خلاقیت در برنامه های معاونین آموزشی مدارس


+
بهسازی دانش آموزان؛
+
نگهداری دانش آموزان؛
+
کاربرد دانش آموزان یا استفاده از همکاری آن ها در برنامه های معاونتی مدرسه.
*
مدیریت ایجاد و اعمال ارتباطات انسانی مناسب با همکاران (جذب، بهسازی، نگهداری و کاربرد).
*
مدیریت هماهنگ سازی اعمال روش های انضباطی در مورد فراگیران از طریق همکاران.
*
مدیریت تشکیل و بهره جویی از گروه های مرجع دانش آموزی در کارهای مدرسه ای.
*
مدیریت ایجاد گروه های دانش آموزی (یاور معاون ) در امور مدرسه.
*
مدیریت ایجاد انگیزه در میان فراگیران (تشویق دانش آموزان ، تاکید بر ویژگی های مثبت آن ها و مثبت اندیشی و اعتماد سازی در میان آن ها).
*
مدیریت بهره جویی از اختیارات تفویض شده.
*
مدیریت بهره مندی از تجربه ها و اندیشه های دیگران .(به شکل حضوری بازدیدی ، مطالعه ای ، قرار همکاری مشترک و...).
*
مدیریت زمان.
*
مدیریت آشنا سازی همکاران با آخرین یافته های علمی_پژوهشی و بهره جویی از این یافته ها در کار اداره مدرسه.
*
مدیریت بر خود (تهذیب نفس،خودسازی آمادگی روحی و ...).

مدیریت برنامه های آغازین

*تقسیم بندی آیه های سوره های موردنظر برای تلاوت و اعلام آن ها به دانش آموزان ، برای بهره مندی بیشتر و با برنامه از آیات قرآنی؛
*
استفاده از شیوه های گوناگون برای تلاوت قرآن ؛ مانند: خواندن قرآن توسط دانش آموزان قاری، پخش تلاوت های معروف از نوار ، تلاوت قرآن توسط معلمان و سایر همکاران فرهنگی در مناسبت های گوناگون ، تلاوت قرآن به صورت گروهی و هم خوانی در بیان معانی آیات ، و حفظ روزانه چند آیه از قرآن در ماه مبارک رمضان ( گفتنی است که در اجرای همه فعالیت های مربوط به مدیریت برنامه های آغازین ، باید به کوتاه بودن زمان برنامه ، دانش آموز پسند بودن ، جذابیت، غیر تکراری بودن و...توجه شود.)
*
گروه بندی کلاس ها برای اجرای برنامه آغازین و سپردن کل مسئولیت اجرای مراسم به کلاس ها؛
*
خواندن داستانک ها ی آموزنده در برنامه های آغازین ؛
*
خواندن اشعار دلنشین و اثر گذار در برنامه های آغازین
*
برگزاری مسابقه های درسی ، اعتقادی، هنری، بهداشتی، و انضباطی ؛ با پرسش های هدف دار و جایزه به برگزیدگان ؛
*
اجرای طرح هدایت تحصیلی و شغلی مستمر (از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان )در طول سال تحصیلی ، با معرفی رشته ها و مشاغل به دانش آموزان از طریق دعوت از صاحبان حرفه ها و مشاغل در حد برنامه های جذاب و اثر گذار کوتاه مدت؛
*
معرفی متولدین هر ماه در پایان همان ماه ، تبریک گفتن به آن ها و انتخاب تعدادی از آن ها با قرعه کشی و اهدای هدیه (با در نظر گرفتن متولدین تابستان و تبریک به آن ها در پایان سال تحصیلی و یا آغاز سال تحصیلی جدید).
*
معرفی دانش آموزان موفق از ابعاد گوناگون در روزهای متعدد هفته ؛
*
خواندن سرود توسط گروههای دانش آموزی ویا پخش نوار های سرود مورد علاقه دانش آموزان ؛
*
اجرای برنامه نیایش توسط دانش آموزان در روزهای مشخصی از هفته(مثلا"اول یا آخر هفته)؛
*
محدود کردن حضور مدیر مدرسه در برنامه های آغازین به هفته ای مثلا” یک روز و بهره گرفتن از توان سایر همکاران ،ازجمله معلمان ، کتابداران ، مربیان تربیتی ، مربیان ورزش ، مشاوران و...؛
*
توجه ویژه به ورزش ، و ورزش کردن معاونان و کادر مدرسه با دانش آموزان و نیز توجه به بازی های شاد و کودکانه ؛
*
استفاده از سر گروههای کلاسی برای کمک به معاونان در اجرای مراسم آغازین؛
*
استفاده از کلمات دلنشین توسط معاون مدرسه ، هنگام گشت و گذار در حیاط ؛
*
حذف تذکرات بی مورد نصیحت گونه به بچه ها و استفاده از تذکرات چاپی و نصب بر تابلوی اعلانات ؛
*
اختصاص زمان مناسب و حساب شده به تلاوت برخی از دعاها و زیارت نامه ها ( توسل ، کمیل ، آل یاسین ، عاشورا و...)، همراه با برنامه های جذاب ، اثر گذار و کوتاه مدت؛
*
استفاده از نمایش نامه های عروسکی (عمدتا" طنز ) در برنامه های آغازین دوره ی ابتدایی به منظور ارائه ی پیام های بهداشتی و انضباطی به دانش آموزان؛
*
معرفی کادر مدرسه در برنامه های آغازین (صبحگاه و یا عصرگاه)،در روزهای اول بازگشایی مدرسه؛
*
انتخاب شعار هفته ، همراه با کار هفتگی در کلاس ، مانند نگارش مقاله ، انشا، تهیه روزنامه دیواری ،برگزاری مسابقه و...

