیاز به توجه بیشتر دارد چگونگی اجرای سند تحول می باشد که اگر اهمیت آن بیشتر از خود سند نباشد کمتر نیست. معلم در سند تحول بنیادین بعنوان فردی فکور،پژوهشگر واستاد می باشد که در فرایند آموزش ویادگیری فعال است وسعی دارد فرایند یادگیری و آموزش اثربخش باشد و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه معلم پژوهشگر باشد ورمز موفقیت هر معلم فعالیت در راستای برنامه های سند تحول بنیادین می باشد. شرایط تحول سازمانی: تحول در شرایط واوضاع احوال یک سازمان یعنی اتخاذ تغییرات داخلی ودگرگونیعمیق در ابعاد مختلف،به منظور رقم زدن بنیادین بر تارک ساختار پیشین.از این رو تحول در ابعاد و مولفه های زیر ضرورت دارد: 1.تغییر هدف:در این شرایط ،نیاز موجود،از بخش بازرگانی یا عمومی سرچشمه می گیرد ،به گونه ای که هدف ،مجددا ارزیابی می گردد وجهت حرکت به سوی آن ،تغییر داده می شود. این فرایند به نوبه ی خود منتهی به احساس نیاز رویکردی جدید به نسبت به استراتژی و در نتیجه تغییراتی در سازمان خواهد شد به گونه ای که سازمان را با هدف و استراتژی جدید همساز نماید.یک مثال معمولی در ای مورد ، فرایند خصوصی سازی در سالهای اخیر است .به محض اینکه سازمانی از بخش عمومی به بخش خصوصی منتقل می گردد، فلسفه وجودش ی اش نیز دچار تغییر اساسی می شود. به هر حال، از یک طرف امکان دارد هدف ، اکنون به طور کامل تعریف شود، مثلا نیاز به ارتقای تقاضا برای معاملات اوراق بهادار که به طور اجتناب ناپذیری مستلزم تفکر استراتژیک جدید است. از طرف دیگر، اکنون که هدف از طریق قوانین پارلمان دقیقا تعریف نمی شود،بسیاری از محدودیتهای قبلی در حیطه فعالیتهای سازمان یرطرف بر میگردد و این امکان بوجود می آید که استراتژی ها با دامنه وسعت بیشتری مورد بررسی قرار گیرند،مانند استراتژی افزایش سرمایه یا استراتژی افزایش سرمایه. 2.تحول استراتژی ها:در این حالت هدف سازمان دست نمی خورداما مدیریت عالی نظرش این است که تجدید نظر در استراتژی ضرورت دارد. 3.در جستجوی سازمان اثربخش:سومین مجموعه شرایط،به مواردی مربوط است که مدیریت عالی برای تعریف مجدد هدف یا بازنگری استراتژی دلیلی نمی بیند،اما اعتقاد دارد که سازمان در وضعیت موجود در تکمیل و ارائه استراتژی،غیر اثربخش است.(خنیفر وهمکاران1389 ) گزیده ای از نظرات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)در مورد نقش واهمیت معلم: معلم در نظام آموزش وپرورش ،یک اهمیت ویژه دارد.این اهمیت ویژه از کجاست؟از اینجاست که از آموزش وپرورش و مدارس-دواز ده سال از پیش دبستانی تا انتهای دبیرستان-یک کارگاه عمومی آموزشی است برای همه افراد یک جامعه،مثل یک قرنطینه است که همه افراد جامعه از یک نقطه ای وارد این مجموعه واین کارگاه می شوند واز نقطه ای خارج می شوند.آن هم در چه دورانی؟ در دورانی که در عمر هفتاد ساله وهشتاد ساله وصد ساله یک انسان،هیچ دورانی از لحاظ فراگیری ،به اهمیت این دوران نیست،دوران طلایی فراگیری،یعنی از ششسالگی تا هیجده سالگی آموزش وپرورش ومعلم را با این نگاه ببیند.سلسله عظیم میلیونی آحاد یک ملت ،در بهترین دوره های زندگی برای فراگیری-یعنی در همان دوازده سال-وارد کارگاه عظیم میشوند که اسمش آموزش وپرورش است. سرو کار اینها با کیست ؟ با معلم.بنابراین معلم،نقش آفرین این کارگاه عظیم و دوازده ساله است.(12-02-1386،خنیفر وهمکاران1389) تخریب معلم، هدف دشمن در طول این سالها واز بیست وپنج سال پیش به این طرف،ازهمان زمانی که بنده مسئولیت ریاست جمهوری داشتم ودر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغول خدمت بودم واز نزدیک شاهد جریانات بودم،یکی از آماج های توطئه های دشمن ،جامعه معلمین بودند. من اول امسال عرض کردمکه دشمن ، سه هدف عقب ماندگی علمی،عقب ماندگی اقتصادی و شکستن یک پارچگی را به جد تعقیب میکند.دلار خرج میکند،مزدور میگیرد و ورزیده ترین کار شناس های سرویس های امنیتی رابه کار می اندازد تا این سه هدف در کشور انجام گیرد. یعنی از لحاظ اقتصادی عقب بمانیم وشکست بخوریم، از لحاظ علمی،پیشرفتی را که شروع شده است متوقف کنیم، از لحاظ یک پارچگی ملی هم این وحدتی را که وجود دارد بشکنیم وبه جان هم بیفتیم.دشمن دارد این سه هدف را دنبال می کند.اما در دو بخش از این سه هدف،از همین بیست سال،بیست وپنج سال قبل هم این توطئه ها وجود داشته است که بنده از نزدیک شاهدش بوده ام.در مقابل این موج توطئه،جامعه معلمین مثل کوه ایستاده اند. اینکه عرض میکنم جامعه معلمین ما پاکیزه اند،یک شاهد بزرگش همین است. خیلی سعی کردند وتلاش کردنداز طریق معلمی یک اختلاف ودل خوری بزرگ بین آحاد بوجود بیاورند،اما نتوانستندباز هم نمی توانند وباز هم معلمین ایستاده اند. آموزش وپرورش باید روز به روز با هدفهای کلان وبسیار مهمی که برای او وجود دارد ومن به بعضی از آنها اشاره کرده ام،خود را بیشتر تطبیق دهد.نظام آموزش وپرورش باید در همین جهت،یک تحول اساسی پیدا کند. الآن دارند خوب کار میکنند و ما از شما مجموعه آموزش وپرورشی ها شکوه ای نداریم،اما معتقدیم احتیاج به یک حرکت تحول گونه ای وجود دارد.طراحان فکور واندیشمند،در زمینه های سازماندهی وشکل دادن به محیط های درسی و کلاسهای درسی ومحتوای آنها وتربیت معلمین وترسیم خطوط مهم و روشن در مجموعه آموزش وپرورش،باید کارهای تحول آمیز ومهم بکنند،این البته به همکاری خود بدنه آموزش وپرورش احتیاج دارند،بیرون از آموزش وپرورش،کار زیادی برای آموزش وپرورش نمی شود کرد.در خود مجموعه آموزش وپرورش،افراد فرزانه،برجسته،با هوش وبا استعداد فراوانند که می شود از استعداد آنها برای پیشبرد آموزش وپرورش ورفع خلاها وکمبودها استفاده کرد. بنده آینده این نظام آموزشی را آینده روشنی می بینم.نقطه اساسی وقابل اتکاء،همین دلسوزی و تدین وعلاقمندی و دل بستگی شماها به منافع کشور است،این،آن نقطه اساسی است.از این روحیه،خیرات وبرکات زیادی بر می خیزد و دشمن هم کار ی نمی تواند بکند. ان شاءالله به لطف الهی وبه مدد دعای ولی عصر(ارواحنا فداه) وبه برکت ارواح طیبه شهدای عزیزما و روح مطهر امام بزرگوار،آموزش وپرورش در جهت تعالی وتکامل هرچه بیشتر خود،پیش خواهد رفت.امیدواریم که در آینده نه چندان دوری،شاهد همان وضعی باشیم که حقیقتا متناسب با پیشرفت زمانه ونیاز نظام جمهوری اسلا می است.(همان تاریخ ومنبع) مسئولیت معلم در شرایط فعلی نظام: وظیفه شما معلمین در اینجا خیلی سنگین می شود.شما با عزیز ترین،آسیب پذیرترین وموثرترین اقشار مواجهید.شما با خیل عظیم جوانان ونوجوانان این کشور مواجهید.آموزش وپرورش در این بخش،یک مسئولیت مضاعف دارد.باید کاری کنیم که این نوجوان وجوان،که امروز در این دوران حساس ومهم وتعیین کننده انقلاب ونظام زندگی میکند،امام را ندیده است،جنگ را ندیده است،،انقلاب را ندیده است،با آن ایمانی بار بیایند که بتواند در مقابل دشمنان،در مقابل تجاوز بیگانگان،در مقابل سلطه گری آمریکا،در مقابل نفوذ طلبی دستگاه های استعمار گری، که یک عمر این کشور واین ملت را چاپیدند ودستخوش وملعبه خودشان کردند،مثل کوه محکم بایستد.این،وظیفه مهم این روزگار است.وظیفه رسانه ها ودر جای خود،همین است.وظیفه مطبوعات هم در جای خود ،همین است.( 09-02-1377،خنیفر وهمکاران1389) تکریم معلم وظیفه همگانی: آنچه ما در باب معلم عرض میکنیم ،مخاطب آن عموم مردم کشور است.همه دانش آموزها باید قدر معلمشان را بدانند، هم خانواده ها باید قدر معلم فرزندشان را بدانند،هم دستگاههای دولتی ومسئولین باید اهمیت معلم را درک کنند.پس مخاطب اول مخاطب عمومی است،یعنی همه مردم باید بدانند معلم یک چنین شرافتی دارد،یک چنین اهمیتی دارد.در درجه اول،تکریم معلم بر عهده همه است-یعنی مردم،خانواده ها،اولیا ومسئولین-لیکن مخاظب ویژه این حرف،خود معلمین اند. معلمین باید در واقع توجه کنند که در چه جایگاه حساسی ایستاده اند.شما یک صنفی مثل بقیه اصناف نیستید.نباید با این چشم به این شغل نگاه کنید که یک شغلی انسان بدست آورده ونانی از این راه بدست می آید.بله،نان هم بدست می آید،یک راه اعاشه ای هم محسوب می شود،لیکن مسئله معلم،برای خود معلم باید آن رسالت ومسئولیت عظیمی باشد که به اجمال،آن را شرح دادم.معلم توجه کند که کجا ایستاده است ودر چه جایگاه حساسی است.اگر بخواهیم یک تشبیه معقول به محسوسی بکنیم،ممکن است نقش یک سوزنبان در مسیر یک قطار،کم اهمیت به نظر برسد،لیکن مرگ وزندگی کاروانی که در این قطار نشسته اند به کار این سوزنبان و دقت او بستگی داردعاگر غفلت کند،فقط در حرفه وشغل خود غفلت نکرده است، مسئله جان وسرنوشت یک مجموعه مردمی به او وابسته است.نقش معلم هم چنین نقشی است،که خود معلمین به آن توجه کنند.(12-02-1386خنیفر وهمکاران) ویژگی های معلم مطلوب: نقش معلمان نقش مهمی است.یکی از چیزهایی که من خیلی خوشحال شدم ودیدم تقریبا تعداد زیادی از دوستان رویش تکیه کردند،مراکز تربیت معلم است.من هم به مسئولان قبلی ومسئولان فعلی راجع به تربیت معلم سفارش کرده ام،خیلی مهم است.ما معلم با سواد،معلم مطلع کاردان وحرفه ای در کارخود نیاز داریم.نمی شود ما نگاه کنیم هر کسی بیکار بودبگوییم آقا تو بیا اینجا درس بده.آن هم در رشته هایی که خیلی اوقات اصلا از آن اطلاعی ندارند.ما درس دینی مان رادر خیلی از مدارس،به کسانی می دهیم که هیچ مهارت وخبرویتی در این کار ندارند،اینکه درست نیست.(12-02-1385،خنیفر وهمکاران1389) دستگاه تعلیم وتربیت دستگاه حساس ومهم است این ماده خامی که در اختیار معلم قرار میگیرد،یک لوح ساده است.به قول شاعر"من که لوح ساده ام،هر نقش را آماده ام"،این دست نقشگر،این لوح راترسیم وتصویر می کند وهویت جدیدی به او می بخشد.عوامل مختلفی است،عامل تربیت والدین،عامل حوادث اجتماعی وموثرات اجتماعی.در روزگار ما،وسائل تبلیغ،رسانه ها وامثال اینهاهمه نقش دارند،اما نقش معلم در این میان،یک نقش بارز وبرجسته است. معلم می تواند این ماده خام را حتی از اسارت عوامل وراثتی هم نجات دهد،این را علم ثابت کرده است.همچنان که عوامل وراثتی بیماری های جسمانی وعوارض جسمانی می تواند با تدابیر گوناگون،با پیشگیری ها وفعالیتهای گوناگون خنثی شود،عوامل وراثتی،اخلاقی ،روحی ومعنوی هم همین جور است،معلم می تواند این نوجوان را یا این کودک را به یک انسان عالم،فکور،دارای روح تحقیق،علاقمند به تحقیق وپژوهش تربیت کند،یا یک انسان سطحی و بی علاقه به تعمق وبی علاقه به معلومات،می تواند اورا یک انسان شریف،نجیب،خیر خواهخوشدل وپاک نفس تربیت کند وبه عرصه بیاورد،می تواند در نقطه مقابل ،اورا تبدیل کند به یک انسان شریر،بددل وبد خواه، می تواند او را به یک انسان نا امید،مایوس ومنزوی به جامعه تحویل دهد می تواند از او یک انسان متدین،پارسا وپاکدامن بسازد،یا نقطه مقابل،یک انسان لا ابالی،بی اعتنای به ارزشهای اخلاقی،بی اعتنای به تعالیم دینی تربیت کند.می تواند حتی بر عوامل خارجی تربیت-مثل این رسانه ها وامثال اینها-غلبه کند،حتی با تعلیم مستمری که در طول سالهای متمادی با این ماده خام،با این نوجوان،با این دل آماده پذیرش ایفا میکند می توتند بر نقش تربیتی والدین غلبه کند،این نقش معلم است. خوب،یک جامعه احتیاج دارد به انسانهای مومن،پرانگیزه،صبور،امیدوار،خوش بین،علاقمند به منافع عمومی،به رسیدن به قله های کمال شخصی وجمعی،انسانهای با ابتکار،متفکر،اهل تحقیق،اهل پیشروی.این را کی بوجود خواهد آورد؟اینجاست که نقش معلم روشن می شود.دستگاه تعلیم وتربیت،یک چنین دستگاه حساس ومهمی است.(15-02-1389،خنیفر وهمکاران1389) برنامه ریزی برای تربیت معلم: در مورد معلمان تلاشهای خوبی شده است،لیکن هرچه برای معلمان تلاش شود جا دارد.این تلاش هم فقط مسئله معیشت نیست-اگرچه مسئله معیشت هم رکن مهمی است که باید به آن توجه کرد-بلکه کرامت وحرمت هم مطرح است. حرمت معلمی باید در جامعه احیا شود،آن چنان که اسلام برای معلم معین کرده است.گمان نمی کنم هیچ فرهنگ و مجرای فکری ودینی ای،به قدر اسلام برای معلم اهمیت وارزش و کرامت قائل شده باشد.ما باید کاری بکنیم که معلم در دلهای خانواده وآحاد مردم وجوانان و دانش آموزان جای داشته باشد.برای حفظ کرامت آنان باید سرمایه گذاری مادی ومعنوی شود وافراد برای معلمی پرورش پیدا کنند وعلم وتعهد وتدین و روحیه انقلابی به عنوان ذخیره های حقیقی و مولفه های اصلی شخصیت آنها بوجود آید و این افراد به مدارس بروند. در اینصورت تاثیر کار اینگونه معلمان چشمگیر خواهد بود و در چنین حالتی کرامت وحرمت معلم در چشم ها بیشتر آشکار خواهد شد.معلمی که عالم و وارد است، کار خود را بلد است که باید انجام گیرد.نیمی دیگر از تلاش هم برای اداره زندگی اینها صرف شود. باید همین روشها در حد ممکن برای دولت-که ما توقع بیشتر از حد امکان هم نداریم-ادامه پیدا کند.(26-04-1381،خنیفر وهمکاران1389) بحث ونتیجه گیری: هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری می باشد.با توجه به اهمیت ونقش معلم در فرایند تعلیم وتربیت دانش آموزان واثر گذاری ماندگار وغیر قابل انکار آن در شخصیت دانش آموزان این تحقیق انجام شد.در فرایند انجام تحقیق که از طریق مطالعه منابع ومستندات مکتوب وکتابخانه ای انجام گرفت و بیشتر با استناد به مبانی تحول بنیادین و فرمایشات مقام معضم رهبری (مدظله العالی) صورت گرفت،لزوم توجه بیش از پیش به جایگاه معلم ونقش بی بدیل او در حوزه (سند تحول بنیادین و فرمایشات مقام معظم رهبری )موج می زند .آنچه در فرمایشات مقام معظم رهبری که در مناسبت های مختلف راجع به معلم صورت گرفته، توجه به نقش وجایگاه معلم می باشد که عمیقا و حقیقتا به این مسئله معتقد می باشند که تاثیر گذاری معلم در برخی موارد وراثت وتربیت والدین را هم تحت الشعاع قرار می دهد. با توجه به اینکه در تنظیم سند تحول بنیادین سعی شده انتظارات و دغدغه های مقام معظم رهبری که بار ها در دیدار با معلمان و مسیولین آموزش و پرورش اشاره فرمودند مد نظر قرار گیرد.چرا که حضرت آقا می فرمودند که آموزش وپرورش نیاز به تحول عمیق واساسی داردو شاید به جرات بتوان گفت که انگیزه و حرکت اصلی تدوین سند تحول بنیادین فرمایشات پیامبر گونه و راهگشای حضرت آقا در دیدار ها و مناسبت های مختلف می باشد که سبب شد تا این امر مهم در دولت ولایتمدار دهم و به وزارت متعهدانه وزیر توانمند دکتر حاج بابایی انجام شد. اما آنچه در سند تحول بنیادین خیلی مهم وتازه به نظر می رسد این است که معلم در این سند بعنوان فردی فکور ،اندیشمند،پژوهشگر و استاد دانشگاه است ونه کارمند .این یک بنای اساسی و حقیقتا ماندگار در جهت تحول عمیق و اساسی در آموزش وپرورش است که اگر با اجرای موفق همراه باشد پایه و فونداسیون قوی برای شروع تحول عمیق وعظیم در آموزش وپرورش می باشد. با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری که در این پژوهش عین برخی از فرمایشات معظم له آورده شده است،نگاه عمیق و وسیع ایشان به آموزش وپرورش مشخص می باشد.یکی از این فرمایشات گهر بار این است :"جامعه،دانش آموزان وخانواده باید قدردان زحمتهای معلم باشند" وهزاران جمله با همین مضمون وبلکه قوی تر از این در فرمایشات حضرت آقا به چشم می خورد. با توجه به بکر وتازه بودن موضوع تحول بنیادین در آموزش وپرورش محقق به لحاظ دسترسی به منابع با محدودیتهایی مواجه بودکه امیدواریم با پردازش بیشتر به چنین موضوعهایی از سوی محققین این محدودیت برطرف شود. نتیجه نهایی که از این تحقیق می توان بدست آورد چه از منظر مقام معظم رهبری وچه از مکنظر تحول بنیادین نگاه ویژه وبرجسته به معلم به عنوان یک عنصر بی بدیل وغیر قابل جایگزین در فرایند تعلیم وتربیت می باشدکه بیش ارپیش باید مورد توجه قرار گیرد. منبع: خنیفر.حسین وهمکاران،1389،مبانی تحول بنیادین،انتشارات نورالثقلین،تهران نویسندگان: علی احمدی: دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت فاطمه عباسی: دبیر شاغل در آموزش وپرورش زنجان

دانش آموز ديرآموز(مرزي)

