تبليغاتX
وبلاگ شخصی اوستا طحانی
هر چه در محیط خانواده آرامش بیشتری وجود داشته باشد و رفتار والدین با دانش آموز آرام تر باشد میزان تمرکز و در نتیجه یادگیری او افزایش می یابد لذا حتی اگر وی مدت کوتاهی به مطالعه بپردازد به علت همین فراگیری بهتر راندمان بیشتری داشته و مطالب بصورت پایدارتری در ذهن او نقش می بندد.
دکتر سیروس عالی پور ودکتر لاله ظاهری

بر این اساس افراد ذیل نباید به فرزندان خود درس بدهند:

1-پدر و مادرهای مضطرب و وسواسی، اضطراب خود را به دانش آموز منتقل کرده و همین اضطراب سبب وسواس فکری و کاهش تمرکز وی می شود.

2-والدین افسرده، انگیزه مطالعه و اعتماد به نفس دانش آموز را کاهش می دهند.

از طرفی باعث کاهش سطح توقع دانش آموز شده و بجای افزایش راندمان درسی سبب درجا زدن وی می شوند.

3-پدر و مادرهایی که از روش کنترل کردن دانش آموز استفاده می کنند. با این کار در وی ایجاد نگرانی کرده و همین نگرانی میزان تمرکز وی را کاهش می دهد.

تأثیر محل سکونت بر یادگیری دانش آموز

برای افزایش تمرکز و یادگیری دانش آموز بویژه در زمان امتحان باید در محیط منزل حداکثر آرامش را برقرار کرد، برای این منظور:

1.باید کلیه رفت و آمدها از مدتی قبل از شروع امتحانات کنترل شود تا از پراکندگی ذهن دانش آموز جلوگیری شود.

2.باید از هر گونه تغییر عمده مانند جابجایی منزل یاشهرستان محل سکونت حتی الامکان خودداری شود.

3.تغییرات دکوراسیون و رنگ آمیزی منزل به زمانی پس از امتحانات موکول شود.

4.نور اطاق مطالعه باید کافی باشد و ترجیحاً از بالای سر و سمت چپ دانش آموز تابیده شود.بهتر است ترکیبی از نور سفید و زرد استفاده شود.

تأ ثیر موسیقی بر تمرکز دانش آموز

گوش فرا دادن به آن دسته از آهنگ های کلاسیک که با گام، ریتم و سبک خاصی نوشته شده اند، تأثیر ظریف و مثبتی روی دستگاهها و اندام های بدن می گذارد.

برای اثر بخشی بهتر، موسیقی باید هم در حین مطالعه و هم در زمان فعالیت های روزانه دانش آموز پخش شود تا به از بین بردن اختلالات دستگاههای مختلف بدن او کمک نماید و او را برای تمرکز بهتر روی درس آماده نماید.

برای مثال، نی و سازهای بادی چوبی، فعالیت نیمکره چپ مغز و دستگاه گوارش را تنظیم می کند.چنگ به دستگاه گردش خون آرامش می دهد. در حالی که سه تار و ویولون باعث آرامش سیستم عصبی می شود.

جهت افزایش اثر بخشی موسیقی می توان از رنگ ها و بوهای خوش نیز استفاده کرد بعنوان مثال یک موسیقی که با نی یا فلوت نواخته می شود اگر با رنگ زرد و عطر نعناع همراه شود بهتر می تواند بر هضم غذا اثر کند. در حین مطالعه نباید موسیقی های تند مانند Rock Music گوش داد زیرا باعث تشدید امواج مغزی، افزایش ضربان قلب، تند شدن تنفس و سطحی شدن آن می گردد، در نتیجه اکسیژن کافی به مغز نمی رسد و یادگیری دانش آموز را تحت الشعاع خود قرار می دهد.

اثر دستگاههای سمعی بصری مانند تلویزیون و کامپیوتر بر تمرکز دانش آموزان

A)در حین مطالعه دانش آموز حتی الامکان نباید به تماشای تلویزیون یا کار کردن با دستگاههای کامپیوتری بپردازد زیرا ایندو سبب کاهش توجه وی به مطالب درسی می شود نهایتاً با صرف انرژی زیاد وی را خسته کرده و بازده او را کاهش می دهند.

B)شبها قبل از خواب بویژه شب امتحان، دانش آموز نباید به تماشای تلویزیون بپردازد زیرا در این حالت در ضمن خواب، مغز او روی مضمون فیلم یا برنامه تلویزیونی متمرکز می شود.بجای اینکار می توان مطلبی را قبل از خواب مرور کرد که تا حدودی یادگیری آن برای دانش آموز مشکل است تا در حین خواب که بارها در ذهن او مرور می شود آموختن آن راحت تر شود.

C)دانش آموز نباید در زمان استراحت بین ساعات مطالعه و هنگام شب فیلم های ترسناک، غم انگیز و اضطراب آور تماشا کند برعکس می تواند در زمان استراحت از فیلم های کمدی خنده آور و آرام بخش استفاده نماید.

خواب و استراحت دانش آموز

1-حداقل 8 ساعت خواب کامل در شبانه روز لازم است که یکساعت از آن را می توان به خواب بعدازظهر اختصاص داد و مابقی را به خواب شب.

2-خواب بعدازظهر نباید بیش از یکساعت باشد همچنین نباید به عصر یا دم غروب موکول شود چون در این حالت با خواب شب تداخل پیدا میکند.

3-زمان شروع خواب شب بسیار مهم است. دانش آموز نباید تا دیروقت بیدار بماند حتی اگر ساعات آخر شب را صرف مطالعه نماید.

بهترین زمان را برای خواب شب ساعت 10-9 شب است، بعد از آن مغز را خسته کرده و از انرژی آن که باید در روز بعد صرف شود کاسته می شود.

4-قبل از خواب شب نباید دانش آموز را تنبیه یا نصیحت کرد، نباید مسئله ای باعث ناراحتی و گریه او شود. نباید بازی رقابتی انجام دهد چون همه اینها برخواب او اثر می گذارد.

5-قبل از خواب شب بهتر است از گفتن داستانهای غم انگیز،انتقامی،وحشت انگیز و اضطرابی برای دانش آموز خودداری کرده و ترجیحاً از داستانهایی با نتیجه مثبت استفاده شود.

6-قبل از خواب می توان از روشهایی برای آرام کردن دانش آموز استفاده شود از جمله موسیقی ملایم و تنفس عمیق

7-برای افزایش کارایی دانش آموز در صبح زود که از خواب بیدار می شود می توان از روشهایی ذیل استفاده کرد.

1-خوردن صبحانه

2-دوش گرفتن

3-ورزش حتی اگر کوتاه مدت باشد.

8-نباید دانش آموز صبح ها تا دیروقت بخوابد در این صورت قسمتی از ساعات مفید روز را که سرشار از اکسیژن و تمیزتر از باقی روز است و فرد کمتر به علت آلودگی هوا دچار کسالت می شود را از دست خواهد داد.

مدت و زمان مطالعه

بهترین زمان یادگیری، صبحها پس از خواب کامل شبانه است که مغز استراحت کاملی داشته و آماده دریافت اطلاعات است.

خواب کامل شبانه و یا خواب کوتاه بعد از ظهر می تواند باعث تمدد اعصاب و تجدید قوای مغز و تقویت حافظه شود.

در پایان شب که مغز خسته است نباید مطالب جدید مطالعه کرد زیرا علاوه بر اینکه یادگیری به تاخیر افتاده و اعتماد به نفس دانش آموز کاهش می یابد قوای او را تحلیل داده و بازده کاری او را در روز بعد کاهش می دهد.

برعکس در آخر شب می توان به مرور فرمولها، لغات سخت و مطالبی که قبلاً مطالعه شده ولی کاملاً یاد نگرفته یا به حافظه سپرده نشده پرداخت تا در ضمن خواب مرور شده و به خاطر سپردن آن آسانتر گردد.

دانش آموز پس از فعالیت سنگین ورزشی، بعد از غذا خوردن و بعد از کلاس درس باید استراحت کند و نباید بلافاصله به مطالعه بپردازد. چون تمام این فعالیت ها انرژی صرف کرده و از تمرکز دانش آموز می کاهند.

اثر تغذیه بر میزان تمرکز و حافظه دانش آموز

مرکز حافظه مثل سایر اعضاء بدن از سلولهای بسیار زیاد عصبی ساخته شده است که نیاز به اکسیژن، غذا،املاح، ویتامین ها و فلزات مختلف دارد. برای آنکه این سلولها بتوانند کارشان را به نحو احسن انجام دهند، لازم است تمام مواد مورد نیاز به مقدار کافی در دسترس آنها قرار گیرند.

بعنوان مثال مهمترین غذای مرکز حافظه قند(گلوکز) است. برخی افراد در بعضی ساعات روز به دلایلی دچار خستگی و بی قراری شده و نمی توانند خوب تمرکز پیدا کنند. در چنین مواقعی خوردن یک میوه شیرین یا یک غذای مختصر که دارای کمی قند باشد این مشکل را حل می کند.

سلولهای مغز به چربی نیز نیاز دارند.بهترین چربی ها برای بدن چربی ماهی است که از خود ماهی بنام Fish Oil یا از کبد آن Code Liver Oil گرفته می شود و مقادیر زیادی امگا 3 دارد که برای مغز بسیار مفید است، این نوع چربی در بدن ماهی های چرب مثل ازون برون، آزاد،تون،ماکارل وجود دارد.مغز همچنین به پروتئین، ویتامین ها و املاح نیازمند است.

از عناصر فلزی مفید برای تقویت حافظه می توان به برم و روی اشاره کرد.

((برم)) در انواع آجیل، حبوبات، اسفناج،کلم بروکلی، بادام شیرین، بادام زمینی، انگور، هلو، گلابی و سیب به مقدار قابل ملاحظه ای وجود دارد.

خوردن یکی دو سیب در هر روز تقریباً این نیاز را برطرف می کند.

