سیمین دانشور، نخستین داستان نویس زن ایرانی

سیمین دانشور، نخستین داستان نویس زن ایرانی به مفهوم مدرن، روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ و هم زمان با روز جهانی زن، در هشتم مارس ۲۰۱۲ در گذشت. 

سیمین دانشور در سال ۱۳۰۰ از پدری پزشک و مادری نقاش که مدیر هنرستانی دخترانه بود، در شیراز به دنیا آمد و همراه با دو خواهر و سه برادرش در خانواده ای هنرپرور و روشنفکر در شیراز پرورش یافت.

سیمین سالهای ابتدایی و دبیرستان را در شیراز در مدرسه انگلیسی درس خواند و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران تحت نظر استاد بدیع الزمان فروزانفر به پایان رساند و در این دوران بویژه از محضر استادانی چون دکتر فاطمه سیاح، غلامحسین بهمنیار و فروزانفر برخوردار بود. او همچنین از تشویقهای دکتر فاطمه سیاح بهره فراوان گرفت. نخستین داستانهایش را برای او می خواند و با تشویق و معرفی او بود که داستانهایش را برای نقد و بررسی به مدت یك سال نزد کسی می برد که بعدها توسط جلال‌آل احمد درمی یابد که او صادق هدایت بوده است، که به گفته او «به دور از هرگونه مریدپروری، آثار ابتدایی یك دختر جوان را با حوصله نقد می‌كرده است.» 

خانم دانشور سپس با استفاده از بورس فولبرایت در دانشگاه استانفورد به تحصیل در رشته زیبایی شناسی در ادبیات پرداخت و در همان زمان چند داستان کوتاه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر کرد. او از سال ۱۳۳۸ در در رشته باستان شناسی و تاریخ هنر در دانشگاه تهران تدریس می کرد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.

خانم دانشور، همسر جلال آل احمد، نویسنده پر تاثیر دوران خود بود. اگرچه از این ازدواج فرزندی بوجود نیامد، اما در عوض خانم دانشور نیز همچون همسر خود میراث گران بهایی از آثار فرهنگی و هنری جهان را در زبان فارسی از خود برجا گذاشت. 

سو و شون، نخستین رمان سیمین دانشور، در سال ۱۳۴۸ و اندکی پیش از مرگ جلال آل احمد منتشر شد. این رمان در ایران با استقبالی عظیم روبرو شد و به زبانهای مختلف به ترجمه درآمد.

رمان های دیگر او جزیره سرگردانی، ساربان سرگردان و کوه سرگردان هیچ یک به پای سووشون نرسیدند.

چندین مجموعه داستان کوتاه نیز از او باقی مانده است. مانند آتش خاموش، شهری چون بهشت، به کی سلام کنم، و پرنده های مهاجر. چند ترجمه نیز از او باقی مانده که همه در نوع خود از بهترین نمونه های ترجمه است.

خانم دانشور از نخستین و بهترین مترجمان آثار چخوف بود. از ترجمه های او می توان به سرباز شکلاتی نوشته برنارد شاو، دشمنان از چخوف، بنال وطن نوشته الن پیتون و ماه عسل آفتابی که مجموعه ای از داستان های کوتاه است اشاره کرد.

رمان سووشون او که در میان دیگر آثارش اهمیت بیشتری دارد، برای اولین بار در ادبیات فارسی به کاوش در پیچیدگیها و دشواریهای زندگی یک زن به عنوان شخصیت اصلی می پردازد . این رمان همچنین برای اولین بار در ادبیات ایران از زبان یک زن نقل می شود و وضعیت دشوار زن را در برابر مسئولیتش به عنوان همسر و مادر در شیراز دوران رضاشاهی نشان می دهد. اگرچه انتقادهایی فمینیستی بر این رمان وارد آمده، اما همچنان ارزش ادبی خود را حفظ کرده و جزو چند رمان مهم زبان فارسی است.

خانم دانشور همچنین در زمینه های غیر داستانی نیز کتابهایی منتشر کرده که برخی از آنها در دانشگاه تدریس می شد. مانند مبانی استتیک، راهنمای صنایع ایران، شاهکارهای فرش ایرانی و غیره.

