تبليغاتX
وبلاگ شخصی اوستا طحانی

طلیعه بهار شورانگیز تعلیم و تربیت وتقارن آن با شکوه معنوی ماه مبارک رمضان بر عموم فرهنگ دوستان تقوی پیشه مبارک باد

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 17:40 |

آغاز نوبهار مهر و معرفت و فصل شكوهمند دانايي و آگاهي

بر فرهنگيان محترم و دانش آموزان عزيز مبارك باد

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 12:18 |

باسمه تعالي

اقرأ باسم ربك الذي خلق …
با سلام و صلوات برمحمد و آل محمد و آرزوي ظهور منجي عالم بشريت حضرت ولي عصر (عجل ا… تعالي فرجه الشريف ) و درخواست علو درجات براي روح بلند امام راحل عظيم الشأن و شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي و آرزوي طول عمر با عزت براي مقام معظم رهبري حضرت آيت ا… العظمي خامنه‌اي ، سال تحصيلي  86 - 85  را به همه‌ي همكاران عزيز فرهنگي و دانش آموزان عزيز و آحاد مردم شريف استان تبريك و تهنيت عرض مي نمايم.

آغاز سال تحصيلي جديد در فضاي عطرآگين نام مبارك  رسول اعظم (ص) و همزماني آن با هفته ي بزرگداشت دفاع مقدس و گراميداشت ياد و خاطره شهداي عزيز  و  تقارن آن با طليعه ي ماه مبارك رمضان كه بهار قرآن و شكوه تزكيه و رشد معنوي است شرايط كم نظيري را براي همه‌ي متوليان و دلسوزان امر تعليم و تربيت به خصوص فرهنگيان عزيز به وجود آورده كه همگان را به استفاده از اين نعم عظيم خداوند دعوت و جهت رسيدن به  اهداف متعالي آموزش و پرورش موارد ذيل را يادآوري مي‌نمايم :
-1 اينجانب با عنايت به هفته دفاع مقدس مراتب تواضع و تكريم خود را نسبت به تمامي ايثارگران عزيز و خانواده هاي محترمشان به ويژه شهدا ، جانبازان و آزادگان كه رمز جاودانگي و درس حماسه و ايثار را به جهانيان آموختند ، اعلام نموده و انتظار دارم كليه مديران تلاشگر در همه سطوح آموزش و پرورش استان و همه‌ي همكاران گرانقدر فرهنگي كوشش نمايند آموزه‌هاي علمي و اخلاقي و عملي آن را براي رشد و تعالي دانش آموزان عزيز تبيين نموده و اوراق افتخارآفرين دوران دفاع مقدس را بازخواني نمايند و در انتقال ويژگي‌هاي منحصر به فرد آن به نسل جوان و نوجوان نهايت سعي خويش را به كارگيرند .
-2  رسالت اصلي دستگاه تعليم و تربيت ايجاد زمينه مساعد جهت رشد علمي ، اخلاقي و تربيتي و تقويت مباني اعتقادي ، فرهنگ ملي و مهارت هاي زندگي در دانش آموزان مي‌باشد و برآيند همه ي فعاليت هاي ادارات و مدارس مي‌بايست  به سوي  اين هدف جهت دهي و سمت گيري شود ، لذا از همه ي مديران عزيز مي خواهم كه با گفتار و رفتار خويش در راستاي رسيدن به اين مقصد ، عرصه  دلنشين مدارس را   از  كار و تلاش و نشاط علمي و رقابت هاي سالم و تقويت خودباوري بين همكاران و دانش آموزان  سرشار نمايند .
 -3 لزوم توجه به سيره نبوي به ويژه در مكارم اخلاق و توجه به فرهنگ قرآني به خصوص در بهار تعليم و تربيت معنوي يعني ماه مبارك رمضان را جدي گرفته و با تلاش مستمر و استفاده از اين فرصت طلائي به بهترين شيوه در جهت تربيت معنوي دانش آموزان بكوشيم .
- 4 ايجاد خلاقيت و ابتكار با استفاده از نظرات صائب همه ي همكاران اعم از دبيران محترم ، آموزگاران گرامي ، مشاوران ، مربيان دلسوز و دفترداران و متصديان خدمات عمومي  كه همه به نوعي كار تربيتي انجام مي‌دهند سرمايه ي عظيمي است كه مديران محترم مدارس بايد حداكثر استفاده و بهره‌وري از اين عقل جمعي را به عمل آورند .
-5تقويت اعتماد به نفس و خودباوري با توجه به شعار زنده‌ي ( مامي توانيم ) كه از انديشه‌هاي ناب امام راحل (ره)  و تأكيدات مقام معظم رهبري (مدظله العالي )  و برنامه‌ي كاربردي رييس جمهور محترم، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد،  است را بايد سرلوحه‌ي كار تمامي فعاليت هاي مدارس و كليد راهگشايي در برابر مشكلات قرار داده و با ايجاد زمينه مطلوب و تلاش جهت شركت هرچه بيشتر همكاران و دانش آموزان در مسابقات علمي  ، عملي ،  فرهنگي ، هنري ، ورزشي و …. مدارس را به محيطي پرنشاط ، پرجاذبه و سازنده براي همگان  تبديل نماييم .
 در پايان سعادت ، سلامت و موفقيت براي همه ي سربازان دلسوز  عرصه ي تعليم و تربيت و رشد و سربلندي براي همه‌ي دانش آموزان عزيز از درگاه خداوند كريم مسألت مي‌نمايم .

بــراتــي
رييس سازمان آموزش و پرورش

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 12:16 |

به گزارش آموزش نيوز محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصيلي 86-85 پيامي را صادر كرد. متن كامل اين پيام  به شرح زير است:
بسمه تعالي
به نام خداوند جان وخرد كزاين برتر انديشه برنگذرد ماه مهر ، ماه مهرباني ، ماه جهد وجهادمقدس ، ماه دين و دانش فرا رسيد تا درسال پيامبر اعظم، سال بعثت انسان ايراني درنهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري ، سال شكوهمند موفقيت‌هاي پي درپي دانشمندان جوان ايراني در عرصه‌هاي گوناگون علم وفن آوري، و در اشتياق ديدها وبازديدها، فصلي تازه از همدلي ومحبت آغاز مي‌شود. احساس شيرين معلمي و شوق شگفت دانش آموزي به هم بياميزد وزمزمه‌ي محبت فضاي مدرسه راعطر آگين كند.

اين شروع دل انگيز رابه همكاران ارجمندم و فرزندان عزيز دانش آموزم تبريك مي‌گويم و به عنوان معلمي كه در جايگاه خدمتگزاري قرار گرفته است تا همكارانش درخط مقدم روشنايي صفابخش جان ودل كودكان، نوجوانان وجوانان اين مرز و بوم باشند آمادگي خويش را براي خدمت هرچه بيشتر اعلام مي‌دارم.