غذاهایی که حاوی((روی)) زیاد هستند عبارتند از: ماهی، میگو، حبوبات، غلات، نان سبوس دار

برای حفظ سلامتی و تقویت حافظه توصیه می شود که حداقل سه بار در هفته ماهی بخورید.

شیر مادر نیز باعث تقویت حافظه کودکان می شود. پنیر نیز به علت داشتن مقادیر کافی کلسیم و فسفر در تقویت حافظه اثر قابل توجهی دارد.

تأثیر داروها بر تمرکز دانش آموز:

1-برخی داروها باعث خواب آلودگی می شوند مانند اغلب داروهای اعصاب و روان و برخی از داروهای ضد سرماخوردگی و اکثر آنتی هیستامین ها، حتی الامکان این داروها را باید شب مصرف کرد، همچنین باید دارویی انتخاب شود که این عارضه را نداشته یا کمتر باعث خواب آلودگی شود در غیر اینصورت دانش آموز موقع مطالعه یا سر کلاس دچار خواب آلودگی شده و میزان یادگیری او کاهش می یابد یا اینکه ممکن است سر جلسه امتحان به خواب رفته و یا مطالب را به یاد نیاورد در چنین مواردی باید معلم را مطلع کرد.

2-برخی داروها باعث تهییج و تحریک فرد می شوند لذا باید در صورت امکان آخرین دوز قبل از ساعت 6 بعد از ظهر مصرف شود تا با خواب او تداخل نداشته باشد.

بعنوان مثال برخی داروها در کودکانی استفاده می شوند که مشکل تمرکز دارند. این داروها باعث تحریک سیستم عصبی می شوند لذا نباید قبل از خواب استفاده شوند.

3-گاهی فرد بعلت مصرف برخی داروها دچار سرگیجه می شود که می تواند تمرکز دانش آموز در کلاس درس یا جلسه امتحان را بهم زند.

4-گاهی مصرف داروها باعث اختلال گوارشی(تهوع، استفراغ، دل پیچه، اسهال) می شوند مانند برخی از آنتی بیوتیک ها، این داروها باید بعد از غذا و یا با آب زیاد مصرف شوند تا عوارض کمتری ایجاد کرده و بازده دانش آموز را کاهش ندهند.

5- برخی داروها مانند کورتونها ممکن است در برخی افراد ایجاد افسردگی یا سایر اختلالات روانی نمایند، اگر عارضه در حدی باشد که تمرکز فرد را بهم بزند باید در صورت امکان با نظر پزشک دارو قطع یا با داروی کم عارضه تری جایگزین شود.

6- برخی داروها بعلت داشتن عوارض آنتی کلی نرژیک سبب اختلال در حافظه، عدم تطابق در دید و احساس گرما می شوند لذا برای اینکه بازده مطالعاتی دانش آموز پائین نیاید و سلامت وی نیز به خطر نیافتد باید مایعات زیادی مصرف کرده و در ساعات گرم روز کمتر از منزل خارج شود.

7- برخی داروها ممکن است سبب اختلال بینائی یا شنوائی شوند که می تواند یادگیری دانش آموز را تحت الشعاع قرار داده و یا در آزمونهای درسی موفق نشود بعنوان مثال برخی داروهای ضد روماتیسم چنین عوارضی ایجاد می کنند که در این موارد توصیه می شود دانش آموز تحت معاینات منظم چشم و گوش قرار گیرد.

8-برخی داروها سبب بی قراری می شوند مانند تعدادی از داروهای اعصاب و روان برخی داروهای ضد سرماخوردگی.

9-در صورت مصرف انسولین، کودک ممکن است دچار افت قند خون شود لذا مصرف منظم دارو، وعده های غذایی و نیم چاشت ها ضروری است.

در صورت هر گونه فعالیت ورزشی، داشتن امتحان، مبتلا شدن به عفونت یا کاندید عمل جراحی شدن که همگی استرس به حساب می آیند ممکن است نیاز به انسولین تغییر کند لذا بایذ قبلاً از دکتر داروساز و پزشک خود اطلاعات کافی کسب نماید و مارت مصرف انسولین، تعدادی شیرینی یا نبات و یا بیسکوئیت شیرین همراه خود داشته باشد
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 21:32 |

در نامه‌‏اي به امضاي وزير آموزش و پرورش تاكيد شده كه مدارس بايد طبق تقويم آموزشي تا پايان اسفندماه داير باشند. به گزارش آموزش نیوز پرويز آژيده, معاون آموزش و پرورش نظري و مهارتي, در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, گفت: مدارس مجاز به تعطيلي زودتر از تقويم آموزشي نيستند و بايد تا پايان اسفندماه به فعاليت خود ادامه دهند.
وي افزود: سال گذشته برخي مدارس چند روز زودتر از پايان اسفندماه تعطيل شدند كه امسال بايد طبق تقويم آموزشي به فعاليت خود ادامه دهند.
آژيده خاطرنشان كرد: تعطيلي زودتر از موعد مدارس غيرمجاز است و بر اساس آيين‌‏نامه و طبق مقررات با فرد متخلف برخورد مي‌‏شود.
معاون آموزش و پرورش نظري و مهارتي يادآور شد: بعد از تعطيلات نوروز نيز مدارس بايد به موقع بازگشايي شده و فعاليت خود را آغاز كنند

 
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 19:25 |

ايمان و پارسايي از ويژگي هاي مهم يك دوست است ؛ زيرا انسان موحدي كه دين را با جان و وجود پذيرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد دارد و از زوال دنيا و بقاي جهان آخرت نيز آگاه است ، به خوبي مي داند تنها از راه عبوديت و بندگي است كه مي تواند سعادت دو جهان را كسب نمايد.

1- ايمان و پارسايي

ايمان و پارسايي از ويژگي هاي مهم يك دوست است ؛ زيرا انسان موحدي كه دين را با جان و وجود پذيرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد دارد و از زوال دنيا و بقاي جهان آخرت نيز آگاه است ، به خوبي مي داند تنها از راه عبوديت و بندگي است كه مي تواند سعادت دو جهان را كسب نمايد.

قرآن شريف در اين رابطه آيات گوناگوني دارد كه در ضمن آنها ، مردم و مؤمنان را از برقرار كردن پيوند دوستي و مودت با كافران و مشركان و منافقان بر حذر مي دارد.

لا يَتَّخِذِ المُومِنُونَ الكافِرينَ أَولِياءَ مِن دُونِ المُومِنينَ وَ مَن يَفعَل ذلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللهِ في شَيءٍ اِلا أَن تَتَّقُوا مِنهُم تُقيةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفسَهُ وَ اِلَي اللهِ المَصير. ( سوره آل عمران ، آيه 28 )

افراد با ايمان نبايد به جاي مؤمنان ، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند هيچ رابطه اي با خدا ندارد.

در واقع قرآن در اينجا يك درس مهم سياسي اجتماعي به مسلمانان مي دهد و آن اين است كه هرگز بيگانگان را به عنوان دوست و حامي خود نپذيريد. تاريخچه استعمار گوياي آن است كه ظالمان استعمارگر هميشه در لباس دوستي و دلسوزي و اظهار محبت ظاهر شده و درنهايت بر آن جامعه تاخته و هر چه بوده به يغما برده اند.

از كجا بفهميم كه شخص با ايمان است؟

راه تشخيص ايمان واقعي در افراد خيلي دشوار نيست. اثر ايمان در گفتار و كردار و رفتار هر مؤمني نمودار است. صدق ، امانتداري ، وفاي به عهد، حسن خُـلق، تقيد به واجبات ، پرهيز از محرمات ، همگي از شاخصه هاي ايمان است كه مي توان با آزمودن ديگران پي به وجود اين صفات در ايشان برد.

عن ابي عبدالله عليه السلام :

اِنَّ اللهَ وَضَعَ الايمانَ عَلي سَبعَةِ أَسهُم عَلَي البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ اليَقينِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَينَ الناس.

همانا خداوند ايمان را بر هفت سهم نهاده است: نيكي ، راستي ، يقين ، رضا، وفا، علم و حلم ، سپس آن را بين مردم قسمت كرده است.

قال علي عليه السلام :

عَلامَةُ الايمانِ أَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَي الكِذبِ حَيثُ يَنفَعُكُ وَ أَلا يَكُونَ في حَديثِكَ فَضلٌ عَن عِلمِكَ وَ أَن تَتَّقِي اللهَ في حَديثِ غَيرِك.

نشانه ايمان آن است كه راستگويي را در جايي كه به زيان توست بر دروغ در جايي كه به نفع توست مقدم داري و در سخنت چيزي زياده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن درباره ديگران تقوا را پيشه خود كني .

بنابراين ايمان نشانه هايي دارد كه در افراد بروز مي كند و با شناخت آن علامت ها مي توان دريافت كه ايمان شخص مورد نظر تا چه اندازه است.

2- عقل

عقل نيرويي است كه انسان به وسيله آن ، حقايق عالم را درك مي كند.

از آنجا كه عقل ، مشعل فروزان زندگي است و بهروزي و سعادت آدمي در سايه تدبير و انديشه است، دين مبين اسلام يكي از شرايط رفاقت و دوستي را مسئله عقل و خرد دانسته و تأكيد نموده كه با صاحبان عقل و انديشمندان با وفا همنشيني و معاشرت و دوستي داشته باشيد.

امام رضا (ع) مي فرمايد:

عَلَيكَ أَن تَصحَبَ ذَا العَقلِ فَاِن لَم تَمجِد بِكَرَمِهِ اِنتَفِع بِعَقلِهِ .

سعي كن با انسان عاقل دوستي نمايي تا اگر از كرم و بخشش آن نتواني استفاده كني ، از عقلش بهره ببري .

امام علي (ع) نيز مي فرمايد:

صُحبَةُ الوَلِيِّ اللَّبيبِ حَياةُ الرُّوح .