سیمین دانشور در دوران پیش از انقلاب در کنار جلال آل احمد از بنیان گذاران کانون نویسندگان و خود نخستین رئیس این کانون بود. خانه این زوج محل رفت و آمد و محفل روشنفکران و جوانان و شاعران و نویسندگان و ناراضیان اعم از مذهبی و غیر مذهبی و چپی بود.

سیمین دانشور پس از مرگ جلال این رویه را همچنان ادامه داد. اما در سالهای اخیر به دلیل تنهایی و پیری و بیماری جانب انزوا گرفت . روحش شاد.

دلنوشته های مرحوم حسین پناهی

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت.

پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی یک

به نام خداوند جان و خرد

پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی یک              نوبت دوم    ( درس چهاردهم تا بیست و چهارم )

خودآزمايي درس چهاردهم صفحه ي 106      

  1- مردم بي هنر        2- مغيلان مخفف ام + غيلان (غولان ) = مادر غولان . مغيلان يا خار شتر درختچه اي است كه در صحرا مي رويد، چون باد در لاي بوته ي مغيلان صداي هوهويي توليد مي كرد قدما فكر مي كردند كه اين درختچه ماواي غولان است و غول در زير آن ، بچه گذاشته و صداي زوزه باد صداي بچه هاي غول است . به همين دليل مسافران از نزديك شدن به اين درختچه ها بخصوص در شب واهمه داشتند .     3-  از اصالت موروثي به گوهر اصل و از اصالت اكتسابي به گوهر تن و گوهر هنر نام برده شده است .     4-  خرد و دانش .   5-  1- زبان سرخ سر سبز را بر باد مي دهد .     2- تا مرد سخن نگفته باشد / عيب و هنرش نهفته باشد 3- زبان آيد زيان آيد        4- زبان پاسبان سراست     5- زبان بريده به كنجي نشسته صم بكم / به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم      6- زبان بسته بايد گشاده دودست  / زبان بسته بهتر كه گويا به شر         7- زبان ترجمان دل است   8- زبان ، بسيار سر برباد داده است      9- زبان ، سر را عدوي خانه زاد است (وحشي)    10- زبان بند كردن به صد قيد و بند - بسي به زگفتار ناسودمند (اميرخسرو)  11- زبان چرب گويا و دل پر دروغ    بر مرد دانا نگيرد فروغ  (فردوسي)   12- زبان چيره گردد چوشد دست چير   13- زبان خلق تازيانه ي خداست  14- زبان خوش مار را از سوراخ بيرون آورد .       15- زبان در دهان اي خردمند چيست - كليد در گنج صاحب هنر    16- چو دربسته باشد چه داند كسي - كه گوهر فروش است يا پيله ور (سعدي)    17- زبان دردهان كسي گذاشتن         18- زبان را بپاي از بد انديش و دوست - كه نزديك تر دشمن سزت اوست (سعدي)      19- در فتنه بستن دهان بستن است   ( امير خسرو )     20- اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند بهتر كه سخن گويي و خاموشت كنند (منسوب به سقراط)    21- زبان گوشت است به هر طرف بگرداني ، مي گردد .        22- زبانم مو در آورد .   23- زبان مرغان مرغان دانند   24- زبانش با سرش بازي مي كند .   25- زبان و گوش دادت كلك نقاش كه گاهي گوش شو گاهي زبان باش (وحشي )     (از امثال و حكم دهخدا)   6- آدمي برديگر جانوران به ده درجه كه در تن اوست بر حيوان برتري يافت : پنج درجه ي دروني و پنج درجه ي بيروني كه پنج درجه دروني عبارتند از : انديشه ، به خاطر سپردن ، تخيل و تشخيص و سخن گفتن و پنج درجه بيروني : قوه ي شنوايي ، بينايي ، بويايي ، لامسه و چشايي و از اين قوه ها و نيروها آن چه جانوران ديگر دارند به پاي نيروهاي آدمي نمي رسد.         7-  با بند اول درس ارتباط دارد.   8-  وقتي اين را دانستي ، زبان را به خوبي و هنر آموختن عادت بده و زبان را جز به خوب گفتن عادت مده زيرا زبان تو دايم همان چيزي را مي گويد كه تو آن را بدان وادار كرده باشي زيرا گفته اند : هركس زبان او خوش تر باشد ، طرف داران او بيشتر خواهند بود و با داشتن همه ي هنرها ، تلاش كن سخن را در جاي خود بگويي زيرا سخن بيجا حتي اگر خوب باشد ، زشت به نظر مي رسد و از سخن بي فايده دوري كن زيرا سخن بي فايده تماماً زيانكاري است و سخني كه از آن بوي دروغ بيايد و بوي هنر از آن به مشام نرسد ، نگفتنش بهتر است .       پنج مورد از تفاوت ها : 1- زفان = زبان         2- تو او را برآن داشته باشي : تو آن را بدان وادار كرده باشي    3- سخن به جايگاه : سخن به موقع و بجا    4- سخن نه بر جايگاه : سخن بيجا و بي موقع     5- دوري گزين : دوري كن     6- زشت نمايد : زشت به نظر مي رسد و ...      9- اصالت اكتسابي كه انسان با عقل و خرد خود، آن را كسب مي كند .   