  تعريفي از دانش‌آموز ديرآموز(مرزي): دانش‌آموزان داراي هوش مرزي، دانش‌آموزاني هستند كه عملكرد آنها در آزمون‌هاي هوش، در فاصله 1 تا 2 انحراف استاندارد پايين‌تر از ميانگين جامعه قرار مي‌گيرد. به اين دانش‌آموزان كندآموز يا ديرآموز گفته مي‌شود. شكل مقابل جايگاه اينگونه افراد را در نمودار توزيع نرمال بر حسب مقياس وكسلر نشان مي‌دهد. همانگونه كه از شكل پيداست، كودكان مرزي %6/13 از جامعه را تشكيل مي‌دهند و هوشبر آنها در مقياس وكسلر بين 85-70 نمره قرار مي‌گيرد. اين دانش‌آموزان، عقب مانده ذهني تلقي نمي‌شوند. از اينرو در طبقه‌بندي‌هاي معتبر ارايه شده از عقب‌ماندگي ذهني، اشاره‌اي به آنها نشده است. معهذا بدليل دشواريها و مشكلاتي كه در يادگيري و به‌ويژه يادگيري آموزشگاهي با آن مواجهند، تحت عنوان دانش‌آموزان كندآموز يا ديرآموز (Slow learner ) مورد بررسي قرار مي‌گيرند. نارسايي‌ها و مشكلات دانش‌آموزان ديرآموز: دانش‌آموزان ديرآموز به طور معمول با برخي از نارسايي‌ها و مشكلات زير روبرو هستند: - مشكل توجه و تمركز - عدم توانايي تعميم يك آموخته جديد به موارد و موقعيت‌هاي مشابه - مشكلات گفتار و زبان - بيماري جسماني، تب شديد، تشنج و سوء تغذيه - مشكلات حركتي - عدم اعتماد به نفس و احساس عدم خودارزشمندي - فقدان انگيزه پيشرفت - نگرش منفي نسبت به خود - عدم اكتساب مهارتهاي اجتماعي - عدم توانايي در برقراري ارتباط با ديگران - احساس ناامني رواني و آشفتگي عاطفي - هراس از مدرسه و ترسهاي ديگر - ناهنجاريهاي رفتاري و عاطفي - خانواده فقير، كم درآمد و كم سواد - عدم همكاري خانه و مدرسه - عدم اكتساب آمادگيهاي لازم دانش‌آموزان ديرآموز چه نيازهايي دارند؟ دانش‌آموزان ديرآموز بيش و پيش از هر امري نيازهايي دارند كه بايد خانه و مدرسه به آنها پاسخ مناسب دهد. به اين نيازها تحت عنوان انتظارهاي كودكان با نيازهاي ويژه با عنوانهاي ذيل اشاره مي‌شود: - درست نشستن - درست راه رفتن - فهميدن حرف ديگران - بازي كردن - انجام مهارتهاي حركتي ظريف (مانند نخ كردن سوزن، هماهنگي چشم و دست) - انجام مهارتهاي حركتي درشت (مانند دويدن، جهيدن و از نردبان بالا رفتن) - استفاده از وسايل (مانند قيچي و چسب) - شركت در فعاليتهاي گروهي و اجتماعي - استفاده از وسايل رفت و آمد - بيان احساسات و نيازها - تأمين نيازهاي بهداشتي - مهارتهاي اجتماعي - مهارتهاي زندگي مستقل بدين ترتيب ملاحظه مي‌شود دانش‌آموزان ديرآموز، نيازهايي دارند و به طور اخص مهارتهاي اساسي را به طور كامل كسب نكرده‌اند. بنابر اين ضرورت دارد پيش از اجراي برنامه‌هاي دوره‌ي ابتدايي يا همزمـــــان برنامه‌هـــاي دوره‌ ابتدايـــي يا دوره پيش‌دبستاني اجرا شـــود و مهارتهاي لازم كســــــب گـــردد. بسيــــاري از ايـــــن قبيــــل دانش‌آموزان قادر هستند تمام يا برخي از اين گونه مهارتها و فعاليتها را در خلال بازي و واحدهاي آموزشي ياد بگيرند و كسب كنند و وظيفه آموزشگاه نبايد موجب يأس و شتابزدگي ما شود. زيرا آنها پس از آموزش لازم مي‌توانند بسياري از اين گونه امور را با اندكي تفاوت يا آهسته‌تر انجام دهند. اگرچه بايد اذعان كرد كه تأخير در رشد آنها همواره بر فرايند يادگيري آنها اثر نامطلوب برجا مي‌گذارد. راهبردهاي كلي آموزش و پرورش دانش‌آموزان (مرزي، ديرآموز، كندآموز): در آموزش و پرورش دانش‌آموزان دچار مشكلات يادگيري بايد به نكات ذيل توجه نمود: الف) دانش‌آموزان ناتوان هميشه قادر به پذيرش و سازگاري با نوع آموزش كه براي هر دانش‌آموز عادي فراهم مي‌آيد نيستند. نوع پاسخ‌هاي كودكان عادي و ناتوان مختلفند. از اين رو ضروري است كه در امر گزينش محتواي آموزش و روش آموزش سازگاري‌هايي صورت گيرد. في‌المثل براي آموزش دانش‌آموزان مرزي، روش‌ها يا راهبردهاي نسبتاً ساختاري Structured و رهنمودي Directive كارايي بهتري دارند. از طرف ديگر محتواي برنامه درسي دانش‌آموزان مرزي بايد با توجه به ساخت‌هاي شناختي آنها به توالي‌هاي كوچكتر تقسيم شده و آموزش داده شود. آنها معمولاً قادر به درك مفاهيم اساسي درس نيستند و يا فاقد پيش نيازهاي لازم براي‌ آموزش هستند. لذا توجه به نكته فوق ضروري است. ب) كسب موفقيت اوليه و اجتناب از موقعيت‌هاي ناكام كننده از مهمترين نكات عاطفي هستند كه بايد به هنگام آموزش كودك مرزي بدان توجه داشت، بسياري از دانش‌آموزان ناتوان تاريخچه‌‌اي طولاني از شكست پشت سر دارند، در موقعيت‌هايي قرار گرفته‌اند كه از آن بهره نبرده‌اند از اين رو قرار دادن دانش‌آموز مرزي در موقعيت موفقيت حتي اگر موقتي باشد روش مؤثري قلمداد مي‌شود. با افزايش عزت نفس دانش‌آموز مرزي مي‌توان ضريب موفقيت آنان را افزايش داد. با استفاده از فنون تحليل تكليف و آموزش برنامه‌اي، مي‌توان مراحل يا گام‌هاي آموزش محتوي را با سطح شناختي فعلي دانش‌آموز منطبق كرده و ميزان موفقيت او را به حداكثر رساند. ج) نظر به بداهت اين امر كه بر اساس پژوهش در زمينه تعامل استعداد روش توبايس 1978-1985 بين استعداد دانش‌آموزان و روش تدريس، رابطه‌اي تعاملي برقرار است بهتر است در زمينه آموزش به دانش‌آموزاني كه از توانايي‌هاي كمتري برخوردار هستنــــد از روش‌هـــــاي آموزشــــي ساختمندتر (ساخت‌دار Structured ) نظير آموزش برنامه‌اي استفاده شود. در روش‌هاي ساختمند به دليل طراحي‌هاي آموزشي قبلي معلم، دانش‌آموز اضطراب كمتري را تجربه مي‌كند و با چالش‌هاي برنامه‌ريزي كمتر مواجه مي‌شود. د) نظر به رعايت اصل تعامل استعداد – روش، سنجش‌پذيري آموزش به روش عيني و بناسازي نظام دانش حيطه اختصاصي دانش‌آموز ديرآموز بر اساس منطقي و معني‌دار، تهيه هدف‌هاي رفتاري آموزشي، موضوعي لازم‌الاجرا است. هـ) بديهي است به منظور طراحي مؤثر هدف‌هاي رفتاري، سنجش دانش پيش نياز دانش‌آموز ضروري است. اصول آموزش دانش‌آموزان ديرآموز: اصولي كه به ياددهي و يادگيري دانش‌آموزان ديرآموز كمك مي‌كنند، به اختصار به شرح زير مي‌باشد: 1- اصل يادگيري از طريق عمل كردن: دانش‌آموزان ديرآموز، توانايي محدودي براي انجام كارهاي ذهني دارند، لذا يادگيري آنها بايد همراه عمل كردن باشد و از هر موقعيتي و در هر مكاني بايد به منظور آموزش استفاده كرد. 2- اصل به‌كارگيري حواس و تربيت حواس: در امر آموزش هر چه حواس بيشتري بكار گرفته شود، آن آموزش موفق‌تر است. 3- اصل توجه به زنجيره‌اي بودن مهارتها و دانشها: مهارتها و دانشها به مانند حلقه‌هاي زنجير با يكديگر مرتبط هستند لذا در امر تدريس بايد به اين ارتباط و پيوستگي توجه داشت و مهارت يا دانش جديد بايد با مهارت يا دانش قبلي مرتبط باشد و به تدريج بر دشواري، دقت و صراحت آن افزوده شود. 4- اصل واقع‌گرايي: هر قدر ميان موضوعهاي مورد تدريس و زندگي واقعي و فعاليتهاي طبيعي كودك ارتباط و همبستگي وجود داشته باشد، تدريس موفق‌تر و اثربخش‌تر است در اين باره استفاده از مصداقهاي عيني و مثالهاي كاربردي توصيه مي‌شود. 5- اصل تفاوتهاي فردي: هر قدر تدريس بر اساس نيازهاي فردي و تفاوتهاي فردي باشد، موفق‌تر و اثربخش‌تر است. از اين رو استفاده از برنامه‌هاي آموزش انفرادي توصيه مي‌شود. 6- اصل تعامل و تجربه: هر قدر دانش‌آموز با محيط‌هاي فيزيكي و اجتماعي تعامل بيشتري داشته باشد و از تجربه‌هاي گوناگون بهره‌مند باشد، براي رشد همه جانبه او مفيدتر خواهد بود. اثرات نامطلوب جداسازي كودكان ديرآموز از دانش‌آموزان عادي: 1- اولين اثر نامطلوب اين است كه روند جداسازي را ترغيب مي‌كند. جوامع بشري به اين سو حركت مي‌كنند كه بتوانند شرايطي فراهم كنند كه در آن تمام افراد از هر جنس و نژاد و طبقه اجتماعي و توانايي‌ها و ناتوانايي‌هاي فردي حضور فعال در جامعه داشته و حق بهره‌مند شدن از امكانات اجتماعي را داشته باشند كه يكي از اين امكانــــات آموزشي همگاني در كنار همسالان است. يعني دانش‌آموزاني كه صرفاً داراي مشكلات تحصيلي بوده و فاقد هر گونه مشكل اوليه در رفتارهاي سازشي هستند حق برخورداري از آموزش عادي را دارند. 2- دومين اثر مربوط است به بعد عاطفي هر دو گروه – احساس عدم كفايت يكي از اولين واكنش‌هايي است كه جدا كردن دانش‌آموزان داراي مشكلات تحصيلي مي‌تواند در اين دانش‌آموزان ايجاد كند. محروميت از يك حق به اين معني است كه فرد لياقت بهره‌مند شدن از آن حق را نداشته است. احساس بي‌لياقتي مي‌تواند به ايجاد نگرش منفي نسبت به خود منجر شود. افت يا از بين رفتن انگيزه و نا‌اميدي نيز از تبعات بعدي اين روند است. 3- سومين اثر آن است كه اگر دانش‌آموزي مشكلش در يادگيري بعضي يا تمام دروس است، در محيطي قرار گيرد كه توقع آموزشي در حدي نباشد كه موجب ترغيب تلاش در وي شود مي‌توان انتظار بي‌علاقه شدن نسبت به درس را از وي داشت. چرا كه برنامه‌‌ي آموزشي براي بالفعل رساندن استعدادهاي دانش‌آموزان بايد يك سطح بالاتر از توانايي‌هاي اوليه‌ي يادگيرنده باشد. مدرسه بستر مناسبي براي دانش‌آموزان فراهم مي‌كند تا با افرادي از فرهنگ‌هاي مختلف و طبقات متفاوت اجتماعي و توانايي‌ها و نا‌تواني‌ها آشنا شوند و به آنها احترام بگذارد و حقوق آنها را رعايت كند. جدا كردن افرادي كه داراي توانايي‌هاي محدود‌تر تحصيلي هستند باعث محروم شدن ساير دانش‌آموزان از داشتن تجربه مثبت و سازنده برخورد با اين افراد شده و در نتيجه حد تحمل آنها بر خوردهاي بعدي در جامعه كاهش مي‌يابد. در نتيجه چگونه مي‌توان انتظار داشت در آينده‌ي نه چندان دور فارغ‌التحصيلان آموزشي استثنايي، توسط همسالان خود كه اكنون شهروندان و مسئولان همان جامعه هستند مورد پذيرش قرار گيرند و حداكثر امكانات را براي حضور فعال آنها مهيا سازند. وراثت بر هوش اثر مي‌گذارد اما ميزان آن معلوم و دقيق نيست و اتفاق نظر وجود ندارد محيط بارور موجب افزايش بهره هوشي و محيط محروم موجب كاهش بهره هوشي فرد مي‌شود.

مقدمه

دشواری کنترل دانش آموزان با توجه به ویژگی های سنی آنها روز به روز روبه افزایش است. بسیاری از معلمان و مدیران از برخورد با مسائل انضباطی دانش‌آموزان احساس ناتوانی می کنند و به طور معمول ممکن است برخورد های نامناسبی با این رفتار ها داشته باشند. در زمینه‌ی بی ‌انضباطی دانش‌آموزان،معلمان باید پاسخگوی سوالاتی از قبیل این سوالات باشند. ۱ – بی‌انضباطی چیست و چگونه می توان انضباط را آموخت؟ ۲- چگونه می توان از بروز رفتار های نا مناسب دانش‌آموزان که نظم و انضباط کلاس را مختل می‌کنند جلوگیری کرد؟ ۳ – علل بی انضباطی دانش‌آموزان کدامند؟ ۴ – چگونه میتوان این رفتارهارا کاهش داد یا از بین برد ؟

نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده‌ای کنترل رفتار فراگیرندگان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند, برخی معتقدند؛ نظم و انظباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است، به نحوی که سبب افزایش یادگیری ‌شود.«انضباط عبارت است از :اعمال قواعد و مقرراتی که یادگیری را تسهیل می‌کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد». «انضباط بدان دسته از اعمال معلم اطلاق می‌شود که مانع سر زدن رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کند» در جایی دیگر بی‌انضباطی را اینگونه تعریف می کنند :«هر نوع رفتاری که از ارزش‌های پذیرفته شده جامعه به دور است (با توجه فرهنگ)و دارای تکرار شدت و مداومت است و در زمانها و مکانهای متعدد اتفاق می افتد و همچنین رفتاری است که با درماندگی و کاهش کارایی فرد همراه است».

با وجود تعاریف بالا بی انضباطی را می توان اینگونه تعریف کرد : انجام دادن هر عمل یا رفتار پذیرفته نشده و نا معقول توسط دانش‌آموز که سازماندهی مدرسه وکلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند و باعث کاهش کارایی معلم و دانش‌آموزان شده و معلم را در رسیدن به هدف اصلی خود باز می دارد.

 

بیان مسئله

هدف از نظم و انضباط در آموزش و پرورش آن است که دانش‌آموزان را با مقررات مدرسه هماهنگ ساخته و محیط یادگیری را معنی‌دارتر و تمایلات و غرایز طبیعی و فطری آنها را در جهتی مطلوب هدایت و راهنمایی کند.

در مقابل، بی‌انضباطی و بی‌نظمی را می‌توان اینگونه تعریف کرد: انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله دانش‌آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت‌های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می‌کند. ایزابل کلاک، بی‌انضباطی را رفتاری می‌داند که از طرف تعدادی از دانش‌آموزان انجام می‌شود و مشکلاتی را برای معلم به وجود می‌آورد و معلم را در راه رسیدن به هدف که ارتقای تحصیلی دانش‌آموزان است، با مشکل روبرو ‌کرده و مانع از پیشرفت کار تحصیلی می‌شود و رفتار آنان، نامعقول و نامنظم است.

می‌دانیم که انضباط اخلاقی و رفتاری دانش‌آموزان می‌تواند روی آموزش اثرگذار باشد. بنابراین، پرورش همراه آموزش مهم جلوه می‌کند. دانش‌آموزان باانضباط می‌توانند مسؤلیت‌های مهم مدرسه را به عهده بگیرند و در آینده نیز جامعه، به خوبی پذیرای این افراد است.

هدف از اقدام پژوهی حاضر، چگونگی ایجاد مدرسه‌ای شاد، با دانش‌آموزان با انضباط و منظم است که انسان‌های پرورش‌یافته در این مدرسه، در آینده انسان‌هایی به‌تعالی‌رسیده، تغییر رفتار داده و متفکر و متعهد خواهند بود که فقط هدف آنها کسب نمره بالاتر نیست، بلکه هدف آموزش و پرورش است. نظم و انضباط حاکم بر مدرسه باعث می‌شود دانش‌آموزان با برنامه‌ریزی به کارهای خود برسند و این نظم و انضباط نه تنها داخل مدرسه، بلکه خارج از مدرسه را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و باعث می‌شود دانش‌آموزانی باایمان، مشتاق به درس و مدرسه و در آینده توانمند روی کار بیایند. از اینرو به منظور بررسی عمیق‌تر مسئله به ذکر دلایل ایجادکننده بی‌انضباطی در مدرسه پرداخته و در ضمن آن به راهکارهای مؤثر جهت ارتقای سطح انضباط اشاره می‌شود.

بی‌انضباطی دانش‌آموز، تنها معلول مدرسه و کلاس درس نیست بلکه عواملی نظیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، روحی و روانی و رفتار نامناسب برخی معلمین را شامل می‌شود که هر کدام یا مجموعه‌ای از این عوامل به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زمینه را برای بروز رفتارهای مخرب دانش‌آموزان فراهم می‌کند.

توصیف وضع موجود

اینجانب …..معاون آموزشی آموزشگاه …. می باشم.و …. سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارم. در سال تحصیلی اخیر نکته ای که توجه مرا به خود جلب نمود بی انضباطی تعدادی از دانش آموزان بود وبا توجه به شواهدی که داشته ام مسئله مورد نظرم که مشکل اخلاقی و انضباطی دانش آموزان  به قرار زیر بود:

۱- در روزهای آغازین سال تحصیلی متوجه برخی بی انضباطی و بی انگیزگی هایی از جانب تعداد کثیری از دانش آموزان شدم به حدی که این مسئله نوعی گریز و بیزاری از این دانش آموزان به من القا کرد. اما بعد از دو سه روز از سال تحصیلی متوجه شدم که دانش آموزان کمی آرامتر و متمایل تر به مدرسه شده اند و کمی جو مدرسه رو به دوستی پیش می رود و به این نتیجه رسیدم که می توان از در دوستی با ایشان وارد شد و برای مثال یک مرتبه یکی از آنها علیرغم قوانین مدرسه موبایل آورده بود که من علیرغم متوجه شدن چشم پوشی کردم و اگرچه شاید این کار من از نظر اولیای مدرسه جالب و صحیح نبود اما مرا در جلب اعتماد و دوستی بیشتر با ایشان یاری و آنها را آرام تر کرد و متوجه شدم با مصالحت و دوستی می توان تا حدی مسئله را حل کرد ولی چگونه؟

چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم

 

مدرسه /اداره : آموزشگاه

 

دوره تحصیلی :   ابتدایی       متوسطه اول (راهنمایی)      متوسطه دوم (دبیرستان)       هنرستان

 

پست سازمانی : معاون         سابقه خدمت  :    سال

محور شرکت

ب۱: ابتکارات فردی سنجش و ارزشیابی              ب۲: ابتکارات و پیشنهادات حرفه ای

 

(برای خرید و دانلود  تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی معاون آموزشی چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم ؟ به انتهای مطلب بروید.)

 

برای اطمینان شما عزیزان قسمتی از این نمونه  تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی معاون آموزشی چگونه توانستم شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم ؟ به صورت رایگان به شما فرهنگیان عزیز نمایش داده می شود:

چکیده :

با توجه به اینکه در هزاره سوم ، موجهای جهانی شدن تحولات اساسی و ساختاری در زندگی بشر پدیدآورده است ،آموزش نیز به تبع آن دچار تحولات زیر بنایی و بنیادین شده است ؛ بطوری که دیگر نمی توان تعلیم و تربیت را مختص کلاس های درس دانست. آنچه امروز بر‌ آن تاکید می شود این است که ما باید بدون توجه به محدودیتهای زمانی و مکانی در هر فرصتی، ذهن ، اندیشه و احساس کودکان را با آموزش مأنوس و مرتبط سازیم. یکی از مصادیقی که در این هزاره به عنوان یک زمان مناسب برای آموزش از آن یاد می شود زنگ تفریح در مدارس است. در حقیقت زنگ تفریح زمانی برای اتلاف وقت یا صرفاً رفع خستگی نیست بلکه اگر به واقع مفهوم و ماهیت زنگ های تفریح در مدارس توجه شود می توان به نقش تربیتی آن رسید که به مراتب فراتر از کلاس های درس است و این نکته ای است که در نظام آموزش و پرورش ایران کمتر به آن توجه شده و حتی در برنامه ریزی ها و مسائلی که در خصوص این بخش مطرح می شود کمتر صحبتی در مورد اهمیت حیاتی آن عنوان می شود.زنگ تفریح از این جهت حائز اهمیت است که معمولاً دانش آموزان با شنیدن صدای زنگ پایان درس به سرعت و با شتاب، خود را به حیاط مدرسه رسانده و گویا احساس رهایی و آزادی می کنند. در واقع اگر آموزش در کلاس، اجباری، تحمیلی و خسته کننده است زنگ تفریح آغاز شادی و تفریح و فعالیت است. هر چند که یکی از اهداف در نظر گرفتن این زمان کوتاه، استراحت فکری، ذهنی، روحی و جسمی کودکان و نوجوانان است اما با توجه به اینکه آموزش به دو صورت آشکار و پنهان ارائه می شود زنگ تفریح را باید زمان مناسبی برای تعلیم و تربیت روح و احساس دانش آموزان دانست.

در واقع اگر بپذیریم هر کودک و نوجوانی در زمانی که ذهن و احساس و ادراکش از تعلقات بیرونی رهایی یافته و هیچ اجباری برای پذیرش چیزی وجود ندارد، بهتر می تواند به خود شکوفایی استعدادهایش کمک نماید در آن صورت از فرصت های کوتاه بین ساعت کلاسی بهتر استفاده خواهیم نمود. بچه ها در ساعات زنگ تفریح ارتباط و تعامل را با همسالان خود می آموزند؛ ارتباطی که در فضایی کاملاً باز و آزاد و بدون حضور هیچ سرپرست یا فردی که بخواهد به آنها امر و نهی کند، به دست می آید.

 مقدمه

به طور معمول ، در آخرین دقایق کلاس درس دانش آموزان بی اختیار لحظه شماری می کنند تا با شنیدن صدای زنگ مدرسه ، ناگهان از جا برخاسته و با شتاب هرچه تمام تر خودشان را به حیاط برسانند و برای لحظاتی هم که شده ، فارغ از کلاس و درس ، با دوستان خود ، به بازی و تفریح بپردازند .حیاط مدرسه هرچقدر هم کوچک باشد ، فضایی دلنشین برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند . آری … نام این لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی است .این واقعیتی است که در چند دقیقه زنگ تفریح با وجود استراحت جسمی و روانی کودک و نوجوان می توان با یک سلسله برنامه های مدون خوب و استفاده بهینه از این زنگ دلچسب و دوست داشتنی به اهداف مطلوب تر آموزشی و پرورشی دست یافت .نام زنگ تفریح همگان را بی اختیار به یاد دانش آموزان و لحظه شماری آنها برای رسیدن به این چند دقیقه ی کوتاه  می اندازد. بی شک در این دقایق کوتاه با برنامه ریزی دقیق ، می توان دانش آموزان را به نحوی هدایت کرد تا کارهای زیادی انجام دهند که هرکدام از آنها علاوه بر تفریح و استراحت در امر یادگیری نیز تاثیری بسزا دارد.

به یقین حق طبیعی هر دانش آموز است که بعد از یک ساعت و نیم مطالعه ، یادگیری ، انجام تکالیف درسی ، پرسش و پاسخ ، برگزاری امتحانات کلاسی و غیره دقایقی به استراحت روحی و جسمی بپردازد .

بیان مسئله

اگر بپذیریم که یکی از اهداف نظام آموزش و پرورش تربیت شهروندان خوب و خوش بخت برای جامعه است شهروندانی که همدیگر را دوست دارند و می توانند با یکدیگر زندگی صلح آمیزی خوبی داشته باشند زنگ تفریح این موقعیت را در اختیار ما می گذارد. یکی از تأکیداتی که در نظام های پیشرفته آموزشی می شود این است که بچه ها به هر طریقی که می توانند کار گروهی یا تیمی را تجربه کنند. حال اگر حیاط مدارس را بتوان به فضایی از شادی، سرور، بازی های گروهی و تیمی مبدل سازیم ،توانسته ایم این فرصت آموزشی را در مدارس ایجاد نماییم. یکی از مشکلات و موانع توجه متفاوت به زنگ تفریح در ایران این است که حیاط اکثر مدارس کوچک، بی قواره و غیر استاندارد است.

بر همین مبناست که گفته می شود مکان احداث مدرسه، نوع ساختن کلاس ها و یا حیاط و اندازه آن ها دارای اهمیت است و باید مبتنی بر استانداردهای جهانی باشد. اگر بچه ها برای رفتن به زنگ تفریح ثانیه شماری می کنند پس چه بهتر که این فضا را برای آن ها روح بخش تر و شاداب تر نماییم؛ مثلاً می توان حیاط را با رنگ های شاد و زنده و پرانرژی رنگ آمیزی نمود،گل و گیاهان طبیعی در آن جا کاشت و به دیوارها جملات آموزنده، روحیه بخش و امیدوار کننده نصب نمود. جملاتی که ایمان به پیروزی و موفقیت را در آن ها تقویت می کند. زنگ تفریح کارناوال شادی، شور و شوق است.

فقط کافی ست زمانی که بچه ها مشغول بازی و تفریح و گفتگو هستند به آنها توجه کنید در چشمهای آن ها شوق به زندگی، شعف و انرژی برای حرکت را می توانید ببینید. در حقیقت با توجه به اینکه جایگاه آموزش و پرورش در این هزاره ایجاد تغییر در کودکان و نوجوانان است پس چرا نباید از فرصت زنگ تفریح جهت ایجاد جذابیت، شور و هیجان بهره برد؟ یکی دیگر از اشتباهاتی که در برخی از مدارس ایران مشاهده می شود این است که زنگ تفریح را زنگ ورزش محسوب می کنند در حالی که این کار باعث می شود از یک طرف ارزش و اعتبار زنگ ورزش زیر سوال رفته و از طرف دیگر کارکرد زنگ تفریح نیز به مرور نادیده انگاشته شود.

معاون آموزشي

 

 معاون آموزشي  بايد :

-      داراي صبر و حوصله فراوان و هميشه آمادگي روبرو شدن با اتفاقات غير منتظره را داشته باشد.

-      يك قاضي خوب باشد . بتواند مشكلات و درگيريهاي بين دانش آموزان را به گونه اي حل كند كه تبديل به يك ماجراي دنباله دار نشود و اينكه هر دو طرف دعوا از قضاوت شما راضي باشند ( قضاوت عادلانه و جريمه متناسب با  خلاف و طبق قوانين مدرسه كه قبلابه آنها تذكر داده ايد باشد .)

-      به دليل اينكه با همه در ارتباط هستيد ( دانش آموزان ، اولياي آنها ، معلمين ، ... )بايدداراي اخلاق خوب و روابط عمومي بالاباشيد .

-      داراي وقار و جذبه باشيد تا بتوانيد راحتتر كنترل دانش آموزان و مدرسه را در دست بگيريد   

( به قول معروف بدون استفاده از تنبيه از شما حساب ببرند .).

-      سعي كنيد تمامي قوانين مدرسه را اجرا و رعايت كنيد هر گونه انعطاف و چشم پوشي بي مورد باعث مشكل شدن كار شما در ادامه  خواهدشد .

-      همه جاي مدرسه را كنترل كنيد . از همه اتفاقاتي كه در مدرسه مي افتد مطلع باشيد .

-      سعي كنيد شناخت كاملي از وضعيت درسي و خانوادگي دانش آموزان پيدا كنيد .

-      بايد معلومات علمي شما در زمينه تدريس و تسلط شما بر  تمامي پايه ها بيشتراز همه باشد تا بتوانيد راهنما و مشاور خوبي براي همكارانتان باشيد . ( به نظر من اين توانايي  معاون آموزشي يكي از مهمترين ويژگيهاي يك معاون آموزشي خوب و موفق در زمينه امور آموزشي است . چه زمانيكه شما به جاي يك معلمي كه حضور ندارد به كلاس مي رويد و و چه زمانيكه به عنوان بازديد از كلاس وارد كلاسي مي شويد . آشنايي با تمامي الگو ها و روشهاي تدريس ، مخصوصا روشها ي جديد و تغيرات كتابها ي درسي  و روشهاي  آموزش آنها كه اين  چند ساله زياد رخ داده و به نظر من بايد ترتيبي اتخاذ شود كه قبل يا حد اقل همزمان با معلمان دوره ها ي مربوطه براي معاونان آموزشي نيز گذاشته شود . چون يك نفر بعنوان مرجع هميشه بايد حضور داشته باشد تا بتوان از مشاوره و راهنمايي هاي او سود جست . چه بسا پيش مي آيد كه يك دوره اي براي آموز گار پايه اول مدرسه اي گذاشته مي شود و سال ديگر او در آن مدرسه نيست و معلمي كه سال بعد در آن پايه تدريس مي كند اين دوره را نگذراند ه و آشنايي با آن ندارد ايجاست كه بايد گفت چه بايد كرد ؟ !)

-      يكي از مواردي كه در برقراري نظم و انضباط در آموزشگاه و حتي در همه امور مدرسه موثر است و با عث هر چه بهتر آن مي شود ، مشاركت كليه ي كاركنان مدرسه در اجراي برنامه ها و تحقق اهداف آموزشي و تربيتي است . اين نكته شايد از بديهيات باشد ولي همين امر بديهي بعضا ناديده گرفته شده و در مدرسه هر كس خود را فقط موظف به انجام وظايف اصلي خود مي كند و از مشاركت در امور ديگر كه به نظرش ربطي به كار او ندارد سر باز مي زند و تعهدي از خود نشان نمي دهد و همين امر در رابطه با كار معاون آموزشي يا همان ناظم مدرسه باعث سختي كار شده و تا جايي كه بعضي امور از دستش خارج مي شود و چه بسا با كمي همكاري ديگر كاركنان اين مشكل بر طرف خواهدشد .

