تبليغاتX
وبلاگ شخصی اوستا طحانی
اي جامه بخود پيچيده ‍ـ برخيز و انذار كن  (آيات ١و ٢/ سوره مدثر)

 محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنج مايه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسياري را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مي گذرانيد.

ـ آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق درانديشه بود كه ناگهان صدايي گيرا و گرم درغار پيچيد:

بخوان!

ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:‌بخوان!

ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم.

صدا پاسخ داد:

ـ بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي دانست بياموخت.........

و او هر چه را كه فرشته وحي خوانده بود باز خواند.

ـ هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

ـ مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!

 و چون خديجه علت را جويا شد گفت:

ـ آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!

خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:

ـ من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم........

ـ پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.

 

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
        

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
     

                 فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد


بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
  

               گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد


طربسرای محبت کنون شود معمور
  

                     که طاق ابروی يار منش مهندس شد


لب از ترشح می پاک کن برای خدا
  

                     که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
 

کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود        

                    که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
 

چو زر عزيز وجودست شعر من آری    

                        قبول دولتيان کيميای اين مس شد
 

خيال آب خضر بست و جام کيخسرو      

               بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
 

زراه ميکده ياران عنان بگردانيد        

                 چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

تهیه وتنظیم :اوستا طحانی
+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 20:30 |
«اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِی خَلََقَ» عيد رسالت و جشن برگزيدگی و برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) بر جهان و جهانيان مبارک باد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 20:25 |

 پوشش گياهي

پوشش گياهي شهرستان (استپي و نيمه استپي) در نتيجه تاثير شديد انسان و عوامل اقليمي نامناسب  تغيير يافته و وضعيت موجود نشان دهنده سير قهقرائي و تخريبي پوشش طبيعي است كه طي سالهاي گذشته صورت گرفته است. گونه هاي تشكيل دهنده مراتع شامل گون ها،فرفيون، جاز، اسفند، درمنه، پيچك و غيره مي‌‌‌‌‌باشد.

 آب و هوا

درجه حرارت هواي شهرستان از جنوب به سمت شمال شرق افزايش مي يابد به طوري كه ميانگين سالانه دما در جنوبي ترين قسمت شهرستان حدود 10 درجه سانتيگراد و در قسمت شرق به 16 درجه سانتيگراد مي رسد. ميزان تبخير سالانه از 1400 ميليمتر در جنوب غرب تا حدود 220 ميليمتر  در ناحيه شمال شرق شهرستان افزايش مي يابد.

بارندگي شهرستان تحت تاثير جريانات جوي است كه از سمت غرب وارد منطقه مي شوند. توده هاي هواي باران‌زائي كه از سطوح وسيع آب مانند درياي مديترانه، درياي سياه و اقيانوس اطلس سر چشمه مي گيرند، منشا اصلي بارشها هستند. ميانگين بارش سالانه در شهرستان از حدود 400 ميليمتر در جنوب غرب تا 119 ميليمتر در شرق شهرستان متغير است

   كشاورزي و دامپروري

شهرستان شهرضا يكي از قطبهاي مهم كشاورزي در سطح استان است كه با 38995 هكتار از اراضي كشاورزي، 3/7 درصد كل اراضي كشاورزي استان را دارا مي باشد. 35778 هكتار از اين اراضي را اراضي زراعي آبي و ديمي و 3217 هكتار معادل8 درصد اراضي زير كشت را باغات تشكيل مي دهد. محصول اصلي اين شهرستان گندم ، جو، حبوبات، چغندر قند و علوفه، انگور، انار، سيب، گردو ، بادام ،محصولات پرورش يافته زير پوشش هاي پلاستيكي از جمله خيار، فلفل و همچنين به گلهاي زينتي مي توان اشاره نمود.

اين شهرستان از لحاظ توليد محصولات دامي همه ساله علاوه بر تامين نياز داخلي ميزان قابل ملاحظه اي دام و فرآورده‌هاي دامي به خارج از شهرستان صادر مينمايد. بهره برداري از دام شهرضا شامل پرورش گاو و گوساله دو رگه و اصيل شيري، پرورش طيور و زنبور عسل، پروار بندي گاو و گوساله و گوسفند مي باشد. جمعيت دامي شهرستان شهرضا بر اساس سازما برنامه بودجه سالهاي گذشته حدود 6/253 هزار راس دام بوده و واحدهاي توليدي دامي شامل 342 واحد گاوداري،17 واحد پروار بندي گاو وگوساله، 54واحدپرواربندي گوسفند و بره و حدود110 واحد پرورش طيور گوشتي مي باشد.

