دوستي با دنيا

امام صادق (ع)‌مي‌فرمايد:
دوستي حقيقي و واقعي پيدا نمي‌شود مگر اين كه شرائط آن جمع باشد، هر كس در او اين شرائط يا پاره‌اي از آن‌ها باشد او را اهل چنين دوستي بدان، و كسي كه اين شرايط يا قسمتي از آن را دارا نباشد او را به اين گونه دوستي نسبت مده:
1. اين‌كه آشكار و پنهانش براي تو يكسان باشد.
2. اين‌كه زينت تو را زينت خود دانسته، و زشتي تو را زشتي خود بشمارد.
3. اينكه رياست و دارائي رفتار او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4. از آن چه توانائي دارد براي به تو دريغ نكند.
5. هنگام بيچارگي و پيش‌آمدهاي ناگوار تو را رها نكند.
يكي از بزرگان گويد:
هميشه از رفاقت و همنشيني با سه دسته پرهيز كنيد:
1-رؤساء و حاكماني كه زورگو و غافلند
2- قاريان قرآن كه از دستورات آن سرپيچي و مسامحه نمايند.
3- صوفياني كه با جهل و ناداني خود مردم را گُمراهي مي‌كنند.
امام باقر (ع) فرمود:
پدرم امام سجاد (ع) به من فرمودند:
فرزندم: در نظر داشته باش كه با پنج كس همنشين نشوي و همسفر نشوي.
پرسيدم: پدر جان آن‌ها چه كساني هستند؟
فرمود:
[1] مبادا با دروغگو همنشين شوي، زيرا كه او به منزل? سرابي است كه دور را در نظرت نزديك و نزديك را برايت دور جلوه دهد.
[2] زنهار، از هم‌نشيني با فاسق و گنهكار، زيرا كه او به يك لقمه يا كمتر از آن تو را بفروشد.
[3] مبادا با شخص بخيل همنشين گردي، زيرا كه او مال خود را در سخت‌ترين لحظات از تو دريغ مي‌دارد. 4. با احمق و نادان نيز هم‌نشين نشو، چون كه او مي‌خواهد به تو سود رساند ولي (به واسطه حماقتش) زيانت مي‌رساند.
[4] مبادا، با آن كس كه قطع رحم مي‌كند رفاقت كني، چون چنين كسي را من در سه جاي قرآن ملعون يافتم:
الف) پس آيا اميد داريد كه هرگاه به سرپرستي كاري گمارده شويد فساد در زمين نكنيد و قطع رحم كنيد ايشانند كه خداوند لعنتشان كرده و گوش‌هايشان را كر و ديدگانشان را كور ساخته
ب) و در جاي ديگر فرمود:
آنان‌كه بشكستند پيمان و عهد خدا را پس از بستن آن، و قطع مي‌كنند آن‌چه را كه خدا امر فرموده پيوند شود را (قطح رحم) و فساد كنند در روي زمين؛ پس بر آن‌ها است لعنت بدي و عذاب آخرت.(1)
ج) و نيز مي‌فرمايد: آنان‌كه پيمان خدا را پس از بستنش بشكنند و قطع كنند آن چه را خداوند دستور پيوندش را داده و فساد كنند در زمين.
پس اينان زيانكاران مي‌باشند. (2)

 

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.


شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.     


 


در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .


 


دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال


 


يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .


 


واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند .


 


آيين شب يلدا يا شب چله


 


صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .


 


برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .


 


ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند


 


آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند


فال0 حافظ و شاهنامه خواني


يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن»  است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.


 


 شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.

دانش آموزان

دانش آموزان

http://www.khedu.ir/article/viewarticle.asp?ActiveStateCode=13&id=439&Catname=

http://www.dibache.com/text.asp?cat=2&id=1180

http://www.dibache.com/text.asp?cat=2&id=1180