بعنوان نمونه يكي از مشكلات ما در مدرسه ، ماندن دانش آموزان در كلاس در زنگها ي تفريح است كه بايد تقريبا نصف زمان زنگ تفريح را به آن اختصاص دهيم در صورتيكه اگر معلمان قبل از خروج از كلاس دانش آموزان را آماده و ملزم به ترك كلاس كنند اين مشكل به سادگي حل خواهد شد . و ديگر اينكه  زودتر يا حد اقل همراه دانش آموزان وارد كلاس شوند بسياري از مشكلات و درگيريهاي دانش آموزان در طول راهرو و كلاس از بين خواهد رفت .( در ادامه همين نوشتار مطلبي از يكي از همكاران آورده شده كه بي ربط با همين موضوع نيست . و در همين جا از اين همكار گرانمايه تشكر و قدرداني مي نمايم .)

-      ...

زنگ تفريح در مدرسه،وظيفه ناظم در زنگ تفريح،حياط مدرسه،سرويس هاي بهداشتي مدرسه

آموزگار مدرسه ابتدايي...

شايد قبلاً به صورت اعتراض آميزي گفته باشيد، " اوه نه، همه اين كارها را هم بايد ما انجام بدهيم؟ " متأسفانه، آموزگاري فقط درس دادن نيست. ما بايد در اوقاتي كه درس نمي دهيم نيز كمك كنيم تا امور مدرسه اداره شود. نكات زير مي‌توانند به شما ياري دهند تا اين امور را با خونسردي انجام دهيد! درمدارسي كه آموزگار بايد كارهاي ناظم را هم انجام دهد توجه به نكات زير مفيد است :

 1- يك سوت تهيه كنيد! از اين كه كمي قديمي مأبانه است نگران نباشيد. يك سوت مي‌تواند در شرايط پر سر و صدا، توجه ديگران را به شما جلب كند؛ به شرطي كه زيادي در آن ندميد و با مقررات مدرسه يا آموزشگاه آشنايي كامل داشته باشيد.

2- حتماً به مقررات آگاهي داشته باشيد. بدانيد چه چيزي مجاز و چه چيزي ممنوع است. سعي كنيد راهنمايي هاي لازم را از يكي از همكاران با سابقه دريافت كنيد.

3- ديده و شنيده شويد! اگر احتياج داريد سري به دستشويي يا زمين بازي مدرسه بزنيد، حضور خود را با صداي بلند اعلام كنيد. با اين كار كمتر با صحنه هاي غير منتظره روبرو خواهيد شد!

4- در روزهاي سرد لباس هاي گرم بپوشيد و براي باران آمادگي داشته باشيد! چنانچه لباس مناسب به تن نداشته باشيد، انجام چنين اموري دشوارتر از هر موقع ديگر مي‌شود. اگر به يك نوشيدني داغ دسترسي داشته باشيد ديگر واقعاً عالي است!

5- سعي كنيد به كمك يكي از همكاران به اين امور رسيدگي كنيد. اگر رسيدگي به اين امور تبديل به يك كار شاق شود، مي‌توانيد يا دو نفري به آنها رسيدگي كنيد و يا اين كه در فواصل كوتاه همديگر را پوشش دهيد تا بدين ترتيب هر كدام استراحت مختصري داشته باشيد. يك نوبت انجام وظيفه بيست دقيقه اي در حياط، خيلي طولاني تر از دو نوبت ده دقيقه اي به نظر مي‌رسد. در صورت امكان، قبل از اين كه نوبت به شما برسد، ببينيد همكار شما چگونه از عهده اين امور بر مي‌آيد تا وقتي كه نوبت شما رسيد، بدانيد چه انتظاري از شما مي‌رود.

6- زمينه را آماده كنيد. علي الخصوص اگر قرار است درست پس از چنين فعاليتي به تدريس بپردازيد، حتماً از آمادگي قبلي برخوردار باشيد. اين عمل مي‌تواند به شما اطمينان بدهد تا در هنگام شروع درس جديد آشفته و عصبي نباشيد. به دانش آموزان تكليفي بدهيد كه واقعاً سرگرمشان كند تا شما بتوانيد نفسي تازه كنيد!

7- براي پيشامدهاي غير منتظره برنامه هاي احتياطي در نظر داشته باشيد. مقررات مدرسه يا آموزشگاه را در زمينه حوادث جزيي مطالعه كنيد. شايد بد نباشد به خاطر دانش آموزان خردسال، هميشه ذخيره اي از تنظيف هاي ضد عفوني كننده و چسب زخم داشته باشيد.

8- چشمان خود را باز نگه داريد! امكان ندارد در هر آن بتوانيد همه جا را تحت نظر داشته باشيد، اما غالباً مي‌توانيد قبل از وقوع حادثه، با مداخله به موقع از بروز آن جلوگيري كنيد. اگر طالب آرامش هستيد، بايد آماده و هشيار باشيد!

 9- در صورت بروز درگيري، قبل از مداخله همه چيز را در نظر بگيريد. در مواردي كه ايمني يك دانش آموز يا همكار در خطر است، با توسل به زور نسبتاً منطقي مي‌توانيد دانش آموزان را مهار كنيد، اما شايد تعريف چنين شرايطي كار آساني نباشد. تحت هيچ شرايطي نبايد يك دانش آموز را كتك زد.

10- از اين گونه امور به عنوان فرصتي براي ايجاد رابطه مطلوب بيرون از كلاس با دانش آموزان استفاده كنيد. البته مواظب باشيد چنين به نظر نرسد كه نسبت به بعضي‌ها تبعيض قائل مي‌شويد و يا به برخي از دانش آموزان توجه ويژه اي ابراز مي‌كنيد.

شادابی زنگ های تفریح

 زنگ تفریح جزئی از زندگی و برنامه روزمره هر مدرسه و بر اساس نظر اکثر دانش آموزان بهترین زمان حضور در مدرسه است . در این فرصت کوتاه و پرهیجان ، دانش آموزان از محیط جدی و خشک کلاس به حیاط می روند . برخی با توپ بازی و برخی دیگر با سر و صدای فراوان دویدن یا انجام فعالیت های پر هیجان انرژی جسمانی خود را تخلیه می کنند. برخی دست در دست هم یا در کنار هم راه می روند تا داستان های تمام نشدنی خود را برای یکدیگر نقل کنند. بعضی هم نظاره گر خاموش بازی های سایرین هستند. بعضی دیگر هم خشم و عقده های درونی شان را با درگیری جسمانی یا خشونت کلامی بر سر هم سالان یا دانش آموزان ضعیف تر خالی می کنند. در این مقاله ، برآنیم که با برنامه ریزی درست، به مدیریت بهتر زنگ های تفریح بپردازیم که در آن امکان شادابی بیشتر برای دانش آموزان فراهم شود . ◄زنگ تفریح ، فرصت یا تهدید آموزشی در بحث آموزش، گاه آموزش پنهان را نادیده می گیریم، در صورتی که اثربخشی آموزش پنهان شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت مدیر و معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش می تواند بسیار سودمند ومفید باشد و اثر بخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد. انسان در هر سنی، دوست دارد لحظاتی را فارغ از قید و شرط ها، راحت حرف بزند، بخندد، بخورد و بازی کند. خودی که می خواهد، باشد و تعامل برقرار کند و … مثالی می زنیم : در جایی که باد می وزد، عده ای به فکر ساختن دیوارند و عده ای دیگر آسیب بادی می سازند. جمله ساده ای است، اما کسانی که آسیاب بادی می سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصت ها تبدیل می کنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود، اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل می کند. مدارس دائماً در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشتی هستند که هر کدام می تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه شود. زنگ تفریح می تواند هم تهدید باشد و هم یکی از چندین فرصت تعلیم و تربیت. لحظاتی را دانش آموزان در کنار هم هستند. این در کنار هم بودن ها می تواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن و با یکدیگر بودن تبدیل شود ، یا بر عکس. بستری نامناسب برای آموزش غلط و ایجاد رفتارهای ناهنجار و رد و بدل کردن های بی مورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد و نرسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی . دانش آموزان ◄چند پیشنهاد برای شاداب و مفید کردن زنگ های تفریح زنگ های تفریح اول ، رسیدگی به بعد جسمانی یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح هر روز، رسیدگی به بعد جسمانی دانش آموزان است. متأسفانه گاهی دانش آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می آیند. بارها شاهد بوده ایم که دانش آموزان در ساعات اول صبح، لب هایشان خشک است و دهانشان بو می دهد که این از نخوردن صبحانه و رعایت نکردن بهداشت ناشی می شود. لذا بهتر است زنگ تفریح اول به تغذیه دانش آموزان اختصاص یابد و این امر هم مستلزم آن است که خانواده آموزش ببیند. پیام های بهداشتی کتبی یا ارسال پیام کوتاه به خانواده در این باره موثر است. دانش آموزان زنگ تفریح دوم ، توجه و رسیدگی به بازی های کودکانه بومی و محلی معمولاً زنگ تفریح دوم را طولانی تر است تا هم معلمان به استراحت بیشتر و هم دانش آموزان به بازی بپردازند. زیرا بازی تفکر کودک است. حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را نسبت به کلاس برای دانش آموزان ایجاد می کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازند. زنگ تفریح سوم ، نظارت بر ارتباط و تعامل یا آموزش سکوت از این زنگ تفریح برای نظارت بر رفتار و حرکات دانش آموزان و یافتن راه حل هایی به منظور مقابله با رفتارهای ناهنجار و نامناسب استفاده می کنیم. در این زنگ ، دانش آموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب می کند و انتخاب نشانه بزرگی و رسیدن به کمال است. با آزاد گذاشتن دانش آموز ، به او حق انتخاب می دهیم. دانش آموز می تواند به خوردن و حرف زدن با هم کلاسی ها یا معاون مدرسه و مربی بپردازد، می تواند بازی کند، می تواند درس یا کتاب بخواند، می تواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و … زنگ چهارم : نماز و معنویت معمولاً این زنگ در مدارسی که بچه ها کلاس های فوق برنامه دارند اجرا شدنی است. دانش آموزان با شنیدن صدای اذان از بلندگوی مدرسه ، به نماز فرا خوانده می شوند. به این ترتیب ، میل فطرت گرایی آن ها بیدارتر می شود و به حاکمیت خالق یکتا و فعل خدا می رسد که خود زمینه شکوفایی عقلی و یادگیری در سایه آرامش است . دانش آموزان تلاش کنیم حضور دانش آموزان را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با پر کردن صحیح اوقات فراغت آن ها و با استفاده از طرح های جدید و نو، رکود و ایستایی را از آن ها دور کنیم و حرکت، نوآوری، تلاش، شادابی و طراوت بیشتر را برای آن ها فراهم کنیم. مدرسه را بسازیم، آن گونه که باید ساخته شود، شاداب، فعال و خلاق.

بررسی کیفیت آموزش و پرورش و ارائه راهکارهایی جهت ارتقای آن

چکیده:  آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی می باشد. در واقع،کیفیت فعالیت سایر نهادهای اجتماعی تا اندازه زیادی به چگونگی عملکرد آموزش و پرورش بستگی دارد. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی  همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است. منظور از آموزش و پرورش در نوشتار حاضر همان آموزش و پرورش رسمی ای است که از دوره ابتدایی شروع و با اتمام دوره متوسطه به پایان می رسد و نهاد آموزش و پرورش کشور وظیفه اجرای آن را برعهده دارد. مفهوم کیفیت آموزشی شامل 4 بعد است که عبارتند از:کارکردها و فعالیتهای مدرسه از قبیل فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان؛ معلمان و دست اندرکاران آموزشی؛دانش آموزان و مخاطبین؛ امکانات و تجهیزات آموزشی.        مشكلات اساسی آموزش و پرورش را می توان در دو گروه كلی (۱- مشكلات بیرونی۲- مشكلات درونی) طبقه بندی كرد. از جمله مشکلات بیرونی نظام آموزشی می توان به متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، پایین بودن حقوق و دستمزد معلمان، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت اشاره کرد. و در طبقه مشکلات درونی نظام آموزشی می توان به مواردی همچون روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها ، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی، كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان اشاره کرد. در نوشتار حاضر راهکارهایی جهت حل مشکلات کنونی نظام آموزشی و ارتقای کیفیت آن ارائه شده است. در بخش راهکارهای درون سازمانی، 21 راهکار ارائه شده است که آموزش و پرورش می تواند با تکیه بر مدیریت کارآمد و موثر  آنها را اجرایی کرده و موجب ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی گردد. و در بخش راهکارهای برون سازمانی 9 راهکار ارائه گردیده است که نظام آموزشی می تواند با تعامل سازنده و دوجانبه با سایر نهادهای اجتماعی از جمله وزارتخانه های بهداشت، آموزش عالی و ورزش و جوانان آنها را اجرایی نماید .

کلید واژه ها:آموزش و پرورش، کیفیت، کیفیت آموزشی

مقدمه: کمال انسان در گرو تربیت صحیح می باشد و آموزش و پرورش وسیله رسیدن آدمی به نهایت شرف انسانی است. کانت[1] فیلسوف شهیر قرن هیجدهم معتقد است:« بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می سازد، نیست.از اینرو مسئله تعلیم و تربیت بزرگترین و دشوارترین مسئله ای است که انسان با آن درگیر است.» نظام آموزش  و پرورش مسئولیت عظیم باروری وشکوفایی استعدادها وتوانایی نسل کنونی وآتی جامعه را برای نیل به توسعه اقتصادی، سیاسی،فرهنگی واجتماعی به عهده دارد. امروزه نقش تعليم و تربيت به عنوان يكي از عوامل اصلي بهبود استانداردهاي زندگي و رشد و توسعه جوامع انساني بر هيچ كس پوشيده نيست.آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی می باشد. در واقع،کیفیت فعالیت سایر نهادهای اجتماعی تا اندازه زیادی به چگونگی عملکرد آموزش و پرورش بستگی دارد.آموزش و پرورش در پروراندن فرد و در بالنده کردن جمع نقش حیاتی دارد.(ندیمی و بروج،1380)

امروزه و در قرن 21 توجه جدي به امر مهم آموزش و پرورش از اهداف كليدي و مهم دولتها محسوب مي شود. مخصوصاً افزايش كمي دانش آموزان با توجه به كمبود امكانات و منابع كيفيت بخشي به امور آموزشي و پرورشي را در اولويت اول برنامه ها قرار داده است.

بدون شک در حرکت به سمت جهانی شدن، کیفیت یک عامل تاثیرگذار است. در روند توسعه صنعت و بازرگانی، یکپارچگی اقتصاد جهانی و رشد و اشباع بازار، کیفیت نقش اصلی را ایفا کرده و یکی از مهمترین عامل های رقابت سازمان و موفقیت در بازارهای ملی، منطقه ای و جهانی به شمار می آید.(امیری و بهجتی،1382)کیفیت مهمترین معیار توسعه آموزش و پرورش است. موضوع کیفیت در اکثر نظامهای آموزشی به یکی از مفاهیم اساسی در سیاست گذاری های کلان آموزشی تبدیل شده است. و از این رو کیفیت گرایی به منزله مرحله مهمی از تاریخ تحولات آموزش و پرورش مطرح شده است. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است. حتی ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت به منزله هدف غایی برخی مراکز پژوهشی آموزش و پرورش کشورمان دیده شده است. (یمنی،1375)

با تاکید به مطالب فوق و نیز لزوم توجه دست اندرکاران به اهمیت و ضرورت ارتقای کیفیت آموزشی در ارائه خدمات آموزشی و پرورشی، نوشتار حاضر پس از تعریف معنا و مفهوم کیفیت آموزشی و تشریح مشکلات کنونی نظام آموزشی کشور،به ارائه راهکارهای درون و برون سازمانی در خصوص ارتقای کیفیت آموزشی می پردازد و نویسنده امیدوار است، نوشتار حاضر مورد استفاده  دست اندرکاران نظام آموزشی کشور در حل معضلات آموزشی کشور و ارتقای کیفیت آموزشی قرار گیرد.    

مفهوم آموزش و پرورش: آموزش و پرورش یا همان تعلیم و تربیت معادل فارسی عبارت انگلیسی Education است که عبارتست از تمام واکنش ها ،اثرات ، راهها و  روشهایی که برای رشد و تکامل توانایی های فکری ، معرفتی و همچنین مهارتها ، نگرشها و رفتار انسان به کار می رود، البته به طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن ترین حد آن تعال بخشد و یکی از ارزشهای مثبت جامعه ای که در آن زیست می کند، باشد. (صفوی،1376)

با توجه به شمول و جامعیت مفهوم آموزش و پرورش، معانی و برداشتهای مختلفی از این واژه در ذهن متبادر       می شود، از جمله:

آموزش مادام العمر[2] : این اصطلاح مبتنی بر یک مفهوم فلسفی است که آموزش  و پرورش را فرایندی دراز مدت می داند . فرایندی که از بدو تولد انسانها آغاز و با مرگ آنها پایان می یابد . بنابراین ، این اصطلاح تمام آموزشهای فرد را ، مانند آموزشهای اولیه کودکی که از دامان والدین و نهاد خانواده شروع می شود  و انواع سطوح و اشکال آموزش . رسمی ، تمام اشکال آموزش مداوم و انواع آموزش غیر رسمی را در بر می گیرد.

آموزش رسمی[3] :عبارتست از آموزشی منظم که معمولاَ در مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی صورت می گیرد  آموزش رسمی به طریقی سازمان داده شده است که از سطوح ابتدایی ساده شروع و به سطوح عالی و دشوار که تخصصی می باشد خاتمه می یابد.

آموزش مداوم[4]: اصطلاحی است فراگیر ، برای تمام اشکال آموزش و پرورش ، از  جمله برای آن عده که دست از آموزش رسمی در هر سطحی کشیده اند و آنان که به دنیای کار وارد شده اند و به طریقی مسؤلیتهای افراد بزرگسال را پذیرفته اند.

آموزش غیر رسمی[5]: به نوعی از آموزش اطلاق می شود که خارج از نظام آموزش رسمی  بوده و به صورت پیوسته یا گسسته از نظر زمانی قابل اجرا است.

آموزش عمومی[6]: نوعی از آموزش است که برای توسعه ی مهارتها ی عددی و  ارتباطی ، از سطوح ساده به دشوار تنظیم شده است این آموزش باعث تحصیل عمومی ، سواد برای خواندن و نوشتن ، ریاضیات و نیز مفاهیم تاریخی ، جغرافیایی ، علوم اجتماعی و غیره می شود.

آموزش فنی و حرفه ای[7]:اصطلاح جامعی است که در برگیرنده فرایند آموزشی خاصی است این اصطلاح علاوه بر آموزش عمومی ، به مطالعه و بررسی تکنولوژی و فنون و علوم وابسته به آنها و تحصیل مهارتهای فنی و دانش حرفه ای در بخشهای اقتصاد و زندگی اجتماعی می پردازد ، اهداف گسترده ی آموزش فنی و حرفه ای ، آن را از آموزش حرفه ای که محدود به مهارتهای خاص و دانش لازم برای یک حرفه ی بخصوص یا گروهی از حرف می باشد ، جدا می نماید.

آموزش فنی[8]: آموزشی است که برای بالاتر از دوره متوسطه و پایین تر از  دوره ی عالی برنامه ریزی شده است و نیروی انسانی طبقه میانی سازمان ( تکنسین ها ، مدیران ، رده های میانی ) را تربیت می کند. (صفوی،1376)

با توجه به مفاهیم فوق منظور از آموزش و پرورش در نوشتار حاضر، همان آموزش و پرورش رسمی ای است که از دوره ابتدایی شروع و با اتمام دوره متوسطه به پایان می رسد و نهاد آموزش و پرورش کشور وظیفه اجرای آن را برعهده دارد.

معنی و مفهوم کیفیت[9]: تعریف دقیق کیفیت دشوار است زیرا:

- همچون همه واژه های ارزشی دیگر، قابل تعبیر و تفسیر است؛

- مفهومی متغیر و پویا است؛ ( طیف ویژگیهای آن: حداقلی              حداکثری)

- تابع فلسفه ها و جهان بینی های مختلف است و در نهایت اینکه ویژگیهای کیفیت تابع محیط است.

معنای لغوی کیفیت:کیفیت از واژه ی لاتین quality است که این واژه از ریشه  qualis یا qualitas  به معنای نحوه بودن گرفته شده است. علامه دهخدا کیفیت را چگونگی – حالت یا وضعی که در چیز حاصل آید، معنی کرده است و همچنین  دکتر عمید در فرهنگ عمید کیفیت را چگونگی معنی می کند.

کیفیت و کمیت یک چیز، دو وجه جدائی ناپذیر یک چیز هستند. کیفیت بر مبنای کمیت شکل می گیرد. هر موجود دارای خصوصیاتی است که کیفیت آن را می سازد، شکل ظاهری موجود، خصوصیات مذکور را می سازد. پس بدون وجود کمیت، بحث کیفیت بی معنی است.

کیفیت آموزشی[10]: مفهوم کیفیت در  آموزش و پرورش مفهومی چند پهلو، مشتبه کننده و مبهمی است. به همین دلیل معیارهای متفاوتی برای قضاوت درباره کیفیت مدارس و آموزش و پرورش معرفی شده است. مفهوم کیفیت از حوزه صنعت به آموزش و پرورش وارد شده است.پس کیفیت در صنعت برابر است با رضایت مشتری و توجه به نیازهای او.

بنابراین: کیفیت آموزشی انجام تغییرات مورد نظر در دانش آموزان به صورت مطلوب و موفقیت آمیز است. (سولومون،1991 به نقل از یمنی،1375)

کیفیت آموزشی مفهوم چند بعدی است که شامل موارد زیر است:

- کارکردها و فعالیتهای مدرسه از قبیل فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان؛                                             

- معلمان و دست اندرکاران آموزشی؛       - دانش آموزان و مخاطبین؛          - امکانات و تجهیزات آموزشی؛

کیفیت آموزشی به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد که مهمترین آنها به قرار زیر هستند:

1- محیط برانگیزاننده از نظر فکری؛          2- وجود حداقل شرایط لازم جهت اجرای فعالیتهای آموزشی؛           

3- در دسترس بودن مواد آموزشی و مربی که مشارکت و علاقه دانش آموزان را برانگیزد و بتواند او را به سطح جدید درک و شناخت برساند.

بررسی مشکلات کنونی آموزش و پرورش: با تعمق و ژرف اندیشی در فرایند آموزش و پرورش     می توان مشكلات اساسی آموزش و پرورش را در دو گروه كلی (۱- مشكلات بیرونی۲- مشكلات درونی) به شرح زیر طبقه بندی كرد:

الف - مشكلات بیرونی:توسعه نیافتگی كشورهای جهان سوم و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت را می توان جزو مشكلات بیرونی نظام آموزش و پرورش برشمرد كه بسیاری از كشورهای جهان مثل كشور ما با آن مواجه هستند.پایین بودن سطح حقوق و دستمزد معلمان و عدم امكان جذب افراد مستعد و با سطح هوش بالا برای این شغل مهم (كه همین امر موجب كم ارزش شدن شغل معلمی شده و حتی تلاشگران شاغل در مدارس را نیز تحت تأثیر قرار داده است.) سایه شوم و غول آسای كنكور سراسری بر نظام آموزشی كشور (به ویژه در دوره متوسطه)، كه ناكارآمدی این دوره تحصیلی را به دنبال داشته است، نیز جزو مهمترین مشكلات بیرونی آموزش و پرورش محسوب می شود.