خودآزمايي درس كدام قبله     صفحه ي 107      1- روي برخاك ماليدن و تعظيم كردن در برابر شاه .   2- طمع   3- انسان از نفس شهوت پرست اطاعت نكند.   4- معني :(اي رسول ) آيا ديدي آن كسي كه هواي نفسش را خداي خود قرار داده است ؟ با بيت پاياني تناسب معنايي دارد.   خودآزمايي درس متاع جواني      صفحه ي 109        1- مرغ زيبا ، متاع ، گنج     2- زيرا مي گويد معني آن را فقط به هنگام پيري خواهد دانست پس سؤال كردن اكنون بي فايده است. اگرمي تواند اكنون قدر جواني را بداند زيرا جواني ديري نخواهد پاييد .     3-  قطعه . زيرا چند بيت هم وزن است كه مصراع هاي زوج آن هم قافيه است و وحدت موضوع دارد .    4- پيام شعر اين است كه : انسان در جواني مغرور نيرو و توان خود است وقتي پير شد متوجه مي شود كه پيري ، قدرتمندان را نيز ناتوان مي كند و پروين نيز همين مفهوم را درشعر خود بيان كرده است و البته پروين          مي خواهد قدر جواني را بدانيم زيرا زود مي گذرد و چنين نتيجه گيري اي در قطعه ي احمد مشكان طبسي نيامده است .        قطعه طبسي دو بيت است ولي ابيات قطعه ي پروين بيشتر است و در قالب مناظره نيز سروده شده است .     

خودآزمايي درس پانزدهم    صفحه ي 118       1- لباس را براي مصونيت و به عنوان حريمي قابل اطمينان در مقابل نگاه هاي پليد مي پوشد .  2-  يعني لباس نبايد مثل پوست انسان را عريان و برهنه نشان دهد بلكه به عنوان خانه اي بايدحريم امن او در مقابل نامحرمان باشد و به او آرامش و امنيت ببخشد .  3-  فرهنگ و شخصيت و اعتقاد و ارزش هاي اعتقادي هرفرد در لباس پوشيدن او هويدا مي شود.  4-  پوچي و دروغين بودن بخش هايي از تمدن غرب . (فرهنگ برهنگي غرب )   5-  برخي معتقدند حجاب محدوديتي براي فعاليت هاي اجتماعي است درحالي كه چنين نيست . پوشش و حجاب به انسان آرامش و مصونيت مي بخشد و باعث مي شود به جاي آراستن ظواهر با آسودگي به فعاليت بپردازد و به جاي اين كه به زن و مرد بودن خود بينديشدبه انسان بودن خود فكر كند و به عنوان قطره اي به درياي جامعه بپيوندد .   6- فعاليت دانش آموزي به منابع زير مي توان مراجعه كرد:      1- الجزاير مردان مجاهد از حسن صدر    2- الجزاير و مسئله ي حجاب از فرانتس فانون   3- زنده بادآزادي   از علي وافي       

