+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت
9:3 |
بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت
9:1 |
استرس يك عامل شناخته شده براي ابتلا به افسردگي است و همچنين ميتواند بر روي سلامت جسمي شما تاثير بگذارد.
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، بنابراين مشخص كردن دلايل بروز استرس در زندگي و تلاش براي به حداقل رساندن آنها از اهميت ويژهاي برخوردارست.
هر گونه فقدان و از دست دادن چيزي در زندگي بويژه اگر مورد علاقه فرد باشد مانند از دست دادن نزديكان، طلاق و جدا شدن از محل زندگي دوران كودكي و همچنين ابتلا به يك بيماري به مدت طولاني و يا ناتواني و نقص عضو ميتواند علل بروز استرس باشد.
اما با اين حال موضوعات ديگري چون ازدواج، اسباب كشي و تغيير محل زندگي، مشغول شدن به شغل جديد و رفتن به تعطيلات نيز ميتوانند استرس زيادي به همراه داشته باشند.
استرس در واقع مجموع واكنشهاي فيزيكي، ذهني و عاطفي است كه در نتيجه تغييرات و نيازهاي زندگي شخص بروز ميكنند.
اين تغييرات ممكن است بزرگ يا كوچك باشند. البته واكنشهاي افراد نسبت به تغييرات زندگي متفاوت است. استرس مثبت ميتواند در فرد انگيزه ايجاد كند، در حالي كه استرس منفي ميتواند در مواقعي بروز كند كه اين تغييرات و نيازها فرد را شكست دهند.
در مورد شغل، نگراني از قرارها و موعدهاي تعيين شده يا نگراني از عدم توانايي در مواجهه با چالشهاي مخصوص در كار ميتواند منجر به بروز استرس شود.
- علائم استرس كدامند؟
برخي از علائم شايع براي استرس بسيار زياد عبارتند از افزايش تحريك پذيري، حساسيت بسيار بالا در انتقاد كردن، علائم تنش مانند جويدن ناخنها، اشكال در خوابيدن و بيدار شدن از خواب در صبح بسيار زود، مصرف نوشيدنيهاي الكلي و افزايش كشيدن سيگار، اشكال در گوارش و فقدان تمركز هستند.
مهمترين علائم فيزيكي استرس عبارت از گرفتگي عضلاني، سردرد، درد قفسه سينه، ناراحتي معده، اسهال و يا يبوست، افزايش ضربان قلب، سرد و مرطوب شدن دستها، خستگي، تعريق شديد، بثورات، تنفس سريع، لرز، تيكهاي عصبي، كم اشتهايي يا بي اشتهايي، ضعف، احساس خستگي و گيجي هستند.
همچنين علائم عاطفي استرس شامل عصبانيت، اعتماد به نفس پايين، افسردگي، بيتفاوتي، تحريك پذيري، ترس و پاسخهاي هراسي، اشكال در تمركز، احساس گناهكاري، نگراني، بيقراري، اضطراب و وحشت هستند.
به لحاظ رفتاري نيز برخي از اين علائم عبارت از روي آوردن به الكل و سيگار، افزايش كشيدن سيگار و كاهش حافظه و منگي هستند.
به گفته متخصصان اقدام براي بهبود استرس مخرب تا قبل از اين كه بر روي سلامت جسم و روان شما تاثير بگذارد از اهميت به سزايي برخوردارست.
- چطور با استرس مقابله كنيم؟
راز كنترل كردن استرس، مراقبت از خود و در مواقع امكان از بين بردن برخي از عوامل استرسزا است. اگر احساس كرديد كه مسائل و مشكلات در حال غلبه كردن بر شما هستند، به خودتان فرصت يك تنفس عميق بدهيد.
سعي كنيد مرخصي بگيريد و انجام كارهاي روزانه، فعاليتهاي مربوط به خانواده يا هر عامل ديگري را كه باعث افزايش فشار رواني بر روي شما ميشود را موقتا رها كنيد.
در طول آن روز تنها به انجام كارهايي بپردازيد كه به شما آرامش ميدهند و احساس خوبي پيدا ميكنيد.
به اين ترتيب اوضاع تغيير خواهد كرد و ديگر خطري متوجه سلامتي شما نخواهد بود.
- برخي از راههاي غلبه بر استرس كدامند؟
براي اينكه بتوانيد بر استرس خود غلبه كنيد بهتر است توصيههاي زير را در نظر داشته باشيد:
- كمكهاي مفيد و سودمند را از ديگران بپذيريد
- در يك زمان فقط يك كار را انجام دهيد و اجازه ندهيد كه استرس بر روي استرس انباشته شود.