ب- مشكلات درونی:روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها به ویژه در زمینه جلب مشاركت اولیا و معلمان برای اداره بهتر مدارس، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملكردها كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز. پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان و در نتیجه كمبود نشاط در مدرسه نیز از مهمترین مشكلات درونی آموزش و پروش است. البته شاید دهها مشكل دیگر را بتوان احصا كرد، لیكن اگر آموزش و پرورش بتواند همه مشكلات بیرونی و درونی را حل كند، بی شك آموزش و پرورش ما از سال ۱۴۰۰ به بعد مسیر تحول كیفی را طی خواهد كرد.(حج فروش،1392)

راهکارهای موثر برای ارتقای کیفیت آموزش و پرورش: نظامهای آموزشی به عنوان بارزترین نمود سرمایه گذاری نیروی  انسانی در زمینه شکوفایی در جامعه، نقش اصلی را برعهده دارد. امروزه این نظامها سهم قابل توجهی از بودجه هر کشور را به خود اختصاص داده و با توجه به اهمیت و نقش آن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ضروری است در جهت بهبود کیفیت نظامهای آموزشی اقدامات اساسی صورت بگیرد و از هدر رفتن  سرمایه های انسانی و مادی جلوگیری شود.( ناظم،1382)

 با توجه به ضرورت ارتقای کیفیت آموزش و پرورش جهت نیل به اهداف توسعه آموزشی کشور، راهکارهای مختلفی در ارتقای کیفیت آموزش و پرورش تاثیر دارند که می توان آنها را در دو گروه درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد:

راهکارهای درون سازمانی:  این عوامل از درون مجموعه نظام آموزش و پرورش موجب ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی می شوند، نظام آموزشی می تواند با مدیریت کارآمد و موثر، نقشی مهم در اجرای این راهکارها دارد.  از آن جمله:

- تجهیز مدارس و مکانهای آموزشی به امکانات و تجهیزات متنوع  از جمله فناوری های نوین آموزشی و تجهیزات آزمایشگاهی ؛

- فراهم کردن امکانات آموزش، مشاوره و راهنمایی معلمان و تدوین سیاستهای پیشرفت و ترقی آنان؛

- به حداقل رساندن تراکم کلاسی در مدارس علی الخصوص پایه های ابتدایی؛

- برنامه ریزی در جهت تقویت همكاری و مشاركت اولیای دانش آموزان برای كمك به ارتقای كیفیت فعالیت های آموزشی وپرورشی، از جمله برگزاری مداوم کلاسهای آموزشی و توجیهی؛

- توجه و تاکید عملی به اجرای کامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همسو با برنامه درسی ملی؛

- استفاده از روشهای تدریس پیشرفته و فعال و ترک روشهای منفعل سنتی از جمله سخنرانی و نیز استفاده از روشهای ارزشیابی جدید به منظور تعمیق یادگیری در دانش آموزان؛

- تاکید بر پرورش همه جانبه دانش آموزان در ابعاد علمی، اجتماعی، اخلاقی و جسمی و پرهیز از هرگونه یک جانبه نگری در آموزش و پرورش؛

- تعامل سازنده با ادارات و مراکز  معتبرآموزشی از جمله سازمان پژوهش و برنامه ریزی جهت استفاده از بانک  اطلاعاتی و تجارب آنها؛

- جذب و گزینش مدیران موثر و کارآمد در فرایند آموزش و پرورش براساس اصل شایسته سالاری(اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)؛

- برگزاری کلاسهای فوق برنامه و مکمّل و جبرانی جهت ارتقای آموزشی دانش آموزان؛

- تعامل موثر و مستمر همکاران آموزگار با سرگروهای درسی جهت توانمند سازی خویش در فرایند تدریس؛

- تاکید بر فعالیتهای پرورشی در کنار فعالیتهای آموزشی جهت رشد اخلاقی و اجتماعی و جسمی دانش آموزان ،از جمله تشکلهای دانش آموزی ؛

- توجه به دروس عملی و کاربردی در کنار دروس نظری محض در آموزش و پرورش؛

- استفاده از یافته های جدید روانشناسی پرورشی در فرایند تدریس علی الخصوص استفاده از روشهای تغییر رفتار براساس اصل تقویت و پاداش؛

- جذب دبیران و معلمان متخصص و متعهد و رعایت اصل عدالت در ارتقای شغلی آنان و نیزاستفاده از  اصل پاداش جهت تشویق و انگیزه دهی به آنان ؛

- تربیت معلمان و سایر عوامل آموزشی و پرورشی بر اساس یافته های جدید علمی و روانشناسی تربیتی با تکیه براصل تعامل سازنده با دانشگاهها؛

- حاکم کردن فرهنگ سازمانی موثر و کارآمد و جو عاطفی مناسب در فضاهای آموزشی؛

- تعامل دوجانبه و مستمر کلیه عوامل آموز شی اعم از مدیر، معاون و آموزگار در مدرسه جهت اجرای فعالیتهای آموزشی و پرهیز از هرگونه گسستگی شغلی؛

- حذف نابرابریهای آموزشی و رتبه بندی رایج آموزشی از لحاظ کیفیت ارائه خدمات آموزشی و لزوم توجه برابر و عادلانه از لحاظ بودجه و امکانات به کلیه مدارس اعم از دولتی، نیمه دولتی،هیئت امنایی، غیرانتفاعی، شاهد و...

- بهره گیری از دستاورد های اخلاقی ،علمی و فنی واتخاذ تدابیر و شیوه های لازم در فراهم آوردن زمینه مناسب برای تجلی بروز استعدادها و تبدیل مدارس به فضائی بالنده و خلاق؛

- انعطاف پذیری در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزشی با توجه به مسائل جاری و قابلیتهای منطقه ای؛

- ارائه  مطالب آموزشی با استفاده از آخرین وسایل و امکانات تکنولوژی آموزشی از جمله پروژکتور و اسلایدهای آموزشی؛

و...

راهکارهای برون سازمانی؛ این عوامل بر خلاف عوامل درون سازمانی از بیرون نظام آموزش و پرورش کیفیت خدمات آموزشی و پرورشی را تحت تاثیر قرار می دهند و اجرای آنها در اختیار نظام آموزشی نیست، اما نظام آموزشی می تواند با تعامل سازنده با دیگر نهادهای اجتماعی، نقشی موثر در اجرای آنها داشته باشند. از آن جمله:

- تخصیص بودجه و منابع مالی کافی جهت انجام امور آموزشی و پرورشی از طرف دولت؛

- تعامل وزارت آموزش و پرورش با سایر وزارتخانه ها جهت تعیین و سیاستگذاری و تحقق اهداف کلان نظام جمهوری اسلامی ایران، از جمله وزارت بهداشت و جوانان؛

- تعیین اهداف کلان دوره های تحصیلی مختلف براساس نیازهای جامعه، فراگیران ، علوم معاصر و واقعیتهای حاضر و پرهیز از هرگونه آرمان گرایی تخیل گرایانه در انتخاب اهداف آموزشی؛

- استفاده از تجارب آموزشی سایر وزارتخانه ها و ادارات ، جهت کیفیت بخشی به امور آموزشی، از جمله استفاده از تجارب کارشناسان بهداشت در فرایند تدریس درس بهداشت؛

- تامین معیشت مالی معلمان و نیازهای آنان و نیز اعتباربخشی به شغل معلمی موازی با سایر مشاغل دولتی؛

- تغییر نگاه مصرف گرایانه به آموزش و پرورش به نگاه سرمایه ای آموزش و پرورش؛

- توجه به اصل تمرکززدایی نظامهای آموزشی و تعیین اهداف و سیاستهای منطقه ای نظام آموزش و پرورش همسو با سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران؛

-  كاهش مشكلات اقتصادی مردم، مثل: گرانی مایحتاج زندگی، تورم و بیكاری، كه اینها عوامل زشت و شومی  هستند كه بر فرآیند یاددهی- یادگیری تأثیر نامطلوب گذاشته و بسیاری از دانش آموزان و معلمان را دچار سستی و  نگرانی از آینده مبهم كرده است؛

-  تعامل سازنده با دانشگاهها و موسسات عالی و استفاده از تخصص اساتید دانشگاه در فرایند طراحی، اجرا و ارزشیابی آموزشی و نیز استفاده از یافته های پژوهشی پژوهشگران در رفع نارساییهای آموزشی و ارتقای کیفیت آموزشی؛

و...

نتیجه گیری: نگاهی دقیق و ژرف اندیشی مضاعف به نقش آموزش و پرورش به عنوان نهاد تعلیم و تربیت رسمی در جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ،ایجاب می نماید که به طور جدی به مقوله کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده در نظامهای آموزشی پرداخته شود. کیفیت مهمترین معیار توسعه آموزش و پرورش است. موضوع کیفیت در اکثر نظامهای آموزشی به یکی از مفاهیم اساسی در سیاست گذاری های کلان آموزشی تبدیل شده است. و از این رو کیفیت گرایی به منزله مرحله مهمی از تاریخ تحولات آموزش و پرورش مطرح شده است. کیفیت در حال حاضر یکی از محورهای اصلی همه مباحث آموزشی است و ارتقای آن مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش است.

مفهوم کیفیت در آموزش و پرورش مفهومی چند پهلو، مشتبه کننده و مبهمی است. به همین دلیل معیارهای متفاوتی برای قضاوت درباره کیفیت مدارس و آموزش و پرورش معرفی شده است. کیفیت آموزشی  انجام تغییرات مورد نظر در دانش آموزان به صورت مطلوب و موفقیت آمیز است. و یک مفهوم چند بعدی است که شامل ابعاد کارکردها و فعالیتهای مدرسه، معلمان و دست اندرکاران آموزشی، دانش آموزان و مخاطبین و امکانات و تجهیزات آموزشی است.

در حال حاضر مشکلات اساسی آموزش و پرورش را می توان در دو گروه بیرونی و درونی طبقه بندی کرد که مانع ارتقای کیفیت خدمات آموزشی می شوند. مسائلی مانند  توسعه نیافتگی كشورهای جهان سوم و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متكی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، كمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشاركت مردم در امور تعلیم و تربیت را می توان جزو مشکلات بیرونی بر شمرد و مسائلی از جمله روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناكارآمدی نظام انتخاب مدیران ، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها ، ناكارآمدی نظام كنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملكردها كم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز. پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در كلاسهای درس، نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین كادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان نیز از مهمترین مشكلات درونی آموزش و پروش است. نگارنده در  حد و سطح علمی و تجربی خویش راهکارهایی را جهت حل مشکلات درون سازمانی و برون سازمانی پیشنهاد کرده است. از جمله:

 راهکارهایی همچون :تجهیز مدارس و مکانهای آموزشی به امکانات و تجهیزات متنوع  از جمله فناوری های نوین آموزشی و تجهیزات آزمایشگاهی ؛ فراهم کردن امکانات آموزش، مشاوره و راهنمایی معلمان و تدوین سیاستهای پیشرفت و ترقی آنان؛ به حداقل رساندن تراکم کلاسی در مدارس علی الخصوص پایه های ابتدایی؛ برنامه ریزی در جهت تقویت همكاری و مشاركت اولیای دانش آموزان برای كمك به ارتقای كیفیت فعالیت های آموزشی وپرورشی، از جمله برگزاری مداوم کلاسهای آموزشی و توجیهی؛ توجه و تاکید عملی به اجرای کامل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همسو با برنامه درسی ملی، را در زمره راهکارهای درون سازمانی ارائه کرده است که نظام آموزشی می تواند با مدیریت کارآمد و موثر، موارد پیشنهادی را جهت ارتقای کیفیت آموزشی اجرا نماید.

همچنین راهکارهایی همچون: تخصیص بودجه و منابع مالی کافی جهت انجام امور آموزشی و پرورشی از طرف دولت؛ تعیین اهداف کلان دوره های تحصیلی مختلف براساس نیازهای جامعه، فراگیران ، علوم معاصر و واقعیتهای حاضر و پرهیز از هرگونه آرمان گرایی تخیل گرایانه در انتخاب اهداف آموزشی؛ استفاده از تجارب آموزشی سایر وزارتخانه ها و ادارات جهت کیفیت بخشی به امور آموزشی، از جمله استفاده از تجارب کارشناسان بهداشت در فرایند تدریس درس بهداشت؛ تامین معیشت مالی معلمان و نیازهای آنان و نیز اعتباربخشی به شغل معلمی موازی با سایر مشاغل دولتی؛ تغییر نگاه مصرف گرایانه به آموزش و پرورش به نگاه سرمایه ای آموزش و پرورش؛ توجه به اصل تمرکززدایی نظامهای آموزشی و تعیین اهداف و سیاستهای منطقه ای نظام آموزش و پرورش همسو با سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در زمره راهکارهای برون سازمانی ارائه شده است که نظام آموزشی  می تواند با تعامل سازنده و موثر با سایر نهادهای اجتماعی، نقش مهمی در اجرای آنها داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ

- امیری، فرزاد و بهجتی اردکانی،محمدعلی (1382). بررسی ساختار و چگونگی استقرار و ارزیابی نظام مدیریت کیفیت فراگیر در موسسات آموزشی. مجموعه مقالات همایش مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش،دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن،1382.

- براون،سالی و هورن،هلن (1950).500 نکته،چگونه کیفیت آموزشی را بهبود بخشیم. مترجم: فرخ لقا رئیس دانا،(1379).تهران: انتشارات قدیانی.

- حج فروش،احمد (1392).حال و آینده آموزش و پرورش ایران.روزنامه همشهری.www.vista.ir.

- صفوی ،امان الله(1376).کلیات روشها و فنون تدریس(متن کوتاه) .تهران: انتشارات معاصر.

- مبحث کیفیت آموزشی. وزارت آموزش و پرورش، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، بیست و پنجمین  همایش روسای آموزش و پرورش مناطق سراسر کشور،22-19 مردادماه،1387.

- ناظم، فتاح (1382). مجموعه مقالات همایش مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش،دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن،1382.

- ندیمی، محمد تقی و بروج،محمدحسین (1380).آموزش و پرورش ابتدایی-راهنمایی تحصیلی و متوسطه.تهران: انتشارات مهرداد.

- یمنی، محمد (1375).تحلیلی از مفهوم کیفیت در آموزش و پرورش ایران.پژوهشنامه علوم انسانی، شماره  19،204198.

 

مدیریت در کلاس

چكیده 
پیشرفت هر جامعه ای به چگونگی كیفیت آموزش و پرورش آن جامعه بستگی دارد. آموزش و پرورش اگر راه دموكراسی و روش علمی پیش گیرد زمینه ی ایجاد جامعه ای پیشرفته را مهیا می سازد. به منظور رسیدن به این دموكراسی، رعایت قانون و نظم و ایجاد نگرش مثبت در این زمینه و اعمال آن توسط افراد یك جامعه، به خصوص متو لیان امر خطیر تعلیم و تربیت، ضرورت می یابد. در این مقاله، سعی بر این است كه به موارد زیر پرداخته شود:
 
- اهمیت و ضرورت نظم و انضباط در كلاس
- روش تدریس مناسب
- راه ها و فنون ایجاد نظم كلاس و یا مدیریت كلاس
- ویژگی های رفتاری و اخلاقی یك معلم و رابطه ی آن با ایجاد نظم كلاس.
 
همچنین در این مقاله ضمن تبیین وتوضیح مواد ذكر شده و ارائه ی راه حل های كاربردی بر مبنای تئوری های علم تعلیم و تربیت در رابطه با موضوع مقاله، در پایان پیشنهادهایی نیز براساس موضوع مهم مدیریت كلاس كه همه ی معلمان و استادان دانشگاه ها و مراكز آموزش عالی با آن درگیر می باشند، ارائه می گردد.
 
مقدمه
آموزش و پرورش علاوه بر این كه در دسته بندی مشاغل در رده بالایی قرار دارد.از نظر پیچیدگی نیز جزء پیچیده ترین حرفه های تخصصی دسته بندی می گردد.(علاقه بند،1375)
 
اشراف معلم بر موضوعات درسی، مسائل یادگیری، الگوه، مهارت ها، روش ها، راهبرده، و فنون تدریس، از عوامل عمده ی اثر بخشی رفتار و مدیریت كلاسی می باشد.
 
در رفتار كلاسی و ارتباط معلم با دانش آموزان با توجه به این كه مدرسه و كلاس سازمان های اجتماعی آموزش تربیتی می باشد. از نظر یه های سازمانی استفاده می گردد.
 
كلاس درس یك سازمان اجتماعی آموزش است،سازمان های اجتماعی، آموزشی – تربیتی، بدون پیروی محض از ارتباطات رسمی  در جهت پویایی پیش می روند. وجود نظم و انضباط در كلاس و یا به عبارتی مدیریت كلاسی، جهت اثر بخشی و كارآیی و در نهایت بهره وری كار یك معلم بسیار مؤثر می باشد. بنابراین لازم است در این خصوص فنون و ویژگیهای مورد نیاز مدیریت كلاس شناسایی و تبیین گردد، تا مورد استفاده ی همه ی كسانی كه با آموزش و پرورش سر و كار دارند، قرار گیرد.
 
تعریف مدیریت
از مدیریت تعریف های زیادی شده است كه بر اساس اهمیت كاربرد آن ها در رفتار كلاسی به برخی اشاره میشود.یكی از تعاریف قابل قبول مدیریت در امر رفتار كلاسی این تعریف است:
 
مدیریت یعنی هنر انجام دادن كارها به وسیله ی دیگران (فالت) در این تعریف، رفتار  آمرانه ی معلم و همچنین خود محوری وی مورد  انتقاد قرار می گیرد. با توجه به این تعریف، معلم بایستی یك راهنمای خوب باشد، ولی كارها توسط خود دانش آموز انجام شود. و آنها در امر یادگیری فعال باشند. بدیهی است كه هر چه مشاركت دانش آموزان در فعالیتهای كلاسی و در امر یادگیری بیشتر باشد،رشد مهارت های گوناگون در آنان بیشتر می شود،و متكی به خود می گردند و اعتماد بنفس در آنان رشد می كند. باید در نظر داشت كه این تعریف در كلاس هایی كه فراگیران دوران كودكی را طی می كنند،دارای كاربرد زیادی نیست در مقطع ابتدایی،پیش از آنكه معلم به كودكان آموزش دهد،بایستی عمدتآ خود، برنامه ریز بوده و اهداف آموزشی را دنبال كند، زیرا با توجه به ویژگی های خاص كودكان اولآمتكی به دیگران بوده و ثانیآ كم تجربه می باشند، این وظیفه به معلم برمی گردد، در حالی كه آموزش بزرگسالان به دلیل اینكه آنان در امر برنامه ریزی های درسی و كلاسی، از اهمیت زیادی برخوردار می گردد. با توجه به موارد فوق در آموزش دوره های بالاتر، لازم است فراگیران، خود در امر یادگیری مشاركت داشته باشند. در تعریف دیگر مدیریت كار كردن با افراد به وسیله اعضای گروه هابرای تحقق اهداف سازمانی بیان شده است (پرداختچی 1372)
 
در این تعریف، اهمیت مشاكت معلم به عنوان رهبر و راهنمای دانش آموزان، بیشتر ملحوظ است، بدین معنی كه پس از اینكه اهداف مشخص شد معلم و دانش آموزان بایستی با برنامه ریزی صحیح راه رسیدن به آن را دنبال كنند.
 
تعریف مدیریت كلاس
مدیریت كلاس درس عبارت ازرهبری كردن امور كلاس درس از طریق: تنظیم برنامه درسی،سازماندهی مراحل كار و منابع، سازماندهی محیط به منظور بالا بردن كار نظارت بر پیشرفت دانش آموزان و پیش بینی مسائل با لقوه است.( صفوی،1372).
 
تعریف دیگری از سازماندهی و مدیریت كلاس وجود دارد كه میتوان از آنها در رهبری كلاس درس، با تكیه بر بعد انسانی آن چنین تعریف كرد:
مدیریت كلاسی عبارت است، از هنر به كار بردن دانش تخصصی و بهره گیری ازمهارت های كلاس داری در هدایت دانش آموزان به سوی اهداف مورد نیاز و جامعه.
 
اهمیت و ضرورت مدیریت و انضباط كلاس
بدون شك به منظور تدریس ونیل به اهداف آموزش و پرورش، وجود شرایطی لازم می باشد، از جمله این شرایط می توان به نظم حاكم بر كلاس به عنوان فاكتری مهم اشاره نمود، زیرا كلاسی كه در آن اولین گام یادگیری (یعنی نظم وانضباط  و مشاركت در فعالیت و جلب توجه فعال شاگردان) اعمال نگردد، به یقین نتایج مطلوبی نخواهد داشت. روش های كلاس داری ونظم كلاس در ایجاد انگیزه برای یادگیری دانش آموزان بسیار موثر می باشد.
 
اهداف می توانند به وسیله روش ها تحت تاثیر قرار گیرند.( 1999،rozyck) بنابراین اعمال روش های درست تدریس و سبك های مناسب مدیریت با توجه به شرایط كلاس، امكانات آموزشگاه، توانایی معلم و نوع كتاب و محتوای درسی، متفاوت می باشد.
 
عوامل موثر بر مدیریت كلاس را در سه قسمت به شرح زیر طبقه بندی می نماییم.
الف: ویژگی های شخصیت معلم؛
ب: روش های تدریس معلم؛
ج: استفاده از فنون تدریس.
 
الف) ویژگی های شخصیتی معلم
بدون شك شخصیت و یا ویژگی های شخصیتی معلم، یكی از عوامل بسیار مهم در نظم دهی كلاس می باشد. معلمی كه  ظاهرآن آراسته می باشد، مثبت نگر و خوش اخلاق است به توانایی های ذهنی، جسمی، عاطفی و تفاوت های فردی شاگردان آگاهی دارد، شرایط فیزیكی كلاس را از قبل آماده می سازد، مهارت ارزشیابی و پرسش كردن را میداند، دانش آموزان را دوست دارد و به كارش علاقه نشان میدهد، با ایمان،راستگو، صادق و خوش بیان می باشد و در كارش مسلط است و با معلمی كه این ویژگی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ها را ندارد، مسلمآ بسیار متفاوت است بنابر این معلمین باید این صفت را در خود آشكار نمایند و در تمهیدات اشتغال به حرفه ی مقدس معلمی،این وی‍‍‍ژگی ها را در خود متبلور سازند.
 
ب) روش های تدریس
بسیارند دانشجو معلمینی كه در كلاسها ی دانشگاه یا مراكز تربیت معلم، دائم این جمله را بیان می دارند كه " این روش تدریس را نمیتوان در كلاس ها به كار برد " دلیل گفتن این جمله اعتراضی این است كه دانشجویان معلمی، هنوز آگاهی ندارد كه هر روش تدریس كارآیی خاص خود  دارد و از یك روش تدریس نمی توان برای آموزش همه دروس و یا در همه كلاس ها استفاده نمود. همچنین بعضی اذعان می دارند كه اجرای بعضی از روش های تدریس، باعث شلوغی و بی نظمی كلاس می گردد.
 
در توضیح این مطالب شایان ذكر است كه یك معلم باید با توجه به شرایط كلاسی- امكانات و تجهیزات – توانایی های خود و شاگردان و محتوای كتب درسی یك روش مناسب انتخاب نماید و در صورتی كه روش تدریس معلم مناسب نباشد باعث سردر گمی شاگردان، شلوغی كلاس و اتلاف وقت خواهد شد. بنابر این لازم است كه یك معلم نسبت به الگوها،روش ها و راهبردهای فنون تدریس،آگاهی های لازم را داشته باشد تا به موقع و در جای مناسب از هر كدام از روش ها و فنون،با موقعیت بهره مند گردد. 
 
یكی از دلایل عدم استفاده از روش های فعال تدریس توسط معلمان محتوای كتب درسی می باشد. تحلیل محتوای كتب درسی دوره ی دبیرستان نشان می دهد كه تنها 37 درصد معیار های روش های تدریس فعال و كتب درسی این دوره اعمال گردیده است.(پیریایی،1383) بنابر این ضرورت دارد كه یك معلم در طراحی آموزشی تدابیری بیاندیشد تا شاگردان را با مفاهیمی كه ارائه گردید آشنا نموده. و امكان بر هم زدن نظم كلاس را از دانش آموزان خاطی سلب نماید، همچنین ضروری است كه محتوای كتب درسی با توجه به چگونگی آموزش و اعمال روش های تدریس فعال باز نگری گردد.
 
ج) فنون تدریس 
تدریس به مجموعه اعمالی كه معلم برای جلب توجه شاگردان به تدریس اثر بخش و كارآمد تر اجرا می نماید، گفته میشود. آشنایی و آگاهی نسبت به فنون  تدریس و اعمال آنها در كلاس درس توسط معلم، باعث می شود،وی بدون استفاده از خشونت و تنبیه بدنی، كلاس را مدیریت نموده و نظم را حاكم سازد، از جمله فنون تدریس می توان موارد زیر را بر شمرد
 
 1- تدبیر منفی
تدبیر منفی یكی از تكنیك های خانواده درمانی است و معلم به منظور ساكت كردن كلاس و یا جلب توجه دانش آموزان از آن استفاده می نماید بدین صورت كه وقتی كلاس شلوغ میشود معلم طنین شادی صدای خود را كم كرده و بغض صدایش را افزایش می دهد و با این روش به كلاس نظم می بخشد.
 
2-  كم وزیاد كردن تن صدا
به منظور جلب توجه شاگردان و وادار كردن آنها به گوش دادن،معلم باید با صدای یكنواخت صحبت نكند، نوسانات صدای خود را كم و زیاد نماید تا دانش آموزان شنونده فعالی شوند.
 
3- حركت های معلم
بین حركتهای معلم وتوجه شاگردان رابطه مستقیم وجوددارد، ( شعبانی،382) هر چه حركات هدفمند معلم و حركت كردن  به آخر كلاس و بر گشتن و حركات پایین كلاس معلم بیشتر باشد، معلم بر كلاس مسلط تر خواهد داشت و شاگردان بیشتر به او توجه خواهند كرد ودر نتیجه یادگیری بهتر صورت میگیرد.
 
4- تاكید روی بعضی از مفاهیم و كلمات
" نگاه كنید، دقت كنید "، این كلمات خیلی مهمند و تكرار بعضی افعال و كلمات از جمله نكاتی است كه به خاطر تاكید معلم، توجه شاگردان را جلب می نماید.
 
5- اشارات معلم
بعضی از ایما ها و اشارات معلم، باعث دقت بیشتر شاگردان می شود؛ حركات دست، چشم،ابرو، دهان، انگشتان و سر، مشتمل برا ین حركات است.
 
6- مكث های به موقع و هدفمند
برخی معلمان در حین توضیح دادن و یا سخنرانی با مكث های به موقع حواس شاگردان را به مفاهیم جلب می نمایند، و سر و صدای دانش آموزان را كاهش می دهد. و كلاس را اداره می نمایند.
 
7- تشویق وتمجید دانش آموزان
یكی ازفنونی كه به عنوان ابزاری موثر دراختیار معلمان می باشد، تشویق و تمجید است؛ البته تمجید عملكرد شاگردان، با ارزش تر از تشویق آنان است، زیرا تشویق شاگردان باعث به وجود آمدن آموزش و پرورش سود گرایانه می گردد. همچنین معلم می تواند با توجه به سن دانش آموزان از تقویت پته ای نیز بهره ببرد.ویا از كارتهای تلاش، امتیاز و كارت جایزه بدین منظور استفاده نماید. استفاده ی فاصله ای و نسبی متناوب از این ابزار،اثر بخشی آن را ارتقا می بخشد.
 