همنشيني با دوست دانا سبب زنده بودن روح است.

اما رفيق ناشايست و دوست جاهل همچون زهري است كه وجودش هر لحظه جسم و جان را آزار مي رساند. در روايات اسلامي به شدت از دوستي با رفقاي جاهل و بي خرد نهي شده است.

از امام صادق (ع) روايت شده است كه :

مَن لَم يَجتَنِب مُصاحَبَةَ الاَحمَقِ يُوشِكُ أَن يَتَخَلََّقَ بِأَخلاقِه .

كسي كه از رفاقت و همنشيني با احمق پرهيز نكند، تحت تأثير كارهاي احمقانه وي واقع مي شود و زود به اخلاق ناپسندش متخلق مي گردد.

3- حريص نبودن به دنيا

برخي به اشتباه چنين پنداشته اند كه دنيا به كلي ناپسند و مذموم است. اما نخست بايد ديد منظور از دنيا چيست و چه بخشي از آن پسنديده و كدام قسمت آن مذموم است؟ و چرا؟

حقيقت امر اين است كه اگر منظور از دنيا ، اين جهان مادي و به اصطلاح همين سراي طبيعت است؛ به تأكيد بايد گفت دنيا به خودي خود نه تنها بد نيست بلكه به فرموده پيامبر گرامي اسلام مزرعه آخرت است. دنيا بستر خوبي براي تحصيل كمال و رسيدن انسان به مقامات بلند انسانيت است.

اما آنچه در مذمت دنيا آمده ، در واقع درباره دنيايي است بي هدف و بي نتيجه ، و يا دنيايي كه خودش هدف آدمي قرار گيرد .

لاخَيرَ في دُنيا لا تَدَبُّرَ فيها .

دنيايي كه در آن فكر و انديشه نباشد و هدف والايي از آن تعقيب نشود ، خيري در آن نيست.

قرآن كريم مي فرمايد:

وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُروُر ( سوره آل عمران ، آيه 185 )

مفهوم اين سخن قرآني اين است كه دنيا وسيله و ابزاري براي فريب كاري خود و ديگران است. از طرفي از آنجا كه دوستي هاي شايسته به دنيا محدود نمي شود و ارزش و نتيجه نهايي دوستي برا ي مؤمنان در آخرت گرفته مي شود لذا برادران مؤمن بايد دوستاني را براي خود انتخاب كنند كه حريص به دنيا نباشند.

روشن است كساني كه حريص به دنيا باشند و بالاترين آرزوي شان رسيدن به امور دنيوي باشد بالاخره در جايي كه ادامه دوستي با منافع دنيوي آنها منافات داشته باشد از دوستي دست برداشته و ما را رها مي كنند. اينان در طلب دنيا حد و مرزي نمي شناسند؛ همان گونه كه در حديث شريف آمده است:

مَنهُومانِ لا يَشبَعانِ طالِبُ عِلمٍ وََ طالِبُ دُنيا .

دو كس سيري ندارند: طالب علم ، و طالب دنيا.

بي اعتنايي به دنيا

توجه به دنيا چه در قالب كسب مقامات و مراتب و درجات عاليه ي دنيا و چه در شكل ثروت اندوزي و رفاه طلبي و دوستي زر و زيور بستگي به مراتب ايمان هر شخصي دارد. يعني به هر انداره كه انسان از ايمان بالاتري برخوردار باشد نسبت به جاه و مقام دنيا و زراندوزي بي اعتناتر و دنيا در چشم او حقيرتر خواهد بود و تنها در حد وظيفه و انجام مسئوليت به آن مي پردازد.

انسان مؤمن گرچه از نعمت هاي خدادادي و مواهب الهي كه از راه حلال به دست آمده باشد در حد ضرورت بهره برداري مي كند و شكر آنها را نيز با استفاده درست از آنها به جا مي آورد اما همواره در نظر او، ماوراء طبيعت و كسب معارف ديني و خودشناسي بزرگتر و ارزشمندتر از آن است كه زخارف ( چيزهاي بي ارزش ) دنيا توجه وي را از آن منحرف و به سوي خود جلب كند.

4 - اعتدال و ميانه روي

آيا هرگز به اين نكته فكر كرده ايد كه چرا ميانه روي در زندگي ما كمتر به چشم مي خورد؟ متأسفانه بايد گفت كه در قشر وسيعي از جامعه، خصوصاً در ميان جوانان معمولاً احساسات و عواطف تعيين كننده ترين عامل در شكل گيري نحوه رفتار فرد هستند. بر همين اساس آنان در بسياري از مسائل اجتماعي و از جمله در دوست يابي دستخوش احساسات شده و عواطف ، حاكم بر عقل آنان مي گردد؛ در نتيجه از مرز اعتدال و ميانه روي خارج شده و در دوستي دچار تفريط و افراط مي شوند. اسلام توصيه مي كند كه در دوستي و رفاقت با ديگران نه آن چنان باشيم كه همچون بيگانگان با يكديگر رفتار كنيم و خود را نسبت به آداب و حقوق دوستي بي اعتنا نشان دهيم و نه آن چنان كه تمام اسرار زندگي خود و خانواده خود را براي آنان نمايان كنيم بلكه مي بايد در دوستي ها از روش افراط و تفريط بپرهيزيم؛ چنان كه پيامبر اسلام فرمود:

أَحبـِب حَبيبَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ بَغيضُكَ يَوماً ما وَ أَبغِض بَغيضَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ حَبيبَكَ يَوماً ما . دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزي دشمنت شود و نيز دشمنت را در همين حد دشمن بدار زيرا ممكن است روزي دوستت شود.

و اميرمؤمنان (ع) هم چنين فرمود: اگر خواستي پيوند برادري و رفاقت را ببري جاي دوستي برايش باقي گذار كه اگر روزي خواستي بازگردد و بار ديگر با تو دوست شود، بتواند چنين كند.

بنابراين انسان خردمند در عين حال كه با دوستان در كمال دوستي و گرمي و مهرباني است و آنان را همچون برادر خود دانسته و نسبت به تمامي حقوق و آداب دوستي پاي بند است اما هرگز از مرز اعتدال خارج نمي شود و مسائل دروني ، شخصي و خانوادگي اسرار زندگي خود را نگه مي دارد؛ و به قول " سعدي " "رازي كه نهان خواهي ، با كس در ميان منه گر چه دوست مخلص باشد، كه آن دوست را نيز دوستان مخلص باشد".

5- آيينه بودن

يكي از ويژگي هاي دوستان با وفا و صميمي آن است كه در سلوك و معاشرت با يكديگر آن چنان از نظر روحي به يكديگر نزديك هستند كه حتي كمترين و ظريف ترين نكات مثبت و منفي وجود هر يك ، از ديد طرف مقابل پنهان نمي ماند و در يك كلام همچون آيينه اي براي دوست خود مي باشد. چه زيبا فرمود پيامبر خدا كه :

أَلمُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن مؤمن آيينه برادر مؤمنش مي باشد.

دوست واقعي ، صفات پسنديده دوست خود را به ديده قبول مي نگرد و او را نسبت به آنها كاملاً تشويق مي كند و با تدبير خود او را يار و مددكار است

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:20 |

بحث در باره استقلال همراه با شناخت وابستگي است، زيرا استقلال نقطه مقابل وابستگي است. هر انساني از بدو تولد و حضور در عرصه حيات اجتماعي در بالاترين مرتبه وابستگي است وهر اندازه كه توانمندي او افزايش يابد، از وابستگي اش كاسته مي شود. يعني توانمندي فرد نسبت مستقيم با استقلال او و نسبت معكوس با وابستگي وي دارد،

به طوري كه مشاهدات و روال رشد انسان نيز اين نكته را تاييد مي كند. به عنوان مثال نوزاد در غذا خوردن صد درصد به مادر وابسته است، يعني اگرمادر به او شير ندهد به هيچ وجه قادر به غذا خوردن نيست. در حركت و جا به جايي هم در نهايت وابستگي است، يعني اگر مادر او را جا به جا نكند نمي تواند خود جا به جا شود. در نشستن و ديگر مسائل زيستي و حياتي نيز چنين است. اين وابستگي ها به مرور به سمت استقلال پيش مي رود، اما هيچ گاه استقلال كامل و مطلق براي او فراهم نخواهد شد.

كودك از وقتي كه بتواند به شكل چهار دست و پا راه برود، تنها در محوطه اتاق ، آزاد به حركت است، آن هم مشروط برآن كه به سوي اشياي خطر ساز مثل شكستني ها، اشياي داغ يا پريز برق و ... نرود و از زماني كه قادر شد راست قامت و بر روي دو پا حركت كند، پدر و مادر حيطه استقلال او را افزايش داده، با خريد كفش به او اجازه مي دهند به فضاي باز وارد شود. ولي بازهم حق ندارد به لبه پرتگاه ها يا مسير وسائط نقليه خطرناك برود. با افزايش رشد، كودك مي تواند تا مدرسه طي مسير كند، ولي ملزم است جز به سوي مدرسه به جاي ديگر نرود و رفت و بازگشت او مقيد به ساعت معين باشد. به اين نحو است كه بر استقلال او در حركت و جا به جايي افزوده مي شود، ولي اين استقلال مطلق نيست. كما اين كه اگر چه در بزرگسالي رفت و آمد او كمتر مورد نظارت ديگران است، ولي حق شركت در هر مجلس و محفلي را ندارد و اگر آن جا مجلسي براي انجام سرقت، استعمال مواد مخدر يا برنامه ريزي براي خيانت و فساد تشكيل شود، او حق آمد و شد به آن جا را ندارد و اگر چنين كرد تحت پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت.

بنابر آن چه بيان شد به اين نتيجه مي رسيم كه:

الف) استقلال انسان امري تدريجي و متناسب با افزايش توانمندي هاي اوست و استقلال مطلق وجود ندارد.