- محدوديتهاي خودتان را بدانيد، رقابت بيش از حد نكنيد و توقع بيش از حد نيز از خود نداشته باشيد.
- با كسي درباره موضوعي كه براي شما استرس ايجاد كرده صحبت كنيد.
- انرژي خود را به روشي كه بيخطر باشد مانند فرياد زدن، جيغ زدن و يا ضربه زدن به متكا تخليه كنيد.
- از موقعيتهاي استرسزا دور شويد.
- سعي كنيد در لحظه شدت يافتن استرس با افرادي صحبت كنيد كه به جاي روش انتقاد يا قضاوت با شما به روش تشويقي صحبت كنند.
- سعي كنيد تنفستان را آرام كنيد و براي آرام كردن قسمت تحتاني ريهها از روشهاي آرامكننده استفاده كنيد.
لازم به يادآوري است كه يكي از واكنشهاي استرس، بروز عصبانيت و خشم است. سعي كنيد اطلاعات بيشتري درباره چگونگي كنترل عصبانيت و خشم به دست آوريد.
- علت بروز استرس چيست؟
بدن در يك موقعيت استرسزا و پرتنش با افزايش توليد هورمونهاي خاصي واكنش نشان ميدهد كه اين امر باعث بروز تغييراتي در ضربان قلب، فشارخون، متابوليسم و فعاليت زياد در زمان بروز اين حالت خاص رواني ميشود.
- چه عواملي در محيط شغلي ميتواند منجر به بروز استرس شود؟
شرايط و موقعيتهاي زيادي در محيط كار ميتواند منجر به بروز استرس شود كه اين شرايط عبارتند از:
- داشتن روابط ضعيف و ناخوشايند با همكاران
- وجود رئيسي كه از كارمندانش حمايت نكند
- فقدان مشورت و گفت و گو كردن
- تداخلات زياد شغل با زندگي خصوصي اجتماعي و خانوادگي
- كار بسيار زياد و يا كار بسيار كم
- فشار زياد با مهلتها و فرصتهاي غيرواقعي
- كاري كه بسيار سخت باشد و يا تقاضاي كافي براي كار وجود نداشته باشد
- عدم كنترل بر روي روش كاري كه در حال انجام است
- شرايط نامطلوب كاري
- عدم فعاليت در كاري هماهنگ با توانايي فرد
- احساس بيارزشي كردن
- عدم احساس امنيت و تهديد ناشي از بيكاري
وقتي افراد احساس ميكنند كه تحت فشار طاقتفرسا و غيرقابل تحمل در محيط كار هستند براي از بين بردن شكاف بين آنچه بدست ميآورند و آنچه تصور ميكنند بايد بدست بياورند، سختتر و سختتر كار ميكنند و به همين دليل زمانهاي استراحت و يا برطرف كردن نيازهايشان را از دست ميدهند و از اين رو به تدريج بر ميزان استرس آنها افزوده ميشود.
- چگونه ميتوان از بروز استرس پيشگيري كرد؟
براي كمك به پيشگيري از استرس منفي به آن دسته از امور زندگي بپردازيد كه ميتوانيد از عهده آنها برآييد.
از آنجا كه هميشه نميتوان جلوي استرس را گرفت، روشهايي را ياد بگيريد كه براي حفظ بهداشت و سلامت جسمي و رواني خود با آنها سازگار باشيد. با مطالعه مقالات و كتابهايي درباره استرس به خود آموزش دهيد.
- عوارض احتمالي استرس كدامند؟
استرس مزمن ميتواند در بسياري از مشكلاتي كه سلامت فرد را تهديد مي كند، نقش داشته باشد؛ از جمله اين مشكلات ميتوان به بروزحوادث ناخواسته، ابتلا به بيماريهاي چون آرتريت، آسم، سرطان، سرماخوردگي، كوليت، ديابت، اختلالات غدد درون ريز، خستگي، سردرد، كمردرد، مشكلات گوارشي، اختلالات پوستي، بيماريهاي قلبي، فشارخون بالا، بيخوابي، دردهاي عضلاني، اختلال در رفتارهاي جنسي و بروز انواع زخمها اشاره كرد.