8- نگاههای معنی دار
گاهی  نگاههای معنی دار معلم به دانش آموزی كه به درس توجه ندارد و یا سروصدا می كند،باعث كاهش رفتار نا به جای او می گردد.همچنین با عصبانیت نگاه كردن به دانش آموزانی كه برای كلاس مزاحمت ایجاد كرده اند ؛باعث می شود دانش آموز وادار شود به درس های معلم گوش دهد.
 
9- ضربه زدن به میز و صندلی
گاهی معلم با ضربه زدن به میز یا تابلوی كلاس،توجه شاگردان به مطالب و مفاهیمی كه ارائه می شود  جلب می كند.
 
10- تدوین قانون و مقررات كلاس
تدوین قوانین كلاسی و تشریح آن برای دانش آموزان و آگاهی دادن به آنها باعث ایجاد نگرش می گردد و در نهایت موجب عملكرد مثبت فردی و گروهی می شود. لذا معلمان باید در تدوین مقررات كلاس به خصوص در روزهای اول دقت كافی داشته باشند.
 
از زمانی که تعلیم و تربیت به وجود آمده است، معلمان به رفتار دانش آموزان توجه داشته اند. حتی سقراط شکایت داشت که دانشجویان او "عاشق تجملند"، رفتارهای بدی دارند و به اولیای خود بی احترامی می کنند.
 
این نگرانی فزاینده وجود دارد که رفتارهای نامناسب دانش آموزان امروز، به مراتب بیش تر و شدیدتر از گذشتگان باشد، ولی شواهد اندکی برای اثبات این نظریه وجود دارد. کارشناسان گوناگون نظریات متفاوتی درباره اداره کلاس مطرح کرده اند، ولی بهترین شواهد را باید از مشاهده مستقیم کار معلمان در سازماندهی محیط کلاس به دست آورد. در سال های اخیر، اصطلاح "مدیریت کلاس" عمدتاً به نوعی روش رفتاری برای هدایت رفتار کلاس اشاره داشته است. این هشت اصل در زمینه مدیریت کلاس می توانند مفید باشند:
 
1- امکان فعالیت های یادگیری معنادار را فراهم سازید. رمز پیشگیری از بروز مشکلات در کلاس، داشتن فعالیت های با معنا و چالشگرانه است. وقتی دانش آموزان به کار خویش علاقه مند باشند، بی نظمی در کلاس کمتر می شود و زمانی که اطلاعات درسی برای دانش آموزان با معنا باشد، یادگیری تقویت می شود. یک عامل مهم برای پیدا کردن فعالیت های با معنا، اطلاعات شما از دانش آموزان، علاقه ها، روش فکری و میزان آمادگی آنان است.
 
2- کلاس را به محیط حمایت کننده تبدیل کنید. یادگیری و رشد، خود به خود اتفاق نمی افتد و به این منظور لازم است به نیازهای دانش آموزان پاسخ داده شود. کلاس باید محیطی باشد که در آن، به نیازهای زیستی، ایمنی، تعلق و احترام به نفس در حد اعلای ممکن پاسخ داده شود. آشکار است که معلم نمی تواند جایگزین پدر و مادر شود و سرپرستی و عشقی را که کودک نیاز دارد، برای او فراهم کند، ولی مسلماً می تواند امنیت دانش آموز را در کلاس تضمین کند و با تحسین صادقانه او، نقشی تسهیل کننده ایفا کند.
 
3- برای یادگیری موفقیت آمیز، فرصت های لازم را فراهم آورید. این گفته قدیمی که "موفقیت، موفقیت می آورد" در کلاس درس، کم تر از سایر جاها صادق نیست. همه دانش آموزان باید امکان تجربه موفقیت را در کلاس داشته باشند. این تجربه ممکن است از سهیم شدن در کارها تا پیشرفت در درسی خاص تغییر کند. معنای موفقیت تنها پیروزی در رقابت با دیگران نیست. پیشرفت فرد در انجام کارهای خود، منبع مهم کسب موفقیت است. معلمان موفق، فعالیت هایی را برنامه ریزی می کنند که ضمن کارامد بودن، احتمال موفقیت در آن ها زیاد باشد.
 
4- به دانش آموزان کمک کنید، هدف های مربوط به اصلاح خود را تعریف کنند. هدف هایی که دانش آموزان انتخاب می کنند، در رفتار موفقیت آمیز آنان تأثیر دارد؛ یعنی احتمال بروز رفتارهای سازنده از دانش آموزانی که هدف های مربوط به اصلاح خود را دنبال می کنند، بسیار بیش تر از آن هایی است که فقط در پی هدف های عملی کلاس هستند.
 
5- درباره نتایج کارها، اطلاعات لازم را در اختیار دانش آموزان بگذارید. گفتن نتایج کارها توسط معلمان، با موفقیت دانش آموزان رابطه نزدیک دارد. اگر آن ها به بچه ها، کارهای خوبشان و معیارهای خوب انجام دادن کارها را توضیح دهند، یادگیری دانش آموزان استمرار پیدا می کند و امکان بروز رفتارهای بد کاهش می یابد. به علاوه، این کار سبب می شود که آن ها درباره خود در رابطه با کارهایشان داوری کنند و کارهایشان را تحلیل کنند.
 
6- دانش آموزان را در تصمیم گیری شرکت دهید. دانش آموزان نیاز دارند که احساس کنند در مورد کارهایی که انجام می دهند، مختارند. اگر مدیریت کلاس ضعیف باشد، آن ها احساس می کنند که در مورد یادگیری خود اختیار ندارند. در این صورت، آن ها آنچه را معلم می خواهد انجام می دهند و انگیزه شان برای ادامه کار کاهش می یابد. معلمان موفق به دانش آموزان خویش اجازه می دهند که نقش مهمی را در تعیین تجربه های یادگیری ایفا کنند. آن ها اغلب به دانش آموزان اجازه می دهند که درباره موضوع، زمان و نحوه یادگیری تصمیم بگیرند. مشارکت دانش آموزان سبب می شود که احساس کنند، بر اوضاع مسلط هستند. در نتیجه، انگیزه آن ها افزایش و امکان بد رفتاری شان کاهش می یابد.
 
7- برای روزهای "بد" برنامه ریزی کنید. گاهی موفق ترین معلمان نیز با وجود برنامه ریزی، از تدریس باز می مانند. از جمله رویدادهایی مثل بیماری، مشکلات خانوادگی و... برای آن ها به وجود می آید. در این صورت، با یک پیش برنامه کلی و با معنا برای مواقع اضطراری، می توان دانش آموزان را کاملاً مشغول کرد.
 
8- رفتارهای مناسب را تقویت کنید. دانش آموزان نمی توانند در یک زمان، هم مسأله ریاضی حل کنند و هم با یکدیگر صحبت کنند. در این جا حل مسأله، رفتار مناسب و صحبت کردن، رفتار نامناسب است. وقتی رفتار نامناسب به ندرت اتفاق می افتد. این روزها با یکدیگر در تقابل هستند و در یک زمان تنها یکی از آن ها را می توان انجام داد. پس با تقویت رفتار مناسب می توان از بروز رفتار نامناسب جلوگیری کرد. معیار مدیریت موفق در کلاس، پرهیز از مشکلات است، نه صرفاً برخورد با رفتارهای نامناسب.
مدیریت کلاس درس
 
اشاره
امروزه با وجود ایجاد تغییرات عمیق در نظام آموزش و پرورش و تغییر در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی، بعضی از معلمان در رویارویی با مسائل و مشکلات آموزشی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و از روش های قدیم و مهارت های سنتی و انفرادی برای اداره ی کلاس خود استفاده کنند. همین امر باعث کندی شکل گیری فرایند یاددهی- یادگیری و آسیب پذیری امر آموزش شده است.
 
تحقیقات بی شمار نشان داده اند، بعضی از مشکلات اخلاقی و اجتماعی نوجوانان ما حاکی از جذاب نبودن محیط مدرسه و کلاس درس و کشمکش های این گونه دانش آموزان با معلمان و در نتیجه افت تحصیلی آنان بوده است. لذا وجود مدیریت کارآمد معلمان و ایجاد شرایط لازم برای تسهیل در امر یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران باشد، لازمه ی جامعه ی امروزی و راه گشای بسیاری از مشکلات نوجوانان است.
 
در این نوشتار، ضمن ارائه ی تعاریفی از مدیریت، اصول و هدف های آن، مهارت ها و روش های مدیریتی کلاس درس معرفی و مورد بحث قرار گرفته اند. بعضی عقیده دارند، مدیریت کلاس درس فقط با حفظ نظم و انضباط کلاس قابل طرح است، اما مدیریت کلاس درس سخنی بس فراتر از آن است.
 
معلم موفق کسی است که کلاس درس را به گونه ای آماده سازد تا پاسخ گوی تمامی چالش ها در طول تدریس باشد. معلم باید توانایی های خود را بشناسد، روش تدریس خود را ارزیابی کند و اگر روش ها قدیمی و کهنه باشند روش پویا و زنده ای را پیش گیرد تا روحیه ی خلاقیت و نوآوری را در نهاد دانش آموزان شکوفا سازد. او باید روش های برخورد با مشکلات درس را بشناسد و راهبردی را اتخاذ کند که فرایند یاددهی- یادگیری را مختل نسازد و مشکلات جزئی کلاس او، به مشکلات کلی و وخیم تبدیل نشود. هم چنین باید رفتاری داشته باشد که دانش آموختگان کلاس درس او، مسائل آموزشی و مشکلات رفتاری خود را در محیطی آرام و سرشار از محبت و غیر تهدیدآمیز حل کنند.
 
به گفته ی ایرنز، برخی از معلمان در هنر معلمی استعداد بیش تری دارند؛ اگرچه ممکن است ضرورتاً در علم معلمی استعداد خوبی نداشته باشند. این گروه از معلمان می توانند، فضای کلاس را به صورتی ماهرانه برای یادگیری، مساعد و دل انگیز کنند و مسائل و مشکلات انضباطی آن را به حداقل برسانند.
 
معلمان، علاوه بر کسب مهارت های مربوط به هنر معلمی، یعنی تسلط بر کلاس و داشتن مهارت های آموزشی باید واکنش ها و راهبردهای معین دیگری را نیز برای اداره ی کلاس درس یاد بگیرند.
 
مطالعات متعدد نشان داده است، معلم کارآمد و فعال معلمی است که می تواند براساس توانایی خود، به هدف های مورد نظر یادگیری و نیز دو مهارت زیر دست یابد:
1. مدیریت اداره ی کلاس
2. تدریس کارآ
 
مدیریت کلاس چیست؟
مهم ترین دغدغه ی معلمان مبتدی، از اداره ی کلاس و یا به تعبیری مدیریت اداره ی کلاس درس ناشی می شود. برقراری نظم و کنترل کلاس و تدریس موفق، مجموعه نگرانی های این گونه معلمان است. بنابراین آگاهی از مفهوم مدیریت کلاس و راهبردهای آن، راهی برای رفع این نگرانی هاست.
 
در تعریف مدیریت کلاس درس گفته شده است: «مدیریت کلاس درس ایجاد شرایط لازم برای تحقق یادگیری است.» بر این اساس می توان استنتاج کرد، مهارت های مدیریت کلاس درس، سنگ بنای کل موفقیت در تدریس است. این امر به ویژه در کلاس های درس مدرسه های ایران که مملو از دانش آموزانی است که گاهی شمار آنان بالاتر از حد استاندارد است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
 
اهداف مدیریت کلاس
هدف های عمده ی مدیریت کلاس شامل موارد زیر است:
الف) برنامه ریزی درسی بر پایه ی آمیزه ای از تنوع و هدف
ب) ارائه ی دستورالعمل های شفاف به دانش آموزان در مورد فعالیت های درسی
ج) هدایت و نظارت بر یادگیری و فعالیت های دانش آموزان
د) به کارگیری ابزارهای آموزشی و منابع یادگیری و تدریس
ه) حرکت منطقی از یک مرحله ی تدریس به مرحله ی دیگر
و) زمان بندی فعالیت های کلاس و ایجاد توازن در آن ها
ز) شروع و خاتمه ی هدفمند درس
 
معلمان با بررسی هدف ها و مؤلفه های مدیریت کلاس درس، تأمل در مورد کلاس های خود، بازدید از کلاس های دیگر همکاران و گفت و گو با کارشناسان، نگرشی همه جانبه در مورد مدیریت کلاس پیدا می کنند.
 
اصول مدیریت کلاس
از مهم ترین اصول کلاس داری، کارآیی و جامع الاطراف بودن معلم است. معلم کارآ معلمی است که بر مطالب درسی تسلط دارد، کارها و اعمال او سازمان یافته و منظم و دارای اعتماد به نفس است، به دانش آموزان نیز اعتماد می کند و شکیباست.
 
به تعبیری دیگر، نخستین پیش درآمد برای اعمال مدیریت بر کلاس و ایجاد شرایط بهینه برای یادگیری این است که معلم فردی کارآ باشد تا از مهارت های مدیریت کلاس درس بهره گیرد.
 
جامع الاطراف بودن معلم، دومین پیش درآمد برای اعمال مدیریت بر کلاس است.
معلمان سه گونه اند:
1. توضیح دهنده
2. مشارکت دهنده
3. توانمندساز
 
معلم توضیح دهنده بر موضوع درس تسلط دارد، اما آگاهی او از روش تدریس اندک است. تدریس او بر محور سخن رانی و توضیح استوار است و برخی دانش آموزان با او همراه هستند. معلم مشارکت دهنده بر موضوع درس تسلط دارد و افزون بر آن، با روش تدریس نیز آشناست. چنین معلمی می کوشد تا از فعالیت های جالب بهره گیرد، دانش آموزان را در کارها مشارکت دهد، و در عین حال مدیریت صحیحی را در کلاس اعمال کند.
 
معلم توانمندساز در مرحله ی عالی حرفه ای قرار دارد. او نه فقط موضوع درس و روش تدریس را به خوبی می شناسد، بلکه به تفکرات و احساسات دانش آموزان نیز توجه دارد.چنین معلمی اعتماد به نفس بالایی دارد، به حدی که دانش آموزان را در مدیریت کلاس درس سهیم می کند یا این که کلاس درس را یکسره به آنان می سپارد و خود راهنما می شود، با گفت و گو و مشورت با دانش آموزان تصمیم می گیرد تا در آنان توان یادگیری را عملی سازد.
 
مهارت های مدیریت کلاس
مدیریت کلاس بر دو مهارت به هم پیوسته و اساسی استوار است:
1. تصمیم گیری
2. اقدام
 
تصمیم گیری یعنی، چه اقدامی را چگونه، چه وقت، و به وسیله ی چه کسی باید انجام داد.
اقدام یعنی، عملی که در کلاس درس تحقق می پذیرد. مانند تأکید بر نکته های تدریس،استفاده از تخته سیاه و...
از این رو، مهارت های اساسی و ضروری برای مدیریت کلاس درس، به منزله ی اتخاذ تصمیم مناسب و تبدیل آن به اقدامی مؤثر است.
 
مدیریت کلاس درس
مدیریت کلاس درس زرهی نیست که معلمان از نخستین روز تدریس بر تن کنند و خود را در برابر مشکلات کلاس و چالش ها ایمن سازند، بلکه مهارتی است که هر روز با تجربه و تأمل و دقت معلم در کلاس کامل می شود و معلم را در امر تدریس کارآمدتر می سازد.
 
روش های مدیریت کلاس
انتخاب روش صحیح مدیریت کلاس درس و سازمان دهی آن، از علائم موفقیت معلم به شمار می آید. انتخاب هرگونه شیوه ی مدیریتی، به سبک تدریس و هدف های معلم بستگی دارد. معلمان با به کارگیری روش مدیریت مناسب کلاس درس خود می توانند، در پرورش مهارت های اجتماعی، خلاقیت ها و توانایی های دانش آموزان نقش مهمی داشته باشند و مشکلات انضباطی کمتری در کلاس خود مشاهده کنند.
 
اداره کردن چنین محیطی، نیازمند تصمیمات آنی و اقدامات سریع و مداوم است و به مهارت های خاص مدیریتی و گاهی تلفیق از چند روش مدیریتی نیاز دارد. در این جا سه روش مدیریت کلاس درس ارائه می شود.
 
1. روش رفتارگرایانه: رویکرد رفتارگرایانه به این نکته تأکید دارد که معلم باید تصمیمی اتخاذ کند تا در کلاس درس او مشکلی به وجود نیاید. از آغاز سال تحصیلی، معلم موظف است قوانین و مقررات کلاس درس را وضع کند. دانش آموزان نیز موظف اند آن قوانین را اجرا کنند. فرایند تقویت از طریق پاداش دادن به رفتارهای مطلوب و پس گرفتن امتیاز در صورت بروز رفتارهای غیرمطلوب، در این روش مؤثر است. اقتدار معلم در این روش کاملاً محفوظ است و معلم در وضع و حفظ مقررات کلاس، از این اقتدار بهره می جوید.
 
2. روش تعامل گرایانه: در این روش، مشکلات کلاس پیامد طبیعی حضور دانش آموزان تلقی می شود، غیرمنتظره به نظر نمی رسد و مانند فعالیت های حل مسئله در کلاس، مورد توجه قرار می گیرد و حل و فصل می شود.
 
3. روش غیرمداخله جویانه: این روش حد وسط دو روش رفتارگرایانه و تعامل گرایانه است. مداخله ی معلم در حل مشکلات کلاس بسیار اندک است. هدف اصلی در این روش، ارتقای رشد فردی دانش آموزان و آزادی آنان است. معلمان در این روش با دانش آموزان خود رابطه ی مشاوره ای دارند و معلم در فعالیت های کلاس نقشی حمایتی از دانش آموز دارد.این روش حداقل اقتدار را برای معلم در نظر می گیرد و به جای آن، بیش تر به تقویت روابط میان معلم و دانش آموز تأکید دارد.
 
به طور کلی نمی توان گفت کدام روش کارآمدتر یا فاقد کارایی است. روشی برای معلم کارآمد است که بهترین نتیجه را در کلاس درس او داشته باشد. بنابراین معلم باید روش های متعدد را در کلاس خود بیازماید و کارآمدترین را انتخاب کند. البته به صراحت می توان گفت، شمار معلمانی که از نظر سبک یکی از روش های مدیریت رفتارگرایانه یا تعامل گرایانه یا غیرمداخله جو را اعمال می کنند، اندک است. اکثر معلمان بدون این که از روش مدیریت کلاس درس خود آگاه باشند، ترکیبی از سه نوع مدیریت را مورد استفاده قرار می دهند. این معلمان روش مدیریت صحیح و علمی و استاندارد را در هر لحظه از زمان تدریس خود به کار می گیرند و کلاس درس آن ها همیشه فعال و زنده و پر از نشاط و انگیزه ی یادگیری است.
 
نتیجه گیری
به طور خلاصه می توان گفت: به منظور ایجاد نظم و تغییر مدیریت كلاسی، سه شرط لازم است،و این شروط عبارتند از:
روش تدریس مناسب، ویژگی های شخصیتی معلم و استفاده از فنون تدریس، هر كدام از موارد ذكر شده به صورت مهندسی شده و كاربردی، در این مقاله توصیف و تبیین گردید. در پایان پیشنهادهایی با توجه به مطالب ذكر شده در این مقاله ارائه می گردد؛
 
- تشكیل كارگاههای آموزشی و اجرای فنون تدریس به صورت علمی در این كارگاهها برای تمامی كسانی كه با تدریس و به طور كلی آموزش سر و كار دارند.
 
- تشكیل دورههای ضمن خدمت به منظور آشنایی همه معلمان با روش های تدریس گوناگون ،تا معلمان بتوانند در مواقع ضروری آن روش ها را به كار گیرند.
 
- برگزاری همایش،سمینارها و نشست های علمی و جلسات شورای معلمان می تواند فرصت بسیار مناسبی جهت بحث پیرامون انضباط كلاسی فراهم آورد.
 
- دعوت از افراد موفق برای ایراد سخنرانی در جلسات شورای معلمان پیرامون چگونگی مدیریت كلاس درس.
 
- تغییر محتوای كتب درسی با توجه به روش های فعال تدریس و ارائه ی محتوا براساس تفكر واگرا به جای تفكر همگرا به منظور در گیر كردن شاگردان با مطالب و كمرنگ كردن روش های تدریس سنتی.
 
- تبیین ویژگی های یك معلم نمونه از نظر شخصیتی و اخلاقی و ارائه ی الگو های مناسب توسط گرو ههای آموزشی، رسانه ها و آموزش و پرورش و استخدام معلمانی با ویژگی های شخصیتی مناسب.
 
- تقدیر از معلمانی كه بدون تنبیه و خشونت به بهترین نحو ممكن كلاس درس خود را مدیریت مینمایندو تهیه ی فیلم و سی دی از الگو های تدریس این معلمین جهت استفاده ی سایر همكاران.
 
- اجرای طرح مربیگری همتا در مدارسی كه بعضی معلمین در اداره كلاس مشكل دارند.
 
- اجرای طرح تصمیم گیری دلفی و سیستم گروهی اسمی به منظور نظر سنجی از همه ی همكاران جهت مدیریت كلاس درس و برگزاری دوره ی بیست ساعته ی كوتاه مدت ضمن خدمت پیرامون شیوه ها ی مدیریت كلاس برای كلیه معلمان.
 
-  تحقیق پیرامون موضوع و شیو ه های مناسب مدیریت كلاس در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان.
 
- چاپ و نشر خلاصه تحقیقات انجام شده به صورت اقدام پژوهی در خصوص موضوع مدیریت كلاس درس.