ب ) هر موهبتي در مقابل وظيفه و مسئوليتي است. به عنوان نمونه همان گونه كه بيان شد وقتي كودك توانست راه برود بايد كفش بپوشد واز كفش خود مواظبت كند و ضمن حركت ، كارهايي كه به عهده اوست متناسب با سن و استعداد و توانش انجام دهد، يعني به مدرسه برود و درس بخواند، به دانشگاه برود و تحقيق كند، در مجالس و محافل مذهبي و اجتماعي شركت كند، و نهايتاً در پي معاش باشد و در تعامل هاي اجتماعي ، حقوق ديگران را رعايت نمايد.

بدين ترتيب، هر اندازه استقلال افزايش يابد، انتظار رفتار معقول و معني دار از فرد مستقل بيشتر خواهد شد و اين انتظارت خود قيودي در برابر استقلال به شمار مي آيند. به طور كلي آن چه بيان شد نماد كلي استقلال انسان در تمام دوران هاي زندگي است.

استقلال در دوران نوجواني

استقلال در دوران نوجواني، حالت خاص و تحولي استقلال در دوران حيات است. بدين معني كه تا قبل از بلوغ ، فرد نسبت به اعمال خود اگر چه مسئول است، اما به لحاظ حقوقي و شرعي پاسخ گو نيست و پاسخ گويي به عهده ولي و قيم قهري و شرعي اوست و به محض وقوع بلوغ ، شخصاً بايد در پيشگاه قانون جواب گو باشد و تبعات و پيامدهاي اعمال خود را متحمل شود و به تناسب موارد، پاداش بيند و كيفر پذيرد و به انجام تكاليف متعهد و به رعايت حدود و مرزها ملزم باشد. در مقابل ضروري است اجتماع هم اين تعهد و الزام را به عنوان حريم و مرز حقوقي، اعتقادي و ارزشي يك شخصيت حقوقي و اجتماعي حرمت گذاري كند.

بنابراين چنانچه به ندرت و رغم روال قابل تصور، پدر و مادر، نوجوان بالغ را به كار خلاف امر كردند، استقلال حقوقي و شرعي به او اجازه مي دهد تا در برابر اين دستور مقاومت كند، ولي اين مقاومت بايد به نحوي عملي شود كه با وظيفه مهم ديگري كه رعايت حريم و حرمت والدين است، متضاد و متقابل نباشد و چنان مدبرانه و با ظرافت عمل شود كه كرامت آنها مخدوش نگردد و به برخورد متقابل نينجامد، زيرا هيچ انساني تا پايان عمرگسسته و رها از والدين نيست.

استقلال شرعي بيان شده همراه با رشد و بيداري غرايز، نوجوان را به سمت احساس وظيفه، افزايش درك و شناخت ارزش ها، تفكر مستقل، برنامه ريزي، عاقبت انديشي، انتخاب مسير، تلاش معنادار، ارائه پاسخ هاي معقول و هدفمند، سياست گذاري حياتي، شناخت اميال، حب و بغض ها و اشتياق و تنفرها، هدايت مي كند و در نتيجه به زندگي مستقل و تشكيل خانواده و زايش واحد اجتماعي جديد منجر مي شود. اين در حالي است كه ارتباط حقوقي و عاطفي فرد با خانواده اوليه اش پابرجاست و تعهدات او كما كان محكم است و به لحاظ تربيتي و ارزشي ، استحكام خانواده دوم و آتي يا سوم بستگي تنگاتنگ با استحكام واحد اول دارد.

علاوه برآن چه بيان شد، كه بيشتر به استقلال حقوقي و شرعي نوجوان مربوط مي شود، شايسته است موارد ديگري از استقلال مانند استقلال اقتصادي، اجتماعي، سياسي، عاطفي و ... مورد بحث و نظر قرارگيرد.

الف) استقلال اقتصادي

براي اين كه نوجوان درك صحيح و منطقي از استقلال اقتصادي داشته باشد لازم است از دوران كودكي ، پدر و مادر سياست هاي خاصي را مد نظر داشته باشند؛ از آن جمله وجوهي را دراختيار نوجوان قرار دهند و با افزايش سن و توان او، مبالغ اين وجوه را افزايش دهند و بعضي از مخارج ساده را نيز در قبال اين وجوه به عهده خود او بگذارند و بر نحوه انجام اين مخارج نظارت كنند تا فرزند ياد بگيرد چگونه هزينه هاي خود را تنظيم كند و آنها را الويت بندي نمايد و صرفه جويي اعمال كند تا بتواند پس انداز داشته باشد و بياموزد چگونه اين پس انداز را به سوي سرمايه گذاري هدايت كند. به عنوان مثال، براي او حساب پس انداز مسكن باز كنند يا گاهي او را به سمت داد و ستدهاي ساده و سود آور رهنمون شوند يا به طرف سرمايه گذاري هاي علمي و فني مانند خريد ابزار كارهدايتش كنند تا به تدريج با كسب در آمد و مهارت فني آشنا شود. همچنين به لحاظ شرعي و در راستاي تربيت ديني براي او سالِ مالي تعيين كنند تا بياموزد حداقل سالي يك مرتبه سود و زيان و بهره وري اقتصادي خود را بسنجد و حقوق الهي و اجتماعي خود را بپردازد و در كنار اين مسائل احساس كرامت، خود ارزشمندي و استقلال كند.

ب) استقلال اجتماعي:

در دوران كودكي، فرزند غالباً در معيت پدر و مادر ، در مجالس و محافل شركت مي كند و در دوران دبستان با شركت در اردوهاي دانش آموزي ، حيطه تعامل اجتماعي او افزايش مي يابد و با پذيرش برخي مسئوليت هاي ساده در محيط آموزشي، فعاليت ها و مسئوليت هاي اجتماعي را تجربه مي كند.

ولي در دوران نوجواني با شركت درگروه هم سن و سال و آمد و شد به مجالس مذهبي و علمي، رجوع به كتابخانه ها و شركت در اردوها، استقلال اجتماعي او معناي تازه به خود مي گيرد و در مقابل انتظار دارد با تبديل دخالت هاي والدين به نظارت، اين استقلال به رسميت شناخته شود؛ كما اين كه ديگر حاضر نيست شركت او در مجالس خانوادگي حالت طفيلي داشته باشد و انتظار دارد از او به صورت جداگانه دعوت به عمل آيد. همچنين او براي مسئوليت هايش در مدرسه، مسجد و محله ارزش قائل است و تشويش و دغدغه دارد. بنابراين ضروري است قبل از نوجواني مباني ارزشي فعاليت هاي اجتماعي به او آموزش داده شود تا در دوران نوجواني دچار مشكل نشود. معاشرت هاي واجب مثل شركت در جلسه هاي آموزشي، علمي و ديني را بايد به او تفهيم كرد و حشر و نشرهاي حرام را به او شناساند و با تعيين مصاديق عيني به او بصيرت و آگاهي داد. البته در ارائه اين آگاهي بايد توجه داشته باشيم كه ذهن خفته نوجوان نسبت به مسائل مكتوم بيدار نشود و تذكرات، جنبه اشاعه زشتي پيدا نكند.

ج) استقلال سياسي:

در بيان نظريات سياسي، هر چند نوجوان ناپخته و تازه كار باشد، با اين حال بايد پدر و مادر ، شنونده اي پر حوصله و بردبار باشند و براي آگاهي و بيداري او به ذكر مصاديق عيني بسنده كنند و به او مجال دهند تا خود مسائل را تحليل كند. منتها ضروري است از قبل خط و مرزهاي ارزشي و فرهنگي براي او ترسيم شود و زماني كه به سن قانوني رسيد، ضمن تبيين مسئوليت هاي ناشي از رأي دادن و ارائه نظر ، مجال اين امر را براي او فراهم كنند.

د) استقلال عاطفي:

نوجوان با گرايش به سمت گروه همسالان و طرح دوستي ها، استقلال عاطفي خود را ابراز مي كند. دراين زمينه ضرورت دارد خانواده حد و مرزها و منع و تجويزها را از دوران كودكي به او تفهيم كند و سپس با سالم سازي محيط و انتخاب صحيح پهنه اجتماعي و فضاي آموزشي، بسترآشنايي و دوستي ها را بسازد تا در دوران نوجواني او، مجبور به دخالت هاي افراطي و غير مؤثر نشود.

ديد و برداشت كلي :

در اين دوران در جهت شكوفايي روحي و رواني نوجوان به منظور دلجويي عاطفي، آزادي مطلق و استقلال بدون مرز آنان را توصيه مي كنند، ولي حقيقت امر آن است كه اگر چه مسائل جزيي و به خصوص مادي در مقايسه با امكانات ارتقائشان و ميزان اهميت آن، قابل اغماض است، ليكن بايد از اوان كودكي رفتار فرزندان در جهت كسب عادات مناسب نظام يابد و جهت پذيرد و در حد سن و سال و موقعيتشان يك روش نظارتي معقول جاري گردد، به نحوي كه اين روش ها درحد توان و پذيرش آنان باشد و محققاً فايده مند بوده، با منزلت وهويت طينتي و طبيعي آتي شان تضاد نداشته باشد. نظارت مذكور به نحوي بايد باشد كه چشم واقع بين آنان را باز كند و توان تحليل و برداشت معقولشان را تقويت نمايد تا بتوانند به طور منطقي حقايق را درك كنند. ولي اگر تحكّم مآبانه مسائل برايشان تحليل و به آنان تحميل شود، خوشايندشان نخواهد بود. پس بايد ضمن ايجاد بصيرت و بينش، زمينه تحليل دليل مند برايشان فراهم شود. آن گاه پذيرش مسائل، امري سهل و آسان خواهد شد و در برابر اين گونه برداشت ها دفع و گريزي نخواهند داشت. و سرانجام اين كه اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ذي حق اند و فرزند نيز متقابلاً ملزم به رعايت حقوق و حفظ حرمت و كرامت آنان است، ليكن لازم است در تربيت فرزندان به شكلي برنامه ريزي شود تا مطلب مذكور با حق انتخاب و استقلال آنها تضاد و تعارضي پيدا نكند و آنان بتوانند به مدد فكر و عقل خود مسير صحيح را بيابند.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:17 |

اين پدیده جدید دانش بشر ه تقریباً درهم شئون زندگی انسان راه بافته است ، همچون دگر ساخته ها دست بشر دو رو دارد ه يك روي آن استفاده صحيح در كارها و كمك به رشد و سعادت بشراست. و روي ديگرآن استفاده غلط است ه معمولاً جز در موارد علمي وشغلي ازآن استفاده مي شود.