براي بهبود استرس بهتر است يك برنامه ورزشي اتخاذ كنيد. افرادي كه به لحاظ جسمي در وضعيت مطلوبي هستند به احتمال كمتري به عوارض منفي استرس مبتلا ميشوند.
همچنين داشتن يك رژيم غذايي متعادل و مناسب توصيه ميشود. به علاوه مصرف مكملهاي ويتامين نيز توصيه ميشود.
در شرايط حاد و در صورت نياز به كمك، بايد به متخصص مراجعه كنيد كه ممكن است در اين صورت متخصص مربوطه براي شما دارو تجويز كند
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت
12:12 |
به زبان آوردن کلمه «انضباط»، در بسياري از افراد حالت انقباض ايجاد ميکند زيرا براي بسياري، انضباط يعني کتکخوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرار گرفتن.
متأسفانه اغلب ما انضباط را با تنبيه اشتباه ميگيريم؛ با وجود اينکه اين کلمات، معاني کاملاً متفاوتي دارند. اگر چه يک روش کامل و معين براي منضبط کردن بچهها وجود ندارد و فقط آنچه ما ميتوانيم انجام دهيم اين است که خودمان را به رويکرد مثبتي در ارتباط با انضباط متعهد سازيم؛ رويکردي که دربرگيرنده احترام، انتظارات روشن، محدوديتها و پيامهاي منطقي و اختيار باشد.
نکته حائز اهميت در اين ارتباط آن است که ما نبايد اعتماد به نفس بچهها را خدشهدار کنيم بلکه بايد با رفتاري جدي توأم با عشق و محبت، انضباط شخصي را پرورش دهيم.
بعضي مواقع موقعيتهايي پيش ميآيد که آن را پيشبيني نکردهايم. به طور مثال، با فرزندمان به خريد ميرويم و در راه خريد، دختر يا پسرمان شروع به غر زدن ميکنند که ما فلان چيز را ميخواهيم و اين موضوع باعث ميشود که او در تمام طول مسير، قيل و قال و گريه و زاري کند و شما هم مجبور شويد دست او را بکشيد تا يک قدم بردارد. ولي اگر قبل از خروج از منزل ميتوانستيد اين موقعيت را پيشبيني کنيد، اين مشکل هرگز پيش نميآمد. مثلاً به فرزندتان بگوييد که ما الان ميخواهيم براي خريد بيرون برويم و من ميدانم که ما هر وقت خريد ميرويم، تو دوست داري يک خوراکي برايت بخرم ولي امروز از شکلات خبري نيست. در عوض در راه بازگشت، ميتواني يک کتاب براي خودت بخري و با اين روش ميتوانيم از وخامت وضعيتي که ممکن است رخ دهد، از قبل بکاهيم و براي اين کار کافي است که به آنها بگوييم چه انتظاري از ما ميتوانند داشته باشند و براي ما مقدور است چه کاري را انجام دهيم و چه کاري را انجام ندهيم.
هر مسألهاي نياز به دخالت ندارد. بسياري از موارد را ميتوان ناديده گرفت، چون بچهها به محض آنکه شما توجهتان را از روي آن موضوع برداريد، خود به خود آن را رها ميکنند. فرض کنيد فرزندتان وارد ميشود و يک مشت شيريني برميدارد و شما ميگوييد: «ميتواني دو تا برداري» و پسرتان ميگويد: «من سه تا ميخواهم». بايد تصميم بگيريد آيا ارزش دارد براي يک شيريني انرژي مصرف کنيد يا نه. با اين راهکار ميتوانيم 95درصد موارد جزئي که ناراحتمان ميکند را ناديده بگيريم. بههمين دليل است که گاهي ارزش دارد رفتاري را که ضرري به شما نميرساند، ناديده بگيريد و انرژيتان را صرف مسائل مهمتر کنيد.
بچهها هميشه توقع دارند که وقتي سوالي ميکنند، فوراً به آن پاسخي داده شود. در نتيجه ما هميشه خود را تحت فشار قرار ميدهيم تا به بچهها فوراً پاسخ دهيم ولي هنگامي که ما فوري و تحت فشار وارده جوابي ميدهيم، اغلب چيزهايي ميگوييم که بعداً پشيمان خواهيم شد. به عنوان مثال چند بار تاکنون بهطور خود به خود به بچهها «نه» گفتهايد و بعد از چند لحظه متوجه شدهايد اگر يک لحظه فکر کرده بوديد، شايد جواب ديگري ميداديد.