مدیریت زنگ تفریح

 *حضور مستمر معاون در حیاط و نظارت مستقیم او بر دانش آموزان با حضور در حیاط مدرسه، می توان به حرف ها و مشکلات بچه ها گوش سپرد و حتی هنگام گشت و گذار ، حال خانواده های آنان را جویا شد،
*
اختصاص دادن بخشی از حیاط مدرسه به هر کلاس برای ایجاد فضای سبز (کاشت گل و گیاه و...)،و نیز اختصاص بخشی برای مطالعه و بخشی برای بازی ها و ورزش های فردی و گروهی؛
*
آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب بازی و فعالیت (در صورت صدمه نرساندن به دیگران)؛
*
پخش سرودهای شاد و موسیقی های گوشنواز و روح بخش در زنگ های تفریح(با در نظر گرفتن مناسبت هاو...)؛
*
به جای پیگیری سنتی غیبت بچه ها ، حضور در جمع دانش آموزان و جویا شدن از حال آن ها در زنگ تفریح روز بعد از غیبت ؛
*
درخواست از دانش آموزان کلاس های بالاتر برای مواظبت از دوستان کوچک خود در زنگ تفریح و تذکر این مساله هر چند ماه یک بار ؛
*
انتخاب تعدادی از دانش آموزان از گروه های گوناگون و تفویض اختیار کارهای مربوط به زنگ تفریح به آنان؛
*
ایجاد تمهیدات انجام بازی های سالم هوشی ، علمی و سنتی در زنگ های تفریح؛ مانند شطرنج ، فوتبال دستی ، هفت سنگ و ...

معاون یک مدیر است

مدیریت شناخت فراگیران

برای شناخت دانش آموزان ،باید از طریق پرسش نامه هنگام ثبت نام و یا در مناسبت های دیگر اطلاعات اولیه را بدست آورد.
*
برای تکمیل شناخت ، معاون همواره باید با دانش آموزان مشاوره عمومی داشته باشد.همچنین صحبت با دانش آموزان گوشه گیر را در دستور کار خود قرار دهد.
*
در همه جلسات شورای معلمان ، باید وقتی به معاونان اختصاص یابد تا به صورت تبادل اطلاعات دوطرفه ، از معاونان به معلمان و از معلمان به معاونان ، در مورد دانش آموزانی که از نظر جسمی ، عاطفی ، درسی، خانوادگی و... مشکلاتی دارند و به همراهی بیشتر نیازمندند گفت و گو شود. البته در شناخت هر چه بیشتر فراگیران برجسته هم می توان در همین جلسات فعالیت کرد.
*
در مدرسه هایی که بیش از یک معاون مشغول فعالیت است ، حتماً برای گروه ها و یا پایه های خاصی از دانش آموزان معاون مشخصی در نظر گرفته شود.
*
معاونان می توانند ، بخشی از اطلاعات شناختی خودشان را از طریق گفت و گوی با حوصله با دانش آموزانی به دست آورند که از نظر انضباطی یا درسی مشکل دارند. همچنین ، گفت و گو با اولیای دانش آموزانی که مشکل رفتاری و یا یادگیری دارند نیز رهگشاست.
*
معاونان می توانند ، تمام اطلاعات دانش آموزان را در دفتری ثبت کنند . در این دفتر می توان ،موفقیت ها و کاستی های احتمالی رفتاری و درسی دانش آموزان را درج کرد . باید دقت کرد ، اگر در این دفتر فقط ویژگی های منفی نوشته شود ، به سرعت کارایی خود را از دست خواهد داد . همچنین ، می توان دفتری ویژه برای معلمان درست کرد و از آنها خواست ، اطلاعات آموزشی و پرورشی خاصی را که در مورد هریک از بچه ها دارند ، برای آگاهی معاونان در آن درج کنند.
*
دانش آموزانی را که مشکل و یا بیماری خاص فیزیولوژیک و یا مشکل ویژه جسمی دارند ، باید شناسایی کرد و این قبیل دانش آموزان را همواره مد نظر داشت.
*
برای الگوسازی مثبت در میان دانش آموزان ، معاونان باید به طور مرتب دانش آموزانی را که از ابعاد گوناگون دارای موفقیت هایی هستند ، معرفی کنند . این معرفی می تواند به شیوه های گوناگون صورت پذیرد.
*
عنصر مشاهده ، یکی از عوامل موثر در شناخت دانش آموزان است .
مشاهده دقیق رفتار دانش آموزان در کلاس ، حیاط مدرسه ، هنگام ورزش و... می تواند در شناخت کامل آنها به معاونان کمک کند .
*
یکی از راههای شناخت دانش آموزان ، نظر خواهی از کارکنان مدرسه یا معلمان مرتبط ، طی سال تحصیلی ، در مورد هر دانش آموز است.
*
خواستن قضاوت در مورد محیط خانه و افراد خانواده از خود دانش آموز ، یکی دیگر از راههای شناخت است.
*
برگزاری مسابقه هایی در سطح مدرسه با عنوان "من کیستم؟" تا دانش آموزان خودشان را با انشا هایی با همین عنوان معرفی کنند.هم چنین می توان ، از نمایشنامه های مدرسه ای و تکنیک ایفای نقش و یا قضاوت نیز اضافه کرد تا بچه ها ، با ایفای نقش های گوناگون از انسان های بزرگسال ، خودشان را نشان دهند.
*
در دوره ی ابتدایی ، دوختن روبان با رنگ های گوناگون در پایین مقنعه دانش آموزان دختر پایه های گوناگون ، برای شناسایی صف کلاس و تشخیص دانش آموزان ، هم به آنها و هم به معاونان کمک می کند.
*
دادن شماره و کارت با رنگ های گوناگون به دانش آموزان پایه ها ، تعیین جا در صف و ایجاد نظم هنگام حرکت صف ها و آمد و شد را برایشان آسان می کند.
*
اختصاص کارت انضباطی _ارتباطی برای هماهنگی موقعیت رفتاری _انضباطی مشترک هر دانش اموز در خانه و مدرسه ، به شناخت بیشتر و بهتر دانش آموزان می انجامد.