آنچه بيشتر كودكان و نوجوانان را شيفته خود مي كند بازي ها رايانه اي است. پيشرفت كيفيتي اين بازي ها به فاصله كوتاهي در ايران رواج بافته و بازار اسباب بازي و لوازم سمعي و بصري را به تسخير خود درآورده است .

اين بازي ها ه داراي تصاوير دو بعدي است تا 50 درصد با تصاوير واقع انطباق دارد و همچنان داراي موسقی متن هست . چیز ه اخراج بر تعداد طرفداران اين بازي ها افزوده ، قیمت مناسب آنها برا مصرف كند است. علاوه بر اين چون كند و نوجوان خود اجرا كند و در بطن بازي است و همراه با سار شخصیت ها بازي درگير ماجراهايي مي شود ه طراح بازي برا او تدارك ديده است ، برا او بسيار جذاب است .

اين بازي ها با استفاده از تصاوير پرتحرك و صداهاي مهيج ، دنيايي از هيجان را به اين انسانهاي تشنه جنب وجوش ارزاني مي كند و همين جذبه ، روح و جسم آنان را مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخيلات مي برد ه خود را محور و قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند.

محاسن بازي ها ي رايانه اي

- يادگيري را آسان و توجه بچه ها را جلب مي كند.

- با رايانه هرچند بار ه بخواهند، مي توانند موضوعي را ببينند و مرور كنند.

- برنامه ها بسيار متنوعي هستند ه به كودكان امكان مي دهد تا نقاشي ها يا داستانهايي را خلق كنند ، ويا بازي هايي هستند ه كودكان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي كند.

- برنامه آموزشي به كودكان كمك مي كند تا مهارت هايي را تمرين كنند.

- كودك بدون كثيف كردن لباسها و اطراف مي تواند به راحتي نقاشي بكشد و رنگها را عوض كند. مثلا اگر از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد به رايانه مي گويد رنگ قرمز كن ، رنگ قرمز رضايت او را فراهم نكرد رنگ آبي و...

- مفاهيم و مباني رياضيات را با كمك شكلهاي كودكانه به كودك آموزش مي دهد.

- به عقيده بعضي از پزشكان ، بازي ها رايانه اي به كودكان كمك مي كند ه به داروهاي مسكن كمتر احتياج پيدا كنند.

- بازي ها رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي مي كند ه كنترلش در دست آنهاست و به همين دليل آنها از اين بازي لذت مي برند.

- باعث هماهنگي چشم و دست وپرورش عضلات ظريف كودك مي شود.

- وسيله كمك آموزشي براي معلولين و پركردن اوقات فراغت آنان است.

معايب بازي ها رايانه

الف ) آسيبهاي جسماني

چشمان فرد به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه به شدت تحت فشار نور قرار مي گيرد و دچارعوارض مي گردد.

مشاهدات نشان داده است ه نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند ه توجه نمي كنند تا چه حد از لحاظ بينايي و ذهني برخود فشار مي آورند.

به دليل اين ه كودك در يك وضعيت ثابت تا ساعتها مي نشيند ، ستون فقرات و استخوان بندي او دچارمشكل مي شود. همچنين احساس سوزش و سفت شدن گردن ، كتف ها و مچ دست از دگر عوارض كار نسبتاً ثابت و طولاني مدت با رايانه است .

پوست فرد در معرض مداوم اشعه هايي قرار مي گيرد ه از صفحه رايانه پخش مي شود.

ايجاد تهوع و سرگيجه خصوصاً دركودكان و نوجواناني ه زمينه صرع دارند، از دگر عوارض بازي ها ي رايانه اي است .

ب ) آسيبهاي رواني – تربيتي

1- تقويت حس پرخاشگري .

مهمترين مشخصه بازي ها رايانه اي حالت جنگي اكثر آنهاست و اين ه فرد بايد براي رسيدن به مرحله بعدي بازي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد ، استمرار چنين بازي هايي كودك را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد.

" خشونت " مهمترين محركه اي است ه در طراحي جديدترين و جذابترين بازي ها كامپيوتري به حد افراط از آن استفاده مي شود، چهره ها معروف هاليوود ه در فرهنگ ما انسانهاي ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمانهاي شكست ناپذير جلوه نمايي مي كنند.

2- انزواطلبي :

كودكاني ه به طور مداوم با اين بازي ها درگيرند درونگرا مي شوند، در جامعه ، منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان مي گردند. روحيه انزواطلبي باعث مي شود ه كودك از گروه همسالان جدا شود ه اين خود سرآغازي براي بروز ناهنجاري ها دگر است .

مادري مي گويد : فرزندم به بازي ها رايانه اي معتاد شده است . او هرروز خود را به صفحه تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به كلي بي خبراست ، حتي متوجه رفت وآمد ميهمانان نمي شود. وهميشه بعد از دست كشيدن از اين برنامه با سردرد وكسالت مواجه مي شود.

ج) تنبل شدن ذهن:

دراين بازي ها به دليل اين ه كودك و نوجوان با ساختني ها و برنامه ها ديگران به بازي مي پردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پيدا مي كند اعتماد به نفس او در برابر ساختني ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود.

تصور بيشتر خانواده ها اين است ه در بازي ها رايانه اي فرد در بازي مداخله فكري مداوم دارد. اما اين مداخله، فكري نيست بلكه اين بازي ها سلولهاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت مي دهند . ماهر چه دراين مسير حركت كنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسانهايي را تحويل جامعه خواهيم داد ه سر خورده ، افسرده، غير متحرك وغيرسازنده هستند و خود اتكايي آنها بسيار كم خواهد بود و ابتكار عمل نخواهند داشت. درحالي ه براي جامعه ، نياز به انسانهايي خلاق ، مبتكر و متفكر داريم.

د) تاثير منفي در روابط خانوادگي :

با توجه به اين ه زندگی دركشور ما نيز به طرف ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و يا بعضي ازمردان بيش از يك شغل دارند خود به خود روابط عاطفي و دركنار هم بودن خانواده كمتر شده وعده زيادي ازاين وضع و وجود تلويزيون به عنوان جعبه جادويي ه باعث سرد شدن روابط خانوادگي شده ناراضي هستند وحالا نيز جعبه جادويي ديگري يا جاذبه ي سحر آميزتري به نام رايانه اضافه براين وضعيت شده و مشكلات را دوچندان كرده است.

و) افت تحصيلي

به دليل جاذبه مسحور كننده اي ه اين بازي ها دارد، بچه ها وقت و انرژي زيادي را صرف بازي با آن مي كنند، حتي بعضي از كودكان صبح، زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا قبل از مدرسه كمي بازي كنند و وقتهاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي كنند. يكي از والدين اظهار مي دارد ه در سال گذشته پسرم بهترين نمرات را داشت اما از وقتي ه رايانه برايش خريده ايم روزي 2 الي 3 ساعت وقت خود را صرف بازي مي كند و از لحاظ تحصيلي افت پيدا كرده است.

رهنمودها

- اگر چنانچه قراراست از بازي ها كامپيوتري استفاده كنيد، بهتراست بازي ها تصويري خلاق ه كودكان بايد به وسيله آنها، معما هايي را حل كنند، بيش از بازي ها دگر مورد توجه قراردهيد.

- بازي دسته جمعي كودكان ، با ابزارهاي تصويري كمتر مسئله ساز است، اين اسباب بازي ها ، زماني مخرب خواهد بود ه كودك به تنهايي براي ساعات طولاني ، غرق بازي شود.

- والدين وقت بيشتري را به كودك و نوجوان خويش اختصاص بدهند. هر قدر وقت گذاري و ارتباط صحيح بين والدين و فرزندان بيشتر باشد زمينه چنين بازي هايي كمتر فراهم مي شود.

به اعتقاد پزشكان ايتاليايي وبعضي كشورهاي دگر اروپايي ، مقصران اصلي ، والدين هستند ه فرزندان خود را براي ساعتهاي طولاني درمقابل تلويزيون ، كامپيوتر، ويدئو گيم ، يا فيلم ها ويدئويي رها مي كنند.

- بهتراست ه والدين همراه فرزندان خود به كوهستان، باشگاهها و ميادين ورزشي بروند و به بازي ها مورد علاقه آنها بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان تخليه شده و توجهشان ازبازي ها ي رايانه اي منحرف شود.

- به فرزندتان اجازه ندهيد در فاصله نزديكي از صفحه رايانه بنشيند.

- ازرايانه ها با صفحه كوچك استفاده كنيد.

- نور صفحه تلويزيون را كم كنيد.

- ضروري است بچه ها به طور مرتب بين دو نوبت بازي استراحت كنند.

- چشمها بايد مسلط به صفحه رايانه باشد.

- روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود ه زنندگي نور به حداقل برسد.

- بهتر است والدين با كودكان صحبت كنند ه فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده ازاين بازي ها هستند.

با استدلال و منطق آسيب هايي را ه كامپيوتر به كودكان وارد مي آورد متذكر شويد.