معلم امانتداري است كه انسان امانت اوست اين نداي ملكوتي پير ومراد ومقتداي دلهايمان امام راحل عظيم الشان است كه افق بلند شان و منزلت معلم را نمايان تر مي‌سازد وتداوم بخش آن، اشاره نوراني رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است كه فرهنگ تكريم وتعظيم معلم را حيات و پويشي دوباره بخشيد تا ما را در ايفاي وظيفه‌اي كه برعهده‌مان قرارگرفته است موفق گرداند.

اينجانب كه سالها توفيق تنفس درفضاي الهي مدرسه را داشته‌ام كسوت خدمت را نپذيرفته‌ام جز آن كه نيت كرده‌ام تا با ياري شما در درون آموزش و پرورش و با فعال‌سازي ظرفيت‌هاي داخلي و همچنين باكمك همكاران در دولت عدالت و خدمت و با به كارگيري ظرفيت‌هاي بيرون آموزش و پرورش به سمت اصلاح امور، حل مشكلات و تحقق وضع مطلوب گام برداريم.

دنياكوچكتر از آن است كه جغرافياي بلند معلمي رادر خود پنهان كند و بزرگتر از آن است كه ما نتوانيم حس افتخار وعزت مندي خود را گسترش دهيم.

دانش آموزان، دنيا را درنگاه ما مي‌بينند نه ما را از نگاه دنيا. پس زندگي را درنگاه خود زيبا نشان دهيم وبگذاريم نسيم عشق واميد وزيدن بگيرد و جان و جهان فرزندان اين آب وخاك را نوازش دهد. پنجره‌هاي باور را بگشاييم تا شعاع نوراني معلم در ذهن و زندگي دانش آموزان درخششي دوباره يابد واحساس ادب، احترام و محبت ذوق وشوقشان را سرشار كند.

امروز گفتمان انقلاب اسلامي وارد فصلي جديد از مخاطبه باجهان شده است و استكبار جهاني را با چالش جدي درعرصه‌هاي علمي، فرهنگي و سياسي روبرو كرده است. موفقيت دراين رويارويي همت والاي شما همكاران ارجمند كه همواره پرچمدار روشنگري و ستم ستيزي بوده‌ايد را مي‌طلبد.

همچنين لازم مي‌دانم صميمانه‌ترين سلام وتبريكم را به فرزندان معنوي‌ام، دانش آموزان عزيز تقديم كنم و با يادآوري فرصت دانش آموزي كه از بزرگترين نعمت‌هاي خداوند به انسان است آنان را به تلاشي موثر در حيطه‌ي بينش و دانش تا رسيدن به قله دانايي و گستره شناختي شايسته فرابخوانم.

عزيزانم !
امروز وفرداي ايران اسلامي، بلكه جهان اسلام چشم اميد خود را به انديشه‌ي پويا وشخصيت والاي شما دوخته است. انقلاب اسلامي كه ميراث گرانقدر امام شهيدان و شهيدان گلگون كفن ايران عزيز براي شماست از شما دانش آموزان چهره‌هايي الگو، دولتي الگو و جامعه‌اي الگو انتظار دارد و اين به دست نمي- آيد جز آن كه در سايه‌ي خودباوري، خداشناسي، شناخت مصالح و منافع ملي مراتب رشد و بالندگي را يكي پس از ديگري طي كنيد و نويد بخش جهاني پر از صلح و صميميت و دوستي براي همه ملت‌ها باشيد.

به همراهانمان درعرصه‌ي تعليم و تربيت، خانواده‌هاي ارجمند دانش‌آموزان سلام مي‌كنم و آنان را به حضوري بيش از پيش در اين فرايند حياتي فرا مي‌خوانم.

امروز كه به لطف پروردگار دانش آموزان از وجود خانواده‌هايي باايمان و آشنا با بايدها و نبايدهاي فرهنگي برخوردارند همگامي نظام‌مند خانه و مدرسه، مي‌تواند آموزش و پرورش كشور را در ايفاي خدمتي هرچه شايسته تر موفق گرداند.

در آستانه‌ي حلول بهار قرآن، ماه مبارك رمضان، قرار داريم ايامي كه ثانيه ثانيه‌ي آن فرصت معراج روح است و انسان خاكي را تا خدا پرواز مي‌دهد، اين تقارن را خجسته مي‌دارم و خود و همه‌ي شما عزيزان معلمان مومن، خانواده‌هاي پارسا و دانش آموزان دين باور را به تلاشي عاشقانه در راه درك روزه، حضور در نماز و سلوك در تقواي الهي دعوت مي‌كنم و يقين دارم كه مسير روشن خانه تا مدرسه و فضاي معنوي خانه و مدرسه را به عطر دل‌انگيز وحي و طيف متبرك دعا و نيايش مزين خواهيد ساخت تا روح و روان فرزندانمان در كوثر عشق ثقلين از دسيسه‌هاي شيطاني و هواهاي نفساني مصونيتي بيش از پيش يابد.

از خداوند تبارك و تعالي قبولي طاعات و عبادات، توفيق روزافزون در خدمتي هرچه بايسته تر و سلامتي همراه با حسن عاقبت را براي همگان مسئلت دارم.

محمود فرشيدي
وزيرآموزش و پرورش

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 12:6 |

وزير آموزش و پرورش گفت: در مدارس يك شيفته نبايد پس از تعطيلي مدرسه، فضاي موجود تبديل به خانه سرايدار شود، بايد درهاي مدرسه به روي دانش‌آموزان باز باشد، حداقل كاري كه آنها مي‌توانند در اين مدت انجام دهند ورزش و انجام تكاليف است. به گزارش آموزش نيوز به نقل از فارس صبح امروز محمود فرشيدي در گردهمايي مديران آموزش و پرورش منطقه 2 تهران با بيان اينكه 30 درصد از مدارس شهر تهران دو شيفت هستند، افزود: مي توان از فضاهاي آموزشي موجود استفاده بهينه‌تري كرد. وي با تاكيد بر اينكه بايد آموزش و پرورش از روزمره‌گي بيرون بيايد، اظهار كرد: در سال جاري براي مدارس واژه " مدرسه زندگي" تعريف شده است، مدرسه زندگي مدرسه‌اي است كه دانش آموزان در آن زندگي مي‌كنند، در نتيجه تمام مايحتاج فكري، روحي و جسمي آنها بايد در آنجا تامين شود. فرشيدي با اشاره به اينكه مدرسه زندگي در قالب 8 هدف، اهداف نظام آموزش و پرورش براي مقاطع مختلف تحصيلي را بيان مي‌كند، گفت: اهداف اعتقادي، زيستي، اقتصادي، ورزشي، سياسي، اجتماعي، هنري و فرهنگي از اهداف هشتگانه مدرسه زندگي هستند. وي با اشاره به اينكه در نظام جمهوري اسلامي آموزش و پرورش و معلم جايگاه بي‌نظيري دارد، افزود: نظام اسلامي، نظامي معلم محور است، اين ديدگاه در سالهاي اول پيروزي انقلاب كاملا جلوه‌گر بود و نگاه برنامه‌ريزان و مسئولان به آموزش و پرورش نيز بر همين اساس بود اما در گذر ايام اين تفكر تا حدودي خدشه‌دار شد و كساني با نگاه اقتصادي، سياسي و ابزاري به آموزش و پرورش نگريستند و به همين دليل در افكار عمومي آنگونه كه بايد به آموزش و پرورش بها داده نشد. وي با تاكيد بر اينكه نگاه‌ها وقتي به آموزش و پرورش معطوف شود مشكلات معيشتي و ساير مشكلات حل مي‌شود، افزود: مسئله اول اصلاح ديدگاه است، بايد نگاه به آموزش و پرورش تغيير كند. وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه امروزه در مجلس و دولت نهم دوباره نگاه همراه با تكريم و عظمت به آموزش و پرورش برگشته است و اقدامات صورت پذيرفته نشان مي‌دهد كه به آموزش و پرورش توجه ويژه مي‌شود، گفت: اختصاص 4 ميليارد دلار براي بازسازي و مقاوم سازي مدارس اقدام بزرگي براي حل مشكلات آموزش و پرورش بود. وي افزود: در سال جاري براي عملكرد بهتر وزارت آموزش و پرورش تفويض اختياراتي به واحدهاي آموزشي صورت مي‌پذيرد و نظارت و ارزشيابي افزايش مي‌يابد