مدرسه موفق

برای داشتن مدرسه موفق برای داشتن مدرسه موفق برای داشتن مدرسه موفق , معلم و مدرسه نقش اساسی دارند گلاسر به عنوان یک روانپزشک معتقد است اگر یک کودک صرف نظر از سابقه زندگیش , بتواند در مدرسه موفق شود , برای موفقیت در زندگی نیز شانس فوق العاده ای دارد و در صورتی که در یکی از مراحل آموزشی خود با شکست مواجه شود شانس او برای موفقیت در زندگی به مقدار زیادی کاهش پیدا می کند برای داشتن مدرسه موفق ، معلم و مدرسه نقش اساسی دارند . گلاسر به عنوان یک روانپزشک معتقد است اگر یک کودک صرف نظر از سابقه زندگیش ، بتواند در مدرسه موفق شود ، برای موفقیت در زندگی نیز شانس فوق العاده ای دارد و در صورتی که در یکی از مراحل آموزشی خود با شکست مواجه شود ( مدرسه ابتدایی ، دبستان ، دبیرستان یا دانشگاه ) شانس او برای موفقیت در زندگی به مقدار زیادی کاهش پیدا می کند . تا زمانی که مدارسی را به وجود نیاورده باشیم که کودکان بتوانند از طریق استفاده منطقی و عقلانی از توانایی هایشان به موفقیت دست یابند ، شاهد افزایش نابسامانیهای اجتماعی خواهیم بود از جمله افزایش تعداد افرادی که باید در « حبس های موقت یا دائم » و بیمارستانهای روانی به سر برند و افرادی که برای اداره امور زندگی خود به مددکاران اجتماعی نیازمندند ، چرا که احساس می کنند نمی توانند در این جامعه فرد موفقی باشند و تمایلی به تلاش بیشتر در خود نمی بینند . هیچ کس به اندازه افرادی که در مدارس کار می کنند از مشکلات دانش آموزان شکست خورده آگاه نیست . معلمان و مدیران از دانش آموزانی که در روند تحصیل و مدرسه ، کاملاً یاغی و متمرد بوده و در بسیاری از موارد دچار یأس و دلسردی شده بودند ، یاد می کنند و معتقدند بی انگیزه بودن ، شکست خوردن و بی احساس بودن ، مشکل اساسی اینگونه دانش آموزان در مدارس است . بنابراین باید راههایی پیدا شود که فراگیران بیشتری بتوانند به موفقیت برسند و برای یافتن این راهها باید دلایل شکست آنان را بررسی کرد . گلاسر برای حل مشکل از واقعیت درمانی Reality Therapy استفاده می کند او معقتد است که نیازهای انسان شامل دو قسمت عمده می باشد : - نیاز به مبادله عشق و محبتlove Need For . - نیاز به احساس ارزشمند بودن Need for self - worth ● نیاز به مبادله عشق و محبت فرد باید دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بیاموزد ، او باید در این دنیا شخصی را پیدا کند که دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص دیگری نیز او را دوست بدارد . اگر شخص در تقدیم و در دریافت محبت موفق شود و بتواند این روال را با ثبات نسبی در طول دوران زندگی خود ادامه دهد ، فرد نسبتاً موفقی خواهد بود . کودکان و نوجوانان شدیداً به محبت وعاطفه نیازمند هستند نه تنها از جانب معلمان بلکه در بین خودشان نیز این گونه است . ولی در مدرسه امکان و فرصت آنها برای دستیابی به عاطفه بسیار اندک است . ● احساس ارزشمندی برای کسب این احساس معلومات و قدرت تفکر لازم است . اگر کودکی که به مدرسه رفته ، در تحصیل معلومات « فراگیری شیوه تفکر و حل مشکلات » شکست بخورد ، بعید است که خانواده و یا اطرافیان او بتوانند شکست وی را جبران کنند . علاوه بر آن دانش آموزان در خلال فراگیری روش تفکر و حل مسائل ( که لازمه دستیابی به احساس ارزشمندی است ) می توانند آموختن اهداء و دریافت محبت و اعتماد به نفس کافی را به دست آورند . شخصی که مورد محبت است و یادگرفته عشق بورزد ، شانس خوبی برای موفقیت در عرصه زندگی دارد ، چرا که او به مدد نیروی حاصل از محبت ، انگیزه بیشتری برای موفقیت و احساس ارزشمندی می کند ، می تواند مقداری از ناکامی هایی را که ممکن است برایش رخ داده باشد ، در نتیجه دوست داشتنها ، تحمل کند . مفاهیم محبت و ارزشمندی ، به قدری به هم نزدیک و وابسته است که می توان آن را در قالب یک واژه به هم پیوند داد و اصطلاح هویت Identity را در آن بکار برد . می توان گفت تنها نیاز اساسی انسان ، نیاز به یک هویت است یعنی ( اعتقاد به اینکه ما فردی متمایز از دیگران و همچنین شخصی مهم و با ارزش هستیم ) . ما باید مطمئن باشیم مدرسه ، یعنی مهمترین تجربه در مرحله رشد و نیز باثبات ترین و با اهمیت ترین عامل زندگی هر انسان دو طریقه ضروری را برای او فراهم می آورد . ▪ امکان اهداء ودریافت محبت ▪ فرصت برخورداری از تحصیلات و متعاقباً احساس ارزشمندی در قلمرو مدرسه ، محبت میتواند به عنوان بهترین نوع احساس مسئولیت اجتماعی قلمداد شود. اگر بچه ها : ▪ احساس مسئولیت در قبال یکدیگر ▪ دلسوزی ▪ توجه نسبت به هم و کمک به همدیگر را نیاموزند و هر کاری را فقط برای شخص خودشان انجام دهند نه بخاطر دیگران ، در این صورت مفهوم محبت کمرنگ و محدود می شود . بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه در کوران مشکلات اجتماعی و آموزش مدرسه ، حساسیت و دلسوزی را داشته و برای حل این مشکلات به یکدیگر کمک کنند . همه مدارس باید قسمتی از برنامه خود را به آموزش احساس مسئولیت اجتماعی اختصاص دهند و گرنه بسیاری از بچه ها نمی توانند به هویت موفق Success Identity دست یابند . به نظر گلاسر اگر شخص نتواند از طریق مناسب به هویت دست یابد سعی می کند از طرق دیگر یعنی بزهکاری ، انزوا و انفعال به این هدف نایل شود و این راهها نیز شخص را به یک هویت دیگر می رساند : هویت شکست Failure Identity هر قدر هم کیفیت علمی مدارس بهبود یابد ، دانش آموزان ، بدون پشتکار و انضباط شخصی نمی توانند به موفقیت نایل آیند . از آنجائیکه شکست خوردگان جامعه ما افراد تنهایی هستند ، مدارس می توانند با برقراری ارتباط عاطفی از طریق جلسه های بحث و گفتگوی کلاسی با بچه ها ، تنهایی آنها را بشکنند . کار دیگر مدرسه اهداء اجزاء اصلی ارزشمندی به شاگردان است و آن تفکر می باشد . برنامه تحصیلی باید به نحوی تدوین شود که در حل مشکلات علمی و اجتماعی ، محرک بچه ها باشد . واقعیت درمانی می گوید : فقط در مدرسه ای که معلم و شاگرد رابطه عاطفی با هم داشته و طی دوران تحصیل قدم به قدم درکنار یکدیگر برای تفکر وحل مشکلات گام برمی دارند ، می توانند به شاگردان کمک کنند تا آنها خودشان را برای زندگی موفقیت آمیزدر دنیا آماده سازند . معلمان نباید در کار با فرد شکست خورده مرتب یادآور شکست او باشند و آن را گوشزد کنند زیرا او همچنان در روند شکست باقی خواهد ماند . ( شکست موجود شکست ) برای توقف این دور معیوب ، باید روی زمان حال کار کنیم و بدانیم شخصی که در طول عمر خود شکست خورده اگر حالا با یک فرد مسئول روبرو شود می تواند به موفقیت برسد بنابراین با چشم پوشی از شکست گذشته ، کودک را تشجیع می کنیم تا رفتارهای فعلی خود را تغییر دهد . برای هدایت کودک شکست خورده به سوی موفقیت ، باید او را وادار کنیم در مورد رفتارهای خود که در شکستنش سهمی دارد یک قضاوت ارزشی Value Judgment انجام دهد . در واقعیت درمانی ازدانش آموز خواسته می شود ، شیوه رفتاری شایسته تری را انتخاب کند اگر او از شیوه های بهتر ، شناختی نداشته باشد ، معلم باید او را راهنمائی کرده و چند راه حل پیشنهاد کند . پس : به این طریق معلم کمک می کند تا او طرحی برای رفتار مناسب تر تهیه کند بنابراین به این طریق مسئولیت را تنها از طریق ارزیابی موقعیت و انتخاب راهی که به عقیده فرد ، از راههای دیگر برای وی و دیگران مفید تر است می توان تعلیم داد . بچه ها از دوره کودکستان و در دوره های بعد و در مقاطع عالی تر ، فرد مسئولی بار می آیند ودارای شعور اجتماعی می شوند ، در آن صورت نیاز ما به مقررات و مجازاتها نیز کمتر می شود . البته انجام یک قضاوت ارزشی برای کودک کافی نیست ، او باید راه بهتری را انتخاب کند و خود را در قبال انتخاب خویش متعهد بداند . ما از طریق این « تعهد Commitment » است که خواهیم توانست به بلوغ و احساس ارزشمندی دست یابیم و نیز از راه تعهد می توانیم نسبت به محبت واقعی شناخت پیدا کنیم . باید متعهد بودن را به دانش آموزان آموزش دهیم . بر اساس واقعیت درمانی وقتی کودک و نوجوان ارزیابی ارزشی انجام می دهد . متعهد به تغییر رفتار خود می شود ، هیچ عذری برای ادامه ندادن این راه تا انتهای آن پذیرفته نیست این یعنی انضباط . اگر دانش آموزان چنین عملکردی را بیاموزند . از این پس آنها فرد تنهایی نخواهند بود و به رشد و بلوغ دست یافته ، احترام و ارزش ، محبت و یک هویت موفق را به دست خواهند آورد . مدیریت آموزش ـ مدارس مدرسه کد A71206

آﺭﺗـﺮﻭﺯﻓﮑـﺮﯼﭼﯿﺴﺖ؟

آﺭﺗـﺮﻭﺯﻓﮑـﺮﯼﭼﯿﺴﺖ؟

ﺁﺭﺗـﺮﻭﺯﺑﯿﻤﺎﺭﯼﺍﯼﺍﺳﺖﮐﻪﺑﻪﻣﻔﺎﺻﻞﺣﻤﻠﻪﻣﯽﮐﻨﺪﻭﻧﺘﯿﺠﻪﺍﺵﺍﯾﻦﻣﯽﺷﻮﺩﮐﻪﺑﯿﻤﺎﺭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﻣﻔﺎﺻﻠﺶﺭﺍﺑﻪﺭﺍﺣﺘﯽﺗﮑﺎﻥﺩﻫﺪ.

ﻭﺍﻣﺎ ...

ﺁﺭﺗﺮﻭﺯﻓﮑﺮﯼﺑﯿﻤﺎﺭﯼﺍﯼﺍﺳﺖﮐﻪ؛

 ﻭﻗﺘﯽﺑﻪﺍﻧﺴﺎﻥﺣﻤﻠﻪﻣﯽﮐﻨﺪ،

 ﻓﺮﺩﻗﺪﺭﺕﺧﻼﻗﯿﺘﺶﺭﺍﺍﺯﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻫﺪ...

ﺩﯾﮕﺮﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﻧﻮﺁﻭﺭﯼﮐﻨﺪ،

ﻫﻤﯿﺸﻪگرفتارﺍﺳﺖﻭﻗﺎﺩﺭﺑﻪﯾﺎﻓﺘﻦﺭﺍﻩﺣﻞﻫﺎﯼﺟﺪﯾﺪﻧﯿﺴﺖ!

ﻣﻐﺰﻫﻨﻮﺯﻫﻢﺍﯾﻦﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﻫﺎﺭﺍﺩﺍﺭﺩ،ﺍﻣﺎﭼﻮﻥﺁﺭﺗﺮﻭﺯﮔﺮﻓﺘﻪ،ﻗﺎﺩﺭﺑﻪ ﺗﻔﮑﺮﻭﺧﻼﻗﯿﺖﻧﯿﺴﺖﻭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺗﻤﺎﻡﻗﺪﺭﺕﺧﻮﺩﺭﺍﺑﻪﮐﺎﺭﺑﻨﺪﺩ.

ﻓﺮﺩﻣﺒﺘﻼﺑﻪﺁﺭﺗﺮﻭﺯﻓﮑﺮﯼ،ﺩﺭﻫﺮﺳﻦﻭﺳﺎﻟﯽﮐﻪﺑﺎﺷﺪ،

ﺍﺯﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻥﻭﺧﻼﻗﯿﺖﻭﺁﻣﻮﺧﺘﻦﺭﻧﺞﻣﯽﺑﺮﺩ،

ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﮐﺘﺎﺏﺑﺨﻮﺍﻧﺪ،

ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﯼﺁﻣﻮﺯﺷﯽﻭﻣﻔﯿﺪﺭﺍﺗﻤﺎﺷﺎﮐﻨﺪﻭﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ!

ﺩﺭﭼﻨﯿﻦﺣﺎﻟﺘﯽﻓﺮﺩﺩﻭﺳﺖﺩﺍﺭﺩ؛

ﺩﺭﻫﻤﯿﻦﻭﺿﻌﯿﺘﯽﮐﻪﻫﺴﺖﺑﻤﺎﻧﺪﻭﺧﻮﺩﺭﺍﺍﺯﻫﺮﺣﺮﮐﺘﯽﺩﻭﺭﻣﯽﺩﺍﺭﺩ...

ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪﮐﺎﺭﻫﺎﺭﺍﻃﻮﻃﯽﻭﺍﺭﺍﻧﺠﺎﻡﻣﯽﺩﻫﺪﻭﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖﺩﺭ "ﺗﻠﮥ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩﮔﯽ" ﮔﺮﻓﺘﺎﺭمیشود...

یده‌ای جهانی برای بهسازی آموزش و غنی‌سازی یادگیری

 

    مقدمه

روند تحولات در دنیای امروز، اصلاحات آموزشی را اجتناب‌ناپذیر ساخته و آن را به ضرورتی جهانی تبدیل کرده است. از چین تا آمریکا، از انگلستان تا کشورهای حوزة خلیج فارس و آسیای میانه، از هند تا استرالیا، از آفریقای جنوبی تا آمریکای لاتین، و از برزیل تا ژاپن، همه جا شوق تغییر و آهنگ تحول در آموزش دیده می‌شود. بیشترین توجه برنامه‌های اصلاحات آموزشی به توانمندسازی معلم و غنی‌سازی فرایند آموزش و یادگیری- بخوانید معلمی- است. توجه به ارتباط مدرسه و جامعه و برقراری تعامل اثربخش میان آموزش مدرسه‌ای با زندگی اجتماعی، مأموریت اصلی اغلب برنامه‌های اصلاحات آموزشی کشورهای مختلف جهان است.

پژوهش‌های آموزشی برای اصلاحات، بیش از برنامه‌های درسی به معلم و فرایند تعامل او با دانش‌آموزان- یعنی معلمی- توجه دارند. تکاپوی جهانی در دستیابی به برنامه‌های راهبردی و اثربخش برای نوسازی و تحول نظام‌های آموزشی، تأسیس مدارسی است که از طریق ترویج و غنی‌سازی یادگیری- نه صرفاً آموزش- به آدمی کمک کنند تا یاد بگیرد و بخشی از فرایند حیات‌بخشِ هستی باشد.

اين توجه در برنامه‌هاي راهبردي وزارت‌خانه‌ها و دپارتمان‌هاي آموزشي در كشورهاي مختلف جهان طبيعي است ولي با پایان گرفتن قرن بیستم، ترويج توجه به معلم و معلمی در برنامه‌هاي راهبردي امنيت ملي کشورها اهمیت ویژه‌ای دارد. برنامة مفصل راهبردهاي امنيت ملي آمريكا در قرن بيست‌ويكم[2] در فصل‌هاي مختلف به «معلمی» و «معلم» مي‌پردازد.

تكاپوي جهانی برای تغییر آموزش دست‌كم ناظر بر آيندة علمي و فناوري‌های ناشی از آن تا ربع اول قرن بيست‌ويكم نیز هست و اغلب به دانش‌ها و مهارت‌هايي توجه دارد كه «كانون هويت ملي» را مي‌سازند. برنامه‌های آموزشی و درسی از یک سو و معلم از سوی دیگر، در تبيين و ایجاد اين گونه از هويت ملي بسيار تأثیرگذارند.

مرزهاي جديد دانش، كودكان ناآرام، سرعت و هيجان بازي‌هاي الکترونیکی و فيلم، نسل‌هاي پرشتاب، نيازها و رازهاي تازه، تحكم و تسلط فناوري‌های نرم، پیچیده و فرهنگ‌ساز، همه و همه نياز به برنامه‌های تربیتی غنی، معلم توانمند و «هويت‌ساز»، و فرایند آموزش و یادگیری غنی را براي هر ملتي بيش از پيش آشكار می‌سازند. تحولات شتابان جهان امروز مسائل فرهنگي بسياري را در مقابل انسان قرار مي‌دهد و بر فشارهای اجتماعی براي مسطح كردن سازمان‌ها (سازمان‌هاي تخت و دور از سلسله مراتب سازماني و اقتدار رسمی) می‌افزاید. در اين شرايط، توانمندسازی معلم و بهسازی معلمی به توجه بيشتری نياز دارد.

از منظر منافع ملي (اعم از منافع حفظ بقا، حياتي و مهم) تعليم و تربيت و معلم جزء منافع سطح اول (منافع حفظ بقا) هستند؛ منافعي كه دسته‌ها و سطح‌هاي بعدي منافع در خدمت آن‌ها قرار دارند و گاه به نفع آن‌ها تعديل مي‌شوند. فراتر از این، برنامه‌های آموزشي به مثابة راهبردي براي حفظ امنيت ملي مطرح می‌شود.

برای مثال، در آمریکا هیئت تدوین امنيت ملي آمريكا در قرن بیست‌و‌یکم به رئيس‌جمهور و کنگره توصیه می‌کند که قانون «امنيت ملي و آموزش علوم و فناوري» را تدوين و تصویب ‌كنند. توجه به آموزش از منظر امنيت ملي به برنامه‌هایی برای توسعة توانايي‌های حرفه‌ای معلمان و بهسازی آموزش به ‌ويژه در آموزش علوم و رياضيات نیازمند است. پيشنهاد مي‌شود بودجه‌هاي كلاني که در اين زمینه براي بهسازي آموزش و توانمندسازي معلم هزينه می‌گردد، از ردیف بودجة‌ امنيت ملي تأمين و تحليل شود.

به نظر می‌رسد که جهان امروز بیش از پیش به توجه دولت‌ها و ملت‌ها به ارائة «طرح ملي بهسازی آموزش و توانمندسازی معلمان» نیاز دارد. تهية برنامه براي مواجهه با كمبود نگران‌كنندة معلمان باكيفيت، پشتیبانی زيربنايي و فکری از تربيت معلم، تدوين گواهي‌نامة معلمي، توزيع كيفي معلمان در همه ‌جا و همة دوره‌های آموزشی، بهسازی آموزش مدرسه‌ای و دانشگاهی و تقويت دانشگاه‌هايي كه در اين مسیر مي‌توانند كمك فکری كنند، از جمله مواردي است كه در برنامة راهبردي آموزش و امنيت ملي می‌توان ارائه داد.

آيندة ملت‌ها به توانايي نظام آموزشي، توانمندي معلمان و آموزش اثربخش فرزندان آن‌ها بستگي دارد. برنامه‌های راهبردي اصلاحات آموزشی با رویکرد بهبود مستمر، به صراحت دولت‌ها و نهادهای مدنی را به یاری می‌طلبد تا براي «آيندة كشور» اولويت نخست خود را «بهسازی آموزش» و «توانمند‌سازی معلم» قرار دهند.

در ژاپن نيز تحولاتي از اين دست با گزارش هدف‌هاي ژاپن در قرن بيست‌ويكم[3] آغاز شده است. نخست‌وزير پيشين ژاپن در سپتامبر 2006 گزارش مفصلي را منتشر كرد كه از آن به‌عنوان برنامة دولت براي «ساختن كشوري شگفت‌انگيز» ياد شده است. در اين برنامة عملي دولت، «تعلق اجتماعی و علاقه به میهن» از طريق بهسازي برنامه‌هاي آموزشي و درسی، به مثابة «تقويت هويت ملي» ژاپن مطرح شده است. در بخشي از اين گزارش، به ضرورت آموزش به عنوان راهي براي «تضمين امنيت ملي ژاپن» اشاره شده و حساسيت دولت، به ويژه در سال‌هاي اخير، نسبت به برنامه‌هاي آموزشي، کیفیت آموزش و بهسازی مستمر آن افزایش یافته است.

گزارش ملي دولت ژاپن دربارة هدف‌هاي ژاپن در قرن بيست‌ويكم در ژانوية 2000 و گزارش راهبردهاي امنيت ملي آمريكا در سال 2001 منتشر شده است. بنابراين، به نظر مي‌رسد شرق و غرب جهان در توجه به ضرورت بهسازی آموزش، معلم و فرایند‌هاي غني‌سازي يادگيري به مثابة «راهبردي براي هویت‌سازی و امنيت ملي» رويكردي مشابه دارند.

ريشه‌ها و انديشه‌هاي نوين امنيت ملي و توجه به آن و ارتباطش با «معلمی» و «معلم» در راهبردهاي امنيت ملي سایر كشورها نيز يافت مي‌شود. گزارش‌هاي يونسكو و ساير دفاتر تعليم و تربيت در سطح جهاني از برنامه‌هاي بهبود و تحول برنامه‌هاي درسي و توانمند‌سازي معلم در حوزة خليج فارس نيز آموزنده است[4]. گزارش يونسكو در زمینة توسعة برنامه‌هاي درسي كشورهاي حوزة خليج فارس مباحث عميقي را مطرح مي‌كند كه امروزه در نظام‌هاي سياسي مختلف صرف‌نظر از منشأ مشروعيت قدرت و ساختار توزيع آن «معلم» و «معلمی» عامل «امنيت ملي» و «هويت‌ساز» تلقی مي‌شوند[5]. تجربة ساير كشورها احتمالاً براي ايران حاوي پيام‌هاي ارزشمندی در توجه به «معلمی» و «معلم» است.

دنياي پرشتاب امروز، آينده‌ای پرالتهاب و گريزان از راهکارهای مديريت تغيير را پيش روي ما قرار مي‌دهد. گسترش مرزهاي دانش و انديشه در مسائل آموزش و پرورش و آموزش عالی، نياز به بررسي و تجزیه و تحلیل تجربه‌هاي بين‌المللي را افزایش داده است. در این میان، جست‌وجوی الگوهایی اثربخش، کم‌هزینه، قابل استمرار، امیدآفرین و مبتنی بر ابزارهای بسط گفت‌وگو، مشارکتی و مسئولانه برای بهسازی مستمر آموزش و توانمندسازی معلم حیاتی است.

درس‌پژوهی یا «مطالعة درس»[6] به عنوان الگویی مؤثر برای ترويج و غنی‌سازی یادگیری و تولید دانش حرفه‌ای در مدرسه، به منظور تحول در آموزش و غنی‌سازی یادگیری، نظر بسیاری از اندیشمندان را در جهان به خود جلب کرده است.

در ایران، نگارنده برای اولین بار درس‌پژوهی را در مقاله‌ای با عنوان «پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس»[7] به پژوهشگران و کارگزاران آموزشی معرفی کرده و در کتاب شکاف آموزشی[8] بیشتر از کلیدواژة «مطالعة درس» استفاده شده است.

مطالعة درس در ایران نیز به سرعت نظر پژوهشگران و کارگزاران آموزشی بسیاری را به خود جلب کرد و پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری بسیاری به ویژه در آموزش ریاضی، آموزش علوم، روان‌شناسی یادگیری و پرورشی به این موضوع اختصاص یافتند. استاد مهدی رجبعلی‌پور با دوراندیشی کلیدواژة «درس­پژوهی» را به دانشجویان، پژوهشگران و کارگزاران آموزشی ایران پیشنهاد داد[9] که با استقبال آن‌ها مواجه شد. اگرچه عنوان اصلی این کتاب مطالعة درس است، در سراسر متن همه جا از کلیدواژة «درس‌پژوهی» استفاده شده است.

درس‌پژوهی پژوهشی مدرسه‌محور است و بر چرخة یادگیری گروهی، کیفی، مشارکتی و مداوم کارگزاران آموزشی شامل تبیین مسئله، طراحی، عمل، بازاندیشی، و بازبینی یافته‌ها استوار است. ابتدا معلمان مسائل آموزشی مدرسه را بررسی و سؤالات پژوهش در کلاس درس را تبیین می‌کنند. سپس، طرحی برای انجام پژوهش مشارکتی در آموزش پيشنهاد می‌کنند. آن‌گاه آن را به اجرا می‌گذارند و سپس به ارزيابی و بازبینی فرایند عمل می‌پردازند. در اين فرایند، یادگیری از یکدیگر به صورت مشارکتی سازماندهی می‌شود و در عمل، ظرفيت مدارس برای گسترش يادگيری سازمانی[10]، تولید و به کارگیری دانش حرفه‌ای در مدرسه و گسترش ظرفیت تغییر خودپایدار[11] افزايش می­یابد.

يافته­‌های پژوهشی نگارنده نشان می‌دهد که درس‌پژوهی، به گسترش فرهنگ يادگيری در مدارس یاری می‌رساند و محیطی را فراهم می‌سازد تا معلمان از يکديگر بياموزند، دانش حرفه­ای خود را ارتقا دهند، در رفتار آموزشی خویش بازاندیشی کنند و در برنامه‌های «تحول مستمر آموزش» مشارکت جویند.

درس‌پژوهی الگویی اثربخش در خلق محيط شوق‌انگیز برای یادگیری در مدرسه است. گزارش‌های پژوهشی کشورهای آمریکا، چین، سنگاپور، هنگ‌کنگ، انگلستان و ایران از اجرای این الگو در کلاس‌های درس ریاضی و علوم نشان می‌دهد که دانش‌آموزان فرصت‌هایی غنی برای تجربه و یادگیری در مدرسه به دست آورده‌اند. بسیاری از آن‌ها درس‌پژوهی را عاملی برای بهسازی آموزش از طریق ارتباط کلامی میان دانش‌آموزان و معلم تلقی می‌کنند و تلاش معلمان را برای بهبود تدريس در خور ستایش می‌دانند[12].

معلمان از طريق درس­پژوهی، به عنوان الگویی اثربخش برای پژوهش در مدرسه، ياد می‌گیرند که چگونه از يکديگر بياموزند، در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر سهیم شوند و با بازاندیشی در رفتار آموزشی خود، راه‌های بهتری برای یاد دادن و یاد گرفتن بیابند و به تولید دانش حرفه‌ای بپردازند.

 درس ­پژوهی با درگير کردن معلمان در فرایند تبیین مسئله، طرح نقشه، عمل، مشاهده، بازاندیشی و بازنگری ، فرهنگ مشارکتی حرفه­ای را ارتقا می­دهد. اين فرایند يادگيری به تغيير فرهنگ مدرسه کمک می‌کند و محيطی انعطاف‌پذير برای دستيابی به يادگيری سازمانی فراهم می‌سازد و آن را توسعه می‌دهد.

بیشتر معلمان شرکت‌کننده در فرایند درس‌پژوهی در کشورهای گوناگون جهان گزارش کرده‌اند که «درس‌پژوهی سبب می‌شود معلمان مسئوليت بيشتری در ادارة مدرسه احساس کنند و این الگو را عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود، از طریق مشاهده، بازاندیشی در عمل انجام شده و خودارزيابی می‌دانند». به علاوه، معلمان بسیاری گزارش داده­اند که درس‌پژوهی پیش‌فرض‌های ذهنی آن‌ها را نسبت به نحوة تفکر دانش‌آموزان، مشارکت آن‌ها در کلاس درس، فرایند آموزش و يادگيری تغيير داده و سبب شده است که آنان یاد بگیرند چگونه در عمل، روش تدريس خود و شيوه­های مديريت کلاس درس را بهبود بخشند و میان محتوا و نیاز، و قابلیت و خواست دانش‌آموزان توازنی پذیرفتنی برقرار سازند.

مدیران مدارس گزارش می‌دهند که درس‌پژوهی به آنان کمک می‌کند که شيوة مديريت خود را از مسئوليت و اختیار فردی به روش مشارکتی و مسئوليت­پذيری جمعی با بهره‌وری زیاد تغيير دهند. بسیاری از مدیران آموزشی که درس‌پژوهی را اجرا کرده‌اند، بر این باورند که انجام درس­پژوهی از تفکر سيستماتيک حمايت می­کند و به بهبود فرایند آموزش و يادگيری مستمر از طريق طراحی، اجرا و ارزيابی روش‌های عمل حرفه‌ای در فعاليت­های کلاس درس می‌انجامد. در این فرایند بهسازی مداوم آموزش، معلمان و دانش­آموزان به مشاهده­ و بازاندیشی در محيط يادگيری خود بر­انگيخته می‌شوند و فرصتی به وجود می‌آید تا دانش­آموزان در بهبود فرایند آموزش و يادگيری، شريک حرفه‌ای معلمان خود باشند.