مخربترين بازي ها تصويري ، بازي هايي هستند ه تصاوير آنها، به طور مكرر، بر صفحه ظاهر مي شوند و كودك بايد به تمام تصاويري ه ازبرابر چشم وي مي گذرند، شليك كند، لذا توصيه مي شود از اين گونه بازي ها كمتر در دسترس كودك قرار گيرد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:16 |

همه ما در زندگي با موقعيت هايي روبرو مي شويم كه اگر به درستي عمل نكنيم سلامت رواني خودمان و ديگران به خطر مي افتد. اين موقعيت ها مختلف هستند . مثلاً چگونه با دوستان و اطرافيان خود ارتباط برقرار كنيم ؟ چگونه مسئوليت هاي جديد را بپذيريم ؟ چگونه تصميم بگيريم؟ چگونه مشكلاتمان را حل كنيم ؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناكامي ، افسردگي و فشارهاي رواني مقابله كنيم؟

مهارت هاي زندگي :

(مهارت هاي زندگي) توانايي هايي هستند كه به ما كمك مي كنند با موقعيت هاي زندگي - بخصوص موقعيت هاي پر خطر - به طور صحيح برخورد كنيم . وقتي اين مهارت ها را كسب كرديم مي توانيم در ايجاد ارتباط با ديگران سازگارانه عمل كنيم و بدون توسل به اعمالي كه به خودمان يا ديگران صدمه مي زند مشكلات را حل كنيم .

اين مهارت ها چه مهارت هايي هستند؟

مهارت هاي زندگي شامل ده توانايي كلي به شرح زير است . براي زندگي بهتر لازم است اين مهارت ها را تمرين كنيم تا كمتر دچار آسيب هاي رواني و اجتماعي شويم :

1 – توانايي حل مسئله

ما در زندگي به طور مداوم در حال حل مسئله هستيم . برخي از اين مسائل ساده هستند ولي برخي ديگر به فعاليت هاي فكري پيچيده اي نياز دارند. توانايي حل مسئله به ما كمك مي كند مسائل زندگيمان را به نحو مطلوب حل كنيم . اگر مسائل مهم زندگي ما حل نشده باقي بماند با فشار رواني روبرو مي شويم و سلامت رواني و جسماني ما تهديد مي شود.

2 – توانايي تصميم گيري

اگر چه همه ما تصميم مي گيريم ولي هميشه تصميم هاي هوشمندانه نمي گيريم . برخي از تصميم گيري هاي غلط منجر به به پيامدهاي ناخوشايند مي شوند. مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند كه به طور صحيح در مورد اعمالمان تصميم بگيريم و جوانب مختلف انتخاب ها و پيامدهاي مثبت و منفي هر يك از آنها را در نظر بگيريم . تصميم گيري مناسب و واقع بينانه موجب بالا رفتن سطح سلامت رواني ما مي شود.

3 – توانايي تفكر خلاق

اين نوع تفكر به ما كمك مي كند مسائل را از زواياي مختلف دريابيم و راه حل هاي مختلف مسئله و پيامدهاي آن را ارزيابي كنيم و بالاخره راه حل هاي تازه اي براي مشكلاتمان پيدا كنيم . با استفاده از اين مهارت ؛ تصميم گيري هاي ما مناسب تر انجام مي شوند و مسائل به طور عملي تر حل مي شوند.

4 – توانايي تفكر انتقادي

با استفاده از اين مهارت به بررسي و تجزيه و تحليل افكار خود و ديگران مي پردازيم و به فهم و درك روشن تر دست مي يابيم . اين توانايي كمك مي كند تا اطلاعات و تجاربي را كه به ما مي رسد تجزيه و تحليل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهايي كه به ما تحميل مي شود مقاومت كنيم و بدانيم كه رفتار ديگران هميشه درست نيست .

5 – توانايي ارتباطي

ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با ديگران مي گذرانيم تا هر چه بيشتر بتوانيم نيازهاي خود را بيان نماييم و نيازهاي ديگران را درك كنيم . توانايي ارتباطي به ما كمك مي كند تا با ديگران ارتباط كلامي و غير كلامي مؤثرتري داشته باشيم و با غلبه بر خجالت ، نظرات خود را براي ديگران ابراز كنيم . اگر اين مهارت را كسب كرده باشيم در موقع لزوم مي توانيم با تقاضاهاي نامناسب ديگران مخالفت كنيم .

6 – توانايي روابط بين فردي

توانايي روابط بين فردي به ما كمك مي كند با ديگران همكاري و مشاركت بهتري داشته باشيم . به آنها اعتماد كنيم. مرزهاي روابط با ديگران را تشخيص دهيم . دوستي هاي مطلوب را حفظ كنيم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتري رفتار كنيم .

7 – توانايي خودآگاهي

يعني توانايي شناخت خود و آگاهي از نقاط ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها ، رغبت ها و تمايلات خود؛ اين توانايي به ما كمك مي كند تصوير واقع بينانه اي از خود داشته باشيم و حقوق و مسئوليت هايمان را بهتر بشناسيم .

8 – توانايي همدلي

توانايي همدلي يعني اين كه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد ، درك كند . همدلي به ما كمك مي كند تا انسان هاي ديگر را وقتي با ما متفاوت هستند بپذيريم و به آنها احترام بگذاريم . كساني كه همدلي بيشتري دارند، به ديگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل مي كنند؛ پرخاشگري كمتري دارند و دوست داشتني ترند. اين مهارت روابط اجتماعي را بهبود مي بخشد.

9 – توانايي مقابله با هيجان

اين مهارت شامل توانايي شناسايي هيجانات خود و ديگران ، و نيز شناخت تأثير هيجانات بر رفتار است . اين مهارت به ما كمك مي كند كه در مواقع ناكامي ، خشم ، افسردگي و اضطراب ، واكنش هاي مناسبي نشان دهيم .

10 – توانايي مقابله با فشارهاي رواني ( استرس)

اين توانايي شامل شناخت استرس هاي مختلف زندگي و تأثير آن بر رفتار است و ما را قادر مي سازد كه منابع فشار رواني را در زندگي خود بشناسيم و راه هاي صحيح كاهش فشار را دنبال كنيم

                  
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:13 |

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه كنيد.

عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد. بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.

اگر چه هنگامي كه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نمي گيرد، بسيار ناراحت كننده است ، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه مي توانند با بي اعتنايي و گوش ندادن ، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت مي كنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نمي خواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط مي خواهند استقلال خود را نشان دهند.

البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد.

دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد.

عصباني نشويد. تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد.

مسائل را براي فرزندتان شرح دهيد . بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.

مطالب را به سادگي عنوان نماييد . به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.

از فرزند خود بخواهيد كه مطالب مهم را تكرار كند. اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟

ارتباط واقعي برقرار سازيد. چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.

جدولي را تهيه نماييد. چنانچه صبح ها سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.

به او توجه كامل داشته باشيد. چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.)

به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.

بي جهت نگران نشويد. اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.

به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:12 |

نارواني هاي گويايي كودك را بپذيريد

به احتمال زياد برايتان مشكل است كه درنگ ها و وقفه هاي گويايي فرزندتان را به راحتي بپذيريد، زيرا شما نگران هستيد كه مبادا او تا آخر عمرش دچار لكنت شود. حتي اگر تلاش مي كنيد كه نسبت به مشكل گويايي كودكتان واكنش هيجاني نداشته باشيد، مع الوصف به ناگزير، نگرش ها و احساساتي كه در وجود شما نهفته است ظاهر گشته ، تأثير خود را بر كودك خواهد گذاشت.

براي مقابله با اين قبيل تأثيرات نامطلوب ، مي بايست سعي نماييد كه برداشت و ادراك صحيحي از انواع نارواني هاي كلامي داشته باشيد، چرا كه بسياري از نارواني هاي كلامي در زندگي روزمره كاملاً عادي هستند.

درباره تفاوت هاي فردي در زمينه گويايي مطالعه نماييد.

مواقعي كه برايتان مقدور است به صحبت هاي كودكان و بزرگسالان ديگر ، بخصوص وقتي كه با شما صحبت نمي كنند ، گوش دهيد و نارواني هاي كلامي آنها را بشماريد. به دفعاتي كه آنها دچار وقفه زبان مي شوند، كلمات يا صداها را تكرار مي كنند ، جمله اي را مجدداً بيان مي نمايند ، مكث ها و بالاخره صداهاي غير مفهوم و زايدي كه حين صحبت از خودشان توليد مي كنند كاملاً توجه داشته باشيد. با اين توجهات ، نسبت به تنوع و فراواني نارواني هاي كلامي در صحبت هاي عادي آگاهي بيشتري پيدا خواهيد كرد. همچنين در مطالعه و بررسي خود، به تعداد و انواع مختلف نارواني هاي كلامي كه مي شنويد دقت نماييد. از مكث ها غالباً براي تأكيد ، جلب توجه ، رعايت دستور زبان و يا بهره گرفتن از زمان كوتاه آن براي فكر كردن استفاده مي شود. لذا اين قبيل مكث ها به عنوان وقفه هاي كاملاً طبيعي در صحبت كردن محسوب مي شوند. اگر شما به وقفه هاي كلامي خودتان گوش كنيد متوجه خواهيد شد كه به تدريج نسبت به آنها حساسيت پيدا مي كنيد. در مجموع اين بررسي ها براي شما بسيار جالب خواهد بود، از اين جهت كه متوجه مي شويد چقدر نارواني هاي كلامي عادي و يا قابل قبول در صحبت هاي روزانه مردم وجود دارد.

البته اين كه كودكتان بيشتر از شما در صحبت كردن وقفه و مكث داشته باشد ، امري است كاملاً طبيعي . شما مي بايست متوجه فراواني ( تعداد ) و چگونگي تغييرات مكث هاي كودكتان باشيد.