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 8:54 |
تاريخ اعداد منفي

مفهوم عدد هاي منفي بوسيله هندي ها پديد آمد آنها عدد منفي را ، يعني عددي كه كمتر از صفر بود «وام يا قرض» و مقدار مثبت را «دارايي» مي ناميدند.

رياضيدانان اروپايي اغلب به جواب منفي بي توجه بودند و اهميت نمي دادند و آنها را جواب هاي دروغ و بي معنا مي دانستند.

aيكي از بزرگترين رياضيدانان هند در كتاب خود به اين صورت مي نويسيد:

مجموع دو دارايي، داريي و مجموع دو قرض ، قرض است. مجموع دارايي و قرض، تفاضل آن و اگر برابر باشند، صفر است. مجموع صفر و دارايي، دارايي و مجموع صفر و قرض، است. حاصل ضرب دو دارايي، يا دو قرض برابر است با دارايي و ....

نتيجة ضرب دارايي در قرض عبارت از زيان در تقسيم هم همين نتيجه به دست مي آيد پس مي گويد: وقتي كوچكترين را از بزرگتر كم كنيم از دارايي، دارايي به دست مي آيد و از قرض، قرض ولي اگر بزرگ را از كوچك كم كنيم از دارايي به قرض و از قرض به دارايي مي رسيم.

وقتي دارايي را از صفر كم كنيم قرض و وقتي قرض را از صفر كم كنيم دارايي به دست مي آيد

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 8:3 |

مقدمه:

زماني كه جهانيان به ويژه جامعه پزشكي ريشه كني آبله را جشن مي گرفت و كنترل بسياري از بيماري هاي واگير دار باعث كاهش شديد مرگ و مير مخصوصا در كشورهاي در حال توسعه گرديده بود، ناگهان در سال 1981 بروز بيماري ناشناخته اي در آمريكا زنگ خطر را به صدا در آورد. با گذشت 12 سال از جهانگيري ايدز دانشمندان و پژوهشگران با همه امكانات تكنولوژي جديد در يافته اند كه با ويروس سختي بنام « ويروس نفقص ايمني اكتسابي» مواجه بوده واين بيماري لاعلاج و خانمانسوز ، با سرعت غير قابل تصوري كليه كشورها را آلوده نموده و جامعه بشري را تهديد مي نمايد. پيش بيني مي شود كه تلفات اين بيماري تا آخر قرن حاضر بيش از تلفات وبا و طاعون در قرن نوزدهم باشد.

در واقع مخاطب بايد بيماري ايدز را فراتر از يك نام احتمالا     ترس آور بشناسد و به ابعاد مختلف آن در حد و اندازه هاي ضروري وقوف يابد تا بتواند هنگامي كه از بيماري ايدز سخن به ميان مي آيد تصويري كامل از ابعاد مختلف آن در ذهن داشته باشد.

 اميد است كه اين جزوه بتواند شما عزيزان را در آموزش هر چه بهتر و سا لم تر نوجوانان اين مرز و بوم ياري دهد.    بقيه در ادامه مطالب.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 15:35 |
علامه ميرزا مهدي الهي  قمشه ایمرحوم استاد علامه حكيم صمداني، عارف رباني، مفسر قرآن كريم حضرت آيت الله حاج ميرزا محمد مهدي محي الدين الهي قمشه‌اي (قدس سره العزيز) در سال 1318 هجري قمري در شهر قمشه از توابع اصفهان ديده به جهان گشود و از آنجا كه در شعر به «الهي» تخلّص مي كرد ملقب به «الهي قمشه‌اي» گشت.

 اجداد و شجره نامه

نياكانش از سادات بحرين بودند و همگي از بزرگان و حافظان قرآن بشمار ميرفتند كه در زمان نادرشاه افشار، گردش روزگار، آنان را به شهر قمشه كشاند. پدرش مرحوم ملا ابوالحسن يكي از روحانيون آگاه و بيدار دلي بود كه در زهد و تقوا شهرت داشت.

مرحوم الهي قمشه‌اي در ديوان اشعارش شرح حال خود را چنين به نظم آورده است:

الهي طبع و مهدي نام و در عشق

لقب گرديد محي الدين مقرر

پدر دانشوري بد بوالحسن نام

چو شيخ خارقان جانش منور

شجره نامه‌اي از خاندان جليل و والامقامش در دست نيست و تنها دست خطي از مرحوم آيت الله محي‌الدين الهي قمشه‌اي بجاي مانده كه سلسله شريف خاندانش را به جهت برادرزاده‌اش نگاشته و در آن آمده است: ....... حاج ملا ابوالحسن ابن حاج عبدالمجيد ابن حاج محمدرضا ابن حاج عبدالملك ابن حاج شيخ جعفر السيدالبحريني رحمهم الله تعالي.

 خواب پدر بزرگش در مورد تولد ايشان

پدر بزرگش مرحوم حاج عبدالحميد، از ثروتمندان قمشه بود و معروفترين فرد شهر در خيرات و مبرات محسوب مي‌شد كه خدمات شاياني به مردم شهر نمود و هنوز آثار خدمات ايشان از قبيل پل حاج عبدالحميد، آب انبار حاج عبدالحميد و بسياري ديگر از خيرات و مبرات ايشان در قمشه شهرت دارد. وي قبل از تولد استاد الهي قمشه‌اي شبي در خواب ديد ملا محمد مهدي كه يكي از علماي بزرگ بود و چند سالي قبل رحلت نموده بود بر يك هودج نشسته و از آسمان بر زمين آمد و به اتاق ايشان وارد شد.