 

صنايع روستايي

صنايع روستايي شهرستان شامل قالي بافي، سفالگري، گليم بافي، گيوه دوزي و... كه بالاترين سهم در اين بخش به قالي بافان اختصاص دارد. توليد فرش دستباف شهرستان شهرضا در سطح كشور و جهان از اهميت زيادي برخوردار بوده و صادرات فرش شهرضا به كشورهاي خارجي در سطح وسيع  و با كيفيت عالي صورت مي گيرد. از نمونه فرش شهرستان مي توان فرش معروف بهارستان بافته استاد علي خدادادي اشاره نمود كه در نوع خود در جهان بي نظير ميباشد.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:38 |
 موقعيت طبيعي جغرافيائي و وسعت شهرستان

شهرستان شهرضا با مساحتي حدود 9/4573 كيلومترمربع  بين 51 درجه و 23 دقيقه تا 52 درجه و 13 دقيقه طول شرقي و 31      درجه و24 دقيقه تا 32 درجه و 24 دقيقه عرض شمالي و با ارتفاع متوسط 1825 متر از سطح دريا قسمتي از بخش فلات ايران را تشكيل مي دهد و در دشت نسبتا همواري قرار دارد. اطراف آن را ارتفاعات گوناگوني فرا گرفته كه از ديدگاه چينه شناسي اين ارتفاعات متعلق به دوره كرتاسه هستند كه توسط آبرفتهاي دوران چهارم زمين شناسي پوشيده شده و بعلت تبخير زياد، علاوه بر وجود لايه هاي گچي، خاكهاي شور و قليا نيز در منطقه مشاهده مي گردد.

بيشتر از يك سوم محدوده اين شهرستان را مناطق كوهستاني تشكيل ميدهد و بقيه آن شامل سه دشت شمالي، مال غربي و جنوب مي باشد.

اين شهرستان از سمت شمال به شهرستانهاي اصفهان و مباركه، از جنوب به شهرستانهاي سميرم و آباده، از شرق به شهرستان اصفهان، از غرب به شهرستان بروجن محدود ميشود.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:35 |
اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت شهرستان شهرضا برابر 164361 نفر بوده است و در سال 1378 جمعيتي معادل 169845 نفر برآورد گرديده است. متوسط رشد سالانه جمعيت معادل 32/1% مي باشد. از كل جمعيت شهرستان در سال 1378، 1/65% در نقاط شهري و 9/34% در نقاط روستايي زندگي مي كنند. تراكم جمعيت در شهرستان در سال 1378، 1/37 نفر در كيلومتر مربع است.
 

 

وضعيت شاخصهاي جمعيت شهرستان شهرضا در مقايسه با ميانگين استان

    ميانگين استان

         شهرستان

شاخص

2/75

1/65

برآورد درصد شهرنشيني در سال 1378

65/1

32/1

بر آورد نرخ رشد جمعيت در دوره 78-75

5/38

1/37

برآورد تراكم جمعيت در سال 1378(نفر در كيلومتر مربع(

 

 زبان مردم شهرستان شهرضا فارسي است. البته در بعضي روستاها كه ارتباط مستقيم با عشاير كوچنده داشته‌اند به زبان تركي و لري نيز صحبت مي نمايند. شايان ذكر است شهرضا به علت مهاجر پذيري در شهرك‌هاي اقماري قوميتهاي مختلفي ساكن مي باشند كه بالطبع هر كدام به زبان خاص خود صحبت مي كنند. مذهب مردم اين خطه از كشور اسلامي، مسلمان و شيعه اثني عشري مي باشند.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:34 |

 تقسيمات كشوري

شهرستان شهرضا براساس آخرين تقسيمات كشوري داراي 2 بخش زير مي باشد :   

الف) بخش مركزي:  به مركزيت شهرضا و شامل دهستانهاي اسفرجان، منظريه، دشت و 28 روستا به نامهاي : مهيار، پرزان،  افتخاريه،امامزاده علي اكبر، جرم افشار، اسفه، منوچهرآباد، دهك، زيارتگاه، ولندان، سولار، عمروآباد، قصرچم، مقصود بيك، ميرآباد، قوام آباد، ماران، مسينه، محمديه، اسفرجان، هونجان، امين آباد، اسلام آباد، ترك آباد، وشاره،اسفه سالار، بابوكان و وصف.

 

ب) بخش سميرم سفلي:  به مركزيت شهر دهاقان و شامل دهستانهاي قمبوان، همگين، موسي آباد، كهرويه و 21 روستا به نامهاي موسي آباد، مهدي آباد، دولت آباد، محمود آباد، علي آباد گچي، كره، لاريچه، همگين، دزج، قميشلو،بودجان، قمبوان، پوده، علي آبادجمبزه، گنجقباد، قهه، جمبزه، هفت يكي، كهرويه، يحيي آباد و هوك اين شهرستان فعلا داراي 3 شهر بنامهاي شهرضا، دهاقان، منظريه بوده و فاصله مركز اين شهرستان از مركز استان80 كيلومتر است.