  خودآزمايي درس شانزدهم  صفحه ي 123           1- در عهد پيغمبر مسجد جايي بود كه مسلمانان آن جا جمع مي شدند و پيامبر در همان جا كارهاي امت را حل و فصل مي كردند. در دوره هاي بعد اهل حديث حلقه هاي خود را در آن جا بر پا مي كردند و صوفيه براي اعتكاف در مسجد خلوت مي گزيدند و حوزه هايي براي مقابله و تلاوت و تعليم تجويد و قرائت قرآن در آن جا تشكيل مي شد.        2-  ناشي از تنوع و اختلاف نژاد اقوامي كه سرزمين آن ها به وسيله ي مسلمانان فتح مي شد.   3- زيرا تمام تصوري كه از زيبايي در ذهن معماران و هنرمندان بوده است در مسجد مجال بروز يافته است . هنرهاي مختلفي از قبيل : معماري در توازن اجزا‌ ، نقاشي در نقوش و الوان كاشي ها ، خوش نويسي در الواح و كتيبه ها ، شعر در موعظه ها ، موسيقي در صداي مؤذن و بانگ قاري و واعظ و صنايع دستي براي تكميل و تزيين اين مجموعه ي الهي به ميدان آمده اند .        4-  جلوه هاي گوناگون فرهنگ و هنر اسلامي در طي قرن هاي دراز در بناي مسجد مجال بروز يافته است پس يك مورخ مي تواند با مطالعه در مساجد ، تصوير روشني از تمدن و تاريخ اقوام مسلمان عالم را پيش چشم خود مجسم كند .    5- احياي هنرهاي قديم براي ترميم واصلاح آن چه ازاين ابنيه ي خدايي فرسوده شده است وتعيمرهرچه از آن جمله در حال ويراني است .    6- كه مردم مساجد را خالي نگذارند و درمساجد شركت داشته باشند .     7-  بر اساس شماره ي حروف ابجد عدل مظفر : ع = 70 ، د = 4 ، ل = 30 ، م = 40 ظ = 900 ، ف = 80 ، ر = 200  اين اعداد را جمع مي كنيم :    1324 = 200 + 80 + 900 + 40 + 30 + 4 + 70    سال 1324 هـ .ق به دست مي آيد كه سال تأسيس مجلس شوراي ملي سابق بوده است .     خودآزمايي درس هفدهم    كلاس نقاشي       صفحه ي 127      1- اسليمي : از طرح هاي اساسي و قراردادي هنرهاي تزئيني ايراني مركب از پيچ و خم هاي متعدد كه انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبيعت مشخص مي گردد .(معين)          شكل تغيير يافته ي كلمه ي اسلامي .  2- گرته برداري (گرده برداري ): با خاكه ي زغال و غير آن ، تصوير چيزي را طراحي كردن (معين)      3-  بي رنگ : نمونه و طرحي كه نقاش به صورت كم رنگ يا نقطه چين بر كاغذ مي آورد و سپس آن را كامل رنگ آميزي مي كند ، طرح اوليه      4-  روزگاري : از روي طرحي نقاشي كردن            5- نقطه چيني : خط يا سطحي را به وسيله ي نقطه هاي متعدد پركردن .       صورتگري : نقاشي          2- در دو بند اول درس كه جملاتي شعر گونه به دنبال هم آورده است و همچنين در صفحه ي 126 پاراگراف دوم دست معلم ازوقب حيوان روان شد ، فرود آمد ... به طور كلي نحوه بيان ادبي دركل متن ذوق شاعري نويسنده را به ما گوشزد مي كند.   3-  1- ايجاز و كوتاهي جملات 2- استفاده از كلمات هماهنگ و متناسب 3- پرهيز از تكرار .           4-  مسلمانان معتقد بودند خداوند خالق انسان و طبيعت است و شبيه سازي از روي انسان در اسلام شرك به شمار مي آمده است و اگر كسي انساني را به تصوير مي كشيد ، مي گفتند در آخرت بايد درآن روح بدمد و مورد بازخواست قرار گيرد و كشيدن چهره ي انسان را نوعي شرك مي دانستند و به خصوص در مسجد آن را حرام مي دانستند و تاكنون نيز اين عقيده وجود دارد كه نصب عكس در مسجد كراهت دارد.          5- حرفي به كارش بود (كنايه از مشكل داشت ) ، دستي نازك داشت (ظريف مي كشيد) ، صورتك به رو نداشت (تظاهر نمي كرد) و ...  .      6-  سادگي و صميميت درآن حاكم بود، دل خواه و روان بود . خشك نبود و خنديدن در آن روا بود.      7-  برآمدگي پشت و سم ها ي اسب ، شتابان خط هايي در هم كشيد و علفزاري ساخت و حيوان را تا ساق پا در علف نشاند . 

