تبليغاتX
وبلاگ شخصی اوستا طحانی

آئين نامه امتحانات دوره هاي ابتدايي و راهنمايي تحصيلي

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 16:39 |
چکیده : خلاقيت داراى سه بُعد غيرشناختى، شناختى و انگيزشى است. ابعاد غيرشناختى خلاقيت شامل ويژگي‌‏هاى خلاق در امور حركتى، هنرى و توانايي‌‏هاى خاصى است كه در سطح افراد مشابه كمتر مي‌‏توان شاهد آن بود.

شرح :
شرح :

1ـ ماهيت خلاقيت‏

در يك برنامه‌ي آموزش خلاقيت براى معلمان، قبل از شروع كار از آن‌ها خواسته شد تا تعريفى از خلاقيت را ارائه دهند. هر چند پاسخ‏‌هاى داده‏‌شده‌ي بعضى ارتباط بيشتر و برخى رابطه‌ي كمترى با مفهوم خلاقيت داشت، اما در يك موضوع مشترك بودند و آن ويژگى نو و جديد بودن كار خلاقانه بود. تمامى اين معلمان قبل از آموزش، اين نكته را دريافته بودند كه خلاقيت يعنى: "ايده‏‌هاى تازه و نو".
ميان متفكران و محققان پيرامون تعريف خلاقيت اتفاق نظر وجود ندارد. براى نمونه، گيلفورد (1962) خلاقيت را مجموعه‌ي ويژگي‌‏ها و توانايي‌‏هاى فردى مي‌‏داند. در واقع، خلاقيت از ديدگاه گيلفورد عبارت از تفكر واگراست، يعنى تفكر از جهات مختلف و ابعاد گوناگون. در حالى كه محققانى ديگر از جمله هارينگتون (1990)، آمابيل (1989) و سيكزنتمي‌‏هالى (1989) خلاقيت را موضوعى كاملاً اجتماعى مي‌‏دانند. هنسى و آمابيل (1989) معتقدند كه تحقيقات ما نشان داده است عوامل اجتماعى و محيطى نقش اصلى را در كار خلاق ايفا مي‌‏كنند و بين انگيزه‌‏هاى شخصى و خلاقيت ارتباط قوي‌‏اى وجود دارد كه قسمت زيادى از اين گرايش را محيط اجتماعى يا حداقل جنبه‌‏هاى خاصى از محيط تعيين مي‌‏كنند.
سيكزنتمي‌‏هالى (1989) بر اين باور است كه ما نمي‌‏توانيم به افراد و كارهاى خلاق جدا از اجتماعى كه در آن عمل مي‌‏كنند بپردازيم، زيرا خلاقيت هرگز نتيجه‌ي عمل فرد به تنهايى نيست. هارينگتون بر مبناى شناخت محيط زيست، زيست‏‌شناسىِ نظريه‌ي اجتماعى خويش را از خلاقيت پايه‌‏ريزى مي‌‏كند و معتقد است همان‏‌گونه كه موجودات با يكديگر و با زيست‏‌بومشان در ارتباط‌اند، در زيست‌‏بوم خلاق نيز همه‌ي اعضا و همه‌ي جنبه‏‌هاى محيطى در حال تعامل‌‏اند.

خلاقيت، ارائه‌ي كيفيت‏‌هاى تازه از مفاهيم و معانى است. گيزلين (1954) به خلاقيت به عنوان يك محصول مي‌‏نگرد، در حالى كه ديدگاه‏‌هاى ديگر به آن به عنوان يك فرايند توجه مي‌‏كنند مانند مدنيك (1962) كه خلاقيت را چنين تعريف مي‌‏كند: شكل دادن به عناصر متداعى به صورت تركيبات تازه كه با الزامات خاصى مطابق است يا به شكل مفيد است.

در بعضى نظريه‏‌ها، وجود برخى از ويژگي‌‏ها براى ظهور خلاقيت ضرورى است. بارون و هارينگتون (1981) مي‌‏گويند بعضى از تحقيقات نشان مي‌‏دهد افراد خلاق از نظر شخصيتى داراى صفات خاصي‌‏اند. استرنبرگ (1985) علاقه به خطر كردن، عدم پذيرش محدوديت‌‏ها و موانع، توانايى بهره‌‏بردارى از محيط خويش براى ساختن چيزى نو و منحصربه‌‏فرد، داشتن سؤالات و فرضيات زياد و كنجكاوى را لازمه‌ي خلاقيت مي‌‏داند. در حالى كه بعضى ديدگاه‌‏ها لزوم اين ويژگي‌‏ها را رد مي‌‏كنند و خلاقيت را توانايى حل مسائلى كه از قبل نياموخته‌‏ايم، مي‌‏داند.(وايزبرگ، 1995)

اين‏‌گونه تعاريف و ساير تعاريف علي‌‏رغم تفاوت‏‌هاى اساسى كه در ديدگاه‌‏هاى خويش دارند، داراى نقاط اشتراكى نيز هستند. از مهم‏ترين نقاط اشتراك آن‌ها، نو بودن و تازگى داشتن كار خلاقانه است؛ اما هر چيز نو نمي‌‏تواند خلاقانه باشد، بنابراين، در اغلب تعاريف، ارزشمندى و مناسب بودن نيز مورد توجه قرار گرفته است، به‌‏طورى كه آمابيل (1990) معتقد است اگر اكتشافى بودن را به آن اضافه نماييم، اين دو وجه اشتراك مي‌‏تواند خود تعريف خلاقيت باشد. لذا در نظر او خلاقيت عبارت از هر اثر نو و ارزشمندى است كه از طريق اكتشاف حاصل شده باشد.
   

 

بفیه مقاله را در ادامه مطالب مطالعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 20:25 |