موی سر دانش آموزان

از دوره ابتدايي ام چيز زيادي به خاطر ندارم، به جز اينكه مدرسه ما يك ساختمان بسيار قديمي و تقريباً غيرقابل استفاده بود!
يك درخت توت پير كه خيلي ها مي گفتند قدمت 400 ساله دارد هم تنها بهانه تفريح و در واقع سايبان روزهاي آفتابي مان بود.
با اينكه همه مي گفتند هر لحظه احتمال ريزش ساختمان و زيرآوار ماندن چند صد دانش آموز وجود دارد اما به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، همين ساختمان لرزان هم دو شيفته كار مي كرد: صبحها ما بوديم يعني حدود 20 كلاس 25 نفره دخترانه و عصرها پسركاني از گروه سني خودمان با همان تعداد و همان ازدحام.
آنچه كه از اين ازدحام و در شيفت عصر هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند قيافه بسيار جدي و اخمهاي پررنگ آقاي ناظم بود كه معمولاً نيم ساعت قبل از حضور دانش آموزان در سركلاس خودش را به چارچوب در ورودي مدرسه فرتوت ما مي رساند.
مردي با كت و شلواري تقريباً رنگ و رو رفته، خط كشي به درازاي حدود 50 سانتي متر و البته يك ماشين مخصوص اصلاح موي سر.
اين ماشين را اغلب شنبه ها كه روز آغازين هفته بود در دستان آقاي ناظم مي ديدم.
بچه ها مي گفتند: ناظم با ماشين اش بر روي سر بچه هايي كه موهايشان كوتاه نشده خط مي اندازد و چون خوش سليقه است گاهي اشكال هندسي زيبايي هم طراحي مي كند.
آن روزها دقيقاً نمي دانستم منظور همكلاسي هايم از خط انداختن چه چيزي مي تواند باشد، فقط اين را به خوبي پذيرفته بودم كه يك دانش آموز پسر ابتدايي، راهنمايي و يا حتي متوسطه بايد كله اي صاف و برق انداخته داشته باشد تا بدين وسيله گوشهاي گاه پهن و بزرگش بيشتر بتواند مجال مانور بيابد!
كمي بعد و شايد پس از گذشت چند ماه، وقتي برادرم با چهره اي درهم و در حالي كه دستش را روي سرش گذاشته بود، به خانه آمد معني خط انداختن آقاي ناظم را هم به خوبي فهميدم!
او بر روي سر يك دانش آموز ضربدري جانانه طراحي كرده بود؛ دانش آموزي در مقطع دوم راهنمايي.
مهمترين توجيهش نيز بلند بودن موي سر دانش آموز تحت فرماندهي اش بود.
آن روزها براي دانش آموزان ما داشتن موهايي 5 سانتي متري شايد يك رؤيا بود و آنان مي بايست بلند كردن موهايشان را و احياناً طراحي مدلهاي "رپ"، "قارچي"، "آلماني" و هر آنچه كه در آن روزگار "مد" بود را فقط و فقط به تابستان موكول مي كردند چون تابستان ديگر خبري از آقاي ناظم، كت و شلوار معروفش، خط كش و صد البته ماشين بي رحم اش نبود.
به هر حال بار ديگر ماه مهر و زمان وداع با زلفكاني پريشان فرا مي رسيد؛ زلفكاني كه حالا براي خودشان كلي مدل پذير شده بودند.

٭ اجباري نيست، اجباري هست!


واقعيت اين است كه براساس شنيده ها و ديده ها، اغلب ما كوتاه كردن و در واقع ماشين كردن موي سر دانش آموزان پسر را به ويژه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي اجباري تلقي مي كنيم لذا همچنان در ذهنمان يك دانش آموز در فصل تحصيل مساوي است با انساني با سر بي مو و يا موهايي مثلاً يك سانتي متري!
ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اما در روزهاي اخير خبر جالبي را اعلام كرد و به خبرگزاريها گفت: ماشين كردن موي سر دانش آموزان اجباري نيست و در صورت رعايت بهداشت و شؤونات اسلامي چنين امري بي دليل و فاقد ضرورت است.
به اين ترتيب و با استناد به گفته هاي ابوالقاسم جامه بزرگ، مي بايد به ماشين هاي نمره 2 و 4 بدرود بگوييم و آنها را جزو ابزار به تاريخ پيوسته آموزش و پرورش بدانيم.
 