 

 خودآزمايي درس هجدهم - مشروطه ي خالي صفحه ي 135           1- يكي از راه هاي طنز استفاده از مسائل عادي زندگي و ارتباط دادن آن با مسائل و مشكلات سياسي و اجتماعي است و دهخدا با استفاده از مشاجره پدر ومادر خود مي خواهد كلاهبرداري و دروغگويي  وكلا را در زمان خود بيان كند.   2- بسته شدن عقد دختر عمو ، پسرعمو در آسمان ، سي وسه بندم به تكان افتاد . (در پزشكي قديم معتقد بودند كه استخوان هاي بدن آدم با سي وسه بند به هم متصل شده است )     3- بي سواد ، زيرا تفاوت عقد نامه  و وكالت نامه را متوجه نمي شود .     4- نويسنده خود نيز با دختر عمويش نامزد بوده و مي دانسته كه جدا كردن نامزد از نامزد چه ظلم عظيمي است .      5- براي اعتراض به دخالتهاي روسيه در امور داخلي ايران و اعتراض به محمد علي شاه عده اي از مبارزان مشروطه در سفارت انگليس و عده اي در شاه عبدالعظيم دست به تحصن زدند.       6- زيرا مي داند مردم از وكيل خير نخواهند ديد همان طور كه مادرش خير نديده بود .        7- ننه ، جاپن ، پتل پورت .           8- تكليف دانش آموزي .     خودآزمايي درس نوزدهم - حاكم  و فراشان    صفحه ي 140           1- يعني آن وقت سروكارت با فراشان خواهد بود كه با چوب دستي هاي خود حساب تو را مي رسند و تو را كتك   مي زنند .            2-  نظام عريض و طويل تشريفاتي دربار در اواخر قرن سيزدهم هجري .         3- توجهي نشان نداد ، اعتنايي نكرد ، خود را به نفهميدن زد . امروزه ضرب المثل (( خودرا به كوچه علي چپ زد .)) را نيز درهمين معنا به كار مي بريم .        4- حكيم باشي ، آشپز باشي ، حاكم باشي ، قزاق باشي ، تفنگدار باشي و ...        5- سطرچهار : درپيشاپيش آنان يك نفر سرخ پوش ديوچهر و درپشت سرآن ، ده بيست نفر سوار با تيپ مي آيند.    سطر پنجم : به ما گفت راست ايستاده هنگام عبور آن ، كرنش و تعظيم نماييد .           ودرسطر هفتم : آن هم ابداً به روي بزرگوار خود نياورده .   خودآزمايي غزل     مرغ گرفتار    صفحه ي 142           1- بيت هشتم - گر شد از جو شما خانه ي موري ويران           خانه ي خويش محال است كه آباد كنيد    2- بيت سوم  بين گل ، لاله ، شمشاد و مرغ        بيت ششم : بيستون ، شيرين و فرهاد              3- آزادي         4- از اشاره و تلميح به اين داستان مي خواهد بگويد سختي هاي بسيار بر سرراه آزادي و آزادي خواهان قرار دارد ، مبادا با گفتن و بزرگ كردن اين مشكلات ، آزادي خواهان را نا اميد و مأيوس كنيد .    اشارات و معني بيت: (كوه بيستون : مشكلات و موانع راه مبارزه       شيرين : آزادي        فرهاد : آزادي خواهان        مشكلات بر سرراه آزادي قرار دارد مبادا با خبرهاي ناگوار ازآزادي ، مبارزان را غمگين و مأيوس سازيد .)           5- مسائل اجتماعي از قبيل آزادي ، وطن ، بيزاري از ظلم و ...       