پس کمي به خودتان فرصت دهيد و کمتر واکنش فوري نشان دهيد. در اين رابطه لازم است هر روز بهترين انگيزه را در بچههايمان بيدار سازيم تا آنها بدانند که ميتوانند از خود، بهترينها را بسازند.
شما هميشه ميتوانيد چيزي براي ستايش بچههايتان در رابطه با نقاط قوت و استعدادهاي آنها بياييد؛ «آفرين! چقدر وقت و انرژي براي تست زبان صرف ميکني!»، «آفرين به تو که خواهرت را هم در بازي شرکت دادي!»، «با چه وقت و نظمي اسباب بازيهايت را سر جايشان گذاشتي!» اين گونه کيفيتها را در بچههايتان تقويت کنيد؛ خواهيد ديد آنها چگونه رشد ميکنند و با شما ميل به همکاري نشان ميدهند.
چند دقيقه فکر کنيد و ببينيد چه ديدي نسبت به بچههاي خود داريد؛ مسئول، تنبل، اهل همکاري يا ...؟
بچههاي ما نسبت به نگرشي که ما به آنها داريم، بسيار حساس هستند. آيا تاکنون متوجه شدهايد مادر و پدرهايي که بچههاي خود را مسئول ميبينند، ظاهراً بچههاي مسئولي هم دارند؟ اگر شما بچه خود را فرد مسئول و مددکاري ببينيد بدون آنکه خودتان آگاه باشيد به او فرصت بيشتري ميدهيد تا کفايت و شايستگياش را نشان دهد و حس مسئوليت خود را بالا ببرد. هر چه شما بيشتر به فرزند خود اعتماد و اطمينان کنيد، او بيشتر ياد ميگيرد که قابليت اعتماد کردن را دارد و در نتيجه، بيشتر قابل اعتماد و امينبار ميآيد.
آيا تا به حال مثل نواري که گير کرده باشد، شدهايد؟ «اين بازار سمساري را جمع کن! ميگم اين بازار سمساري را جمع کن!» و هيچ وقت هم نتيجهاي عايدتان نميشود. يک والد معمولي، بچه پنج، شش ساله خود را روزي پنجاه و پنج بار سرزنش ميکند و اين موضوع، شوخي نيست، بلکه يک آمار واقعي است و هيچ فکر کردهايد اين نق زدنها چقدر انرژي ميبرد؟ و بدتر از همه، نقزدن هيچ فايدهاي هم ندارد.
بچهها ياد ميگيرند که ما را از رو ببرند. آيا تا به حال اتفاق افتاده وقتي فرزندتان مشغول تماشاي تلويزيون است با او حرف بزنيد؟ آيا از اينکه سرش را بالا نميکند تا جواب شما را بدهد تعجب نميکنيد؟ يا تا به حال اتفاق افتاده بدون هيچ نتيجهاي خود را مشغول تکرار جملهاي ببينيد؟ اينها همه نشانههاي گفتو گوي غيرموثر است.
وقتي به بچههايمان اجازه انتخاب ميدهيم، به آنها ميآموزيم به گونهاي صريح فکر کنند. ما قدرت و ضمناً انعطافپذيري خود را در رعايت کردن نيازها و نگرانيهايشان نشان ميدهيم. با دادن اجازه انتخاب به بچهها ما به آنها کمک ميکنيم درباره مسئوليت پذيري، چيزهايي بياموزند و آنها را براي استقلال بيشتر آماده ميکنيم ولي بايد توجه داشت که انتخاب بچه را بايد با دقت، انرژي و بودجه خودتان محدود کنيد.
ما بايد مطمئن، جدي و با اطمينان صحبت کنيم. وقتي ضعيف النفس هستيم يا چون عرصه را تنگ ميبينيم، فرياد ميکشيم، براي بچههايمان مشکل است باور کنند که ما پدر و مادر صميمي و مهرباني هستيم. هر چه بيشتر و بلندتر فرياد بکشيم، تأثير خود را بيشتر از دست ميدهيم. ما نياز داريم مطمئن و آرام باشيم و اجازه دهيم نگرش ما اين را برساند که از آنها انتظار داريم به ما گوش دهند زيرا وقتي ما پيامي را به طور مستقيم و قاطعانه ابلاغ ميکنيم، شکي در ذهن بچهها در مورد آنچه از آنها ميخواهيم انجام دهند، باقي نميگذاريم؛ «همين الان اسباببازيهايت را جمع کن! وقت آن رسيده که تکاليف شبت را انجام دهي».