 

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:33 |

در بعضي از كتب خطي قديمي و لغت نامه ها از قول مورخان و نويسندگان نقل شده كه قمشه از كلمه كومه شه كه به معني شكارگاه شاه مي باشد گرفته شده و در اين باره گويند در زمان ساسانيان ،قمشه بنام قلعه سميرم مشهور بوده و چنين شايع است كه بهرام‌گور پادشاه ساساني اغلب هنگام شكار در اين نواحي فرود مي آمده، به همين علت به آن كومه‌شه گفته مي شد كه بعدها به قمشه معروف گرديد

در بستان السياحه چنين آمده: گويند قوم شاه آنجا را آباد نموده اند لهذا ‹‹ قوم شه›› گفته اند . قصبه‌اي است شهر مانند وبلده‌اي است خاطر پسند از توابع اصفهان و از اقليم چهارم،هوايش سالم، آبش از كاريز و ملايم، در زمين هموار واقع و سمت مشرقش في الجمله گرفته، سه طرفش واسع است و ميوهاي سرد سيرش فراوان و حبوب و غلاتش في الجمله ارزان است.

شهرستان شهرضا در طول تاريخ بارها صحنه تاخت و تاز افغانها و سلاطين حاكم بر ايران و جنگهاي متفاوت بوده است در آثار عجم فرصت الدوله شيرازي آمده است: قمشه كومه شه است و كومه به خانه هايي گفته مي شود كه از ني چوب سازند و چون اين نواحي محل شكار پادشاهان بوده و خانه هايي از ني و چوب جهت اقامت آنها بر پاگشته ، لذا به آن كومه شه گفته شده كه بعدها در جاي اين خانه ها شهر بنا گرديده است .بعضي گفته اند كلمه قمشه به معني جايي كه ني بسيار است، نيز مي باشد .كلمه قمشه به معني مكان پر قنات نيز مي باشد. و چون در اين ناحيه اكثر مزارع بوسيله قنوات مشروب مي گردد، لذا به آن قمشه گفته اند. بعضي را نظر بر اين است كه كلمه قمشه در اصل قمچه بوده زيرا اين شهر در قديم الايام مركز فلسفه و حكمت بوده و داراي فلاسفه و حكماي بسياري بوده و است.

در سال 1305 هجري شمسي بنا به درخواست اهالي و با توجه به اينكه در شمال اين شهر مرقد امامزاده رضا(ع) يكي از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي(ع)واقع بوده و نيز به سبب علاقه وافر مردم اين ديار به ائمه معصومين بويژه حضرت علي ابن موسي الرضا(ع)، وزارت كشور تغيير نام قمشه به شهررضا را تصويب نمود كه به تدريج و به اختصار شهرضا ناميده شد

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:33 |

وضعيت تاريخي

 شهرستان شهرضا كه در گذشته قمشه ناميده مي شده، ز زمان سلسله ساسانيان به صورت بخشي كوچك با جمعيت مختصر كه داراي حصار مستحكم بوده ،وجود داشته و حتي در بعضي از كتب تاريخي از آن بنام قلاع سميرم ياد شده است. هم اكنون نيز يكي از بخشهاي اين شهرستان سميرم سفلي ناميده مي شود. اطراف شهرضا داراي شكار گاههاي بزرگ و گله هاي متعدد بز كوهي و آهو بوده است. اين منطقه شكارگاه و تفريحگاه سلاطين در دورانهاي قبل ، و بعد از اسلام بخصوص دوره صفويه بوده است.

سابقه تاريخي شهرضا چنانكه از نوشته هاي تاريخي و از جمله سند روشن و زنده سنگ قبور قبرستان شاهرضا(95هجري)برمي آيد و از شواهد و قرائن موجود استفاده مي گردد اين شهر پيش از پيدايش اسلام به صورت قريه اي در 14 فرسنگي داراليهود (بلده اسپهان ) وجود داشته است.  البته بعد از پيدايش اسلام اين شهرستان از لحاظ وسعت و جمعيت از تمام شهرستانهاي استان دهم مهمتر و معتبر تر بوده است. در پيدايش و گسترش شهرستان شهرضا دو عامل مهم نقش داشته است: يكي عامل جغرافيائي نظير خاكهاي حاصلخيز دشت شهرضا و وجود منابع آب و هواي نسبتا مساعد و ديگري قرار گرفتن در كنار شاهراه ارتباطي شمال –جنوب كشور و وجود مراكز مذهبي مي باشد.

توسعه و تبديل شهرضا به يك مركز مهم استراتژيك و تجاري، در دوره صفويه به اوج خود رسيده است. كاروانسراها، قهوه‌خانه ها و مراكز خدماتي زيادي جهت سرويس دهي به مسافراني كه از اين مسير گذر مي‌كرده اند ايجاد شده كه خود موجب افزايش جمعيت آن بوده است.

+ نوشته شده توسط اوستا طحانی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 15:32 |