  خودآزمايي درس بيستم - سفر به بصره   صفحه ي 148        1- مي خواستم بروم ، سوار شو (سوار اسب شو) ، وارد شويم    2-  به دو دليل  1- فقر وبينوايي  2- تا وزير بداند كه ناصر خسرو درفضل و دانايي مرتبه ي بالايي دارد و وقتي بر نوشته ي او آگاهي مي يابد بداند كه چه شخصيتي دارد و درچه مرتبه و موقعيت علمي اي قرار گرفته است تا وقتي نزد وزير حاضر مي شود شرمنده نشود .    3- گهي زين به پشت : چون به بصره رسيديم ، از برهنگي و عاجزي به ديوانگان مانند بوديم .           گهي پشت زين : بعد از آن كه حال دنياوي ما نيك شده بود و هريك لباسي پوشيديم .          اين هردو حال در مدت بيست روز بود .   4- در پايان نتيجه مي گيرد: من اين فصل را آوردم تا مردم بدانند كه به شدتي كه از روزگار پيش آيد نبايد ناليد و از فضل و رحمت كردگار نااميد نبايد شد كه او رحيم است .       5-  خورجين بي مقدار و بي ارزش . در مكي ، دمكي .      خودآزمايي پرستو درقاف   صفحه ي 152             1- زيرا خود را به پرستويي تشبيه كرده كه براي يافتن خدا به اوج قاف (مدينه و بقيع ) پر كشيده است مثل سفر پرندگان در منطق الطير عطار كه براي رسيدن به سيمرغ (خدا) به سوي قاف پرواز كردند .             2- حديثي است كه درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمين مي آيند ، با توجه به اين حديث پس مي توان عطر بال فرشتگان را حس كرد و علاوه بر اين مدينه محل نزول وحي بوده است و عطر بال جبرئيل ، فرشته ي حامل وحي را هنوز هم مي توان با مشام جان بوييد .          3-  بوي مدينه مي آيد - شهري سپيد پوش - دوست دارم مدينه را بغل كنم .        4- درآن زمان باران مي باريده است و بوي خوش خاك مدينه از باريدن نم نم باران برخاسته بوده است .      5- امام سجاد(ع) بعد از شهادت شهيدان كربلا هرگز در سايه نياسود و بعد از وفاتش نيز برفراز مزارش گنبدي برپا نشد (گنبد ساخته شد ولي آن را خراب كردند ) اكنون نيز مزارش گنبدي ندارد تا او را از آفتاب و تابش داغ آن مصون بدارد ، گويي كه پيمان امام تاكنون هم باقي است .      6-  يعني آن همه عظمت بقيع وشرح دردها را كه مانند دريايي است در سفر نامه ي خود كه مانند كوزه اي است . بريزم و بيان كنم ، ولي نمي توانم .    (( گر بريزي بحر را در كوزه اي  /  چند گنجد قسمت يك روزه اي  )) 7- زبان درس(( پرستو در قاف)) ساده ، روان و البته مقداري ادبي است .     در((سفر به بصره)) نشانه هايي از كهنگي زبان ، كلمات قديمي ، فعل هاي پيشوندي وساخت هاي كهن دستوري ديده مي شود و البته نثر ساده ي حدود هزار سال پيش است .     خودآزمايي درس بيست و يكم   زندگي من     صفحه ي 158         1- لامسه       2- به علت مشكلات گاهي شكست مي خوردم ولي هيچ گاه نا اميد نمي شدم و دوباره پيش مي رفتم .      3- كتاب را نور خورشيد و ادبيات را بهشت خود دانسته است .       4- رابرت بريل مبدع خط بريل ، رودكي ، دكتر طه حسين ، ابولعلاي معري ، اديب نيشابوري         5-  تكليف دانش آموزي .       خودآزمايي درس بيست و دوم       پيرمرد چشم ما بود      صفحه ي 164           1- تكليف دانش آموزي         2-  محله ي شميران در تهران .     3- چون نيما در بند خانه نبود و وظيفه اش را به عنوان پدر وشوهر خوب ادا نمي كرد.    4- خير ، آل احمد مي گويد : (پيرمرد تا آخر عمر يك دهاتي غرب زده در جنجال شهر باقي ماند . يك دهاتي به اعجاب آمده و ترسيده و انگشت به دهان ) يا ( با ادب شهر نشيني اخت نشده بود. پس از اين همه سال كه درشهر به سربرده بود ، هنوز دماغش هواي كوه را داشت )          5-  از رفت و آمدهاي بسيار جوانان به خصوص در چنان وضع بد اقتصادي .        6-  درشعرهايش .         7-  نيمامانند مرواريد، شخص نادروارزشمندي بودكه در زمانه ي حقير و درميان مردمي كه او را درك نمي كردند زندگي مي كرد وتا سال ها كسي حرف و شيوه اش را نمي شناخت .     8-  بند دوم صفحه 159 - تا اواخر سال 26 يكي دوبار به خانه اش رفتم - خانه اش كوچه ي پاريس بود . شاعر از يوش گريخته و دركوچه پاريس ! عاليه خانم رونشان نمي داد و پسرشان كه كودكي بود ، دنبال گربه مي دويد و سروصدا مي كرد.        صفحه 162 بند دوم : شبي كه آن اتفاق افتاد ما با صداي در از خواب پريديم اول گمان كردم ميراب است خواب كه از چشمم پريد و از گوشم ، تازه فهميدم كه در زدن ميراب نيست و شستم خبردار شد .      درتمام درس جملات كوتاه  به كار رفته است .