بدون شك ، شما شاهد مواقعي خواهيد بود كه كودكتان ، با رواني و سلاست كامل صحبت كند. اين مشاهده ها ( مشاهده صحبت روان كودك ) اطمينان خاطر و تأكيد مجددي است براي شما ، و دليل واضح و شاهد صادقي است بر اين كه كودكتان واقعاً مي داند كه چگونه صحبت روان داشته باشد و با استمرار و تمرين و ممارست مي تواند گويايي خودش را بهتر و روانتر كند، ولو اين كه در حال حاضر نمي تواند در همه ي مواقع به طور كامل صحبت كند و البته چنين توقعي نيز نبايد از او داشته باشيم . بنابراين ، از شما مي خواهيم كه با در نظر گرفتن مراتب فوق الذكر ، با نگرشي تازه و متفاوت ، مسئله نارواني هاي كلامي كودك را مورد توجه قرار دهيد.

صبر و تحمل بيشتري در برابر نارواني هاي گويايي كودك داشته باشيد.

بعضاً مقدار نارواني كلامي كه ممكن است موجب بي قراري يا عجله و بيتابي شنوندگان شود، آنقدر ناچيز است كه توسط شخص ديگر قابل توجه نيست. اگر در مورد شما وضع به گونه اي است كه نارواني هاي كلامي كودكتان به طور مدوام موجب ناراحتي و بي قراري شما مي شود ، بهتر است دامنه صبر و تحمل خودتان را بيشتر كنيد.

اگر از خودتان سؤالات زير را بپرسيد ، مطمئناً پذيرش نارواني هاي كلامي كودك برايتان راحت تر خواهد بود:

- چرا وقتي كه كودك مي خواهد مطلبي بگويد و كمي بيش از مدت زمان مورد انتظار شما طول مي كشد، ناراحت و برانگيخته مي شويد؟

- آيا واقعاً سطح توقع و انتظار شما از كودك در مورد روان صحبت كردن ، خارج از ظرفيت و توانايي او نيست؟

- چرا از او توقع داريد كه روان تر از صحبتي كه الان مي كند، سخن بگويد؟

- آيا اين بدان دليل نيست كه به نظر شما بچه هاي همسن و سال او روان تر صحبت مي كنند؟

- و يا به خاطر اين نيست كه فرزندان ديگر شما از رواني كلامي بهتري برخوردار هستند؟

- چرا او نيز بايد به اندازه آنها از رواني و مهارت كلامي برخوردار باشد؟

- آيا اين بدان جهت نيست كه شما نمي خواهيد با صبر و حوصله ، وقت بيشتري صرف كرده ، به حرفهايش گوش كنيد؟

بهترين شيوه اي كه شما مي توانيد به وسيله آن رابطه خودتان را با كودك نزديك تر و غني تر نماييد ، اين است كه با صبر و حوصله و فرصت كافي به صحبت هاي او گوش كنيد.

- آيا هنوز نگران اين هستيد كه مبادا لكنت او بدتر شود؟

- آيا فكر مي كنيد كه ترديد و درنگ هاي او در صحبت كردن نشانه اي از عقده رواني و يا خود كم بيني است؟

- آيا شما نگران اين هستيد كه وقتي كودك به مدرسه برود، چطور مي شود؟

توجه داشته باشيد كه همه اين نگراني ها و تشويش هاي شما به سادگي ، مشكل گويايي كودكتان را بيشتر مي كند.

به كودك نشان دهيد كه از نارواني كلامي او نگران نيستيد.

اجازه دهيد فرض كنيم كه شما بالاخره آماده ايد كه نارواني هاي كلامي كودكتان را همان گونه كه هست بپذيريد. اين پذيرفتن به چه معناست ؟ بعضي ها به والدين كودكي كه لكنت دارد، توصيه مي نمايند كه نارواني هاي كلامي كودك را به كلي ناديده بگيرند. اما ما احساس مي كنيم كه شما مي توانيد واكنش هاي بسيار مثبت و سازنده اي در مقابل صحبت هاي كودكتان داشته باشيد . شما اگر بخواهيد به فرد ديگري نشان دهيد يا ثابت كنيد كه رفتار او ( همان گونه كه هست) مورد قبول شماست ، چه مي كنيد ؟ نهايتاً مي گوييد : من متوجه شدم كه او رفتارش اين طور است ، اما اهميتي ندارد ؛ احساس من نسبت به او عوض نشده است ، بيشتر وقت ها اصلاً متوجه آن نمي شوم . شما ملاحظه مي كنيد كه مهارت هاي گوناگون به نسبت هاي مختلف در كودكان رشد و توسعه پيدا مي كند ، اما به اين تفاوت ها توجه چنداني نداريد ، تا اين كه فاصله ي اين تفاوت ها به طور كاملاً محسوس و قابل ملاحظه اي آشكار شود. در اين صورت نيز معمولاً كاري انجام نمي دهيد ، مگر اين كه مشكل به طور جدي ادامه يابد.

مادري مي گفت : من سعي كردم هر چه بيشتر ، شكسته و بريده صحبت كردن كودكم را بپذيرم . از خودم پرسيدم : زماني كه كودك تازه غذا خوردن با قاشق را ياد مي گرفت ، چه واكنش هايي نشان مي دادم ؟ يادم آمد كه او در جريان استفاده از قاشق چه خراب كاري هايي كه نمي كرد ، غذايش را به هر طرف مي ريخت و مرتباً لباسهايش را كثيف مي كرد. بالاخره چندين ماه متوالي طول كشيد تا او تقريباً ياد گرفت كه با قاشق غذا بخورد. اين مادر مي گفت: به خاطر مي آورم كه آن موقع تصميم گرفتم در ارتباط با كارهاي ناجور كودك در وقت غذا خوردن با قاشق ، اصلاً ناراحت نشوم و او را تنبيه نكنم . من كارهاي او را به اقتضاي سن او عادي تلقي كردم و حالا از اين كه موفق شده است به طور كامل از قاشق استفاده كند، خشنود هستم. با گذشت چند هفته از زماني كه او شروع به غذا خوردن با قاشق كرد ، مسئله ريختن ( پاشيدن ) غذا روي لباس و اطراف خودش به مراتب كمتر شد ، ولو اين كه هنوز هم قادر نبود كاملاً تميز و مرتب غذا بخورد.

فرزند كوچك اين مادر صبور و فهيم ، به تدريج در استفاده از قاشق براي غذا خوردن كاملاً مهارت پيدا مي كرد و اگر به ندرت در اين كار با مشكل مواجه مي شد ، مادرش بدون هيچگونه واكنش هيجاني آن را مي پذيرفت. اين مادر به اين حقيقت پي برده بود كه بايد نسبت به رشد گويايي و نارواني احتمالي كلامي كودك نيز چنين بازخورد و واكنشي داشته باشد.

ما قبول داريم كه پيروي از اين دستورالعمل ها ، بخصوص زماني كه كودكتان دچار لكنت زبان جدي است ، چقدر براي شما مشكل است. اما برايتان بسيار سودمند خواهد بود اگر همواره به خاطر داشته باشيد كه كودك شما تا آنجا كه برايش ممكن است سعي خودش را مي كند. وقتي شما عكس العمل هيجاني نشان مي دهيد ، در واقع او را وادار مي كنيد كه بيش از حد و فوق العاده جدي تقلا كند كه لكنت خودش را متوقف نمايد، از لكنت داشتن اجتناب بورزد و يا اين كه آن را پنهان نمايد و اين كارها و تقلاهاي بيهوده ، لكنت او را بدتر مي كند. پس سعي نكنيد مشكل گويايي او را از آنچه هست پيچيده تر كنيد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:11 |

ديويد موري كه شانزده سال سِمَت استادي در دانشگاه داشته است، هفت گام را براي داشتن فرزنداني دانا پيشنهاد كرده است. وي معتقد است هيچ سرمايه گذاري براي خانواده مهمتراز آموزش فرزندان نيست.

او روشهاي ساده اي را براي كمك به فرزندان پيشنهاد مي كند كه براي هركس بدون توجه به سطح درآمد ، موفقيت آميز است.

اول – فرزند خود را هر روز به مدرسه بفرستيد. واضح است كه حضور در مدرسه اهميت دارد. بررسي اي كه اخيراً، انجام شده ، نشان مي دهد ميزان حضور در كلاس درس روش خوبي براي پيش بيني نمرات آزمون است.

كساني كه ميزان حضور آنها 93 درصد بود ، در آزمونهاي استاندارد ، رتبه اول را به دست آوردند. كساني كه تنها 85 درصد در كلاسها حضور يافتند نمرات آنها افت پيدا كرد. وي مي گويد كارهايي كه به طور مرتب انجام شود، بهتر از همه در خاطر مي ماند. بر نظم و ترتيب تكاليف مدرسه نظارت كنيد و مدت زمان تماشاي تلويزيون را كم كنيد. بين ساعاتي كه در جلوي تلويزيون گذرانده مي شود و سال هاي هدر رفته ارتباط مستقيمي وجود دارد.

دوم – مدرسه، نام آموزگار و مدير مدرسه فرزند خود را ياد بگيريد. قبل از بروز مشكل با آنها تماس بگيريد، بگذاريد بدانند چه انتظاراتي داريد. آيا تكاليف مدرسه كافي است؟ محيط مدرسه بي خطر است؟ چه مطالب و كتاب هايي در كلاس درس آموزش داده مي شود؟ آيا دانش آموزان در كلاس درس فرهنگ لغت و دائرة المعارف دارند؟ به آموزگار پيشنهاد همكاري بدهيد. به مربيان فرزند خود احترام بگذاريد. بهترين شرايط اين است كه معلم و والدين ، يكديگر را تقويت كنند.

سوم – براي فرزندتان لباس مناسب تهيه كنيد. اين مسئله به اندازه ي صبحانه و محيط مناسب اهميت دارد. لازم نيست اين لباس اونيفورم باشد، نگذاريد فرزندتان عادت كند با لباس غير آبرومندانه به مدرسه برود. مدرسه رفتن شغل فرزند شما است. از فرزندتان بخواهيد لباس مناسب آن را بپوشد. لازم نيست خيلي وسواس به خرج دهيد.