در آيين نامه انضباطي وظايف دانش آموز در مدرسه نكاتي مطرح شده است مثلاً اينكه استفاده از لباس، كفش و جوراب ساده و اصلاح موي سر متناسب با شؤونات اسلامي براي پسران ضروري است و دختران هم مي بايد حجابي در حد اين شؤونات داشته باشند.
او اضافه مي كند: البته تأثير فرهنگ محلي در تعيين حد و حدود كوتاهي مو بسيار مؤثر است.
از جامه بزرگ مي پرسيم: اگر مدير مدرسه اي ماشين كردن سر دانش آموزان را اجباري كند تكليف چيست؟ و آيا اين كار براي وي تخلف اداري محسوب مي شود يا نه؟
مديركل دفتر پيش دبستاني و ابتدايي مي گويد: اين مسأله هم به عرف برمي گردد براي مثال ممكن است در مدرسه اي از مدارس تهران بنا به عرف منطقه، ماشين كردن موي سر اجباري باشد كه در اين صورت نمي توان بر مدير خرده گرفت و يا اينكه ممكن است در برخي مناطق كشور ماشين كردن براساس عرف موجود اجباري باشد لذا اگر مديري دانش آموزان را مجبور كند از ماشين نمره 2 يا 4 استفاده كنند تخلفي روي نداده است! اما اگر مخالف عرف عمل كرده باشد بي شك از او پاسخ خواهيم خواست.
اوستا طحانی

 

نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی

چکیده: پژوهش حاضر به بررسی نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پرداخته است.هدف مطالعه حاضر مشخص نمودن نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است.در این پژوهش با کنکاش وبررسی اسناد، متون وکتب موجود به تبیین جایگاه معلم در سند تحول بنیادین پرداخته شده است.همچنین نظرات مقام معظم رهبری در خصوص نقش معلم، اهمیت معلم و وظیفه معلم در دوره کنونی بصورت آوردن عین سخنرانی معظم له که در دیدار با معلمان ومسئولین آموزش وپرورش در مناسبتهای مختلف انجام شده بود، بصورت نقل قول مستقیم وظیفه خطیر معلمی تبیین شده است.سوال اساسی که این تحقیق در صدد پاسخ گویی به آن بود عبارت بود:از دیدگاه مقام معظم رهبری معلم چه نقش وجایگاهی در سند تحول بنیادین دارد؟نتایج تحقیق نشان داد که معلم جایگاه رفیع و نقش سازنده ای در نظام تعلیم وتربیت داردهمچنین در سند تحول بنیادین معلم نه یک کارمند، بلکه پژوهشگر واستاد است که نقش معلم در مقام استاد وپژوهشگر بی بدیل وغیر قابل جایگزین میباشد. با بررسی گزیده ای از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد اهمیت معلم ولزوم شروع تحول سازنده و عمیق در آموزش وپرورش این نتیجه حاصل که حضرت آقا یک نگاه ویژه وممتاز به معلم دارند ونقش معلم را سازنده، وفعالیت مفید واثر بخش وی را تضمین کننده فردای موفق جامعه می دانند. واژگان کلیدی:نقش معلم-سند تحول بنیادین-مقام معظم رهبری مقدمه: سند تحول بنیادین یکی از مهمترین برنامه های بلند مدت نظام آموزشی کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد که تمام فعالیتها واقدامات آموزش وپرورش را در تمام حوزه ها وابعاد شامل می شود. یکی از ارکان وعناصر اصلی هر آموزش معلم می باشد که در بین همه عناصر آموزشی تنها عنصری است که هیچ بدیل وشبیهی برای آن وجود ندارد. به عبارت ساده هیچ چیز نمی تواند جای معلم را در نظام آموزشی بگیرد،که اگر این امر قابل تحقق بود خیلی از کشورهای پیشرو وپیشتاز کنونی حتما این اقدام را انجام می دادند. هدف از این پژوهش تبیین نقش واهمیت معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری است. با توجه به رسالت خطیر معلم در آماده کردن افراد برای فردای جامعه سرمایه گذاری مادی ومعنوی جوامع بر روی آموزش و پرورش وبطور اخص معلم، این تحقیق نیز بنا به همین ضرورت انجام گرفت. الوین تافلر در کتاب موج سوم آورده است که در هزاره سوم آینده از آن آموزش وپرورش است وجوامعی در آینده موفق هستند که در برنامه ریزی برای آموزش وژرورش موفق باشند.فلذا سرمایه گذاری در آموزش وپرورش نباید هزینه (جنبه مصرفی) تلقی شود . در سند تحول بنیادین نگاه ویژه وممتازی به معلم شده است.دراین سند معلم به عنوان پژوهشگر واستاد شناخته شده است ونه کارمند،این یک تحول عمیق واساسی در تاریخ نظام آموزش وپرورش می باشد که اگر در عمل هم موفق شود نظام آموزشی به معنای واقعی کلمه متحول خواهد شد،چون ضامن تحول واقعی در آموزش وپرورش معلم می باشد.اگر بهترین محتوا،پیشرفته ترین امکانات وتجهیزات آموزشی در آموزش وپرورش پیاده شود اما معلم تغییر نیابد ویا معلم با آن محتوا وامکانات همسو نباشد تمام حرکات ابتر خواهد ماند.استاد لحاظ نمودن معلم در سند تحول بنیادین یعنی اینکه یک معلم قبل از اینکه معلم باشد پزوهشگر است،به عبارت دیگر پژوهشگری مقدمه معلمی است واگر معلم پژوهشگر نباشد نمی تواند معلم باشد واین همان نکته ای است که در سالهای قبل در نظام آموزشی ما از آن غفلت شده ومعلم را کارمند محسوب کرده بودنبا این مقدمه این نکته روشن می شود که سند تحول بنیادین یک سند مترقی است که چشم انداز وافق نظام آموزشی را بسیار روشن وامیدوارکننده می نماید.اما آنچه در این برهه اهمیت دارد ونیاز به توجه بیشتر دارد چگونگی اجرای سند تحول می باشد که اگر اهمیت آن بیشتر از خود سند نباشد کمتر نیست. معلم در سند تحول بنیادین بعنوان فردی فکور،پژوهشگر واستاد می باشد که در فرایند آموزش ویادگیری فعال است وسعی دارد فرایند یادگیری و آموزش اثربخش باشد و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه معلم پژوهشگر باشد ورمز موفقیت هر معلم فعالیت در راستای برنامه های سند تحول بنیادین می باشد. شرایط تحول سازمانی: تحول در شرایط واوضاع احوال یک سازمان یعنی اتخاذ تغییرات داخلی ودگرگونیعمیق در ابعاد مختلف،به منظور رقم زدن بنیادین بر تارک ساختار پیشین.از این رو تحول در ابعاد و مولفه های زیر ضرورت دارد: 1.تغییر هدف:در این شرایط ،نیاز موجود،از بخش بازرگانی یا عمومی سرچشمه می گیرد ،به گونه ای که هدف ،مجددا ارزیابی می گردد وجهت حرکت به سوی آن ،تغییر داده می شود. این فرایند به نوبه ی خود منتهی به احساس نیاز رویکردی جدید به نسبت به استراتژی و در نتیجه تغییراتی در سازمان خواهد شد به گونه ای که سازمان را با هدف و استراتژی جدید همساز نماید.