مدیران آموزشی معتقدند که درس‌پژوهی به عنوان هستة تحول در مدارس، معلمان را برای پذيرش ايده­های جديد در فرایند آموزش و یادگیری برمی‌انگیزد و روند تغییر در مدرسه را تسهیل می‌کند. یک معلم ژاپنی شرکت‌کننده در این پروژه به پژوهشگران گفته است:

«من در فرایند درس‌پژوهی آموختم که هنگام تدريس رياضی، به‌خصوص در تبيين موضوعات درسی و فرمول­های رياضی، چگونه ارتباط کلامی خود را با دانش‌آموزان بهبود بخشم. توانستم بفهمم که چگونه ارتباط کلامی بر تفهيم و جذابيت دروس رياضی مؤثر است. فکر می­کنم ارتباط کلامی در کلاس درس، به دانش­آموزان فرصت بيشتری برای بهبود تبادل اندیشه‌ دربارة محتوای درس رياضی می­دهد و آنان را تشويق می­کند که يادگيرندگان فعال­تری باشند.»

تجربة ژاپنی‌های شرکت‌کننده در پژوهش‌های نگارنده نشان می‌دهد که درس‌پژوهی فرصتی برای بازاندیشی در روش‌های آموزش برای تولید دانش حرفه‌ای در مدرسه است. بسیاری از معلمان در این فرایند فرصت پيدا می‌کنند که نوشته­های خود را دربارة آموزش و یادگیری مرور کرده و با بازاندیشی مشارکتی در آن‌ها، نمونه‌های حرفه‌ای تازه‌ای خلق کنند.

معلمان در این فرایند به همکاری با پژوهشگران در حمايت از ترویج تفکر سيستمی و تفکر انتقادی تشويق می­شوند. وقتی توجه اصلی معلمان به فرایند آموزش و يادگيری است، به توجه دانش‌آموزان به یادگیری در کلاس درس علاقة بيشتری پيدا می­کنند و به آن بیشتر بها می‌دهند. اين نوع پژوهش، سطح آگاهی معلمان را ارتقا می‌دهد و سبب می‌شود که آنان خود را يادگيرنده، پژوهشگر عمل و تصميم­گیرندة راهبردی آموزش و تولیدکنندة دانش حرفه‌ای در مدرسه بدانند.

گسترش فرهنگ يادگيری و رهبری آموزشی اثربخش از طريق توسعة مشارکت، همکاری و بازاندیشی گروهی مسئلة اصلی مدیران مدارس در بهره‌گیری از الگوی درس‌پژوهی برای تولید دانش حرفه‌ای است. درک عمیق‌تر مدیران آموزشی از درس‌پژوهی، به کارگیری راهبردهای اثربخش‌تر را در ارتقای مدیریت آموزشی محقق می‌سازد، یاددهنده را به يادگيرنده تبدیل می‌کند و مدارس را از جایی برای آموزش به مکانی برای یادگیری[13] متحول می‌سازد و آن را به مثابة سازمان يادگيرنده بازسازی می‌کند.

درس‌پژوهی الگویی برای گسترش پژوهش در مدرسه، تولید دانش حرفه‌ای، غنی‌سازی یادگیری، پرورش حرفه­ای معلمان و بهبود يادگيری دانش­آموزان است. تبديل مدرسه به محيط مؤثری که در آن معلمان از يکديگر بياموزند و به بهبود مستمر آموزش کمک کنند، از جمله برنامه‌های بیشتر کشورها برای تحول در نظام آموزشی است. درس‌پژوهی علاوه بر فرایند یادگیری جمعی، چرخة یادگیری سازمانی و بهسازی مستمر (برنامه، عمل، بازبینی و بازاندیشی) نیز محسوب می‌شود. به علاوه، فرصتی برای سهیم شدن کارگزاران آموزشی در تجربه‌های یکدیگر فراهم می‌آورد و به عنوان پیش‌برندة تغییر و ابزار مؤثر بهبود مستمرِ آموزش در مدرسه عمل می‌کند.

درس‌پژوهی الگوی عملی بازبینیِ مداوم مدل‌های ذهنی و بازاندیشی مشارکتی عمل کارگزاران آموزشی است. این الگو مبتنی بر پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس است و از این طریق به گسترش یادگیری سازمانی کمک می‌کند و احترام به ایدة سازمان یادگیرنده را برمی‌انگیزد؛ زیرا عوامل پیش‌برندة تغییر در مؤسسات آموزشی را توانمند می‌سازد، به ترویج ایده‌های راهنمای تازه کمک می‌کند، زبان و درک مشترکی برای گفت‌وگو به دست می‌دهد، بازار اندیشه را پررونق و گزاره‌های تازه‌ای برای درک بهتر جهان عرضه می‌کند، اشتیاق به آموختن و توانمندسازی فردی و گروهی را گسترش می‌دهد، و راهبردها و ارزش‌های لازم برای دستیابی به آرمان مشترک را توسعه می‌بخشد[14].

این کتاب شامل مجموعه‌ای از مقالات نویسنده دربارة درس‌پژوهی است که در سال‌های اخیر نوشته شده است. بعضی از این مقاله‌ها ابتدا در کنفرانس‌های سالانة انجمن جهانی درس‌پژوهی[15] ارائه شده و سپس در مجلات پژوهشی بین‌المللی یا داخلی (ژاپن و ایران) به چاپ رسیده‌اند. فصل‌های کتاب به نحوی تنظیم شده‌اند که کارکردهای درس‌پژوهی را به مثابة نظریه، رویکرد، روش و ابزار تبیین کنند، نمونه‌های عینی آن را در آموزش عمومی و آموزش دانشگاهی ارائه دهند و به چالش‌ها و چشم‌اندازهای آن در ایران نیز بپردازند.

  فصل اول  بنیان‌های نظری درس‌پژوهی را براساس تجربة ژاپن و نظریة یادگیری سازمانی پیتر سنگه[16] و همکارانش تبیین می‌کند. شالودة این فصل، مقالة بازسازی و ویرایش شده‌ای است که در اولین «همایش نوآوری‌های آموزشی» در تهران ارائه شده است[17].

  فصل دوم  کارکردهای درس‌پژوهی را به مثابة رویکردی اثربخش برای بهسازی مدارس، توانمندسازی معلمان و تبدیل آن‌ها از مؤسسات آموزشی به سازمان‌های یادگیرنده بررسی می‌کند و راهبردهایی عملی و تجربه شده را برای اين ايده ارائه می‌دهد که «مدرسه‌اي بسازيم که بتواند ياد بگيرد». این فصل ویرایش تازة مقالة پژوهشی مفصلی است که نویسندة کتاب و همکاران ژاپنی‌اش به زبان انگلیسی به چاپ رسانده‌اند[18].

  فصل سوم  به انديشه و بازاندیشی در روش‌هاي پژوهش در آموزش و يادگيري، سناریوهای فرهنگی آموزش و یافتن راهبردهایی اثربخش برای بهسازي آموزش مدرسه‌ای و توانمندسازی معلمان می‌پردازد. این فصل ویرایشی تازه از مقاله‌ای است در ترویج گفت‌وگو پیرامون ساحت معلمی و حرمت درس، که ابتدا در نشستی با       عنوان «مدرسه؛ دغدغه‌های دیرین، دیدگاه‌های نوین، و چشم‌انداز آینده» که توسط «انجمن مطالعات برنامة درسی ایران» و با همکاری «خانة اندیشمندان» در تهران برگزار شد (شهریورماه 1392)، ایراد شده و سپس به احترام هفتة معلم و در پاسداشت مقام معلمان ایران با اصلاحاتی به چاپ رسیده است (اردیبهشت ماه 1393)[19].

  فصل چهارم  به نقش درس‌پژوهی در تغيير برنامه‌هاي درسي براي بهسازي آموزش، و به مثابة ابزاری در دست رهبري آموزشي اثربخش برای تضمین کیفیت تدریس متناسب با نیاز دانش‌آموزان و بهبود عملکرد آن‌ها می‌پردازد. تجربة ژاپن به عنوان نمونه‌ای موفق تجزیه و تحلیل می‌شود و گزارش‌های آزمون‌های بين‌المللي و پژوهش‌های ملی ژاپن، که گسترش درس‌پژوهي در دهة گذشته در مدارس ژاپن را در اصلاح برنامه‌های درسی برای بهسازي آموزش و بهبود عملکرد دانش‌آموزان مؤثر می‌داند، بررسی می‌شود. این فصل برگرفته از مقاله‌ای پژوهشی است که نگارنده بر اساس تجربة ژاپنی‌ها در آزمون‌های بین‌المللی و پس از اعلام نتایج آخرین آن‌ها در دسامبر 2013 ، به چاپ رسانده است[20].

  فصل پنجم  گزارش پژوهشیِ یکی از موردکاوی‌های نویسندة کتاب دربارة درس‌پژوهی برای بهسازی گفتمان ریاضی در کلاس درس (درس رياضي پاية هشتم در ژاپن) است. نویسنده در این گزارش پژوهشی می‌کوشد نقش درس‌پژوهي را به عنوان الگویی اثربخش براي انديشه، عمل و پژوهش در نحوة طراحي و سازماندهي گفتمان رياضي در کلاس درس تجزيه و تحليل کند. این گزارش پژوهشی قبلاً در قالب مقاله در «فصلنامة تعلیم و تربیت» به چاپ رسیده است[21] و با ویرایش اندکی در این کتاب می‌آید.

  فصل ششم  بنيان‌هاي درس‌پژوهي را در زمینه‌ای بین‌فرهنگی، به ویژه بر اساس نگاه غربی‌ها به تجربة شرقی درس‌پژوهی، تبیین می‌کند. پژوهش مشارکتی و بازانديشي فردي و گروهي به مثابة بنیان‌های درس‌پژوهی هر دو در فرایند بهسازي آموزش معلمان را ياري مي‌دهد تا به آنچه انجام مي‌دهند نگاهي دوباره بيفکنند و در آينة يکديگر آن را ارزيابي کنند. اساساً آموزش و يادگيري عملي مشارکتي است و بهترين راه براي بازآموزي معلمان فراهم ساختن فرصت‌هاي يادگيري است تا ايده‌ها و تجارب خود را به مشارکت بگذارند و بازانديشي عمل تربيتي از طريق بحث در گروه‌هاي کوچک يادگيري و شبکه‌هاي کاري مرتبط انجام ‌شود. این فصل خلاصة کوتاهی از سه مقالة پژوهشی نگارنده است که با همکار ژاپنی‌اش نوشته و در مجلات بین‌المللی به چاپ رسانده است[22].

  فصل هفتم  با ارائه و تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهشی به دست آمده از موردکاوی‌هایی که نگارنده در مدارس ایران انجام داده است، چالش‌ها و چشم‌انداز درس‌پژوهی در ایران، به ویژه از منظر معلمان، پژوهشگران آموزشی، مدیران و کارگزاران آموزشي، بررسی می‌کند. این فصل ویرایش تازه و کوتاه شدة یکی از فصل‌های کتابی است که نگارنده و همکاران انگلیسی و ژاپنی‌اش به زبان انگلیسی تدوین کرده‌اند[23].

  فصل هشتم  با معرفی درس‌پژوهی به عنوان الگوی اثربخش بهسازی آموزش دانشگاهی و پرورش حرفه‌ای اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، چشم‌انداز تازه‌اي را دربارة ضرورت و برنامة عمل پرورش حرفه‌اي این افراد برای بهسازی آموزش عالی تبيين مي‌کند. این فصل ویرایش تازه و کوتاه شدة بخشی است که نویسنده در کتاب «رویکردها و چشم‌اندازهای نو در آموزش عالی» آورده است[24].

  فصل نهم  با مرور مطالب سایر فصل‌ها تلاش می‌کند به این سؤال‌ها پاسخ دهد که  «ما در آموزش مدرسه‌ای چه می‌کنیم که یادگیری ترویج نمی‌شود» و «چگونه در جست‌وجوی چشم‌اندازهای تازه‌ای برای بهسازی آموزش و غنی‌سازی یادگیری باشیم» و اینکه اساساً ما در نقطه‌های عزیمت و سطح نزاع و چالش‌های بهسازی آموزش مدرسه‌ای و مدرسه‌داری در کجا ایستاده‌ایم. مطالعات بیشتری از این گونه را می‌توان در سایر مقاله‌های نویسندة کتاب یافت[25].

این اثر در پی آن است که تجربة ژاپن در بازاندیشی در عمل برای تولید دانش حرفه‌ای و بهبود مستمر آموزش و غنی‌سازی یادگیری در مدرسه را از طریق درس‌پژوهی تبیین کند. به علاوه، با تجزیه و تحلیل مطالعات موردی و کاربردی، رویکرد فرهنگی- تاریخی ژاپنی‌ها به فرایند تمرین مهارت‌های بازاندیشی، خودارزیابی، بهسازی الگوهای ذهنی، حرکت از آموزش به یادگیری، روش‌های بازیافت ایده‌ها و داده‌ها برای دگرگونی و نوسازی اجتماعی، نوآوری در آموزش، و فرایند تولید و به کارگیری دانش حرفه‌ای را که گسترش‌دهندة ظرفیت و توانایی عمل اثربخش برای تغییر و نوآوری است، تبیین کند.

تفاوت‌های فرهنگی مدارس و مناسبات اجتماعی پیچیده در هر جامعه روش و ابزارهای اثربخشی را برای به کارگیری الگوی درس‌پژوهی توصیه می‌کند[26]. مطالعة این کتاب و آشنایی با ایدة درس‌پژوهی برای همة افراد اعم از مدیران، کارشناسان برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، معلمان، پژوهشگران، استادان، دانشجویان و والدین سازنده است و به خوانندگان یاری می‌رساند تا از طریق یادگیری از یکدیگر بر قابلیت‌های خود بیفزایند. مطالعة تجربه‌های ایران و سایر کشورها راهبردهای اثربخشی را برای بهره‌گیری از درس‌پژوهی در عمل و در فرهنگ‌های آموزشی مختلف نشان می‌دهد[27].

نویسنده لازم می‌داند از همکاران پژوهشی، بسیاری از مدیران مدارس و معلمان در ایران و ژاپن که فرصت‌های بدیعی برای یادگیری و تحقیق نویسنده فراهم آورده‌اند یا با ترویج درس‌پژوهی در ایران در برانگیختن مؤلف به تألیف این کتاب مؤثر بوده‌اند، سپاسگزاری کند. ذکر نام همة این عزیزان در اینجا ممکن نیست ولی لازم است از ماسامی ماتوبا[28]، یوشی اکی شیباتا[29]، هرویوکی کونو[30]، ماساکو واتانابه[31] و یوشی‌تاکا اشی کاوا[32] برای همکاری‌های پژوهشی، نظری و عملی و راهنمایی‌های علمی مستمرشان، حميدرضا آراسته و ماچی ساتو[33] برای فراهم آوردن فرصت بحث‌هاي روشنگرانه دربارة برنامه‌هاي بهسازی آموزش دانشگاهی و توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، ماساهيرو چيکادا[34] براي همکاری در آزمون الگوي درس‌پژوهي در کلاس درس‌ دانشگاهی ایشان در دانشگاه ناگویا، محمود مهرمحمدی به خاطر طرح ایده‌های تازه، ناهید ناصری‌نژاد، رضا ساکی و ابوالفضل بختیاری برای ترویج درس‌پژوهی، مرتضی مجدفر برای نقد و بررسی فرهنگی درس‌پژوهی در عمل، صادق صادق‌پور، محمد ناصری، محسن گلدانساز، اسداله مرادی، علی‌رضا مقدم و محمود امانی طهرانی برای راهنمایی‌های راه‌گشا، عظیمه‌سادات خاکباز برای یاری در برگرداندن بخشی از گزارش پژوهشی نگارنده به زبان فارسی و ترویج این ایده در نظر و عمل، عباس حبیب‌زاده برای تلاش علمی در آزمودن پیش‌فرض‌های نویسنده دربارة اثربخشی درس‌پژوهی در مدارس ایران و اختصاص پایان‌نامة دکتری خود به این موضوع، افسانه حجتی طباطبائی برای ویرایش زبانی کتاب، محرم نقی‌زاده و علی جهانگیری به خاطر علاقه و تلاش علمی و آموزشی در ترویج درس‌پژوهی در ایران و همکاری‌های صمیمانه با نویسنده برای بهسازی، چاپ و نشر این کتاب در «مرکز نوآوری‌های آموزشی مرآت» و «انجمن توسعة علم ژاپن[35]» برای حمایت‌های در خور تقدیری که از پژوهش‌های نگارندة کتاب در دهة گذشته به عمل آورده است، سپاسگزاری و قدرداني شود.

    پی نوشت‌ها:

[1] محمد رضا سرکار آرانی دانش‌آموختهء رتبهء اول دورهء کارشناسی علوم تربیتی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی از دانشگاه‌ شهید بهشتی است. او تحصیلات خود را در رشتهء علوم تربیتی با گرایش تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد و در سال 1370با رتبه اول از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. در سال ١٣٧٨ درجهء دکترای تخصصی خود را در رشتهء علوم تربیتی با گرایش آموزش تطبیقی و بین‌الملل، از دانشگاه ناگویاى ژاپن گرفت. در مهرماه 1383 به عنوان پژوهشگر برگزیدهء «انجمن توسعهء علم ژاپن» انتخاب شد و بورسیه این انجمن در دوره فوق دکتراى «روش‌های بهسازی آموزش» در دانشگاه ناگویاى ژاپن را دریافت کرد. او در سال 1385 این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

در کارنامهء علمی و فرهنگی ایشان سمت هایی چون مربی مدرسه ابتدایی شهید منتظری نصرآباد(آموزش و پرورش آران و بیدگل)، مربی دانشگاه کاشان، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایى، استاد وابسته دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه ناگویا، دانشگاه کوبه و دانشگاه سی جو، موءسسهء بین المللی مطالعات فرهنگی ژاپن، پژوهشگر مدعو دانشگاه آکسفورد ، و دانشیار دانشگاه تیکیو به چشم می خورد.

او اکنون استاد تمام دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تیکیو (توکیو، ژاپن) و استاد وابستهء دانشگاه تهران است.

سرکار آرانی بیش از چهار سال مدیر بخش تحقیقات آموزش متوسطه بنیاد آموزشی ایشیدا گاکوئین در دانشگاه سی جو بوده است. او یکی از معروف ترین پژوهشگران «درس پژوهی» در جهان و از جمله بنیان گزاران انجمن جهانی درس پژوهی و عضو شورای سیاست گذاری و هیئت تحریریه مجله بین المللی این انجمن علمی جهانی است.

از سرکار آرانی تاکنون بیش ازصد مقالهء علمى، پژوهشى و ترویجی به زبان های فارسى، انگلیسى و ژاپنى، در مجلات معتبر ملی (ایران و ژاپن) و بین المللی به چاپ رسیده است. او درکنفرانس های بین المللی بسیاری مقاله ارائه داده و بیش از هفده کتاب در ایران و خارج از کشور به زبان های فارسی، انگلیسی و ژاپنی به چاپ رسانده است.

مهم‌ترین محورهای پژوهشی سرکارآرانی عبارت اند از: فرهنگ آموزش، مطالعات تطبیقی آموزش و یادگیری، سنت‌های آکادمیک و فرهنگ دانشگاهی، و الگو‌های اثربخش بهسازی آموزش به ویژه «درس پژوهی».

 

[2]. U.S National Security Strategy in 21st Century, The United States Commission on National Security, 2001.

 

اين اثر در ايران ترجمه شده است، نگاه کنید به کمیسیون تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا (1380) استراتژي امنيت ملي آمريكا در قرن 21، ترجمة جلال دهمشگی، بابک فرهنگی و ابولقاسم راه چمنی، تهران: انتشارات مؤسسة فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر.

[3]. Japan's Goals in the 21st Century, The Frontier Within: Individual Empowerment and Better Governance in the New Millennium, the Primer Minister's Commission on Japan's Goals in the 21st Century, January, 2000.

[4]. Sarkar Arani, M.R. (2004). Policy of Education for the 21st Century in Development and Developing Countries: Focus on Japan and Persian Gulf Region, Journal of International Cooperation Studies, 11(3), pp.101-130.

[5]. Final Report of the Muscat Seminar on the Management of Curriculum Adaptation for Curriculum Specialist in the Persian Gulf Region, IBE and the Oman National Curriculum for UNESCO, Muscat, Oman, 17-21 February 2001.

[6]. Lesson study (Jugyo kenkyu)

 

[7]. محمدرضا سرکارآرانی (1378) «پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس: تجربة ژاپن در پرورش حرفه‌ای معلمان در مدرسه»، فصلنامة تعلیم و تربیت، سال پانزدهم، شمارة 3، صص 78-61.

[8].جيمز استيگلر و جيمز هيبرت (1390). شکاف آموزشي: بهترين ايده‌ها از معلمان جهان براي بهبود آموزش در کلاس درس، ترجمة محمدرضا سرکارآراني و علي‌رضا مقدم، چاپ ششم، تهران: انتشارات مدرسه.

[9]. نگاه کنید به گویا، زهرا (1391) «چگونگی شکل‌گیری ویژه‌نامة آموزش ریاضی در جنوب شرق آسیا»، آموزش ریاضی، دورة 30، شمارة 2، ص 3. و مجدفر، مرتضی (1391) «هم‌آموزی از یکدیگر و تصحیح فرایندها: نگاهی به درس‌پژوهی به مثابة یکی از روش‌های پژوهش مدرسه‌ای»، رشد مدیریت مدرسه، دورة یازدهم، شماره 2، صص 25-22.

 

[10]. Organizational learning

[11]. Self-sustainable change

[12] . Sarkar Arani M. R., Shibata Yoshiaki, Kuno Hiroyuki, Lee Christine, Lay Lean Fong and John Yeo (2014) Reorienting the Cultural Script of Teaching: Cross Cultural Analysis of a Science Lesson, The International Journal of Lesson and Learning Studies, Vol.3, No.3,pp.215-235.

[13]. Schools that learn

[14] . Sarkar Arani M. R., Tomita Fukuyo, Matoba Masami, Saito Eisuke and Lassegard James P. (2012) Teachers' Classroom-based Research: How It Impacts Their Professional Development in Japan, Journal of Curriculum Perspectives, Australian Curriculum Studies Association, Vol.32, No.3, pp.25-36.

[15]. The World Association of Lesson Studies (http://www.worldals.org)

[16]. Peter Senge

[17]. سرکارآرانی، محمدرضا (1385) «نوآوری در زیرساخت‌های آموزش، همایش ملی نوآوری‌های آموزشی»، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، مؤسسة پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی، تهران: 20 و 21 آذرماه 1385.

[18]. Sarkar Arani, M. R, Shibata, Y. & Matoba M. (2007) Delivering JugyouKenkyuu for Reframing Schools as Learning Organizations, Nagoya Journal of Education and Human Development, 3, pp.25-36.

خلاصه‌ای از این مقاله قبلاً به زبان فارسی و با عنوان «درس‌پژوهی: الگویی برای توانمندسازی معلمان» به چاپ رسیده است. برای مطالعة آن به وبگاه همشهری آنلاین (http://hamshahrionline.ir/details/211098) مراجعه کنید.

[19]. سرکارآرانی، محمدرضا (1393) «ساحت معلمی»، همشهری آنلاین، http://hamshahrionline.ir/details/257126

[20]. سرکارآرانی، محمدرضا (1393) «تغییر برنامة درسی برای بهسازی آموزش»، رشد معلم، شمارة هفتم و هشتم، صص 37-34. نسخة کامل‌تر این مقاله را با منابع در وبگاه همشهری آنلاین (http://hamshahrionline.ir/details/241934) بخوانید.

[21]. سرکارآرانی، محمد‌رضا (1390) درس‌پژوهی، «الگویی برای بهسازی گفتمان ریاضی در کلاس درس: مطالعة موردی درس ریاضی دبیرستان فوکی شیما»، فصلنامة تعلیم و تربیت، شماره 105، صص 61-35.

[22]. (I).Sarkar Arani, M. R. & Matoba M. (2006). Challenges in Japanese Teachers' Professional Development:    A Focus on an Alternative Perspective, In N. Popov, C. Wolhuter, C. Heller & M. Kysilka (Eds.), Comparative Education and Teacher Training(107-115), Vol.4, Sofia: Bulgarian Comparative Education Society.

(II). Sarkar Arani, M.R. & Matoba, M.(2005). Japanese Approach to Improving Instruction through School-Based In-service Teacher Training, In Nikolay Popov & Rossitsa Penkova (Eds.), Comparative Education in Teacher Training(59-63), Vol.3, Sofia: Bulgarian Comparative Education Society & Bureau for Educational Services.

(III). Sarkar Arani M. R. & Matoba M. (2002). School Based In-Service Teacher Training in Japan: Perspectives on Teachers Professional Development, Journal of the Graduate School of Education and Human Development, Nagoya University (Dept. of Education), 49, 1:97-110.

[23]. Sarkar Arani, M. R. (2006) Transnational Learning: The Integration of Jugyou Kenkyuu into Iranian Teacher Training, In: Lesson Study: International Perspective on Policy and Practice, Edited by M. Matoba, K. Krawford, and M. R. Sarkar Arani, Beijing: Educational Science Publishing House, pp.37-75.

 

[24]. سرکارآرانی، محمدرضا (1388) خودنوسازي حرفه‌اي اعضاء هيئت علمي: مطالعه‌اي تطبيقي براي ارائة الگوي اثربخش، در کتاب رویکردها و چشم‌اندازهای نو در آموزش عالی، به اهتمام محمد یمنی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تخقیقات و فناوری.