بسياري از بچهها در پاسخ به اين سوال که چرا به والدين خود گوش نميدهند، بدون مکث پاسخ ميدهند: «چون آنها به آنچه ميگويند، پايبند نيستند. آنها چيزي ميگويند و بعد، يا فراموش ميکنند يا مرا وادار به انجام آن کار نميکنند؛ بنابراين چه دليلي دارد که آنها را جدي بگيرم؟»
وقتي ميخواهيد رفتار فرزندان خود را تغيير دهيد، بايد آن را جزو اولويتها قرار دهيد. وقتي به دخترتان ميگوييد اگر به ناله و زاري ادامه دهد، رستوران را ترک ميکنيد، نميتوانيد معطل شويد غذايتان تمام شود و بعد به قولتان عمل کنيد بلکه بايد همان موقع رستوران را ترک کنيد.
در گرما گرم دعوا، وقت آموختن به بچهها نيست. اگر بچه شما ليواني را شکست، الان وقت پند و اندرز نيست. در آن لحظه او حال بدي دارد و اگر شما سرش فرياد بکشيد، فقط، احساس تحقير بيشتري ميکند. او در آن لحظه نميتواند چيزي بياموزد، چون صرفاً مشغول دفاع از خود است. با بچه هنگام خواب يا زماني که زمان کافي از قضيه گذشته و او از احساساتي بودن درآمده، صحبت کنيد. در آن هنگام، هر دو شما ديد بهتري نسبت به قضيه پيدا کردهايد و بچه در وضعيت بهتري براي تلقينپذيري قرار دارد.
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت
12:10 |
1- مدرسه زندگى ميدان تمرين زندگى است.
2- مدرسه زندگى مملو از برنامههاى استعداديابى است.
3- مدرسه زندگى محل بروز و کشف استعدادهاست.
4- مدرسه زندگى محل آشنايى دانشآموزان با نقشهاى اجتماعى است.
5- مدرسه زندگى محل دوستيابى و دوستدارى وتمرين دوستى است.
6- مدرسه زندگى محل مهروزى است.
7- مدرسه زندگى سرشار از انرژى روحى و فکرى است.
8- مدرسه زندگى مملو از شادى و نشاط است.
9- مدرسه زندگى بر روى عشق استوار است.
10- مدرسه زندگى محل تربيت دلهاست.
11- مدرسه زندگى ديوارى است در مقابل شيطان.
12- در مدرسه زندگى همه چيز با عشق توام است.
13- در مدرسه زندگى چيزى بدون عشق نيست.
14- در مدرسه زندگى همه به يکديگر عشق مىورزند.
15- در مدرسه زندگى معلم محبوب بچههاست.
16- در مدرسه زندگى معلم در دل بچههاست.
17- در مدرسه زندگى والدين چون پروانه به دور شمع مىگردند.
18- در مدرسه زندگى رغبت انگيزى محور تربيت است.
19- در مدرسه زندگى ايجاد تشنگى در اولويت است.
20- مدرسه زندگى ميدان توسعه انديشه است.
21- مدرسه زندگى مسير رسيدن به رستگارى است.
22- مدرسه زندگى محيطى مصفا و معنوى است.
23- مدرسه زندگى محيطى زيبا و منظم است.
24- مدرسه زندگى محل تعاون و همکارى است.
25- مدرسه زندگى محل کارکرد گروهى است.
26- مدرسه زندگى کلاس آشنايى با حقوق فردى و اجتماعى است.
27- مدرسه زندگى محل پرورش استعدادهاست.
28- در مدرسه زندگى همه داراى حق هستند.
29- در مدرسه زندگى همه براى حقوق يکديگر احترام قائلند.
30- در مدرسه زندگى همه داراى تکليف هستند. (مسئوليت)
31- مدرسه زندگى مدرسه رفاقت است.
32- مدرسه زندگى مدرسه حمايت است.
33- مدرسه زندگى مدرسه معرفت است.
34- مدرسه زندگى مدرسه سلامت است.
35- مدرسه زندگى مدرسه شهامت است.
36- مدرسه زندگى مدرسه کرامت است.
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت
12:9 |
فرارسیدن عید همیشه فروزان غدیر خم ، نماد درخشان ولایت وحاکمیت حق و عدالت بر جهان مبارک باد 
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت
16:55 |
قانون انگيزه:
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.
قانون انتظار:
اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت
14:55 |