یک مثال معمولی در ای مورد ، فرایند خصوصی سازی در سالهای اخیر است .به محض اینکه سازمانی از بخش عمومی به بخش خصوصی منتقل می گردد، فلسفه وجودش ی اش نیز دچار تغییر اساسی می شود. به هر حال، از یک طرف امکان دارد هدف ، اکنون به طور کامل تعریف شود، مثلا نیاز به ارتقای تقاضا برای معاملات اوراق بهادار که به طور اجتناب ناپذیری مستلزم تفکر استراتژیک جدید است. از طرف دیگر، اکنون که هدف از طریق قوانین پارلمان دقیقا تعریف نمی شود،بسیاری از محدودیتهای قبلی در حیطه فعالیتهای سازمان یرطرف بر میگردد و این امکان بوجود می آید که استراتژی ها با دامنه وسعت بیشتری مورد بررسی قرار گیرند،مانند استراتژی افزایش سرمایه یا استراتژی افزایش سرمایه. 2.تحول استراتژی ها:در این حالت هدف سازمان دست نمی خورداما مدیریت عالی نظرش این است که تجدید نظر در استراتژی ضرورت دارد. 3.در جستجوی سازمان اثربخش:سومین مجموعه شرایط،به مواردی مربوط است که مدیریت عالی برای تعریف مجدد هدف یا بازنگری استراتژی دلیلی نمی بیند،اما اعتقاد دارد که سازمان در وضعیت موجود در تکمیل و ارائه استراتژی،غیر اثربخش است.(خنیفر وهمکاران1389 ) گزیده ای از نظرات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)در مورد نقش واهمیت معلم: معلم در نظام آموزش وپرورش ،یک اهمیت ویژه دارد.این اهمیت ویژه از کجاست؟از اینجاست که از آموزش وپرورش و مدارس-دواز ده سال از پیش دبستانی تا انتهای دبیرستان-یک کارگاه عمومی آموزشی است برای همه افراد یک جامعه،مثل یک قرنطینه است که همه افراد جامعه از یک نقطه ای وارد این مجموعه واین کارگاه می شوند واز نقطه ای خارج می شوند.آن هم در چه دورانی؟ در دورانی که در عمر هفتاد ساله وهشتاد ساله وصد ساله یک انسان،هیچ دورانی از لحاظ فراگیری ،به اهمیت این دوران نیست،دوران طلایی فراگیری،یعنی از ششسالگی تا هیجده سالگی آموزش وپرورش ومعلم را با این نگاه ببیند.سلسله عظیم میلیونی آحاد یک ملت ،در بهترین دوره های زندگی برای فراگیری-یعنی در همان دوازده سال-وارد کارگاه عظیم میشوند که اسمش آموزش وپرورش است. سرو کار اینها با کیست ؟ با معلم.بنابراین معلم،نقش آفرین این کارگاه عظیم و دوازده ساله است.(12-02-1386،خنیفر وهمکاران1389) تخریب معلم، هدف دشمن در طول این سالها واز بیست وپنج سال پیش به این طرف،ازهمان زمانی که بنده مسئولیت ریاست جمهوری داشتم ودر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغول خدمت بودم واز نزدیک شاهد جریانات بودم،یکی از آماج های توطئه های دشمن ،جامعه معلمین بودند. من اول امسال عرض کردمکه دشمن ، سه هدف عقب ماندگی علمی،عقب ماندگی اقتصادی و شکستن یک پارچگی را به جد تعقیب میکند.دلار خرج میکند،مزدور میگیرد و ورزیده ترین کار شناس های سرویس های امنیتی رابه کار می اندازد تا این سه هدف در کشور انجام گیرد. یعنی از لحاظ اقتصادی عقب بمانیم وشکست بخوریم، از لحاظ علمی،پیشرفتی را که شروع شده است متوقف کنیم، از لحاظ یک پارچگی ملی هم این وحدتی را که وجود دارد بشکنیم وبه جان هم بیفتیم.دشمن دارد این سه هدف را دنبال می کند.اما در دو بخش از این سه هدف،از همین بیست سال،بیست وپنج سال قبل هم این توطئه ها وجود داشته است که بنده از نزدیک شاهدش بوده ام.در مقابل این موج توطئه،جامعه معلمین مثل کوه ایستاده اند. اینکه عرض میکنم جامعه معلمین ما پاکیزه اند،یک شاهد بزرگش همین است. خیلی سعی کردند وتلاش کردنداز طریق معلمی یک اختلاف ودل خوری بزرگ بین آحاد بوجود بیاورند،اما نتوانستندباز هم نمی توانند وباز هم معلمین ایستاده اند. آموزش وپرورش باید روز به روز با هدفهای کلان وبسیار مهمی که برای او وجود دارد ومن به بعضی از آنها اشاره کرده ام،خود را بیشتر تطبیق دهد.نظام آموزش وپرورش باید در همین جهت،یک تحول اساسی پیدا کند. الآن دارند خوب کار میکنند و ما از شما مجموعه آموزش وپرورشی ها شکوه ای نداریم،اما معتقدیم احتیاج به یک حرکت تحول گونه ای وجود دارد.طراحان فکور واندیشمند،در زمینه های سازماندهی وشکل دادن به محیط های درسی و کلاسهای درسی ومحتوای آنها وتربیت معلمین وترسیم خطوط مهم و روشن در مجموعه آموزش وپرورش،باید کارهای تحول آمیز ومهم بکنند،این البته به همکاری خود بدنه آموزش وپرورش احتیاج دارند،بیرون از آموزش وپرورش،کار زیادی برای آموزش وپرورش نمی شود کرد.در خود مجموعه آموزش وپرورش،افراد فرزانه،برجسته،با هوش وبا استعداد فراوانند که می شود از استعداد آنها برای پیشبرد آموزش وپرورش ورفع خلاها وکمبودها استفاده کرد. بنده آینده این نظام آموزشی را آینده روشنی می بینم.نقطه اساسی وقابل اتکاء،همین دلسوزی و تدین وعلاقمندی و دل بستگی شماها به منافع کشور است،این،آن نقطه اساسی است.از این روحیه،خیرات وبرکات زیادی بر می خیزد و دشمن هم کار ی نمی تواند بکند. ان شاءالله به لطف الهی وبه مدد دعای ولی عصر(ارواحنا فداه) وبه برکت ارواح طیبه شهدای عزیزما و روح مطهر امام بزرگوار،آموزش وپرورش در جهت تعالی وتکامل هرچه بیشتر خود،پیش خواهد رفت.