از آن پس حاج عبدالحميد، مكرر به بيت ملاابوالحسن مي‌آمد و از عيال وي كه در انتظار مولود تازه‌اي بود عيادت مي نمود و بي صبرانه در انتظار تولد آن مولود بسر مي برد و مي گفت اين نوازد نامش «محمد مهدي» است كه يكي از علماي بزرگ خواهد شد.

سرانجام با تولد مرحوم استاد الهي قمشه‌اي، انتظار به سر آمد و همانگونه كه پدربزرگش خواسته بود نامش را «محمد مهدي» نهادند.

دوران كودكي

استاد الهي قمشه‌اي كودكي را در بيت زهد و تقواي پدر بسر برد و در سن پنج سالگي به مكتب رفت تا هفت سالگي مقدمات را فرا گرفت و سپس نزد پدر و اساتيد و ادباي شهر به تحصيل علم و ادب پرداخت. و با وجود خردسالي، كتب مهم و مشكل ادب پارسي و عرب را فرا گرفت. و چون سنش به ده سالگي رسيد نظامي را نزد پدر فرا گرفته بود و در پانزده سالگي در ا دب عرب به مقامي رسيد كه «شرح نظام» نيشابوري و «مغني اللبيب» ابن هشام و «مطوّل» تفتازاني را درس مي‌گفت.

مرحوم الهي قمشه‌اي در عين تحصيل دانش به كسب نيز اشتغال داشت و ابتدا شاگردي قنادي حاج محمد حسين قناد را نمود و در اثر كوشش و فعاليت بي حدش در اين كار استاد شد و چندي بعد با پسر عموهايش شراكت نمود و به كار قنادي پرداخت. اما شروع جنگ جهاني اول آنان را به ورشكستي نشاند و مجدداً به توصيه پدر دست از كار كشيد و تمام همّ خويش را مصروف فراگيري علوم اسلامي نمود.

هجرت به اصفهان و خراسان

در سن چهارده سالگي پدر دانشمند و مادر بزرگوارش را از دست داد و از آن پس تصميم به هجرت گرفت تا در سايه آن به تحصيل و كسب و دانش و ادب بپردازد. با آنكه در شهر قمشه اساتيدي بزرگ وجود داشتند و برادر بزرگش نيز ممانعت بعمل مي‌آورد، ليكن صبحگاهي نان و ماستي در دستمالي بست و پياده راه اصفهان را در پيش گرفت.

در اصفهان به مدرسه صدر وارد شد و در حجره طلاب قمشه‌اي مسكن گزيد و مدت كوتاهي قريب يكسال در آن شهر زيست و از استادان آن بهره كافي برد. سپس عزم خراسان نمود تا در كنار مرقد مطهر ثامن الحجج امام علي بن موسي الرضا (ع) به تكميل علوم فلسفه و حكمت همت گمارد. خود مي گويد:

از آن شهــر آمدم باري سپاهــان

نكو شهري است ليك اي خامه بگذر

و ز آنجا خوش مرا بخت نكو خواند 

بـه طــوس آن شهـر قديــس مطهر        

 

 دوران سخت طلبگي

در مشهد به مدرسه نواب راه يافت و حجره‌اي اختيار نمود و به تحصيل پرداخت. در طول تحصيل برادر بزرگش مرحوم «حسينعلي» اندكي هزينه معاش وي را تأمين مي‌نمود و ايشان به سختي روزگار مي‌گذراند. نقل است در اين ايام بسيار به قناعت گذراند و حتي ماه تا ماه غذاي پختني نمي‌خورد و چون اهل رياضت بود گاهي به صحرا مي‌رفت و در طول هفته از ميوه درخت توت ارتزاق مي نمود.

در خاطرات ايام طلبگي خويش و سختيهاي آن مي گويد: روزي كتابي احتياج داشتم ولي قدرت خريد آن نبود. اين كتاب در دست يكي از هم مباحثه اي هايم بود كه او نيز به عاريت نداد. خيلي متأثر و ناراحت بودم كه آن شب پدر را بخواب ديدم. او گفت:‌ مهدي اين كتاب را برايت فرستادم و به حسين (برادر بزرگش) گفتم: پول هم براي او بفرستد.

صبح بعد از آنكه از خواب برخاستم و نماز گزاردم، درب مدرسه باز شد و خادم گفت: ‌پستچي براي شما مقداري پول آورده است. خوشحال شده و اولين كاري كه كردم به كتابفروشي مراجعه نمودم و آن كتاب را خواستم.   

وقتي كتاب را آورد، ديدم همان كتابي است كه در دست هم مباحثه اي من بود، پرسيدم كه اين كتاب فلاني است. گفت: بله، اما پس آورد.

به هر حال در مشهد در محضر اساتيدي بزرگ به تلمذ پرداخت و از خرمن دانش آنان خوشه ها چيد.

 گهي از مخزن سر رضا يافت

دل تاريك من رخشنده گوهر

گهي زانوار درس فقه و حكمت

از آن دانشوران عرش محضر

حكيم آقــا بـزرگ نغز گفــتار

بحكمت نكته سنج و ذوق پرور

فقيه آقا حسين و شيخ عارف

هم از برسي و استادان ديگر

خواب ديدن شهيد مدرس و مهاجرت به تهران

در همان ايام تحصيل در مشهد مقدس و در سنين جواني شبي به خوب ديد كه از مشهد به طرف تهران مي‌رود و مرحوم شهيد سيد حسن مدرس كه او نيز اهل قمشه بود را دستگير كرده اند و به طرف مشهد مي‌برند. در راه به يكديگر برخورد مي كنند و مرحوم مدرس كتابي در دست داشتند كه آن را به ايشان داده و مي‌گويند ما را تبعيد كرده اند شما اين را بگيريد و برويد جاي من درس بدهيد. هنگامي كه از خواب بيدار مي‌شوند و مي‌گويند اگر خواب پريشان است همين است. ما كجا و شخصيتي مبارز و عالم چون مدرس كجا. تا اينكه زمانه ايشان را به تهران كشاند.

مرحوم آيت الله الهي قمشه‌اي پس از سالها تحصيل در كنار بارگاه آستان قدس رضوي در آرزوي ديدار محضر اساتيد قم و عراق و نجف قصد مهاجرت كرد لذا ابتدا به طهران وارد شد.