انتظارات خود را از فرزندتان بيان كنيد. انضباط، ماندگارترين هديه مدرسه است. كتابها و افراد دانشمند را محترم بشماريد. افراد تحصيل كرده را مورد تمسخر قرار ندهيد.

چهارم – براي فرزندتان روزنامه و كتاب بخوانيد. و شيوه مراجعه و يافتن كتاب را به فرزندتان ياد دهيد و اگر نمي دانيد از كتابدار بپرسيد. به طور حتم فرزندتان تلويزيون تماشا مي كند ؛ برنامه ها را كنترل كنيد و با هم به تماشاي تلويزيون بپردازيد. در مورد رفتارها و هنرپيشه ها اظهار نظر كنيد. از تلويزيون به عنوان فرصتي براي نشان دادن ارزشها و معيارهاي خانوادگي بهره بگيريد. قدم به دنياي كودكان بگذاريد. خود را كاملاً به آنها نزديك كنيد و پذيراي آنها باشيد. آن وقت مي بينيد مثل گل آفتابگردان كه به سمت خورشيد مي چرخد او هم به شما رو مي آورد.

پنجم- به هيچ وجه تقلب را تحمل نكنيد. دو خطر روياروي كودكان است: شكست و شكست سخت تر، از طريق عدم صداقت. تقلب يعني فرار بيهوده از شكست ، فرزندتان را در معرض دو خطر قرار مي دهد. شكست ناكامي است اما مايه بدنامي نيست. ولي تقلب بدترين پيامدها را به دنبال دارد علاوه بر آن كه آموزندگي ندارد و همه چيز ما را در معرض خطر قرار مي دهد.

شكست واقعيتي است كه شخص مغلوب به بهاي از دست دادن قدرت ايستادگي روحي خود، از آن مي گريزد. شكست را مي توان جبران كرد اما براي شخصيت و شرف از دست رفته تنها مي توان حسرت خورد. اگر آموزگار يا مدير مدرسه فرزندتان چشم خود را به روي تقلب مي بندد بايد نگران شويد. آنان آينده فرزند شما را تباه مي كنند.

ششم- وقتي فرزندتان به خانه مي رسد در منزل حضور داشته باشيد. تحقيقات در اين زمينه بسيار روشن است. ساعات 3 تا 6 بعداز ظهر حساسترين ساعات در زندگي كودك است. در اين زمان كودك بدون سرپرست است و دردسرها فراوان . اما اين ساعات، درعين حال بهترين زمان نيز هست زيرا هنوز درس هاي روز تازه است و از اين فرصت مي توان براي تقويت آموخته ها استفاده كرد. به گزارش هايي كه فرزندتان در مورد حوادث روز خود مي دهد گوش بدهيد. با آنها مشورت كنيد، تنبيه و تشويقشان كنيد. اما آنها را در خانه ، تنها رها نكنيد.

هفتم – هر از چند گاه مدرسه بازي كنيد. از فرزند بزرگتر بخواهيد به خواهر يا برادر كوچكتر خود درس بدهد. اين عمل تأثير چشمگيري بر روي هر دو دارد. كودك بزرگتر در كاري كه به او محول شده مهارت و غرور به دست مي آورد و كودك كوچكتر از طريق تحسين درس مي گيرد. بعد از آن از هر دو بخواهيد كار يا درسي را به شما ياد بدهند. اين كار براي آنها لذت بخش است و براي شما غرور انگيز.

آموختن نحوه يادگيري ، نخستين وظيفه است. با خواندن اين مطلب براي فرزندانتان كار را شروع كنيد و نظر آنها را در اين باره جويا شويد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:9 |

دلواپس نباشيد... آنان برخلاف ظاهرشان آن قدرها هم خشن نيستند!

بسياري از مادران كه مي كوشند رفتار پسرشان را درك كنند، مي پرسند: « پسرها چگونه هستند؟ » آنان به حكم غريزه مي دانند كه در ذهن يك دختر چه مي گذرد. اما در سر پسرها چه مي‎گذرد؟

هورمون‎هاي مردانه از دوران بلوغ به بعد بر رشد عاطفي و جسماني پسرها اثر مي‎‎گذارند و مجموعه‎اي از رفتارهاي پسران را كه « رمز پسر» نام نهاده شده ، تشكيل مي‎دهند. در واقع « رمز پسر» طوري رشد مي‎كند كه مردان جوان انديشه‎ها و احساس‎هاي خود را بر زبان جاري سازند و اين امر مادران را شگفت زده مي‎كند. از همين رو پي بردن به چگونگي انديشه و رفتار پسران باعث مي‎شود برخورد با آنان مناسب و آسانتر شود. ذيلاً برخي ويژگي هاي پسرها را براي اطمينان خاطر مجدد مادران حيران و سر در گم آورده‎ايم.

خشن و ناآرام اند

كدام مادري است كه از نيرو ( انرژي ) پسرانه پسرش همچون دويدن، پريدن و فرياد كشيدن حيرت كند؟ اما موقعي كه همان پسر پرخاشگر مي شود، چطور؟ وقتي مادري اسم اولين پسرش را كه هفت ساله بود، در كلاس ورزش نوشت، مشتاقانه منتظر بود كه هنگام بازي تشويقش كند ولي توقع نداشت بازيكنان همديگر را بزنند و بيندازند و يا حريفانشان را نقش زمين كنند. حتي پسرش ميان آن همه بچه، از همه پرجنب و جوش تر بود. او مي‎گويد: « هميشه با خودم فكر مي كردم كه اين بچه ام آرام تر و عاقل تر است ولي بازي خشنش باعث شد كه آن روي او را نيز ببينم.»

بيشتر پسرها بازي خشونت آميز را دوست دارند، ولي اين بدان معنا نيست كه در آينده آدم‎هاي خشني شوند. به واقع در اين بازي هاي رقابتي و جسماني فوايد مشخصي نهفته‎اند. پسران از محدوديت هاي پرخاشجويي خبردار مي شوند و پي مي برند كه چقدر پيش بروند تا ايمن مانده و دور از گزند باشند و چگونه از احساسات ديگران آگاه شوند.

تخيلات خشونت باري دارند

پرخاشگري پسران ، مادران را آشفته مي كند. آنان با مطالعه گزارش هاي رسانه ها از مدارس، هراسان گشته و به حكم غريزه بر آن مي شوند كه تفنگ هاي اسباب بازي، بازي هاي ويديويي و فيلم هاي نگران كننده را از دسترس پسران دور نگه دارند تا مبادا وسوسه شوند و به رفتار ناهنجاري دست بزنند، مادرها درمي يابند كه تخيلات پسرانشان جايگزين آن وسايل مي شود. پدر و مادري تصميم گرفتند كه به پسرهايشان هيچ گونه اسباب بازي ندهند و حتي لباس دخترانه به آنها بپوشانند. آنها اميدوار بودند كه تربيت بدون در نظر گرفتن جنسيت، تأثير خوشايندي داشته باشد.

به آساني احساساتشان را بروز نمي دهند

دختر خشمگين يا آشفته اغلب به آغوش مادر پناه مي برد ولي پسر معمولاً سعي مي كند مشكلش را به تنهايي حل كند و نمي خواهد «بچه ننه» به نظر بيايد. اگر مي خواهيد با پسرتان در زمينه مشكلي كه او را ناراحت كرده به گفتگو بپردازيد ، سعي كنيد غير مستقيم و زماني كه سرگرم انجام كاري هستيد ، سر صحبت را با او باز كنيد.

هنگامي كه دو خانم مي خواهند در زمينه ي موضوع خصوصي سخن بگويند احتمال دارد رو به روي هم بنشينند و بپرسند: ( تو چه احساسي داري؟ ) ولي مردها غالباً بدون اين كه به هم بنگرند، صحبت مي كنند. اگر دقت كنيد، دو مرد به طور مثال در حين تماشاي بازي فوتبال، با هم حرف مي زنند و در عين حال خصوصي ترين مطالبشان را كم كم بيان مي‎كند و هيچ وقت نگاهي نگران كننده هم به يكديگر نمي‎اندازند.

مادري كه در تعمير دوچرخه به پسرش كمك مي كند، ممكن است در حين گفتگوهاي خودماني، متوجه چيزهاي بيشتري درباره فرزندش شود تا اين كه بخواهد سر ميز شام رودررو، وي را به صحبت وادارد.

دوست دارند معامله كنند

مردها طرفدار عدل و انصاف هستند و دوست دارند راجع به هر چيزي بحث كنند و از اين بابت هم مهارت دارند. و مي خواهند مطلبي را مو به مو توضيح دهند و معامله اي منصفانه كنند و بعد از اين كه به توافق مي رسند، اغلب مي شنويد كه مي گويند: « قول مي دهي؟ قول مي دهي؟»

مادران مي دانند كه معامله كردن فقط نصف جنگ است. پسرها پايبندي به عهد و پيمان را سخت مي‎دانند. نق زدن نيز اثر نمي‎كند، بنابراين راهبردها و تدابير ديگر مؤثراند. پسر خانواده‎اي موافقت كرده بود از بازي هاي پرسر و صدا روي كاناپه ي اتاق نشيمن خودداري كند، اما به علت نشاط و سرزندگي طبيعي‎اش قولش را از ياد مي برد. از همين رو مادرش راهي يافت كه عهدش را به او يادآوري كند. او يادداشتي به اين مضمون نوشت و به كاناپه سنجاق كرد: پسر عزيز، فكر مي كردم كه با من دوستي؛ ولي اهميتي براي من قائل نمي شوي. به من لطمه مي زني، آنقدر محكم مي نشيني كه فنري شكسته به پشتم فرو مي رود. بين ما هر چه بوده تمام شده، دوست سابق تو« كاناپه». او با خواندن اين يادداشت خنده اي سرداد و قولش را به ياد آورد.

عليرغم تمام نگراني ها، دردسرها و غم و رنج ها، پيوند ميان مادران و پسران واقعي است

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 23:2 |