امیدواریم که در آینده نه چندان دوری،شاهد همان وضعی باشیم که حقیقتا متناسب با پیشرفت زمانه ونیاز نظام جمهوری اسلا می است.(همان تاریخ ومنبع) مسئولیت معلم در شرایط فعلی نظام: وظیفه شما معلمین در اینجا خیلی سنگین می شود.شما با عزیز ترین،آسیب پذیرترین وموثرترین اقشار مواجهید.شما با خیل عظیم جوانان ونوجوانان این کشور مواجهید.آموزش وپرورش در این بخش،یک مسئولیت مضاعف دارد.باید کاری کنیم که این نوجوان وجوان،که امروز در این دوران حساس ومهم وتعیین کننده انقلاب ونظام زندگی میکند،امام را ندیده است،جنگ را ندیده است،،انقلاب را ندیده است،با آن ایمانی بار بیایند که بتواند در مقابل دشمنان،در مقابل تجاوز بیگانگان،در مقابل سلطه گری آمریکا،در مقابل نفوذ طلبی دستگاه های استعمار گری، که یک عمر این کشور واین ملت را چاپیدند ودستخوش وملعبه خودشان کردند،مثل کوه محکم بایستد.این،وظیفه مهم این روزگار است.وظیفه رسانه ها ودر جای خود،همین است.وظیفه مطبوعات هم در جای خود ،همین است.( 09-02-1377،خنیفر وهمکاران1389) تکریم معلم وظیفه همگانی: آنچه ما در باب معلم عرض میکنیم ،مخاطب آن عموم مردم کشور است.همه دانش آموزها باید قدر معلمشان را بدانند، هم خانواده ها باید قدر معلم فرزندشان را بدانند،هم دستگاههای دولتی ومسئولین باید اهمیت معلم را درک کنند.پس مخاطب اول مخاطب عمومی است،یعنی همه مردم باید بدانند معلم یک چنین شرافتی دارد،یک چنین اهمیتی دارد.در درجه اول،تکریم معلم بر عهده همه است-یعنی مردم،خانواده ها،اولیا ومسئولین-لیکن مخاظب ویژه این حرف،خود معلمین اند. معلمین باید در واقع توجه کنند که در چه جایگاه حساسی ایستاده اند.شما یک صنفی مثل بقیه اصناف نیستید.نباید با این چشم به این شغل نگاه کنید که یک شغلی انسان بدست آورده ونانی از این راه بدست می آید.بله،نان هم بدست می آید،یک راه اعاشه ای هم محسوب می شود،لیکن مسئله معلم،برای خود معلم باید آن رسالت ومسئولیت عظیمی باشد که به اجمال،آن را شرح دادم.معلم توجه کند که کجا ایستاده است ودر چه جایگاه حساسی است.اگر بخواهیم یک تشبیه معقول به محسوسی بکنیم،ممکن است نقش یک سوزنبان در مسیر یک قطار،کم اهمیت به نظر برسد،لیکن مرگ وزندگی کاروانی که در این قطار نشسته اند به کار این سوزنبان و دقت او بستگی داردعاگر غفلت کند،فقط در حرفه وشغل خود غفلت نکرده است، مسئله جان وسرنوشت یک مجموعه مردمی به او وابسته است.نقش معلم هم چنین نقشی است،که خود معلمین به آن توجه کنند.(12-02-1386خنیفر وهمکاران) ویژگی های معلم مطلوب: نقش معلمان نقش مهمی است.یکی از چیزهایی که من خیلی خوشحال شدم ودیدم تقریبا تعداد زیادی از دوستان رویش تکیه کردند،مراکز تربیت معلم است.من هم به مسئولان قبلی ومسئولان فعلی راجع به تربیت معلم سفارش کرده ام،خیلی مهم است.ما معلم با سواد،معلم مطلع کاردان وحرفه ای در کارخود نیاز داریم.نمی شود ما نگاه کنیم هر کسی بیکار بودبگوییم آقا تو بیا اینجا درس بده.آن هم در رشته هایی که خیلی اوقات اصلا از آن اطلاعی ندارند.ما درس دینی مان رادر خیلی از مدارس،به کسانی می دهیم که هیچ مهارت وخبرویتی در این کار ندارند،اینکه درست نیست.(12-02-1385،خنیفر وهمکاران1389) دستگاه تعلیم وتربیت دستگاه حساس ومهم است این ماده خامی که در اختیار معلم قرار میگیرد،یک لوح ساده است.به قول شاعر"من که لوح ساده ام،هر نقش را آماده ام"،این دست نقشگر،این لوح راترسیم وتصویر می کند وهویت جدیدی به او می بخشد.عوامل مختلفی است،عامل تربیت والدین،عامل حوادث اجتماعی وموثرات اجتماعی.در روزگار ما،وسائل تبلیغ،رسانه ها وامثال اینهاهمه نقش دارند،اما نقش معلم در این میان،یک نقش بارز وبرجسته است. معلم می تواند این ماده خام را حتی از اسارت عوامل وراثتی هم نجات دهد،این را علم ثابت کرده است.همچنان که عوامل وراثتی بیماری های جسمانی وعوارض جسمانی می تواند با تدابیر گوناگون،با پیشگیری ها وفعالیتهای گوناگون خنثی شود،عوامل وراثتی،اخلاقی ،روحی ومعنوی هم همین جور است،معلم می تواند این نوجوان را یا این کودک را به یک انسان عالم،فکور،دارای روح تحقیق،علاقمند به تحقیق وپژوهش تربیت کند،یا یک انسان سطحی و بی علاقه به تعمق وبی علاقه به معلومات،می تواند اورا یک انسان شریف،نجیب،خیر خواهخوشدل وپاک نفس تربیت کند وبه عرصه بیاورد،می تواند در نقطه مقابل ،اورا تبدیل کند به یک انسان شریر،بددل وبد خواه، می تواند او را به یک انسان نا امید،مایوس ومنزوی به جامعه تحویل دهد می تواند از او یک انسان متدین،پارسا وپاکدامن بسازد،یا نقطه مقابل،یک انسان لا ابالی،بی اعتنای به ارزشهای اخلاقی،بی اعتنای به تعالیم دینی تربیت کند.