 زمانه وانگهي زد خيمه گاهم

بطهران پايتخت و تاج كشور

از آن جنت پس از ورود تحصيل

مرا مسكن بطهران شد مقدر

بطهران آمدم تا كز ري و قم

شتابم زي عراق و كوفه يكسر

عرفت الله من فسخ العزائم

بملك ري مرا انداخت لنگر

در طهران به مدرسه سپهسالار (مدرسه عالي شهيد مطهري فعلي) وارد شد و در آنجا به تعليم و تعلم پرداخت. روزي در مسجد سپهسالار در محفلي شركت داشت كه ايشان را به شهيد سيد حسن مدرس معرفي مي كنند. شهيد مدرس مي گويد: «لازم نيست كه او را معرفي كنيد چون پدربزرگ اين شخص مرحوم حاج ملك باعث شد كه من مدرس شوم. من در يك مغازه اي كار  مي كردم كه پدر بزرگ ايشان به آنجا آمد و گفت حيف است كه اين بچه كار كند از سيماي او آثار هوش و درايت مشهود است و بگذاريد درس بخواند. پدرم گفت: ‌ما استطاعت مادي نداري تا او را براي تحصيل عازم كنيم.

پدربزرگ همين شخص امكانات مادي مرا فراهم آورد و معاش مرا تامين نمود. و براي تعليم و تعلم از قمشه به اصفهان فرستاد.»

به هر حال مرحوم آيت الله الهي قمشه‌اي موانستي قريب با شهيد مدرس پيدا نمود و ايشان وي را در طهران نگهداشت و بدين ترتيب امكان مهاجرت به قم و عراق ميسر نشد.

 دستگيري توسط رضاخان

بعد از ماندگاري ايشان در تهران و دوستي قريبشان با شهيد مدرس،‌ روزي حكومت غاصب رضاخاني شهيد مدرس را دستگير و به ظرف تبعيد نمود. در اثر دستگيري ايشان عده اي از نزديكان و دوستان شهيد مدرس دستگير و به زندان افتادند كه از آن جمله مرحوم آيت الله الهي قمشه‌اي بود. قريب يكماه در زندان بسر برد و چون در امور سياسي دخالتي نداشت به سفارش ذكاء الملك فروغي نخست وزير وقت آزاد شد.

پس از آزادي ايشان، طلاب مدرسه سپهسالار گرد وي را گرفته و كتابي را به ايشان دادند و گفتند تا اين زمان مدرس اين كتاب را براي ما تدريس مي كرد و اينك شما تنها كسي هستيد كه ما مي توانيم از محضرش استفاده كنيم.

مرحوم آيت الله الهي قمشه اي بعد از اين واقعه بياد خواب خويش كه چندين سال پيش ديده بود افتاد و تعبير آن را همين دانست.

استاد دانشگاه و اخذ درجه دكترا

آيت الله الهي قمشه اي پس از مهاجرت به تهران در مدرسه سپهسالار به تدريس ادب و فقه و حكمت و ديگر معارف الهي پرداخت.

پس از تاسيس دانشگاه در كشور، مدرسه سپهسالار كه محفل ادباء و مجلس حكما بود، ‌مبدل به دانشكده معقول و منقول گرديد. استاد الهي قمشه اي ضمن تدريس منطق و حكمت و ادبيات در آن دانشكده به عنوان يكي از برجسته ترين اساتيد دانشگاه شناخته شد. وي با نوشتن كتاب « توحيد هوشمندان» به درجه دكترا از آن دانشكده نائل آمد.

ايشان پس از سي و پنج سال تدريس فلسفه و حكمت در دانشكده الهيات و دروس منقول و معقول، بازنشسته شد و از آن پس بيت شريفش كانون ادبا و حكما گرديد.

 تاليفات و آثار علمي

مرحوم آيت الله الهي قمشه‌اي طي عمر گرانقدر خود خدمات شاياني به فرهنگ و ادب نمود و عمر خود را در احياي معارف حقه گذراند بطوري كه در آخرين دقائق حيات نيز به تدريس و تاليف اشتغال داشت.

از وي آثار ارزنده اي بجاي مانده از قبيل: كتاب حكمت الهي (2 جلد) در شرح فصوص الحكم فارابي و توحيد هوشمندان و ترجمه قرآن و تصحيح و تحشيه تفسير ابوالفتوح رازي و ترجمه صحيفه سجاديه و ترجمه مفاتيح الجنان كه همگي حاكي از سعي بليغ ايشان در احياي معارف الهي مي باشد.

مرحوم آيت الله الهي قمشه اي در تفسير و ترجمه قرآن كريم در عصر ما، شخصيتي شاخص و ممتاز است. درباره ترجمه قرآن ايشان بايد گفت ايشان اولين كسي است كه ـ قرآن را برخلاف عادت قدما كه ترجمه تحت اللفظي مي كردند ـ روش جديدي در ترجمه و تفسير قرآن بكار بردند و براي اولين بار قرآن را به زبان فارسي روان و سليس ترجمه كردند، بدون آنكه دخل و تصرفي در اصل معنا شود تفسير خويش را با بيان ساده و قابل فهمي ارائه دادند.

بطوري كه نقل شده است مرحوم آيت الله العظمي بروجردي كه در تفسير قرآن تبحر خاصي داشتند ترجمه و تفسير قرآن مرحوم آيت الله الهي قمشه اي را بسيار پسنديده و احترام مي گذاشتند و در مقام مقايسه با ديگر تفاسير قرآن چنين فرموده بودند: «اصلا هيچ ترجمه اي را با ترجمه آقاي الهي قمشه اي مقايسه نكنيد كاري كه ايشان كردند بسيار فوق العاده است.»

از مرحوم آيت الله الهي قمشه اي كتاب ارزنده‌اي كه تاكنون به طبع نرسيده باقي مانده است. اين كتاب را با خط خود نوشته و به امضاء و مهر خويش ممهور كرده است. نام كتاب: «مشاهدات العارفين في احول السالكين الي الله» مي باشد.

اشعار مرحوم الهي كه از سنين 15 سالگي تا آخر عمر سروده شده در ديواني به نام «ديوان حكيم الهي» گرد آمده است و شامل قصائد و غزليات عرفاني و فلسفي بسياري است. همچنين مشتمل بر «نغمه الهي»، «شرح خطبه متقين در نهج البلاغه» ، «نغمه حسيني» و «نغمه عشاق» مي باشد.

 قناعت در زندگي

مرحوم استاد آيت الله الهي قمشه اي در حالي كه يكي از افراد شاخص در علم و فرهنگي و ادب بودند مع ذلك زندگي ساده و بي آلايشي داشتند. مرحوم استاد الهي قمشه‌اي با آنكه مي‌توانست زندگي مرفه‌اي فراهم آورد، ليكن همواره سعي داشت از ظواهر دنيوي چشم بپوشد. يكي از شاگردانش در اين باره گفته است: «به ظواهر دنيا بسيار بي علاقه بود؛ مثلا علاقه اي نداشت در منزلش تلويزيون و يا راديو باشد تا مبادا وقت فرزندش هدر رود. كلاً يك روحيه بي نيازي و استغنا و دوري از تعلقات مادي در ايشان وجود داشت كه انسان هر وقت به منزلش وارد مي شد تمام تعلقات دنيوي را فراموش مي كرد.»