[25]. برای نمونه نگاه کنید به سرکارآرانی، محمدرضا (1385) «در جست‌وجوی مدارسی که یاد می‌گیرند»، قابل دسترسی در وبگاه همشهری آنلاین به نشانی http://www.hamshahrionline.ir/details/7656

26].Sarkar Arani M. R., Fukaya Keisuke and Lassegard James P. (2010) Lesson Study as Professional Culture in Japanese Schools: An Historical Perspective on Elementary Classroom Practices, Japan Review, Vol.22, pp.171-200.

[27].Sarkar Arani Mohamamd Reza(2015) Cross Cultural Analysis of an Iranian Mathematics Lesson, International Journal for Lesson and Learning Studies, Vol.3, No.3, pp.118-139.

[28]. Masami Matoba

[29]. Yoshiaki Shibata

[30]. Hiroyuki Kuno

[31]. Masako Watanabe

[32]. Yoshitaka Ishikawa

[33]. Machi Sato

[34]. Masahiro Chikada

[35]. Japan Society for the Promotion of Science

کاشت زعفران

مقدمه زعفران گیاهی است نیمه گرمسیری و در نقاطی که دارای زمستانهای ملایم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبی می‌روید. مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این ایم به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قائن در زیر سایه بوته‌های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می‌شوند کاشته می‌شود. حداکثر دمای این گیاه بین 40 تا 35 درجه سانتیگراد و در ارتفاع بین 1300 تا 2300 متر از سطح دریا عملکرد خوبی را نشان داده است. تصویر خاک مناسب پرورش زعفران از آنجایی که پیاز زعفران مدت نسبتا زیادی (7 - 5 سال) در زمین می‌ماند. خاک زمین باید سبک یا ترکیبی از شن و رس باشد که پیاز بتواند در این مدت علاوه بر تامین مواد غذایی ، در مقابل شرایط خاص منطقه‌ای نیز مقاومت نماید. بنابراین جهت رشد و نمو مناسب گیاه و تولید محصول مرغوب و مطلوب زمینهای حاصلخیز و زهکشی شده بدون درخت با خاک (لومی ، لیمونی ، رسی و شنی) و آهک‌دار که PH آن بین 8 - 7 باشد بر زمینهای شور و قلیا|زمینهای شور ، فقیر و مرطوب ، اسیدی ترجیح داد. زعفران در زمینهایی که دارای قلوه سنگ یا علفهای هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی‌دهد. تهیه زمین در تهیه زمین به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصی معمول شود ابتدا در فرصتهای مناسب در پائیز یا زمستان زمین مورد نظر را شخم عمیق می‌زنند درصورتی که شرایط مناسب نبوده یا دسترسی به تراکتور مقدور نباشد می‌توان شخم را در پایان بهار یا اوایل تیرماه نیز انجام داد. در زراعت مکانیزه زعفران زمین را در پاییز سال قبل از کشت با گاو آهن شخم عمیق می‌زنند در بهار پس از قطع بارانهای بهاری خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکنی از وجود علفهای هرز پاک می‌کنند در مرداد یا شهریور پس از پخش 80 - 40 تن کود حیوانی و 200 کیلوگرم فسفات آمونیوم زمین را به صورت فارو درمی‌آورند و برای کشت آماده می‌کنند. انتخاب پیاز و زمان کشت زعفران احداث مزارع جدید زعفران فقط بوسیله پیاز آن مقدور و معمول است. بنابراین تهیه و انتخاب پیاز مرغوب جهت کاشت در ایجاد و گسترش کشت حائز اهمیت است. پیاز زعفران را می‌توان از خاک درآورد به انبار یا مزرعه دیگری منتقل نمود، با توجه به دوده خواب یا استراحت پیاز که از اواخر اردیبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد می‌توان در این فاصله نسبت به بیرون آوردن پیاز اقدام کرد. بهتر است پیازها پس از بیرون آوردن از زمین کاشته شوند تا پیازها ضمن ادامه استراحت در زمین جدید مستقر شوند. از بیرون آوردن پیازها در اواخر مرداد به بعد باید خودداری کرد چون در این موقع بعضی از پیازها ممکن است برای ریشه دادن و جوانه زدن آماده باشند. تصویر هر قدر فاصله بیرون آوردن پیازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود این پیاز زعفران را برای مدت چند ماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتیمتر می‌توان به صورت پخش شده نگهداری نمود ولی این امر باعث عدم توسعه فیزیولوژیکی گل|گلها شده و باردهی سال اول کشت را شدیدا کاهش می‌دهد. پیاز زعفران را از موقع خزان بوته می‌توان کشت نمود ولی بهتر است از کاشت پیاز در اواخر تیر و اوایل مرداد خودداری شود زیرا در این موقع هوا و زمین بسیار گرم است و بیم آن می‌رود که رطوبت پیاز موقع جابجای از بین رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهای صنعتی خراسان بهترین زمان کشت خرداد ماه می‌باشد. عملیات کاشت پیاز زعفران برای کاشتن پیاز زعفران ابتدا چاله‌های یک ردیف را با بیل درمی‌آورند و در داخل هر چاله از 15 - 3 پیاز قرار می‌دهند. عمق کاشت پیاز 20 - 15 سانتیمتر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پیازها باید رو به بالا قرار گیرد. پیازها در عمق 20 سانتیمتری در زمستان از سرما و یخبندان و سایر تنشهای محیطی و در تابستان از گرما زدگی مصون می‌مانند. برای کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت می‌کنند به این ترتیب که یک نفر با بیل چاله‌ها را درمی‌آورند دو نفر پیازهای قابل کشت را به صورت دسته‌های 3 تا 5 یا 15 تائی انتخاب می‌کنند. نفر چهارم پیازها را در داخل چاله‌ها قرار می‌دهند و بقیه نفرات کار خود را ادامه می‌دهند تا تمام زمین کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بیل یا ماله‌ای که صاف و فشرده می‌سازند تا پیازها به خاک بچسبد. زمین کشت شده به همین صورت تا موقع آبیاری پائیزه رها می‌شود قبل از آبیاری در حدود 20 - 10 تن کود حیوانی کاملا پوسیده با بیل در سطح زمین پخش می‌نمایند. پس از انجام عمل کاشت روی شیارها را با ماله پوشانده و زراعت ردیفی به نظر می‌رسد. آبیاری پس از پایان کاشت پیازهای زعفران که حداکثر تا آخر شهریور ماه طول می‌کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبیاری مزرعه می‌نمایند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعیت آب و هوایی منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبیاری زعفران شروع می‌شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودی تابع آب اولیه می‌باشد لذا برای اینکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بین قطعات با فاصله چند روز تقسیم می‌کنند تا بدین وسیله دوران اوج گلدهی قطعات با یکدیگر همزمان نباشد. آب اول زعفران خیلی مهم است و تمام نقاط زمین باید بطور کافی و یکنواخت آب بخورد تا گلهای یک قطعه با هم و هم زمان بیرون آیند. بعد از گاورو شدن مزرعه برای سله شکنی از کج بیل و چهار شاخ فلزی یا گاو آهن ایرانی با عمق کم استفاده می‌شود متعاقب آن زمین را ماله می‌کشند. سله شکستن زمین باعث می‌شود که جوانه‌های گل با سهولت بیشتری از خاک بیرون آمده و رشد قوی و مطلوبی داشته باشند. پس از آبیاری اول به فاصله 20 - 15 روز بعد از آن اولین گلهای زعفران ظاهر می‌شوند بدیهی است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی نمی‌دهد. از اوایل فروردین تا زمانی‌که رنگ برگها به زردی مایل شود هر 12 - 6 روز یکبار آبیاری انجام می شود. بعد از وجین یک نوبت آبیاری به تاخیر بیفتد تا علفهای هرز از بین رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پیاز موثر است. تصویر سله شکنی بعد از آبیاری اول به محض گاورو شدن زمین سطح مزرعه باید سله شکنی شود بنحوی که پیازها صدمه نبینند بهترین وسیله سله شکنی کج بیل و بیل شیار دار و گاو آهن ایرانی و کولتیواتر است. سله شکنی باعث می‌شود که گلها به آسانی از خاک بیرون آمده و کود حیوانی با خاک مخلوط گردد. در مواقعی که زارع نتوانسته باشد به زمین خود کود دهد قبل از اجام آبیاری می‌توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحی با خاک مخلوط نمود و بعد از این عمل که در واقع حکم سله شکنی را دارد جهت هموار نمودن زمین و چسباندن خاک به پیازها زمین را ماله می‌کشند. وجین علفهای هرز علفهای هرز از طریق رقابت با گیاه زعفران از نظر آب و مواد غذایی و نور خورشید سبب کاهش محصول می‌شود علاوه بر این ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمتهایی ایجاد و میزبان تعدادی از بیماریها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجین مزرعه در هر موقع که علفهای هرز رشد کردند ضروری است. در مزارع زعفران اولین وجین بعد از آبیاری دوم انجام و این وجین باعث از بین رفتن علفهای هرز مزرعه زعفران می‌گردد. بطور معمول اولین وجین زعفران بعد از برداشت گلها و دومین آن در صورت لزوم به فاصله در حدود یک ماه قبل از آب سوم انجام می‌شود. در مورد مبارزه شیمیایی با علفهای مزرعه باید توجه کرد که چون اثر این علف کشها بر روی گیاه آزمایش نشده لذا باید به هنگام رشد بوته‌های زعفران از مصرف علف‌کش‌های شیمیایی خودداری شود.

مراحل کاشت یک نهال میوه

 

 

در کاشت درختان میوه باید نکاتی را رعایت کرد. از جمله اینکه این درختان معمولا پیوندی هستند یعنی یک گیاه با میوه خوب و مشخصات مورد نظر ما روی یک گیاه دیگر که ریشه‌های قوی دارد یا بومی منطقه ماست پیوند زده میشود تا خصوصیات مورد نظر ما از نظر مثلا میوه خوب یا آفات کمتر یا … در کنار ریشه‌های قوی برای ما تجلی پیدا بکند.

محل پیوند کاملا روی گیاه و معمولا در درختان میوه سردسیری در ارتفاع ۱۵ یا ۲۰ سانتی‌متری پایین گیاه قابل مشاهده است. این محل جایی است گیاه دومی روی گیاه اولی وصل شده‌است.

نکته مهم در کاشت درختان پیوندی این است که محل پیوند باید بالاتر از سطح خاک قرار گیرد. در صورتی که پیوند زیر خاک بماند در سالهای آتی که شاخه‌ها وجوانه‌های جانبی تولید میشوند معلوم نخواهد بود که این شاخه متعلق به پایه است یا پیوند؟ چرا این نکته اهمیت دارد؟ زیرا شما به عنوان باغبان باید شاخه‌های روییده از پایه را قطع کنید. چرا که این شاخه‌ها خصوصیات خوب پیوند را ندارند و باعث تلف شدن انرژی کلی هم خواهند شد.

علاوه بر این تماس خاک با محل پیوند ممکن است منجر به فعالیتهای عوامل بیماریزای قارچی – باکتریایی شده و پیوند بشکند.

در رزها این مساله کاملا مشهود است. زیرا رزها معمولا روی رز وحشی (سگ رز – گیلدیک) پیوند میشوند و اگر این پایه اجازه رشد پیدا بکند گلهای ریز سفیدرنگی با تیغهای فراوان تولید میکند و رز اصلی را کاملا کنار زده و پیوند را میشکند.

آماده‌سازی زمین:

فرض ما این است که شما میخواهید در باغچه خانه درخت بکارید.
محلی که میخواهیم درخت میوه را در آن بکاریم باید دارای خاک حاصلخیز و غنی باشد. اگر ساختمان را تازه احداث کرده‌اید احتمالا بقایای مصالح ساختمانی مانند گچ و سیمان و … در خاک باغچه باشد. این مواد باید از باغچه خارج و مخلوط خاک زراعی مرغوب همراه با کود حیوانی پوسیده و ماسه حداقل به ارتفاع نیم متر و اگر مقدور بود بیشتر از آن در باغچه خانه ریخته شود. اگر میتوانید پیشنهاد باغبانها این است که بیشتر از یک و نیم متر از عمق خاک باغچه را بردارید (زیرا درختان میوه تا چند متری عمق زمین هم ریشه میدوانند) و با خاکی که مخلوطی از خاک زراعی و کود حیوانی و ماسه باشد جایگزین شود. (البته هر چقدر خاک شما حاوی باقیمانده موجودات زنده اعم از گیاهان یا جانوران – مانند پوست مو پودر خون پودر استخوان و… باشد در آینده رشد گیاهان شما به دلیل وجود مواد آلی بیشتر – بهتر خواهد بود).

بهترین خاک زراعی آن خاکی است که رنگ آن تیره باشد و از قرمز به قهوه‌ای و سیاهی بگراید. این خاک باید از سطح زمین جمع آوری شود و به عمق بیش از سی سانتی متری نرود (خاک سطح الارض) خاک زراعی را مصالح فروشیها و حمل خاک‌ها برای شما می‌آورند. ولی حتما از بهترین محل خاک را تهیه کنید.

(در مناطق استثنایی کره زمین عمق خاک سطح الارض زیادتر از این عدد است و بستگی به محل زیست شما دارد. ممکن است از این عدد هم کمتر باشد)

خاک زراعی خوب را در حالت خشک، وقتی در مشت‌تان بگیرید و فشار دهید به هم میچسبد و فشرده میشود ولی با یک ضربه کوچک از هم جدا شده و دوباره پودر مانند میشود. خاک زراعی بد به شدت چسبنده است و از هم جدا نمیشود. خاک فقیر هم رنگ و روی جالبی ندارد و به زردی و خاکستری میگراید و برای باغچه خوب نیست.

آماده سازی چاله:

بعضی درختان میوه مانند گلابی یا گردو ریشه اصلی Tap root خیلی محکم و درازی دارند و برای این درختان لازم است که چاله عمیقتری کنده شود. عرض نیم متر برای مثال و عمق ۷۵ سانتی متر برای خاکی که مناسب است کنده میشود ولی اگر محل شما کاملا نامناسب و سنگلاخی است میتوانید تا دو متر عمق و یک متر عرض بکنید و با خاک خوب پر کرده و درختکاری کنید. در کل عمق و قطر گودال باید از عمق و طول ریشه‌ها بیشتر باشد.

محل چاله باید عاری از ریشه‌های گیاهان دیگر باشد.

برای باغکاری معمولا توصیه میشود این چاله را از پاییز بکنید و آماده بگذارید تا بهار که میخواهید کشت کنید رطوبت درون چاله افزایش یافته و موجودات ذره بینی در محل چاله آماده خدمتگذاری به نهال جدید باشند.

در حال حاضر تراکتورهای مجهز به چاله‌کن نیز وجود دارند و میتوانند سرعت چاله‌کنی را چندین برابر کرده و هزینه کارگر را پایین‌تر بیاورند (این خدمت در گلستان علی نیز ارائه میشود)

آماده سازی نهال:

تا قبل از کاشت باید ریشه‌ها را پاشنه پوشی کرد. یعنی ریشه‌ها نباید در معرض نور و هوا باشد و بهتر است اطراف ریشه‌ها را با خاک یا ماسه یا کیسه پلاستیکی سیاه پوشاند.

معمولا شب قبل از کاشت، نهالها را در آب میگذارند تا ریشه‌ها به اندازه کافی آبگیری بکنند و رقابت اسمزی بین خاک و ریشه اگر بوجود آمد ریشه‌ها آب از دست نداده و خشک نشوند.

ریشه‌های نهالی که میخرید باید کاملا قوی و سالم باشد. در هنگام در آوردن گیاه ریشه‌ها صدمه میبند. این قسمتهای صدمه دیده را با قیچی تیز باید هرس کنید. تا سطح تماس محل زخم با خاک کمتر شده و احتمال بروز بیماریهای قارچی کاهش یابد. این عمل همچنین موجب تحریک ریشه به تولید ریشه‌های فرعی میشود.

از طرف دیگر چون حجم ریشه‌ها در اثر انتقال کم شده‌است. بهتر است حجم ساقه‌ها را نیز هرس کرد تا ریشه و ساقه متناسب باشند.

در صورتیکه محل شما بادگیر است. همراه با نهال یک قیم محکم نیز کنار نهال قرار دهید تا باد نهال را خم کرده و نشکند. و این قیم ممکن است لازم باشد چند سال در کنار نهال باقی بماند.

همچنین نهال میوه را معمولا کوتاه نگه میدارند تا عمل میوه چینی راحت باشد. برای این کار مثلا در مورد سیب ساقه اصلی را پس از کاشت تا ۸۰ سانتیمتر بالای محل پیوند نگه داشته و بالاتر از آن را حذف میکنند. این کار باعث میشود ساقه‌های جانبی به شکل یک جام رشد کرده و نور کافی به درون شاخه‌ها برسد. (این موضوع مبحث بزرگی به نام «هرس» است و در کتابهای مختلفی به زبان فارسی به طور تخصصی توضیح داده شده‌است.)

عمل پرالیناژ:

در مقیاس بزرگ برای اینکه درصد موفقیت کاشت درختان بیشتر شود، پرالیناژ تمهیدی است که کمک زیادی به باغبان میکند. این عمل عبارت است از آغشته کردن ریشه نهال به موادی چسبنده و ضدعفونی کننده.

در یک بشکه ۱۰۰ لیتری آب مقدار ۱۰ کیلوگرم رس الک شده + ۵ کیلوگرم پهن الک شده + ۳۰۰ گرم سم قارچ کش مانند بنومیل مخلوط میکنند. و ریشه نهال را درون آن فرو برده و سپس میکارند.

رس و پهن به ریشه‌ها میچسبد و به دلیل خاصیتهای مختلفی که خداوند به آنها داده موجب ترمیم زخم‌های ریشه و حفظ رطوبت اطراف ریشه و تامین مواد غذایی اولیه مورد نیاز ریشه میشوند. سم قارچ کش نیز که فعالیت قارچها را در اطراف ریشه کم میکند.

این عمل در هر مقیاسی قابل انجام است و شما میتوانید به جای ۱۰۰لیتر آب از ۱۰ لیتر آب+۱ کیلوگرم رس+نیم کیلوگرم پهن + ۳۰گرم سم قارچ کش استفاده کنید برای کاشت چند نهال از این مخلوط استفاده کنید.

انجام کاشت نهال:

بعد از کندن چاله، مهم طرز و محل قرار گیری نهال است. محل پیوند باید حدود ۱۵ سانتیمتر (یکم بالا پایین اشکال ندارد) بالاتر از سطح خاک قرار گیرد.
ریشه‌ها باید به صورت مرتب در خاک قرار گیرند و پیچیده و در هم نباشند. برای اینکار معمولا مقداری خاک به صورت کله قندی در ته چاله میریزند و ریشه‌های نهال را روی آن مرتب رو به پایین میگذارند.

روی ریشه‌ها را با خاک خوب سطح‌الارض میپوشانند و میتوانید اطراف نهال را به صورت کاسه‌مانندی شکل بدهید تا آب در آن خوب جای بگیرد و به مرور ته‌نشین شود.

نهال را به صورت عمود بر سطح قرار داده و تراز بودن آن را از دو طرف چک کنید، قبل از آبیاری خاک اطراف نهال را معمولا با ضربات پا محکم میکنند و بلافاصله آبیاری انجام میشود.

از این پس آبیاری باید به موقع انجام شود تا وقتیکه گیاه بتواند ریشه‌های جدید تولید بکند و از رطوبت خاک حداکثر استفاده را بکند. مقدار آبیاری به نوع درخت ربط زیادی دارد. مثلا نهال صنوبر یا بید به آبیاری زیاد جواب مثبت داده رشد بیشتری میکنند ولی برخی نهالها ممکن است به غرق آبی حساسیت نشان داده و بدتر خراب بشوند. لذا بهتر است آبیاری به اندازه باشد. در نهال جوان تازه کاشته شده میباید آب به اندازه کافی فراهم بشود و هر چند روز یکبار قبل از خشک شدن اطراف ریشه حتما آبیاری کنید.

درختکاری خوبی برای شما آرزو میکنیم.

کاشت نهال

ز جمله شایع‌ترین اشتباهات در موقع کاشت نهال درختان در زمین اصلی، کاشتن عمیق و آبیاری بیش از حد یا کمتر از حد است. گودال کاشت باید حداقل سه برابر عریض‌تر از توده ریشه باشد با کناره‌های شیبدار باشد و عمیق‌تر از توپی ریشه نباشد. درخت را حدود ۵ سانتی‌متر بالاتر از سطح خاک اطراف بکارید تا امکان فرو رفتن و استقرار یافتن توپی ریشه وجود داشته باشد و از تجمع آب در پای درخت جلوگیری شود. اگر گیاه ریشه لخت است، قبل از پر کردن گودال، ریشه‌ها را به دقت پهن کنید. اگر یک درخت گلدانی کاشته می‌شود، ریشه‌ها را پهن‌ کنید تا از درهم‌ رفتن آنها جلوگیری شود. بعد از قرار دادن درخت در گودال کاشت (در عمق مناسب)، به آرامی میخ‌ها یا طناب بسته‌بندی را باز کرده و پارچه را ببرید و از اطراف توپی ریشه جدا کنید. بگذارید کیسه کف توپی ریشه باقی بماند چرا که جدا کردن آن ممکن است به ریشه‌ها صدمه بزند. اگر از سبد سیمی استفاده شده است، تا حد ممکن سبد را بدون آسیب رساندن و به‌هم زدن توپی ریشه ببرید و جدا کنید. طناب یا هر وسیله بسته‌بندی ریشه را جدا کنید و برچسب‌ها یا علائم را از تنه درخت جدا کنید تا از حلقه‌برداری پوست درخت جلوگیری شود. به آرامی گودال کاشت را از همان خاکی پر کنید، که قبلاً از حفره بیرون آورده‌اید، بدون آنکه خاک دیگری یا حتی کود به آن اضافه شود. اگر از مواد اصلاح‌کننده خاک استفاده می‌شود، اختلافات ایجاد شده در اندازه خلل و فرج خاک ممکن است باعث بروز مشکلاتی در خصوص حرکت آب، نگهداری آب و رشد ریشه بین توپی ریشه و گودال کاش و خاک اطراف شود. زمانی که حفره را تا نصف از خاک پر کردید، خاک را محکم فشرده و آبیاری کنید تا خلل و فرج هوا پر شود و از تماس بین ریشه‌ها و خاک اطمینان حاصل شود. پر کردن گودال را به پایان رسانده و درخت را کاملاً آبیاری کنید. مالچ باید در اطراف درختان تازه کاشته شده قرار داده شود تا به حفظ رطوبت خاک و کاهش رقابت رطوبت کمک کند. باید مراقب بود که از مالچ بیش از حد استفاده نشود (۸-۵ سانتی‌متر، عمق مناسب جهت مالچ است) مالچ را به اندازه ۱۵ سانتی‌متر دورتر از تنه درخت بریزید تا از مشکلات بیماری و آسیب جوندگان جلوگیری شود. اگر از کود در هنگام کشت استفاده شود. از کودهائی استفاده کنید که به آرامی در خاک آزاد می‌شود و بیش از ۱ پوند نیتروژن در هر ۱۰۰۰ فوت مربع مصرف نکنید. از مصرف کودهائی که سریعاً در خاک آزاد می‌شوند اجتناب کنید تا باعث سوختگی گیاه نشوند. قیم زدن فقط در صورت لزوم باید صورت بگیرد و هر قیمی در خلال یکسال پس از کاشت باید حذف شود. دقت کنید که قیم به تنه درخت یا طوقه درخت آسیب نرساند. فقط شاخه‌های اصلی بیمار یا شکسته را در هنگام کاشت هرس کنید. هر چقدر نهال انتقال‌یافته به زمین اصلی بزرگتر باشد، مقدار از آبیاری بیشتری لازم است. جهت حفاظت درخت در برابر حیوانات یا آسیب تجهیزات کشاورزی، از محافظ شل و غیرمحکم و با فاصله کافی از درخت استفاده شود که امکان تهویه و گردش هوا وجود داشته باشد. توجه به جزئیات فوق، امکان موفقیت کاشت را افزایش می‌دهد درختان صحیح کاشته شده، برای سالیان دراز و مایه لذت شما خواهند بود و سود و منفعت مال یبرای شما خواهند داشت. ● نکات مورد توجه هنگام انتقال نهال به زمین اصلی ۱) برنامه‌ریزی زودهنگام موجب می‌شود تا گونه گیاهی با محل کشت سازگاری و انطباق داشته باشد (یعنی درخت مناسب را در مکان مناسب بکارید). ۲) از گیاهان با کیفیت بالا که بدون آسیب قابل رؤیت هستند استفاده کنید. گیاهانی را انتخاب کنید که رشد مقاوم و قوی و رنگ برگ خوب و ریشه سفید و محکم داشته باشند. ۳) در هنگام دستکاری و انتقال درخت به زمین اصلی و کاشتن در محل موردنظر دقت کنید. بسیار مراقب باشید که به پوست تنه درخت یا سیستم ریشه آسیبی نرسانید. حفره کاشت را به طرز صحیح آماده‌سازی کنید. پهنای گودال حداقل سه برابر ارتفاع ریشه باشد و دارای کناره‌ای شیبدار و عمیق‌تر از کف توپی ریشه باشد. ۵) درخت را هر چه زودتر بکارید، از کود استفاده نکنید. گودال را با همان خاک خارج شده از حفره پر کنید و از مالچ نیز استفاده کنید. ۶) آبیاری کنید و آبیاری را به‌تدریج انجام دهید به‌طوری که آب به داخل خاک نفوذ کرده و آن را به آرامی کاملاً خیس کند. آبیاری برای چند سال مخصوصاً در خلال دوره‌های خشکی باید صورت بگیرد و تا زمانی که درخت به‌طور قابل استقرار یابد، باید با دقت کافی انجام شود.