می تواند حتی بر عوامل خارجی تربیت-مثل این رسانه ها وامثال اینها-غلبه کند،حتی با تعلیم مستمری که در طول سالهای متمادی با این ماده خام،با این نوجوان،با این دل آماده پذیرش ایفا میکند می توتند بر نقش تربیتی والدین غلبه کند،این نقش معلم است. خوب،یک جامعه احتیاج دارد به انسانهای مومن،پرانگیزه،صبور،امیدوار،خوش بین،علاقمند به منافع عمومی،به رسیدن به قله های کمال شخصی وجمعی،انسانهای با ابتکار،متفکر،اهل تحقیق،اهل پیشروی.این را کی بوجود خواهد آورد؟اینجاست که نقش معلم روشن می شود.دستگاه تعلیم وتربیت،یک چنین دستگاه حساس ومهمی است.(15-02-1389،خنیفر وهمکاران1389) برنامه ریزی برای تربیت معلم: در مورد معلمان تلاشهای خوبی شده است،لیکن هرچه برای معلمان تلاش شود جا دارد.این تلاش هم فقط مسئله معیشت نیست-اگرچه مسئله معیشت هم رکن مهمی است که باید به آن توجه کرد-بلکه کرامت وحرمت هم مطرح است. حرمت معلمی باید در جامعه احیا شود،آن چنان که اسلام برای معلم معین کرده است.گمان نمی کنم هیچ فرهنگ و مجرای فکری ودینی ای،به قدر اسلام برای معلم اهمیت وارزش و کرامت قائل شده باشد.ما باید کاری بکنیم که معلم در دلهای خانواده وآحاد مردم وجوانان و دانش آموزان جای داشته باشد.برای حفظ کرامت آنان باید سرمایه گذاری مادی ومعنوی شود وافراد برای معلمی پرورش پیدا کنند وعلم وتعهد وتدین و روحیه انقلابی به عنوان ذخیره های حقیقی و مولفه های اصلی شخصیت آنها بوجود آید و این افراد به مدارس بروند. در اینصورت تاثیر کار اینگونه معلمان چشمگیر خواهد بود و در چنین حالتی کرامت وحرمت معلم در چشم ها بیشتر آشکار خواهد شد.معلمی که عالم و وارد است، کار خود را بلد است که باید انجام گیرد.نیمی دیگر از تلاش هم برای اداره زندگی اینها صرف شود. باید همین روشها در حد ممکن برای دولت-که ما توقع بیشتر از حد امکان هم نداریم-ادامه پیدا کند.(26-04-1381،خنیفر وهمکاران1389) بحث ونتیجه گیری: هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین نقش وجایگاه معلم در سند تحول بنیادین از دیدگاه مقام معظم رهبری می باشد.با توجه به اهمیت ونقش معلم در فرایند تعلیم وتربیت دانش آموزان واثر گذاری ماندگار وغیر قابل انکار آن در شخصیت دانش آموزان این تحقیق انجام شد.در فرایند انجام تحقیق که از طریق مطالعه منابع ومستندات مکتوب وکتابخانه ای انجام گرفت و بیشتر با استناد به مبانی تحول بنیادین و فرمایشات مقام معضم رهبری (مدظله العالی) صورت گرفت،لزوم توجه بیش از پیش به جایگاه معلم ونقش بی بدیل او در حوزه (سند تحول بنیادین و فرمایشات مقام معظم رهبری )موج می زند .آنچه در فرمایشات مقام معظم رهبری که در مناسبت های مختلف راجع به معلم صورت گرفته، توجه به نقش وجایگاه معلم می باشد که عمیقا و حقیقتا به این مسئله معتقد می باشند که تاثیر گذاری معلم در برخی موارد وراثت وتربیت والدین را هم تحت الشعاع قرار می دهد. با توجه به اینکه در تنظیم سند تحول بنیادین سعی شده انتظارات و دغدغه های مقام معظم رهبری که بار ها در دیدار با معلمان و مسیولین آموزش و پرورش اشاره فرمودند مد نظر قرار گیرد.چرا که حضرت آقا می فرمودند که آموزش وپرورش نیاز به تحول عمیق واساسی داردو شاید به جرات بتوان گفت که انگیزه و حرکت اصلی تدوین سند تحول بنیادین فرمایشات پیامبر گونه و راهگشای حضرت آقا در دیدار ها و مناسبت های مختلف می باشد که سبب شد تا این امر مهم در دولت ولایتمدار دهم و به وزارت متعهدانه وزیر توانمند دکتر حاج بابایی انجام شد. اما آنچه در سند تحول بنیادین خیلی مهم وتازه به نظر می رسد این است که معلم در این سند بعنوان فردی فکور ،اندیشمند،پژوهشگر و استاد دانشگاه است ونه کارمند .این یک بنای اساسی و حقیقتا ماندگار در جهت تحول عمیق و اساسی در آموزش وپرورش است که اگر با اجرای موفق همراه باشد پایه و فونداسیون قوی برای شروع تحول عمیق وعظیم در آموزش وپرورش می باشد. با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری که در این پژوهش عین برخی از فرمایشات معظم له آورده شده است،نگاه عمیق و وسیع ایشان به آموزش وپرورش مشخص می باشد.یکی از این فرمایشات گهر بار این است :"جامعه،دانش آموزان وخانواده باید قدردان زحمتهای معلم باشند" وهزاران جمله با همین مضمون وبلکه قوی تر از این در فرمایشات حضرت آقا به چشم می خورد. با توجه به بکر وتازه بودن موضوع تحول بنیادین در آموزش وپرورش محقق به لحاظ دسترسی به منابع با محدودیتهایی مواجه بودکه امیدواریم با پردازش بیشتر به چنین موضوعهایی از سوی محققین این محدودیت برطرف شود. نتیجه نهایی که از این تحقیق می توان بدست آورد چه از منظر مقام معظم رهبری وچه از مکنظر تحول بنیادین نگاه ویژه وبرجسته به معلم به عنوان یک عنصر بی بدیل وغیر قابل جایگزین در فرایند تعلیم وتربیت می باشدکه بیش ارپیش باید مورد توجه قرار گیرد. منبع: خنیفر.حسین وهمکاران،1389،مبانی تحول بنیادین،انتشارات نورالثقلین،تهران نویسندگان: علی احمدی: دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت فاطمه عباسی: دبیر شاغل در آموزش وپرورش زنجان