 كرامات

بايد قبول نمود كه اين مقربان درگاه احديت و اولياء دين هستند كه لياقت هم نوائي و نغمه سرائي با دوست دارند. استاد الهي چنين بود از وي كراماتي نقل شده كه چندي از آن چنين است:

روزي گفتند: كسالتي داشتم. گفتم خدايا توسط جبرئيلت چند ليمو براي ما برسان و هنوز چند لحظه اي نگذشته بود كه پيرمردي دق الباب كرد و ده تا ليمو درشت و خوش عطر آورد و گفت برداريد و بخوريد. روزي در مكه مشرف شده بود در صحرا تشنگي بر وي غلبه مي كند و امان از  او مي ربايد. گفت: خدايا آب برسان. ناگاه سيدي پديدار شد و ظرف آبي بداريشان خوراند. گفت آبي به اين شيريني و خنكي نخورده بودم، وقتي سيراب شدم آن سيد بقيه آب را سر و رويم ريخت وقتي سربلند كردم ديدم نيست. در راه مكه، براي اقامه نماز توقف كردند. به گوشه‌اي رفته و در بيابان نماز مي‌گزارد كه ماشين حركت كرد و وي از كاروان بجا ماند. بعد از نماز روي به جانب خدا نمود و گفت: خدايا چه كنم. در اين حال ماشين سواري شيكي جلوي پايش ايستاد و راننده آن گفت: آقاي الهي ماشين شما رفت؟ جواب داد: بلي. گفت: بياييد سوار شوييد. وقتي سوار شد با يك چشم بهم زدن به ماشين خويش رسيد فوراً پياده شد و به ماشين خود رفت وقتي برگشت ديد ماشين سواري نيست از مسافران پرسيد اين ماشين سواري كه مرا رساند كجا رفت. مسافرين گفتند: آقاي الهي ماشين سواري كدام است اينجا توي اين بيابان ماشين سواري پيدا نمي شود.

 وفات

مرحوم آيت الله الهي قمشه اي در 25 ارديبهشت 1352 هجري شمسي مشتاقانه به حق پيوست. وي در آخرين ساعات عمر نيز به تدريس و تاليف و تفسير اشتغال داشت و پس از آنكه تجديد نظري در ترجمه و تفسير قرآن كريم خود نمودند، مي‌دانستند كه دعوت حق را لبيك خواهند گفت. ‌چرا كه برادرش چندي قبل به خواب ديده بود كه: «ايشان در صحرائي نشسته و مشغول نوشتن هستند و عده‌اي  مشغول ساختن قصري مي باشند. پرسيد اين قصر مال كيست؟ گفتند: مال اين كسي كه كتاب مي نويسد. گفت: كي تمام مي شود؟ ‌گفتند: هر وقت كه اين كتاب تمام شود.»

 سروده عارفانه از استاد الهي قمشه اي

حســن زاده معــرّف الهـــي نمي شــود. الهــي را بايــد الهــي معــرّفي كنــد

 پرسند الهي كيستي من عاشقي بي حوصله

آواره‌اي بي خانمان ديوانه اي بي سلسله

 

پروانه اي پر سوخته شمع وفــا افــروخته

زاهل صفا آموخته عشق و جنون و ولوله

 

مشتاق يار خويشتن حيران به كار خويشتن

دور از ديار خويــشتن ياران هــزاران مرحله

 

در راه آن دير آشنا من شمع جان كردم فنا

گه سوختم گه ساختم گريان و خندان بي گله

 

خنديم ما ديوانگان بر قصر خاك و خاكيان

آنسان كه مي خندد فلك بر آشيان چلچــله

 

اي كعبه من روي تو وي قبله من سوي تو

كارم براه كـوي تو سعي و صــفا و هــروله

 

در راهت اي ماه حرم از شوق سر سازم قدم

خــار مغيلان گــر كند پــاي دلم پر آبـله

 

چون نالم از عشقت شبي با آه يا رب يا ربي

از خاك خيــزد فغان افتد بگردون زلـزله

 

اي حاجيان اي حاجيان در كعبه و دير مغان

جوئيد كوي دلستان از عاشقــان يك دله

 

گر عاشقي بي سيم و زر در راه او شام و سحر

ز آه دل و خون جگر برگير زاد و راحلــه

 

خواهم دلي مست خدا آزاد از نفس و هوا

از دام اين عــالم رها و زغير عشــق حق يله

 

بشكن بت و قدوس زن تكبير بر ناقوس زن

گامــي براه دوست زن خــوش با دَراي قافله

 

زان زلف پرچين و شكن جانا خمي برهم مزن

كانـــجا دل شـير فلك دارد بگــردن سلسله

 

افروخت ماهي مهربان خوشتر زخورشيد جهان

كــز شور و وجد عاشــقان افلاك دارد غلغله

 

گفـتم الـــهي در غزل مدحي ز سلــطان ازل

كان شه به چشم مرحمت بنوازد و بخشد صله

 

 قرنها بايد تا يك كودكي گردد الهي قمشه اي

مرحوم استاد الهي قمشه اي يكي از نوادر روزگار بود به ارتحال خود دل اهل الله را سوگوار كرد.

در هجران اين گونه بزرگان بايد گفت: ‌اي دريغا عالمي.

اگرچه به نص لاريبي تنزيل آسماني و حكم محكم فرقان محمدي (ص):

«ما ننسخ من آيهٍ او ننسها نأتِ بخيرٍ منها او مِثلها». ولي به قول عارف معروف مجدود بن آدم سنائي غزنوي (رحمه الله تعالي عليه):

 

 هر خسي از رنگ گفتاري بدين ره كي رسد

درد بايد مرد سوز و مرد بايد گامزن

 

 قرنها بايد كه تا يك كودكي از لطف طبع

عالمي گويا شود يا فاضلي صاحب سخن

 

سالها بايد كه تا يك سنگ اصلي زآفتاب

لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن

 

صدق و اخلاق و درستي بايد و عمردراز

تا قرين حق شود صاحب قراني در قرن

 

الهي سحري بود. الهي شب با ستارگان گفتگو داشت. الهي را مناجاتهاي آتش سوز است. الهي گريه ها داشت. الهي عالم ربّاني بود. الهي اهل ايقان بود. الهي مفسّر قرآن بود. الهي سوز و گداز داشت. الهي راز و نياز داشت. الهي مراقب بود. الهي عارف بود. الهي عاشق بود. الهي مهربان بود و حسن‌زاده را آرام جان بود.

الهي محب خالص پيغمبر (ص) و آل پيغمبر بود. الهي صاحب تأليفات بود. الهي نغمه حسيني بسرود. الهي تربيت شده آقا بزرگ حكيم و عارف يزدي بود. الهي، الهي بود. الهي بيش از هفتاد سال در اين نشاه بزيست و غريب بود. موت الغريب شهاده، الاسلام بدا غريباً و سيعود غريباً كما بدا فطوبي للغرباء.