خودآزمايي درس بيست و سوم       نمونه هايي از اشعار اقبال لاهوري     صفحه ي 169        1- انسان (خود شاعر) در بي همزباني و تنهايي و بي همدردي   2- كسي كه خار(مشكلات ) مي بيندولي ازچمن مي گويد(زيبايي ها را مي بيند ) و باديدي مثبت به امور نگاه مي كند .     3- در بيت اول قطعه ي سروري :
((خدا آن ملتي را سروري داد
   / كه تقديرش به دست خويش بنوشت   )) 4- زندگي بايدحركت و تكاپو داشته باشد زيرا زندگي راكد چيزي جز نيستي نيست .
خودآزمايي شعر لاله ي آزاد         صفحه ي 172        1-     آبم نم باران است ، فارغ ز لب جويم  /   تنگ است محيط آن جا در باغ نمي رويم (نفي آسايش جويي زيرا اگر به دنبال آسايش بود در باغ مي روييد . )         من لاله ي آزادم خود رويم و خود بويم   /   در دشت مكان دارم ، هم فطرت آهويم (نفي دست پرورد بودن
زيرا آزاد هستم ونياز به باغبان وپرورش دهنده ندارم . )   2- بند سوم : هر صبح نسيم آيد ، بر قصد طواف من    3- مي گويند : صحراي ختن به دليل روييدن زعفران و گياهان خوشبو، معطر و خوشبو است و آهويي كه در اين صحرا مي چرد چون از اين گياهان مي خورد خون در نافه اش به مشك بدل مي شود .
4- بند دوم : بر ساقه ي خود ثابت ، فارغ ز مدد كارم
        من لاله ي آزادم ، خود رويم و خود بويم       بر فطرت خود نازم ، وارسته ضميرم من        آزاده برون آيم ، آزاده بميرم من     5- داستان ليلي و مجنون - درس دوازدهم : از كعبه گشاده گردد اين در        6-  بر فطرت خود نازم وارسته ضميرم من         آزاده برون آيم آزاده بميرم من      به فطرت آزاده ي خود افتخار مي كنم زيرا از همه وابستگي ها رهيده ام ، من آزاده متولد مي شوم و بي هيچ وابستگي مي ميرم .

خودآزمايي درس بيست و چهارم      تا هست عالمي ، تا هست آدمي     صفحه ي 177    1- لاله ي دامان كوهسار، سبزه ي بهار ، صوت بلبل ، آبشار ، خاك كشور ، ذوق كودكي ، پند مادر ، بار شكر ، بنفشه ، نازبوي ، آب جو   2-  لفظي كه پيش هر سخنش مرا به سجود مي آورد . مقصود اين است كه لفظي بسيار ارزشمند است و به دليل عظمت و ارزشش مرا به تعظيم در مقابل خود وا مي دارد.         3- تأكيد و جاي گزيني بيشتر در ذهن خواننده .        4- شاعر : صفيه ي گل رخسار - لايق شير علي          نويسنده : صدر الدين عيني - كمال عيني