 

سلطان ملك عشقم و جانانم آرزو است

نالان درد هجـرم و درمـانم آرزو است

 

تا دل كند نـظاره آن حسـن دل فــريب

از ديده محو جلوة خوبانـم آرزو است

 

من مرغ بــاغ عــالم قــدسم الهــيا

زان آشيان به گلشن رضوانم آرزو است

 

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 21:8 |

دكتر حسین محی الدین الهی قمشه ای 

اين بزرگوار اگر چه زاده و پرورش يافته ي شهرضا نيست ولي به خاطر نام و تبارش  اسم او نيز با نام شهرضا پيوند خورده است و جزء افتخارات اين شهر محسوب مي شود            محسن مرداني

حسين الهي قمشه اي

مقاله زیر در ماهنامه کانون ایرانیان ویکتوریا، گلبانگ شماره 52 آپریل 2004 منتشر گردیده است: (حق استفاده با ذکز ماخذ آزاد مي باشد)

حسین محی الدین الهی قمشه ای  فرزند چهارم استاد فقید مهدی الهی قمشه ای و خانم طیبه تربتی در دی ماه 1318  (ژانویه 1940) در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی، متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران تا درجه دکتری (Ph.D. In Islamic Philosophy & Theology) به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی (Liberal studies)  را نزد پدر، و استادان دیگر دنبال کرد. پدر ایشان فیلسوف، مجتهد، شاعر و مترجم برجسته ای بودند و اولین و معتبر ترین ترجمه فارسی قرآن از کارهای ایشان میباشد. دکتر قمشه ای پس از پایان تحصیلات دانشگاهی به کار تدریس در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعد ها خارج از کشور پرداخت و در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان و ادبیات و زیبائی شناسی مشغول شد. وی در سال 1358 قریب یکسال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود.

تحصیلات حوزوی یا سنتی یا همان Liberal Studies شامل دوره کامل دروس و مباحث اسلامی میباشد از جمله: اخلاق(Ethics)، منطق(Logic)، فلسفه و کلام(Theology)، فقه اسلامی(Islamic jurisprudence) ، زبان و ادبیات عرب، ادبیات فارسی با تمرکز بر شعرای عرفانی منجمله نظامی، مولانا، سعدی، حافظ، و شبستری.

ایشان دارای همسر و دو فرزند، یک پسر و یک دختر بنامهای شاهد و شادی می باشند. همسر ایشان دارای درجه دکتری در رشته علوم و صنایع غذایی بوده و استاد دانشکده پزشکی شهید بهشتی و موسسه علوم و صنایع غذایی و تغذیه و بهداشت میباشند. وی مولف و مترجم کتابها و مقالات در زمینه علوم غذایی نیز میباشد.

دکتر قمشه ای شاغل هیچ شغل رسمی نیست و کارش بیشتر به تدریس آزاد در دانشگاهها و مراکز فرهنگی و تالیف و ترجمه کتاب گذشته و می گذرد.

همه آموزش های او در ایران صورت گرفته و زبان انگلیسی، عربی، فرانسه و غیره را نیز در ایران آموخته است. ساکن تهران است و سالی یکی دو بار به مدت سه تا چهار هفته برای ایراد سخنرانی به کشور های خارج سفر می کند. وی در اکثر کشورهای اروپایی، کانادا، آمریکا، انگلیس، هند، تاجیکستان، و استرالیا (ملبورن، سیدنی، بریزبین) سخنرانی داشته است.

ایشان به موسیقی ارادت خاص دارد و آنرا بیش از سایر هنر ها در سخنرانیهای خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشویق نموده است.

او میگوید فرهنگ نور الهی است، از هرکجا بتابد آنجا مشرق است.

پیام آور عشق، استاد قمشه ای، با خستگی ناپذیری تحسین بر انگیزش همواره پیک آشنایی ایرانی و غیر ایرانی با فلسفه و ادبیات غنی عرفانی ایران بوده و در این راستا در دانشگاههاو مراکز علمی فرهنگی بیشماری در ایران و خارج از ایران تدریس و سخنرانی داشته که از آن میان میتوان تدریس فلسفه، عرفان، ادبیات، و هنر در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران و همچنین دانشگاههای لندن، آکسفورد، هاروارد، پرینستن، و برکلی کالیفرنیا را نام برد.

مجموعه سخنرانی های ایشان در Temenos Academy لندن بین سالهای 1994 تا 1996 در باره هنر و حکمت داستانسرایی در مثنوی، هفت داستان در زیر هفت گنبد از حکیم نطامی، عطار، و قرآن نیز نمایانگر اعتبار جهانی این فیلسوف عاشق می باشد.

دکتر قمشه ای همچنین با هنر هایی چون نقاشی و موسیقی و خوشنویسی از نزدیک آشنایی دارد و گاهگاهی در زمینه خوش نویسی آثاری از او به نمایش گذاشته شده است.  ایشان به موسیقی ارادت خاص دارد و آنرا بیش از سایر هنر ها در سخنرانیهای خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشویق نموده است. به قول یکی از موسیقیدانان هیچیک از سخنرانیهای دکتر قمشه ای نیست که در آن نکته ای در باره موسیقی نباشد.

 دکتر قمشه ای از حافظه درخشانی برخوردار است و به نظر می رسد که قرآن را تقزیبا از حفظ دارد و با مثنوی و حافظ و نظامی و فردوسی چنان است که گویی دیوان آنها در پیش روی او گشاده است و بخصوص گلشن راز شیخ محمود شبستری  تماما در خاطر اوست. وی همچنین در ادبیات انگلیس و عرب نیز می تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتی را بازگو کند.

دکتر قمشه ای اغلب روی این نکته تاکید دارد که اگر جاذبه ای در سخن او هست امتیازش به سعدی و حافظ و مولانا و بزرگان شرق و غرب باز می گردد و او تنها خود را توزیع کننده بخشی از فرهنگ جهانی در میان وارثان آن می داند.

دکتر قمشه ای امیدوار است که نسل جدید با توجه به امکانات شگفت انگیز ارتباطی امروزه و با استفاده از آخرین پیشرفتهای تکنولوژیکی بتوانند چراغ فرهنگ جهانی را روشن نگه دارند و نصیحت فردوسی را بجای آورند که فرمود: 

به گفتار دانندگان راه جوی

به گیتی بگرد و به هر کس بگوی

در بیان پیوند بین عرفان و علم و تکنولوژی نظر ایشان، طبق سخنرانیهای مفصلی که در این زمینه داشته اند، این است که تکنولوژی حاکمیت انسان بر دیو های بیرونی یعنی نیروهای سرکش طبیعی است و عرفان حاکمیت انسان بر دیو های درونی مانند حرص و کبر و کینه و امثال آن است. بدین سان عرفان و تکنولوژی در هدف با هم بسیار نزدیکند و می توان و باید در میان غوغای تکنولوژی عارف نیز بود. 

 جوانان

استاد قمشه ای معتقدند که جوانان با ارزش ترین سرمایه هر جامعه بوده و در این دنیای پر آشوب که رسانه ها و مراجع گوناگون باعث بوجود آمدن پدیده مضر انباشت  و آلودگی اطلاعاتی گردیده اند، ما میبایست با تمام نیرو به یاری آنان  شتافته و راهی  نو در پیش پای آنها نهیم و صدایی و نوایی تازه به گوش آنها برسانیم تا حد اقل آنان حق انتخابی دیگر نیز داشته باشند. به همین سبب  استاد قمشه ای طرحی برای پرورش فکری و فرهنگی جوانان در دست تهیه دارند با عنوان سرمایه گذاری فرهنگی. این طرح شامل خلاصه سازی کتابهای بزرگ جهان بر مبنای قضاوت منقدان بین المللی، ارائه مقالات و اشعار برجسته دنیا و معرفی شیوه های مطالعه برای کسب فرهنگ جهانی می باشد. کتاب 365 روز با سعدی ایشان از این گروه کتاب است که چاپ گردیده و کتابهای دیگر 365 روز در صحبت شکسپیر، 365 روز با ادبیات انگلیس (در قلمرو زرین)، 365 روز در صحبت مولانا، و 365 روز در صحبت قرآن نیز در دست چاپ می باشند.  در کتاب 365 روز در صحبت قرآن علاوه بر ارائه و ترجمه و تفسیر امهات (آیات کلیدی) کتاب آسمانی، دایره وسیع تاثیر قرآن بر ادب پارسی نیز به اختصار خاطر نشان شده است. 

سخنرانی های وی که از کانال 4 تلویزیون ایران و بعضا از تلویزیون جام جم پخش می گردد نیز در میان جوانان طرفداران بسیاری دارد.

  نمونه خط الهي قمشه اي

خوشنویسی از دکتر قمشه ای

 

سخنرانی های تلویزیونی

استاد قمشه ای از حدود سی سال پیش یعنی پس از در گذشت شادروان مهدی الهی قمشه ای تاکنون در دانشگاهها و مراکز فرهنگی و فرهنگسراها به ایراد سلسله سخنرانی هایی در باره بزرگان ادب پارسی و مباحث زیبایی شناسی در هنر و فلسفه و اخلاق اجتماعی پرداخته است. سخنرانیهای اخیر ایشان، از سال 1997یعنی حدود هفت سال است که  بصورت هفتگی از تلویزیون ایران پخش می شود. البته چنانچه اشاره شد سخنرانی ها برای تلویزیون یا مصاحبه و شرکت در برنامه های تلویزیونی یا رادیویی انجام نمی پذیرد بلکه پس از انجام سخنرانی در مراکز یاد شده  تلویزیون ایران در صورت تمایل و با کسب اجازه سخنران آنها را پخش می کند.

 طبق آمار مجله سروش، سخنرانیهای ایشان پر بیننده ترین برنامه ها بعد از اخبار بوده و حتی از برنامه های ورزشی و سریال های تلویزیونی نیز بینندگان بیشتری دارد. از خصوصیات جالب این سخنرانیها تنوع بینندگان است که از نوجوانان تا سالخوردگان و از عامه مردم تا خواص را در مشاغل گوناگون و با مواضع اجتماعی و مذهبی متفاوت شامل می شود.

اسلام

استاد قمشه ای اسلام را با دید عرفانی می نگرد و معتقد است که احکام دینی در همه ادیان الهی از جمله اسلام باید چنان تفسیر شود که با فطرت الهی انسان هماهنگ باشد. چنانکه در قرآن آمده است خداوند انسان را بر فطرت خود آفرید و پیامبر فرموده است هر چه شرع بدان حکم کند عقل نیز بر همان حکم خواهد کرد.

 

زن از دیدگاه عرفانی

او در باره خانمها نظرات خاص عرفانی دارد از جمله اینکه زن در مقام معشوقی قرار دارد و مظهر معشوقیت و محبوبیت خداوند در روی زمین است. و به همین سبب در ادب تغزلی عرفانی پارسی همه جا معشوق مطلق که خداست در صورت زن وصف می شود و مقصود از دختر پادشاه چین و بت چینی یا دختر چینی جلوه و جمال الهی است.

گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

از گردش او گردش این پرده نبینی؟ 

تالیفات و مقالات و سخنرانیها

حاصل کار و تلاش خستگی ناپذیر استاد قمشه ای تاکنون مجموعه با ارزشی از صد ها کتاب و مقاله و سخنرانی بصورت صوتی و تصویری می باشد. برای  فهرست  کامل این مجموعه پر ارزش به وب سایت ایشان www.persianwisdom.com  رجوع نمائید.

در ضمن دکتر قمشه ای وعده داده اند که پیش از بازگشت به ایران از استرالیا فهرست یکصد جلد کتاب ممتاز جهان را در اختیار کانون ایرانیان ویکتوریا قرار دهند. این لیست بزودی روی وب سایت کانون www.iranian-vic.org.au وهمچنین  وب سایت ایشان در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

تهاجم غیر فرهنگی

تفکر جهانی استاد قمشه ای نشئت از این اعتقاد می گیرد که "تهاجم فرهنگی"  مشکل شرق نیست بلکه "تهاجم غیر فرهنگی" است که مشکل زاست.  چه بسا فرهنگ اصیل غرب و همه کشورهای جهان می تواند مایه تعالی و رشد معنوی همگان باشد. چنانکه فرهنگ اصیل شرق نیز برای غربیان پیوسته سرچشمه الهام و معرفت بوده است.

او میگوید فرهنگ نور الهی است، از هرکجا بتابد آنجا مشرق است و آن نور در سه جلوه ظاهر می شود که عبارتند از زیبایی، دانایی و نیکویی. جامعه با فرهنگ جامعه ایست که در آن به زیبایی و دانایی و نیکویی بیش از هر چیز بها داده می شود و ثروت و قدرت و دولت و مقام و منصب همه در خدمت این سه ارزش قرار می گیرند.

پیام دکتر قمشه ای در همه سخنرانیهایش بر محور علم و هنر و اخلاق می گردد. تعریف ایشان از این سه ارزش متعالی چنین است که شناخت نظام و هارمونی عالم، علم است. احساس نظام و هارمونی و خلق و ارائه تناسبات تازه هنر است و عمل کردن بر طبق هارمونی های درون و بیرون اخلاق را تشکیل می دهد. هدف علم رسیدن به حقیقت و هدف هنر کشف و ارائه زیبایی و هدف اخلاق رسیدن به خیر و سعادت است و این هر سه یعنی حقیقت و زیبایی و خیر، سه  جلوه از یک ذات هستند. آنچه خیر است زیباست و حقیقت دارد، آنچه زیباست خیر است و حقیقت دارد و آنچه حقیقت دارد خیر است و زیباست. شعر معروف زیر از جان کیتز (John Keats)  انگلیسی که بخش اول آن از افلاطون گرفته شده مبین همین دیدگاه در فرهنگ غرب است:

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 21:4 |